✔️🔻اللغة الفارسية وآدابها مزلة تحقيق المخطوطات العربية.. كتاب الرد على الرادين نموذجاً (۲)

على المحقق أن يطابق هذه الاقتباسات الأدبية مع عبارات المخطوطة وقواعد اللغة الفارسية بدقة كاملة وهذه هي المرحلة الأولى في التحقيق. ثم ينتقل إلى المرحلة الثانية وهي تنسيق هذه العبارات مع ما طُبع من مصادرها الأصلية وهي دواوين الشعراء وغيرها من الكتب الأدبية مع نقل الفروق اللغوية والأدبية بين الموجود في المخطوطة والمصادر الأساسية وذكر اسم الشاعر وما شابهه من مراحل التنسيق والتحقيق. وتتلخص المرحلة الثالثة في ترجمة هذه العبارات باللغة العربية ترجمة منقحة لا ترجمة عشوائية غير مطابقة.

على سبيل المثال نرى في تعليق الصفحة ۷۸ من كتاب الرد على الرادين تُرجِمت كلمة "جاهلان" - الواردة في إحدى العبارات الفارسية - بـ"المجانين" وهذه ترجمة غير مطابقة. لأن كلمة "جاهلان" تعادل كلمة "الجهال" في العربية، ومعناها مغاير لمعنى المجانين. والمجنون والجنون في الأصل العربي يعني الخروج عن تصرف العقلاء الذين يلتزمون نظاماً متعارفاً عليه. والجاهل والجهال خلاف العالِم. فبين هاتين الكلمتين بون شاسع.

ونذكر نحن في هذه الوجیزة بعض الأمثلة وهناك ثمة اقتباسات ما نذكرها هنا ونوضح المرحلة الأولى من تحقيق هذه المقاطع وهي تطبيق العبارات مع النص المخطوط ونترك المرحلتان الأخيرتان لضيق المجال.

نختم هذه الوجيزة بنقل الأبيات الفارسية من الطبعة الثالثة من كتاب الرد على الرادين..
وقد عبّرنا عن العبارة السقيمة المطبوعة بـ"المطبوع" وعن العبارة السليمة - التي في المخطوطة - بـ"الصحيح".

الصفحة ۳۳:
المطبوع:
سه نكر ووبربشم اراورا رنيان خوانى و حرير وبرند

الصحيح:
سه نگردد بریشم ار او را
پرنیان خواني و حریر و پرند

الصفحة ۴۴:
المطبوع:
متی ز علایق جسماني بستي ز هواجس نفساني
رسوا شدة وبمیداني نجدا ملاکه نمیداني

الصحيح:
مستي ز علایق جسماني
پستي ز هواجس نفساني
رسوا شده و نمي‌داني
به‌خدا ملا که نمي‌داني

الصفحة ۴۵:
المطبوع:
زین خواب کوان بکشا
جشمي بر حال خودت بنما رحمی

الصحیح:
زين خواب گران بگشا چشمي
بر حال خودت بنما رحمي

الصفحة ۷۸:
المطبوع:

تو مو می بینی و من ییحش مو

الصحيح:
تو مو مي‌بیني و من پیچش مو

الصفحة ۷۸:
المطبوع:

بلی جاهلان در عتق بجائي رسند که بجز محبوب خیري نمی ننید وخبر صوت وی صوتی نمیشوند هر راهی بوینداوراکویند
هر کلی بوینداوراجویند عارفان خدا در حرکات و سکنات ونظیر غیر خدارا متطور دارند و جز او رامی ینسد و غیر صوت او صوتی میتنوند

الصحیح:
بلي، جاهلان در عشق مجاز به‌جايي رسند که به‌جز محبوب چیزي نمي‌بينند و به‌جز صوت وي صوتي نمي‌شنوند. هر راهي پویند او را گویند، هر گلي بویند او را جویند. نمي‌دانم عارفان خدا در حرکات و سکنات و نظر چرا غیر خدا را منظور دارند و جز او را مي‌بینند و غیر او صوتي می‌شنوند.

الصفحة ۷۸:
المطبوع:

أین همه اوراهما از شه بود کرجه از حلقوم عبدالله بود

الصحیح:
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود

الصفحة ۸۳:
المطبوع:
کار یاکانرا قیاس از خود مکیر زانکه باشد در نوشتن شبیر شیر
هست یکتیري که ادم میخورد شیر دیکر هست که ادم میخورد

الصحيح:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
زانکه باشد در نوشتن شیر شیر
هست یک شیري که آدم مي‌خورد
شیر دیگر هست که آدم مي‌خورد

الصفحة ۹۷:
المطبوع:
انشغالك رفت اند رخم رنك واندران خم کرد یکساعت درنك جون بزامد بوستین رنکین شدد دکه منم طاوس علیین شده
إلی أن قال رحمه اللّه: بانك طاوسان کن کویدکه لا بس ني طاوس خواجه بو العلا:

الصحیح:
آن‌ شغالک رفت اندر خم رنگ
واندر آن خم کرد یک‌ساعت درنگ
چون برآمد پوستین رنگین شده
که منم طاووس علیین‌شده
بانگ طاووسان کني گفتا که لا
پس نه‌اي طاووس خواجه بوالعلا

الصفحة ۱۰۳:
المطبوع:
من ملك بودم وفردوس برین جایم بود
ادم اورد درین دیر خراب ابادم

الصحیح:
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد دراین دیر خراب‌آبادم

الصفحة ۱۲۸:
المطبوع:

زین عصا تا انعصا فرقت وزرف
زین عمل تا ان عمل راه شکرف
لعنة اللّه ان عمل رادرقفا
رحمة اللّه ان عمل رادروفا

الصحيح:
زین عصا تا آن عصا فرقي است ژرف
زین عمل تا آن عمل راهي شگرف‌‌
لعنة الله این عمل را در قفا
رحمة الله آن عمل را در وفا

الصفحة ۱۲۹:
المطبوع:

شرح ابن خون دل
وخون جکز این زمان بکذار تا وقت دکر.

الصحيح:
شرح این خون دل و خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر

الصفحة ۱۳۷:
المطبوع:
اکر دست علی دست خدا ینست
جرادست دکر مشکل کشماه نیست

الصحیح:
اگر دست علي دست خدا نيست
چرا دست دگر مشکل‌گشا نیست؟

وللکلام بقیة.. ولكن ختمناه بمسك.
وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمين وصلی الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين.

السید محمدصادق الموسوي
جمادی‌ الآخرة ۱۴۴۴

@AghayedNet
✔️🔻درباره کتاب حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر

به‌تازگی بعضی سایت‌ها فایل کتاب حصائل الفکر... را منتشر کرده‌اند. چون این کتاب ماجرای مفصلی دارد که مرتبط با مکتب است در این یادداشت آن را معرفی می‌کنیم.

کتاب حصائل الفکر... در سال ۱۹۷۰م در لبنان به‌چاپ رسید. این کتابْ تألیفی از مطالب حوزه مهدویت و غیبت است و در آن از پژوهش‌های تازه خبری نیست.

به‌مناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علی‌محمد شیرازی لعنه‌الله به‌میان آورده و متأسفانه با تکیه بر کتاب خالصی‌زاده، او را زاده شیخیه دانسته و باز هم براساس نوشته‌های وی، مکتب شیخیه را نقد کرده است.

پس‌از انتشار کتاب، بعضی‌از احسائی‌های بحرین به‌شدت با این نویسنده بحرینی برخورد و او را نقد کردند. حتی شیخ باقر آل‌عصفور، از علماء مشهور بحرین در آن زمان، از این کتاب راضی نبود. درباره نقد وی بر این کتاب، در کتاب العقد الزاهر فی ترجمة الشيخ باقر نگاشتهٔ محمود طرادة، ضمن شمارش مؤلفات شیخ باقر آل‌عصفور آمده است:
«و منها الرد على صاحب كتاب حصائل الفكر فی أحوال الامام المنتظر عندما اشكل على بعض العبارات الواردة فيه، حيث لفت انتباهه الى ذلک احد الاحسائيين، فألقى الشيخ باقر ثلاث محاضرات متتاليات عن هذا الكتاب بمسجد مؤمن، و كان الحضور فوق ما يتصور.»

همچنین در نقد ابراهیم جمال‌الدین بر این کتاب با عنوان «الی صاحب حصائل الفکر»، در بخش آخر چنین آمده است:
«هذا و قد قلت فی صفحة ۷۴ الی صفحة ۸۰ نقلاً عن الکتب المُعادیة للشیخیة ما لایحمد ذکره و نشره مع العلم بانهم من الشیعة الامامیة الصادقین فی الولاء لاهل‌البیت علیهم‌السلام و الأخذ عنهم و ان المرحوم العلامة الشیخ احمد الاحسائی الذی ینتسبون الیه هو من فطاحل علماء الشیعة الامامیة و حکمائهم و ان بینه و بین علمائنا الابرار فی طریق الاجازة له و منه اطراء جلیل و ثناء جمیل و لیس فی مؤلفاته ایّ انحراف و تغییر و تبدیل. فافهم ذلک و اعرف العلم الصحیح الذی یجب التدین به و اعرف حق العلم و اهله و واجب الاخاء لذوی العقیدة و الولاء و اجعلنی لک من الناصحین. ابراهیم جمال‌الدین.»

البته نویسنده کتاب معاند نبود، ولی ازروی ساده‌انگاری و چه‌بسا ساده‌لوحی، به شنیده‌ها اکتفا کرده بود و با مطالعه این کتاب مشخص می‌شود که هیچ مراجعه مستقیمی به کتب شیخیه نداشته است و محض قرائت چند سطری از نوشته‌های خالصی‌زاده، آن را سندی معتبر پنداشته است (همان روش شایع میان پژوهندگان قشری و مراجعه‌کننده به منابع دست دوم و سوم). آن‌هم خالصی‌زاده‌ای که به عداوت با بزرگان شهرت داشت و گذشته از فتاوای عجیب، وی کسی است که حسب و نسب مرحوم شیخ احمد احسائی را زیر سؤال برد که معلوم نیست از کجا آمده‌‌اند! وحال‌آن‌که آثار این بزرگوار در احساء موجود است (و الحمدلله). خالصی‌زاده تهمت‌های دیگری نیز وارد کرد که در موضع خود پاسخ داده شده است.

نویسنده این کتاب پس‌از آگاهی از اشتباه فاحش خود، آنچه را درباره شیخیه نگاشته بود در چاپ‌های بعد حذف کرد و هرکجا گفت‌وگویی در‌این‌باره داشت، به خطای خود اقرار می‌کرد. در دیوان وی نیز اشعاری ناظر به این موضوع دیده می‌شود.

وی در مصاحبه‌ای با «الوسط»، روزنامه معروف بحرین به این موضوع اشاره کرده است. در این مصاحبه می‌گوید که پس‌از تألیف این کتاب دریافته است که کشفیه همان شیخیه است و نقدهای زیادی از اطراف به او رسیده. بالاخره توضیح داده است که وی شخصی را متهم نکرده؛ بلکه فقط گفتار خالصی‌زاده را نقل کرده است.
آنچه اهمیت دارد، منفتح بودن است (و نه تعصب کورکورانه و جرح و تعدیل بی‌پایه) و هم‌‌چنین برخورد منصفانه و قبول حق است؛ اگرچه به دست بردن در کتاب و حذف و تعدیل مطالب گذشته منجر شود.

در پایان، بخشی‌از مصاحبه مؤلف کتاب را نقل می‌کنیم:
«انا اعتبرت فی هذا الكتاب ان الكشفية غير الشيخية فی قضية سفراء الامام المنتظر، فمن المعروف ان للامام اربعة سفراء، و بعد موت هؤلاء السفراء ادعى عدد كبير من الناس انهم سفراء الامام و منهم السيد‌علی الباب (ايرانی) الذي فتح باب السفارة على مصراعيه و عين عدداً من الوكلاء فی مختلف الاماكن و هؤلاء ينتمون الى الشيخ احمد الاحسائی (مؤسس مذهب الكشفية). و تفاجأت لاحقاً ان الشيخية هم الكشفية، و بعد مرور سنة من توزيع الكتاب فی المكتبات فی محرم العام اللاحق قام بقيادة الحملة ضدی احد خطباء الاحساء الذی قال للمستمعين اننی اتهمتهم بالمغالاة، و بعثنا الكتاب اليهم و كل من اشترى الكتاب قام بسبی و شتمی، و وصلت الرسائل الى البحرين ايضاً بهتاناً و زوراً. و عقدت ندوات لتوضيح الامر فی القرى و المدن و قلت لهم اننی لم‌اتهم احداً، بل نقلت ذلک عن الشيخ الخالصی و ناقل الكفر ليس بكافر.» (العدد ۷۲۱، الجمعة ۲۷ اغسطس ۲۰۰۴م الموافق ۱۱ رجب ۱۴۲۵ه‍)

@AghayedNet
🔺از فرمایش‌های مکتبی
@AghayedNet
@AghayedNet_ميلاديه.pdf
99.3 KB
🔺اشعار میلادیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ذکر فضائل و مناقب آن بزرگوار
@AghayedNet
✔️🔻 انسان علیینی و انسان سجینی

🔸می فرماید: ثم رددناه اسفل سافلین؛ یعنی سپس او را پست کردیم و به پایین‌ترین درکات تنزل و انحطاط برگردانیدیم که در تفسیر به حسب باطن و تأویل انسان سجینی مراد و مقصود است.

🔹و انسان سجینی مقابل انسان علیینی است و تمام حدود و شخصیت آن، با حدود و شخصیت انسان علیینی، مقابل و کاملاً ضد آن است.

🔸و انسان علیینی چون ماده و صورتی دارد و مظهر کلیِ ماده و صورت آن محمد و علی علیهماالسلام هستند، انسان سجینی هم ماده و صورتی دارد. یک مظهر کلی ماده و یک مظهر کلیِ صورت... .
@AghayedNet
✔️رساله مختصری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه

🔻درباره ازدواج دومی با دختر حضرت امیر علیه‌السلام و ازدواج عثمان با دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله

🔹بسم اللّه الرحمن الرحيم
و صلی اللّه علی محمّد و آله الطاهرين.
چون بعضی از برادران سؤالی فرموده بودند سؤال ايشان را مصدّر ساخته جوابی در تلو آن عرض می‌‏شود:

🔸سؤال: به شرف عرض عالی می‌رساند به اتفاق جميع فرق طائفه اماميه نكاح مؤمنه از برای غير مسلم درست نيست. چرا حضرت امير صلوات اللّه و سلامه عليه دختر خود را به عمر داده؟ استدعا دارم به احسن وجهی جواب مرقوم بفرماييد.

🔹جواب: به اتفاق جميع فرق اماميه حضرت اميرالمؤمنين عليه صلوات المصلين آنچه بكند صحيح است و مردم بايد از او تعليم بگيرند نه او از مردم. پس هرچه كرده صحيح بوده و هرچه نكرده صحيح بوده، اين است اصل جواب و حق آن كه در ظاهر تزويج مؤمنه به منافق جايز است. از اين جهت حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله دو دختر خود را متعاقب تزويج نمود به ثالث، مقتوله ثانيه را پس از مقتوله اولی. و حضرت امير هم صلوات اللّه عليه بعد از امتناع بسيار و پيغام ثانی به عباس عموی حضرت كه اگر اين كار را نكند دو شاهد را تعيين می‌كنم كه در ملأ عام شهادت دهند كه او دزدی كرده و دست‌های او را به شهادت دو شاهد قطع می‌كنم، چنين كاری را در ظاهر كردند.

🔸و در باطن جنيّه‏‌ای را به صورت ام‌كلثوم فرمودند و به تصرف او دادند و ام‌كلثوم را از نظر كسانی كه بايد پنهان داشت پنهان فرمودند چنان‌كه حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله در باطن چنين كرده بودند. حتی آنكه آن جنيه يك روزی خود را به صورت گاوی به ثانی نمود و شاخ خود را به شكم او گذارد و او را به ديوار فشار داد به طوری كه از جان خود ترسيد و فهميد كه اين صورت يكی از جانّ است و از ترسی كه از او برداشت جرأت ابراز اين امر را نكرد.

🔹و صلی اللّه علی محمّد و آله مظهر العجائب و مظهر الغرائب و لعنة اللّه علی اعدائهم بعدد حروف الكتب بين الكتائب و قد تم فی ليلة الجمعة الحادی و عشرين من شهر ذی القعدة الحرام من شهور سنة ١٢٩۶ حامداً مصلياً مستغفراً.
@AghayedNet
🔺تازه منتشر شده
جستاری درباره «لام‌الف لا» در روایات خاصه و عامه، جایگاه آن در مذهب حروفیه و عرفان اصطلاحی و بیانات بزرگان دین اعلی الله مقامهم درباره آن
@AghayedNet
▪️۲۷ جمادی الثانیة، سال‌روز وفات مرحوم میرزا حسین نوری رضوان الله علیه
@AghayedNet
رویکرد مرحوم نوری رضوان‌الله‌علیه
به اندیشه شیخ احسائی اعلی‌الله‌مقامه
@AghayedNet
🔺فایل صوتی نشست
🔸با موضوع:
رویکرد مرحوم نوری رضوان‌ الله‌ علیه
به اندیشه شیخ احسائی اعلی‌ الله‌ مقامه
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده الأسرار المکنونة فی دعاء المعانی
مستخرج من بعض مصنفات الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی، السید کاظم الحسینی الرشتی، الحاج محمدکریم الکرمانی (اعلی الله مقامهم اجمعین)
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺کتاب صوتی «شرح دعاء‌ رجبیه»
🔸فایل متنی کتاب: در اینجا
@AghayedNet
🌷اگرچه مشهور است حضرت هادی علیه‌السلام در ١۵ ذوالحجه سال ٢١٢ در قریه صریا (اطراف مدینه منوره) ولادت یافتند؛ ولی طبق این فرمایش امام زمان عجل الله فرجه، ولادت ایشان در ماه رجب است.
@AghayedNet
✔️نقل فرمایشی از عالم ربانی مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی‌ الله‌ مقامه

🔻درباره نقش اسم اعظم در پنج‌شنبه اول ماه رجب

فرمایشی است از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که توضیحاتی درباره نقش مقدس اسم اعظم در هنگام شرف‌الشمس و پنج‌شنبه اول ماه رجب بیان می‌فرمایند.

ایشان نوشته‌اند:

و لنا خاتم آخر مروی عن الحجة عليه‌السلام فلو نقش علی عقيق کان اکمل و ايضاً لو نقش فی شرف الشمس او اول خميس من شهر رجب فهو اتم و هو حرز من جميع المکاره النازلة من السماء و الصاعدة من الارض و هو الاسم الاعظم و هو اکمل الخواتيم و له رواية عجيبة معروفة عندنا يطول بذکره البيان نقشه هکذا: (تصویر به‌پیوست.)

مکارم‌الأبرار، عربی، ج١٣، ص١٢۵

حاصل معنی:

برای ما نقشِ انگشتری دیگر است که از حضرت حجت علیه‌السلام روایت شده است. اگر بر عقیق نقش شود کامل‌تر است و اگر در شرف‌الشمس یا اول پنجشنبه از ماه رجب نقش شود، تمام‌تر است و آن حرزی است از همه ناپسندی‌هایی که نازل می‌شود از آسمان و بالا می‌رود از زمین و آن نقش اسم اعظم است و کامل‌ترین نقش‌های انگشترهاست و این نقش روایت عجیب معروفی دارد که نزد ماست که با نقل آن بیان طولانی می‌شود. (جریان سرداب غیبت) نقش آن چنین است: (رسم نقش اسم اعظم.)

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

شایان ذکر است که نوشتن این نقش مقدس اسم اعظم در هنگام شرف‌الشمس بر روی عقیق، از آداب لازم استفاده از این نقش مقدس نیست؛ بلکه می‌توان بر کاغذ هم نوشت؛ اما برای جمع میان دو فضیلت (فضیلت عقیق و فضیلت هنگام شرف‌الشمس) این دستور را فرموده‌اند.
همچنین آنچه در فرمایش‌ها درباره شرف‌الشمس رسیده ١٩ حمل است و تطبیق آن با روزهای فروردین یا اردیبهشت در فرمایش‌ها دیده نشده و این تطبیق نیازمند تخصص و تبحر است. گذشته از اینکه در همه ایام این نقش را می‌توان کشید و مؤثر است و به‌خصوص در پنج‌شنبه اول از ماه رجب هم فرموده‌اند.
@AghayedNet