✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اعلی الله مقامه متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اعلی الله مقامه مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸همزمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بهجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی. به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اعلی الله مقامه متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اعلی الله مقامه مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸همزمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بهجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی. به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
شیعه در اسلام
با نقلِ پاراگراف مربوط به شیخیه
مدتی قبل کتاب شیعه در اسلام با مقدمهای مبسوط منتشر گردید. ویژگی آن چاپ مقابله با دستخط علامه طباطبائی بود. اما متأسفانه پاراگراف مربوط به شیخیه در آن چاپ نیامده بود. محقق کتاب حذف آن پاراگراف را فقدان آن در نسخه دستنویس علامه میدانست.
همان زمان در نشستی اختصاصی متذکر شدیم اگرچه در دستنوشته اولیه کتاب این پاراگراف نیست؛ ولی با توجه به نامهای از علامه طباطبائی مشخص میشود قطعاً این پاراگراف توسط خود علامه به کتاب اضافه شده است.
هماینک چاپ جدید شیعه در اسلام با الحاق پاراگراف مربوط به شیخیه منتشر گردیده است.
در این چاپ، اصل متن کتاب پس از تجدید مقابله، بهطور دقیقتر به زیور طبع آراسته و میتوان گفت صحیحترین نسخه کتاب شیعه در اسلام است که تاکنون به چاپ رسیده. در پایان کتاب نیز ۱۱۷ موضوع بهعنوان اهم موضوعات کتاب، استخراج و فهرستوار ثبت گردیده است.
@AghayedNet
شیعه در اسلام
با نقلِ پاراگراف مربوط به شیخیه
مدتی قبل کتاب شیعه در اسلام با مقدمهای مبسوط منتشر گردید. ویژگی آن چاپ مقابله با دستخط علامه طباطبائی بود. اما متأسفانه پاراگراف مربوط به شیخیه در آن چاپ نیامده بود. محقق کتاب حذف آن پاراگراف را فقدان آن در نسخه دستنویس علامه میدانست.
همان زمان در نشستی اختصاصی متذکر شدیم اگرچه در دستنوشته اولیه کتاب این پاراگراف نیست؛ ولی با توجه به نامهای از علامه طباطبائی مشخص میشود قطعاً این پاراگراف توسط خود علامه به کتاب اضافه شده است.
هماینک چاپ جدید شیعه در اسلام با الحاق پاراگراف مربوط به شیخیه منتشر گردیده است.
در این چاپ، اصل متن کتاب پس از تجدید مقابله، بهطور دقیقتر به زیور طبع آراسته و میتوان گفت صحیحترین نسخه کتاب شیعه در اسلام است که تاکنون به چاپ رسیده. در پایان کتاب نیز ۱۱۷ موضوع بهعنوان اهم موضوعات کتاب، استخراج و فهرستوار ثبت گردیده است.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه 🔸معرفی و نقد کتاب در لینک زیر: https://t.me/AghayedNet/4596
🔺مقاله تازه منتشر شده
آرای کلامی شیخیه باقریه
این مقاله برگرفته از کتاب بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه است که در فرصتهای گذشته معرفی و نقد کرده بودیم.
بهپیوست فایل صوتی معرفی و نقد کتاب مذکور ارائه میگردد.
@AghayedNet
آرای کلامی شیخیه باقریه
این مقاله برگرفته از کتاب بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه است که در فرصتهای گذشته معرفی و نقد کرده بودیم.
بهپیوست فایل صوتی معرفی و نقد کتاب مذکور ارائه میگردد.
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺🎙فایل صوتی
معرفی و نقد کتاب تازه منتشر شده بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه
🔸بعضی سرفصلها:
تقدیر از انتخاب موضوعی بکر و مهم؛
معرفی کتاب و فصلهای آن؛
نقد بعضی تحلیلها و گزارشهای کتاب؛
ناآگاهی و بیتوجهی نویسندگان معاصر به جوابیهها و پاسخ نقدها.
@AghayedNet
معرفی و نقد کتاب تازه منتشر شده بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه
🔸بعضی سرفصلها:
تقدیر از انتخاب موضوعی بکر و مهم؛
معرفی کتاب و فصلهای آن؛
نقد بعضی تحلیلها و گزارشهای کتاب؛
ناآگاهی و بیتوجهی نویسندگان معاصر به جوابیهها و پاسخ نقدها.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
تاریخ اقتصادی همدان در سدههای معاصر
با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸در فرازی از کتاب آمده است:
«[کاروانسرای] میرزا باقر، جنب کاروانسرای میرزا کاظم قرار داشت. حاجی رحیم تاجر یزدی ساکن همدان، در وقایع شیخیه، ثلث اموال خود، از جمله کاروانسرای همدان (که بایستی همان کاروانسرای میرزا محمدباقر باشد) را به حاجی میرزا باقر شیخی صلح نمود.»
@AghayedNet
تاریخ اقتصادی همدان در سدههای معاصر
با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸در فرازی از کتاب آمده است:
«[کاروانسرای] میرزا باقر، جنب کاروانسرای میرزا کاظم قرار داشت. حاجی رحیم تاجر یزدی ساکن همدان، در وقایع شیخیه، ثلث اموال خود، از جمله کاروانسرای همدان (که بایستی همان کاروانسرای میرزا محمدباقر باشد) را به حاجی میرزا باقر شیخی صلح نمود.»
@AghayedNet
▪️ساعد الله قلبک یا بقیةالله فی مصیبة جدک المظلوم جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام
🔺شعر از مرحوم قوام العلماء
@AghayedNet
🔺شعر از مرحوم قوام العلماء
@AghayedNet
✔️🔻علمالفضائل و محکمات و تصریحات بزرگان دین
🔹قسمت اول
موضوعی ساده، اما مهم! اگر مخالفان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی به این موضوع بیندیشند، از این شلتاق و همهمه و اینهمه تکرارِ مکررات دست برمیدارند. مرحوم احسائی اعلی الله مقامه در علمالفضائلِ معصومین علیهمالسلام پژوهشهای عمیق و عریقی ارائه فرموده، بهگونهای که همه شارحان زیارت جامعه کبیره پس از او وامدار بیانات اویند.
بزرگان دین اشرف علوم را علمالفضائل میدانند؛ چراکه شرافت هر علم به موضوع آن است و کدام علم است که موضوع آن اشرف و اعلیٰ باشد از جوهر اول صلی الله علیه و آله و خاندان پاک و مقدسش علیهمالسلام و علمی باشد که همهٔ علوم مقدماتِ رسیدن به آن علم است؟!
برخی شاید از نوشتههای بزرگان دین رایحه غلو استشمام کنند. شاید برخی تفویض باطل گمان کنند. اما مناطِ نهایی محکمات و تصریحات شیخ و دیگر بزرگان است.
ایشان ملاحظه کردند که از نوشتههای ایشان سوءاستفاده میشود. ازاینرو در رسالههای خود (بالغ بر چندصد رساله و کتاب) بارها تذکر دادند که اهل فن محکماتِ کلامِ ما را درنظر بگیرند و تصریحات ما به عقاید اسلامی و ایمانی را فراموش نکنند. این مهم را به سیاقهای مختلف گوشزد فرمودند.
در مواضعی، همچون مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه فصلی را به محکمات و متشابهات اختصاص دادند (در جلد دوم ارشادالعوام) و لزوم استفاده از متشابهات در کلام حکماء و عرفاء را توضیح فرمودند.
در مواضعی، با بیان این مضمون که «محکمِ کلامِ ما» چنین و چنان است، راه را بر سوءاستفادهکنندگان سد کردند. در مواضعی، تعبیر «بازار مسلمین» و مساجد و محافل مسلمانان را بهکار بردند که آنچه از اعتقادات اسلامی و ایمانی در بازار مسلمین و شیعیان است، همان کلام ما است. تعبیر بازار مسلمین استعارهای است از ضروریات اسلامیه و ایمانیه.
در مواضعی نیز همچون شیخ مرحوم اعلی الله مقامه سخنی را بهعنوانِ مرجعِ همهٔ جستارهای علمالفضائل مرقوم کردند.
اگر مخالف فکری ایشان این تصریحات و محکمات را سرلوحه قرار دهد، سختهتر و پختهتر قلم خواهد زد و متوجه خواهد شد که میسر نبوده همهٔ مطالب را در یک رساله جمع آورند و همهٔ زوایای یک موضوع را در یک صفحه بنگارند. و خواهد یافت که علماء و حکماء نیز در تأسی به کلام ائمه علیهمالسلام و کلامالله، محکم و متشابه گفتهاند و نوشتهاند. اگر انصاف را پیشه کرده باشد، این محکمات و تصریحات را پررنگ خواهد دید.
در این یادداشت نمونههایی از این محکمات و تصریحات را نقل میکنیم:
۱. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ملاکی را درباره فرمایشات خود در علمالفضائل مرقوم فرمودهاند:
«فاذا عرفت هذا فاعلم ان عملهم بارادته جار لهم فی جمیع الوجودات و شرعیاتها و الشرعیات و وجوداتها من خلق و رزق و موت و حیوة لایکون شیء الّا عنهم و لکنّهم لیسوا شیئاً فی کل شیء و علی کل حال الّا بالله و ما هم (ع) فی فعله الّا کصورة فی مرءاۤة بالنسبة الی شاخصها "و تحسبهم ایقاظاً و هم رقود و نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال" و لاحظ هذا الحرف فی کل شیء تسمعه منا لانریده الّا علی هذا المعنی.» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (مشهد، ۱۴۰۰ش) ج۱ ص۳۳۶)
۲. عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع اینگونه به محکمات کلام خود در علمالفضائل تصریح کرده و حتی با تعبیر «لیکن ذلک محکماً عندک» تأکید فرمودهاند:
«ولكن المخالفين لنا مقصرون فی معرفة التوحيد و يصفون الله بصفات خلقه فاذا وصفنا خلقاً بتلک الصفات يزعمون انا غلونا و نحن نبرأ الی الله سبحانه ممن يغلو فی حقهم صلوات الله عليهم او يقصر و ليكن ذلک محكماً عندک ارجع اليه ساير اقوالنا و الحمد لله الذی هدانا لهذا و ماكنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.» (مکارم الابرار (عربی)، ج۷، «المجلد الثالث من الفطرةالسلیمة»، ص۳۸۶)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔹قسمت اول
موضوعی ساده، اما مهم! اگر مخالفان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی به این موضوع بیندیشند، از این شلتاق و همهمه و اینهمه تکرارِ مکررات دست برمیدارند. مرحوم احسائی اعلی الله مقامه در علمالفضائلِ معصومین علیهمالسلام پژوهشهای عمیق و عریقی ارائه فرموده، بهگونهای که همه شارحان زیارت جامعه کبیره پس از او وامدار بیانات اویند.
بزرگان دین اشرف علوم را علمالفضائل میدانند؛ چراکه شرافت هر علم به موضوع آن است و کدام علم است که موضوع آن اشرف و اعلیٰ باشد از جوهر اول صلی الله علیه و آله و خاندان پاک و مقدسش علیهمالسلام و علمی باشد که همهٔ علوم مقدماتِ رسیدن به آن علم است؟!
برخی شاید از نوشتههای بزرگان دین رایحه غلو استشمام کنند. شاید برخی تفویض باطل گمان کنند. اما مناطِ نهایی محکمات و تصریحات شیخ و دیگر بزرگان است.
ایشان ملاحظه کردند که از نوشتههای ایشان سوءاستفاده میشود. ازاینرو در رسالههای خود (بالغ بر چندصد رساله و کتاب) بارها تذکر دادند که اهل فن محکماتِ کلامِ ما را درنظر بگیرند و تصریحات ما به عقاید اسلامی و ایمانی را فراموش نکنند. این مهم را به سیاقهای مختلف گوشزد فرمودند.
در مواضعی، همچون مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه فصلی را به محکمات و متشابهات اختصاص دادند (در جلد دوم ارشادالعوام) و لزوم استفاده از متشابهات در کلام حکماء و عرفاء را توضیح فرمودند.
در مواضعی، با بیان این مضمون که «محکمِ کلامِ ما» چنین و چنان است، راه را بر سوءاستفادهکنندگان سد کردند. در مواضعی، تعبیر «بازار مسلمین» و مساجد و محافل مسلمانان را بهکار بردند که آنچه از اعتقادات اسلامی و ایمانی در بازار مسلمین و شیعیان است، همان کلام ما است. تعبیر بازار مسلمین استعارهای است از ضروریات اسلامیه و ایمانیه.
در مواضعی نیز همچون شیخ مرحوم اعلی الله مقامه سخنی را بهعنوانِ مرجعِ همهٔ جستارهای علمالفضائل مرقوم کردند.
اگر مخالف فکری ایشان این تصریحات و محکمات را سرلوحه قرار دهد، سختهتر و پختهتر قلم خواهد زد و متوجه خواهد شد که میسر نبوده همهٔ مطالب را در یک رساله جمع آورند و همهٔ زوایای یک موضوع را در یک صفحه بنگارند. و خواهد یافت که علماء و حکماء نیز در تأسی به کلام ائمه علیهمالسلام و کلامالله، محکم و متشابه گفتهاند و نوشتهاند. اگر انصاف را پیشه کرده باشد، این محکمات و تصریحات را پررنگ خواهد دید.
در این یادداشت نمونههایی از این محکمات و تصریحات را نقل میکنیم:
۱. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ملاکی را درباره فرمایشات خود در علمالفضائل مرقوم فرمودهاند:
«فاذا عرفت هذا فاعلم ان عملهم بارادته جار لهم فی جمیع الوجودات و شرعیاتها و الشرعیات و وجوداتها من خلق و رزق و موت و حیوة لایکون شیء الّا عنهم و لکنّهم لیسوا شیئاً فی کل شیء و علی کل حال الّا بالله و ما هم (ع) فی فعله الّا کصورة فی مرءاۤة بالنسبة الی شاخصها "و تحسبهم ایقاظاً و هم رقود و نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال" و لاحظ هذا الحرف فی کل شیء تسمعه منا لانریده الّا علی هذا المعنی.» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (مشهد، ۱۴۰۰ش) ج۱ ص۳۳۶)
۲. عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع اینگونه به محکمات کلام خود در علمالفضائل تصریح کرده و حتی با تعبیر «لیکن ذلک محکماً عندک» تأکید فرمودهاند:
«ولكن المخالفين لنا مقصرون فی معرفة التوحيد و يصفون الله بصفات خلقه فاذا وصفنا خلقاً بتلک الصفات يزعمون انا غلونا و نحن نبرأ الی الله سبحانه ممن يغلو فی حقهم صلوات الله عليهم او يقصر و ليكن ذلک محكماً عندک ارجع اليه ساير اقوالنا و الحمد لله الذی هدانا لهذا و ماكنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.» (مکارم الابرار (عربی)، ج۷، «المجلد الثالث من الفطرةالسلیمة»، ص۳۸۶)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻علمالفضائل و محکمات و تصریحات بزرگان دین
🔹قسمت دوم و پایانی
۳. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رساله توضیح با استفاده از کلیدواژه «بازار مسلمین» ملاک بیاناتشان در علمالفضائل و دیگر عقاید اسلامی و ایمانی را چنین معرفی میکنند:
«مراد ما در هر مسئلهای كه بيان كردهايم آن چيزی است كه در بازار مسلمين و مساجد و محافلشان معروف است كه ضرورت مسلمين و مؤمنين باشد. همان است مراد ما از بيان ما و هركس غير از آن معروف را از بيان ما فهميد مراد ما را نفهميده خواه در معاد جسمانی يا در معراج جسمانی يا در فضائل ائمه طاهرين علیهم السلام يا در ساير مسائلی كه حقيقت آن را بيان كردهايم.»
۴. آخرین نمونه را قاعده مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در خاتمه رساله شش فصل قرار داده و با این عبارات این یادداشت را به پایان میرسانیم:
«چون معاندين دروغ بسيار بر اين خادم مؤمنين میبندند قاعدهای به طور اختصار عرض میکنم بعد از اين آنچه میشنويد به اين قاعده بسنجيد اگر با آن راست آيد قول من است و اعتقاد من والا من از آن قول بيزارم.
و آن قاعده اين است که اگرچه آنچه نسبت میدهند به من مطابق کتاب خدا و سنت رسول و ضرورت مسلمين يا ضرورت مذهب شيعه يا اجماعی علماء شيعه است آن قول من است و به آن معتقدم و اگر مخالف يکی از آنهاست آن قول من نيست و معتقد به آن نيستم.
اين ميزان در دست شما باشد و آنچه نسبت به اين حقير دهند به اين ميزان بسنجيد و حق را از باطل تميز دهيد و همين چند کلمه که در اين رساله ذکر شد اگرچه به طور اختصار بود از برای اهل انصاف و تديّن کافی است. در خانه اگر کس است يک حرف بس است.»
@AghayedNet
🔹قسمت دوم و پایانی
۳. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رساله توضیح با استفاده از کلیدواژه «بازار مسلمین» ملاک بیاناتشان در علمالفضائل و دیگر عقاید اسلامی و ایمانی را چنین معرفی میکنند:
«مراد ما در هر مسئلهای كه بيان كردهايم آن چيزی است كه در بازار مسلمين و مساجد و محافلشان معروف است كه ضرورت مسلمين و مؤمنين باشد. همان است مراد ما از بيان ما و هركس غير از آن معروف را از بيان ما فهميد مراد ما را نفهميده خواه در معاد جسمانی يا در معراج جسمانی يا در فضائل ائمه طاهرين علیهم السلام يا در ساير مسائلی كه حقيقت آن را بيان كردهايم.»
۴. آخرین نمونه را قاعده مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در خاتمه رساله شش فصل قرار داده و با این عبارات این یادداشت را به پایان میرسانیم:
«چون معاندين دروغ بسيار بر اين خادم مؤمنين میبندند قاعدهای به طور اختصار عرض میکنم بعد از اين آنچه میشنويد به اين قاعده بسنجيد اگر با آن راست آيد قول من است و اعتقاد من والا من از آن قول بيزارم.
و آن قاعده اين است که اگرچه آنچه نسبت میدهند به من مطابق کتاب خدا و سنت رسول و ضرورت مسلمين يا ضرورت مذهب شيعه يا اجماعی علماء شيعه است آن قول من است و به آن معتقدم و اگر مخالف يکی از آنهاست آن قول من نيست و معتقد به آن نيستم.
اين ميزان در دست شما باشد و آنچه نسبت به اين حقير دهند به اين ميزان بسنجيد و حق را از باطل تميز دهيد و همين چند کلمه که در اين رساله ذکر شد اگرچه به طور اختصار بود از برای اهل انصاف و تديّن کافی است. در خانه اگر کس است يک حرف بس است.»
@AghayedNet
🔺مسموعاتی نویافته از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اَشادَ اللهُ شَأنَه
در مجموعهای خطی بیشاز بیست صفحه از فرمایشهای درسی و مجلسی این بزرگوار ثبت شده است که در مباحث حکمت و فضائل معصومین علیهمالسلام بیاناتی فرمودهاند و یکیاز شاگردان (ظاهراً بهنام ملامحمد) یادداشت کرده است.
وی در بخشیاز این یادداشتها میگوید اگر قصوری در این تقریرات است، از ناحیه نگارنده است؛ نه از ناحیه شیخ اعلی الله مقامه و اضافه کرده:
«و العجب من بعض الطلبة یقولون مطالب استادنا لیست تامة لأن الاعوجاج من مرایاهم و انا اقول فی جوابهم علیّ نحت القوافی من مواضعها... .»
@AghayedNet
در مجموعهای خطی بیشاز بیست صفحه از فرمایشهای درسی و مجلسی این بزرگوار ثبت شده است که در مباحث حکمت و فضائل معصومین علیهمالسلام بیاناتی فرمودهاند و یکیاز شاگردان (ظاهراً بهنام ملامحمد) یادداشت کرده است.
وی در بخشیاز این یادداشتها میگوید اگر قصوری در این تقریرات است، از ناحیه نگارنده است؛ نه از ناحیه شیخ اعلی الله مقامه و اضافه کرده:
«و العجب من بعض الطلبة یقولون مطالب استادنا لیست تامة لأن الاعوجاج من مرایاهم و انا اقول فی جوابهم علیّ نحت القوافی من مواضعها... .»
@AghayedNet
🔺کتاب منتشر شده
طب سنتی و گیاهان دارویی در اسناد آستان قدس از دوره صفویه تا پایان قاجار
کتاب حاضر حاصل پژوهشی گسترده و علمی در موضوع اسناد طب سنتی و داروهای گیاهی در مرکز اسناد کتابخانه آستان قدس است.
در نگارش این کتاب تمامی شش هزار برگ سند دارالشفاء رضوی، از دوره صفویه تا پایان قاجار مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. حاصل این تلاش افزون بر یافتههای جدید در این موضوع، گردآوری فهرستی از نام داروهای گیاهی، اعم از مفرد و مرکب در دوران صفویه، افشاریه و قاجاریه است.
دراین کتاب بهطور مکرر از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه نام برده شده و در بخشهای مختلف کتاب به تحقیقات طبی این بزرگوار اشاره شده است.
@AghayedNet
طب سنتی و گیاهان دارویی در اسناد آستان قدس از دوره صفویه تا پایان قاجار
کتاب حاضر حاصل پژوهشی گسترده و علمی در موضوع اسناد طب سنتی و داروهای گیاهی در مرکز اسناد کتابخانه آستان قدس است.
در نگارش این کتاب تمامی شش هزار برگ سند دارالشفاء رضوی، از دوره صفویه تا پایان قاجار مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. حاصل این تلاش افزون بر یافتههای جدید در این موضوع، گردآوری فهرستی از نام داروهای گیاهی، اعم از مفرد و مرکب در دوران صفویه، افشاریه و قاجاریه است.
دراین کتاب بهطور مکرر از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه نام برده شده و در بخشهای مختلف کتاب به تحقیقات طبی این بزرگوار اشاره شده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
اجازات علماء
موجود در نسخههای خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی
دراین کتاب اجازههایی مکتبی ملاحظه میشود. از جمله اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به محمدابراهیم بن حسن و اجازه وکالت این بزرگوار به مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه.
در اجازههای متعددی نیز نام شیخ مرحوم دیده میشود.
صورت اجازه محمدباقر شفتی به ملا عبدالوهاب قزوینی مورد دیگری است که دراین کتاب آمده است.
صورت اجازه و تصدیق اجتهاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسیِ کرمانیِ طبیب نیز بهطور کامل نقل شده است.
@AghayedNet
اجازات علماء
موجود در نسخههای خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی
دراین کتاب اجازههایی مکتبی ملاحظه میشود. از جمله اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به محمدابراهیم بن حسن و اجازه وکالت این بزرگوار به مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه.
در اجازههای متعددی نیز نام شیخ مرحوم دیده میشود.
صورت اجازه محمدباقر شفتی به ملا عبدالوهاب قزوینی مورد دیگری است که دراین کتاب آمده است.
صورت اجازه و تصدیق اجتهاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسیِ کرمانیِ طبیب نیز بهطور کامل نقل شده است.
@AghayedNet
✔️🔻اشاره به ذکر فضیلت اول ما خلق الله بودن رسولالله در اذان و بعداز آن
💠بخش اول
موضوع اول ما خلق الله بودن رسولخدا صلی الله علیه و آله یکی از مباحث مهم معرفتی است و از ضروریات دینی. بزرگان دین اعلی الله مقامهم توجه ویژه به این فضیلت داشتهاند و بیان کردهاند که همه فضائل را از این فضیلت میتوان استخراج کرد.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای شرح این فضیلت رساله گرانسنگ نعیم الابرار و جحیم الفجار را نگاشتهاند و دلایل عقلی و نقلی این فضیلت را شرح فرمودهاند.
در مطاوی بیانات خود اشاره کردهاند «اول» بودن رسولخدا به این معنا نیست که سایر خلق، دوم و سوم هستند. بلکه اوّلیتی است که علت خلق است و هیچیک از صفاتی که معلول این حقیقت مقدسه است در آن نیست؛ «لایجری علیه ما هو اجراه».
ایشان میان روایات متعدد و مختلفی که درباره اول ما خلق الله بودن حضرت رسیده جمع کرده و هیچیک را ناقض دیگری نمیدانند.
بهمناسبت مباحث علت فاعلیه در کتاب ارشادالعوام، به جملهای اشاره میفرمایند که آن را اهل سنت بعداز اذان خود میگویند. میفرمایند:
«چنانکه سنیان الی الآن بر منارهها و گلدستهها در وقت اذان فریاد میکنند: السلام علی اول ما خلق الله.» (ارشادالعوام، ج١، ص٣٧٩).
همین بیان را این بزرگوار و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما در مواعظ خود هم فرمودهاند. از جمله مرحوم آقای شریف طباطبائی در موعظه دهم از مواعظ ماه مبارک ١٢٩٢ فرمودهاند:
«سنیها هم این اعتقاد را دارند. در گلدستهها به صدای بلند میگویند: السلام علی اول ما خلق الله.»
در این یادداشت به بعضی منابع تاریخی این قضیه اشاره میکنیم.
اگر منظور از «وقت اذان» و «در گلدستهها» همراه اذان است، اهلسنت در دعاء پساز اذان، تعبیر «الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله» میگفتهاند و امروزه هم در بعضی فتاوای اهلسنت متعرض این موضوع شدهاند و وهابیها لعنهمالله بهشدت منع کردهاند و حتی نوشتهاند از اذکار مبتدعه بعضی متصوفه اهل سنت است.
در کتاب الصوفیة فی حضرموت آمده است:
«و من الادعیة و الاذکار المبتدعة ما ذکره عبدالقادر بن احمد السقاف ساکن جدة: الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله.» (ص٨٩٢)
و محتمل است که مراد از «وقت اذان» در حین اذان و جزئی از اذان است. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رسالهای میفرمایند:
«و قد اذّن المؤذنون بأعلی صوتهم فی اذانهم علی رؤس الاشهاد فی المنارات: السلام علی اول ما خلق الله.» (دعائمالحکمة، عربی، ج۴، ص۵۴)
دراینباره هم گزارشهایی در تاریخ دیده میشود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
💠بخش اول
موضوع اول ما خلق الله بودن رسولخدا صلی الله علیه و آله یکی از مباحث مهم معرفتی است و از ضروریات دینی. بزرگان دین اعلی الله مقامهم توجه ویژه به این فضیلت داشتهاند و بیان کردهاند که همه فضائل را از این فضیلت میتوان استخراج کرد.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای شرح این فضیلت رساله گرانسنگ نعیم الابرار و جحیم الفجار را نگاشتهاند و دلایل عقلی و نقلی این فضیلت را شرح فرمودهاند.
در مطاوی بیانات خود اشاره کردهاند «اول» بودن رسولخدا به این معنا نیست که سایر خلق، دوم و سوم هستند. بلکه اوّلیتی است که علت خلق است و هیچیک از صفاتی که معلول این حقیقت مقدسه است در آن نیست؛ «لایجری علیه ما هو اجراه».
ایشان میان روایات متعدد و مختلفی که درباره اول ما خلق الله بودن حضرت رسیده جمع کرده و هیچیک را ناقض دیگری نمیدانند.
بهمناسبت مباحث علت فاعلیه در کتاب ارشادالعوام، به جملهای اشاره میفرمایند که آن را اهل سنت بعداز اذان خود میگویند. میفرمایند:
«چنانکه سنیان الی الآن بر منارهها و گلدستهها در وقت اذان فریاد میکنند: السلام علی اول ما خلق الله.» (ارشادالعوام، ج١، ص٣٧٩).
همین بیان را این بزرگوار و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما در مواعظ خود هم فرمودهاند. از جمله مرحوم آقای شریف طباطبائی در موعظه دهم از مواعظ ماه مبارک ١٢٩٢ فرمودهاند:
«سنیها هم این اعتقاد را دارند. در گلدستهها به صدای بلند میگویند: السلام علی اول ما خلق الله.»
در این یادداشت به بعضی منابع تاریخی این قضیه اشاره میکنیم.
اگر منظور از «وقت اذان» و «در گلدستهها» همراه اذان است، اهلسنت در دعاء پساز اذان، تعبیر «الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله» میگفتهاند و امروزه هم در بعضی فتاوای اهلسنت متعرض این موضوع شدهاند و وهابیها لعنهمالله بهشدت منع کردهاند و حتی نوشتهاند از اذکار مبتدعه بعضی متصوفه اهل سنت است.
در کتاب الصوفیة فی حضرموت آمده است:
«و من الادعیة و الاذکار المبتدعة ما ذکره عبدالقادر بن احمد السقاف ساکن جدة: الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله.» (ص٨٩٢)
و محتمل است که مراد از «وقت اذان» در حین اذان و جزئی از اذان است. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رسالهای میفرمایند:
«و قد اذّن المؤذنون بأعلی صوتهم فی اذانهم علی رؤس الاشهاد فی المنارات: السلام علی اول ما خلق الله.» (دعائمالحکمة، عربی، ج۴، ص۵۴)
دراینباره هم گزارشهایی در تاریخ دیده میشود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻اشاره به ذکر فضیلت اول ما خلق الله بودن رسولالله در اذان و بعداز آن
💠بخش دوم
در کتاب فی علم الکلامِ احمد محمود صبحی آمده است:
«...و تسللت الفکرة الی احدی العبارات التی زیدت علی الاذان: یا اول خلق الله» (ج٢، ص٧٧)
و در کتاب التفسیر الصوفی الفلسفی للقرآن الکریم در ذیل آیه شریفه «و انا اول المسلمین» آمده است:
«[...] و قوله الی الصحابی جابر: اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر [...] و یقال فی الاذان: یا اول خلق الله و خاتم رسل الله.» (ج١، ص٢٢٨)
شبیه این تعبیر نیز در بعضی کتب نقل شده و آن تعبیر «محمدٌ و علیٌ خیر البشر» در اذان شیعه است.
ناصر خسرو در کتاب وجه دین این موضوع را گزارش داده است. وی فصول اذان را چنین ثبت کرده است:
«اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان علیاً ولیّ الله اشهد انّ علیاً ولیّ الله حیّ علی الصلوة حیّ علی الصلوة حیّ علی الفلاح حیّ علی الفلاح حیّ علی خیر العمل حیّ علی خیر العمل محمدٌ و علیٌ خیرُ البشر محمد و علی خیر البشر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله دو مرتبه بگویند تمام.»
ابنعدیم عمر بن احمد نیز در کتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب، در شرح حال حسین بن علی بن محمد معروف به اَمیرکا آورده است که وی در سال ٣۴٧ در حلب میهمان سیفالدوله شد:
«و هو اول من اذّن فی اللیل و قال فی اذانه: محمد و علی خیر البشر.» (ج۶، ص٢٧٠١)
ابنبطوطه در سفرنامه خود، توصیفی از شهر قطیف نگاشته و اشاره کرده روافض در اذان خود این جمله را میگویند. عبارت او چنین است:
«ثم سافرنا الی مدینة القطیف و ضبط اسمها بضم القاف کأنه تصغیر قَطف و هی مدینة کبیرة حسنة ذات نخل کثیر یسکنها طوائف العرب، و هم رافضیة غلاة یظهرون الرفض جهاراً لایتقون احداً. و یقول مؤذنهم فی اذانه بعد الشهادتین: اشهد ان علیاً ولیّ الله، و یزید بعد الحیعلتَین: حیّ علی خیر العمل و یزید بعد التکبیر الاخیر: محمد و علیّ خیر البشر مَن خالفهما فقد کفر.» (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار، ج٢، ص١۵٣)
این موضوع در کتب متعددی ذکر شده و در این فرصت به این مقدار اکتفا میکنیم و اشاره میکنیم درباره نوشتن این جمله بر منارهها و مسجدها حکایتهای مختلفی نوشتهاند و نزاعهایی در حکّ این عبارت نقل کردهاند و درباره حذف آن از اذان نیز گزارشهایی موجود است. (تاریخ دمشق، حمزة بن اسد ابنقلانسی، ج١، ص٣۶۴ و...)
به هر روی بیان کتاب مبارک ارشاد درباره شهادت به اول ما خلق الله بودن رسولخدا در اذانِ اهل سنت یا بعداز اذان، در بعضی منابع آمده است و بهنظر میرسد طیفی از سنّیان که تعصب وهابیگری نداشتهاند این جمله و شبیه آن را میگفتهاند. امروزه هم بهعنوان دعاء و صلوات بر حضرت پساز اذان گفته میشود و مناقشههایی پیرامون آن میان علماء اهل سنت وجود دارد.
@AghayedNet
💠بخش دوم
در کتاب فی علم الکلامِ احمد محمود صبحی آمده است:
«...و تسللت الفکرة الی احدی العبارات التی زیدت علی الاذان: یا اول خلق الله» (ج٢، ص٧٧)
و در کتاب التفسیر الصوفی الفلسفی للقرآن الکریم در ذیل آیه شریفه «و انا اول المسلمین» آمده است:
«[...] و قوله الی الصحابی جابر: اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر [...] و یقال فی الاذان: یا اول خلق الله و خاتم رسل الله.» (ج١، ص٢٢٨)
شبیه این تعبیر نیز در بعضی کتب نقل شده و آن تعبیر «محمدٌ و علیٌ خیر البشر» در اذان شیعه است.
ناصر خسرو در کتاب وجه دین این موضوع را گزارش داده است. وی فصول اذان را چنین ثبت کرده است:
«اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان علیاً ولیّ الله اشهد انّ علیاً ولیّ الله حیّ علی الصلوة حیّ علی الصلوة حیّ علی الفلاح حیّ علی الفلاح حیّ علی خیر العمل حیّ علی خیر العمل محمدٌ و علیٌ خیرُ البشر محمد و علی خیر البشر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله دو مرتبه بگویند تمام.»
ابنعدیم عمر بن احمد نیز در کتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب، در شرح حال حسین بن علی بن محمد معروف به اَمیرکا آورده است که وی در سال ٣۴٧ در حلب میهمان سیفالدوله شد:
«و هو اول من اذّن فی اللیل و قال فی اذانه: محمد و علی خیر البشر.» (ج۶، ص٢٧٠١)
ابنبطوطه در سفرنامه خود، توصیفی از شهر قطیف نگاشته و اشاره کرده روافض در اذان خود این جمله را میگویند. عبارت او چنین است:
«ثم سافرنا الی مدینة القطیف و ضبط اسمها بضم القاف کأنه تصغیر قَطف و هی مدینة کبیرة حسنة ذات نخل کثیر یسکنها طوائف العرب، و هم رافضیة غلاة یظهرون الرفض جهاراً لایتقون احداً. و یقول مؤذنهم فی اذانه بعد الشهادتین: اشهد ان علیاً ولیّ الله، و یزید بعد الحیعلتَین: حیّ علی خیر العمل و یزید بعد التکبیر الاخیر: محمد و علیّ خیر البشر مَن خالفهما فقد کفر.» (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار، ج٢، ص١۵٣)
این موضوع در کتب متعددی ذکر شده و در این فرصت به این مقدار اکتفا میکنیم و اشاره میکنیم درباره نوشتن این جمله بر منارهها و مسجدها حکایتهای مختلفی نوشتهاند و نزاعهایی در حکّ این عبارت نقل کردهاند و درباره حذف آن از اذان نیز گزارشهایی موجود است. (تاریخ دمشق، حمزة بن اسد ابنقلانسی، ج١، ص٣۶۴ و...)
به هر روی بیان کتاب مبارک ارشاد درباره شهادت به اول ما خلق الله بودن رسولخدا در اذانِ اهل سنت یا بعداز اذان، در بعضی منابع آمده است و بهنظر میرسد طیفی از سنّیان که تعصب وهابیگری نداشتهاند این جمله و شبیه آن را میگفتهاند. امروزه هم بهعنوان دعاء و صلوات بر حضرت پساز اذان گفته میشود و مناقشههایی پیرامون آن میان علماء اهل سنت وجود دارد.
@AghayedNet