✔️🔻معبود و جهت عبادت

💠بخش دوم

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد اللهُ شأنَه در کتاب ارشادالعوام می‌فرمایند:

۱. بدان‏‌كه فرق است مابين معبود و جهت عبادت و اين فرق را علما و حكما برنخورده‌‏اند مگر كمی و لابد است كه بشناسی تا عبادت تو صحيح باشد.
بدان‏كه معبود آن كسی است كه تو بنده و برده اويی و او تو را خلق كرده و محتاج به تو و مثل تو نيست.

۲. چون اين را يافتی پس بايد بدانی كه خدای تو نبايد كه به عقل و فهم و ادراك و تصور تو بيرون آيد و نبايد مثل تو باشد كه اگر غير از چنين كسی را خدا دانی مشرک می‌‏‌باشی به خدای عزوجل و بت‏‌پرستی پس آن‌كه به خاطر گذشت و به تصور درآمد و تو او را يافتی معبود نباشد و شايسته آن نيست كه او را بپرستی.

۳. و اما جهت عبادت كه گفتيم آن كس يا آن چيز است كه خدای معبود يگانه گفته است كه تو رو به آن كنی يا خدمتی به نسبت به او بكنی يا كاری برای او كنی يا حرفی درباره او بزنی يا اطاعتی از او بكنی يا چيزی از او بطلبی يا چيزی به او بدهی و امثال اينها (در ضمن مثال، توضیح می‌فرمایند.)

۴. اگرچه خداوند از برای بندگان خود جهت عبادت قرار داده است لكن معبود، اوست و مقصود او و نبايد كه شخص ملتفت جهت باشد و جهت طلبد اگرچه بايد مباشر جهت و رو به جهت باشد. نمی‌بينی كه بايد در نماز ملتفت دست خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت پای خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت زبان خود شوی كه چگونه او را حركت دهی ولی در همه اين احوال مكلفی به آنكه توجه به خدا داشته باشی و از غير او غافل باشی و او را طلبی بلكه او را عبادت كنی چنانكه گويا او را می‌بينی و گويا در نزد پادشاه مقتدری ايستاده‏‌ای كه قادر و قاهر است و مطلع و آگاه بر ظاهر و باطن تو است.

۵. چون اين مطلب شريف را دانستی پس بدان‏‌كه فرق مابين معبود و جهت عبادت آن شد كه تو جهت عبادت را برای معبود می‌خواهی نه معبود را برای جهت عبادت. يعنی هرگاه معبود تو را به خدمتی ديگر وادارد دست از آن جهت برمی‌‏داری و به جهتی ديگر خواهی متوجه شد و اگر دل به جهت بسته بودی در مثل اين وقت دست از آن معبود برمی‌داشتی كه چرا امر به خلاف آن جهت مطلوب كرد.

۶. چون از برای بنده مراتب بسيار است يعنی عقلی دارد و نفسی و جسمی و از برای جسم مدرک‌های جسمانی است و از برای نفس مدرک‌های نفسانی و از برای عقل مدرک‌های عقلانی و هريك هم هم‏‌جوره و هم‏‌جنس خود را درک می‌كند و از حد خود بالاتر نمی‌‏رود چنانكه در محل خود شرح اين مطلب را داده‌‏ايم و خدا نه از جنس جسم مردم است كه با مدرک‌های جسمانی فهميده شود و نه از جوره نفس مردم است كه با مدرک‌های نفسانی دانسته شود و نه از جوره عقل مردم است كه با عقل مردم ادراک شود و مردم با جسم غير از جسمانی‌ها را نمی‌توانستند ببينند و با نفس غير از نفسانی‌ها را و با عقل غير از عقلانی‌ها را و همه اين سه ‌مرتبه بنده بودند و خدا را بايست عبادت كنند و خدا از ادراک همه بالاتر و برتر بود و هر سه از فهم او عاجز. پس از برای هر سه جهت عبادت ضرور شد كه هريك جهت مشاكل خود را طلبند و خدا را پرستند.
و مثل را در جسم آوريم تا به آن واسطه مطلب را برخوری. پس چون جسم را پشت و رويی بود و لابد بايستی كه رو به جهتی كند از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و فوق و تحت و خدا در جهت نبود يكی از جهات را برگزيد و جهت عبادت خود قرار داد و روی مردم را امر كرد كه رو به آن جهت كنند كه آن كعبه باشد و كعبه معبود و خدا نيست ولی جهت خدمتی است كه مردم مأمور به آن خدمت می‌باشند… . (تک‌تک جهات عبادت را در هر رتبه‌ای شرح می‌فرمایند.)
@AghayedNet
✔️🔻دووجهیِ طائفهٔ احقاقیه؛
عبارات آخوند ملا محمدباقر اسکوئی
یا صفحات مجهول‌الهویه اینستاگرامی؟!

