🔺در شرح احوال شیخ حسینبخش پاکستانی آمده است وی مخالف مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه بود و طبق تحقیقات شخصی به این نتیجه رسید که «این بزرگوار از هرگونه اتهامی که به او نسبت داده شده، مبراست».
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷اگرچه مشهور است حضرت هادی علیهالسلام در ١۵ ذوالحجه سال ٢١٢ ق در قریه صریا (اطراف مدینه منوره) ولادت یافتند؛ ولی طبق این فرمایش امام زمان عجل الله فرجه ولادت ایشان در ماه رجب است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻ضرورت مکتبی
🔸تأملی بر مفهوم و اهمیتِ ضرورت مکتبی و حدود و ثغور آن و تعابیر بزرگان دراینباره
@AghayedNet
🔸تأملی بر مفهوم و اهمیتِ ضرورت مکتبی و حدود و ثغور آن و تعابیر بزرگان دراینباره
@AghayedNet
✔️🔻ضرورت مکتبی
🔹قسمت اول
در تاریخ مکتب استبصار، از زمان حضور و حیات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، موضوع «ضروریات» پررنگ بوده است. در آن دوره ایشان را متهم کردند که بعضی فرمایشات ایشان مخالف ضروریات اسلام یا مذهب است و این بزرگوار و شاگردان ایشان پاسخها دادند و در رسالههای مختلف، زوایای تهمتهای مخالفان را روشن کردند.
از همان زمان تأکید بر این بود که مطابق روایت حضرت کاظم علیهالسلام، امور ادیان دو دسته است:
أُمُورُ الْأَدْيَانِ أَمْرَانِ أَمْرٌ لَا اخْتِلَافَ فِيهِ وَ هُوَ إِجْمَاعُ الْأُمَّةِ عَلَى الضَّرُورَةِ الَّتِي يُضْطَرُّونَ إِلَيْهَا... وَ أَمْرٌ يَحْتَمِلُ الشَّكَّ وَ الْإِنْكَار.
و طبق نقلی چهار دسته است:
جَمِيعُ أُمُورِ الْأَدْيَانِ أَرْبَعَةٌ أَمْرٌ لَا اخْتِلَافَ فِيه... که باز هم بازگشت همه به دو دسته است: «ضروریات» و «نظریات».
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در رسالههای مختلف این ضروریات را توضیح فرمودند.
لفظ «ضروری» معانی مختلفی دارد؛ ازجمله اعتقادی که اختصاصیِ هر دایره از دایرههای فکری است یا آنچه نزد اهل آن دایره فکری بدیهی است و محلّ انکار نیست:
«معنی الضروری ما صار بدیهیاً عند الفاحصین المتدینین بادنی توجه و اذ لمیکن شرطه اقرار الکل فیکفی البعض و حدّه وضوح الامر.» (مکارمالابرار، ج۱۸، ص۱۲)
ضروری مسئلهای است که نزد اهل دین بدیهی است، هرچند همه اقرار نکنند (چراکه بعضی بیخبرند و دورند). و حدّ آن وضوح مسئله است.
در کتاب هدایةالطالبین میفرمایند:
«ضروری آن است که هرکس از مسلمین که در دایره اسلامند آن را از مذهب و دین دانند و بر همه معلوم باشد که این قول قول پیغمبر است صلی الله علیه و آله یا قول امام است علیهالسلام.» (مکارمالابرار، ج۸، ص۱۰۲)
طبق این بیان ممکن است مسئلهای مستحب باشد، اما ضروری است (یعنی همه مسلمانان قبول دارند که این مسئله مستحب است مثل نافله صبح) یا مسئلهای واجب باشد و نظری باشد (یعنی اختلافی است که واجب است یا خیر، مانند نماز جمعه در عصر غیبت).
در توضیح بیشتر برای «ضروری» میفرمایند همان «اجماع منصوصعلیه» است. عبارت ایشان چنین است:
«فالاجماع المنصوص عليه هو الضروری و هو لا شک فی حجيته و لا ريب فی اعتباره ثم لايخفی ان الضروری ليس ما يتفق عليه كل اهل الدعوة من اسودهم و ابيضهم و رجالهم و نسائهم و صغيرهم و كبيرهم و حاضرهم و باديهم و الّا لايحصل ضروری فی الدين فكم من شخص فی بعض الجبال و البراری مسلم لايعلم ان صلوة الظهر اربع ركعات بل لايعلم صلوة بل و فی البلدان و المفروض ان بنت تسع سنين مكلفة و اغلبهن لايعرفن صلوة و اعدادها مع انهن مسلمات فالمراد الكل العرفی من اهل المرة و الاعتناء بالدين و لايحتاج فی العلم بالضروری من تتبع احوال جميع اهل الدعوة بل يحصل العلم العادی به من تضافر السماع و شدة النكير علی المخالف و رؤية كل من يراه علی ذلک مسلماً فهو حالة نفسانية تحصل لكل ذی مرة معتن بالدين بحيث لايرتاب فيه.» (مکارمالابرار، ج۱۶، ص۴۴۱)
حاصل فرمایش ایشان چنین است که: اجماعی که درباره آن نصّی از حجت است، «ضروری» است که شکی در حجّیت و اعتبار آن نیست.
