🌷تأملاتی بر «نوروز» (3)
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد، نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد، نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
🌷 تأملاتی بر نوروز (4)
نکته هایی که تحت عنوان «تأملاتی درباره نوروز» اشاره کردیم، اقتباسی است از سخنرانی 13/ 8/ 1409.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، ما نیز با توجه به روایات، این گونه به دست آورده ایم.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
نکته هایی که تحت عنوان «تأملاتی درباره نوروز» اشاره کردیم، اقتباسی است از سخنرانی 13/ 8/ 1409.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، ما نیز با توجه به روایات، این گونه به دست آورده ایم.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
🌷درباره محتوای اشعار سروش اصفهانی
سروش اصفهانی (سروش تولا) از بارزین شعر و ادب در دوره قاجاریه است. احمد احمدی در مقاله ای، به بازخوانی اشعار وی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که بخشی از مضامین شعرهای وی، درباره مقامات ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین بوده و ظاهراً وام گرفته از تعالیم مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است.
جز این اشعار و دلالت آن بر آشنایی شاعر با اندیشه شیخ مرحوم اع، سندی دیگر دالّ بر این آشنایی یافت نشد. شایان ذکر است به بعضی تعبیرات و توصیفات این مقاله نقدهایی وارد است و عجالتاً از باب آشنایی با این پژوهش، مقاله مذکور تقدیم می شود.
سروش اصفهانی (سروش تولا) از بارزین شعر و ادب در دوره قاجاریه است. احمد احمدی در مقاله ای، به بازخوانی اشعار وی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که بخشی از مضامین شعرهای وی، درباره مقامات ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین بوده و ظاهراً وام گرفته از تعالیم مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است.
جز این اشعار و دلالت آن بر آشنایی شاعر با اندیشه شیخ مرحوم اع، سندی دیگر دالّ بر این آشنایی یافت نشد. شایان ذکر است به بعضی تعبیرات و توصیفات این مقاله نقدهایی وارد است و عجالتاً از باب آشنایی با این پژوهش، مقاله مذکور تقدیم می شود.
🌷 تأملاتی بر نوروز (6)
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
🌷 تأملاتی بر نوروز (7)
عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
🌷تأملاتی بر «نوروز» (8)
⚡️مصیبت وارده بر عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
⚡️مصیبت وارده بر عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
🌷نامه مفسّر و مفتی مشهور بغداد به عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع و تسلیت گفتنِ توهین به آن بزرگوار
پس از جریان توهین به سید مرحوم اع، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی، در نامه ای این مصیبت را تسلیت گفت. برخی محققان احتمال داده اند علمای دیگر نیز مکتوباتی در این باره داشته اند ولی متأسفانه در دست نیست. نامه آلوسی به سید مرحوم اع نشان جلالت و عظمت یک فقیه شیعی و تأثیر وی میان علمای طراز اول عامه و خاصه است.
در پی نقل تمام نامه نیستیم. ابتدای این نامه، نسخه بردار چنین نوشته است:
پس از جریان توهین به سید مرحوم اع، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی، در نامه ای این مصیبت را تسلیت گفت. برخی محققان احتمال داده اند علمای دیگر نیز مکتوباتی در این باره داشته اند ولی متأسفانه در دست نیست. نامه آلوسی به سید مرحوم اع نشان جلالت و عظمت یک فقیه شیعی و تأثیر وی میان علمای طراز اول عامه و خاصه است.
در پی نقل تمام نامه نیستیم. ابتدای این نامه، نسخه بردار چنین نوشته است:
🌷اين صورت عريضهاي است كه سيد محمود افندي آلوسي مفتي بغداد به خدمت بندگان عالي سيد جليل اعلي اللّه شأنه و انار برهانه پس از شنيدن صدور خلاف ادبي كه از حضرات معاندين خذلهم اللّه و كسر شوكة سادتهم و اخلافهم نسبت به ايشان در حرم محترم حضرت سيدالشهداء علی جده و ابيه و امه و اخيه و عليه و علی ولده و مواليه ما لايحصي من السلام و التحية و الثناء در وقت اداي نماز ظهر رسيده بود و آن برداشتن عمامه مباركه ايشان بود در حال اشتغال به ادای فرض بر دست شخصي به واسطه تحريك آنها.
