▪️١٨ شعبان، رحلت سفیر سوم امام زمان عجل الله فرجه در دوره غیبت صغری، مرحوم ابوالقاسم حسین بن روح اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺چون ماه مبارک رمضان و عید نوروز در پیش بود و شغل مخصوصی هم داشتند تعطیل فرمودند. وفقنا الله و جمیع المؤمنین.

🔸عبارات کاتب دروس عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در پایان درس ۱۹ شعبان ۱۳۱۰ق.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده جوان مکتبی
گزیده‌هایی از فرمایش‌های مکتبی
سفارش‌ها و توصیه‌هایی به جوانان در اَبعاد مختلف دین
در ۲۳۶ صفحه (قطع جیبی)
@AghayedNet
▪️۲۲ شعبان سال‌روز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه

▪️۲۳ شعبان سال‌روز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺خبر رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه در روزنامه دوره قاجار
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺فایل صوتیِ نشست
🔹با موضوع:
قرائت وصیت‌نامه عالم ربانی
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
اعلی‌الله‌مقامه

@AghayedNet
✔️وسائل الشیعة به خط مرحوم شیخ حرّ عاملی
🔸در تملک مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه

🔻در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4824
✔️🔻وسائل الشیعة به خط مرحوم شیخ حرّ عاملی
در تملک مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی

عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در «رسالة فی النذر» هنگام استشهاد به کتاب گرانسنگ وسائل‌الشیعة، به نسخه خطیِ این کتاب اشاره کرده و آن را در حیازت خود معرفی می‌فرمایند:
«و لم‌ینقل خلاف ذلک الا عن الشیخ حر فانه نقل عنه کراهة صومها بدون اذنه ولکن عندی الوسائل بخطه و عنون الباب بالکراهة.» (مکارم‌الابرار، ج٢٢، ص۴۶٢)

این مخطوط از کتاب «تفصیل وسائل‌ الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة» که مرحوم آقای کرمانی اعلی‌ الله مقامه از آن یاد می‌کنند،‌ نسخه نفیسی است و به خطِ مؤلف و اینکه در تملک این بزرگوار بوده جالب توجه است.
تملک وسائل‌ الشیعة به خط مؤلف بعضی از ویژگی‌های شخصیتِ علمی مرحوم آقای کرمانی را بازگو می‌کند. ازاین‌رو در این یادداشت بر این موضوع تأمل خواهیم کرد.

مرحوم محمد بن حسن مشهور به شیخ حرعاملی (١٠٣٣-١١٠۴ق)، فقیه و محدث اخباری و صاحب اثر ارزشمند وسائل الشیعه و مدفون در جوار حضرت رضا علیه‌السلام است.

تألیفات این عالم شهیر به خط خودش چنین است:
١. مجموعه شامل خلق الکافر (صفر ١٠٧۶ق)، کشف التعمیة فی حکم التسمیة (ذی الحجه ١٠٧٧ق)، نزهة الاستماع فی حکم الاجماع (رجب ١٠٧٨ق)، (کتابخانه مجلس ش۴٢۵٢)؛
٢. وسائل الشیعة (کتابخانه ملک؛ آستان قدس؛ مرعشی ش ١۵٢۵٢)؛
٣. مجموعه (حجیة البرائة و الاستصحاب، کتابت ١٨٠۴ق)، رسالة فی حجیة ظواهر الکتاب، منقولاتی از کتاب المقالات شیخ مفید و غرر و الدرر سید مرتضی)، (کتابخانه ملک ش۶۴٨)؛
۴. دیوان شعر (کتابخانه ملک ش۶٠٢)، در نسخه‌ای دیگر در مکتبة امیرالمؤمنین العامة، ش٢٧۶: صححه و اضاف علیه فی الهوامش کثیرا الحر العاملی بخطه مع ختمه «العبد محمد الحر» (فهرست مکتبة الحکیم، اوراق عتیق، دفتر چهارم، ص٧۴۶).

