AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ 🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم. ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم سی روز بوده و لذا…
#پرسش_و_پاسخ
پاسخ:
🔹بسمه تعالی
از نظر قاصر این مقصر ٢٠ صفرِ سالِ شهادت حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلاء بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد.
ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز اربعین نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیهالسلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روزی زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد. و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام حدیثی نرسیده و همچنین از ائمه دیگر علیهمالسلام.
پس اربعینِ حقیقی همان روز ورود جابر به کربلاء میباشد و اربعینهای دیگر تا ظهور (یا روز ٢٠ هر ماه صفر) نماد آن اربعین است؛ زیرا آن شدِّ رحال برای زیارت ولیّ خدا، اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند که در هر سال در میان شیعیان این سنت انجام یابد. اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز ٢٠ صفرشان نسبت به عاشوراشان، ۴٠ روز یا کمتر باشد.
زیرا از نظر روایات معتبر، ماه محرم کم و کامل میشود. فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال است در تمامبودن و ناقص بودن. و از این جهت عمل به رؤیت شایع و از نظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد.
و از طرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً درباره ماههای دیگر به حساب آنها عمل مینمودند و کسی در فکر استهلال نبوده و به همانطوری که در همه کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که درباره اعمال سال نوشته شده و میشود مطابق همین حساب عمل میشود.
و نمیشود آن را حساب تقویم دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است؛ نه، ممکن است درست نباشد. و از این جهت در خصوص ماه رمضان و عید فطر، حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل نمایند و باید تابع رؤیت باشند.
در هر صورت مراد از اربعین در هر سال ٢٠ صفر است. خواه نسبت به عاشورای آن سال ۴٠ روز باشد یا ٣٩ روز باشد.
و تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند مربوط به همان اربعین اول میباشد. ازاینجهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلاء برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده و در خصوص پیادهرفتن هم در اربعین فرمایشی نرسیده؛ ولی این همّت شیعیان عراق بوده که به این دو امر این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای شرکت میکنند.
[١٨ صفر ١۴۴٣]
@AghayedNet
پاسخ:
🔹بسمه تعالی
از نظر قاصر این مقصر ٢٠ صفرِ سالِ شهادت حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلاء بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد.
ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز اربعین نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیهالسلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روزی زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد. و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام حدیثی نرسیده و همچنین از ائمه دیگر علیهمالسلام.
پس اربعینِ حقیقی همان روز ورود جابر به کربلاء میباشد و اربعینهای دیگر تا ظهور (یا روز ٢٠ هر ماه صفر) نماد آن اربعین است؛ زیرا آن شدِّ رحال برای زیارت ولیّ خدا، اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند که در هر سال در میان شیعیان این سنت انجام یابد. اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز ٢٠ صفرشان نسبت به عاشوراشان، ۴٠ روز یا کمتر باشد.
زیرا از نظر روایات معتبر، ماه محرم کم و کامل میشود. فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال است در تمامبودن و ناقص بودن. و از این جهت عمل به رؤیت شایع و از نظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد.
و از طرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً درباره ماههای دیگر به حساب آنها عمل مینمودند و کسی در فکر استهلال نبوده و به همانطوری که در همه کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که درباره اعمال سال نوشته شده و میشود مطابق همین حساب عمل میشود.
و نمیشود آن را حساب تقویم دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است؛ نه، ممکن است درست نباشد. و از این جهت در خصوص ماه رمضان و عید فطر، حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل نمایند و باید تابع رؤیت باشند.
در هر صورت مراد از اربعین در هر سال ٢٠ صفر است. خواه نسبت به عاشورای آن سال ۴٠ روز باشد یا ٣٩ روز باشد.
و تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند مربوط به همان اربعین اول میباشد. ازاینجهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلاء برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده و در خصوص پیادهرفتن هم در اربعین فرمایشی نرسیده؛ ولی این همّت شیعیان عراق بوده که به این دو امر این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای شرکت میکنند.
[١٨ صفر ١۴۴٣]
@AghayedNet
AghayedNet
📜قصیده اول از قصیدههای دوازدهگانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ابیات ۵۳ تا ۶۲) @AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📜قصیده اول از قصیدههای دوازدهگانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ابیات ۶۳ تا ۶۸)
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
📜قصیده اول از قصیدههای دوازدهگانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ابیات ۶۳ تا ۶۸) @AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📜قصیده اول از قصیدههای دوازدهگانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ابیات ۶۹ تا ۷۵)
پایان قصیده.