(تصویر عبارت نسخه بردار، ذیلاً تقدیم می شود.)
(تصویر عبارت نسخه بردار، ذیلاً تقدیم می شود.)
AghayedNet
Photo
رساله دلاكيه
معرفى اجمالى:
«رساله دلاكيه» تأليف محمد كريم بن ابراهيم، رساله اى طبى - روايى است كه مؤلف در آن رواياتى را در باب حمام و آداب شرعی آن نقل مى كند.
نويسنده در سال 1272 ق به خواهش و اصرار كربلائى رضاى سلمانى اين كتاب جالب را تأليف كرده است. سابقاً دلاك ها عهده دار خدمات متنوعى از كيسه كشيدن تا حجامت و فصد و غيره بودند. او در اين كتاب از آداب نظافت فردى، آداب حمام، ناخن گرفتن، حجامت، فصد، زالو انداختن، تيغ زدن، مشت و مال كردن، سر تراشيدن، دندان كشيدن و آنچه كه يك دلاك مىبايست مىدانست به زبانى رسا و آسان آورده است.
ساختار:
اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و چند باب است. در مقدمه: تاريخچه حمام و فوائد و آداب حمام رفتن بيان شده است.
در ابواب اول تا پنجم كتاب نيز آداب حمام رفتن و بيرون آمدن از آن، زائل كردن مو از بدن، كيسه كشيدن و سنگ پا به كار بردن و خضاب بيان شده است.
در باب ششم شرائط مطلق خون گرفتن، رگ زدن( فصد)، حجامت كردن، زالو انداختن، تيغ زدن گوش و خون از بينى جارى كردن بيان شده است. اين باب مفصلترين بخش كتاب است.
ابواب هفتم تا آخر كتاب در كندن دندان، ناخن چيدن، ختنه كردن و شانه كردن و عطر به كار بردن است كه البته اين چهار باب آخر بسيار مختصر است.
گزارش محتوا:
در اين اثر مطالب مختلفى پيرامون كشيدن دندان و عقيقه، شانه كردن و استعمال عطر و مانند آن نقل شده است. ن
بعضى مطالب اين رساله ديگر كاربرد ندارد مثل آنچه در مورد ساختمان حمام نوشته شده، چرا كه امروزه حمامهاى كهن همه از بين رفتهاند و حمامهاى جديد نيز با آنچه مؤلف گفته انطباق ندارد.
با اين حال بسيارى از آنچه وى به رشته تحرير درآورده است مثل مطالبى كه پيرامون فصد، حجامت، خضاب كردن، گرفتن ناخن و مو، همچنين بسيارى از رواياتى كه وى در اين رساله نقل مىكند قابل استفاده و جالب توجه است، خصوصاً اينكه امروزه بسيارى از آداب شرعى و بهداشتى امور زندگى چندان مورد توجه هم قرار نمىگيرد.
علاوه بر اين، محققين طب سنتى، جامعهشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعى از خواندن اين كتاب بىبهره نخواهند بود.
یکی از چاپ های کتاب:
افست نسخه خطى اين رساله را مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل دانشگاه علوم پزشكى در اسفند ماه سال 1387 ش با مقدمهاى كوتاه به قلم آقاى دكتر محمد مهدى اصفهانى پيرامون اين رساله و فوائد آن، منتشر كرده است.
معرفى اجمالى:
«رساله دلاكيه» تأليف محمد كريم بن ابراهيم، رساله اى طبى - روايى است كه مؤلف در آن رواياتى را در باب حمام و آداب شرعی آن نقل مى كند.
