🔺رساله حلقه کریمیه در ساخت اسطرلاب از آثار عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه

مصنفِ رساله تغییراتی در ساخت اسطرلاب رایج داده و مزیت‌های دیگری بر آن افزوده‌اند و به این اعتبار، به نام خود ثبت کرده و «حلقه کریمی» نامیده‌اند.
این نسخه از رساله را محمدباقر بن ابراهیم خراسانی با خطی نیکو استنساخ کرده و در بعضی قسمت‌ها حاشیه‌ای توضیحی مرقوم نموده. در پایان نیز تصویر دو سطح حلقه کریمی را رسم کرده و در گوشه‌ای از آن نوشته است: «عمل حقیر محمدباقر خراسانی ۱۲۹۹».
این رساله (چاپ‌شده در مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۵، ص۲۸۲ تا ۳۰۲) یکی‌ از آثار مربوط به هیئةالافلاک است و علاوه‌بر جهات مکتبی، از منظر تاریخ علم نیز جالب‌توجه است. در سال‌های اخیر، علاقمندان این رشته به این رساله و حلقه اقبال نشان داده‌اند و مدیر رصدخانه دانشگاه کاشان این حلقه را ساخته و معرفی کرده است.

@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺دیدار و گفت‌وگو با جناب آقای دکتر علیرضا ذکاوتی قراگزلو و عیادت ایشان

دکتر ذکاوتی نویسنده و پژوهشگر در ادبیات فارسی و عرفان اسلامی است و در بعضی مقالات خود، به کتاب گرانسنگ مباحثی پیرامون آیه شریفه بقیت الله خیر لکم... ارجاع داده است.
ایشان در کتاب سیر تاریخی نقد ملاصدرا، نامه سید جلال‌الدین آشتیانی را نقل کرده است که خطاب به آقای ذکاوتی نوشته بوده: «تکفیر برغانی [این‌که محمدتقی برغانی شیخ احسائی را تکفیر کرد] نه امر شرعی بود، نه امر عقلی.»
در این دیدار، درباره مرحوم شیخ احمد احسائی و مکتب ایشان و بعضی مکاتب دیگر گفت‌وگو کردیم و مجلداتی از کتاب بقیت‌ الله‌‌‌... تقدیم ایشان شد.
@AghayedNet
🔺از فرمایش‌های مکتبی
@AghayedNet
✔️🔻مرچ

واژه «مرچ» که مَرِچ و مِرِچ ضبط شده، به‌قولی همان فلفل گرد است که در هندی به این نام می‌نامند (مثمر، سراج‌الدین آرزو، ص۱۸۳) یا قسمتی از شجره فلفل است (حبیب السیر، ج۴، ص۶۷۳).
اما در دروس و مواعظ مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه به‌طور مکرر به‌عنوان نوعی مَزه به‌کار رفته است:
«میوه‌ها همه‌اش ابتدائاً تلخ می‌شود، مرچ می‌شود.»
در جایی دیگر:
«اول خرماها چیز مرچ بدمزه‌‏اى است. خرده‌‏خرده آب مى‏‌خورد، کم‌‏کم خرما و شیرین مى‌‏شود.»
و در موضعی دیگر:
«اول وهله که میوه بیرون می‌‏آید، یک چیز مرچ عفصی است و خرده‌خرده می‏‌رسد و شیرین می‏‌شود.»

در لغت‌نامه‌های متداول، برای این کلمه معنایی که به‌ نوعی مزه اشاره داشته باشد یافت نشد. نگارنده احتمال داده بود که در گویش منطقه همدان چنین باشد. این بزرگوار سال‌های متمادی به‌ دستور عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در همدان حضور داشتند و طبیعی است که برای مخاطب همدانی از گویش آن منطقه استفاده بفرمایند.

خوشبختانه به‌تازگی در کتاب واژه‌نامه‌ی همدانی، مدخل «مرچ» را ملاحظه کردم و مسجّل شد که این لفظ در گویش همدان معنای به‌خصوصی دارد:
«مِرچ merč: گَس، مزه خوردنی‌هایی که باعث جمع شدن جدار داخلی دهان شود، مثل بِه و میوه نارس.» (ص۳۹۱)

درنتیجه «مِرچ»، به همین ریخت، صحیح است و آن را نوعی مزه (گَس) باید توضیح داد.


___

مشارکت برخی همراهان کانال

جناب دوستدار:
...کلمه مرچ در گویش جندق بسیار رایج بود و ما زیاد به‌کار می‌بردیم و هرگز کسی نگفت از کجاست.

جناب انصاری:
سلام علیکم ورحمة الله
یادداشت جنابعالی پیرامون واژه‌ی "مرچ" را مطالعه کردم.
عرض می‌شود که "مرچ"، هم‌دسته‌ی واژه‌ی معروفِ "ملچ" است. به صدای حاصل از جمع شدن دهان به هنگام خوردن مواد ترش یا گَس، ملچ و مولوچ گویند. در اینجا، ملچ (در ضبط غیر معروف: به کسر میم و لام) به مرچ تغییر آوایی داشته است که بخاطر قرابت آوایی و نزدیکی مخرج این دو حرف است. در ضمن، اسمِ نتیجه‌ی ماده بر خود ماده گذاشته شده است؛ مثل اینکه کسی سَم بخواهد بخورد، می‌گویند که فلانی می‌خواهد مرگ بخورد!

@AghayedNet
🔺عبارات مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه در صلوات بر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها و توسل به آن بزرگوار
@AghayedNet
🔺کتابِ تازه‌منتشرشدهٔ
المدرسة الاخباریة: دراسة حول جذورها، اعلامها، معالمها و آثارها
به‌ضمیمهٔ معرفی، تحقیق و ارائهٔ رساله‌ای از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رَفَعَ اللهُ شأنَه

@AghayedNet
✔️🔻کتابِ تازه‌منتشرشدهٔ المدرسة الاخباریة: دراسة حول جذورها، اعلامها، معالمها و آثارها
به‌ضمیمهٔ معرفی، تحقیق و ارائهٔ رساله‌ای از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رَفَعَ اللهُ شأنَه


این کتاب گزارشی از زمینه و ریشه‌های شکل‌گیری مدرسه اخباریه در دوره صفویه و امتداد آن تا روزگار وحید بهبهانی است.
در این اثر سعی شده بدون پیش‌داوری، ریشه‌های این مدرسه و آثار فکری آن معرفی شود.
بخش عمده این اثر تصحیحِ چهار رساله و دو مقالهٔ تألیفی مرتبط با موضوع است.
چهار رساله این مجموعه عبارت‌اند از:
۱. رساله الحق المبین کاشف‌الغطاء
۲. رساله فاروق الحق قاضی دزفولی
۳. فایده نهم خاتمه وسایل الشیعه
۴. فوائد فی تصحیح الاخبار حاج محمدکریم کرمانی
دو رساله اول پیرامون تفاوت‌های دو مدرسه اخباری و اصولی است. فایده نهم خاتمه وسایل الشیعه و فوائد مرحوم آقای کرمانی بیان‌کنندهٔ یکی از مهم‌ترین نظریات اخباریه یعنی دیدگاه این مدرسه در اعتبارسنجی روایات است.
بنا به توضیح مؤلف این کتاب، رساله مرحوم آقای کرمانی (با این‌که در دسته‌بندی‌های رایج، کسی مرحوم کرمانی را جزو علمای اخباری به‌شمار نیاورده) گزارشی جامع از نگاه و ادله‌ای است که اخباریون (و کسانی که با این نگاهِ آن‌ها هم‌سو هستند) در اعتبارسنجی روایات لحاظ می‌کنند.
این رساله مشتمل بر چهار فایده است:
۱) ذکر اقوال در اعتبار روایات کتب اربعه و بعضی دیگر از کتب روایی؛
۲) ادله صحت روایات؛
۳) جواب اشکالات بعضی‌از اصولیون بر این ادله؛
۴) چاره‌اندیشی پیرامون تعارض روایات.
شاید بتوان این رساله را مقدمه و بیان‌کنندهٔ نظرِ مرحوم آقای کرمانی در اعتبارسنجیِ روایاتِ موسوعهٔ فصل الخطاب دانست.
رساله فوائد فی تصحیح الاخبار در مجلد دوم المدرسة الاخباریة، صفحه ۱۴۵ تا ۲۰۴، آمده است.
این رساله پیش‌از این در جلد نوزدهم مکارم الابرار (عربی)، صفحه ۱۴۷ تا ۱۷۸، چاپ شده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده سه رساله در رد و اثبات رکن رابع شیخیه
مشتمل بر رساله عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه
@AghayedNet
▪️۲۷ جمادی الثانیة، سال‌روز وفات مرحوم میرزا حسین نوری رضوان الله علیه
@AghayedNet
رویکرد مرحوم نوری رضوان‌الله‌علیه
به اندیشه شیخ احسائی اعلی‌الله‌مقامه
@AghayedNet
🔺فایل صوتی نشست
🔸با موضوع:
رویکرد مرحوم نوری رضوان‌ الله‌ علیه
به اندیشه شیخ احسائی اعلی‌ الله‌ مقامه
@AghayedNet
✔️🔻لزوم تأویل دسته‌ای از روایات نجومی
از دیدگاه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و شیخ محمدبَخیت مطیعیِ مصری


🔸بخش اول

هنگام مطالعه روایات نجوم باید به نکته مهمی توجه کرد. نکته‌ای که غفلت از آن سبب مشکلاتی در فهم روایات و چه‌بسا، نعوذبالله، باعث متهم کردن معصومین علیهم‌السلام گردد.

بعضی‌از روایات نجوم را نباید طبقِ ظاهرِ آن توضیح داد و فقط ظاهر آن را ملاک گرفت. هنگامی که شخص حکیم سخنی می‌گوید، واجب نیست که سخن او همه‌فهم باشد. در مواقعی، برای مخاطب خاص بیانی می‌فرماید.

سخنان حضرت امیر و حضرت صادق علیهماالسلام در کیمیا سخنانی نیست که عوام درک کنند. انسان حکیم با هر پرسشگری مناسب سطح ادراک و فهم او سخن می‌گوید. علاوه‌بر این‌که برای فرمایشات اهل‌البیت علیهم‌السلام هفتاد وجه است (مکارم الابرار (عربی)، ج۳، «مواقع النجوم»، ص۴۲۳).

برای نمونه، تعبیری در روایتی رسیده که خدا دریایی را میان آسمان و زمین آفریده است: «عن علی بن الحسین علیهماالسلام قال: ان من الآیات التی قدّرها الله للناس مما یحتاجون الیه البحر الذی خلقه الله بین السماء و الارض [...]» (بحار الانوار، ج۵۵، ص۱۴۶). تعبیر دریا را نباید همین دریای روی سطح زمین در‌نظر گرفت. بلکه این دریا صافی و لطیفِ آبی است که میان عرش و فرش است. خداوند از «بخار» و «صَفوِ» آن آب، آسمان‌ها را آفرید و از «زَبَد» و «غلیظ» و ظاهر آن، زمین را خلقت کرد (مکارم الابرار (عربی)، ج۳، «مواقع النجوم»، ص۴۲۴).

در همان حدیث آمده است سطح کره زمین پانصد سال راه است و خورشید شصت فرسخ در شصت فرسخ است و ماه چهل فرسخ در چهل فرسخ: «[...] قال [علی بن الحسین علیهماالسلام]: و قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام: الارض مسیرة خمسمائة عام [...] و الشمس ستون فرسخاً فی ستین فرسخاً و القمر اربعون فرسخاً فی اربعین فرسخاً [...]» (بحار الانوار، ج۵۵، ص۱۴۷). برای ما روشن نیست که کدام فرسخ مراد است، فرسخ زمینی یا آسمانی و طبق چه معیاری.

در روایت دیگر، حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام طول و عرض خورشید و ماه را نهصد فرسخ در نهصد فرسخ معرفی می‌کنند: «عن الرضا عن آبائه عن الحسین بن علی علیهم‌السلام قال:‌ کان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بالکوفة فی الجامع اذ قام الیه رجل من اهل الشام فقال: یا امیرالمؤمنین، انی اسألک عن اشیاء. [...] و سأله عن طول الشمس و القمر و عرضهما. قال: تسعمائة فرسخ فی تسعمائة فرسخ [...]» (بحار الانوار، ج۱۰، ص۷۵). چون مساحت طبقِ مقیاسِ اندازه‌گیری است و این مقیاس برای ما مجهول است، در‌نتیجه مساحت نیز مجهول است (مکارم الابرار (عربی)، ج۳، «مواقع النجوم»، ص۴۲۵)

و نباید این‌گونه روایات را طبق ظاهر معنا نمود.
علماء ظاهری گمان کرده‌اند کلمات معصومین علیهم‌السلام حتماً باید بر آنچه عوام درک می‌کنند حمل گردد، حتی اگر درباره پنهان‌ترین علوم و بالاترین حقایق بیانات فرموده باشند! و‌حال‌آن‌که اشاره کردیم این بزرگواران به‌حسب فهم پرسشگران پاسخ می‌فرمودند. ممکن است در یک علم و در یک مسئله از آن علم، به‌حسب فهم‌ها پاسخ‌های متعددی فرموده باشند. طبیعتاً پاسخی که به شخص حکیم فاضلی داده‌اند، غیر‌از پاسخی است که به شخص عامی بادیه‌نشین فرموده‌اند (همان، ص۴۳۰).
در بیانات اهل‌البیت علیهم‌السلام اصطلاحاتی است که اگر به‌حسب ظاهر توضیح داده شود، سبب تشنیع و وهن است. مثلاً آنچه را درباره کوه قاف فرموده‌اند یا درباره یأجوج و مأجوج بیان کرده‌اند، اهل جغرافیا رد می‌کنند و می‌گویند: بر سطح کره زمین چنین چیزهایی ندیده‌ایم و کشف نکرده‌ایم.

هم‌چنین جابلقا و جابرصا و چهل خورشید و چهل ماه و غروب خورشید در «عین حمئة» و... از همین باب است.
بهترین راه این است که علماء ظاهری بگویند: این اَخبار رموز است و علومِ دیگری است و ما فقه و امور ظاهری دیگر را می‌دانیم (همان، ص۴۳۱).

غیر‌از علماء ظاهری، حکماء فیلسوف نیز خطا کرده‌اند؛ چراکه با تمسک به دیدگاه‌های ناقص و عقول خود و بدون استناد به معصومین صلوات الله علیهم تفسیرهایی کرده‌اند که اهل‌البیت از آن بیزارند (همان، ص۴۳۲).

ادامه دارد...

تصویر: نمونه‌ای از جداول رساله حلقه کریمیه از آثار عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه، به‌خط مصنف
مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۵، ص۲۸۸ و ۲۸۹

@AghayedNet
🌷اگرچه مشهور است حضرت هادی علیه‌السلام در ١۵ ذوالحجه سال ٢١٢ در قریه صریا (اطراف مدینه منوره) ولادت یافتند؛ ولی طبق این فرمایش امام زمان عجل الله فرجه ولادت ایشان در ماه رجب است.
@AghayedNet
✔️🔻لزوم تأویل دسته‌ای از روایات نجومی
از دیدگاه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و شیخ محمدبَخیت مطیعیِ مصری

🔸بخش دوم و پایانی


عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در بخشی‌از تدریس فارسی کتاب الفطرة السلیمة (که از آثار خود ایشان است)، به این نکته توجه داده‌اند و درباره این‌که اصطلاحات این‌گونه علوم غیر‌از متبادر فهم عوام است بیاناتی دارند.

هم‌چنین شخصی به‌ نام آقا عبدالله از این بزرگوار دربارهٔ «درگاه‌های آسمان» (ابواب السماء) سؤال می‌کند و می‌پرسد: آیا مراد ظاهر عبارات است آن‌گونه که عوام متوجه می‌شوند (درگاه‌های ظاهری) یا لایه‌ها و محمل‌های باطنی دارد؟ این بزرگوار می‌فرمایند:

«اقول: فهم العوام لیس بحجة فی مسئلة من المسائل الّا ما کلفوا به فی الامور الراجعة الی العرف و اما فی العلوم التی اظهرها الائمة علیهم‌السلام لاهلها فلیس بحجة فانهم لیسوا باهل العلم و ان لکل کلام مع صاحبه مقاماً و ان حدیثهم صعب مستعصب لایحتمله کل احد...» (مکارم‌ الابرار، ج۳۱، «رسالة فی جواب الآغا عبدالله»، ص۲۳۱).

(می‌گویم: فهم عوام در مسئله‌ای از مسائل حجت نیست، مگر در امور عُرفیه‌ای که به آن تکلیف شده‌اند. اما فهم ایشان در علومی که ائمه علیهم‌السلام برای اهلش اظهار کرده‌اند، حجیت ندارد؛ چراکه عوام اهل علم نیستند و هر سخنی با صاحب آن سخن جایگاهی دارد [که دیگری بی‌خبر است] و احادیث اهل‌البیت بسیار دشوار است که هرکسی آن را تحمل نمی‌کند.)


این دیدگاه دربین علماء شیعه و سنی طرفدارانی دارد. در این یادداشت، به شخصیتی که کمتر از او سخن به‌میان آمده اشاره می‌کنیم.

عالم مصری، محمدبَخیت مطیعی حنفی، مشهور به امام مطیعی، از علماء مشهور مصر و از اهل سنت است و از کسانی است که تلاش کرده میان دیدگاه‌های هیئت جدید با آیات قرآن و روایات هماهنگی برقرار کند.

کتاب مشهور او در این زمینه توفیق الرحمٰن للتوفیق بین ما قاله علماء الهیئة و بین ما جاء فی الاحادیث الصحیحة و آیات القرآن است.
تحقیق او، در‌میان اهل سنت، هم‌چون تحقیق شهرستانی در کتاب الهیئة و الاسلام، در‌میان شیعه، است.

از جمله دیدگاه‌های او این است که آسمان به منزله مرد و زمین به منزله زن است که دراین میان موالید بر روی زمین پیدا شد (توفیق الرحمٰن...، ص۷۸۵). وی برای اثبات بعضی نظریات خود به روایتی از حضرت رضا علیه‌السلام نیز استشهاد کرده و چنین تعبیر آورده است:
«و روی الامامیة عن بعض الائمة... عن ابی‌الحسن الرضا رضی الله عنه... .» (همان، ص۳۱۶) بررسی همه دیدگاه‌های او نیازمند تک‌نگاری مفصلی است.

مطیعی بر این باور است که علمِ تفسیرِ قرآن از علوم مختلفی تشکیل شده و در هر علمی باید به اهل آن مراجعه کرد. از‌جمله، در مباحث نجومی باید به علماء علم هیئت رجوع نمود. هرچند ممکن است روایاتی، هم‌چون «انما یَعرف القرآن مَن خوطِب به» (بحار الانوار، ج۲۴، ص۲۳۸)، در تعارض با دیدگاه او باشد.

از‌جملهٔ دیدگاه‌های او این است که بسیاری از روایات مربوط به آسمان‌ها و زمین و ستارگان تأویل‌پذیر است و نباید بر ظاهر حمل کرد.

محمدبخیت مطیعی عباراتی را از تفسیر روح المعانی (ج۱۴، ص۳۴۰) به‌عنوان سخنی مقبول نقل کرده است. این یادداشت را با این عبارات به پایان می‌بریم:

«اکثر الاخبار فی امر السماوات و الارض و الکواکب لایعول علیها کما اشار الیه النسفی فی بحر الکلام، و کذا ما قاله قدماء اهل الهیئة و محدثوهم و فی کل مما ذهب الفریقان الیه ما یوافق اصولنا و ما یخالفها و ما شریعتنا ساکتة عنه لم‌تتعرض له بنفی و لا اثبات.
و حیث کان من اصولنا انه متی عارض الدلیلُ العقلی الدلیلَ السمعی وجب تأویل الدلیل السمعی للدلیل العقلی لانه اصله، و لو ابطل به لزم بطلانه نفسه. فالامر سهل لان باب التأویل اوسع من فلک الثوابت و لااری بأساً فی ارتکاب تأویل بعض الظواهر المستبعدة بما لایستبعد و ان لم‌یصل الاستبعاد الی حد الامتناع اذا تضمن ذلک مصلحة دینیة، و لم‌یستلزم مصادمة معلوم من الدین بالضرورة.
و قد یلتزم الابقاء علی الظاهر و تفویض الامر الی قدرة الله تعالی التی لایتعاصاها شیء رعایة لاذهان العوام المقیدین بالظواهر الذین یعدون الخروج عنها لا‌سیما الی ما یوافق الحکمة الجدیدة ضلالاً محضاً و کفراً صرفاً، و رحم الله امرءاً جبّ الغیبة عن نفسه» (توفیق الرحمٰن، ص۳۱۸).

رجب المرجب ۱۴۴۵

@AghayedNet
▪️ساعد الله قلبک یا بقیة الله فی مصیبة جدک المظلوم علی بن محمد الهادی النقی علیهماالسلام
@AghayedNet
🔺مقاله تازه منتشر شده
مطالعه تطبیقی دیدگاه ملاصدرا و شیخ احمد احسائی درباره سرنوشت بدن انسان پس‌از مرگ
🔸صرفاً جهت اطلاع ازاین پژوهش معرفی گردید.
@AghayedNet