🔺کتاب تازه منتشر شده
جامع المعارف و الاحکام (ج ۸ - ۱۳)
از آثار مرحوم سید عبدالله شبر

درباره مناسبات علماء عتبات و ايران با شيخ‌ مرحوم اعلی الله مقامه تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبدالله شبر با شيخيه تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو شخصیت را تشکيل می‌داده است.

مرحوم شبر، اجازه روايتی به عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته داده بوده است و سید مرحوم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره می‌کرده‌اند.

در اجازه‌ای از مرحوم سيد کاظم رشتی، از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد می‌کند. از گفتار سید مرحوم در دليل‌المتحيرين، چنين برمی‌آيد که روابط مرحوم شبر و پدرش با شیخ‌ مرحوم بسيار خوب بوده است.

سید مرحوم همچنين از فرزند مرحوم شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر به‌عنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بوده‌اند، ياد می‌کنند.
می‌دانيم که مرحوم شبر مورد ستايش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی‌ الله‌ مقامه نيز قرار گرفته بوده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه‌منتشر‌شده
چاپ و تحقیق جدیدی از کتاب شرح دعاء السحر
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه
@AghayedNet
🔺«چون ماه مبارک رمضان و عید نوروز در پیش بود و شغل مخصوصی هم داشتند تعطیل فرمودند. وفقنا الله و جمیع المؤمنین.»

🔸عبارات کاتب دروس عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در پایان درس ۱۹ شعبان ۱۳۱۰ق.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
اوراقی از کرمان دوره قاجار
@AghayedNet
✔️🔻اسنادی تاریخی و تازه‌منتشرشده درباره تاریخ مکتب

در اسفند ۱۴۰۱، کتابی با نام اوراقی از کرمان دورهٔ قاجار منتشر گردید. این کتاب مشتمل است بر تصاویرِ رنگیِ پاره‌ورق‌ها و نامه‌ها و سندهای تاریخیِ متفرقه‌‌، اما ارزشمند.
این اسناد در لابه‌لای نسخه‌های خطیِ یک کتابخانه یافت شده است. کتابخانه‌ای با ۴۹۸ نسخه خطی و بیش‌ از ۵۰۰ چاپ سنگی و سربی که ازسوی خانواده امام‌جمعه کرمان به کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران اهدا شده است.

دربین بعضی نسخه‌های خطی، نامه‌ها یا سندها یا برگه‌هایی قدیمی قرار دارد. این اوراق به‌علت «مجموعه» نبودن و محتوای متفرقه، معمولاً گردآوری نشده و به‌ همین شکل متشتت در لابه‌لای نسخه‌ها پخش است. درمیان بعضی نسخه‌های خطیِ مکتبی نیز چنین اوراقی وجود دارد و گاهی متأسفانه مورد بی‌مهری قرار گرفته. دیده شده بعضی بوالهوسان یا محتکرانِ اسناد این اوراق را یافته و به‌سرقت برده و در قفسه کتابخانه خود به قفس انداخته و صدای آن را نیز درنیاورده‌اند. مگر در مواردی که فضل الهی شامل دوستان شده و گوشه‌ای از مسروقات را ارائه نموده‌اند.

در این کتابِ تازه‌منتشرشده، اوراقِ لای برخی‌از نسخه‌های کتابخانه اهداییِ امام‌جمعه کرمان معرفی شده است. جد خاندان امام‌جمعه کرمان سید جواد حسینی شیرازی است که طی سال‌های ۱۲۵۳ تا ۱۲۸۷ ق امام‌جمعه و قاضی شهر کرمان و درواقع حاکم شرع این ولایت ازطرف دولت قاجار بوده است. اسنادی تاریخی در این مجموعه اهدایی است که آقای رسول جعفریان در این کتاب ۱۷۸ صفحه‌ای ارائه نموده‌اند.