مخفی نماند که «ضروری» چیزی نیست که همه اهل دعوت اسلام از سیاه و سفید و مردان و زنان و کوچک و بزرگ و شهری و روستایی بر آن اتفاق نظر دارند. در اینصورت «ضروری»ای در دین حاصل نمیشود.
چهبسا افرادی در بعضی کوهها و صحراها و حتی شهرها که مسلمان هستند و نمیدانند نماز ظهر چهار رکعت است. یا اصلاً نمازی نمیداند. دختر نُهساله مکلف است و غالب آنها نماز و روش آن را نمیدانند با اینکه مسلمان هستند. پس مراد، همه عُرفی است. کسانی که به دین توجه دارند.
در آگاهی به مسئله «ضروری» نیاز نیست احوال همه اهل دعوت بررسی شود. بلکه به «ضروری» علم عادی حاصل میشود از زیاد شنیدن و شدّت انکار بر مخالف و اینکه افراد عامل به آن، مسلمان هستند.
این علم به ضرورت، حالتی نفسانی است که برای شخصی که دغدغه دین دارد حاصل میشود بهگونهای که در آن شک نمیکند.
در زمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه، این بزرگوار تأکید بیشتری بر ضروریات داشتند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔹قسمت اول
در تاریخ مکتب استبصار، از زمان حضور و حیات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، موضوع «ضروریات» پررنگ بوده است. در آن دوره ایشان را متهم کردند که بعضی فرمایشات ایشان مخالف ضروریات اسلام یا مذهب است و این بزرگوار و شاگردان ایشان پاسخها دادند و در رسالههای مختلف، زوایای تهمتهای مخالفان را روشن کردند.
از همان زمان تأکید بر این بود که مطابق روایت حضرت کاظم علیهالسلام، امور ادیان دو دسته است:
أُمُورُ الْأَدْيَانِ أَمْرَانِ أَمْرٌ لَا اخْتِلَافَ فِيهِ وَ هُوَ إِجْمَاعُ الْأُمَّةِ عَلَى الضَّرُورَةِ الَّتِي يُضْطَرُّونَ إِلَيْهَا... وَ أَمْرٌ يَحْتَمِلُ الشَّكَّ وَ الْإِنْكَار.
و طبق نقلی چهار دسته است:
جَمِيعُ أُمُورِ الْأَدْيَانِ أَرْبَعَةٌ أَمْرٌ لَا اخْتِلَافَ فِيه... که باز هم بازگشت همه به دو دسته است: «ضروریات» و «نظریات».
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در رسالههای مختلف این ضروریات را توضیح فرمودند.
لفظ «ضروری» معانی مختلفی دارد؛ ازجمله اعتقادی که اختصاصیِ هر دایره از دایرههای فکری است یا آنچه نزد اهل آن دایره فکری بدیهی است و محلّ انکار نیست:
«معنی الضروری ما صار بدیهیاً عند الفاحصین المتدینین بادنی توجه و اذ لمیکن شرطه اقرار الکل فیکفی البعض و حدّه وضوح الامر.» (مکارمالابرار، ج۱۸، ص۱۲)
ضروری مسئلهای است که نزد اهل دین بدیهی است، هرچند همه اقرار نکنند (چراکه بعضی بیخبرند و دورند). و حدّ آن وضوح مسئله است.
در کتاب هدایةالطالبین میفرمایند:
«ضروری آن است که هرکس از مسلمین که در دایره اسلامند آن را از مذهب و دین دانند و بر همه معلوم باشد که این قول قول پیغمبر است صلی الله علیه و آله یا قول امام است علیهالسلام.» (مکارمالابرار، ج۸، ص۱۰۲)
طبق این بیان ممکن است مسئلهای مستحب باشد، اما ضروری است (یعنی همه مسلمانان قبول دارند که این مسئله مستحب است مثل نافله صبح) یا مسئلهای واجب باشد و نظری باشد (یعنی اختلافی است که واجب است یا خیر، مانند نماز جمعه در عصر غیبت).
