👇از کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» نگاشته مرتضی راوندی، تهران:انتشارات نگاه، 1386، ج10، ص489
——
پس از توضیحی درباره درگیریها میان شیخیه و غیرِ ایشان، ماجرای جلوگیری از ورود شخصی شیخی به گرمابه در تبریز را از کتاب «روضة الصفا» نقل میکند.👇
——
پس از توضیحی درباره درگیریها میان شیخیه و غیرِ ایشان، ماجرای جلوگیری از ورود شخصی شیخی به گرمابه در تبریز را از کتاب «روضة الصفا» نقل میکند.👇
👆شیخ مرحوم، شیخ احمد احسائی أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند. سپس کسی از ایشان تقاضا میکند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرمودهاند و نام آن را «شرح الفوائد» گذاردهاند.
جزاهُ الله عن الإسلام و المسلِمین.
این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند. سپس کسی از ایشان تقاضا میکند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرمودهاند و نام آن را «شرح الفوائد» گذاردهاند.
جزاهُ الله عن الإسلام و المسلِمین.
آیا مرحوم شیخ احمد احسائی رفع اللهُ شأنَه درباره «ملا محسن فیض کاشانی»، تعبیر «مُلا مُسیء» را به کار بردهاند؟!
پاسخ، به زودی...
👇
پاسخ، به زودی...
👇
پاسخ در ضمن 10 شماره:
1- برخی میگویند و مینویسند شیخ مرحوم اع از تعبیر «ملا مُسیء» برای شخص «ملا محسن فیض کاشانی» استفاده فرمودهاند.
2- این نسبت در کتب مختلفی نقل شده است. در جایی نوشتهاند:
«و شیخ احمد احسائی او را مُسیء نام نهاده و بسیار میگوید قال المسیء القاسانی تبعاً لإمامه ممیت الدین العربی».
3- عجیب این است که به ظاهر فرمایش شیخ اع را نقل کردهاند؛ ولی این عبارت یافت نشد.
4- در جایی دیگر آمده است شیخ مرحوم اع خطاب به او نوشتهاند:
«قل أنا الله و لا تخف فإنک بالتصریح تستریح و تریح.»
5- و در مقالهای دیگر به صفحهای از کتاب مبارک شرحالزیاره ارجاع دادهاند؛ ولی سراسر شرحالزیاره جز «ملا محسن» تعبیری دیگری درباره وی استفاده نشده است.
1- برخی میگویند و مینویسند شیخ مرحوم اع از تعبیر «ملا مُسیء» برای شخص «ملا محسن فیض کاشانی» استفاده فرمودهاند.
2- این نسبت در کتب مختلفی نقل شده است. در جایی نوشتهاند:
«و شیخ احمد احسائی او را مُسیء نام نهاده و بسیار میگوید قال المسیء القاسانی تبعاً لإمامه ممیت الدین العربی».
3- عجیب این است که به ظاهر فرمایش شیخ اع را نقل کردهاند؛ ولی این عبارت یافت نشد.
4- در جایی دیگر آمده است شیخ مرحوم اع خطاب به او نوشتهاند:
«قل أنا الله و لا تخف فإنک بالتصریح تستریح و تریح.»
5- و در مقالهای دیگر به صفحهای از کتاب مبارک شرحالزیاره ارجاع دادهاند؛ ولی سراسر شرحالزیاره جز «ملا محسن» تعبیری دیگری درباره وی استفاده نشده است.
6- در کتاب روح مجرد نیز آمده است:
« شيخ احمد احسائی امروز ترجمه احوالش بر كسي مخفی نيست. وی مردی بود زاهد و عابد و خوش حافظه؛ ولی بدون استاد خواست تا مطالب حكما را دريابد... بالاخص با محييالدين سرسختي به خرج داد و او را مميتالدين ملقب ساخت و با افتخار شيعه و افتخار علماء و مفسرين و محدثين و حكما و عرفاي اسلام محقق فيض كاشاني سخت درآويخت و او را كه نامش ملاّمحسن است، به ملاّ مُسيء يعنی ملاّی بدعمل و زشتكار ملقب كرد و در كتابهايش و دروسش از وی بدين لقب نام میبرد... .»
در پایانِ جملهای که عبارت ملامسیء را به شیخ مرحوم اع نسبت داده است، منبعی برای این نسبت نقل نشده؛ بلکه به دیگر تحقیقاتی که درباره شیخ مرحوم اع نگاشته شده، ارجاع داده شده است.
7- مؤلف در کتاب دیگر خود، اللهشناسی، به این مطلب تصریح کرده است:
«... و به ملا محسن فیض، ملا مسیء و به محییالدین، مُمیت الدین لقب دادهاید» و در پاورقی آمده است: «صریح کلمات شیخ أحمد أحسائی است.» اما باز هم منبعی معرفی نشده است.
8- در کتاب امامشناسی آورده است:
«شیخ احمد احسایی فلسفه نخوانده بود و به علوم عقلیه آشنایی نداشت و خواست از حکمت متعالیه و عرفان اسلام مطلع شود. خود به خود بدون استاد به مطالعه پرداخت... و به بزرگان از حکمای اسلام همچون محیی الدین عربی و حتی به بعضی از کسانی که مقام جامعیت در تفسیر و حدیث نیز داشتند، همچون ملا محسن فیض کاشانی در کتب خود ناسزا گفت و نسبت های ناروا داد. محیی الدین عربی را ممیت الدین و فتوحات وی را حتوفات گفت و او را کافر و ملحد گفت و عبارات او را مزخرفات شمرد و فیض را اهل نمی و ضلالت دانست و به جای ملا محسن به او لقب ملا مسیء داد و آنان را مخالف طریقه اهل بیت و اهل عصمت پنداشت و خود را اهل کشف و شهود و معاینه و موافق طریقه ی اهل بیت و عصمت انگاشت و در این نسبتهای غیر صحیحه ، به مطالبی اشاره می کند که هر شخص معقول خوانده و وارد در علوم الهی می فهمد که او مطلب را نفهمیده و دریافت نکرده است.»
« شيخ احمد احسائی امروز ترجمه احوالش بر كسي مخفی نيست. وی مردی بود زاهد و عابد و خوش حافظه؛ ولی بدون استاد خواست تا مطالب حكما را دريابد... بالاخص با محييالدين سرسختي به خرج داد و او را مميتالدين ملقب ساخت و با افتخار شيعه و افتخار علماء و مفسرين و محدثين و حكما و عرفاي اسلام محقق فيض كاشاني سخت درآويخت و او را كه نامش ملاّمحسن است، به ملاّ مُسيء يعنی ملاّی بدعمل و زشتكار ملقب كرد و در كتابهايش و دروسش از وی بدين لقب نام میبرد... .»
در پایانِ جملهای که عبارت ملامسیء را به شیخ مرحوم اع نسبت داده است، منبعی برای این نسبت نقل نشده؛ بلکه به دیگر تحقیقاتی که درباره شیخ مرحوم اع نگاشته شده، ارجاع داده شده است.
7- مؤلف در کتاب دیگر خود، اللهشناسی، به این مطلب تصریح کرده است:
«... و به ملا محسن فیض، ملا مسیء و به محییالدین، مُمیت الدین لقب دادهاید» و در پاورقی آمده است: «صریح کلمات شیخ أحمد أحسائی است.» اما باز هم منبعی معرفی نشده است.
8- در کتاب امامشناسی آورده است:
«شیخ احمد احسایی فلسفه نخوانده بود و به علوم عقلیه آشنایی نداشت و خواست از حکمت متعالیه و عرفان اسلام مطلع شود. خود به خود بدون استاد به مطالعه پرداخت... و به بزرگان از حکمای اسلام همچون محیی الدین عربی و حتی به بعضی از کسانی که مقام جامعیت در تفسیر و حدیث نیز داشتند، همچون ملا محسن فیض کاشانی در کتب خود ناسزا گفت و نسبت های ناروا داد. محیی الدین عربی را ممیت الدین و فتوحات وی را حتوفات گفت و او را کافر و ملحد گفت و عبارات او را مزخرفات شمرد و فیض را اهل نمی و ضلالت دانست و به جای ملا محسن به او لقب ملا مسیء داد و آنان را مخالف طریقه اهل بیت و اهل عصمت پنداشت و خود را اهل کشف و شهود و معاینه و موافق طریقه ی اهل بیت و عصمت انگاشت و در این نسبتهای غیر صحیحه ، به مطالبی اشاره می کند که هر شخص معقول خوانده و وارد در علوم الهی می فهمد که او مطلب را نفهمیده و دریافت نکرده است.»
9- در کلمات نویسنده روح مجرد با احتیاط نظر میکنیم چراکه سابقه تهمتزدن به شیخ مرحوم اع و بیان نسبتهای ناروا به ایشان را در کارنامه خود دارد و اهل نظر بر جایگاه علمی و عملی وی واقفند.
10- به هر روی، این نسبتی است که به شیخ مرحوم اع دادهاند و امروز در کتبی که از آن بزرگوار در دست است و میتوان بررسی کرد، این تعبیر یافت نشد.
10- به هر روی، این نسبتی است که به شیخ مرحوم اع دادهاند و امروز در کتبی که از آن بزرگوار در دست است و میتوان بررسی کرد، این تعبیر یافت نشد.
امروز: 16 ربیع الثانی 1437
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی أعلَی اللهُ شأنَه و نَفَعَنا بِعُلومه، در تاریخ 16 ربیع الثانی 1289 در همدان، از تصنیف رسالهای درباره «دفع شبهات بابیه لعنهم الله» فراغت جستند.
آن بزرگوار در زمان اتمام رساله، حدود 50 سال از عمر مبارکشان گذشته بود. از آن تاریخ تا کنون حدود 148 سال میگذرد.
👇
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی أعلَی اللهُ شأنَه و نَفَعَنا بِعُلومه، در تاریخ 16 ربیع الثانی 1289 در همدان، از تصنیف رسالهای درباره «دفع شبهات بابیه لعنهم الله» فراغت جستند.
آن بزرگوار در زمان اتمام رساله، حدود 50 سال از عمر مبارکشان گذشته بود. از آن تاریخ تا کنون حدود 148 سال میگذرد.
👇
👆شخصی تعلیقهای به آقای شریف طباطبایی اع مینویسد و در آن از جمعی شکایت میکند که شبهات بابیه در ذهن ایشان رسوخ کرده است و آن بزرگوار اع در پاسخ، این رساله را تصنیف میفرمایند.
این رساله در رسائل6 به طبع رسیده است (از صفحه202 تا 212 )
نسخهشناسی:
از این رساله، تنها یک نسخه شناسایی شده است که در مشهد مقدس نگهداری میشود.
شماره نسخه: 167/52 (ص-2)
توضیحات: خط: نستعلیق، کاتب: - ، تاریخ: - .👇
این رساله در رسائل6 به طبع رسیده است (از صفحه202 تا 212 )
نسخهشناسی:
از این رساله، تنها یک نسخه شناسایی شده است که در مشهد مقدس نگهداری میشود.
شماره نسخه: 167/52 (ص-2)
توضیحات: خط: نستعلیق، کاتب: - ، تاریخ: - .👇
👆فهرست مطالب:
1- تذکر اینکه رفع شبهه را از برای طالب حق باید کرد که غرض و مرضی ندارد؛
2- شخص عاقل باید در فکر خود باشد که دین حقی اختیار کند و بر کفر اهل غرض و مرض غصه نخورد؛
3- بر خداست احقاق حق و ابطال باطل در هر عصر و زمانی؛
4- امری را که خداوند رسانیده به همه مردم غیر از مستضغفین و غافلین، ضروریات دین است؛
5- ضرورت دین و مذهب بالاترین دلیلهاست و باید آن را گرفت و هر دلیلی که مخالف آن است باید ترک کرد؛
6- ذکر برخی از ضروریات اعتقادی و ضروریات شرعی؛
7- ذکر برخی از تأویلات بابیه و شبهات آنها و ردّ هر یک به ضروریات.
—-
×با سپاس از دوست متعلمم که این رساله را معرفی کردند.
1- تذکر اینکه رفع شبهه را از برای طالب حق باید کرد که غرض و مرضی ندارد؛
2- شخص عاقل باید در فکر خود باشد که دین حقی اختیار کند و بر کفر اهل غرض و مرض غصه نخورد؛
3- بر خداست احقاق حق و ابطال باطل در هر عصر و زمانی؛
4- امری را که خداوند رسانیده به همه مردم غیر از مستضغفین و غافلین، ضروریات دین است؛
5- ضرورت دین و مذهب بالاترین دلیلهاست و باید آن را گرفت و هر دلیلی که مخالف آن است باید ترک کرد؛
6- ذکر برخی از ضروریات اعتقادی و ضروریات شرعی؛
7- ذکر برخی از تأویلات بابیه و شبهات آنها و ردّ هر یک به ضروریات.
—-
×با سپاس از دوست متعلمم که این رساله را معرفی کردند.
👆کتیبهای از مقبره مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اع.
در آینده درباره این مقبره و این کتیبهها، بیشتر خواهیم نوشت.
در آینده درباره این مقبره و این کتیبهها، بیشتر خواهیم نوشت.
احياي امر دين كه مطلب كوچكي نيست. اوليا در اين راه كشته شدند، عزيزان خدا در اين راه پاره پاره شدند. حال اگر ما يك مختصر زحمتي يا رنجي بكشيم كه چيزي و كاري نشده است.
-از فرمايش های مکتبی-🌷
-از فرمايش های مکتبی-🌷
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اع:
توبه كردن سبب آمرزش گناهان است لامحاله ولكن شما را وصيت مي كنم و مي ترسانم از اينكه از روي غرور و اطمينان معصيت خداوند عالم منماييد به خيال اينكه توبه خواهيم كرد شايد خداوند عالم توفيق توبه ندهد...
🌷
توبه كردن سبب آمرزش گناهان است لامحاله ولكن شما را وصيت مي كنم و مي ترسانم از اينكه از روي غرور و اطمينان معصيت خداوند عالم منماييد به خيال اينكه توبه خواهيم كرد شايد خداوند عالم توفيق توبه ندهد...
🌷
ارشادالعوام:
پس شيعه اگر شيعه است، بايست مشايع امام خود در احوال و افعال و اقوال باشد و اگر متابع نيست؛ بلكه متابع اعادي ايشان است در آنچه مذكور شد، هراينه از شيعيان اعادي خواهد بود.
🌷
پس شيعه اگر شيعه است، بايست مشايع امام خود در احوال و افعال و اقوال باشد و اگر متابع نيست؛ بلكه متابع اعادي ايشان است در آنچه مذكور شد، هراينه از شيعيان اعادي خواهد بود.
🌷