آنچه در این یادداشت بر آن متمرکزیم اسنادِ مرتبط با مکتب است. در کتاب اوراقی از کرمان دوره قاجار آثاری از علماء‌ یا کتب مکتبی ملاحظه می‌شود.

برای نمونه در صفحه ۲۱، سندی مربوط به کتب ملکی صاحب کتابخانه چاپ شده است با عنوان: «تفصیل کتب ملکی حقیر به تاریخ ۱۲۷۱ هشتاد و دو جلد». در این فهرست به «شرح زیارت شیخ احمد» و «شرح فواید» اشاره شده است.


در صفحه ۳۳، مُهری درباره وقف مدرسه ابراهیمیه چاپ شده که سجع آن چنین است:
«وقف صحیح شرعی نمود بنده خاکسار ابن محمدابراهیم قاجار این کتاب ممهور به این مهر را بر طلاب مدرسه مبارکه ابراهیمیه واقعه در دارالامان کرمان بشروط مذکوره در نمره ابراهیمیه بدون زیاده و نقصان ۱۲۳۶.»

وقف‌نامه دیگر مربوط به وقف کتاب مبارک ارشاد است که در صفحه ۴۰ چاپ شده است. متن وقف‌نامه چنین است:
«وقف مؤبد شرعی و حبس مخلد مرعی نموده قربة الی الله تعالی و طلباً ابن مرحمت‌شان حاجی محمدعلی خان برهان‌الدین الملقب به آقابزرگ این جلد کتاب ارشاد را بر کافه مؤمنین و مؤمنات اثنی‌عشریه و تخلیه ید از موقوفه مزبوره نمودم» تا آخر این وقف‌نامه مفصل.

سندی دیگر درباره آخوند ملاعبدالخالق است که طبق این سند، ایشان نوشته‌ای درباره کتاب‌هایش تنظیم کرده که «کتاب‌های حقیر وقف است بر جناب صاحب‌الامر صلوات الله و سلامه علیه که هریک از برادران که طالب باشند از آن بهره‌مند گردند... .» (ص۴۵)

آنچه اشاره شد در تورق اجمالی این کتاب ملاحظه گردید و شاید با تدقیق بیشتر نکات مکتبی دیگری نیز دست‌یاب گردد. این اسناد جالب‌توجه می‌تواند زوایایی از تاریخ مکتب را روشن‌تر سازد و جایگاه دینی و اجتماعی بزرگان دین را بیشتر تبیین نماید.

۲۸ شعبان ۱۴۴۴
۱ فروردین ۱۴۰۲
@AghayedNet
🔺عبارتی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه و اشاره به اینکه زمانی عمل به اخبار عدد در نظر ایشان تقویت شده بود و پس‌از مدتی روی جهاتی علمی به رؤیت قائل شدند. (مکارم الابرار، ج۳۰، ص۳۶۸)
توضیحات بیشتر در لینک زیر:

🔸بحث رؤیت و عدد

@AghayedNet
🔹لطفت اگر که بر سرِ احسانِ ما شود
🔹وصلت، شها، چو دارویِ درمانِ ما شود
🔹پایان شبِ سیاه ز هجرانِ ما شود
🔸تا آسمان ز حلقه‌به‌گوشانِ ما شود
🔸کو عشوه‌ای ز ابروی هم‌چون هلالِ تو؟!
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
چاپ جدید
تاریخ عبرة لمن اعتبر
گزارش مفصل واقعه همدان، عید فطر سال ۱۳۱۵ ق
پیش‌از این فایل این کتاب ارائه شده بود.
@AghayedNet
📹|مستند
🔺تبعید، کیفر حق‌گویی (۱، ۲، ۳)
🔸گزارش سه روز واقعه همدان (۱۳۱۵ ق)
@AghayedNet
📹|مستند
🔺واقعه همدان (۱۳۱۵ ق) از نگاه گزارشگران