مرحوم شیخ حر عاملی وسائل الشیعة را در طول ۲۰ سال گردآوری کرده است. دو سومِ اين كار بزرگ را در زادگاهش «مشغر» به رشته تحرير درآورد و در سال ١٠٨٨ در مشهد مقدس آن را به اتمام رساند. اين سال براى شيخ سال پركار و پربركتى محسوب مى‌شد؛ چرا كه در اين سال «فهرست وسائل الشيعة» را نيز تدوين نمود.

این گردآوری در طیّ سه مرحله انجام شده است. به‌‌عبارت دیگر مرحوم شیخ حر، سه نسخه از وسائل‌ الشیعة تحریر کرده است که می‌توانیم به نسخه مسوده و مبیضه اول و ثانی تعبیر بیاوریم.

با توجه به رسائل دیگری از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، سومین نسخه از کتاب وسائل‌ الشیعة در اختیار مرحوم آقای کرمانی بوده است.

ایشان در رساله جواب شیخ محمد بحرانی، نسخه‌شناسیِ مختصری از وسائل‌الشیعة ارائه کرده و بیان می‌فرمایند که نسخه سوم نزد ایشان است:
«و لیس فی الوسائل الموجود عندنا ذلک... فلعلها کان فی بعض نسخ الوسائل فانه سوّد بخطه ثلث نُسَخ و عندی الثالثة منها و فیها حذف و زیادة کثیرة.» (مکارم‌الابرار، ج٣١، ص۶١١)

امروزه این سه تحریر (سه نسخه وسائل به‌ خط مؤلف) به‌طور متمرکز وجود ندارد؛ بلکه ظاهراً پاره‌پاره شده و هر بخشی در کتابخانه‌ای در ایران نگهداری می‌شود. در فهرست فنخا (ج٨، ص٨۶۶) پانزده نسخه وسائل به خطّ مؤلف معرفی شده است. عجالتاً نتیجه‌ای که می‌توان حاصل کرد اینکه مراحل نگارش سه مرحله بوده است چنانکه مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه اشاره فرموده‌اند (سوّد بخطه ثلث نسخ) و در حال حاضر پاره‌های این سه مرحله و نسخه، به‌طور پراکنده در کتابخانه‌ها پخش است.

به موضوع اصلی بازگردیم. متأسفانه گزارشی تاریخی درباره تملک این نسخه در دست نیست: اینکه این نسخه چگونه در تملک مرحوم آقای کرمانی قرار گرفته و در نهایت به کجا منتقل شده است. تصاوير نسخه‌های اهدائیِ کرمان به دائرة المعارف بزرگ اسلامی نیز از این نسخه نفیس خالی است. همین‌قدر می‌دانیم سومین نسخه به خطّ مرحوم شیخ حرّ عاملی در اختیار مرحوم آقای کرمانی بوده است.

تملک وسائل‌الشیعة به خط مؤلف بعضی از ویژگی‌های شخصیتِ علمی مرحوم آقای کرمانی را بازگو می‌کند:
نشان‌ دسترسیِ مرحوم آقای کرمانی به منابع دستِ اولِ است. همچنین اهمیت این بزرگوار به متون روائی و مجامع حدیثی را حکایت می‌کند.
از طرفی نفوذ اجتماعی و دینیِ ایشان در اوساط علمی آن دوره را بازگو می‌کند که این‌نوع از نُسَخ خدمت ایشان ارائه می‌شده است. دیگر اینکه بیان‌گر غنای کتابخانه شخصی ایشان نیز هست.