@AghayedNet
پایان قصیده.
@AghayedNet
🌷در ایام ولادت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
معرفی میگردد:
@AghayedNet
معرفی میگردد:
@AghayedNet
🔺دعائم الحکمة، در دو بخش عربی و فارسی
مجموعه کامل آثار قلمیِ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
مجموعه کامل آثار قلمیِ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
ترجمه و تحشیه علاج الارواح
از مصنفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
ترجمه و تحشیه علاج الارواح
از مصنفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
إجازات الحدیث لفقیه اهلالبیت علیهمالسلام العلامة المحدث الشیخ حسین بن محمد بن أحمد آل عصفور
@AghayedNet
إجازات الحدیث لفقیه اهلالبیت علیهمالسلام العلامة المحدث الشیخ حسین بن محمد بن أحمد آل عصفور
@AghayedNet
...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء)
۱۴ ربیع الأول، روز مرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما
🔺عکس قبر منسوب به یزید در دمشق
@AghayedNet
۱۴ ربیع الأول، روز مرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما
🔺عکس قبر منسوب به یزید در دمشق
@AghayedNet
AghayedNet
...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء) ۱۴ ربیع الأول، روز مرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما 🔺عکس قبر منسوب به یزید در دمشق @AghayedNet
🔺سخنی از فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ظاهراً مرحوم علینقی احسائی رحمه الله) درباره غزالی (بهعلت حمایت غزالی از یزید ملعون)
بهنقل ملا محمدجعفر بن محمدباقر انصاری قراجهداغی تبریزی
(نسخه خطی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
@AghayedNet
بهنقل ملا محمدجعفر بن محمدباقر انصاری قراجهداغی تبریزی
(نسخه خطی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
@AghayedNet
✔️🔻معرفی، بررسی و نقدِ ترجمۀ علاج الارواح
چند روزی است ترجمۀ کتابِ عالمِ ربانی و حکیم صمدانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامه، با نام علاج الارواح؛ ترجمه و تحشیه منتشر شدهاست. این ترجمه که بههمت جناب آقای محمد مهرانفر چاپ شده، در ۳۵۸ صفحه سامان یافته است.
نفْس این فعالیت، بسیار ارزشمند است و سبب معرفی بیشتر آثار مرحوم کرمانی، رفع الله شأنه، به جامعه شیعی است. اما بهجاست اینگونه فعالیتها از هرجهت غنی باشد تا مخاطب عام و خاص، هردو، بهرهمند شوند و شایسته و در شأن کتب مرحوم کرمانی باشد.
و چون قبلاً این کتاب را معرفی کردهایم، در این نوشتار این ترجمه را بررسی و نقد کرده و بهطور اختصار به بعضی نکات اشاره میکنیم.
مناسب بود که در ابتدای این کتاب شرحِحالی از مرحوم آقای کرمانی، نوّرَ اللهُ برهانَه، تنظیم شود. همچنین سزاوار بود که نسخهشناسیِ مبسوطی از کتاب علاج الارواح ارائه گردد یا دستِکم تحقیقِ گستردۀ فهرستِ فنخا ذکر میشد.
در فهرست فنخا که در دسترس اهل پژوهش است، سیزده نسخه از کتاب علاجالارواح معرفی شده که در کتابخانههایی همچون سپهسالار تهران، دائرةالمعارف تهران، وزیری یزد، مرکز مطالعات قم، مرکز احیاء قم و... نگهداری میشود (فهرست فنخا، ج۲۲، ص ۸۰۱ و ۸۰۲). هرچند باوجود خط مصنف، اعلی الله مقامه، و چاپ کرمان (مجموعة الرسائل۸۹) و چاپ بصره (مکارم الابرار، ج۲۳) از سایر نُسَخ بینیاز خواهیم بود.
در مقدمۀ کتاب آمدهاست: «در ترجمۀ کتاب نهایت وسواس را بهخرج دادیم تا کتاب به بهترین نحو، ترجمه شود. برای این کار دو نسخه خطی از کتاب را تهیه کرده، ضمن اینکه احدی از دوستان فایل وُردی از متنِ تصحیحشدۀ متنِ عربیِ کتاب را برای حقیر ارسال کرد که از آن هم استفاده کردیم.»
و در اواخر مقدمه چنین آمدهاست:
«در پایان از سروران عزیز خواهشمندم هرگونه نقص در این کار را به دیدۀ اغماض نگریسته و تذکر دهند تا اصلاح گردد. عذر تقصیر از اینکه فرصت و مجال و امکان ویراستاری کتاب را نداشتیم و هرچه از دست ما برآمد انجام شد. انشاءالله در مجال آتی کتاب را [کذا] ویراسته و کماشتباهتر به حضور شما تقدیم گردد.»
بسیار سپاسگزاریم از همتِ مترجمِ محترم که در این دوران وانفساه و بیانصافیِ برخی پژوهشگران، این زحمت را بر خود هموار کرده و با امکانات اندک این کتاب را منتشر کردند. و چون مترجم محترم در مقدمه دستور دادهاند، در این وجیزه به بعضی نکات اشاره میکنیم.
🔸متن کامل در فایل پیوست.
@AghayedNet
چند روزی است ترجمۀ کتابِ عالمِ ربانی و حکیم صمدانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامه، با نام علاج الارواح؛ ترجمه و تحشیه منتشر شدهاست. این ترجمه که بههمت جناب آقای محمد مهرانفر چاپ شده، در ۳۵۸ صفحه سامان یافته است.
نفْس این فعالیت، بسیار ارزشمند است و سبب معرفی بیشتر آثار مرحوم کرمانی، رفع الله شأنه، به جامعه شیعی است. اما بهجاست اینگونه فعالیتها از هرجهت غنی باشد تا مخاطب عام و خاص، هردو، بهرهمند شوند و شایسته و در شأن کتب مرحوم کرمانی باشد.
و چون قبلاً این کتاب را معرفی کردهایم، در این نوشتار این ترجمه را بررسی و نقد کرده و بهطور اختصار به بعضی نکات اشاره میکنیم.
مناسب بود که در ابتدای این کتاب شرحِحالی از مرحوم آقای کرمانی، نوّرَ اللهُ برهانَه، تنظیم شود. همچنین سزاوار بود که نسخهشناسیِ مبسوطی از کتاب علاج الارواح ارائه گردد یا دستِکم تحقیقِ گستردۀ فهرستِ فنخا ذکر میشد.
در فهرست فنخا که در دسترس اهل پژوهش است، سیزده نسخه از کتاب علاجالارواح معرفی شده که در کتابخانههایی همچون سپهسالار تهران، دائرةالمعارف تهران، وزیری یزد، مرکز مطالعات قم، مرکز احیاء قم و... نگهداری میشود (فهرست فنخا، ج۲۲، ص ۸۰۱ و ۸۰۲). هرچند باوجود خط مصنف، اعلی الله مقامه، و چاپ کرمان (مجموعة الرسائل۸۹) و چاپ بصره (مکارم الابرار، ج۲۳) از سایر نُسَخ بینیاز خواهیم بود.
در مقدمۀ کتاب آمدهاست: «در ترجمۀ کتاب نهایت وسواس را بهخرج دادیم تا کتاب به بهترین نحو، ترجمه شود. برای این کار دو نسخه خطی از کتاب را تهیه کرده، ضمن اینکه احدی از دوستان فایل وُردی از متنِ تصحیحشدۀ متنِ عربیِ کتاب را برای حقیر ارسال کرد که از آن هم استفاده کردیم.»
و در اواخر مقدمه چنین آمدهاست:
«در پایان از سروران عزیز خواهشمندم هرگونه نقص در این کار را به دیدۀ اغماض نگریسته و تذکر دهند تا اصلاح گردد. عذر تقصیر از اینکه فرصت و مجال و امکان ویراستاری کتاب را نداشتیم و هرچه از دست ما برآمد انجام شد. انشاءالله در مجال آتی کتاب را [کذا] ویراسته و کماشتباهتر به حضور شما تقدیم گردد.»
بسیار سپاسگزاریم از همتِ مترجمِ محترم که در این دوران وانفساه و بیانصافیِ برخی پژوهشگران، این زحمت را بر خود هموار کرده و با امکانات اندک این کتاب را منتشر کردند. و چون مترجم محترم در مقدمه دستور دادهاند، در این وجیزه به بعضی نکات اشاره میکنیم.
🔸متن کامل در فایل پیوست.
@AghayedNet
🌷بهمناسبت ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و حضرت صادق صلوات الله علیه
🔸معرفی میگردد:
@AghayedNet
🔸معرفی میگردد:
@AghayedNet
🔺 کتاب تازه منتشر شده
ضرورت مکتبی
در این کتاب برای نخستینبار مفهوم ضرورت مکتبی به تفصیل بررسی شده و حدود و ثغور آن مشخص گردیده است.
@AghayedNet
ضرورت مکتبی
در این کتاب برای نخستینبار مفهوم ضرورت مکتبی به تفصیل بررسی شده و حدود و ثغور آن مشخص گردیده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
رسالتان
دو رساله از آثار میرزا محمدحسین محیط کرمانی
بههمراه شرح احوال و معرفی آثار وی
@AghayedNet
رسالتان
دو رساله از آثار میرزا محمدحسین محیط کرمانی
بههمراه شرح احوال و معرفی آثار وی
@AghayedNet
🔺 کتاب تازه منتشر شده
احسائیون فی کربلاء المقدسة
🔸نقدی بر بخشیاز این کتاب
🔻در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/5075
احسائیون فی کربلاء المقدسة
🔸نقدی بر بخشیاز این کتاب
🔻در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/5075
✔️🔻تعبیری نابهجا و ناتمام
درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
بهتازگی، عتبه حسینیه کتاب احسائیون فی کربلاء المقدسة را چاپ و توزیع کرد. این کتاب که در دو جلد سامان یافته، چهار فصل کلی دارد و در هر فصل، گونهای از ارتباط میان احساء و کربلای معلی بررسی شده است. از موضوعات این کتاب است: معرفی کسانیکه در کربلای معلی ازدنیا رفتهاند و احسائی بودهاند یا کسانیکه از احساء به کربلا مهاجرت کردهاند.
صرفنظر از خصوصیات ظاهری کتاب و اشکالاتی که در زمینه صفحهآرایی و صفحهبندی و ویرایش صوری کتاب وجود دارد، این کتاب مجموعه مقالات مؤلف است که قبلاً بیشترِ آنها منتشر شده و در این کتاب مجدداً جمعآوری شده است.
آنچه در این یادداشت بر آن تمرکز داریم، تعبیر عجیبی است که مؤلف محترم این کتاب درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بهکار بردهاند.
بهجا است اشاره کنیم که نویسنده این کتاب از کسانی است که با مکتب شیخ مرحوم اعلی الله مقامه آشنا است و میداند که این مکتب اتجاهات مختلفی دارد. درعینحال در کتاب خود، برای این بزرگوار که یکی از شخصیتهای بارز در مکتب شیخ مرحوم هستند، تعبیری عجیب آورده است.
مرحوم آقای شریف طباطبائی شخصیتی است که در کتابهایی همچون طبقات أعلام الشیعة و غیر آن، به نیکی یاد شده و موقعیت علمی ایشان درنزد اهل فن ظاهر است.
در کتاب مذکور آمده است:
«الشيخ الميرزا محمدباقر بن محمدجعفر الهمدانی، عالم مصنّف، من فضلاء الشيخية فی همدان، له تصانيف، طبع منها الدرّةالنجفية و الميزان و الاجتناب الذی فرغ منه [سنة] ۱۳۰۷ و كتب قبله النعل[الـ]ـحاضرة، توفی [سنة] ۱۳۱۹.»
علاوهبر فضیلت این بزرگوار، به شیخی بودن ایشان نیز تصریح شده و طبیعتاً از مشخصههای بدیهی و ظاهر ایشان است.
ایشان در کتاب تذکرةالقبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان نگاشتۀ مصلحالدین مهدوی چنین معرفی شدهاند:
«میرزا محمدباقر قهی اصفهانی همدانی:
فرزند محمدجعفر بن محمدصادق بن عبدالقیوم بن اشرف بن محمدابراهیم بن ملا محمدباقر سبزواری. از رؤسای علمای شیخیه و ساکن همدان بوده. عالم فاضل محقق کامل. در دهم ربیعالاول سال ۱۲۳۹ در قهی از بلوک اصفهان متولد.» تا آخر عبارات مفصل کتاب مذکور.
اما چرا بر این مطلب بدیهی تأکید میکنیم؟!
بهعلت قضاوت و تعبیر نویسنده احسائیون... درباره این بزرگوار.
مؤلف این کتاب هنگام معرفی شیخ حسین مزیدی که شخصیتی احسائی است که در بصره نیز حضور داشته، به معرفی یکی از آثار مزیدی میپردازد که در دفاع از لزوم وحدت ناطق شیعی نوشته است.
شایان ذکر است که این نظریه از ناحیه محمدخان کرمانی منتشر شد و سبب ایجاد اتجاهی جدید در شیخیه گردید. همچنین مناسب است که اشاره کنیم شیخ حسین مزیدی کتابی نیز در رد این نظریه دارد.
بههرروی، نویسنده کتاب احسائیون... هنگام معرفی اثر مزیدی، تعبیر رکیک و ناشایستی را درباره مرحوم آقای شریف طباطبائی بهکار میبرد. عین عبارت او چنین است:
«هدایة المسترشدین فی التحکم بین الحاج محمدخان الکرمانی من زعماء الشیخیة الرکنیة و الشیخ محمدباقر الهمدانی الذی کان ضد الشیخیة[!]» (احسائیون...، ج۲، ص۶۲۳)
مایه شگفتی است که نویسنده محترم درعینحالی که با شخصیت مرحوم آقای شریف طباطبائی آشنا است، اما ایشان را ضد شیخیه معرفی کرده است.
از زمان شیخ مرحوم اع، رسائل متعددی میان منتسبان ظاهری و حقیقی این بزرگوار نوشته شده و در این نامهها و رسالهها، اختلافات درونمکتبی مورد توجه قرار گرفته است و تعبیر آوردن از مرحوم آقای شریف طباطبائی اع به اینکه این بزرگوار ضد شیخیه بودهاند، ناصحیح و دور از انصاف است.
مؤلف محترم باید اشاره میکردند که این بزرگوار ضد شیخیه کرمانیه بوده است، آنهم نه مطلق شیخیه کرمانیه؛ بلکه موضعگیری ایشان پساز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بود.
پس تعبیر نویسنده محترم، هم «نابهجا» است و هم «ناتمام». نابهجا است؛ زیرا این بزرگوار ضد شیخیه نبودهاند، بلکه از علماء و بزرگان مکتب بهشمار میروند. و ناتمام است؛ چراکه تقابل فکری ایشان با شیخیه کرمانیه پساز رحلت مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی است.
شاید نویسنده بر این باور بوده که چون شیخیه دفاعیاتی دربرابر مخالفان داشتهاند، این بزرگوار هم از مخالفان مکتب بودهاند و شیخ مزیدی پاسخی دربرابر این مخالف نوشته است. ولی اندکی تأمل در تاریخ مکتب و اندکی تأمل بر نام افراد این شبهه را برطرف میکرد و سبب میشد که نویسنده این خطای فاحش را در تعبیر نداشته باشد.
بدینوسیله در این یادداشت، این قضاوت نادرست نویسنده کتاب احسائیون... را تذکر دادیم.
بهراستی اگر اینگونه سهوالقلمهای سهمگین در آثار پژوهشگران آشنا با مکتب دیده شود، آیا جای بیغار ناآشنایان و نااهلان باقی میماند؟!
کربلاء مقدسه
ربیعالثانی ۱۴۴۴
@AghayedNet
درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
بهتازگی، عتبه حسینیه کتاب احسائیون فی کربلاء المقدسة را چاپ و توزیع کرد. این کتاب که در دو جلد سامان یافته، چهار فصل کلی دارد و در هر فصل، گونهای از ارتباط میان احساء و کربلای معلی بررسی شده است. از موضوعات این کتاب است: معرفی کسانیکه در کربلای معلی ازدنیا رفتهاند و احسائی بودهاند یا کسانیکه از احساء به کربلا مهاجرت کردهاند.
صرفنظر از خصوصیات ظاهری کتاب و اشکالاتی که در زمینه صفحهآرایی و صفحهبندی و ویرایش صوری کتاب وجود دارد، این کتاب مجموعه مقالات مؤلف است که قبلاً بیشترِ آنها منتشر شده و در این کتاب مجدداً جمعآوری شده است.
آنچه در این یادداشت بر آن تمرکز داریم، تعبیر عجیبی است که مؤلف محترم این کتاب درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بهکار بردهاند.
بهجا است اشاره کنیم که نویسنده این کتاب از کسانی است که با مکتب شیخ مرحوم اعلی الله مقامه آشنا است و میداند که این مکتب اتجاهات مختلفی دارد. درعینحال در کتاب خود، برای این بزرگوار که یکی از شخصیتهای بارز در مکتب شیخ مرحوم هستند، تعبیری عجیب آورده است.
مرحوم آقای شریف طباطبائی شخصیتی است که در کتابهایی همچون طبقات أعلام الشیعة و غیر آن، به نیکی یاد شده و موقعیت علمی ایشان درنزد اهل فن ظاهر است.
در کتاب مذکور آمده است:
«الشيخ الميرزا محمدباقر بن محمدجعفر الهمدانی، عالم مصنّف، من فضلاء الشيخية فی همدان، له تصانيف، طبع منها الدرّةالنجفية و الميزان و الاجتناب الذی فرغ منه [سنة] ۱۳۰۷ و كتب قبله النعل[الـ]ـحاضرة، توفی [سنة] ۱۳۱۹.»
علاوهبر فضیلت این بزرگوار، به شیخی بودن ایشان نیز تصریح شده و طبیعتاً از مشخصههای بدیهی و ظاهر ایشان است.
ایشان در کتاب تذکرةالقبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان نگاشتۀ مصلحالدین مهدوی چنین معرفی شدهاند:
«میرزا محمدباقر قهی اصفهانی همدانی:
فرزند محمدجعفر بن محمدصادق بن عبدالقیوم بن اشرف بن محمدابراهیم بن ملا محمدباقر سبزواری. از رؤسای علمای شیخیه و ساکن همدان بوده. عالم فاضل محقق کامل. در دهم ربیعالاول سال ۱۲۳۹ در قهی از بلوک اصفهان متولد.» تا آخر عبارات مفصل کتاب مذکور.
اما چرا بر این مطلب بدیهی تأکید میکنیم؟!
بهعلت قضاوت و تعبیر نویسنده احسائیون... درباره این بزرگوار.
مؤلف این کتاب هنگام معرفی شیخ حسین مزیدی که شخصیتی احسائی است که در بصره نیز حضور داشته، به معرفی یکی از آثار مزیدی میپردازد که در دفاع از لزوم وحدت ناطق شیعی نوشته است.
شایان ذکر است که این نظریه از ناحیه محمدخان کرمانی منتشر شد و سبب ایجاد اتجاهی جدید در شیخیه گردید. همچنین مناسب است که اشاره کنیم شیخ حسین مزیدی کتابی نیز در رد این نظریه دارد.
بههرروی، نویسنده کتاب احسائیون... هنگام معرفی اثر مزیدی، تعبیر رکیک و ناشایستی را درباره مرحوم آقای شریف طباطبائی بهکار میبرد. عین عبارت او چنین است:
«هدایة المسترشدین فی التحکم بین الحاج محمدخان الکرمانی من زعماء الشیخیة الرکنیة و الشیخ محمدباقر الهمدانی الذی کان ضد الشیخیة[!]» (احسائیون...، ج۲، ص۶۲۳)
مایه شگفتی است که نویسنده محترم درعینحالی که با شخصیت مرحوم آقای شریف طباطبائی آشنا است، اما ایشان را ضد شیخیه معرفی کرده است.
از زمان شیخ مرحوم اع، رسائل متعددی میان منتسبان ظاهری و حقیقی این بزرگوار نوشته شده و در این نامهها و رسالهها، اختلافات درونمکتبی مورد توجه قرار گرفته است و تعبیر آوردن از مرحوم آقای شریف طباطبائی اع به اینکه این بزرگوار ضد شیخیه بودهاند، ناصحیح و دور از انصاف است.
مؤلف محترم باید اشاره میکردند که این بزرگوار ضد شیخیه کرمانیه بوده است، آنهم نه مطلق شیخیه کرمانیه؛ بلکه موضعگیری ایشان پساز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بود.
پس تعبیر نویسنده محترم، هم «نابهجا» است و هم «ناتمام». نابهجا است؛ زیرا این بزرگوار ضد شیخیه نبودهاند، بلکه از علماء و بزرگان مکتب بهشمار میروند. و ناتمام است؛ چراکه تقابل فکری ایشان با شیخیه کرمانیه پساز رحلت مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی است.
شاید نویسنده بر این باور بوده که چون شیخیه دفاعیاتی دربرابر مخالفان داشتهاند، این بزرگوار هم از مخالفان مکتب بودهاند و شیخ مزیدی پاسخی دربرابر این مخالف نوشته است. ولی اندکی تأمل در تاریخ مکتب و اندکی تأمل بر نام افراد این شبهه را برطرف میکرد و سبب میشد که نویسنده این خطای فاحش را در تعبیر نداشته باشد.
بدینوسیله در این یادداشت، این قضاوت نادرست نویسنده کتاب احسائیون... را تذکر دادیم.
بهراستی اگر اینگونه سهوالقلمهای سهمگین در آثار پژوهشگران آشنا با مکتب دیده شود، آیا جای بیغار ناآشنایان و نااهلان باقی میماند؟!
کربلاء مقدسه
ربیعالثانی ۱۴۴۴
@AghayedNet