در توضیح بیشتر برای «ضروری» میفرمایند همان «اجماع منصوصعلیه» است. عبارت ایشان چنین است:
«فالاجماع المنصوص عليه هو الضروری و هو لا شک فی حجيته و لا ريب فی اعتباره ثم لايخفی ان الضروری ليس ما يتفق عليه كل اهل الدعوة من اسودهم و ابيضهم و رجالهم و نسائهم و صغيرهم و كبيرهم و حاضرهم و باديهم و الّا لايحصل ضروری فی الدين فكم من شخص فی بعض الجبال و البراری مسلم لايعلم ان صلوة الظهر اربع ركعات بل لايعلم صلوة بل و فی البلدان و المفروض ان بنت تسع سنين مكلفة و اغلبهن لايعرفن صلوة و اعدادها مع انهن مسلمات فالمراد الكل العرفی من اهل المرة و الاعتناء بالدين و لايحتاج فی العلم بالضروری من تتبع احوال جميع اهل الدعوة بل يحصل العلم العادی به من تضافر السماع و شدة النكير علی المخالف و رؤية كل من يراه علی ذلک مسلماً فهو حالة نفسانية تحصل لكل ذی مرة معتن بالدين بحيث لايرتاب فيه.» (مکارمالابرار، ج۱۶، ص۴۴۱)
حاصل فرمایش ایشان چنین است که: اجماعی که درباره آن نصّی از حجت است، «ضروری» است که شکی در حجّیت و اعتبار آن نیست.
مخفی نماند که «ضروری» چیزی نیست که همه اهل دعوت اسلام از سیاه و سفید و مردان و زنان و کوچک و بزرگ و شهری و روستایی بر آن اتفاق نظر دارند. در اینصورت «ضروری»ای در دین حاصل نمیشود.
چهبسا افرادی در بعضی کوهها و صحراها و حتی شهرها که مسلمان هستند و نمیدانند نماز ظهر چهار رکعت است. یا اصلاً نمازی نمیداند. دختر نُهساله مکلف است و غالب آنها نماز و روش آن را نمیدانند با اینکه مسلمان هستند. پس مراد، همه عُرفی است. کسانی که به دین توجه دارند.
در آگاهی به مسئله «ضروری» نیاز نیست احوال همه اهل دعوت بررسی شود. بلکه به «ضروری» علم عادی حاصل میشود از زیاد شنیدن و شدّت انکار بر مخالف و اینکه افراد عامل به آن، مسلمان هستند.
این علم به ضرورت، حالتی نفسانی است که برای شخصی که دغدغه دین دارد حاصل میشود بهگونهای که در آن شک نمیکند.
در زمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه، این بزرگوار تأکید بیشتری بر ضروریات داشتند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻ضرورت مکتبی
🔹قسمت دوم
در زمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه، با شیوعِ نظریهٔ ناصحیحِ «لزوم وحدت ناطق شیعی»، این بزرگوار تأکید بیشتری بر ضروریات داشتند. هرچند تمرکز ایشان درمیان انواع ضروریات، بر «ضرورت مذهب» بود؛ چراکه ضروریات اقسامی دارد.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در کتاب طریقالنجاة میفرمایند:
«اذا ادعیت فعلیک الحجة الواضحة و لا حجة فی الدنیا الّا فی قول الله الحق و یکشف عنه ضرورة العقلاء او ضرورة الملیین او ضرورة الاسلام او ضرورة المذهب فهذه الضرورات الاربع هی حجة الله فی عصرنا.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۱۱، ص۴۸۸)
در کتاب میزان، توضیح بعضیاز این ضروریات چنین آمده است:
«پس چنين خبرها كه مطلقاً احتمال دروغ و احتمال اشتباه و احتمال فراموشی در آنها نمیرود آنها را ضرورت مینامند.
پس اگر درميان اهل اسلام تماماً متداول باشد، آن را ضرورت اسلام میگويند.
و اگر درميان مذهب اثنیعشری متداول باشد، آن را ضرورت مذهب میگويند.
و اگر درميان اهل حلّوعقد متداول باشد نه درنزد عوامِ بیاعتنا، آن را ضرورت عقلا مینامند.»
همچنین به ضرورتِ علماء اشاره میفرمایند:
«اگر درميان علما متداول باشد نه درميان همه عقلاء، آن را اجماع میگويند.»
پس با توجه به عبارات مختلف بزرگان دین، دایرههای فکری چند دسته و نتیجتاً «ضروری» چند دسته است:
ضرورت عقلاء، ضرورت ملیین (اهل ادیان)، ضرورت اسلام، ضرورت مذهب و ضرورت علماء.
ممکن است مسئلهای باشد که ضروریِ همه این دایرههای فکری است. مثلاً دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان موضوعی است که ضروریِ همه این دایرههاست.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه میفرمایند:
«ان ولایة الاولیاء و البرائة من الاعداء من ضروریات المذهب بل الملة بل الملل بل النحل بل العقلاء بل من لوازم السجایا فمنکرها منکر جمیع ذلک و مآله الی ما شاء الله.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۷، ص۴۶۵)
پساز رحلت مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه و بهمحاق رفتن مکتب استبصار بهعلت شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه تشیع، این مکتب در دوران معاصر تجدید شد. در این دوره، برای یادآوری آموزههای بزرگان مکتب، تعلیم و تعلم آغاز یافت.