از نگاه «درون‌مکتبی» جایگاه این عالم شیعی اعلی الله مقامه مشخص است. اما با نگاه «برون‌مکتبی» در کنار همه ویژگی‌هایی که اشاره شد، تملک این‌گونه نسخه‌ها و استفاده از آن تتبع و تضلع ایشان را آشکارتر کرده و ارزشِ مباحث تحقیقی ایشان و دقت‌های علمی ایشان را روشن‌تر می‌سازد. اعلی الله درجاتِه و نفعنا الله بعلومه.
@AghayedNet
✔️🔻حاج ریاض بستانی؛ آن‌گونه که دیدم

پانزده سال قبل، در اوان نوجوانی، ماه مبارک رمضان را در کربلا به‌سر می‌بردیم. ظهر یکی از روزهای این ماه شریف، پس‌از زیارت و نماز، با شخص معمّم عرب‌زبانی هم‌کلام شدم که مؤلف کتابی در علم تجوید بود. گفت‌و‌گو به‌پایان رسید. هنگام خداحافظی گفت: منزل یکی از دوستانم می‌روم. با من می‌آیی؟ چند کتابی به تو هدیه خواهد داد.
موافقت کردم. از باب‌السدرهٔ حرم بیرون رفتیم و در همان اوایل شارع‌السدره، مرا به کوچه‌ای فرعی برد و از آنجا به کوچه‌ای دیگر. به خانه‌ای با دیوارهای سنگ‌چین و آجرنشان رسیدیم. خانه‌ای که امروز مخروب شده و در طرح توسعه حرم قرار گرفته است. زنگ در را زد. پیرمردی با عرقچین و چارقد در قاب در ظاهر شد که تسبیحی در دست داشت. ما را به اولین اتاق سمت چپ راهنمایی کرد و چون ظهر ماه مبارک بود، پذیرایی‌ای نداشت. چند دقیقه‌ای به من خیره شد و با دوستش سخن می‌گفت. بلند شد و از طاقچه کتابخانه‌اش چند جزوه برای من آورد. جزوه‌ای درباره حضرت اباالفضل علیه‌السلام و زندگی ایشان بود و جزوه‌ای در مناقب حضرت امیر صلوات الله علیه. جزوه سوم حیاة‌النفس عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی‌ الله‌ مقامه بود. خاطرم هست که در آن لحظه، در دنیای نوجوانی، بسیار شگفت‌زده شدم؛ چراکه نخستین‌بار بود که نام این بزرگوار را در محیط کربلا می‌شنیدم. با تعجب به زبان عربی پرسیدم: شما مگر این عالم را می‌شناسید؟! پیرمرد نیز گویا از شناخت من تعجب کرده بود، پرسید: شما از کجا می‌شناسی؟ گفتم: ایشان از علماء مشهور شیعه است و مکتب شیخیه به ایشان منسوب است و...
با توضیحات او دریافتم با مکتب آشنا است. برخاست و چند جزوه دیگر از آثار مکتبی آورد. او را «حاج ریاض» صدا می‌زدند. هنوز نمی‌دانستم از کدام اتّجاه شیخیه است. خداحافظی کردم و رفتم.
فردا همان ساعت، خود به‌تنهایی به منزل او رفتم و باز هم مطالب مکتبی گفت‌و‌گو شد. دربین سخنانش، درباره اتجاهات شیخیه سخن به‌میان آمد. متوجه شدم تفاصیلی از شیخیه باقریه نشنیده است. صحبت‌هایی ردوبدل شد. در بحث آرام بود و شلتاق نمی‌کرد.
به‌علت بعضی برنامه‌ها در آن ماه مبارک، جز مرتبه‌ای دیگر،‌ به دیدن او نرفتم. در آن جلسه جزوه‌ای از اجازات شیخ مرحوم اعلی‌ الله‌ مقامه به من هدیه داد.
در سفرهای بعد، گاهی به دیدار او می‌رفتم و بعضی مخطوطات مکتبی را نزد او می‌دیدم و اجازه عکس‌برداری می‌داد. در یکی از دیدارها مرا به اندرونی برد و بعضی نسخه‌ها را نشان داد. از جمله فهرستی از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی‌ الله‌ مقامه که محمدحسین بن علی‌اکبر محیط کرمانی تنظیم کرده است و به‌خط محیط کرمانی در اختیار حاج ریاض قرار داشت. البته فهرست کاملی نیست و تنها به رسائلی از سید مرحوم اشاره کرده که خود انتخاب نموده و قصد نگارش فهرست جامعی نداشته است. به‌هرروی این یکی از نفائس کتابخانه حاج ریاض بود و مواردی دیگر.
