🌷تأملاتی بر «نوروز» (1)
⚡️روایات نوروز
در این باره، دو نوع روایت رسیده است. روایاتی در مذمت نوروز و روایاتی در مدح نوروز و بیان شرافت و عظمت نوروز.
آنجایی که مذمت کرده اند نوروز را، حدیث وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام است. آنجا به حضرت عرض شد که فردا را ما نوروز می دانیم، روز سانِ ارتشمان می دانیم و شما باید بیایید و در مجلس بنشینید به احترام این روز و در حضور شما لشکر سان بدهند و رژه بروند و شما به آنها جایزه بدهید و هدایایی را که آورده اند به عنوان نوروز قبول کنید. حضرت فرمودند: مرا معاف بدارید. این امری بوده است که اسلام این روش ها و رسم های جاهلیت را میرانده (محاها الإسلام) من حاضر نیستم آنچه را که جدم و دیانت اسلام آن را میرانده، زنده کنم. عرض کردند ناچاریم به جهت سیاست مملکت و حضرت پذیرفتند و تشریف بردند.
از این جهت که یک امر سیاسی است، یک امر ملی است، یک امری بوده که جنبه ظاهری و سلطنتی داشته، امام به این عنوان برایش ارزش قائل نشدند. به این عنوان نوروز ارزش ندارد. به این جهت و زیر این عنوان نوروز بی شرافت است. شرافتنی ندارد، ارزش و عظمتی ندارد. اهل بصیرت هم نباید عید نوروز را به عنوان عید سلطانی یا به عنوان عید ملی محترم بشمارند و مسرور باشند. نه، اگر این کار را بکنند بدانند برایشان یک عمل جاهلیت نوشته می شود در نامه عمل که این شخص شیعه اثنی عشری، این شخص مستبصر، زنده کرد یک رسم جاهلیتی را که جهال مجوسی بنا کرده بودند. سلاطین ظالم این قرار را گذاشته بودند و چنین روزی را عید گرفتند به این نیت که چون به سلطنت رسیدند، تاجگذاری کردند. نبادا به این قصد باشد.
در حدیثی باز می بینیم امام صادق علیه السلام تجلیل کردند از عید نوروز و بزرگ شمردند و فرمودند مجوس این عید را زنده نگه داشت اما عرب آن را از دست داد. مقصودشان این بود که انبیاء مجوس، آنهایی که از طرف خدا آمده بودند، به آنها فهمانیده بودند عظمت این روز را. اما سلاطین مجوسی تغییر دادند و تحریف کردند این روز بزرگ را و از آن عنوان اصلی و اولی خارج کردند، عنوان سلطنت و تاجگذاری به آن دادند.
مذمت موسی بن جعفر از عید نوروز برای این تغییر و تحریف بوده و مدح و تمجید امام صادق از عید نوروز برای آن «روح اصیل» و «حقیقت نوروز» بوده که روز اول بهار و اول بهارِ دین و ظهور بقیة الله صلوات الله علیه است.
⚡️روایات نوروز
در این باره، دو نوع روایت رسیده است. روایاتی در مذمت نوروز و روایاتی در مدح نوروز و بیان شرافت و عظمت نوروز.
آنجایی که مذمت کرده اند نوروز را، حدیث وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام است. آنجا به حضرت عرض شد که فردا را ما نوروز می دانیم، روز سانِ ارتشمان می دانیم و شما باید بیایید و در مجلس بنشینید به احترام این روز و در حضور شما لشکر سان بدهند و رژه بروند و شما به آنها جایزه بدهید و هدایایی را که آورده اند به عنوان نوروز قبول کنید. حضرت فرمودند: مرا معاف بدارید. این امری بوده است که اسلام این روش ها و رسم های جاهلیت را میرانده (محاها الإسلام) من حاضر نیستم آنچه را که جدم و دیانت اسلام آن را میرانده، زنده کنم. عرض کردند ناچاریم به جهت سیاست مملکت و حضرت پذیرفتند و تشریف بردند.
از این جهت که یک امر سیاسی است، یک امر ملی است، یک امری بوده که جنبه ظاهری و سلطنتی داشته، امام به این عنوان برایش ارزش قائل نشدند. به این عنوان نوروز ارزش ندارد. به این جهت و زیر این عنوان نوروز بی شرافت است. شرافتنی ندارد، ارزش و عظمتی ندارد. اهل بصیرت هم نباید عید نوروز را به عنوان عید سلطانی یا به عنوان عید ملی محترم بشمارند و مسرور باشند. نه، اگر این کار را بکنند بدانند برایشان یک عمل جاهلیت نوشته می شود در نامه عمل که این شخص شیعه اثنی عشری، این شخص مستبصر، زنده کرد یک رسم جاهلیتی را که جهال مجوسی بنا کرده بودند. سلاطین ظالم این قرار را گذاشته بودند و چنین روزی را عید گرفتند به این نیت که چون به سلطنت رسیدند، تاجگذاری کردند. نبادا به این قصد باشد.
در حدیثی باز می بینیم امام صادق علیه السلام تجلیل کردند از عید نوروز و بزرگ شمردند و فرمودند مجوس این عید را زنده نگه داشت اما عرب آن را از دست داد. مقصودشان این بود که انبیاء مجوس، آنهایی که از طرف خدا آمده بودند، به آنها فهمانیده بودند عظمت این روز را. اما سلاطین مجوسی تغییر دادند و تحریف کردند این روز بزرگ را و از آن عنوان اصلی و اولی خارج کردند، عنوان سلطنت و تاجگذاری به آن دادند.
مذمت موسی بن جعفر از عید نوروز برای این تغییر و تحریف بوده و مدح و تمجید امام صادق از عید نوروز برای آن «روح اصیل» و «حقیقت نوروز» بوده که روز اول بهار و اول بهارِ دین و ظهور بقیة الله صلوات الله علیه است.
🌷تأملاتی بر «نوروز» (2)
⚡️روحِ نوروز
خداوند روز ظهور بقیة الله را در انتقام کشیدن از برای خون سیدالشهدا از دشمنان سیدالشهداء، آن روزی قرار داده است که آن روز را جمعه گفته اند و آن روز را نوروز گفته اند و همچنین آن روز را عاشورا هم ذکر کرده اند. انتخاب کرده است خداوند ظهور بقیة الله را و روز ظهورش را در یک چنین شرایطی. یعنی روزی بیاید که جامع این شرایط باشد.
نوروز باشد. یعنی اول بهار. چون اول ظهور دین است. فصل های خزان دین و فصل های زمستان دین گذشته.
نوروز یعنی اول بهار. روز نو گفته اند آن را. و چون فرج امر آل محمد علیهم السلام وقتی است که یا به حسب ظاهر و حرکت خورشید و تغییر فصل ها اول برج حمَل است و انتقال خورشید به برج حمَل، اول بهار است، یا به این اعتبار که دوران پاییز و زمستانِ دین و دیانت طی شد، اول روز ظهور، اول بهارِ دین است. اول نو شدن دین است به دست بقیة الله صلوات الله علیه. از این جهت آن روز را نوروز گفته اند و به این اعتبار که اول منتقل شدن خورشید در برج حمَل که تشکیل میشود ربیع یعنی بهار، از این جهت این روز را هم (روز اول برج حمل را) نوروز گفته اند و همه انبیا این روز را به احترام روز ظهور مهدی صلوات الله علیه عید می دانستند و خرسند می شدند. آنها هم انتظار مهدی می کشیدند. آنها هم آرزو می کردند خدایا مهدی آل محمد را برسان، خدایا فرجش را نزدیک کن.
به این اعتبار همه انبیا و اوصیا روز نوروز را محترم می شمردند، احترام می کردند، اما به عنوان عیدِ دین، عید دیانت. عیدی که در این عید زنده می شود دین خدا و بهار دین خدا شروع می شود، به این اعتبار. نه به عنوان ملیت، نه به عنوان اینکه جمشید مثلاً این روز را روز تاجداری خود انتخاب کرده. بعضی عید سلطانی بگویند و بعضی عید ملی. اینها نیست. مؤمن، مسلمان، شیعه، این طور تعبیر نمیآورد. این تعبیرها از آنِ کسانی است که با «روح نوروز» آشنا نیستند. «حقیقت نوروز» را نمی دانند چیست.
⚡️روحِ نوروز
خداوند روز ظهور بقیة الله را در انتقام کشیدن از برای خون سیدالشهدا از دشمنان سیدالشهداء، آن روزی قرار داده است که آن روز را جمعه گفته اند و آن روز را نوروز گفته اند و همچنین آن روز را عاشورا هم ذکر کرده اند. انتخاب کرده است خداوند ظهور بقیة الله را و روز ظهورش را در یک چنین شرایطی. یعنی روزی بیاید که جامع این شرایط باشد.
نوروز باشد. یعنی اول بهار. چون اول ظهور دین است. فصل های خزان دین و فصل های زمستان دین گذشته.
نوروز یعنی اول بهار. روز نو گفته اند آن را. و چون فرج امر آل محمد علیهم السلام وقتی است که یا به حسب ظاهر و حرکت خورشید و تغییر فصل ها اول برج حمَل است و انتقال خورشید به برج حمَل، اول بهار است، یا به این اعتبار که دوران پاییز و زمستانِ دین و دیانت طی شد، اول روز ظهور، اول بهارِ دین است. اول نو شدن دین است به دست بقیة الله صلوات الله علیه. از این جهت آن روز را نوروز گفته اند و به این اعتبار که اول منتقل شدن خورشید در برج حمَل که تشکیل میشود ربیع یعنی بهار، از این جهت این روز را هم (روز اول برج حمل را) نوروز گفته اند و همه انبیا این روز را به احترام روز ظهور مهدی صلوات الله علیه عید می دانستند و خرسند می شدند. آنها هم انتظار مهدی می کشیدند. آنها هم آرزو می کردند خدایا مهدی آل محمد را برسان، خدایا فرجش را نزدیک کن.
به این اعتبار همه انبیا و اوصیا روز نوروز را محترم می شمردند، احترام می کردند، اما به عنوان عیدِ دین، عید دیانت. عیدی که در این عید زنده می شود دین خدا و بهار دین خدا شروع می شود، به این اعتبار. نه به عنوان ملیت، نه به عنوان اینکه جمشید مثلاً این روز را روز تاجداری خود انتخاب کرده. بعضی عید سلطانی بگویند و بعضی عید ملی. اینها نیست. مؤمن، مسلمان، شیعه، این طور تعبیر نمیآورد. این تعبیرها از آنِ کسانی است که با «روح نوروز» آشنا نیستند. «حقیقت نوروز» را نمی دانند چیست.
🌷تأملاتی بر «نوروز» (3)
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد، نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد، نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
🌷 تأملاتی بر نوروز (4)
نکته هایی که تحت عنوان «تأملاتی درباره نوروز» اشاره کردیم، اقتباسی است از سخنرانی 13/ 8/ 1409.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، ما نیز با توجه به روایات، این گونه به دست آورده ایم.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
نکته هایی که تحت عنوان «تأملاتی درباره نوروز» اشاره کردیم، اقتباسی است از سخنرانی 13/ 8/ 1409.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، ما نیز با توجه به روایات، این گونه به دست آورده ایم.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
🌷درباره محتوای اشعار سروش اصفهانی
سروش اصفهانی (سروش تولا) از بارزین شعر و ادب در دوره قاجاریه است. احمد احمدی در مقاله ای، به بازخوانی اشعار وی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که بخشی از مضامین شعرهای وی، درباره مقامات ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین بوده و ظاهراً وام گرفته از تعالیم مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است.
جز این اشعار و دلالت آن بر آشنایی شاعر با اندیشه شیخ مرحوم اع، سندی دیگر دالّ بر این آشنایی یافت نشد. شایان ذکر است به بعضی تعبیرات و توصیفات این مقاله نقدهایی وارد است و عجالتاً از باب آشنایی با این پژوهش، مقاله مذکور تقدیم می شود.
سروش اصفهانی (سروش تولا) از بارزین شعر و ادب در دوره قاجاریه است. احمد احمدی در مقاله ای، به بازخوانی اشعار وی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که بخشی از مضامین شعرهای وی، درباره مقامات ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین بوده و ظاهراً وام گرفته از تعالیم مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است.
جز این اشعار و دلالت آن بر آشنایی شاعر با اندیشه شیخ مرحوم اع، سندی دیگر دالّ بر این آشنایی یافت نشد. شایان ذکر است به بعضی تعبیرات و توصیفات این مقاله نقدهایی وارد است و عجالتاً از باب آشنایی با این پژوهش، مقاله مذکور تقدیم می شود.
🌷 تأملاتی بر نوروز (6)
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
🌷 تأملاتی بر نوروز (7)
عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
🌷تأملاتی بر «نوروز» (8)
⚡️مصیبت وارده بر عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
⚡️مصیبت وارده بر عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
🌷نامه مفسّر و مفتی مشهور بغداد به عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع و تسلیت گفتنِ توهین به آن بزرگوار
پس از جریان توهین به سید مرحوم اع، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی، در نامه ای این مصیبت را تسلیت گفت. برخی محققان احتمال داده اند علمای دیگر نیز مکتوباتی در این باره داشته اند ولی متأسفانه در دست نیست. نامه آلوسی به سید مرحوم اع نشان جلالت و عظمت یک فقیه شیعی و تأثیر وی میان علمای طراز اول عامه و خاصه است.
در پی نقل تمام نامه نیستیم. ابتدای این نامه، نسخه بردار چنین نوشته است:
پس از جریان توهین به سید مرحوم اع، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی، در نامه ای این مصیبت را تسلیت گفت. برخی محققان احتمال داده اند علمای دیگر نیز مکتوباتی در این باره داشته اند ولی متأسفانه در دست نیست. نامه آلوسی به سید مرحوم اع نشان جلالت و عظمت یک فقیه شیعی و تأثیر وی میان علمای طراز اول عامه و خاصه است.
در پی نقل تمام نامه نیستیم. ابتدای این نامه، نسخه بردار چنین نوشته است:
🌷اين صورت عريضهاي است كه سيد محمود افندي آلوسي مفتي بغداد به خدمت بندگان عالي سيد جليل اعلي اللّه شأنه و انار برهانه پس از شنيدن صدور خلاف ادبي كه از حضرات معاندين خذلهم اللّه و كسر شوكة سادتهم و اخلافهم نسبت به ايشان در حرم محترم حضرت سيدالشهداء علی جده و ابيه و امه و اخيه و عليه و علی ولده و مواليه ما لايحصي من السلام و التحية و الثناء در وقت اداي نماز ظهر رسيده بود و آن برداشتن عمامه مباركه ايشان بود در حال اشتغال به ادای فرض بر دست شخصي به واسطه تحريك آنها.
(تصویر عبارت نسخه بردار، ذیلاً تقدیم می شود.)
(تصویر عبارت نسخه بردار، ذیلاً تقدیم می شود.)
AghayedNet
Photo
رساله دلاكيه
معرفى اجمالى:
«رساله دلاكيه» تأليف محمد كريم بن ابراهيم، رساله اى طبى - روايى است كه مؤلف در آن رواياتى را در باب حمام و آداب شرعی آن نقل مى كند.
نويسنده در سال 1272 ق به خواهش و اصرار كربلائى رضاى سلمانى اين كتاب جالب را تأليف كرده است. سابقاً دلاك ها عهده دار خدمات متنوعى از كيسه كشيدن تا حجامت و فصد و غيره بودند. او در اين كتاب از آداب نظافت فردى، آداب حمام، ناخن گرفتن، حجامت، فصد، زالو انداختن، تيغ زدن، مشت و مال كردن، سر تراشيدن، دندان كشيدن و آنچه كه يك دلاك مىبايست مىدانست به زبانى رسا و آسان آورده است.
ساختار:
اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و چند باب است. در مقدمه: تاريخچه حمام و فوائد و آداب حمام رفتن بيان شده است.
در ابواب اول تا پنجم كتاب نيز آداب حمام رفتن و بيرون آمدن از آن، زائل كردن مو از بدن، كيسه كشيدن و سنگ پا به كار بردن و خضاب بيان شده است.
در باب ششم شرائط مطلق خون گرفتن، رگ زدن( فصد)، حجامت كردن، زالو انداختن، تيغ زدن گوش و خون از بينى جارى كردن بيان شده است. اين باب مفصلترين بخش كتاب است.
ابواب هفتم تا آخر كتاب در كندن دندان، ناخن چيدن، ختنه كردن و شانه كردن و عطر به كار بردن است كه البته اين چهار باب آخر بسيار مختصر است.
گزارش محتوا:
در اين اثر مطالب مختلفى پيرامون كشيدن دندان و عقيقه، شانه كردن و استعمال عطر و مانند آن نقل شده است. ن
بعضى مطالب اين رساله ديگر كاربرد ندارد مثل آنچه در مورد ساختمان حمام نوشته شده، چرا كه امروزه حمامهاى كهن همه از بين رفتهاند و حمامهاى جديد نيز با آنچه مؤلف گفته انطباق ندارد.
با اين حال بسيارى از آنچه وى به رشته تحرير درآورده است مثل مطالبى كه پيرامون فصد، حجامت، خضاب كردن، گرفتن ناخن و مو، همچنين بسيارى از رواياتى كه وى در اين رساله نقل مىكند قابل استفاده و جالب توجه است، خصوصاً اينكه امروزه بسيارى از آداب شرعى و بهداشتى امور زندگى چندان مورد توجه هم قرار نمىگيرد.
علاوه بر اين، محققين طب سنتى، جامعهشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعى از خواندن اين كتاب بىبهره نخواهند بود.
یکی از چاپ های کتاب:
افست نسخه خطى اين رساله را مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل دانشگاه علوم پزشكى در اسفند ماه سال 1387 ش با مقدمهاى كوتاه به قلم آقاى دكتر محمد مهدى اصفهانى پيرامون اين رساله و فوائد آن، منتشر كرده است.
معرفى اجمالى:
«رساله دلاكيه» تأليف محمد كريم بن ابراهيم، رساله اى طبى - روايى است كه مؤلف در آن رواياتى را در باب حمام و آداب شرعی آن نقل مى كند.
نويسنده در سال 1272 ق به خواهش و اصرار كربلائى رضاى سلمانى اين كتاب جالب را تأليف كرده است. سابقاً دلاك ها عهده دار خدمات متنوعى از كيسه كشيدن تا حجامت و فصد و غيره بودند. او در اين كتاب از آداب نظافت فردى، آداب حمام، ناخن گرفتن، حجامت، فصد، زالو انداختن، تيغ زدن، مشت و مال كردن، سر تراشيدن، دندان كشيدن و آنچه كه يك دلاك مىبايست مىدانست به زبانى رسا و آسان آورده است.
ساختار:
اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و چند باب است. در مقدمه: تاريخچه حمام و فوائد و آداب حمام رفتن بيان شده است.
در ابواب اول تا پنجم كتاب نيز آداب حمام رفتن و بيرون آمدن از آن، زائل كردن مو از بدن، كيسه كشيدن و سنگ پا به كار بردن و خضاب بيان شده است.
در باب ششم شرائط مطلق خون گرفتن، رگ زدن( فصد)، حجامت كردن، زالو انداختن، تيغ زدن گوش و خون از بينى جارى كردن بيان شده است. اين باب مفصلترين بخش كتاب است.
ابواب هفتم تا آخر كتاب در كندن دندان، ناخن چيدن، ختنه كردن و شانه كردن و عطر به كار بردن است كه البته اين چهار باب آخر بسيار مختصر است.
گزارش محتوا:
در اين اثر مطالب مختلفى پيرامون كشيدن دندان و عقيقه، شانه كردن و استعمال عطر و مانند آن نقل شده است. ن
بعضى مطالب اين رساله ديگر كاربرد ندارد مثل آنچه در مورد ساختمان حمام نوشته شده، چرا كه امروزه حمامهاى كهن همه از بين رفتهاند و حمامهاى جديد نيز با آنچه مؤلف گفته انطباق ندارد.
با اين حال بسيارى از آنچه وى به رشته تحرير درآورده است مثل مطالبى كه پيرامون فصد، حجامت، خضاب كردن، گرفتن ناخن و مو، همچنين بسيارى از رواياتى كه وى در اين رساله نقل مىكند قابل استفاده و جالب توجه است، خصوصاً اينكه امروزه بسيارى از آداب شرعى و بهداشتى امور زندگى چندان مورد توجه هم قرار نمىگيرد.
علاوه بر اين، محققين طب سنتى، جامعهشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعى از خواندن اين كتاب بىبهره نخواهند بود.
یکی از چاپ های کتاب:
افست نسخه خطى اين رساله را مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل دانشگاه علوم پزشكى در اسفند ماه سال 1387 ش با مقدمهاى كوتاه به قلم آقاى دكتر محمد مهدى اصفهانى پيرامون اين رساله و فوائد آن، منتشر كرده است.
👆رساله ای از عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
وصية الی المرحوم محمدشريف الکرماني.
وصية الی المرحوم محمدشريف الکرماني.