🔸در این مستند، ۱۰ گزارش تاریخی از حوادث واقعه همدان ۱۳۱۵ ارائه شده است. گزارشاتی همچون کتاب روزنامه خاطرات عین‌السلطنه قاجار، تلگراف هدایت‌الله موسوی (مجتهد همدانی)، کتاب خاطرات و شرح احوال دکتر سعید کردستانی، خاطرات مرحوم صفاءالحق همدانی، گزارش ضیاءالدین تویسرکانی، مصاحبه با ۳ نفر از ذریه حاضران در واقعه همدان و... .
@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹|مستند
🔺واقعه همدان (۱۳۱۵ ق) از نگاه گزارشگران
🔸(این مستند خدمت دوستان و برادران ارائه گردیده است.)
@AghayedNet
✔️الذكرى السنويّة لواقعة همدان (عيد الفطر سنة ۱۳۱۵ هـ.ق)

كان العداء تجاه شيخية همدان يزداد شيئاً فشيئاً يوماً بعد يوم حتّى جاء آخر شهر رمضان سنة ۱۳۱۵ هـ.ق وعيد الفطر، فعمّت همدان بلوى واشتعلت فيها نار الأضغان والأحقاد والحسد، وتوالت الصدمات على الشيخية القاطنين في همدان من كل صوب.

امتدّت هذه البلوى لثلاثة أيّام، وفي كلّ يوم منها كان للأعداء يستعملون لإيقاع الأذى و النكاية بالمرحوم الحاج الميرزا محمّد باقر الشريف الطباطبائي - أعلى الله مقامه - ومحبّيه.

🔻🔻🔻يُعرض هنا مختصر عن وقائع هذه الأيّام الثلاثة أخذاً بكتاب «عبرة لمن اعتبر» الذي هو أهمّ مأخذ لجزئيات هذه الحادثة.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده

کنکاشی در خاطرات و یادداشت‌های آقا ضیاءالدین تویسرکانی

در این کتاب یادداشت‌های یک روحانی، از عصر ناصری تا حدود سال ۱۳۳۱ ق جمع‌آوری شده است.

یکی‌از یادداشت‌های تویسرکانی، گزارش او از واقعه همدان است.
وی در بخشی‌از گزارش خود نوشته است:

«جماعت متشرعه اولاً میرزا علی‌محمد نام نایب حاجی میرزا باقر را در کوچه می‌گیرند، و زنده او را مجروح می‌نمایند و آتش می‌زنند با نفت که بر سرش می‌ریزند. قریب چهل عمارت معتبر را غارت نموده آتش زده، و خراب نموده با خاک یکسان کرده و دکاکین جماعت شیخیه که در کاروان‌سراها و بازار بوده نیز می‌شکنند، و غارت می‌نمایند... تا از طهران حکم شد، افواج ملایر و تویسرکان و چند فوج دیگر و سوارهای عراق و غیره به سرکردگی صدیق‌نظام و منصورالملک و فخرالملک و ریاست جناب حسام‌الملک اطراف همدان را گرفتند، و توپ‌ها از مصلا به همدان به محله جولاق بستند تا آنکه روز پنج‌شنبه عید ۱۳۱۶ جمعی از آقایان همدان را دستگیر نمودند... قریب پنجاه نفر از اهالی همدان دست و پا و سر برید. خود داعی همدان بودم.»
@AghayedNet
✔️🔻معبود و جهت عبادت

💠بخش اول

یکی‌از پژوهشگران در کانال تلگرامی خود نوشته‌اند:

«... در شماری از مکتوباتِ برادرانِ دانشیِ علومِ اجتماعی می‌خواندم که زیارت نخبگان، هرچه بیشتر، به‌سمت انتزاع می‌رود و زیارت عوام به‌سمت ماده.‌ می‌پذیرم و وجدان کرده‌ام. اما بالاتر از این دو، زیارتِ مؤمنان است (نه این‌که آن دو مرتبه مؤمن نیستند). مؤمن به این‌که خدای منزّهِ از ماده، مسیر وصول عباد به خودش را همین ماده قرار داده در شمار مهمی از منزلگاه‌ها.»

گزارهٔ «مسیر رسیدن بندگان به خدا همین ماده است»، در تعالیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم به‌نحو احسن و پخته‌تر و سخته‌تر بیان شده است. به‌تعبیر دیگر، این گزاره تکه‌ای از یک پازل به‌شمار می‌رود.

بزرگان دین دو اصطلاح مهم را بیان فرموده‌اند: «معبود» و «جهت عبادت». معبود خدا است و جهت عبادت همان دستوراتی است که خدا قرار داده که با انجام آن دستورات، معبود عبادت شده است.

خدا دستور داده است مرا بپرستید. اما «جهت عبادت» کعبه است، وضو و غسل است، رکوع و سجود است، حج است، خمس و زکات است. تمامِ ابوابِ فقهی جهت‌های عبادت است.

خداوند برای دیگر مراتب ما نیز «جهات عبادت» قرار داده است. اندیشه صحیح و سالم، تحصیل علوم دینی، خیالات نیکو و پسندیده و... جهات عبادت مراتب ما است.

در مکتب استبصار، بر تعبیر «معبود» و «جهت عبادت» تأکید شده است؛ تعبیری که به مطلبی مهم اشاره دارد که علاوه‌بر «اعتقاد» که اثبات و شناخت معبود باشد، در «عمل» هم باید به دستورات معبود عمل نمود.

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ارشادالعوام تفکیک میان «معبود» و «جهت عبادت»‌ را به‌تفصیل بیان فرموده‌اند که خلاصه‌ای از آن فرمایشات را نقل می‌کنیم.

ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻معبود و جهت عبادت

💠بخش دوم

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد اللهُ شأنَه در کتاب ارشادالعوام می‌فرمایند:

۱. بدان‏‌كه فرق است مابين معبود و جهت عبادت و اين فرق را علما و حكما برنخورده‌‏اند مگر كمی و لابد است كه بشناسی تا عبادت تو صحيح باشد.
بدان‏كه معبود آن كسی است كه تو بنده و برده اويی و او تو را خلق كرده و محتاج به تو و مثل تو نيست.

۲. چون اين را يافتی پس بايد بدانی كه خدای تو نبايد كه به عقل و فهم و ادراك و تصور تو بيرون آيد و نبايد مثل تو باشد كه اگر غير از چنين كسی را خدا دانی مشرک می‌‏‌باشی به خدای عزوجل و بت‏‌پرستی پس آن‌كه به خاطر گذشت و به تصور درآمد و تو او را يافتی معبود نباشد و شايسته آن نيست كه او را بپرستی.

۳. و اما جهت عبادت كه گفتيم آن كس يا آن چيز است كه خدای معبود يگانه گفته است كه تو رو به آن كنی يا خدمتی به نسبت به او بكنی يا كاری برای او كنی يا حرفی درباره او بزنی يا اطاعتی از او بكنی يا چيزی از او بطلبی يا چيزی به او بدهی و امثال اينها (در ضمن مثال، توضیح می‌فرمایند.)

۴. اگرچه خداوند از برای بندگان خود جهت عبادت قرار داده است لكن معبود، اوست و مقصود او و نبايد كه شخص ملتفت جهت باشد و جهت طلبد اگرچه بايد مباشر جهت و رو به جهت باشد. نمی‌بينی كه بايد در نماز ملتفت دست خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت پای خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت زبان خود شوی كه چگونه او را حركت دهی ولی در همه اين احوال مكلفی به آنكه توجه به خدا داشته باشی و از غير او غافل باشی و او را طلبی بلكه او را عبادت كنی چنانكه گويا او را می‌بينی و گويا در نزد پادشاه مقتدری ايستاده‏‌ای كه قادر و قاهر است و مطلع و آگاه بر ظاهر و باطن تو است.

۵. چون اين مطلب شريف را دانستی پس بدان‏‌كه فرق مابين معبود و جهت عبادت آن شد كه تو جهت عبادت را برای معبود می‌خواهی نه معبود را برای جهت عبادت. يعنی هرگاه معبود تو را به خدمتی ديگر وادارد دست از آن جهت برمی‌‏داری و به جهتی ديگر خواهی متوجه شد و اگر دل به جهت بسته بودی در مثل اين وقت دست از آن معبود برمی‌داشتی كه چرا امر به خلاف آن جهت مطلوب كرد.

۶. چون از برای بنده مراتب بسيار است يعنی عقلی دارد و نفسی و جسمی و از برای جسم مدرک‌های جسمانی است و از برای نفس مدرک‌های نفسانی و از برای عقل مدرک‌های عقلانی و هريك هم هم‏‌جوره و هم‏‌جنس خود را درک می‌كند و از حد خود بالاتر نمی‌‏رود چنانكه در محل خود شرح اين مطلب را داده‌‏ايم و خدا نه از جنس جسم مردم است كه با مدرک‌های جسمانی فهميده شود و نه از جوره نفس مردم است كه با مدرک‌های نفسانی دانسته شود و نه از جوره عقل مردم است كه با عقل مردم ادراک شود و مردم با جسم غير از جسمانی‌ها را نمی‌توانستند ببينند و با نفس غير از نفسانی‌ها را و با عقل غير از عقلانی‌ها را و همه اين سه ‌مرتبه بنده بودند و خدا را بايست عبادت كنند و خدا از ادراک همه بالاتر و برتر بود و هر سه از فهم او عاجز. پس از برای هر سه جهت عبادت ضرور شد كه هريك جهت مشاكل خود را طلبند و خدا را پرستند.
و مثل را در جسم آوريم تا به آن واسطه مطلب را برخوری. پس چون جسم را پشت و رويی بود و لابد بايستی كه رو به جهتی كند از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و فوق و تحت و خدا در جهت نبود يكی از جهات را برگزيد و جهت عبادت خود قرار داد و روی مردم را امر كرد كه رو به آن جهت كنند كه آن كعبه باشد و كعبه معبود و خدا نيست ولی جهت خدمتی است كه مردم مأمور به آن خدمت می‌باشند… . (تک‌تک جهات عبادت را در هر رتبه‌ای شرح می‌فرمایند.)
@AghayedNet
✔️🔻دووجهیِ طائفهٔ احقاقیه؛
عبارات آخوند ملا محمدباقر اسکوئی
یا صفحات مجهول‌الهویه اینستاگرامی؟!

اخیراً یکی‌از صفحات مجازی منتحلین به شیخ مرحوم، عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه را -نعوذبالله- به احمد الحسن، دجال بصره، تشبیه کرده و به این بزرگوار نسبت «خزعبلات» و «جنون» و... داده است. همهٔ این نسبت‌های ناروا هم در بدفهمی کلمات ایشان ریشه دارد.

تصحیحِ بدفهمیِ نویسنده یا نویسندگان آن صفحه تک‌نگاریِ دیگری می‌طلبد؛ هرچند در نوشتارهای قبلی به‌طور مکرر توضیح داده‌ایم.

این یادداشت صرفاً طرح یک پرسش است. پاسخ ازناحیه احقاقی‌ها خواهد بود. بالاخره سخن پایانی و قضاوت عادلانه این جماعت درباره مرحوم کرمانی چیست؟!

به‌تعبیر دیگر، سخن ایشان در گعد‌ه‌های شبانه‌ و خودمانی‌ چیست؟ آیا هم‌چون این صفحه مجازی، بدعت احمد الحسن در این روزگار را معادلِ امروزِ فرمایشاتِ مرحوم کرمانی می‌دانند؟

یا سخنِ خودمانیِ آنها همان فتوای آخوند ملا محمدباقر اسکوئی است که از مرحوم آقای کرمانی تجلیل کرده و نهایتاً اختلاف با این بزرگوار را اختلاف میان علماء قلمداد نموده است؟

به‌تعبیر محاوره‌ای، با خودشان چندچند‌‌ند؟! ازطرفی از صلح و «مُصلح» سخن به‌میان می‌آورند و ازطرفی هتاکانه می‌نگارند!

یکی‌از مریدان ملا محمدباقر اسکوئی (که از پیشوایان منتحلین به شیخ مرحوم در کربلاء و آذربایجان بوده) از او استفتاء نموده است.
دست‌خط اصلی این فتوا در کتاب الموسوعة الوثائقیة (ج۱ ص۱۲۰) چاپ شده است. هم‌چنین به‌خط یکی‌از شاگردانش در ابتداءِ مجموعه‌ای از رساله‌های خطی استاد ثبت شده. تاریخ استنساخ چند ماه پس‌از فوت مرحوم آقای کرمانی است.

صورت استفتاء و فتوا چنین است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
بعد قد سئلني بعض من الإخوان عن شأن شنف الآذان أغلوطة الزمان و نادرة الدوران جناب الحاج محمدکریمخان قدّس الله نفسه و عطر رمسه کیف حاله عندکم؟ أری الأقوال فیه بین مُفرِط لایُجوّز علیه الشبهة و الخطاء، و مفرِّط یحمل أکثر کلماته علی الخطاء!
أراد مني کتابة الجواب بعد الخطاب فأجبته:
إنه رحمه‌الله کان له في العلم ثبوتُ قَدَم و عاملاً لِما عَلِم طویل الباع في فنون العلوم و کثیر الإطلاع في خفایاهُ و الرسوم ولکن لایَسلَمُ الّا من بعین الله معصوم و غیره کاملهم تحصر زلاته. کفی المرءَ نبلاً أن‌تعد معائبه.
فما تریٰه من الإختلاف بین اثنین من علماء الشیعة لاسیما في المسائل النظریة في مبدء کانت أو معاد أو غیرهما فما ذاک إلّا لاشتباه من أحدهما في مَدارکهما و لایُرید احد منهما إلّا ما أراده أئمتهما علیهم‌السلام إنما یریدان موافقتهم و إصابةَ مرادهم لا المکابرة و المخالفة کما هو شأن غیرهم فما یضرّ لهما ذلک الإختلاف لأنه إنما نشأ من اشتباه لواحد منهما حاشاهم من المکابرة و الخلاف، و السلام.»

به نمونه‌ای عملی نیز اشاره کنیم. میرزا شفیع ثقة‌الاسلام اگرچه با مرحوم آقای کرمانی زاویه داشت، اما پس‌از رحلت ایشان سه روز برای ایشان مجلس عزاداری برپا کرد.

سید حسین یزدی در کتاب خطی خود گزارش داده و نوشته است:

«توفي المرحوم الحاج محمدکریمخان الکرماني في یوم الإثنین ۲۲ شعبان سنة ۱۲۸۸ في قریة تهرود علی بُعد أحد و عشرین فرسخاً من کرمان... و لمّا وصل نعیه إلی البلاد أقیمت عزائه فیها، ففي تبریز کان العزاء في تسعة أیام کل ثلاث لواحد و هُم ولیعهد مظفرالدین میرزا و الحاج میرزا شفیع ثقة‌الاسلام و المیرزا حسین ثقة‌الاسلام.» (اللئالی السرد، ص۲۷)

به پرسش این یادداشت بازگردیم. در گفت‌وگوهای خصوصی و عمومی خود درباره مرحوم کرمانی چه نظری دارند؟ آیا مشمول این آیه‌اند که «اذ یبیتون ما لایرضی من القول»؟! یا به این تصریحاتِ قولی و عملیِ پیشوایان خود اعتقاد دارند؟ و السلام علی مَن اتّبع الهدی.

۴ شوال ۱۴۴۴
۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ 
@AghayedNet