درکنار همه ویژگیهای دوران معاصر که در فرصتها و یادداشتهای پیشاز این اشاره کردهایم، موضوع «ضروریات» و «نظریات» نیز پررنگ شد؛ چراکه مخالفتهایی با مکتب صورت گرفت که نیاز بود موضوع «ضروریات» مجدداً توضیح داده شود.
جالب است اشاره کنیم که سالها قبل، به یکی از مخالفان مکتب استبصار گفته شد: میدانی «ضروری» چیست و «نظری» کدام است؟ پاسخ داده بود: ضروریات واجبات است و نظریات مستحبات! اینقدر از این وادی دور بودند و مخالفت میکردند.
اما بحث «ضروریات» و «نظریات»، در دوران معاصر، تفاوتی با سابق داشت و آن این است که علاوهبر همهٔ دایرههای فکریِ یادشده (عقلاء، اهل ادیان، اسلام و مذهب)، از «ضرورت مکتبی» نیز یاد شد. چراکه بعضی مخالفتها مخالفت با تعالیم ناب مکتب استبصار بود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔹قسمت دوم
در زمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه، با شیوعِ نظریهٔ ناصحیحِ «لزوم وحدت ناطق شیعی»، این بزرگوار تأکید بیشتری بر ضروریات داشتند. هرچند تمرکز ایشان درمیان انواع ضروریات، بر «ضرورت مذهب» بود؛ چراکه ضروریات اقسامی دارد.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در کتاب طریقالنجاة میفرمایند:
«اذا ادعیت فعلیک الحجة الواضحة و لا حجة فی الدنیا الّا فی قول الله الحق و یکشف عنه ضرورة العقلاء او ضرورة الملیین او ضرورة الاسلام او ضرورة المذهب فهذه الضرورات الاربع هی حجة الله فی عصرنا.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۱۱، ص۴۸۸)
در کتاب میزان، توضیح بعضیاز این ضروریات چنین آمده است:
«پس چنين خبرها كه مطلقاً احتمال دروغ و احتمال اشتباه و احتمال فراموشی در آنها نمیرود آنها را ضرورت مینامند.
پس اگر درميان اهل اسلام تماماً متداول باشد، آن را ضرورت اسلام میگويند.
و اگر درميان مذهب اثنیعشری متداول باشد، آن را ضرورت مذهب میگويند.
و اگر درميان اهل حلّوعقد متداول باشد نه درنزد عوامِ بیاعتنا، آن را ضرورت عقلا مینامند.»
همچنین به ضرورتِ علماء اشاره میفرمایند:
«اگر درميان علما متداول باشد نه درميان همه عقلاء، آن را اجماع میگويند.»
پس با توجه به عبارات مختلف بزرگان دین، دایرههای فکری چند دسته و نتیجتاً «ضروری» چند دسته است:
ضرورت عقلاء، ضرورت ملیین (اهل ادیان)، ضرورت اسلام، ضرورت مذهب و ضرورت علماء.
ممکن است مسئلهای باشد که ضروریِ همه این دایرههای فکری است. مثلاً دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان موضوعی است که ضروریِ همه این دایرههاست.
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه میفرمایند:
«ان ولایة الاولیاء و البرائة من الاعداء من ضروریات المذهب بل الملة بل الملل بل النحل بل العقلاء بل من لوازم السجایا فمنکرها منکر جمیع ذلک و مآله الی ما شاء الله.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۷، ص۴۶۵)
پساز رحلت مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه و بهمحاق رفتن مکتب استبصار بهعلت شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه تشیع، این مکتب در دوران معاصر تجدید شد. در این دوره، برای یادآوری آموزههای بزرگان مکتب، تعلیم و تعلم آغاز یافت.
درکنار همه ویژگیهای دوران معاصر که در فرصتها و یادداشتهای پیشاز این اشاره کردهایم، موضوع «ضروریات» و «نظریات» نیز پررنگ شد؛ چراکه مخالفتهایی با مکتب صورت گرفت که نیاز بود موضوع «ضروریات» مجدداً توضیح داده شود.
جالب است اشاره کنیم که سالها قبل، به یکی از مخالفان مکتب استبصار گفته شد: میدانی «ضروری» چیست و «نظری» کدام است؟ پاسخ داده بود: ضروریات واجبات است و نظریات مستحبات! اینقدر از این وادی دور بودند و مخالفت میکردند.
اما بحث «ضروریات» و «نظریات»، در دوران معاصر، تفاوتی با سابق داشت و آن این است که علاوهبر همهٔ دایرههای فکریِ یادشده (عقلاء، اهل ادیان، اسلام و مذهب)، از «ضرورت مکتبی» نیز یاد شد. چراکه بعضی مخالفتها مخالفت با تعالیم ناب مکتب استبصار بود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🌷الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و أولاده المعصومین و فاطمة الصدیقة الطاهرة علیهمالسلام و شیعتهم المنتجبین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻ضرورت مکتبی 🔹قسمت دوم در زمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه، با شیوعِ نظریهٔ ناصحیحِ «لزوم وحدت ناطق شیعی»، این بزرگوار تأکید بیشتری بر ضروریات داشتند. هرچند تمرکز ایشان درمیان انواع ضروریات، بر «ضرورت مذهب» بود؛ چراکه…
✔️🔻ضرورت مکتبی
🔹قسمت سوم
ازاینرو در عبارات استاد ما حفظهالله تعبیر «ضرورت مکتبی» را در چند موضع میبینیم. ایشان میفرمایند:
«ضرورتهای مکتبی بعد از ضرورت علماء قرار میگیرد و بر پیروان ایشان [=بزرگان دین] حجت است.»
و میفرمایند:
«ضرورتهای مکتبی، در ستون ضرورتها، آخرین آنها قرار میگیرد که از محکمات کتاب و سنت و عقل است و از میزانها بهحساب میآید.»
سؤالی که ممکن است به ذهن بیاید این است: چرا ضرورت مکتبی؟ چه نیاز است که در ستون ضرورتها، به ضرورت مکتبی قائل شویم؟ مسائلی که در مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه از بنیادهای اصلیِ این مکتب باشد.
پاسخ این است که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه شیعه اثناعشری بود و آنچه فرمود، مطابق «ضروریات اسلام و مذهب» بود. اما در عین حال تحقیقاتی که ارائه فرمود اختصاصیِ خودِ او بود.
پس درعین اینکه مطابق «ضروریات اسلام و تشیع» بود، اما اختصاصی بود؛ چراکه «حکمت» بود و در مسائلِ دقیقه و لطیفهٔ توحید و نبوت و امامت و مسائلِ نظریِ دقیقِ دینی بیاناتی اختصاصی فرمود.
ازاینرو مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در توضیح تعبیر «علمُنا» که سید مرحوم نگاشتهاند، میفرمایند:
«نسب هذا العلم الیهم دون غیرهم فانهم رفع الله أعلامهم فی الدارین تفردوا فی هذه الطریقة و توحدوا فی هذه الحقیقة.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۵، ص۱۸۳)
این علمِ اختصاصی ازبابِ مثالی است که مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه میفرمایند:
«مانند آنکه خبر دهم که خطّ میر منحصر بود به خود میر، و کسی دیگر به آن خوبی خط ننوشت. و شاهد صدق این خبر جمیع اهل خبره خط.» (دعائمالحکمة (فارسی)، ج۸، ص۴۴۶)
و جالب است که دوست و دشمن به این انحصار اذعان داشتهاند و اهمیت علم شیخ مرحوم در همین است که بسیاریاز علماء درعین این انحصار، سر تعظیم فرود آوردهاند و برابر علم شیخ کرنش کردهاند.
پس این علم اختصاصی، چون دایرهای خاص در متنِ جامعهٔ تشیع است، «ضروریاتی» خواهد داشت. یعنی کسیکه خود را تابعِ فکریِ شیخ احمد احسائی میداند، به این اصول فکری پایبند است. تأکید میکنیم این اصولْ برگرفته از قرآن و روایات است، هرچند سایر علماء به آن برنخورده باشند.
موافق و مخالفِ مکتب استبصار و اتجاهاتی که خود را به این مکتب بستهاند به «ضروریات مکتبی» اشاره کردهاند و با عبارات مختلف از این موضوع یاد کردهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔹قسمت سوم
ازاینرو در عبارات استاد ما حفظهالله تعبیر «ضرورت مکتبی» را در چند موضع میبینیم. ایشان میفرمایند:
«ضرورتهای مکتبی بعد از ضرورت علماء قرار میگیرد و بر پیروان ایشان [=بزرگان دین] حجت است.»
و میفرمایند:
«ضرورتهای مکتبی، در ستون ضرورتها، آخرین آنها قرار میگیرد که از محکمات کتاب و سنت و عقل است و از میزانها بهحساب میآید.»
سؤالی که ممکن است به ذهن بیاید این است: چرا ضرورت مکتبی؟ چه نیاز است که در ستون ضرورتها، به ضرورت مکتبی قائل شویم؟ مسائلی که در مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه از بنیادهای اصلیِ این مکتب باشد.
پاسخ این است که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه شیعه اثناعشری بود و آنچه فرمود، مطابق «ضروریات اسلام و مذهب» بود. اما در عین حال تحقیقاتی که ارائه فرمود اختصاصیِ خودِ او بود.
پس درعین اینکه مطابق «ضروریات اسلام و تشیع» بود، اما اختصاصی بود؛ چراکه «حکمت» بود و در مسائلِ دقیقه و لطیفهٔ توحید و نبوت و امامت و مسائلِ نظریِ دقیقِ دینی بیاناتی اختصاصی فرمود.
ازاینرو مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در توضیح تعبیر «علمُنا» که سید مرحوم نگاشتهاند، میفرمایند:
«نسب هذا العلم الیهم دون غیرهم فانهم رفع الله أعلامهم فی الدارین تفردوا فی هذه الطریقة و توحدوا فی هذه الحقیقة.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۵، ص۱۸۳)
این علمِ اختصاصی ازبابِ مثالی است که مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه میفرمایند:
«مانند آنکه خبر دهم که خطّ میر منحصر بود به خود میر، و کسی دیگر به آن خوبی خط ننوشت. و شاهد صدق این خبر جمیع اهل خبره خط.» (دعائمالحکمة (فارسی)، ج۸، ص۴۴۶)
و جالب است که دوست و دشمن به این انحصار اذعان داشتهاند و اهمیت علم شیخ مرحوم در همین است که بسیاریاز علماء درعین این انحصار، سر تعظیم فرود آوردهاند و برابر علم شیخ کرنش کردهاند.
پس این علم اختصاصی، چون دایرهای خاص در متنِ جامعهٔ تشیع است، «ضروریاتی» خواهد داشت. یعنی کسیکه خود را تابعِ فکریِ شیخ احمد احسائی میداند، به این اصول فکری پایبند است. تأکید میکنیم این اصولْ برگرفته از قرآن و روایات است، هرچند سایر علماء به آن برنخورده باشند.
موافق و مخالفِ مکتب استبصار و اتجاهاتی که خود را به این مکتب بستهاند به «ضروریات مکتبی» اشاره کردهاند و با عبارات مختلف از این موضوع یاد کردهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔻 http://instagram.com/aghayednet
Audio
@AghayedNet
🔺فایل صوتی نشست
🔹با موضوع:
روایات متهم و منزوی عَلَوی در کتب متصوفه
🔸تحلیل و نقد کتاب تازه منتشر شده
تصویر امامان شیعه در متون زهد و تصوف نخستین
🗓سهشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱
@AghayedNet
🔹با موضوع:
روایات متهم و منزوی عَلَوی در کتب متصوفه
🔸تحلیل و نقد کتاب تازه منتشر شده
تصویر امامان شیعه در متون زهد و تصوف نخستین
🗓سهشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
🔺ملاحظات دکتر محمد سوری، مؤلف محترم کتاب تصویر امامان شیعه در متون زهد و تصوف نخستین درباره نشست تحلیل و نقد این کتاب (در تاریخ سهشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱)
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻ضرورت مکتبی 🔹قسمت سوم ازاینرو در عبارات استاد ما حفظهالله تعبیر «ضرورت مکتبی» را در چند موضع میبینیم. ایشان میفرمایند: «ضرورتهای مکتبی بعد از ضرورت علماء قرار میگیرد و بر پیروان ایشان [=بزرگان دین] حجت است.» و میفرمایند: «ضرورتهای مکتبی، در ستون…
✔️🔻ضرورت مکتبی
🔹قسمت چهارم
موافق و مخالفِ مکتب استبصار و اتجاهاتی که خود را به این مکتب بستهاند به «ضروریات مکتبی» اشاره کردهاند و با عبارات مختلف از این موضوع یاد کردهاند.
برای نمونه، یکی از مخالفان مکتب عللاربعه بودن محمد و آلمحمد علیهمالسلام را از اصول مکتب و ضروریات مکتب شیخیه میداند (حسن میلانی، نقد شیخیه، جلسه اول) و همچنین محمدخان کرمانی، از اتجاه شیخیه کرمان، در رساله اسحاقیه، با این تعبیر از «ضرورت مکتبی» یاد کرده است:
«مسلّمی این سلسله جلیله شیخیه بل غالب ملل و نحل است که... .»
مرحوم آقای سیدهاشم لاهیجی (از اتجاه شیخیه باقریه و مکتب استبصار) در رساله بیّنه چنین نوشته است:
«مسلّمی این سلسله علیّه است که نقباء و نجباء و بزرگان در هر عصری بوده و میباشند.»
اینک به عبارات بزرگان دین اعلی الله مقامهم میپردازیم و برای نخستین بار انواع تعبیرات ایشان از «ضرورت مکتبی» را نقل میکنیم:
۱. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه مرقوم کردهاند:
«صار بین تلامذة الشیخ من الضروریات ان الشیخ اعلی الله مقامه قائل بان الشیعة اشعة الانبیاء و هم اعلی من الشیعة درجة.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۹، ص۴۲۰)
۲. مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بهنقل از کسی چنین نوشتهاند:
«این معنی مابین جمیع شیخیه مسلّمی است و احدی را انکار و تأملی در آن نیست» (دعائمالحکمة (فارسی)، ج۸، ص۲۶۸)
و توضیحی نفرمودهاند و متعرض این تعبیر نمیشوند.
۳. در مواضعی، از «ضروریات مکتبی» به «مِن خواصّنا» تعبیر آوردهاند. به دو نمونه اشاره میکنیم:
الف. «ان القول بتدرج مراتب الوجود ای الوجود المقید من خواصنا.» (مکارمالابرار، ج۳۱، ص۶۲)
ب. «فناسب اننذکر قلیلاً من امر السلسلة الطولیة ایضاً التی هی عماد جل مسائلنا و سناد کثیر من مطالبنا و معرفتها من خواصنا و قد غفل عنها العلماء الکاملون و الاحبار الفاضلون.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۷، ص۲۲۱)
۴. تعبیر دیگر از «ضروریات مکتبی»، «بینات» است. مرحوم آقای کرمانی میفرمایند:
«من بینات طریقة المشایخ ان الاناسی المؤمنین خلقوا من شعاع الانبیاء فلاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی الله الّا الحق.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۳۱، ص۸۰)
۵. سید مرحوم اعلی الله مقامه تعبیر دیگری بهکار بردهاند:
«قد شرحنا هذا المعنی فی کثیر من مباحثاتنا... حتی صار الامر فی ذلک من المعلومات لکل من حضر عندنا و سمع منا.» (جواهرالحکم، ج۷، ص۲۰۷)
مناسب است اشاره کنیم تعبیر «کما بیّناه فی کثیر من مباحثاتنا» یا «حققناه فی مباحثاتنا» بهطور مکرر در کلمات سید مرحوم رفع الله شأنه دیده میشود که متعلقِ این تعابیر مباحثِ حِکمیِ مکتبی است.
۶. جالب است که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نیز در موضعی، از کلمه «ضروری» استفاده فرمودهاند که در بافتِ عبارات، میشود به «ضرورت مکتبی» اشاره داشته باشد. ایشان در شرح فقره زیارت جامعه کبیره (و حسابُهم علیکم) میفرمایند:
«...وجب فی الحکمة الالهیة انیکون حسابهم علیهم و هذا بحمدالله لمن وفّقه الله لفهم ما کشفنا له من السرّ واضح لیس علیه غبار بل ضروری لأولی الأبصار الذین یفرقون بتوفیق الله بین اللیل و النهار و ذلک لبیانهم لهذا المعنی فی احادیثهم فی بواطنها.» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، بیروت: دارالمفید، ج۲، ص۱۱۲)
۷. گاهی علاوهبر اینکه مفهوم یا موضوعی از ضروریات مکتبی است، نامگذاری آن نیز اختصاصی مکتب است. در این موارد تعبیر «یسمیٰ عندنا» بهکار بردهاند:
الف. «هذا الادراک یسمیٰ عندنا بالادراک الاحاطی.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۲۴، ص۸۳)
ب. «فهذا الجسم المحفوظ فی جمیع الاعراض الجائیة الذاهبة یسمیٰ عندنا بالجسم الکلی.» (دعائمالحکمة (عربی)، ج۴، «شرح تهذیب المنطق»، ص۵۹۲)
ج. در کتاب معیاراللغة که زیر نظر مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه نگاشته شده، در توضیح «الحکمة» چنین آمده است:
«عند مشایخنا کأمثال الشیخ الأوحد الشیخ احمد بن زینالدین اعلی الله مقامه علم یُبحث فیه... .»
۸. در مواقعی، آنچه ضروری است مفهومی علمی نیست؛ بلکه اجماع بر قضیهای است. برای نمونه، پساز رحلت شیخ مرحوم، همه مکتبیان اجماع کردند که وجود عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی رفع الله شأنه شارحِ علمِ شیخاند.
مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه میفرمایند:
«تلامذه سید مرحوم اعلی الله مقامه دانستند که ایشان اعلم تلامذه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه هستند.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔹قسمت چهارم
موافق و مخالفِ مکتب استبصار و اتجاهاتی که خود را به این مکتب بستهاند به «ضروریات مکتبی» اشاره کردهاند و با عبارات مختلف از این موضوع یاد کردهاند.
برای نمونه، یکی از مخالفان مکتب عللاربعه بودن محمد و آلمحمد علیهمالسلام را از اصول مکتب و ضروریات مکتب شیخیه میداند (حسن میلانی، نقد شیخیه، جلسه اول) و همچنین محمدخان کرمانی، از اتجاه شیخیه کرمان، در رساله اسحاقیه، با این تعبیر از «ضرورت مکتبی» یاد کرده است:
«مسلّمی این سلسله جلیله شیخیه بل غالب ملل و نحل است که... .»
مرحوم آقای سیدهاشم لاهیجی (از اتجاه شیخیه باقریه و مکتب استبصار) در رساله بیّنه چنین نوشته است:
«مسلّمی این سلسله علیّه است که نقباء و نجباء و بزرگان در هر عصری بوده و میباشند.»
اینک به عبارات بزرگان دین اعلی الله مقامهم میپردازیم و برای نخستین بار انواع تعبیرات ایشان از «ضرورت مکتبی» را نقل میکنیم:
۱. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه مرقوم کردهاند:
«صار بین تلامذة الشیخ من الضروریات ان الشیخ اعلی الله مقامه قائل بان الشیعة اشعة الانبیاء و هم اعلی من الشیعة درجة.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۹، ص۴۲۰)
۲. مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بهنقل از کسی چنین نوشتهاند:
«این معنی مابین جمیع شیخیه مسلّمی است و احدی را انکار و تأملی در آن نیست» (دعائمالحکمة (فارسی)، ج۸، ص۲۶۸)
و توضیحی نفرمودهاند و متعرض این تعبیر نمیشوند.
۳. در مواضعی، از «ضروریات مکتبی» به «مِن خواصّنا» تعبیر آوردهاند. به دو نمونه اشاره میکنیم:
الف. «ان القول بتدرج مراتب الوجود ای الوجود المقید من خواصنا.» (مکارمالابرار، ج۳۱، ص۶۲)
ب. «فناسب اننذکر قلیلاً من امر السلسلة الطولیة ایضاً التی هی عماد جل مسائلنا و سناد کثیر من مطالبنا و معرفتها من خواصنا و قد غفل عنها العلماء الکاملون و الاحبار الفاضلون.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۷، ص۲۲۱)
۴. تعبیر دیگر از «ضروریات مکتبی»، «بینات» است. مرحوم آقای کرمانی میفرمایند:
«من بینات طریقة المشایخ ان الاناسی المؤمنین خلقوا من شعاع الانبیاء فلاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی الله الّا الحق.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۳۱، ص۸۰)
۵. سید مرحوم اعلی الله مقامه تعبیر دیگری بهکار بردهاند:
«قد شرحنا هذا المعنی فی کثیر من مباحثاتنا... حتی صار الامر فی ذلک من المعلومات لکل من حضر عندنا و سمع منا.» (جواهرالحکم، ج۷، ص۲۰۷)
مناسب است اشاره کنیم تعبیر «کما بیّناه فی کثیر من مباحثاتنا» یا «حققناه فی مباحثاتنا» بهطور مکرر در کلمات سید مرحوم رفع الله شأنه دیده میشود که متعلقِ این تعابیر مباحثِ حِکمیِ مکتبی است.
۶. جالب است که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نیز در موضعی، از کلمه «ضروری» استفاده فرمودهاند که در بافتِ عبارات، میشود به «ضرورت مکتبی» اشاره داشته باشد. ایشان در شرح فقره زیارت جامعه کبیره (و حسابُهم علیکم) میفرمایند:
«...وجب فی الحکمة الالهیة انیکون حسابهم علیهم و هذا بحمدالله لمن وفّقه الله لفهم ما کشفنا له من السرّ واضح لیس علیه غبار بل ضروری لأولی الأبصار الذین یفرقون بتوفیق الله بین اللیل و النهار و ذلک لبیانهم لهذا المعنی فی احادیثهم فی بواطنها.» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، بیروت: دارالمفید، ج۲، ص۱۱۲)
۷. گاهی علاوهبر اینکه مفهوم یا موضوعی از ضروریات مکتبی است، نامگذاری آن نیز اختصاصی مکتب است. در این موارد تعبیر «یسمیٰ عندنا» بهکار بردهاند:
الف. «هذا الادراک یسمیٰ عندنا بالادراک الاحاطی.» (مکارمالابرار (عربی)، ج۲۴، ص۸۳)
ب. «فهذا الجسم المحفوظ فی جمیع الاعراض الجائیة الذاهبة یسمیٰ عندنا بالجسم الکلی.» (دعائمالحکمة (عربی)، ج۴، «شرح تهذیب المنطق»، ص۵۹۲)
ج. در کتاب معیاراللغة که زیر نظر مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه نگاشته شده، در توضیح «الحکمة» چنین آمده است:
«عند مشایخنا کأمثال الشیخ الأوحد الشیخ احمد بن زینالدین اعلی الله مقامه علم یُبحث فیه... .»
۸. در مواقعی، آنچه ضروری است مفهومی علمی نیست؛ بلکه اجماع بر قضیهای است. برای نمونه، پساز رحلت شیخ مرحوم، همه مکتبیان اجماع کردند که وجود عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی رفع الله شأنه شارحِ علمِ شیخاند.
مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه میفرمایند:
«تلامذه سید مرحوم اعلی الله مقامه دانستند که ایشان اعلم تلامذه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه هستند.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet