AghayedNet
Photo
رساله دلاكيه
معرفى اجمالى:
«رساله دلاكيه» تأليف محمد كريم بن ابراهيم، رساله اى طبى - روايى است كه مؤلف در آن رواياتى را در باب حمام و آداب شرعی آن نقل مى كند.
نويسنده در سال 1272 ق به خواهش و اصرار كربلائى رضاى سلمانى اين كتاب جالب را تأليف كرده است. سابقاً دلاك ها عهده دار خدمات متنوعى از كيسه كشيدن تا حجامت و فصد و غيره بودند. او در اين كتاب از آداب نظافت فردى، آداب حمام، ناخن گرفتن، حجامت، فصد، زالو انداختن، تيغ زدن، مشت و مال كردن، سر تراشيدن، دندان كشيدن و آنچه كه يك دلاك مىبايست مىدانست به زبانى رسا و آسان آورده است.
ساختار:
اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و چند باب است. در مقدمه: تاريخچه حمام و فوائد و آداب حمام رفتن بيان شده است.
در ابواب اول تا پنجم كتاب نيز آداب حمام رفتن و بيرون آمدن از آن، زائل كردن مو از بدن، كيسه كشيدن و سنگ پا به كار بردن و خضاب بيان شده است.
در باب ششم شرائط مطلق خون گرفتن، رگ زدن( فصد)، حجامت كردن، زالو انداختن، تيغ زدن گوش و خون از بينى جارى كردن بيان شده است. اين باب مفصلترين بخش كتاب است.
ابواب هفتم تا آخر كتاب در كندن دندان، ناخن چيدن، ختنه كردن و شانه كردن و عطر به كار بردن است كه البته اين چهار باب آخر بسيار مختصر است.
گزارش محتوا:
در اين اثر مطالب مختلفى پيرامون كشيدن دندان و عقيقه، شانه كردن و استعمال عطر و مانند آن نقل شده است. ن
بعضى مطالب اين رساله ديگر كاربرد ندارد مثل آنچه در مورد ساختمان حمام نوشته شده، چرا كه امروزه حمامهاى كهن همه از بين رفتهاند و حمامهاى جديد نيز با آنچه مؤلف گفته انطباق ندارد.
با اين حال بسيارى از آنچه وى به رشته تحرير درآورده است مثل مطالبى كه پيرامون فصد، حجامت، خضاب كردن، گرفتن ناخن و مو، همچنين بسيارى از رواياتى كه وى در اين رساله نقل مىكند قابل استفاده و جالب توجه است، خصوصاً اينكه امروزه بسيارى از آداب شرعى و بهداشتى امور زندگى چندان مورد توجه هم قرار نمىگيرد.
علاوه بر اين، محققين طب سنتى، جامعهشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعى از خواندن اين كتاب بىبهره نخواهند بود.
یکی از چاپ های کتاب:
افست نسخه خطى اين رساله را مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل دانشگاه علوم پزشكى در اسفند ماه سال 1387 ش با مقدمهاى كوتاه به قلم آقاى دكتر محمد مهدى اصفهانى پيرامون اين رساله و فوائد آن، منتشر كرده است.
معرفى اجمالى:
«رساله دلاكيه» تأليف محمد كريم بن ابراهيم، رساله اى طبى - روايى است كه مؤلف در آن رواياتى را در باب حمام و آداب شرعی آن نقل مى كند.
نويسنده در سال 1272 ق به خواهش و اصرار كربلائى رضاى سلمانى اين كتاب جالب را تأليف كرده است. سابقاً دلاك ها عهده دار خدمات متنوعى از كيسه كشيدن تا حجامت و فصد و غيره بودند. او در اين كتاب از آداب نظافت فردى، آداب حمام، ناخن گرفتن، حجامت، فصد، زالو انداختن، تيغ زدن، مشت و مال كردن، سر تراشيدن، دندان كشيدن و آنچه كه يك دلاك مىبايست مىدانست به زبانى رسا و آسان آورده است.
ساختار:
اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و چند باب است. در مقدمه: تاريخچه حمام و فوائد و آداب حمام رفتن بيان شده است.
در ابواب اول تا پنجم كتاب نيز آداب حمام رفتن و بيرون آمدن از آن، زائل كردن مو از بدن، كيسه كشيدن و سنگ پا به كار بردن و خضاب بيان شده است.
در باب ششم شرائط مطلق خون گرفتن، رگ زدن( فصد)، حجامت كردن، زالو انداختن، تيغ زدن گوش و خون از بينى جارى كردن بيان شده است. اين باب مفصلترين بخش كتاب است.
ابواب هفتم تا آخر كتاب در كندن دندان، ناخن چيدن، ختنه كردن و شانه كردن و عطر به كار بردن است كه البته اين چهار باب آخر بسيار مختصر است.
گزارش محتوا:
در اين اثر مطالب مختلفى پيرامون كشيدن دندان و عقيقه، شانه كردن و استعمال عطر و مانند آن نقل شده است. ن
بعضى مطالب اين رساله ديگر كاربرد ندارد مثل آنچه در مورد ساختمان حمام نوشته شده، چرا كه امروزه حمامهاى كهن همه از بين رفتهاند و حمامهاى جديد نيز با آنچه مؤلف گفته انطباق ندارد.
با اين حال بسيارى از آنچه وى به رشته تحرير درآورده است مثل مطالبى كه پيرامون فصد، حجامت، خضاب كردن، گرفتن ناخن و مو، همچنين بسيارى از رواياتى كه وى در اين رساله نقل مىكند قابل استفاده و جالب توجه است، خصوصاً اينكه امروزه بسيارى از آداب شرعى و بهداشتى امور زندگى چندان مورد توجه هم قرار نمىگيرد.
علاوه بر اين، محققين طب سنتى، جامعهشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعى از خواندن اين كتاب بىبهره نخواهند بود.
یکی از چاپ های کتاب:
افست نسخه خطى اين رساله را مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل دانشگاه علوم پزشكى در اسفند ماه سال 1387 ش با مقدمهاى كوتاه به قلم آقاى دكتر محمد مهدى اصفهانى پيرامون اين رساله و فوائد آن، منتشر كرده است.
👆رساله ای از عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
وصية الی المرحوم محمدشريف الکرماني.
وصية الی المرحوم محمدشريف الکرماني.
👆عباراتی از رساله سید مرحوم اع:
1. ان کل عمل من خیر و شر جاذب روح حقیقی من المبدء الفیاض و تقتضی صورة عین من الأعیان الوجودیة لما صح عندنا و عند العارفین من ان الأعمال جواذب کالمرایا الجواذب للصور و کالبلور الجاذب للنار من حرارة الشمس... .
2....فإذن یجب علیک أن تعرض ما فهمته بصافی فطرتک من العقاید علی اهل البیت علیهم السلام قد حصر الله فیهم الحق و زنها بمیزانهم فان وازن المیزان القویم و القسطاس المستقیم فاحمد الله تعالی و کن من الشاکرین و ان خالف فاضرب ما عندک علی عرض الحائط...و اما فی العبادات و الاعمال الشریعة فتمسک فی زماننا هذا الذی هو زمان الغیبة بکتاب الله... و اعمل بمحکمه و ردّ الیه متشابهه... .(راجع المتن الرئیسی فإن فیه تفصیل مفید جداً.)
3. و اعلم أنک أنت المخاطب فی کلام الله تعالی و کلام المعصومین علیهم السلام و لا تقل ان الخطاب خاصة بالمشافهین فی مجلس الخطاب فانک ایضا من المشافهین فی مجلس الخطاب فان الله سبحانه لیس له زمان و لا حال و لا استقبال و لا مضی و لا تنتظر شیئاً و لیس کمثله شیء... .
4. و اعلم یا اخی انی قد ارشدتک الی مخ الصدق و الصواب و بینت لک حقیقة الأمر فی کل باب و لا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک و احبّ ان لا تضیّع اوقاتک و تتجنب مجالسة اهل الدنیا و کل من یشغلک عن الله تعالی و اصبر فان الدنیا ایام قلائل تمضی عنها و یبقی منک عملک خیرا کان او شرا و انظر الی ما کتبت لک فی هذه الاوراق بنظر البصیرة و واظب علی تلاوة الکتاب الکریم و الذکر الحکیم فانه نور للقلوب و شفاء لما فی الصدور و تأمل فی معانیها و مبانیها فانها مفتاح العلوم الحقیقیة و مصباح القلوب المظلمه المدلهمة حفظک الله و أیدک الله و رباک الله و سددک انه علی کل شیء قدیر و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین المعصومین. تمت فی سنة 1259
1. ان کل عمل من خیر و شر جاذب روح حقیقی من المبدء الفیاض و تقتضی صورة عین من الأعیان الوجودیة لما صح عندنا و عند العارفین من ان الأعمال جواذب کالمرایا الجواذب للصور و کالبلور الجاذب للنار من حرارة الشمس... .
2....فإذن یجب علیک أن تعرض ما فهمته بصافی فطرتک من العقاید علی اهل البیت علیهم السلام قد حصر الله فیهم الحق و زنها بمیزانهم فان وازن المیزان القویم و القسطاس المستقیم فاحمد الله تعالی و کن من الشاکرین و ان خالف فاضرب ما عندک علی عرض الحائط...و اما فی العبادات و الاعمال الشریعة فتمسک فی زماننا هذا الذی هو زمان الغیبة بکتاب الله... و اعمل بمحکمه و ردّ الیه متشابهه... .(راجع المتن الرئیسی فإن فیه تفصیل مفید جداً.)
3. و اعلم أنک أنت المخاطب فی کلام الله تعالی و کلام المعصومین علیهم السلام و لا تقل ان الخطاب خاصة بالمشافهین فی مجلس الخطاب فانک ایضا من المشافهین فی مجلس الخطاب فان الله سبحانه لیس له زمان و لا حال و لا استقبال و لا مضی و لا تنتظر شیئاً و لیس کمثله شیء... .
4. و اعلم یا اخی انی قد ارشدتک الی مخ الصدق و الصواب و بینت لک حقیقة الأمر فی کل باب و لا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک و احبّ ان لا تضیّع اوقاتک و تتجنب مجالسة اهل الدنیا و کل من یشغلک عن الله تعالی و اصبر فان الدنیا ایام قلائل تمضی عنها و یبقی منک عملک خیرا کان او شرا و انظر الی ما کتبت لک فی هذه الاوراق بنظر البصیرة و واظب علی تلاوة الکتاب الکریم و الذکر الحکیم فانه نور للقلوب و شفاء لما فی الصدور و تأمل فی معانیها و مبانیها فانها مفتاح العلوم الحقیقیة و مصباح القلوب المظلمه المدلهمة حفظک الله و أیدک الله و رباک الله و سددک انه علی کل شیء قدیر و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین المعصومین. تمت فی سنة 1259
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ چگونه است جمع بین اینكه از خدا می خواهیم بقاء و طول عمر امام زمان عجلالله فرجه را در روی زمین با اینكه برای ظهور آن حضرت دعا میكنیم كه خداوند تعجیل بفرماید و میدانیم بعد از ظهور بعد از چند سال طبق اختلاف روایات به شهادت می رسند؟
ـــ پاسخ: همان گونه كه دستور داده اند برای تعجیل در ظهور حضرت علیه السلام و عجل الله فرجه دعا كنیم، همچنین دستور داده اند كه برای طول عمر آن بزرگوار هم دعا نماییم و منافاتی با هم ندارد، زیرا نظام این عالم دنیا همین گونه است كه هركس در این دنیا آمد از دنیا هم خواهد رفت، خداوند فرموده «انك میت و انهم میتون» و فرموده «كل نفس ذائقة الموت» و خودشان فرموده اند: ما منا الا مسموم او مقتول.
از این گذشته خود ائمه علیهم السلام برای تعجیل فرج حضرت حتی پیش از تولد آن بزرگوار دعا می كردند، بی تابی های حضرت صادق علیهالسلام در دعای ندبه برای طول غیبت آن بزرگوار و درخواست شتاب در ظهورش نشان این مطلب است، زیرا آثاری كه بر ظهور حضرت مترتب است اقتضاء می كند كه اهل ایمان برای تعجیل در ظهور حضرت دعا كنند و نظر به این كه به شهادت حضرت راضی نیستند برای طول عمر بابركت آن بزرگوار هم باید دعا كنند، و از طرفی تسلیم تقدیر و قضای الهی باشد زیرا در شهادت آن بزرگوار هم اسراری است و حكمت هایی وجود دارد و آثاری بر آن مترتب است كه آن حادثه هم باید واقع شود همان گونه كه در شهادت امامان گذشته و به خصوص حادثه عظمی و مصیبت كبرای حضرت امام حسین علیه السلام و اصحاب آن حضرت، برنامه اینچنین بوده است كه رسول خدا و امیر مؤمنان و فاطمه زهرا علیهمالسلام در ابتداء به شهادت آن حضرت راضی نبودند ولی بعد از بیان آثاری كه بر آن شهادت مترتب بوده آن بزرگواران تسلیم گردیدند و بر كشندگان او لعنت فرمودند و از خداوند توفیق صبر و اجر طلب می فرمودند.
ـــــ چگونه است جمع بین اینكه از خدا می خواهیم بقاء و طول عمر امام زمان عجلالله فرجه را در روی زمین با اینكه برای ظهور آن حضرت دعا میكنیم كه خداوند تعجیل بفرماید و میدانیم بعد از ظهور بعد از چند سال طبق اختلاف روایات به شهادت می رسند؟
ـــ پاسخ: همان گونه كه دستور داده اند برای تعجیل در ظهور حضرت علیه السلام و عجل الله فرجه دعا كنیم، همچنین دستور داده اند كه برای طول عمر آن بزرگوار هم دعا نماییم و منافاتی با هم ندارد، زیرا نظام این عالم دنیا همین گونه است كه هركس در این دنیا آمد از دنیا هم خواهد رفت، خداوند فرموده «انك میت و انهم میتون» و فرموده «كل نفس ذائقة الموت» و خودشان فرموده اند: ما منا الا مسموم او مقتول.
از این گذشته خود ائمه علیهم السلام برای تعجیل فرج حضرت حتی پیش از تولد آن بزرگوار دعا می كردند، بی تابی های حضرت صادق علیهالسلام در دعای ندبه برای طول غیبت آن بزرگوار و درخواست شتاب در ظهورش نشان این مطلب است، زیرا آثاری كه بر ظهور حضرت مترتب است اقتضاء می كند كه اهل ایمان برای تعجیل در ظهور حضرت دعا كنند و نظر به این كه به شهادت حضرت راضی نیستند برای طول عمر بابركت آن بزرگوار هم باید دعا كنند، و از طرفی تسلیم تقدیر و قضای الهی باشد زیرا در شهادت آن بزرگوار هم اسراری است و حكمت هایی وجود دارد و آثاری بر آن مترتب است كه آن حادثه هم باید واقع شود همان گونه كه در شهادت امامان گذشته و به خصوص حادثه عظمی و مصیبت كبرای حضرت امام حسین علیه السلام و اصحاب آن حضرت، برنامه اینچنین بوده است كه رسول خدا و امیر مؤمنان و فاطمه زهرا علیهمالسلام در ابتداء به شهادت آن حضرت راضی نبودند ولی بعد از بیان آثاری كه بر آن شهادت مترتب بوده آن بزرگواران تسلیم گردیدند و بر كشندگان او لعنت فرمودند و از خداوند توفیق صبر و اجر طلب می فرمودند.
🌷تأملاتی بر «نوروز» (9)
⚡️سیزده بدر
دردِ دلی برگرفته از سخنرانیِ ۱۶ ذوالحجه ۱۴۱۹
چه کسی امروز سیزده بدر نرفته است؟ این سنتِ چه کسی است؟ احترام به این سنت ها چرا؟ مگر نگفته اند مؤمن حتی باید از مشابه معصیت، از مشابه معصیت اجتناب کند؟ خود معصیت جای خود، از مشابه معصیت باید اجتناب کند. در تاریخ ایران و اوضاع ایران است این سیزده روز و این سیزده بدر و این اوضاع ها. لااقل شباهت به آنها نرساند؛ نه اینکه حتی به نیت اینکه چون روز سیزده است «دلمان باز شود، برویم تا حرم» این شاید اشکال پیدا کند. «چون روز سیزده است در منزل نباشیم، تا حرم برویم، نمی رویم بیرون شهر، برویم تا حرم» چه بسا برایت حرم ننویسند، سیزده بدر بنویسند. این است دیگر.
بعضی جوان ها می گویند این حرف هایتان قدیمی است! رسما دارند می گویند قدیمی شده! چرا این قدر دور بشوند؟ چرا این قدر فاصله بگیرند؟ چرا دختران ما حجاب خود را رعایت نکنند؟... چرا بعضی جوانان نماز نمی خوانند؟ من چه می گویم؟ وقتی به ایشان می گوییم چرا نماز نمی خوانید، می گویند ما قرصش را خورده ایم. قرص ترک نماز می خوری؟! چه عرض می کنم من؟ دلم خوش است که می نشینم از کعبه می گویم و مراتب کعبه. این ها به درد خودم می خورد و مثل خودم.
اینجا باید گریه کنم، فریاد کنم: به فریاد خودتان برسید، به داد خودتان برسید، مردتان به فکر باشید، زنتان به فکر باشید، جوانتان به فکر باشید. خیال نکنیم پاک و پاکیزه هستیم آنهایی که در راهیم. آنهایی که نیستند پناه به خدا می بریم.
حرکاتمان، سکناتمان، تفکرمان، خیالاتمان، همه رویش حساب می شود.
کی دل بسته است به دین؟ متعلمین ما بعضی زحمت ها برایشان کشیده شده، وقت ها تلف شده، مقداری ترقی در علم، گذاشته و رفته. من باید گریه کنم. افسوس ندارد؟ من باید گریه کنم. افسوس ندارد؟ غصه نیست؟ الان کجاست؟ همان متعلمی که سال ها درس خوانده الان کجاست؟ کجا به سر می برد؟ همین امروز؟ ببینید بی جهت نیست می گویم این حرف ها مال خودمان باشد. یک نفر هم بگوید، همه گفته ایم. یک نفر هم بگوید، همه گرفتاریم، همه مسئولیم: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته. باید درد برای همه مان باشد، غصه برای همه مان باشد رنج برای همه مان باشد.
بگذریم. کعبه چهار رکن دارد، این چهار رکن کعبه گزارش از چهار مرتبه کعبه است: مقام حقیقت و دلش که می شود رکن عراقی. تعظیم آن احترام این رکن. بله. چه فایده بگویم؟ این مقدمه است، وقتم تمام شد. باز فرداشب برای کی می خواهی بگویی این حرف ها را؟ پس نگفتنش بهتر است. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
⚡️سیزده بدر
دردِ دلی برگرفته از سخنرانیِ ۱۶ ذوالحجه ۱۴۱۹
چه کسی امروز سیزده بدر نرفته است؟ این سنتِ چه کسی است؟ احترام به این سنت ها چرا؟ مگر نگفته اند مؤمن حتی باید از مشابه معصیت، از مشابه معصیت اجتناب کند؟ خود معصیت جای خود، از مشابه معصیت باید اجتناب کند. در تاریخ ایران و اوضاع ایران است این سیزده روز و این سیزده بدر و این اوضاع ها. لااقل شباهت به آنها نرساند؛ نه اینکه حتی به نیت اینکه چون روز سیزده است «دلمان باز شود، برویم تا حرم» این شاید اشکال پیدا کند. «چون روز سیزده است در منزل نباشیم، تا حرم برویم، نمی رویم بیرون شهر، برویم تا حرم» چه بسا برایت حرم ننویسند، سیزده بدر بنویسند. این است دیگر.
بعضی جوان ها می گویند این حرف هایتان قدیمی است! رسما دارند می گویند قدیمی شده! چرا این قدر دور بشوند؟ چرا این قدر فاصله بگیرند؟ چرا دختران ما حجاب خود را رعایت نکنند؟... چرا بعضی جوانان نماز نمی خوانند؟ من چه می گویم؟ وقتی به ایشان می گوییم چرا نماز نمی خوانید، می گویند ما قرصش را خورده ایم. قرص ترک نماز می خوری؟! چه عرض می کنم من؟ دلم خوش است که می نشینم از کعبه می گویم و مراتب کعبه. این ها به درد خودم می خورد و مثل خودم.
اینجا باید گریه کنم، فریاد کنم: به فریاد خودتان برسید، به داد خودتان برسید، مردتان به فکر باشید، زنتان به فکر باشید، جوانتان به فکر باشید. خیال نکنیم پاک و پاکیزه هستیم آنهایی که در راهیم. آنهایی که نیستند پناه به خدا می بریم.
حرکاتمان، سکناتمان، تفکرمان، خیالاتمان، همه رویش حساب می شود.
کی دل بسته است به دین؟ متعلمین ما بعضی زحمت ها برایشان کشیده شده، وقت ها تلف شده، مقداری ترقی در علم، گذاشته و رفته. من باید گریه کنم. افسوس ندارد؟ من باید گریه کنم. افسوس ندارد؟ غصه نیست؟ الان کجاست؟ همان متعلمی که سال ها درس خوانده الان کجاست؟ کجا به سر می برد؟ همین امروز؟ ببینید بی جهت نیست می گویم این حرف ها مال خودمان باشد. یک نفر هم بگوید، همه گفته ایم. یک نفر هم بگوید، همه گرفتاریم، همه مسئولیم: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته. باید درد برای همه مان باشد، غصه برای همه مان باشد رنج برای همه مان باشد.
بگذریم. کعبه چهار رکن دارد، این چهار رکن کعبه گزارش از چهار مرتبه کعبه است: مقام حقیقت و دلش که می شود رکن عراقی. تعظیم آن احترام این رکن. بله. چه فایده بگویم؟ این مقدمه است، وقتم تمام شد. باز فرداشب برای کی می خواهی بگویی این حرف ها را؟ پس نگفتنش بهتر است. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
🌷امروز 23 جمادی الآخرة
در 23 جمادی الثانی 1300، آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه از تألیف رساله ای در جواب ميرزا علی نقی فراغت جستند.
کتاب شناسی :
خطبه کتاب :
الحمد للّه رب العالمين و الصلوة و السلام علی محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعين.
آغاز کتاب :
اما بعد يقول المقصر القاصر محمد الباقر غفر اللّه له و لوالديه و لجميع المؤمنين و المؤمنات ان الجناب المستطاب قدوة الاحباب الانجاب المولي الولي الميرزا علي النقي الهندي سلمه اللّه تعالي و جعل ثانيه خيراً ... ثم البيان عن حقيقة الحال فقال: بسم اللّه الرحمن الرحيم من كتاب انوار الهداة للكليني عليه الرحمة عن ابيحمزة الثمالي انه قال قال الصادق يوماً في الخطبة علي المنبر يا معاشر الشيعة عليكم بالتأسي بنا في كل ما يأتيكم فلاتسلكوا مسالك من خالفنا
انجام کتاب :
فمتابعة العلماء الاعلام متابعة للائمة علیهم السلام بامرهم الظاهر مرة و بتقريرهم ثانياً و الوزر لوازره و العقاب الاليم للمبتدعين و الحمدللّه رب العالمين و لولا ذلك لما عدوا الشيعة مسلماً ظاهراً و ... حين موافقتك لهم في موضع التقية و انت غير متابع لهم الا في ظاهر الحال و لك الاجر و الثواب و عليهم اللعنة و العذاب. و اما وجه الصدق في الحديث الثاني و البر في القسم المغلظة باطن قوله تعالی و ماظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون فحسبك هذا الباطن في الظاهر و الحمدللّه.
تاریخ پایان نگارش :
و قد تمت في الثالث و العشرين من شهر جماديالاخرة من سنة 1300 حامداً مصلياً مستغفراً.
فهرست مطالب :
ــ ذکر حديث من کتاب انوار الهداة للکليني (ره) عن ابيحمزة الثمالي عن الصادق عليه السلام
ــ ذکر حديث عن کثير النوا عن ابيجعفر محمد بن علي عليهما السلام
ــ سؤالات عن مرادات بعض الفقرات في الحديث الاول
ــ السؤال عن توجيه الحديث الثاني
نسخه شناسی :
- مشهد، شماره نسخه : 2/47 (ع ـ 101)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : حاج سید احمد ، تاریخ : 15 شعبان 1323
- مشهد ؛ شماره نسخه : 2/48 (ع ـ 102)
توضیحات : خط : شکسته نستعلیق
در 23 جمادی الثانی 1300، آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه از تألیف رساله ای در جواب ميرزا علی نقی فراغت جستند.
کتاب شناسی :
خطبه کتاب :
الحمد للّه رب العالمين و الصلوة و السلام علی محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعين.
آغاز کتاب :
اما بعد يقول المقصر القاصر محمد الباقر غفر اللّه له و لوالديه و لجميع المؤمنين و المؤمنات ان الجناب المستطاب قدوة الاحباب الانجاب المولي الولي الميرزا علي النقي الهندي سلمه اللّه تعالي و جعل ثانيه خيراً ... ثم البيان عن حقيقة الحال فقال: بسم اللّه الرحمن الرحيم من كتاب انوار الهداة للكليني عليه الرحمة عن ابيحمزة الثمالي انه قال قال الصادق يوماً في الخطبة علي المنبر يا معاشر الشيعة عليكم بالتأسي بنا في كل ما يأتيكم فلاتسلكوا مسالك من خالفنا
انجام کتاب :
فمتابعة العلماء الاعلام متابعة للائمة علیهم السلام بامرهم الظاهر مرة و بتقريرهم ثانياً و الوزر لوازره و العقاب الاليم للمبتدعين و الحمدللّه رب العالمين و لولا ذلك لما عدوا الشيعة مسلماً ظاهراً و ... حين موافقتك لهم في موضع التقية و انت غير متابع لهم الا في ظاهر الحال و لك الاجر و الثواب و عليهم اللعنة و العذاب. و اما وجه الصدق في الحديث الثاني و البر في القسم المغلظة باطن قوله تعالی و ماظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون فحسبك هذا الباطن في الظاهر و الحمدللّه.
تاریخ پایان نگارش :
و قد تمت في الثالث و العشرين من شهر جماديالاخرة من سنة 1300 حامداً مصلياً مستغفراً.
فهرست مطالب :
ــ ذکر حديث من کتاب انوار الهداة للکليني (ره) عن ابيحمزة الثمالي عن الصادق عليه السلام
ــ ذکر حديث عن کثير النوا عن ابيجعفر محمد بن علي عليهما السلام
ــ سؤالات عن مرادات بعض الفقرات في الحديث الاول
ــ السؤال عن توجيه الحديث الثاني
نسخه شناسی :
- مشهد، شماره نسخه : 2/47 (ع ـ 101)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : حاج سید احمد ، تاریخ : 15 شعبان 1323
- مشهد ؛ شماره نسخه : 2/48 (ع ـ 102)
توضیحات : خط : شکسته نستعلیق
👆
بسم الله الرحمن الرحیم
و قد وکّلت جناب المولی الأولی الفاضل الفاصل الکامل الاقا محمدشریف الکرماني علی تولیة جمیع ما تصح النیابة فیه مما یرجع إلی حاکم الشرع من ولایة الأیتام و الوکالة عن الغائب و غیرهما و قد أذنت له أعلی الله شأنه أن یقبض عنی مال الإمام المنتظر عجل الله فرجه و جعلنی فداه و یرسل الینا لنعمل ما فیه رضاء الله و رسوله و اله صلی الله علیه و علیهم و کتب العبد کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی فی شهر ربیع المولود سنة 1257
سجع الخاتم: عبده الراجی محمدکاظم الحسینی.
بسم الله الرحمن الرحیم
و قد وکّلت جناب المولی الأولی الفاضل الفاصل الکامل الاقا محمدشریف الکرماني علی تولیة جمیع ما تصح النیابة فیه مما یرجع إلی حاکم الشرع من ولایة الأیتام و الوکالة عن الغائب و غیرهما و قد أذنت له أعلی الله شأنه أن یقبض عنی مال الإمام المنتظر عجل الله فرجه و جعلنی فداه و یرسل الینا لنعمل ما فیه رضاء الله و رسوله و اله صلی الله علیه و علیهم و کتب العبد کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی فی شهر ربیع المولود سنة 1257
سجع الخاتم: عبده الراجی محمدکاظم الحسینی.
🌷امروز 25 جمادی الآخرة
رساله عالم ربانی مرحوم حاج محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در جواب مسائل محمد صادق کرمانی
کتاب شناسی :
خطبه کتاب :
الحمد للّه رب العالمين و صلي اللّه علي محمد و آله الطاهرين و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعين.
آغاز کتاب :
و بعد يقول العبد الخاسر محمد باقر غفر اللّه له و لجميع المؤمنين و المؤمنات قد ورد صادر من مصدر عز و فخار و ذي ظل علی الكبار و الصغار الذي عز علی تسميته لعلو مرتبته... فقال ايده الله تعالي و سدده و اوصله الي مقصده مجيء مشايخنا اعلی اللّه مقامهم في هذه الازمان له خصوصية ام هو من الامور الاتفاقية كوجود ساير العلماء الحكماء غاية الامر قد آتاهم اللّه علماً ما لم يؤت احداً من العالمين من العالمين الظاهرين.
انجام کتاب :
و اما نسبة المادة الي الصورة فالمادة اعلی رتبة من الصورة و ان كانتا متضايفتين الا ان قوام الصورة و تحققها بالمادة و ظهور المادة و تعينها بالصورة في كل مقام بحسبه و هما معاً ركنا شيء واحد و بهما صار كل شيء نفسه... بالجملة فهذه السلاسل الثلث واقعة في كل مقام كما ان النسب الاربعة واقعة في كل مقام فعليكم بالتدبر و التفكر و علی اللّه قصد السبيل و الحمد للّه رب العالمين و صلي اللّه علی محمد و آله الطاهرين و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعين
تاریخ پایان نگارش :
و قد وقع الفراغ عصر الجمعة الخامس و العشرين من الجمادی الاخرة من شهور سنة 1297 حامداً مصلياً مستغفراً
نسخه شناسی :
کتابخانه شخصی،
1. شماره نسخه : 27/166 (ص ـ 2)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
2. شماره نسخه : 1/214 (س ـ 166)
توضیحات : خط : شکسته نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
3. شماره نسخه : 2/238 (س ـ 96)
توضیحات : خط : شکسته نستعلیق ، کاتب : محمد جواد ابن حاج میرزا سید علی خان طباطبایی نائینی ، تاریخ : دوشنبه صفر 1327
4. شماره نسخه : 3/313 (س ـ 52)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : سید حسن موسوی ، تاریخ : ذی القعده 1375
5. شماره نسخه : 15/70
توضیحات : خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : -
رساله عالم ربانی مرحوم حاج محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در جواب مسائل محمد صادق کرمانی
کتاب شناسی :
خطبه کتاب :
الحمد للّه رب العالمين و صلي اللّه علي محمد و آله الطاهرين و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعين.
آغاز کتاب :
و بعد يقول العبد الخاسر محمد باقر غفر اللّه له و لجميع المؤمنين و المؤمنات قد ورد صادر من مصدر عز و فخار و ذي ظل علی الكبار و الصغار الذي عز علی تسميته لعلو مرتبته... فقال ايده الله تعالي و سدده و اوصله الي مقصده مجيء مشايخنا اعلی اللّه مقامهم في هذه الازمان له خصوصية ام هو من الامور الاتفاقية كوجود ساير العلماء الحكماء غاية الامر قد آتاهم اللّه علماً ما لم يؤت احداً من العالمين من العالمين الظاهرين.
انجام کتاب :
و اما نسبة المادة الي الصورة فالمادة اعلی رتبة من الصورة و ان كانتا متضايفتين الا ان قوام الصورة و تحققها بالمادة و ظهور المادة و تعينها بالصورة في كل مقام بحسبه و هما معاً ركنا شيء واحد و بهما صار كل شيء نفسه... بالجملة فهذه السلاسل الثلث واقعة في كل مقام كما ان النسب الاربعة واقعة في كل مقام فعليكم بالتدبر و التفكر و علی اللّه قصد السبيل و الحمد للّه رب العالمين و صلي اللّه علی محمد و آله الطاهرين و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعين
تاریخ پایان نگارش :
و قد وقع الفراغ عصر الجمعة الخامس و العشرين من الجمادی الاخرة من شهور سنة 1297 حامداً مصلياً مستغفراً
نسخه شناسی :
کتابخانه شخصی،
1. شماره نسخه : 27/166 (ص ـ 2)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
2. شماره نسخه : 1/214 (س ـ 166)
توضیحات : خط : شکسته نستعلیق ، کاتب : - ، تاریخ : -
3. شماره نسخه : 2/238 (س ـ 96)
توضیحات : خط : شکسته نستعلیق ، کاتب : محمد جواد ابن حاج میرزا سید علی خان طباطبایی نائینی ، تاریخ : دوشنبه صفر 1327
4. شماره نسخه : 3/313 (س ـ 52)
توضیحات : خط : نستعلیق ، کاتب : سید حسن موسوی ، تاریخ : ذی القعده 1375
5. شماره نسخه : 15/70
توضیحات : خط : نسخ ، کاتب : - ، تاریخ : -
🌷فهرست مطالب :
- المسألة(1) : مجيء مشايخنا اعلي الله مقامهم في هذه الازمان له خصوصية ام هو من الامور الاتفاقية کوجود ساير العلماء الحکماء غاية الامر قد آتاهم الله علماً ما لميؤت احداً من العالمين الظاهرين
- المسألة (2) : السؤال عن توهين المصنف اعلي الله مقامه جنس الاجناس و مطلق المطلقات و تحقيره العارفين بهما و عدم توافق کلامه اعلي الله مقامه مع بعض الايات و الاخبار و اکثر کلمات المشايخ العظام و نفيه اعلي الله مقامه الکرامة و الفضيلة في معرفة ظهور العام (والله علي اصطلاح السائل) في کل شيء و في الناس من عرف انه قد ظهر فيه و علم انه قد تجلي به و بکل شيء و هذا العلم يؤثر فيه تأثيراً عظيماً و يصير منشأ آثار عجيبة؟!
- المسألة (3) : ما هي کيفية العود مع ان البدن الاصلي لايفارق الروح و کيفية الحشر و النشر و کيفية تلذذ اهل الجنة و کيفية ملاقاة الرب و السادة و الاخوان و اکل الثمار و مباشرة الحوراء و کيفية الالتذاذ من جميع ذلک انها دائمة غير متجددة (و لکل جديد لذة) و کيف يجيئون و يذهبون و يراودون و يزورون و يتکلمون و يسبحون و يحمدون و يحاورون؟ و ان کان کل ذلک بالنيات فالنيات حالات نفسانية اخروية و هي لاتتغير و لاتتبدل فينبغي ان يکونوا علي حالة واحدة ابد الابدين. و کيف يجدون ما عملوا حاضراً و الحال ان بعض اعمالهم نقيض بعض؟ و ما هي کيفية العذاب و ما هو سر التألم من الاعمال و العقائد مع ان الالتذاذ من ذلک بالنفوس فکما تتلذذ نفوس المؤمنين من ملاقاة ربهم و ساداتهم کذلک ينبغي ان يتلذذ نفوس الکفار من ملاقاة اصنامهم و خلفائهم و کيف يري المؤمن و الکافر في القبر هذه الدنيا و کيف يرون ما لميروه في الدنيا؟ و کيف يحصل لهم العلوم و الترقيات التي لمتحصل لهم في هذه الدنيا؟ و بما يمتاز نوع الرجل عن نوع المرأة؟ و کيف يؤتي بمسجد الکوفة و امثاله من الجمادات في الاخرة؟ و کيف يقتص بعض الحيوانات من البعض مع ان عودها عود الممازجة؟
- المسألة (4) : بيان السلسلة العرضية و الطولية بلسان طبيعي من البدو الی الختم.
- المسألة(1) : مجيء مشايخنا اعلي الله مقامهم في هذه الازمان له خصوصية ام هو من الامور الاتفاقية کوجود ساير العلماء الحکماء غاية الامر قد آتاهم الله علماً ما لميؤت احداً من العالمين الظاهرين
- المسألة (2) : السؤال عن توهين المصنف اعلي الله مقامه جنس الاجناس و مطلق المطلقات و تحقيره العارفين بهما و عدم توافق کلامه اعلي الله مقامه مع بعض الايات و الاخبار و اکثر کلمات المشايخ العظام و نفيه اعلي الله مقامه الکرامة و الفضيلة في معرفة ظهور العام (والله علي اصطلاح السائل) في کل شيء و في الناس من عرف انه قد ظهر فيه و علم انه قد تجلي به و بکل شيء و هذا العلم يؤثر فيه تأثيراً عظيماً و يصير منشأ آثار عجيبة؟!
- المسألة (3) : ما هي کيفية العود مع ان البدن الاصلي لايفارق الروح و کيفية الحشر و النشر و کيفية تلذذ اهل الجنة و کيفية ملاقاة الرب و السادة و الاخوان و اکل الثمار و مباشرة الحوراء و کيفية الالتذاذ من جميع ذلک انها دائمة غير متجددة (و لکل جديد لذة) و کيف يجيئون و يذهبون و يراودون و يزورون و يتکلمون و يسبحون و يحمدون و يحاورون؟ و ان کان کل ذلک بالنيات فالنيات حالات نفسانية اخروية و هي لاتتغير و لاتتبدل فينبغي ان يکونوا علي حالة واحدة ابد الابدين. و کيف يجدون ما عملوا حاضراً و الحال ان بعض اعمالهم نقيض بعض؟ و ما هي کيفية العذاب و ما هو سر التألم من الاعمال و العقائد مع ان الالتذاذ من ذلک بالنفوس فکما تتلذذ نفوس المؤمنين من ملاقاة ربهم و ساداتهم کذلک ينبغي ان يتلذذ نفوس الکفار من ملاقاة اصنامهم و خلفائهم و کيف يري المؤمن و الکافر في القبر هذه الدنيا و کيف يرون ما لميروه في الدنيا؟ و کيف يحصل لهم العلوم و الترقيات التي لمتحصل لهم في هذه الدنيا؟ و بما يمتاز نوع الرجل عن نوع المرأة؟ و کيف يؤتي بمسجد الکوفة و امثاله من الجمادات في الاخرة؟ و کيف يقتص بعض الحيوانات من البعض مع ان عودها عود الممازجة؟
- المسألة (4) : بيان السلسلة العرضية و الطولية بلسان طبيعي من البدو الی الختم.