✔️شیخیه ضد نصیریه
محقق محترم دکتر حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. طبق نوشتههای خود ایشان مدتی است در مکتب و اندیشه شیخیه مطالعاتی دارند و حتی مخاطبان خود را به نگارش کتابی مستقل درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی وعده دادهاند.
ایشان سلسله نوشتارهایی درباره میراث نصیریه ارائه کرده بودند که تا زمان نگارش این وجیزه دو بخش آن منتشر شده است... .
از نقل نوشتار ایشان در این وجیزه بینیازیم و فقط چند نکته را متذکر میشویم.
بهنظر میرسد بنمایه نوشتههای جناب آقای انصاری در ارتباط دادن شیخیه با نصیریه اشتراکات در بعضی تعبیرات و بعضی روایات است. برای نمونه در هر دو متن مذکور بر استفاده شیخیه از بعضی تعبیرات و روایات تمرکز شده است؛ تعبیراتی همچون «الأنزعیة» یا روایت و تعبیر «الأکوان الستة.»
جناب محقق محترم آقای انصاری و اضراب ایشان اگر در عرصهای فکری همچون مبحثی رجالی یا نقد روش و اندیشه ای قلم میزنند از مقام کسی است که دلبسته به پژوهشهای تاریخی است و نه هیچ چیز دیگر و این قلمزدنها البته محترم است چه اینکه حق ایشان است که به سرنوشت علم و نهادهای علمی حساسیت داشته باشند. ولی باید تصریح کرد که این روش اگرچه مزیتهایی دارد و نگاهی بیطرفانه به نویسنده موهبت میکند ولی از کمبودهایی رنج میبرد. برای نمونه در همین مباحث جناب دکتر انصاری که در ابتدا به آن اشاره شد، در هر دو بخش به اندیشه شیخیه اشاره کردهاند و مشترکات میان شیخیه و نصیریه را برشمرده و اعلام کردهاند «شیخیه میراثدار نصیریه است.» این همان ضعف یکسویه نظر کردن است و ضعف نگاهِ صِرف تاریخی به قضایا داشتن. و البته طبیعی است؛ چه اینکه این چَشم رمد دیده است و از وراء آن تمام حقیقت آشکار نیست.
مطلبی که از آن غفلت شده این است که...
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/شیخیه-ضد-نصیریه
محقق محترم دکتر حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. طبق نوشتههای خود ایشان مدتی است در مکتب و اندیشه شیخیه مطالعاتی دارند و حتی مخاطبان خود را به نگارش کتابی مستقل درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی وعده دادهاند.
ایشان سلسله نوشتارهایی درباره میراث نصیریه ارائه کرده بودند که تا زمان نگارش این وجیزه دو بخش آن منتشر شده است... .
از نقل نوشتار ایشان در این وجیزه بینیازیم و فقط چند نکته را متذکر میشویم.
بهنظر میرسد بنمایه نوشتههای جناب آقای انصاری در ارتباط دادن شیخیه با نصیریه اشتراکات در بعضی تعبیرات و بعضی روایات است. برای نمونه در هر دو متن مذکور بر استفاده شیخیه از بعضی تعبیرات و روایات تمرکز شده است؛ تعبیراتی همچون «الأنزعیة» یا روایت و تعبیر «الأکوان الستة.»
جناب محقق محترم آقای انصاری و اضراب ایشان اگر در عرصهای فکری همچون مبحثی رجالی یا نقد روش و اندیشه ای قلم میزنند از مقام کسی است که دلبسته به پژوهشهای تاریخی است و نه هیچ چیز دیگر و این قلمزدنها البته محترم است چه اینکه حق ایشان است که به سرنوشت علم و نهادهای علمی حساسیت داشته باشند. ولی باید تصریح کرد که این روش اگرچه مزیتهایی دارد و نگاهی بیطرفانه به نویسنده موهبت میکند ولی از کمبودهایی رنج میبرد. برای نمونه در همین مباحث جناب دکتر انصاری که در ابتدا به آن اشاره شد، در هر دو بخش به اندیشه شیخیه اشاره کردهاند و مشترکات میان شیخیه و نصیریه را برشمرده و اعلام کردهاند «شیخیه میراثدار نصیریه است.» این همان ضعف یکسویه نظر کردن است و ضعف نگاهِ صِرف تاریخی به قضایا داشتن. و البته طبیعی است؛ چه اینکه این چَشم رمد دیده است و از وراء آن تمام حقیقت آشکار نیست.
مطلبی که از آن غفلت شده این است که...
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/شیخیه-ضد-نصیریه
عقاید
شیخیه ضد نصیریه
محقق محترم دکتر حسن انصاری عضو هيئت علمی مؤسسه مطالعات عالی پرينستون، مدرسه مطالعات تاریخی است. طبق نوشتههای خود ایشان مدتی است در مکتب و اندیشه شیخیه...
🔺کتاب تازه منتشر شده
تحقیق رسالة فی تحریم الغناء
اثر مرحوم محقق سبزواری
مرحوم شیخ محمدباقر سبزواری از اجداد عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است.
نسب مرحوم آقای شریف طباطبائی چنین است:
«محمدباقر بن محمدجعفر بن محمدصادق بن عبدالقیوم بن اشرف بن محمدابراهیم بن محمدباقر محقق سبزواری.»
محمدابراهیم فرزند سوم مرحوم محمدباقر سبزواری بهدلایلی در زمان صفویه (احتمالاً در زمان فتنه افغان که قتل و غارت و کشتار بیرحمانه مردم اصفهان بهخصوص اهل علم از شیعه فراگیر بود) به روستای قهی مهاجرت کرد و در قلعه آتشگاه که در منتهیاليه غربی روستا قرار دارد سکنی گزید.
این قلعه که قدمت زيادی دارد جزء بناهای شاخص روستاست و هفت خانه است. این هفت خانه با ديواری بلند و هفت برج خشتی به ارتفاع هفت متر احاطه شده است.
چندین نسل از نوادگان مرحوم محمدباقر محقق سبزواری در این قلعه زندگی کردهاند. ازاینرو به خانواده «قلعهایها» معروفند. بعدها فامیلهای اشرفی، باقری و باقری محققی را برای خود انتخاب کردند.
@AghayedNet
تحقیق رسالة فی تحریم الغناء
اثر مرحوم محقق سبزواری
مرحوم شیخ محمدباقر سبزواری از اجداد عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است.
نسب مرحوم آقای شریف طباطبائی چنین است:
«محمدباقر بن محمدجعفر بن محمدصادق بن عبدالقیوم بن اشرف بن محمدابراهیم بن محمدباقر محقق سبزواری.»
محمدابراهیم فرزند سوم مرحوم محمدباقر سبزواری بهدلایلی در زمان صفویه (احتمالاً در زمان فتنه افغان که قتل و غارت و کشتار بیرحمانه مردم اصفهان بهخصوص اهل علم از شیعه فراگیر بود) به روستای قهی مهاجرت کرد و در قلعه آتشگاه که در منتهیاليه غربی روستا قرار دارد سکنی گزید.
این قلعه که قدمت زيادی دارد جزء بناهای شاخص روستاست و هفت خانه است. این هفت خانه با ديواری بلند و هفت برج خشتی به ارتفاع هفت متر احاطه شده است.
چندین نسل از نوادگان مرحوم محمدباقر محقق سبزواری در این قلعه زندگی کردهاند. ازاینرو به خانواده «قلعهایها» معروفند. بعدها فامیلهای اشرفی، باقری و باقری محققی را برای خود انتخاب کردند.
@AghayedNet
✔️بررسی دیدگاه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی درباره علم خداوند متعال
▪️ به مناسبت چاپ جدید کتاب کفایة الموحدین
اهل مطالعه آگاهند که یکی از محورهای مباحث اسماعیل طبرسی در کتاب کفایة الموحدین، نقد فرمایشهای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در زمینه علم خداست.
حال که این کتاب مدتی است تجدید چاپ شده تذکر نکاتی مناسب به نظر میرسد.
آنانی که به هر دلیل مبحث نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه را در کتاب مذکور خواندهاند یا میخوانند، باید به نقدِ این نقد نیز مراجعه کنند.
نوشتارهای وی درباره دیدگاه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه درباره علم خدا (علم ذاتی و علم حادث) و نوشتارهای گذشتگان او، در کتب شیخیه پاسخ داده شده است و در این مختصر به بعضی منابع اشاره میکنیم... .
🔸ادامه در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/elmekhoda/
▪️ به مناسبت چاپ جدید کتاب کفایة الموحدین
اهل مطالعه آگاهند که یکی از محورهای مباحث اسماعیل طبرسی در کتاب کفایة الموحدین، نقد فرمایشهای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در زمینه علم خداست.
حال که این کتاب مدتی است تجدید چاپ شده تذکر نکاتی مناسب به نظر میرسد.
آنانی که به هر دلیل مبحث نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه را در کتاب مذکور خواندهاند یا میخوانند، باید به نقدِ این نقد نیز مراجعه کنند.
نوشتارهای وی درباره دیدگاه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه درباره علم خدا (علم ذاتی و علم حادث) و نوشتارهای گذشتگان او، در کتب شیخیه پاسخ داده شده است و در این مختصر به بعضی منابع اشاره میکنیم... .
🔸ادامه در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/elmekhoda/
🔺عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در یکی از نامههای خود اشاره فرمودهاند هنگامی که نگاشتن شرح الزیارة الجامعة الکبیرة را آغاز کردند، همّ زیادی بر اتمام آن داشتند.
در دورهای که بیمار شدند، با وجود بیماری و همه اشتغالات، باز هم تصنیف این کتاب را ادامه دادند حتی به مقدار ساعتی در شب و ساعتی در روز.
و جز تصنیف این کتاب به رساله دیگری نپرداختند تا این شرح به پایان رسید و میراثی ارزشمند برای جامعه تشیع به یادگار ماند.
@AghayedNet
در دورهای که بیمار شدند، با وجود بیماری و همه اشتغالات، باز هم تصنیف این کتاب را ادامه دادند حتی به مقدار ساعتی در شب و ساعتی در روز.
و جز تصنیف این کتاب به رساله دیگری نپرداختند تا این شرح به پایان رسید و میراثی ارزشمند برای جامعه تشیع به یادگار ماند.
@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺درباره چاپ تبریز کتاب ارشادالعوام
دیروز در یکی از صفحات مجازی ویدیویی برای فروش نسخه چاپ تبریز کتاب ارشادالعوام منتشر شد. چون ممکن است این نسخه را بعضی تهیه کنند یا قبلاً تهیه کردهاند و به آن مراجعه دارند، مناسب است توضیحی ارائه شود.
🔸ادامه ایـنجا
@AghayedNet
دیروز در یکی از صفحات مجازی ویدیویی برای فروش نسخه چاپ تبریز کتاب ارشادالعوام منتشر شد. چون ممکن است این نسخه را بعضی تهیه کنند یا قبلاً تهیه کردهاند و به آن مراجعه دارند، مناسب است توضیحی ارائه شود.
🔸ادامه ایـنجا
@AghayedNet
✔️🔻درباره چاپ تبریز کتاب ارشادالعوام
دیروز در یکی از صفحات مجازی ویدیویی برای فروش نسخه چاپ تبریز کتاب ارشادالعوام منتشر شد. چون ممکن است این نسخه را بعضی تهیه کنند یا قبلاً تهیه کردهاند و به آن مراجعه دارند، مناسب است توضیحی ارائه شود.
کتاب ارشادالعوام نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه بارها به چاپ رسیده است. اولین و قدیمیترین چاپ این کتاب، چاپ بمبئی در شوال سال ۱۲۶۸ق است (یک سال پساز اتمام کتاب.) پساز آن در شوال سال ۱۲۷۱ق چاپ دوم این کتاب در تبریز انجام شد.
چاپ اول، با توجه به امکانات آن دوره، در سطح متوسط قرار داشت ولی چاپ دوم از نظر مغلوط بودن واقعاً تأسفبار بود. در چاپ دوم (چاپ تبریز)، کاتب از خود اشعار، کلمهها، جملهها و اظهار نظرهایی به اصل کتاب اضافه کرده است.
چاپ دوم (چاپ تبریز) توسط شخصی به نام «عسکرخان بیگ؛ خَلَف حسین بیگ اردوبادی» نوشته شده است. اصل و نسب این شخص مشخص نیست و بعضی احتمال میدهند خودْ شخصی واعظ و یا منبری و با اطلاعات بوده و میخواسته به عنوان شرح، در بعضی قسمتها چیزهایی اضافه کند و بعضی احتمال میدهند که از روی عمد چیزهایی را اضافه کرده است تا این کتاب زیر سؤال رود و احتمال دوم به واقعیت نزدیکتر است؛ چرا که در بعضی عبارتهای اضافه شده، عناد او را میتوان یافت. در هر صورت ماهیت اصلی این شخص مشخص نیست.
غلطنامه (درستنامه) این کتاب، کتابچهای قطور است و شخص منصف است که با دیدن اینگونه تحریفهای آشکار، مییابد که امکان دارد کسانی چشم از آبرو و حیثیت و دینداری شسته و چنین کارهایی را انجام دهند.
در چاپهای بعد، این غلطها و اضافهها تصحیح شده و طبق نسخه خطی مصنف کتاب بازنویسی شد. ازاینرو چاپ تبریز بههیچوجه نسخه مورد اعتمادی برای مراجعه نیست و شاید صرفاً برای کلکسیونداران یا علاقهمندان به نگهداری اینگونه نسخهها مناسب باشد.
مناسب اشاره کنیم نسخهای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام که توسط سایت و مجموعه Hathitrust اسکن شده است. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است. وی مینویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلطها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلطهای این کتاب که پارهای از آنها عامدانه بوده است را نقل میکند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره میکند که امانتداری در هر شغلی، لازم است.
مینویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم. سپس به غلطنامهای (درستنامهای) اشاره میکند که تنظیم کرده است و کوچکترین غلطها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. بهطور مؤکد از صاحبان نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام میخواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلطنامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
متن کامل نوشته ابوالقاسم نائینی را بههمراه بعضی اشکالات چاپ تبریز، در کتاب نمایی از دورنمای هورقلیا نقل کردهایم.
@AghayedNet
دیروز در یکی از صفحات مجازی ویدیویی برای فروش نسخه چاپ تبریز کتاب ارشادالعوام منتشر شد. چون ممکن است این نسخه را بعضی تهیه کنند یا قبلاً تهیه کردهاند و به آن مراجعه دارند، مناسب است توضیحی ارائه شود.
کتاب ارشادالعوام نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه بارها به چاپ رسیده است. اولین و قدیمیترین چاپ این کتاب، چاپ بمبئی در شوال سال ۱۲۶۸ق است (یک سال پساز اتمام کتاب.) پساز آن در شوال سال ۱۲۷۱ق چاپ دوم این کتاب در تبریز انجام شد.
چاپ اول، با توجه به امکانات آن دوره، در سطح متوسط قرار داشت ولی چاپ دوم از نظر مغلوط بودن واقعاً تأسفبار بود. در چاپ دوم (چاپ تبریز)، کاتب از خود اشعار، کلمهها، جملهها و اظهار نظرهایی به اصل کتاب اضافه کرده است.
چاپ دوم (چاپ تبریز) توسط شخصی به نام «عسکرخان بیگ؛ خَلَف حسین بیگ اردوبادی» نوشته شده است. اصل و نسب این شخص مشخص نیست و بعضی احتمال میدهند خودْ شخصی واعظ و یا منبری و با اطلاعات بوده و میخواسته به عنوان شرح، در بعضی قسمتها چیزهایی اضافه کند و بعضی احتمال میدهند که از روی عمد چیزهایی را اضافه کرده است تا این کتاب زیر سؤال رود و احتمال دوم به واقعیت نزدیکتر است؛ چرا که در بعضی عبارتهای اضافه شده، عناد او را میتوان یافت. در هر صورت ماهیت اصلی این شخص مشخص نیست.
غلطنامه (درستنامه) این کتاب، کتابچهای قطور است و شخص منصف است که با دیدن اینگونه تحریفهای آشکار، مییابد که امکان دارد کسانی چشم از آبرو و حیثیت و دینداری شسته و چنین کارهایی را انجام دهند.
در چاپهای بعد، این غلطها و اضافهها تصحیح شده و طبق نسخه خطی مصنف کتاب بازنویسی شد. ازاینرو چاپ تبریز بههیچوجه نسخه مورد اعتمادی برای مراجعه نیست و شاید صرفاً برای کلکسیونداران یا علاقهمندان به نگهداری اینگونه نسخهها مناسب باشد.
مناسب اشاره کنیم نسخهای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام که توسط سایت و مجموعه Hathitrust اسکن شده است. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است. وی مینویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلطها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلطهای این کتاب که پارهای از آنها عامدانه بوده است را نقل میکند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره میکند که امانتداری در هر شغلی، لازم است.
مینویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم. سپس به غلطنامهای (درستنامهای) اشاره میکند که تنظیم کرده است و کوچکترین غلطها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. بهطور مؤکد از صاحبان نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام میخواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلطنامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
متن کامل نوشته ابوالقاسم نائینی را بههمراه بعضی اشکالات چاپ تبریز، در کتاب نمایی از دورنمای هورقلیا نقل کردهایم.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده تاریخ عکاسی و عکسهای تاریخی کرمان
🔹جلد کتاب مزین به دستخط عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه
🔸معرفی این کتاب
@AghayedNet
🔹جلد کتاب مزین به دستخط عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه
🔸معرفی این کتاب
@AghayedNet
✔️🔻کتاب تازه منتشر شده تاریخ عکاسی و عکسهای تاریخی کرمان
جمعه، بیستم خرداد ۱۴۰۱ این کتاب نفیس رونمایی شد. این مجموعه ۳۳۵ صفحهای با مقدمهای درباره سیر تحول عکاسی در کرمان آغاز شده و با معرفی عکاسان پیشگام کرمان ادامه یافته است. بخش مستقلی به «عکسهای تاریخی» اختصاص داده شده. و در پایان یک پیوست قرار دارد.
یکی از محورهای مهمّ این کتاب عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه است. آنچه ایشان را به تاریخ عکاسیِ کرمان ربط میدهد، یکی نگارش رسالهای با عنوان «علم مِنظار» (رساله در علم دوربین) است و دیگری چاپ یکی از مهمترین کتابهای ایشان با نام ارشادالعوام.
میرزا حسین، برادر همسر مرحوم آقای کرمانی در ایام جوانی با مأموریت چاپ این کتاب رهسپار هندوستان میشود و «عکاسی» سوغات این سفر برای کرمان است.
گونه دیگری از ارتباط، وقتی است که مرحوم آقای کرمانی بههمراه رحیمخان کرمانی (فرزند ارشد) به تهران و دربار ناصرالدینشاه میروند. این سفر بهعلت سعایت برخی بود که در پیشگاه ناصرالدینشاه جلوه دادند که مرحوم آقای کرمانی خیال سلطنت دارند و او ایشان را به تهران احضار کرد و گمان میرفت آن جناب را بیدرنگ بهقتل برساند. اما عوامل مختلفی مانع گردید و محبوبیت یافتند و این محبوبیت بر بغضها و اختلافها بیشتر دامن زد تا جایی که با تشکیل جلسات مناظره و تألیف کتب علیه ایشان، از توقف در تهران خسته و روانه کرمان شدند.
در این سفر، محمدرحیمخان در دربار ناصری با عکاسی آشنا و به آن علاقهمند شد. شخصاً سؤالاتش را از ناصرالدینشاه پرسید و فنون عکاسی را از او آموخت و در مراجعت به کرمان به عکاسی پرداخت. در همین سفرِ تهران از مرحوم آقای کرمانی عکاسی شد و تصویر ایشان هماکنون موجود است.
در بخش «عکسهای تاریخیِ» این کتاب تازه منتشر شده تصاویر متعددی از مرحوم آقای کرمانی بهچاپ رسیده و این رفتار این بزرگوار و عکاسی از ایشان در مقابل رفتار متحجرانه آن زمان و مقاومت بعضی برابر عکاسی شایان توجه است.
پیوست این کتاب نفیس نیز رساله مِنظار مرحوم آقای کرمانی است که دستخط ایشان بهصورت نسخهبرگردان چاپ شده. بهعلت اهمیت این رساله جلد کتاب نیز مزین به صفحهای از رساله این بزرگوار اعلی الله مقامه است.
پژوهشهای منصفانه این کتاب نفیس، الگویی است برای کسانی که میخواهند در عرصههای مختلف علمی و فرهنگی بدون تعصب قلم و قدم بزنند. این افراد منصف در هر عرصهای به دستاوردهای مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی خواهند رسید و نقش پررنگ ایشان را یاد خواهند کرد.
@AghayedNet
جمعه، بیستم خرداد ۱۴۰۱ این کتاب نفیس رونمایی شد. این مجموعه ۳۳۵ صفحهای با مقدمهای درباره سیر تحول عکاسی در کرمان آغاز شده و با معرفی عکاسان پیشگام کرمان ادامه یافته است. بخش مستقلی به «عکسهای تاریخی» اختصاص داده شده. و در پایان یک پیوست قرار دارد.
یکی از محورهای مهمّ این کتاب عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه است. آنچه ایشان را به تاریخ عکاسیِ کرمان ربط میدهد، یکی نگارش رسالهای با عنوان «علم مِنظار» (رساله در علم دوربین) است و دیگری چاپ یکی از مهمترین کتابهای ایشان با نام ارشادالعوام.
میرزا حسین، برادر همسر مرحوم آقای کرمانی در ایام جوانی با مأموریت چاپ این کتاب رهسپار هندوستان میشود و «عکاسی» سوغات این سفر برای کرمان است.
گونه دیگری از ارتباط، وقتی است که مرحوم آقای کرمانی بههمراه رحیمخان کرمانی (فرزند ارشد) به تهران و دربار ناصرالدینشاه میروند. این سفر بهعلت سعایت برخی بود که در پیشگاه ناصرالدینشاه جلوه دادند که مرحوم آقای کرمانی خیال سلطنت دارند و او ایشان را به تهران احضار کرد و گمان میرفت آن جناب را بیدرنگ بهقتل برساند. اما عوامل مختلفی مانع گردید و محبوبیت یافتند و این محبوبیت بر بغضها و اختلافها بیشتر دامن زد تا جایی که با تشکیل جلسات مناظره و تألیف کتب علیه ایشان، از توقف در تهران خسته و روانه کرمان شدند.
در این سفر، محمدرحیمخان در دربار ناصری با عکاسی آشنا و به آن علاقهمند شد. شخصاً سؤالاتش را از ناصرالدینشاه پرسید و فنون عکاسی را از او آموخت و در مراجعت به کرمان به عکاسی پرداخت. در همین سفرِ تهران از مرحوم آقای کرمانی عکاسی شد و تصویر ایشان هماکنون موجود است.
در بخش «عکسهای تاریخیِ» این کتاب تازه منتشر شده تصاویر متعددی از مرحوم آقای کرمانی بهچاپ رسیده و این رفتار این بزرگوار و عکاسی از ایشان در مقابل رفتار متحجرانه آن زمان و مقاومت بعضی برابر عکاسی شایان توجه است.
پیوست این کتاب نفیس نیز رساله مِنظار مرحوم آقای کرمانی است که دستخط ایشان بهصورت نسخهبرگردان چاپ شده. بهعلت اهمیت این رساله جلد کتاب نیز مزین به صفحهای از رساله این بزرگوار اعلی الله مقامه است.
پژوهشهای منصفانه این کتاب نفیس، الگویی است برای کسانی که میخواهند در عرصههای مختلف علمی و فرهنگی بدون تعصب قلم و قدم بزنند. این افراد منصف در هر عرصهای به دستاوردهای مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی خواهند رسید و نقش پررنگ ایشان را یاد خواهند کرد.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
دحو الأرض.pdf
162 KB
🌷نوشتاری در بررسی واقعه «دحو الأرض»:
- خلقت زمين و گسترانيدن آن؛
- معناي «دَحا» و دحو الارض؛
- رابطه 25 ذيالقعده با دحو الارض؛
- دحو الارض در حديث و دعاء و... .
@AghayedNet
- خلقت زمين و گسترانيدن آن؛
- معناي «دَحا» و دحو الارض؛
- رابطه 25 ذيالقعده با دحو الارض؛
- دحو الارض در حديث و دعاء و... .
@AghayedNet