نويسنده در سال 1272 ق به خواهش و اصرار كربلائى رضاى سلمانى اين كتاب جالب را تأليف كرده است. سابقاً دلاك ها عهده دار خدمات متنوعى از كيسه كشيدن تا حجامت و فصد و غيره بودند. او در اين كتاب از آداب نظافت فردى، آداب حمام، ناخن گرفتن، حجامت، فصد، زالو انداختن، تيغ زدن، مشت و مال كردن، سر تراشيدن، دندان كشيدن و آنچه كه يك دلاك مىبايست مىدانست به زبانى رسا و آسان آورده است.
ساختار:
اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و چند باب است. در مقدمه: تاريخچه حمام و فوائد و آداب حمام رفتن بيان شده است.
در ابواب اول تا پنجم كتاب نيز آداب حمام رفتن و بيرون آمدن از آن، زائل كردن مو از بدن، كيسه كشيدن و سنگ پا به كار بردن و خضاب بيان شده است.
در باب ششم شرائط مطلق خون گرفتن، رگ زدن( فصد)، حجامت كردن، زالو انداختن، تيغ زدن گوش و خون از بينى جارى كردن بيان شده است. اين باب مفصلترين بخش كتاب است.
ابواب هفتم تا آخر كتاب در كندن دندان، ناخن چيدن، ختنه كردن و شانه كردن و عطر به كار بردن است كه البته اين چهار باب آخر بسيار مختصر است.
گزارش محتوا:
در اين اثر مطالب مختلفى پيرامون كشيدن دندان و عقيقه، شانه كردن و استعمال عطر و مانند آن نقل شده است. ن
بعضى مطالب اين رساله ديگر كاربرد ندارد مثل آنچه در مورد ساختمان حمام نوشته شده، چرا كه امروزه حمامهاى كهن همه از بين رفتهاند و حمامهاى جديد نيز با آنچه مؤلف گفته انطباق ندارد.
با اين حال بسيارى از آنچه وى به رشته تحرير درآورده است مثل مطالبى كه پيرامون فصد، حجامت، خضاب كردن، گرفتن ناخن و مو، همچنين بسيارى از رواياتى كه وى در اين رساله نقل مىكند قابل استفاده و جالب توجه است، خصوصاً اينكه امروزه بسيارى از آداب شرعى و بهداشتى امور زندگى چندان مورد توجه هم قرار نمىگيرد.
علاوه بر اين، محققين طب سنتى، جامعهشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعى از خواندن اين كتاب بىبهره نخواهند بود.
یکی از چاپ های کتاب:
افست نسخه خطى اين رساله را مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل دانشگاه علوم پزشكى در اسفند ماه سال 1387 ش با مقدمهاى كوتاه به قلم آقاى دكتر محمد مهدى اصفهانى پيرامون اين رساله و فوائد آن، منتشر كرده است.
👆رساله ای از عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
وصية الی المرحوم محمدشريف الکرماني.
وصية الی المرحوم محمدشريف الکرماني.
👆عباراتی از رساله سید مرحوم اع:
1. ان کل عمل من خیر و شر جاذب روح حقیقی من المبدء الفیاض و تقتضی صورة عین من الأعیان الوجودیة لما صح عندنا و عند العارفین من ان الأعمال جواذب کالمرایا الجواذب للصور و کالبلور الجاذب للنار من حرارة الشمس... .
2....فإذن یجب علیک أن تعرض ما فهمته بصافی فطرتک من العقاید علی اهل البیت علیهم السلام قد حصر الله فیهم الحق و زنها بمیزانهم فان وازن المیزان القویم و القسطاس المستقیم فاحمد الله تعالی و کن من الشاکرین و ان خالف فاضرب ما عندک علی عرض الحائط...و اما فی العبادات و الاعمال الشریعة فتمسک فی زماننا هذا الذی هو زمان الغیبة بکتاب الله... و اعمل بمحکمه و ردّ الیه متشابهه... .(راجع المتن الرئیسی فإن فیه تفصیل مفید جداً.)
3. و اعلم أنک أنت المخاطب فی کلام الله تعالی و کلام المعصومین علیهم السلام و لا تقل ان الخطاب خاصة بالمشافهین فی مجلس الخطاب فانک ایضا من المشافهین فی مجلس الخطاب فان الله سبحانه لیس له زمان و لا حال و لا استقبال و لا مضی و لا تنتظر شیئاً و لیس کمثله شیء... .
4. و اعلم یا اخی انی قد ارشدتک الی مخ الصدق و الصواب و بینت لک حقیقة الأمر فی کل باب و لا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک و احبّ ان لا تضیّع اوقاتک و تتجنب مجالسة اهل الدنیا و کل من یشغلک عن الله تعالی و اصبر فان الدنیا ایام قلائل تمضی عنها و یبقی منک عملک خیرا کان او شرا و انظر الی ما کتبت لک فی هذه الاوراق بنظر البصیرة و واظب علی تلاوة الکتاب الکریم و الذکر الحکیم فانه نور للقلوب و شفاء لما فی الصدور و تأمل فی معانیها و مبانیها فانها مفتاح العلوم الحقیقیة و مصباح القلوب المظلمه المدلهمة حفظک الله و أیدک الله و رباک الله و سددک انه علی کل شیء قدیر و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین المعصومین. تمت فی سنة 1259
1. ان کل عمل من خیر و شر جاذب روح حقیقی من المبدء الفیاض و تقتضی صورة عین من الأعیان الوجودیة لما صح عندنا و عند العارفین من ان الأعمال جواذب کالمرایا الجواذب للصور و کالبلور الجاذب للنار من حرارة الشمس... .
2....فإذن یجب علیک أن تعرض ما فهمته بصافی فطرتک من العقاید علی اهل البیت علیهم السلام قد حصر الله فیهم الحق و زنها بمیزانهم فان وازن المیزان القویم و القسطاس المستقیم فاحمد الله تعالی و کن من الشاکرین و ان خالف فاضرب ما عندک علی عرض الحائط...و اما فی العبادات و الاعمال الشریعة فتمسک فی زماننا هذا الذی هو زمان الغیبة بکتاب الله... و اعمل بمحکمه و ردّ الیه متشابهه... .(راجع المتن الرئیسی فإن فیه تفصیل مفید جداً.)
3. و اعلم أنک أنت المخاطب فی کلام الله تعالی و کلام المعصومین علیهم السلام و لا تقل ان الخطاب خاصة بالمشافهین فی مجلس الخطاب فانک ایضا من المشافهین فی مجلس الخطاب فان الله سبحانه لیس له زمان و لا حال و لا استقبال و لا مضی و لا تنتظر شیئاً و لیس کمثله شیء... .
4. و اعلم یا اخی انی قد ارشدتک الی مخ الصدق و الصواب و بینت لک حقیقة الأمر فی کل باب و لا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک و احبّ ان لا تضیّع اوقاتک و تتجنب مجالسة اهل الدنیا و کل من یشغلک عن الله تعالی و اصبر فان الدنیا ایام قلائل تمضی عنها و یبقی منک عملک خیرا کان او شرا و انظر الی ما کتبت لک فی هذه الاوراق بنظر البصیرة و واظب علی تلاوة الکتاب الکریم و الذکر الحکیم فانه نور للقلوب و شفاء لما فی الصدور و تأمل فی معانیها و مبانیها فانها مفتاح العلوم الحقیقیة و مصباح القلوب المظلمه المدلهمة حفظک الله و أیدک الله و رباک الله و سددک انه علی کل شیء قدیر و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین المعصومین. تمت فی سنة 1259
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ چگونه است جمع بین اینكه از خدا می خواهیم بقاء و طول عمر امام زمان عجلالله فرجه را در روی زمین با اینكه برای ظهور آن حضرت دعا میكنیم كه خداوند تعجیل بفرماید و میدانیم بعد از ظهور بعد از چند سال طبق اختلاف روایات به شهادت می رسند؟
ـــ پاسخ: همان گونه كه دستور داده اند برای تعجیل در ظهور حضرت علیه السلام و عجل الله فرجه دعا كنیم، همچنین دستور داده اند كه برای طول عمر آن بزرگوار هم دعا نماییم و منافاتی با هم ندارد، زیرا نظام این عالم دنیا همین گونه است كه هركس در این دنیا آمد از دنیا هم خواهد رفت، خداوند فرموده «انك میت و انهم میتون» و فرموده «كل نفس ذائقة الموت» و خودشان فرموده اند: ما منا الا مسموم او مقتول.
از این گذشته خود ائمه علیهم السلام برای تعجیل فرج حضرت حتی پیش از تولد آن بزرگوار دعا می كردند، بی تابی های حضرت صادق علیهالسلام در دعای ندبه برای طول غیبت آن بزرگوار و درخواست شتاب در ظهورش نشان این مطلب است، زیرا آثاری كه بر ظهور حضرت مترتب است اقتضاء می كند كه اهل ایمان برای تعجیل در ظهور حضرت دعا كنند و نظر به این كه به شهادت حضرت راضی نیستند برای طول عمر بابركت آن بزرگوار هم باید دعا كنند، و از طرفی تسلیم تقدیر و قضای الهی باشد زیرا در شهادت آن بزرگوار هم اسراری است و حكمت هایی وجود دارد و آثاری بر آن مترتب است كه آن حادثه هم باید واقع شود همان گونه كه در شهادت امامان گذشته و به خصوص حادثه عظمی و مصیبت كبرای حضرت امام حسین علیه السلام و اصحاب آن حضرت، برنامه اینچنین بوده است كه رسول خدا و امیر مؤمنان و فاطمه زهرا علیهمالسلام در ابتداء به شهادت آن حضرت راضی نبودند ولی بعد از بیان آثاری كه بر آن شهادت مترتب بوده آن بزرگواران تسلیم گردیدند و بر كشندگان او لعنت فرمودند و از خداوند توفیق صبر و اجر طلب می فرمودند.
ـــــ چگونه است جمع بین اینكه از خدا می خواهیم بقاء و طول عمر امام زمان عجلالله فرجه را در روی زمین با اینكه برای ظهور آن حضرت دعا میكنیم كه خداوند تعجیل بفرماید و میدانیم بعد از ظهور بعد از چند سال طبق اختلاف روایات به شهادت می رسند؟
ـــ پاسخ: همان گونه كه دستور داده اند برای تعجیل در ظهور حضرت علیه السلام و عجل الله فرجه دعا كنیم، همچنین دستور داده اند كه برای طول عمر آن بزرگوار هم دعا نماییم و منافاتی با هم ندارد، زیرا نظام این عالم دنیا همین گونه است كه هركس در این دنیا آمد از دنیا هم خواهد رفت، خداوند فرموده «انك میت و انهم میتون» و فرموده «كل نفس ذائقة الموت» و خودشان فرموده اند: ما منا الا مسموم او مقتول.
از این گذشته خود ائمه علیهم السلام برای تعجیل فرج حضرت حتی پیش از تولد آن بزرگوار دعا می كردند، بی تابی های حضرت صادق علیهالسلام در دعای ندبه برای طول غیبت آن بزرگوار و درخواست شتاب در ظهورش نشان این مطلب است، زیرا آثاری كه بر ظهور حضرت مترتب است اقتضاء می كند كه اهل ایمان برای تعجیل در ظهور حضرت دعا كنند و نظر به این كه به شهادت حضرت راضی نیستند برای طول عمر بابركت آن بزرگوار هم باید دعا كنند، و از طرفی تسلیم تقدیر و قضای الهی باشد زیرا در شهادت آن بزرگوار هم اسراری است و حكمت هایی وجود دارد و آثاری بر آن مترتب است كه آن حادثه هم باید واقع شود همان گونه كه در شهادت امامان گذشته و به خصوص حادثه عظمی و مصیبت كبرای حضرت امام حسین علیه السلام و اصحاب آن حضرت، برنامه اینچنین بوده است كه رسول خدا و امیر مؤمنان و فاطمه زهرا علیهمالسلام در ابتداء به شهادت آن حضرت راضی نبودند ولی بعد از بیان آثاری كه بر آن شهادت مترتب بوده آن بزرگواران تسلیم گردیدند و بر كشندگان او لعنت فرمودند و از خداوند توفیق صبر و اجر طلب می فرمودند.