✔️در باب زیارتِ انشائی درباره حضرت معصومه علیهاالسلام

🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/qom/
🔺کتاب تازه منتشر شده

اجازات علماء
موجود در نسخه‌های خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی

دراین کتاب اجازه‌هایی مکتبی ملاحظه می‌شود. از جمله اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به محمدابراهیم بن حسن و اجازه وکالت این بزرگوار به مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه.

در اجازه‌های متعددی نیز نام شیخ مرحوم دیده می‌شود.

صورت اجازه محمدباقر شفتی به ملا عبدالوهاب قزوینی مورد دیگری است که دراین کتاب آمده است.

صورت اجازه و تصدیق اجتهاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسیِ کرمانیِ طبیب نیز به‌طور کامل نقل شده است.
@AghayedNet
✔️🔻اشاره به ذکر فضیلت اول ما خلق الله بودن رسول‌الله در اذان و بعداز آن

💠بخش اول

موضوع اول ما خلق الله بودن رسول‌خدا صلی الله علیه و آله یکی از مباحث مهم معرفتی است و از ضروریات دینی. بزرگان دین اعلی الله مقامهم توجه ویژه به این فضیلت داشته‌اند و بیان کرده‌اند که همه فضائل را از این فضیلت می‌توان استخراج کرد.

عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای شرح این فضیلت رساله گرانسنگ نعیم الابرار و جحیم الفجار را نگاشته‌اند و دلایل عقلی و نقلی این فضیلت را شرح فرموده‌اند.

در مطاوی بیانات خود اشاره کرده‌اند «اول» بودن رسول‌خدا به این معنا نیست که سایر خلق، دوم و سوم هستند. بلکه اوّلیتی است که علت خلق است و هیچ‌یک از صفاتی که معلول این حقیقت مقدسه است در آن نیست؛ «لایجری علیه ما هو اجراه».

ایشان میان روایات متعدد و مختلفی که درباره اول ما خلق الله بودن حضرت رسیده جمع کرده و هیچ‌یک را ناقض دیگری نمی‌دانند.

به‌مناسبت مباحث علت فاعلیه در کتاب ارشادالعوام، به جمله‌ای اشاره می‌فرمایند که آن را اهل‌ سنت بعداز اذان خود می‌گویند. می‌فرمایند:

«چنانکه سنیان الی الآن بر مناره‌ها و گلدسته‌ها در وقت اذان فریاد می‌کنند: السلام علی اول ما خلق الله.» (ارشادالعوام، ج١، ص٣٧٩).

همین بیان را این بزرگوار و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما در مواعظ خود هم فرموده‌اند. از جمله مرحوم آقای شریف طباطبائی در موعظه دهم از مواعظ ماه مبارک ١٢٩٢ فرموده‌اند:
«سنی‌ها هم این اعتقاد را دارند. در گلدسته‌ها به صدای بلند می‌گویند: السلام علی اول ما خلق الله.»

در این یادداشت به بعضی منابع تاریخی این قضیه اشاره می‌کنیم.

اگر منظور از «وقت اذان» و «در گلدسته‌ها» همراه اذان است، اهل‌سنت در دعاء پس‌از اذان، تعبیر «الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله» می‌گفته‌اند و امروزه هم در بعضی فتاوای اهل‌سنت متعرض این موضوع شده‌اند و وهابی‌ها لعنهم‌الله به‌شدت منع کرده‌اند و حتی نوشته‌اند از اذکار مبتدعه بعضی متصوفه اهل سنت است.

در کتاب الصوفیة فی حضرموت آمده است:
«و من الادعیة و الاذکار المبتدعة ما ذکره عبدالقادر بن احمد السقاف ساکن جدة: الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله.» (ص٨٩٢)

و محتمل است که مراد از «وقت اذان» در حین اذان و جزئی از اذان است. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رساله‌ای می‌فرمایند:
«و قد اذّن المؤذنون بأعلی صوتهم فی اذانهم علی رؤس الاشهاد فی المنارات: السلام علی اول ما خلق الله.» (دعائم‌الحکمة، عربی، ج۴، ص۵۴)
دراین‌باره هم گزارش‌هایی در تاریخ دیده می‌شود.

ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻اشاره به ذکر فضیلت اول ما خلق الله بودن رسول‌الله در اذان و بعداز آن

💠بخش دوم

در کتاب فی علم الکلامِ احمد محمود صبحی آمده است:
«...و تسللت الفکرة الی احدی العبارات التی زیدت علی الاذان: یا اول خلق الله» (ج٢، ص٧٧)
و در کتاب التفسیر الصوفی الفلسفی للقرآن الکریم در ذیل آیه شریفه «و انا اول المسلمین» آمده است:
«[...] و قوله الی الصحابی جابر: اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر [...] و یقال فی الاذان: یا اول خلق الله و خاتم رسل الله.» (ج١، ص٢٢٨)

شبیه این تعبیر نیز در بعضی کتب نقل شده و آن تعبیر «محمدٌ و علیٌ خیر البشر» در اذان شیعه است.

ناصر خسرو در کتاب وجه دین این موضوع را گزارش داده است. وی فصول اذان را چنین ثبت کرده است:

«اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان علیاً ولیّ الله اشهد انّ علیاً ولیّ الله حیّ علی الصلوة حیّ علی الصلوة حیّ علی الفلاح حیّ علی الفلاح حیّ علی خیر العمل حیّ علی خیر العمل محمدٌ و علیٌ خیرُ البشر محمد و علی خیر البشر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله دو مرتبه بگویند تمام.»

ابن‌عدیم عمر بن احمد نیز در کتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب، در شرح حال حسین بن علی بن محمد معروف به اَمیرکا آورده است که وی در سال ٣۴٧ در حلب میهمان سیف‌الدوله شد:
«و هو اول من اذّن فی اللیل و قال فی اذانه: محمد و علی خیر البشر.» (ج۶، ص٢٧٠١)

ابن‌بطوطه در سفرنامه خود، توصیفی از شهر قطیف نگاشته و اشاره کرده روافض در اذان خود این جمله را می‌گویند. عبارت او چنین است:
«ثم سافرنا الی مدینة القطیف و ضبط اسمها بضم القاف کأنه تصغیر قَطف و هی مدینة کبیرة حسنة ذات نخل کثیر یسکنها طوائف العرب، و هم رافضیة غلاة یظهرون الرفض جهاراً لایتقون احداً. و یقول مؤذنهم فی اذانه بعد الشهادتین: اشهد ان علیاً ولیّ الله، و یزید بعد الحیعلتَین: حیّ علی خیر العمل و یزید بعد التکبیر الاخیر: محمد و علیّ خیر البشر مَن خالفهما فقد کفر.» (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار، ج٢، ص١۵٣)

این موضوع در کتب متعددی ذکر شده و در این فرصت به این مقدار اکتفا می‌کنیم و اشاره می‌کنیم درباره نوشتن این جمله بر مناره‌ها و مسجدها حکایت‌های مختلفی نوشته‌اند و نزاع‌هایی در حکّ این عبارت نقل کرده‌اند و درباره حذف آن از اذان نیز گزارش‌هایی موجود است. (تاریخ دمشق، حمزة بن اسد ابن‌قلانسی، ج١، ص٣۶۴ و...)

به‌ هر روی بیان کتاب مبارک ارشاد درباره شهادت به اول ما خلق الله بودن رسول‌خدا در اذانِ اهل‌ سنت یا بعداز اذان، در بعضی منابع آمده است و به‌نظر می‌رسد طیفی از سنّیان که تعصب‌ وهابی‌گری نداشته‌اند این جمله و شبیه آن را می‌گفته‌اند. امروزه هم به‌عنوان دعاء و صلوات بر حضرت پس‌از اذان گفته می‌شود و مناقشه‌هایی پیرامون آن میان علماء اهل‌ سنت وجود دارد.
@AghayedNet
🔺رساله‌ای در اصول دین
نگاشته عالم ربانی مرحوم سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه
🔸چاپ دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بهار ۱۳۷۱
@AghayedNet
✔️🔻امتیازات زیارت حضرت رضا علیه‌السلام

١. مطابق تحقیق عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه اصل در ثواب و اجرِ زیارت معصومین علیهم‌السلام یکسان‌بودن ثواب زیارت است: الاصل التساوی؛ کل ما جری لأولهم یجری لآخرهم. اما اسباب خارجه (خارج از زیارت) در زیادتی اجر و ثواب زیارت تأثیر دارد.

٢. درباره زیارت حضرت رضا علیه‌السلام ثواب‌هایی رسیده و طبق روایاتی، زیارت ایشان از سایر ائمه افضل است. حضرت کاظم علیه‌السلام فرمودند: و اقربهم حبوة زوار قبر ولدی علی صلی الله علیه. این ثواب‌ها و این افضلیت، به علت همان اسباب خارجه است. مثل علتِ غربت و دوریِ مشهد (محل شهادت) ایشان و اینکه خواص شیعه آن حضرت را زیارت می‌کنند.

٣. حضرت رضا علیه‌السلام را کسانی زیارت می‌کنند که از سرزنش و طعنه دشمنان ابائی ندارند. چنین کسانی «خواص» هستند؛ اگرچه جاهل باشند. مراد از «خواص» در اینجا غیر از معنای مصطلح آن است. معنای اصطلاحی «خواص» عارفون و اهل بصیرت عالیه هستند. اما در این موضع، منظور قائلین به امامت حضرت رضا علیه‌السلام و سائر ائمه علیهم‌السلام تا حضرت مهدی عجل الله فرجه هستند حتی اگر از نظر علمی در سطح پایین باشند و جاهل قلمداد شوند.

۴. یکی دیگر از علت‌های افضلیت زیارت حضرت، دوری راه و تحمل مشقت راه است برای آنانی که به زیارت ایشان می روند. «خواص» سختی سفر را بر خود هموار کرده و به زیارت ایشان مشرف می‌شوند.

۵. آنچه ذکر شد، دو علت بود در فضیلت و امتیاز زیارت حضرت رضا علیه‌السلام «به اعتبار زائر».
اینک به وجه امتیاز زیارت حضرت رضا علیه‌السلام «به اعتبار مَزور» اشاره می‌شود.

۶. حضرت رضا علیه‌السلام دور از مَسقط رأس و زادگاه خود دفن شده‌اند و در غربت و دور از اهل و نزدیکان. این شرایط سبب به فراموشی سپرده شدن است و خاموش‌شدن نور. اگر ثواب زیارت ایشان با سایر ائمه یکی بود، در واقع زیارت ایشان و ثواب آن نسبت به سایر ائمه ناقصه بود؛ زیرا در مسیر زیارت ایشان مشقت‌ها تحمل می‌شد. البته اصل زیارت ائمه، در ثواب یکسان است (الاصل التساوی) ولی زیارت حضرت رضا علیه‌السلام مزایایی دارد که در زیارت دیگر از معصومین علیهم‌السلام نیست که به علل آن اشاره شد (دو علت به اعتبار زائر و یک علت به اعتبار مَزور.)

به ویژه وجه و علت اخیر که غریب و وحید و بعید بودن ایشان علیه‌السلام است که سبب فراموش شدن و نعوذبالله مساوی با دیگر مردم شدن است. زیرا دیگران (مردم) در شرایط دوری و غربت و وحدت فراموش می‌شوند.

٧. ازاین رو حکمت الهی بر این جاری شد که نور این بزرگوار تمام باشد و یادش فراگیر گردد و شأنش آشکار شود. پس این سفارش و تشویق فراوان بر زیارت حضرت رضا علیه‌السلام صادر شد که جبرِ کسری باشد بر آنچه بر این بزرگوار وارد آمده است.

٨. اگر گفته شود اینکه خواص، حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت می‌کنند ممکن است که غیر خواص هم ایشان را زیارت کنند. یا اگر گفته شود اینکه مضجع شریف حضرت دور است و مسافت زیاد و مشقت راه هم هست، این مسائل نسبت به بعضی از شیعه است و برای بعضی مشقتی نیست؛ چراکه در مشهد مقدس یا حومه آن ساکن هستند. اینها برای زیارت عتبات دیگر باید مشقت بکشند و به زیارت بروند...

٩. پاسخ می‌دهیم خطابات شرعیه عامه (عمومی) و لوازم آنها، همه مطابق امورِ غالبه و ابتدائیه است.
در اشکال اول می‌گوییم غالب زوار حضرت رضا علیه‌السلام «خواص» هستند به خلاف زائران دیگر معصومین علیهم‌السلام و در اشکال دوم می‌گوییم این خطاب در ابتداء که صادر شد، درباره کسانی گفته شد که به اعتاب دیگر معصومین علیهم‌السلام نزدیک هستند و به عتبه حضرت رضا دورند.
آن هنگام که این روایت صادر شد، کسانی که نزدیک به مضجع حضرت رضا علیه‌السلام بودند، اندک بودند. و الان که زیاد هستند، سبب انقلاب و دگرگونیِ حکم نمی‌شود؛ چراکه خطاب شرعی عام است و مطابق امور ابتدائیه بیان شده و تغییر نکرده است.

@AghayedNet
🔺رساله‌ای منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه
شرحی است بر اثنی‌عشریه شیخ بهایی در مبحث حج با عناوین «قال، اقول».
@AghayedNet
@AghayedNet_اسرار باطنی حج.pdf
582.8 KB
🔺حج و اسرار باطنیِ آن
گزیده‌ای از بیاناتِ مکتبی در زمینه اسرار باطنی مناسک حج
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده 🔸از تکفیر تا تکفیر به‌ضمیمه 🔹رسالة بیان مراد الأحسائی اع به‌قلم مرحوم ملا عبدالوهاب قزوینی @AghayedNet
✔️🔻به‌مناسبت سال‌روز کشته شدن ملا محمدتقی برغانی در ذوالقعده ۱۲۶۳ قمری

💠جمع‌بندی و نتیجه‌گیری کتاب ملا محمدتقی قزوینی برغانی، از تکفیر تا تکفیر

موضوع نوشتار بررسی حادثه‌ای مهم در قزوینِ قرن سیزدهم هجری است که برخورد ملا محمدتقی برغانی با عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی‌الله‌مقامه باشد. در وقوع این حادثه تردیدی نیست، همان‌گونه که مرحوم شیخ اعلی‌الله‌مقامه در نامه خود به مرحوم ملاعبدالوهاب قزوینی تصریح فرموده‌اند؛ هرچند در جزئیات حادثه اختلاف است.
در این جستار، نقل قصص‌العلماء و کیوان‌نامه و رساله ملا عبدالوهاب را ارائه کردیم.

درباره ملا محمدتقی برغانی و رویکرد او به شیخ مرحوم اعلی‌الله‌مقامه و مکتب ایشان، دو دیدگاه مطرح است.

دیدگاه نخست درباره واکنش اولیه او است که در مجلس قزوین رخ داد و همان سبب شد که امروز نخستین مکفِّر را ملای برغانی معرفی کنند.

دیدگاه دوم پشیمانی برغانی در نهایت امر و توبه او است (به گواهی فرزندش) و این‌که مرحوم آقای کرمانی و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما توصیفاتی درباره او نگاشته‌اند. ازاین‌رو اگر کسی بخواهد به دیدگاه مرحوم آقای کرمانی احترام بگذارد، ملای برغانی را لعنت نمی‌کند؛ چراکه توبه او به ما رسیده و مرحوم آقای کرمانی نیز لعن نکرده‌اند.

جالب توجه است که تکفیر قزوینی تأثیری در فعالیت‌های علمی شیخ مرحوم نگذاشت و این بزرگوار در این برهه (از سفر قزوین تا پایان عمر) رسائل متعددی نگاشته‌اند و در شهرهای مختلف افاداتی داشته‌اند و اجازه صادر کرده‌اند.

با این حال، قلباً از تحرکات اولیه ملای برغانی بیزاریم و بر او اعتراض داریم که اگر توبه کرده و اظهار پشیمانی کرده است که قطعاً چنین کرده (به‌علت عبارات مرحوم آقای کرمانی­)، چرا بی‌باکی‌ها و حرکت اشتباه خود را تدارک نکرد و توبه و پشیمانی خود را علنی ننمود؟! چرا به علماء عراق نامه ننوشت و شجاعانه اشتباه خود را تذکر نداد؟! هرچند احتمال می‌دهیم اگر نامه یا تذکرنامه‌ای هم نوشته است، از انتشار آن جلوگیری کرده‌اند و دیگران را باخبر نکرده‌اند.
این نتیجه‌گیری که برای نخستین بار بررسی و ارائه گردید، دریافتی مهم برای پاسخ به مخالفان مکتب نیز محسوب می‌شود.

امروزه ما می‌توانیم به مخالفان شیخ مرحوم بگوییم: سابقه‌ای که از آن سخن می‌گویید و تکفیر شیخ را به زمان برغانی می‌رسانید، بدانید این سابقه محو شده است و خودِ آن شخص از موضع خود عقب نشست.

امروز نمی‌توانید در لیست مکفِران شیخ و از پیش‌روهای تکفیر، نام برغانی را بیاورید. اگر هم از او نام آورید، حُکماً و قطعاً و جزماً باید از عقب‌نشینیِ او نیز سخن بگویید.

و با توجه به اصل «اهل البیت ادریٰ بما فی البیت»، گواهی فرزند او شیخ جعفر را متذکر شوید. و با توجه به «لایعلم رطنی الّا ولد بطنی»، چون مرحوم آقای کرمانی فرزندِ علمیِ شیخ اعلی الله مقامه هستند و با همه ارادت و محبتی که به شیخ مرحوم داشته‌اند از ملای برغانی نام نبرده‌اند بلکه برای او توصیفاتی نوشته‌اند، باید او را از این فهرست خارج کنید.
@AghayedNet
🔺اشعاری از مرحوم علی‌نقی اَحسائی در رثاء پدر بزرگوارش مرحوم شیخ احمد اَحسائی (برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علی نقی احسائی)
▪️۲۱ ذوالقعده (و طبق نقلی ۲۲) رحلت مرحوم شیخ احمد احسائی است.
@AghayedNet
در رساله خطیِ مرحوم شیخ عبدالله احسائی رحمه الله فرزند شیخ مرحوم اعلی الله مقامه چنین آمده است:
«...اعتلّ الوالد فی الطریق، فأدرکته الوفاة قدّس الله ضریحه و نوّر مرقده فی عفیریة یوم الأحد الحادی و العشرین من ذی‌القعدة عند سقوط القرص.»

و مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی در خاتمه رساله معادیه خود مرقوم کرده‌اند:
«و هذا آخر ما اردت ایراده فی هذه العجالة [...] و ذلک بعد وفاة والدی قدس الله روحه بستة اشهر و اربعین یوما لأنه قبض بالثانی و العشرین من ذی‌القعدة سنة الحادیة و الاربعین و المائتین و الألف.»
@AghayedNet
🔺تصویر عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنه
در موزه دولتی گرجستان (کتاب فراسوی مه، ص ۴۹)
@AghayedNet
AghayedNet
🔺اشعاری از مرحوم علی‌نقی اَحسائی در رثاء پدر بزرگوارش مرحوم شیخ احمد اَحسائی (برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علی نقی احسائی) ▪️۲۱ ذوالقعده (و طبق نقلی ۲۲) رحلت مرحوم شیخ احمد احسائی است. @AghayedNet
✔️اشعار مرحوم شیخ علی‌‌نقی احسائی در رثاء پدر

🔻برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی

١. لله محتد مجد حلّ فی جدث
طهر بطیبة مذ طابت سجایاه
٢. مطهر قد اطاب الله مغرسه
من الرذایل برّاه و صفّاه
٣. و خصّه بجوار خیر مختبر
و شاهد الصدق فیه حین اواه
۴. لو یعلم الواصف المطری مدائحه
لضاق ذرعاً بما اولاه مولاه
۵. و کفّ منحسراً عن وصف من عجزت
رؤس المنابر ان تحصی مزایاه
۶. لو یعرف الناس منه بعض ما جهلوا
ضلّوا بوصف الذی فی نعته تاهوا
〰️〰️〰️〰️〰️
حاصل معنی:

١. به خدا قسم چقدر بزرگ است آن کسی که بزرگواری‌ها، پی در پی، بدن مطهر او را فرا گرفته است. آن‌چنان بدنی که پاک و پاکیزه بود و در سرزمین پاک (طیبه نام مدینه به معنای پاک و پاکیزه) جای گرفت و از این جهت شایسته دفن در آن دیار پاک شد که اخلاق و سرشت او از هرگونه آلودگی پاک بود .
٢. او چنان پاکیزه‌ بود که خداوند عالم نهال‌گاهِ وجود او را از ناپاکی‌ها و فرومایگی‌ها و پستی‌ها پیراسته و صاف گردانیده بود.
٣. و مخصوص گردانیده بود او را برای آرمیدن در جوار بهترین آزموده (اشاره است به مقام اصطفاء و اجتباء رسول الله صلی الله علیه و آله) و بهترین گواه برای راستی این سخنم درباره آن بزرگوار، همان فضیلتی است که در هنگام دفن او ظاهر شد (شاید اشاره باشد به خواب والی مدینه و استقبال از جنازه شیخ اعلی الله مقامه.)
۴. آن وصف‌کننده‌ای که به نیکی او را ستوده، اگر مدایحش را می‌دانست قطعاً خود را ناتوان می‌یافت در مقابل آنچه که مولایِ شیخ اع او را به آن مدایح مخصوص گردانیده است.
۵. و قطعاً از مدح او خودداری می‌کرد؛ چرا که هیچ‌گونه مدحی را که لایق او باشد نمی‌یافت. و چگونه یک مدح‌کننده می‌تواند وصف کند کسی را که تمامی مداحان بر بالای منبرها از شمارش برتری‌های او عاجز و ناتوانند.
۶. اگر مردم از بعضی فضایل آن جناب که نمی‌دانند آگاه می‌شدند، قطعاً برای توصیفِ کسی که در ستودنش همگان سرگردانند، حیران می‌شدند؛ زیرا مدحی که شایسته او باشد نمی‌یافتند.
@AghayedNet
🔺فتوایی از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به‌خط و مهر ایشان

🔸استفتاء من الشیخ المرحوم الأحسائي بخطه ومختومة بخاتمه
@AghayedNet