اخیراً یکی‌از صفحات مجازی منتحلین به شیخ مرحوم، عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه را -نعوذبالله- به احمد الحسن، دجال بصره، تشبیه کرده و به این بزرگوار نسبت «خزعبلات» و «جنون» و... داده است. همهٔ این نسبت‌های ناروا هم در بدفهمی کلمات ایشان ریشه دارد.

تصحیحِ بدفهمیِ نویسنده یا نویسندگان آن صفحه تک‌نگاریِ دیگری می‌طلبد؛ هرچند در نوشتارهای قبلی به‌طور مکرر توضیح داده‌ایم.

این یادداشت صرفاً طرح یک پرسش است. پاسخ ازناحیه احقاقی‌ها خواهد بود. بالاخره سخن پایانی و قضاوت عادلانه این جماعت درباره مرحوم کرمانی چیست؟!

به‌تعبیر دیگر، سخن ایشان در گعد‌ه‌های شبانه‌ و خودمانی‌ چیست؟ آیا هم‌چون این صفحه مجازی، بدعت احمد الحسن در این روزگار را معادلِ امروزِ فرمایشاتِ مرحوم کرمانی می‌دانند؟

یا سخنِ خودمانیِ آنها همان فتوای آخوند ملا محمدباقر اسکوئی است که از مرحوم آقای کرمانی تجلیل کرده و نهایتاً اختلاف با این بزرگوار را اختلاف میان علماء قلمداد نموده است؟

به‌تعبیر محاوره‌ای، با خودشان چندچند‌‌ند؟! ازطرفی از صلح و «مُصلح» سخن به‌میان می‌آورند و ازطرفی هتاکانه می‌نگارند!

یکی‌از مریدان ملا محمدباقر اسکوئی (که از پیشوایان منتحلین به شیخ مرحوم در کربلاء و آذربایجان بوده) از او استفتاء نموده است.
دست‌خط اصلی این فتوا در کتاب الموسوعة الوثائقیة (ج۱ ص۱۲۰) چاپ شده است. هم‌چنین به‌خط یکی‌از شاگردانش در ابتداءِ مجموعه‌ای از رساله‌های خطی استاد ثبت شده. تاریخ استنساخ چند ماه پس‌از فوت مرحوم آقای کرمانی است.

صورت استفتاء و فتوا چنین است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
بعد قد سئلني بعض من الإخوان عن شأن شنف الآذان أغلوطة الزمان و نادرة الدوران جناب الحاج محمدکریمخان قدّس الله نفسه و عطر رمسه کیف حاله عندکم؟ أری الأقوال فیه بین مُفرِط لایُجوّز علیه الشبهة و الخطاء، و مفرِّط یحمل أکثر کلماته علی الخطاء!
أراد مني کتابة الجواب بعد الخطاب فأجبته:
إنه رحمه‌الله کان له في العلم ثبوتُ قَدَم و عاملاً لِما عَلِم طویل الباع في فنون العلوم و کثیر الإطلاع في خفایاهُ و الرسوم ولکن لایَسلَمُ الّا من بعین الله معصوم و غیره کاملهم تحصر زلاته. کفی المرءَ نبلاً أن‌تعد معائبه.
فما تریٰه من الإختلاف بین اثنین من علماء الشیعة لاسیما في المسائل النظریة في مبدء کانت أو معاد أو غیرهما فما ذاک إلّا لاشتباه من أحدهما في مَدارکهما و لایُرید احد منهما إلّا ما أراده أئمتهما علیهم‌السلام إنما یریدان موافقتهم و إصابةَ مرادهم لا المکابرة و المخالفة کما هو شأن غیرهم فما یضرّ لهما ذلک الإختلاف لأنه إنما نشأ من اشتباه لواحد منهما حاشاهم من المکابرة و الخلاف، و السلام.»

به نمونه‌ای عملی نیز اشاره کنیم. میرزا شفیع ثقة‌الاسلام اگرچه با مرحوم آقای کرمانی زاویه داشت، اما پس‌از رحلت ایشان سه روز برای ایشان مجلس عزاداری برپا کرد.

سید حسین یزدی در کتاب خطی خود گزارش داده و نوشته است:

«توفي المرحوم الحاج محمدکریمخان الکرماني في یوم الإثنین ۲۲ شعبان سنة ۱۲۸۸ في قریة تهرود علی بُعد أحد و عشرین فرسخاً من کرمان... و لمّا وصل نعیه إلی البلاد أقیمت عزائه فیها، ففي تبریز کان العزاء في تسعة أیام کل ثلاث لواحد و هُم ولیعهد مظفرالدین میرزا و الحاج میرزا شفیع ثقة‌الاسلام و المیرزا حسین ثقة‌الاسلام.» (اللئالی السرد، ص۲۷)

به پرسش این یادداشت بازگردیم. در گفت‌وگوهای خصوصی و عمومی خود درباره مرحوم کرمانی چه نظری دارند؟ آیا مشمول این آیه‌اند که «اذ یبیتون ما لایرضی من القول»؟! یا به این تصریحاتِ قولی و عملیِ پیشوایان خود اعتقاد دارند؟ و السلام علی مَن اتّبع الهدی.

۴ شوال ۱۴۴۴
۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ 
@AghayedNet
▪️هشتم شوال
سال‌روز واقعه اسفناک تخریب بقیع و مظلومیت امامان شیعه علیهم‌السلام
@AghayedNet
✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه

🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی‌الله‌مقامه بود.

🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اعلی الله مقامه متولد شد و کودکی و جوانی را سپری می‌کرد. هر روز که می‌گذشت، سایه تفکر وهابی‌گری بر مناطق مختلف حجاز سایه می‌افکند. تاریخ آن بُرهه از جنایت‌های خاندان وهابی‌ها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثت‌ها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اعلی الله مقامه مستثنی نبود.

🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.

🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را می‌کشت و برخی را زجر و طرد می‌کرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.

🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حمله‌های وهابی‌ها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.

🔹اندیشه وهابی‌گری، جای خود را باز کرده و ریشه‌های حکومت سیاسی‌اش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابی‌گری جلوه‌ای تازه داشت.

🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشته‏‌هايشان نوشتند و گفتند و می‌گويند كه اول طايفه‌‏ای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابی‏طالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی می‌کردند.

🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزاره‌های مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد می‌کند و شرک می‌پندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت می‌کند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان می‌شد.

🔸هم‌زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب می‌دانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، می‌یابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزاره‌های دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.

🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ و اندیشه او با وهابی‌گری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج می‌زند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرت‌های اجباری و فرار از کشتار وهابی‌ها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابی‌ها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.

🔸به‌جاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.

🔹و اما اندیشه امام شناسی. به نظر می‌رسد بهترین تحلیلِ قضیه هم‌زمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، این‌گونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. هم‌زمانی این دو مکتب را باید این‌گونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهم‌السلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزه‌های مکتب وهابیت نفی شد.

🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزار‌‌ه‌های دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشه‌ای ژَرف و نورانی که پرچم‌دار تفصیل مباحث باطن دین و نظام‌دهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
شیعه در اسلام
با نقلِ پاراگراف مربوط به شیخیه

مدتی قبل کتاب شیعه در اسلام با مقدمه‌ای مبسوط منتشر گردید. ویژگی آن چاپ مقابله با دست‌خط علامه طباطبائی بود. اما متأسفانه پاراگراف مربوط به شیخیه در آن چاپ نیامده بود. محقق کتاب حذف آن پاراگراف را فقدان آن در نسخه دست‌نویس علامه می‌دانست.

همان زمان در نشستی اختصاصی متذکر شدیم اگرچه در دست‌نوشته اولیه کتاب این پاراگراف نیست؛ ولی با توجه به نامه‌ای از علامه طباطبائی مشخص می‌شود قطعاً این پاراگراف توسط خود علامه به کتاب اضافه شده است.

هم‌اینک چاپ جدید شیعه در اسلام با الحاق پاراگراف مربوط به شیخیه منتشر گردیده است.

در این چاپ، اصل متن کتاب پس از تجدید مقابله، به‌طور دقیق‌تر به زیور طبع آراسته و می‌توان گفت صحیح‌ترین نسخه کتاب شیعه در اسلام است که تاکنون به چاپ رسیده. در پایان کتاب نیز ۱۱۷ موضوع به‌عنوان اهم موضوعات کتاب، استخراج و فهرست‌وار ثبت گردیده است.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه 🔸معرفی و نقد کتاب در لینک زیر: https://t.me/AghayedNet/4596
🔺مقاله تازه منتشر شده
آرای کلامی شیخیه باقریه
این مقاله برگرفته از کتاب بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه است که در فرصت‌های گذشته معرفی و نقد کرده بودیم.
به‌پیوست فایل صوتی معرفی و نقد کتاب مذکور ارائه می‌گردد.
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺🎙فایل صوتی
معرفی و نقد کتاب تازه منتشر شده بررسی تحلیلی عقاید و تاریخ شیخیه باقریه

🔸بعضی سرفصل‌ها:
تقدیر از انتخاب موضوعی بکر و مهم؛
معرفی کتاب و فصل‌های آن؛
نقد بعضی تحلیل‌ها و گزارش‌های کتاب؛
ناآگاهی و بی‌توجهی نویسندگان معاصر به جوابیه‌ها و پاسخ نقدها.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
تاریخ اقتصادی همدان در سده‌های معاصر
با اشاراتی به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸در فرازی از کتاب آمده است:
«[کاروان‌سرای] میرزا باقر، جنب کاروان‌سرای میرزا کاظم قرار داشت. حاجی رحیم تاجر یزدی ساکن همدان، در وقایع شیخیه، ثلث اموال خود، از جمله کاروان‌سرای همدان (که بایستی همان کاروان‌سرای میرزا محمدباقر باشد) را به حاجی میرزا باقر شیخی صلح نمود.»
@AghayedNet
▪️ساعد الله قلبک یا بقیة‌الله فی مصیبة جدک المظلوم جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام

🔺شعر از مرحوم قوام العلماء
@AghayedNet
✔️🔻علم‌الفضائل و محکمات و تصریحات بزرگان دین

🔹قسمت اول

موضوعی ساده، اما مهم! اگر مخالفان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی به این موضوع بیندیشند، از این شلتاق و همهمه و این‌همه تکرارِ مکررات دست برمی‌دارند. مرحوم احسائی اعلی الله مقامه در علم‌الفضائلِ معصومین علیهم‌السلام پژوهش‌های عمیق و عریقی ارائه فرموده، به‌گونه‌ای که همه شارحان زیارت جامعه کبیره پس از او وام‌دار بیانات اویند.

بزرگان دین اشرف علوم را علم‌الفضائل می‌دانند؛ چراکه شرافت هر علم به موضوع آن است و کدام علم است که موضوع آن اشرف و اعلیٰ باشد از جوهر اول صلی الله علیه و آله و خاندان پاک و مقدسش علیهم‌السلام و علمی باشد که همهٔ علوم مقدماتِ رسیدن به آن علم است؟!

برخی شاید از نوشته‌های بزرگان دین رایحه غلو استشمام کنند. شاید برخی تفویض باطل گمان کنند‌. اما مناطِ نهایی محکمات و تصریحات شیخ و دیگر بزرگان است.

ایشان ملاحظه کردند که از نوشته‌های ایشان سوءاستفاده می‌شود. ازاین‌رو در رساله‌های خود (بالغ بر چندصد رساله و کتاب) بارها تذکر دادند که اهل فن محکماتِ کلامِ ما را درنظر بگیرند و تصریحات ما به عقاید اسلامی و ایمانی را فراموش نکنند. این مهم را به سیاق‌های مختلف گوشزد فرمودند.

در مواضعی، هم‌چون مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه فصلی را به محکمات و متشابهات اختصاص دادند (در جلد دوم ارشادالعوام) و لزوم استفاده از متشابهات در کلام حکماء و عرفاء را توضیح فرمودند.

در مواضعی، با بیان این مضمون که «محکمِ کلامِ ما» چنین و چنان است، راه را بر سوءاستفاده‌کنندگان سد کردند. در مواضعی، تعبیر «بازار مسلمین» و مساجد و محافل مسلمانان را به‌کار بردند که آنچه از اعتقادات اسلامی و ایمانی در بازار مسلمین و شیعیان است، همان کلام ما است. تعبیر بازار مسلمین استعاره‌ای است از ضروریات اسلامیه و ایمانیه.

در مواضعی نیز هم‌چون شیخ مرحوم اعلی الله مقامه سخنی را به‌عنوانِ مرجعِ همهٔ جستارهای علم‌الفضائل مرقوم کردند.

اگر مخالف فکری ایشان این تصریحات و محکمات را سرلوحه قرار دهد، سخته‌تر و پخته‌تر قلم خواهد زد و متوجه خواهد شد که میسر نبوده همهٔ مطالب را در یک رساله جمع آورند و همهٔ زوایای یک موضوع را در یک صفحه بنگارند. و خواهد یافت که علماء و حکماء نیز در تأسی به کلام ائمه علیهم‌السلام و کلام‌الله، محکم و متشابه گفته‌اند و نوشته‌اند. اگر انصاف را پیشه کرده باشد، این محکمات و تصریحات را پررنگ خواهد دید.

در این یادداشت نمونه‌هایی از این محکمات و تصریحات را نقل می‌کنیم:

۱. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ملاکی را درباره فرمایشات خود در علم‌الفضائل مرقوم فرموده‌اند:

«فاذا عرفت هذا فاعلم ان عملهم بارادته جار لهم فی جمیع الوجودات و شرعیاتها و الشرعیات و وجوداتها من خلق و رزق و موت و حیوة لایکون شی‌ء الّا عنهم و لکنّهم لیسوا شیئاً فی کل شی‌ء و علی کل حال الّا بالله و ما هم (ع‌) فی فعله الّا کصورة فی مرءاۤة بالنسبة الی شاخصها "و تحسبهم ایقاظاً و هم رقود و نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال" و لاحظ هذا الحرف فی کل شی‌ء تسمعه منا لانریده الّا علی هذا المعنی.» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (مشهد، ۱۴۰۰ش) ج۱ ص۳۳۶)

۲. عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع این‌گونه به محکمات کلام خود در علم‌الفضائل تصریح کرده و حتی با تعبیر «لیکن ذلک محکماً عندک» تأکید فرموده‌اند:

«ولكن المخالفين لنا مقصرون فی معرفة التوحيد و يصفون الله بصفات خلقه فاذا وصفنا خلقاً بتلک الصفات يزعمون انا غلونا و نحن نبرأ الی الله سبحانه ممن يغلو فی حقهم صلوات الله عليهم او يقصر و ليكن ذلک محكماً عندک ارجع اليه ساير اقوالنا و الحمد لله الذی هدانا لهذا و ماكنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.» (مکارم الابرار (عربی)، ج۷، «المجلد الثالث من الفطرةالسلیمة»، ص۳۸۶)

ادامه دارد...

@AghayedNet
✔️🔻علم‌الفضائل و محکمات و تصریحات بزرگان دین

🔹قسمت دوم و پایانی

۳. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رساله توضیح با استفاده از کلیدواژه «بازار مسلمین» ملاک بیاناتشان در علم‌الفضائل و دیگر عقاید اسلامی و ایمانی را چنین معرفی می‌کنند:

«مراد ما در هر مسئله‏‌ای كه بيان كرده‌ايم آن چيزی است كه در بازار مسلمين و مساجد و محافلشان معروف است كه ضرورت مسلمين و مؤمنين باشد. همان است مراد ما از بيان ما و هركس غير از آن معروف را از بيان ما فهميد مراد ما را نفهميده خواه در معاد جسمانی يا در معراج جسمانی يا در فضائل ائمه طاهرين علیهم السلام يا در ساير مسائلی كه حقيقت آن را بيان كرده‌ايم.»

۴. آخرین نمونه را قاعده مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در خاتمه رساله شش فصل قرار داده و با این عبارات این یادداشت را به پایان می‌رسانیم:

«چون معاندين دروغ بسيار بر اين خادم مؤمنين می‌بندند قاعده‌ای به طور اختصار عرض می‌کنم بعد از اين آنچه می‌شنويد به اين قاعده بسنجيد اگر با آن راست آيد قول من است و اعتقاد من والا من از آن قول بيزارم.
و آن قاعده اين است که اگرچه آنچه نسبت می‌دهند به من مطابق کتاب خدا و سنت رسول و ضرورت مسلمين يا ضرورت مذهب شيعه يا اجماعی علماء شيعه است آن قول من است و به آن معتقدم و اگر مخالف يکی از آنهاست آن قول من نيست و معتقد به آن نيستم.
اين ميزان در دست شما باشد و آنچه نسبت به اين حقير دهند به اين ميزان بسنجيد و حق را از باطل تميز دهيد و همين چند کلمه که در اين رساله ذکر شد اگرچه به طور اختصار بود از برای اهل انصاف و تديّن کافی است. در خانه اگر کس است يک حرف بس است

@AghayedNet
🔺مسموعاتی نویافته از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اَشادَ اللهُ شَأنَه

در مجموعه‌ای خطی بیش‌از بیست صفحه از فرمایش‌های درسی و مجلسی این بزرگوار ثبت شده است که در مباحث حکمت و فضائل معصومین علیهم‌السلام بیاناتی فرموده‌اند و یکی‌از شاگردان (ظاهراً به‌نام ملامحمد) یادداشت کرده است.

وی در بخشی‌از این یادداشت‌ها می‌گوید اگر قصوری در این تقریرات است، از ناحیه نگارنده است؛ نه از ناحیه شیخ اعلی الله مقامه و اضافه کرده:
«و العجب من بعض الطلبة یقولون مطالب استادنا لیست تامة لأن الاعوجاج من مرایاهم و انا اقول فی جوابهم علیّ نحت القوافی من مواضعها... .»
@AghayedNet
🔺فرمایشی اخلاقی
📚از رساله چهار فصل
@AghayedNet
🔺کتاب منتشر شده
طب سنتی و گیاهان دارویی در اسناد آستان قدس از دوره صفویه تا پایان قاجار

کتاب حاضر حاصل پژوهشی گسترده و علمی در موضوع اسناد طب سنتی و داروهای گیاهی در مرکز اسناد کتابخانه آستان قدس است. 

در نگارش این کتاب تمامی شش هزار برگ سند دارالشفاء رضوی، از دوره صفویه تا پایان قاجار مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. حاصل این تلاش افزون بر یافته‌های جدید در این موضوع، گردآوری فهرستی از نام داروهای گیاهی، اعم از مفرد و مرکب در دوران صفویه، افشاریه و قاجاریه است. 

دراین کتاب به‌طور مکرر از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه نام برده شده و در بخش‌های مختلف کتاب به تحقیقات طبی این بزرگوار اشاره شده است.
@AghayedNet
✔️در باب زیارتِ انشائی درباره حضرت معصومه علیهاالسلام

🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/qom/
🔺کتاب تازه منتشر شده

اجازات علماء
موجود در نسخه‌های خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی

دراین کتاب اجازه‌هایی مکتبی ملاحظه می‌شود. از جمله اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به محمدابراهیم بن حسن و اجازه وکالت این بزرگوار به مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه.

در اجازه‌های متعددی نیز نام شیخ مرحوم دیده می‌شود.

صورت اجازه محمدباقر شفتی به ملا عبدالوهاب قزوینی مورد دیگری است که دراین کتاب آمده است.

صورت اجازه و تصدیق اجتهاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسیِ کرمانیِ طبیب نیز به‌طور کامل نقل شده است.
@AghayedNet