بعدها وقتی دانستم زمانی وکیل اتجاه احقاقیه بوده، کمتر مراوده داشتم. در یکی دو سفر، آثاری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌ الله‌ مقامه برای او بردم. تورق می‌کرد و در کتابخانه‌اش قرار می‌داد به‌گونه‌ای که جلب توجه نکند. افراد مختلفی نزد او می‌آمدند و شاید نمی‌خواست این رسائل را ببینند. بحث‌هایی با او داشتم. دربین صحبت‌هایش می‌گفت که قدر متیقّن، مرحوم شیخ و مرحوم سید اعلی‌ الله‌ مقامهما هستند و تأکید بر کتب این دو داشت.
روزی در منزلش یکی از آثار تازه‌چاپ بزرگان را دیدم و تقریظی از یکی از معاصران شیخیه. درباره این شخص معاصر «الحکیم الالهی» نوشته شده بود. گفتم: آیا توجه داشته‌اند که «حکیم» به چه معناست که این‌طور این لقب را خرج کرده‌اند؟! او نیز به علامت تأسف سر را تکان داد و گفت: هیچ صحیح نیست که این القاب این‌طور برای افراد ردیف می‌شود و نگرانی‌هایی اظهار کرد. و شاید همین دیدگاه‌های او بود که تا زنده بود، چندان سخنی از او به‌میان نمی‌آمد؛ ولی پس‌از فوتش اطلاع‌رسانی‌های گسترده‌ای شد.
درکنار همه زحماتش درباره تراث مکتبی و مخطوط، اشتباهی روشی داشت و آن این بود که به کتب عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی‌ الله‌ مقامه رجوع مستقیم نداشت و یا اگر داشته دل نداده است. که البته اسم ایشان را از او به ندرت شنیدم و بحثی را که بیان‌گر مراجعه مستقیم او باشد نشنیدم. و ظاهراً قضاوت‌های صاحب احقاق‌الحق را پذیرفته و به همان اکتفا نموده و این یکی از مهم‌ترین آفات در زمینه شیخیه‌پژوهی است. و چون عمری از او گذشته بود، قطعاً به آنچه شنیده انس گرفته و طبیعتاً در صورت پیگیری مستقیم هم بطیءالانقلاع بود.
این یادداشت به‌مناسبت فوت حاج ریاض طاهر بستانی، که در روز جمعه ۲۱ ماه شعبان (حسب تقویم عراق) رخ داد، نوشته شد. خداوند ما را پیرو حق و حقیقت قرار دهد و عاقبت به‌خیر کند.

۲۴ شعبان ۱۴۴۳
@AghayedNet
🌷بیست و هفتم شعبان، سال‌روز به هلاکت رسیدن علیمحمد شیرازی (مدعی باطل بابیت)

🔸گزارش مناظره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی با فرستاده باب ملعون، در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/2106
✔️🔻تهمتی خنده‌آور به بزرگان شیخیه
(مبشران ظهور باب ملعون!)

🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/zohour/
🔺کتب کتابخانه شخصی شیخی، حوالی سال ۱۲۹۴ق
@AghayedNet
🔺فرازی از رساله توضیح
نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه

✔️نکته‌ای درباره آیاتی که «وَ اذْکُر...» در آن است و آیاتی که «مَثَل...» در آن است

🔹سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»

🔸و اما «و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه می‌فرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.

🔹و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه می‌آورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثل‌ها را می‌‌زنم از برای مردم و تعقل نمی‌کند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet