✔️🔻حاج ریاض بستانی؛ آنگونه که دیدم
پانزده سال قبل، در اوان نوجوانی، ماه مبارک رمضان را در کربلا بهسر میبردیم. ظهر یکی از روزهای این ماه شریف، پساز زیارت و نماز، با شخص معمّم عربزبانی همکلام شدم که مؤلف کتابی در علم تجوید بود. گفتوگو بهپایان رسید. هنگام خداحافظی گفت: منزل یکی از دوستانم میروم. با من میآیی؟ چند کتابی به تو هدیه خواهد داد.
موافقت کردم. از بابالسدرهٔ حرم بیرون رفتیم و در همان اوایل شارعالسدره، مرا به کوچهای فرعی برد و از آنجا به کوچهای دیگر. به خانهای با دیوارهای سنگچین و آجرنشان رسیدیم. خانهای که امروز مخروب شده و در طرح توسعه حرم قرار گرفته است. زنگ در را زد. پیرمردی با عرقچین و چارقد در قاب در ظاهر شد که تسبیحی در دست داشت. ما را به اولین اتاق سمت چپ راهنمایی کرد و چون ظهر ماه مبارک بود، پذیراییای نداشت. چند دقیقهای به من خیره شد و با دوستش سخن میگفت. بلند شد و از طاقچه کتابخانهاش چند جزوه برای من آورد. جزوهای درباره حضرت اباالفضل علیهالسلام و زندگی ایشان بود و جزوهای در مناقب حضرت امیر صلوات الله علیه. جزوه سوم حیاةالنفس عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه بود. خاطرم هست که در آن لحظه، در دنیای نوجوانی، بسیار شگفتزده شدم؛ چراکه نخستینبار بود که نام این بزرگوار را در محیط کربلا میشنیدم. با تعجب به زبان عربی پرسیدم: شما مگر این عالم را میشناسید؟! پیرمرد نیز گویا از شناخت من تعجب کرده بود، پرسید: شما از کجا میشناسی؟ گفتم: ایشان از علماء مشهور شیعه است و مکتب شیخیه به ایشان منسوب است و...
با توضیحات او دریافتم با مکتب آشنا است. برخاست و چند جزوه دیگر از آثار مکتبی آورد. او را «حاج ریاض» صدا میزدند. هنوز نمیدانستم از کدام اتّجاه شیخیه است. خداحافظی کردم و رفتم.
فردا همان ساعت، خود بهتنهایی به منزل او رفتم و باز هم مطالب مکتبی گفتوگو شد. دربین سخنانش، درباره اتجاهات شیخیه سخن بهمیان آمد. متوجه شدم تفاصیلی از شیخیه باقریه نشنیده است. صحبتهایی ردوبدل شد. در بحث آرام بود و شلتاق نمیکرد.
بهعلت بعضی برنامهها در آن ماه مبارک، جز مرتبهای دیگر، به دیدن او نرفتم. در آن جلسه جزوهای از اجازات شیخ مرحوم اعلی الله مقامه به من هدیه داد.
در سفرهای بعد، گاهی به دیدار او میرفتم و بعضی مخطوطات مکتبی را نزد او میدیدم و اجازه عکسبرداری میداد. در یکی از دیدارها مرا به اندرونی برد و بعضی نسخهها را نشان داد. از جمله فهرستی از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که محمدحسین بن علیاکبر محیط کرمانی تنظیم کرده است و بهخط محیط کرمانی در اختیار حاج ریاض قرار داشت. البته فهرست کاملی نیست و تنها به رسائلی از سید مرحوم اشاره کرده که خود انتخاب نموده و قصد نگارش فهرست جامعی نداشته است. بههرروی این یکی از نفائس کتابخانه حاج ریاض بود و مواردی دیگر.
بعدها وقتی دانستم زمانی وکیل اتجاه احقاقیه بوده، کمتر مراوده داشتم. در یکی دو سفر، آثاری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه برای او بردم. تورق میکرد و در کتابخانهاش قرار میداد بهگونهای که جلب توجه نکند. افراد مختلفی نزد او میآمدند و شاید نمیخواست این رسائل را ببینند. بحثهایی با او داشتم. دربین صحبتهایش میگفت که قدر متیقّن، مرحوم شیخ و مرحوم سید اعلی الله مقامهما هستند و تأکید بر کتب این دو داشت.
روزی در منزلش یکی از آثار تازهچاپ بزرگان را دیدم و تقریظی از یکی از معاصران شیخیه. درباره این شخص معاصر «الحکیم الالهی» نوشته شده بود. گفتم: آیا توجه داشتهاند که «حکیم» به چه معناست که اینطور این لقب را خرج کردهاند؟! او نیز به علامت تأسف سر را تکان داد و گفت: هیچ صحیح نیست که این القاب اینطور برای افراد ردیف میشود و نگرانیهایی اظهار کرد. و شاید همین دیدگاههای او بود که تا زنده بود، چندان سخنی از او بهمیان نمیآمد؛ ولی پساز فوتش اطلاعرسانیهای گستردهای شد.
درکنار همه زحماتش درباره تراث مکتبی و مخطوط، اشتباهی روشی داشت و آن این بود که به کتب عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه رجوع مستقیم نداشت و یا اگر داشته دل نداده است. که البته اسم ایشان را از او به ندرت شنیدم و بحثی را که بیانگر مراجعه مستقیم او باشد نشنیدم. و ظاهراً قضاوتهای صاحب احقاقالحق را پذیرفته و به همان اکتفا نموده و این یکی از مهمترین آفات در زمینه شیخیهپژوهی است. و چون عمری از او گذشته بود، قطعاً به آنچه شنیده انس گرفته و طبیعتاً در صورت پیگیری مستقیم هم بطیءالانقلاع بود.
این یادداشت بهمناسبت فوت حاج ریاض طاهر بستانی، که در روز جمعه ۲۱ ماه شعبان (حسب تقویم عراق) رخ داد، نوشته شد. خداوند ما را پیرو حق و حقیقت قرار دهد و عاقبت بهخیر کند.
۲۴ شعبان ۱۴۴۳
@AghayedNet
پانزده سال قبل، در اوان نوجوانی، ماه مبارک رمضان را در کربلا بهسر میبردیم. ظهر یکی از روزهای این ماه شریف، پساز زیارت و نماز، با شخص معمّم عربزبانی همکلام شدم که مؤلف کتابی در علم تجوید بود. گفتوگو بهپایان رسید. هنگام خداحافظی گفت: منزل یکی از دوستانم میروم. با من میآیی؟ چند کتابی به تو هدیه خواهد داد.
موافقت کردم. از بابالسدرهٔ حرم بیرون رفتیم و در همان اوایل شارعالسدره، مرا به کوچهای فرعی برد و از آنجا به کوچهای دیگر. به خانهای با دیوارهای سنگچین و آجرنشان رسیدیم. خانهای که امروز مخروب شده و در طرح توسعه حرم قرار گرفته است. زنگ در را زد. پیرمردی با عرقچین و چارقد در قاب در ظاهر شد که تسبیحی در دست داشت. ما را به اولین اتاق سمت چپ راهنمایی کرد و چون ظهر ماه مبارک بود، پذیراییای نداشت. چند دقیقهای به من خیره شد و با دوستش سخن میگفت. بلند شد و از طاقچه کتابخانهاش چند جزوه برای من آورد. جزوهای درباره حضرت اباالفضل علیهالسلام و زندگی ایشان بود و جزوهای در مناقب حضرت امیر صلوات الله علیه. جزوه سوم حیاةالنفس عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه بود. خاطرم هست که در آن لحظه، در دنیای نوجوانی، بسیار شگفتزده شدم؛ چراکه نخستینبار بود که نام این بزرگوار را در محیط کربلا میشنیدم. با تعجب به زبان عربی پرسیدم: شما مگر این عالم را میشناسید؟! پیرمرد نیز گویا از شناخت من تعجب کرده بود، پرسید: شما از کجا میشناسی؟ گفتم: ایشان از علماء مشهور شیعه است و مکتب شیخیه به ایشان منسوب است و...
با توضیحات او دریافتم با مکتب آشنا است. برخاست و چند جزوه دیگر از آثار مکتبی آورد. او را «حاج ریاض» صدا میزدند. هنوز نمیدانستم از کدام اتّجاه شیخیه است. خداحافظی کردم و رفتم.
فردا همان ساعت، خود بهتنهایی به منزل او رفتم و باز هم مطالب مکتبی گفتوگو شد. دربین سخنانش، درباره اتجاهات شیخیه سخن بهمیان آمد. متوجه شدم تفاصیلی از شیخیه باقریه نشنیده است. صحبتهایی ردوبدل شد. در بحث آرام بود و شلتاق نمیکرد.
بهعلت بعضی برنامهها در آن ماه مبارک، جز مرتبهای دیگر، به دیدن او نرفتم. در آن جلسه جزوهای از اجازات شیخ مرحوم اعلی الله مقامه به من هدیه داد.
در سفرهای بعد، گاهی به دیدار او میرفتم و بعضی مخطوطات مکتبی را نزد او میدیدم و اجازه عکسبرداری میداد. در یکی از دیدارها مرا به اندرونی برد و بعضی نسخهها را نشان داد. از جمله فهرستی از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که محمدحسین بن علیاکبر محیط کرمانی تنظیم کرده است و بهخط محیط کرمانی در اختیار حاج ریاض قرار داشت. البته فهرست کاملی نیست و تنها به رسائلی از سید مرحوم اشاره کرده که خود انتخاب نموده و قصد نگارش فهرست جامعی نداشته است. بههرروی این یکی از نفائس کتابخانه حاج ریاض بود و مواردی دیگر.
بعدها وقتی دانستم زمانی وکیل اتجاه احقاقیه بوده، کمتر مراوده داشتم. در یکی دو سفر، آثاری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه برای او بردم. تورق میکرد و در کتابخانهاش قرار میداد بهگونهای که جلب توجه نکند. افراد مختلفی نزد او میآمدند و شاید نمیخواست این رسائل را ببینند. بحثهایی با او داشتم. دربین صحبتهایش میگفت که قدر متیقّن، مرحوم شیخ و مرحوم سید اعلی الله مقامهما هستند و تأکید بر کتب این دو داشت.
روزی در منزلش یکی از آثار تازهچاپ بزرگان را دیدم و تقریظی از یکی از معاصران شیخیه. درباره این شخص معاصر «الحکیم الالهی» نوشته شده بود. گفتم: آیا توجه داشتهاند که «حکیم» به چه معناست که اینطور این لقب را خرج کردهاند؟! او نیز به علامت تأسف سر را تکان داد و گفت: هیچ صحیح نیست که این القاب اینطور برای افراد ردیف میشود و نگرانیهایی اظهار کرد. و شاید همین دیدگاههای او بود که تا زنده بود، چندان سخنی از او بهمیان نمیآمد؛ ولی پساز فوتش اطلاعرسانیهای گستردهای شد.
درکنار همه زحماتش درباره تراث مکتبی و مخطوط، اشتباهی روشی داشت و آن این بود که به کتب عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه رجوع مستقیم نداشت و یا اگر داشته دل نداده است. که البته اسم ایشان را از او به ندرت شنیدم و بحثی را که بیانگر مراجعه مستقیم او باشد نشنیدم. و ظاهراً قضاوتهای صاحب احقاقالحق را پذیرفته و به همان اکتفا نموده و این یکی از مهمترین آفات در زمینه شیخیهپژوهی است. و چون عمری از او گذشته بود، قطعاً به آنچه شنیده انس گرفته و طبیعتاً در صورت پیگیری مستقیم هم بطیءالانقلاع بود.
این یادداشت بهمناسبت فوت حاج ریاض طاهر بستانی، که در روز جمعه ۲۱ ماه شعبان (حسب تقویم عراق) رخ داد، نوشته شد. خداوند ما را پیرو حق و حقیقت قرار دهد و عاقبت بهخیر کند.
۲۴ شعبان ۱۴۴۳
@AghayedNet
🌷بیست و هفتم شعبان، سالروز به هلاکت رسیدن علیمحمد شیرازی (مدعی باطل بابیت)
🔸گزارش مناظره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی با فرستاده باب ملعون، در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/2106
🔸گزارش مناظره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی با فرستاده باب ملعون، در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/2106
✔️🔻تهمتی خندهآور به بزرگان شیخیه
(مبشران ظهور باب ملعون!)
🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/zohour/
(مبشران ظهور باب ملعون!)
🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/zohour/
🔺فرازی از رساله توضیح
نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه
✔️نکتهای درباره آیاتی که «وَ اذْکُر...» در آن است و آیاتی که «مَثَل...» در آن است
🔹سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
🔸و اما «و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه میفرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
🔹و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه میآورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثلها را میزنم از برای مردم و تعقل نمیکند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet
نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه
✔️نکتهای درباره آیاتی که «وَ اذْکُر...» در آن است و آیاتی که «مَثَل...» در آن است
🔹سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
🔸و اما «و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه میفرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
🔹و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه میآورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثلها را میزنم از برای مردم و تعقل نمیکند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet
✔️بحث رؤیت و عدد
🔻آیا باید به عدد عمل کرد یا به رؤیت؟ آیا ماه رمضان کمتر از سیروز هم میشود؟
🔹يکی از مباحث فقهی درباره روزهای ماهها که هر ماهی چند روز است، مربوط میشود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سیروز است يا اينکه بيستونه روز هم میشود باشد.
🔸در روايات ما از ائمه هدی سلام الله عليهم اجمعين دو دسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات به ظاهر با يکديگر اختلاف دارد.
🔹دستهای از روايات است که ماه رمضان سیروز است نه کم میشود و نه زياد. دستهای از روايات ما هم اين مطلب را بيان میکند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماههای سال است کم میشود و زياد میشود. معنی زياد شدنش يعنی تمام سیروز است، يا کم میشود بيستونه روز هم میشود باشد. رواياتی است که رسولخدا صلی الله عليه و آله روزه نگرفتهاند برای ماه رمضان مگر سیروز و هيچ وقت کمتر از سیروز روزه نگرفتهاند. بعضیاز روايات است که رسولخدا برای ماه مبارک رمضان بيستونه روز هم روزه گرفتهاند. روايات در اين مورد اختلاف دارد.
🔸بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا میشود ماه رمضان بيستونه روز شود يا نه؟ عدهای از فقهاء که البته از متقدمين بودهاند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيستونه روز نمیشود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سیروز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابنطاوس، صاحب مجمعالبحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را میبَرَند و فتواهايشان را هم ذکر میفرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سیروز است کمتر نمیشود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعنی حتما سیروز روزه گرفت.
🔹دستهای از علماء و فقهاء هستند که میگويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلی که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهی است، به شکل يک اصل است، يعنی از اصول کليه است و از قواعد کلی فقه است که ائمه عليهمالسلام فرمودهاند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع میکنی با رؤيت هلال شروع کن؛ يعنی تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمیتوانی نيت ماه مبارک رمضان داشته باشی و همچنين افطر للرؤية تا نديدی و هلال ماه شوال را رؤيت نکردی، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشی. اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سیام يا در شب سیام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيستونه روزه شود، میشود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
🔸آنچه که بين اين دو دسته روايات را جمع میکند و هر دو دسته از روايات در جای خودش به آن عمل میشود که هيچ کدام طَرح نشود، چون يکی از هنرها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهای فقيه که نشان میدهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوی است اين است که به طوری بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
🔹آنگونه که در فرمایشهای مکتبی بیان شده است، آن رواياتی که میفرمايد ماه مبارک رمضان از سیروز کمتر نیست، اين بهحسب واقع است. به حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتی که خلقش کرده سیروز خلقش کرده و هميشه هم سیروز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفیشدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کمشدن يک روز در دوران سال در هر چندسال است و ائمه عليهمالسلام اين را در اثر تقيه مخفی فرمودند ــ در اثر مخفیشدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال ها تفاوت میکند و حسابها تفاوت میکند؛ از اين جهت به حسب ظاهر، ائمه عليهم السلام رؤيت را دستور فرمودهاند که به رؤيت هلال عمل کنيد.
🔸ولی کسانی که متوجه اين نکته هستند، اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيستونه روزه شد و در شب سیام، هلال ماه شوال رؤيت شود يک روز را احتياطاً قضاء میگيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان برای آنها حساب میکند. به اين طور اين دو دسته روايات حل میشود.
@AghayedNet
🔻آیا باید به عدد عمل کرد یا به رؤیت؟ آیا ماه رمضان کمتر از سیروز هم میشود؟
🔹يکی از مباحث فقهی درباره روزهای ماهها که هر ماهی چند روز است، مربوط میشود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سیروز است يا اينکه بيستونه روز هم میشود باشد.
🔸در روايات ما از ائمه هدی سلام الله عليهم اجمعين دو دسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات به ظاهر با يکديگر اختلاف دارد.
🔹دستهای از روايات است که ماه رمضان سیروز است نه کم میشود و نه زياد. دستهای از روايات ما هم اين مطلب را بيان میکند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماههای سال است کم میشود و زياد میشود. معنی زياد شدنش يعنی تمام سیروز است، يا کم میشود بيستونه روز هم میشود باشد. رواياتی است که رسولخدا صلی الله عليه و آله روزه نگرفتهاند برای ماه رمضان مگر سیروز و هيچ وقت کمتر از سیروز روزه نگرفتهاند. بعضیاز روايات است که رسولخدا برای ماه مبارک رمضان بيستونه روز هم روزه گرفتهاند. روايات در اين مورد اختلاف دارد.
🔸بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا میشود ماه رمضان بيستونه روز شود يا نه؟ عدهای از فقهاء که البته از متقدمين بودهاند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيستونه روز نمیشود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سیروز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابنطاوس، صاحب مجمعالبحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را میبَرَند و فتواهايشان را هم ذکر میفرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سیروز است کمتر نمیشود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعنی حتما سیروز روزه گرفت.
🔹دستهای از علماء و فقهاء هستند که میگويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلی که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهی است، به شکل يک اصل است، يعنی از اصول کليه است و از قواعد کلی فقه است که ائمه عليهمالسلام فرمودهاند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع میکنی با رؤيت هلال شروع کن؛ يعنی تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمیتوانی نيت ماه مبارک رمضان داشته باشی و همچنين افطر للرؤية تا نديدی و هلال ماه شوال را رؤيت نکردی، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشی. اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سیام يا در شب سیام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيستونه روزه شود، میشود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
🔸آنچه که بين اين دو دسته روايات را جمع میکند و هر دو دسته از روايات در جای خودش به آن عمل میشود که هيچ کدام طَرح نشود، چون يکی از هنرها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهای فقيه که نشان میدهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوی است اين است که به طوری بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
🔹آنگونه که در فرمایشهای مکتبی بیان شده است، آن رواياتی که میفرمايد ماه مبارک رمضان از سیروز کمتر نیست، اين بهحسب واقع است. به حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتی که خلقش کرده سیروز خلقش کرده و هميشه هم سیروز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفیشدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کمشدن يک روز در دوران سال در هر چندسال است و ائمه عليهمالسلام اين را در اثر تقيه مخفی فرمودند ــ در اثر مخفیشدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال ها تفاوت میکند و حسابها تفاوت میکند؛ از اين جهت به حسب ظاهر، ائمه عليهم السلام رؤيت را دستور فرمودهاند که به رؤيت هلال عمل کنيد.
🔸ولی کسانی که متوجه اين نکته هستند، اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيستونه روزه شد و در شب سیام، هلال ماه شوال رؤيت شود يک روز را احتياطاً قضاء میگيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان برای آنها حساب میکند. به اين طور اين دو دسته روايات حل میشود.
@AghayedNet
🔺نسخهای نفیس و متعلق به قرن نهم از کتاب کامل الصناعه ملکی در بخش مخطوطات عتبه حسینیه علیهالسلام.
با عبارت تملک مرحوم شیخ علینقی احسائی رحمه الله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در تاریخ غره جمادیالآخره ۱۲۲۶ق و بعضی شخصیتهای دیگر همچون غیاثالدین محمد بن جلالالدین حیدر عریضی و... .
این کتاب یکی از کتب مشهور قدیم در مباحث طبی است و یکی از منابع عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله شانه در نگارش کتاب دقایق العلاج بهشمار میرود. (در جلسه ۶۸ از مباحث کتاب حقایق الطب این کتاب معرفی و بررسی شده است.)
درباره آثار مکتبی در مخطوطات کتابخانه عتبه حسینیه پساز این بیشتر خواهیم نوشت.
@AghayedNet
با عبارت تملک مرحوم شیخ علینقی احسائی رحمه الله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در تاریخ غره جمادیالآخره ۱۲۲۶ق و بعضی شخصیتهای دیگر همچون غیاثالدین محمد بن جلالالدین حیدر عریضی و... .
این کتاب یکی از کتب مشهور قدیم در مباحث طبی است و یکی از منابع عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله شانه در نگارش کتاب دقایق العلاج بهشمار میرود. (در جلسه ۶۸ از مباحث کتاب حقایق الطب این کتاب معرفی و بررسی شده است.)
درباره آثار مکتبی در مخطوطات کتابخانه عتبه حسینیه پساز این بیشتر خواهیم نوشت.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_مواعظ آفاق نور.pdf
22 MB
مواعظ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع، در ماه رمضان ۱۲۹۷
نسخه نشریه آفاق نور
#کتاب
@AghayedNet
نسخه نشریه آفاق نور
#کتاب
@AghayedNet
@AghayedNet_مواعظ ماه رمضان1297.pdf
4.9 MB
مواعظ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع، در ماه رمضان ۱۲۹۷
نسخه مقابله شده با نسخه اصل
#کتاب
@AghayedNet
نسخه مقابله شده با نسخه اصل
#کتاب
@AghayedNet
✔️🔻درباره جلد اول فهرست مخطوطات عتبه حسینیه
بهتازگی جلد اول فهرست مخطوطات عتبه حسینیه علیهالسلام چاپ شده و ۳۰۰ نسخه خطی معرفی گردیده است. این کتاب سنگینوزن با کیفیت بسیار عالی و چاپ رنگی و با حاشیههای سفید فراوان و استفاده از کاغذ گلاسه و حروفچینی درشت منتشر شده که عملاً جزو آثار گرانقیمت و کلکسیونی عتبه حسینیه محسوب میشود.
در این مجلد بعضی از آثار مکتبی گزارش شده است. ازجمله، نسخه ۲۸۷ از این جلد مجموعهای است با دو اثر از آثار بزرگان دین. نخست حیاةالنفس عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه و دوم اصول دین عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه. هر دو این رسائل رسائلی است پربسامد در تراث مکتبی. بهگونهای که ترجمههای متعددی از حیاةالنفس در مکتب وجود دارد که معرفی آن مجال دیگری میطلبد و همچنین اصول دین سید مرحوم نیز مورد توجه بوده است.
البته شخص دیگری هم به نام سید محمدکاظم رشتی حائری در این مجلد معرفی شده که او غیر از سید مرحوم است. این شخص صاحب درر الاخبار فی فضائل حیدر الکرار است، با نام کامل سید محمدکاظم بن علیاکبر رودباری رشتی حائری.
جالبتوجه هست که در این مجلد کتاب التمحیص فی بیان موجبات تمحیص ذنوب المؤمنین نیز معرفی گردیده و درباره نسبت این کتاب به مؤلفش سخنانی نقل شده است. برخی این کتاب را به حسن بن شعبه حرانی نسبت دادهاند و برخی به ابیعلی محمد بن همام بن سهیل کاتب. در توضیحات این نسخه آمده است که برخی از علماء این کتاب را به ابنشعبه حرانی نسبت دادهاند. برروی این نسخه عبارت تملک شیخ محمدتقی تبریزی در سال ۱۲۷۹ ملاحظه میشود و همو درباره نسبت کتاب به ابنشعبه حرانی نوشته است که شیخ ابراهیم قطیفی در کتاب الفرقةالناجیة و صاحب ریاضالعلماء و شیخ احمد احسائی در شرح الزیارة الجامعة به این نسبت تصریح کردهاند. پساز آن میرزا محمدعلی اردوبادی بهخط خود نگاشته: «رأیت تصریح هذا الشیخ فی کتابه المذکور.»
همچنین در این فهرست نسخهای نفیس از کتاب کامل الصناعه ملکی (مربوط به قرن نهم) گزارش شده است. بر این کتاب عبارت تملک مرحوم شیخ علینقی احسائی رحمهالله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در تاریخ غره جمادیالآخره ۱۲۲۶ق ثبت شده و البته عبارات تملک بعضی شخصیتهای دیگر همچون غیاثالدین محمد بن جلالالدین حیدر عریضی و... .
این کتاب طبی یکی از کتب مشهور قدیم در مباحث طبی است و یکی از منابع عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله شانه در نگارش کتاب دقایقالعلاج است. (در جلسه ۶۸ از مباحث کتاب حقایقالطب، این کتاب معرفی و بررسی گردیده است.)
نکتهای دیگر درباره جلد اول این فهرست اشاره فهرستنویس است به فهرست فرقهها و مذاهب و ادیان که در آخرین صفحه کتاب آمده. (ص۴۸۸) در این فهرست از کلمه اخباریون و اصولیون و اشاعره و اسماعیلیه و صوفیه و عرفاء و... استفاده شده، اما نامی از شیخیه بهمیان نیامده (با توجه به اینکه در این مجلد آثاری از شیخیه معرفی شده.)
خوشبختانه فهرستنویس انصاف به کار بردهاند و مانند دیگران شیخیه را از اثنیعشریه جدا نکرده و این کتب شیخیه را جزو شیعه اثناعشریه برشمردهاند و نامی بهخصوص از شیخیه نیاوردهاند.
مخطوطات عتبه حسینی قریب به هزار نسخه است که بعضیاز آن از جهت قدمت و نفاست بسیار مهم است. امیدواریم مجلدات دیگر این فهرست نیز بهزودی چاپ شده و در اختیار علاقهمندان قرار بگیرد.
۱ ماه رمضان ۱۴۴۳
@AghayedNet
بهتازگی جلد اول فهرست مخطوطات عتبه حسینیه علیهالسلام چاپ شده و ۳۰۰ نسخه خطی معرفی گردیده است. این کتاب سنگینوزن با کیفیت بسیار عالی و چاپ رنگی و با حاشیههای سفید فراوان و استفاده از کاغذ گلاسه و حروفچینی درشت منتشر شده که عملاً جزو آثار گرانقیمت و کلکسیونی عتبه حسینیه محسوب میشود.
در این مجلد بعضی از آثار مکتبی گزارش شده است. ازجمله، نسخه ۲۸۷ از این جلد مجموعهای است با دو اثر از آثار بزرگان دین. نخست حیاةالنفس عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه و دوم اصول دین عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه. هر دو این رسائل رسائلی است پربسامد در تراث مکتبی. بهگونهای که ترجمههای متعددی از حیاةالنفس در مکتب وجود دارد که معرفی آن مجال دیگری میطلبد و همچنین اصول دین سید مرحوم نیز مورد توجه بوده است.
البته شخص دیگری هم به نام سید محمدکاظم رشتی حائری در این مجلد معرفی شده که او غیر از سید مرحوم است. این شخص صاحب درر الاخبار فی فضائل حیدر الکرار است، با نام کامل سید محمدکاظم بن علیاکبر رودباری رشتی حائری.
جالبتوجه هست که در این مجلد کتاب التمحیص فی بیان موجبات تمحیص ذنوب المؤمنین نیز معرفی گردیده و درباره نسبت این کتاب به مؤلفش سخنانی نقل شده است. برخی این کتاب را به حسن بن شعبه حرانی نسبت دادهاند و برخی به ابیعلی محمد بن همام بن سهیل کاتب. در توضیحات این نسخه آمده است که برخی از علماء این کتاب را به ابنشعبه حرانی نسبت دادهاند. برروی این نسخه عبارت تملک شیخ محمدتقی تبریزی در سال ۱۲۷۹ ملاحظه میشود و همو درباره نسبت کتاب به ابنشعبه حرانی نوشته است که شیخ ابراهیم قطیفی در کتاب الفرقةالناجیة و صاحب ریاضالعلماء و شیخ احمد احسائی در شرح الزیارة الجامعة به این نسبت تصریح کردهاند. پساز آن میرزا محمدعلی اردوبادی بهخط خود نگاشته: «رأیت تصریح هذا الشیخ فی کتابه المذکور.»
همچنین در این فهرست نسخهای نفیس از کتاب کامل الصناعه ملکی (مربوط به قرن نهم) گزارش شده است. بر این کتاب عبارت تملک مرحوم شیخ علینقی احسائی رحمهالله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در تاریخ غره جمادیالآخره ۱۲۲۶ق ثبت شده و البته عبارات تملک بعضی شخصیتهای دیگر همچون غیاثالدین محمد بن جلالالدین حیدر عریضی و... .
این کتاب طبی یکی از کتب مشهور قدیم در مباحث طبی است و یکی از منابع عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی رفع الله شانه در نگارش کتاب دقایقالعلاج است. (در جلسه ۶۸ از مباحث کتاب حقایقالطب، این کتاب معرفی و بررسی گردیده است.)
نکتهای دیگر درباره جلد اول این فهرست اشاره فهرستنویس است به فهرست فرقهها و مذاهب و ادیان که در آخرین صفحه کتاب آمده. (ص۴۸۸) در این فهرست از کلمه اخباریون و اصولیون و اشاعره و اسماعیلیه و صوفیه و عرفاء و... استفاده شده، اما نامی از شیخیه بهمیان نیامده (با توجه به اینکه در این مجلد آثاری از شیخیه معرفی شده.)
خوشبختانه فهرستنویس انصاف به کار بردهاند و مانند دیگران شیخیه را از اثنیعشریه جدا نکرده و این کتب شیخیه را جزو شیعه اثناعشریه برشمردهاند و نامی بهخصوص از شیخیه نیاوردهاند.
مخطوطات عتبه حسینی قریب به هزار نسخه است که بعضیاز آن از جهت قدمت و نفاست بسیار مهم است. امیدواریم مجلدات دیگر این فهرست نیز بهزودی چاپ شده و در اختیار علاقهمندان قرار بگیرد.
۱ ماه رمضان ۱۴۴۳
@AghayedNet
✔️آیا در تراث حدیثی ارجاعاتی به مکاتیب ائمه سابق وجود دارد؟
💠 تأملاتی بر عبارات مرحوم نوری رضوان الله علیه دراین باره
🔸در لینک زیر:
🔻
http://www.aghayed.net/marhumenouri/
💠 تأملاتی بر عبارات مرحوم نوری رضوان الله علیه دراین باره
🔸در لینک زیر:
🔻
http://www.aghayed.net/marhumenouri/
#پرسش_و_پاسخ
🔸مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علی عليهماالسلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابوعبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليهالسلام.»
پاسخ:
🔹در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لأضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است. ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذیالحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم میشوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است. لعنة الله علی الظالمين.
@AghayedNet
🔸مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علی عليهماالسلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابوعبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليهالسلام.»
پاسخ:
🔹در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لأضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است. ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذیالحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم میشوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است. لعنة الله علی الظالمين.
@AghayedNet
🔺عبارتی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه و اشاره به اینکه زمانی عمل به اخبار عدد در نظر ایشان تقویت شده بود و پساز مدتی روی جهاتی علمی به رؤیت قائل شدند. (مکارم الابرار، ج۳۰، ص۳۶۸)
توضیحات بیشتر در لینک زیر:
🔸بحث رؤیت و عدد
@AghayedNet
توضیحات بیشتر در لینک زیر:
🔸بحث رؤیت و عدد
@AghayedNet
🔺تصحیحی منتشر شده از دیوان اشعار مرحوم نوری رضوان الله علیه (مولودیه)
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️سالروز واقعه همدان
🔻عیدِ فطرِ ١٣١۵ق
⚡️دشمنیها با شیخیه همدان روز به روز بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال ١٣١۵ق، مصادف با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینهها و حِقدها و حسدها شعلهور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخیهای ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربهای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه و دوستان ایشان به کار میبردند.
➖➖➖➖➖
🔻در لینکهای زیر، دراینباره بیشتر بخوانید:
▪️ گزارش روز اول واقعه همدان (حمله و غارت)
▪️ گزارش روز دوم واقعه (کشتار، با اشارهای به شهداء شیخیه)
▪️ گزارش روز سوم واقعه (اذیت و آزار جسمی و روحی)
▪️ تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان و نقدی بر نوشته دکتر جعفریان(١)
▪️ تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان و نقدی بر نوشته دکتر جعفریان(٢)
▪️ کتاب عبرة لِمَن اعتَبر، با موضوع بررسی واقعه همدان
▪️ الذکری السنویة لواقعة همدان (عیدالفطر سنة ١٣١۵هـ.ق)
@AghayedNet
🔻عیدِ فطرِ ١٣١۵ق
⚡️دشمنیها با شیخیه همدان روز به روز بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال ١٣١۵ق، مصادف با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینهها و حِقدها و حسدها شعلهور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخیهای ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربهای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه و دوستان ایشان به کار میبردند.
➖➖➖➖➖
🔻در لینکهای زیر، دراینباره بیشتر بخوانید:
▪️ گزارش روز اول واقعه همدان (حمله و غارت)
▪️ گزارش روز دوم واقعه (کشتار، با اشارهای به شهداء شیخیه)
▪️ گزارش روز سوم واقعه (اذیت و آزار جسمی و روحی)
▪️ تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان و نقدی بر نوشته دکتر جعفریان(١)
▪️ تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان و نقدی بر نوشته دکتر جعفریان(٢)
▪️ کتاب عبرة لِمَن اعتَبر، با موضوع بررسی واقعه همدان
▪️ الذکری السنویة لواقعة همدان (عیدالفطر سنة ١٣١۵هـ.ق)
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده بهشت بقیع
در این کتاب سیر تحولات این قبرستان مقدس مسلمانان و روند شکلگیری زیارتگاههای آن در طول تاریخ بررسی شده است.
کتاب بهشت بقیع سه فصل دارد و در ۲۱۲ صفحه بهقطع خشتی، بهصورت نفیس و چهار رنگ تنظیم گردیده است.
در بخش معرفی مزارات و مقابر بقیع غرقد پیشاز تخریب، مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه نیز معرفی شده و به توصیفات مقبره ایشان در کتب تاریخ اشاره شده است.
عبارت کتاب دراینباره چنین آغاز میشود:
«از مشهورترین شخصیتهای علمی شیعه در دوران متأخر که در کنار بارگاه ائمه بقیع علیهمالسلام بهخاک سپرده شدهاند، باید از شیخ احمد احسائی یاد کرد... .»
@AghayedNet
در این کتاب سیر تحولات این قبرستان مقدس مسلمانان و روند شکلگیری زیارتگاههای آن در طول تاریخ بررسی شده است.
کتاب بهشت بقیع سه فصل دارد و در ۲۱۲ صفحه بهقطع خشتی، بهصورت نفیس و چهار رنگ تنظیم گردیده است.
در بخش معرفی مزارات و مقابر بقیع غرقد پیشاز تخریب، مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه نیز معرفی شده و به توصیفات مقبره ایشان در کتب تاریخ اشاره شده است.
عبارت کتاب دراینباره چنین آغاز میشود:
«از مشهورترین شخصیتهای علمی شیعه در دوران متأخر که در کنار بارگاه ائمه بقیع علیهمالسلام بهخاک سپرده شدهاند، باید از شیخ احمد احسائی یاد کرد... .»
@AghayedNet