🔺کتاب تازه منتشر شده العربیة العلویة و اللغة المرویّة نوشته مرحوم شیخ حر عاملی.
مؤلف در این کتابِ کمتر شناخته شده، بخشهایی از ادبیات عربی را بر اساس احادیث اهلالبیت علیهمالسلام نگاشته است. در قسم اول، ٣٩ باب از ابواب ادبیات عرب و در قسم دوم ۴٠ کلمه یا عبارت را بر مبنای احادیث شیعی توضیح میدهد.
پیشاز این در مقالهای این کتاب معرفی شده است با عنوان: العربیة العلویة و اللغة المرویة؛ کتابی نویافته از شیخ حرّ عاملی، معرفی و نقد (منتشر شده در فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش۶۶، بهار ١٣٩٩)
جناب شیخ قیس عطار درباره این موضوع (توضیح لغت با توجه به روایات) مقالهای منتشر کرده است.
ایشان یکی از ویژگیهای مهم کتاب معیاراللغة را همین موضوع میداند.
@AghayedNet
مؤلف در این کتابِ کمتر شناخته شده، بخشهایی از ادبیات عربی را بر اساس احادیث اهلالبیت علیهمالسلام نگاشته است. در قسم اول، ٣٩ باب از ابواب ادبیات عرب و در قسم دوم ۴٠ کلمه یا عبارت را بر مبنای احادیث شیعی توضیح میدهد.
پیشاز این در مقالهای این کتاب معرفی شده است با عنوان: العربیة العلویة و اللغة المرویة؛ کتابی نویافته از شیخ حرّ عاملی، معرفی و نقد (منتشر شده در فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش۶۶، بهار ١٣٩٩)
جناب شیخ قیس عطار درباره این موضوع (توضیح لغت با توجه به روایات) مقالهای منتشر کرده است.
ایشان یکی از ویژگیهای مهم کتاب معیاراللغة را همین موضوع میداند.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺امروز ٢٠ اسفند ١۴٠٠ در منطقه جندق، چوپانان، نائین و... بادهای سرخی میوزید.
به خاطرم آمد آخرین لحظات عمر عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه را که طبق گزارشهای شفاهی این توفان سرخ برخاسته است.
مرحوم میرزا عبدالله، فرزند این بزرگوار گفتهاند: «سوای من و مرحومهخانم کسی در اتاق نبود و در آن حالت که در همّ و غم و گریه فرو رفته بودیم بوی عطر عجیبی فضای اتاق را در برگرفته بود که قابل وصف نبود و نمیتوانم آن را به عطرهای دنیایی تشبیه کنم.»
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه وصیت فرموده بودند که نعش مرا بسپارید. اگر میسر شد به کربلای معلی و گرنه به مشهد مقدس حمل نمایند. ازاینرو پساز فوت، کلنگدارها آمدند تا در قبرستان جندق قبری را آماده کنند. اما بادهای سرخِ شدیدی میوزید و قبر آماده نشد. سید علی (بنا) میگوید نزد آقازاده رفتم و گفتم ما اتاقِ مرحوم آقای شریف طباطبائی را تمام کردهایم و بنایی آنجا تمام شده و قبر هم که آماده نیست. همین سبب شد تا ایشان در قبرستان دفن نشوند و در آن اتاق (مقبره فعلی در جندق) مدفون گردند؛ قسمت شمال شرقیِ مَدرسِ آن بزرگوار.
@AghayedNet
به خاطرم آمد آخرین لحظات عمر عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه را که طبق گزارشهای شفاهی این توفان سرخ برخاسته است.
مرحوم میرزا عبدالله، فرزند این بزرگوار گفتهاند: «سوای من و مرحومهخانم کسی در اتاق نبود و در آن حالت که در همّ و غم و گریه فرو رفته بودیم بوی عطر عجیبی فضای اتاق را در برگرفته بود که قابل وصف نبود و نمیتوانم آن را به عطرهای دنیایی تشبیه کنم.»
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه وصیت فرموده بودند که نعش مرا بسپارید. اگر میسر شد به کربلای معلی و گرنه به مشهد مقدس حمل نمایند. ازاینرو پساز فوت، کلنگدارها آمدند تا در قبرستان جندق قبری را آماده کنند. اما بادهای سرخِ شدیدی میوزید و قبر آماده نشد. سید علی (بنا) میگوید نزد آقازاده رفتم و گفتم ما اتاقِ مرحوم آقای شریف طباطبائی را تمام کردهایم و بنایی آنجا تمام شده و قبر هم که آماده نیست. همین سبب شد تا ایشان در قبرستان دفن نشوند و در آن اتاق (مقبره فعلی در جندق) مدفون گردند؛ قسمت شمال شرقیِ مَدرسِ آن بزرگوار.
@AghayedNet
🔺دو پرسش و پاسخِ نویافته و منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه.
🔸اگرچه نام شریف ایشان مذکور نیست اما با توجه به قراینی به صحتِ این انتساب اطمینان حاصل میشود.
@AghayedNet
🔸اگرچه نام شریف ایشان مذکور نیست اما با توجه به قراینی به صحتِ این انتساب اطمینان حاصل میشود.
@AghayedNet
✔️🔻دو پرسش و پاسخِ نویافته و منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
بسم الله تعالی
و اما آنکه مرقوم شده بود که شخصی دو فقره سؤال دارد و استدعای جواب شافی وافی دارد یکی اینکه وقتی که حضرت یونس علیهالسلام از شکم ماهی بیرون آمد درخت کدو سبز شد و سایه بر بدن او افکند، بعضی حکمت آن را نوشتهاند که چون پشه و مگس به درخت کدو نمینشینند و آن شخص حکمت باطنی آن را خواسته است.
عرض میشود که خداوند عالم جلشأنه هریک از انبیاء علیهمالسلام را به جهت رفع درجات و تکمیل ایشان و سیر دادن ایشان به مراتب عالیه و رسانیدن ایشان به مقاماتی که در وجود مبارک ایشان به ودیعه گذارده بود به بلائی مناسب حال ایشان مبتلا کرد مثل حضرت یوسف علیهالسلام را به زندان و حضرت یعقوب علیهالسلام را به فراق آن و همچنین سایر انبیاء علیهمالسلام را.
و از آن جمله حضرت یونس علیهالسلام را مبتلا کرد به بطن حوت و سیر داد او را در دریاها و نمود به او آنچه نمود تا آنکه امر شد و ماهی آن حضرت را به ساحل انداخت و چون بدن آن حضرت نازک و لطیف شده بود تاب تابش آفتاب را نداشت. پس خداوند ترحم کرد بر او و شجره یقطین را رویانید بر او و خداوند او را در ظل آن شجره تربیت داد.
و سرّ آنکه خداوند حضرت یونس را در سایه درخت کدو قرار داد آن است که کدو در این عالم مظهر عقل و بر طبع عقل است چنانکه از اهلبیت عصمت علیهمالسلام وارد شده که هرکه کدو بخورد عقل او زیاد [میشود] پس اگر کدو مظهر عقل و بر طبع عقل نبود خوردن آن باعث ازدیاد عقل نمیشد پس چون کدو در این عالم مظهر عقل شد درخت کدو هم مبدء عقل میشود.
پس خداوند حضرت یونس علیهالسلام را در ظل مبدء عقل قرار داد تا آنکه تکمیل کند عقل او را و به واسطه عقل سایر مراتب کلیه را. پس رویانیدن درخت کدو و قرار دادن او را در سایه آن تتمیمی بود برای سیر او و تکمیلی بود به جهت عقل و سایر مراتب او.
و اما آنکه مرقوم شده بود که حدیث است که هر زمین که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا و هر زمین که قبول ولایت نکرد تلخ شد و آب آن زمین تلخ و شور شد زمین کربلا البته قبول ولایت کرده.
بلی احکام اولیه چنین است که هر زمینی که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا شد و هر زمینی که قبول نکرد شور و تلخ شد ولی بعد از اینکه خلط و لطخ شد و خوب و بد ممزوج به یکدیگر شد و عالم عالم اعراض شد احکام اولیه تغییر کرد و احکام ثانویه در میان آمد خوبها مخلوط به بد و بدها ممزوج به خوب شد و آب زمزم و کربلا عرَض شوری گرفت و شور شد و این شوری عرضی است و ذاتی زمین کربلا نیست.
و این فقره منحصر به زمین کربلا نیست چهبسیار از مؤمنین که میبینید که صفات ذمیمه به آنها عارض شده و مؤمن صفات ذمیمه ندارد و ذاتی او نیست و چهبسیار از کفار و منافقین که صفات حسنه عارض آنها شده و صفات حسنه ذاتی آنها نیست. پس هرگاه عالم اعراض برچیده شد خوبیها به خوبان و بدیها به بدان راجع خواهد شد. زیاده عرضی ندارم.
@AghayedNet
بسم الله تعالی
و اما آنکه مرقوم شده بود که شخصی دو فقره سؤال دارد و استدعای جواب شافی وافی دارد یکی اینکه وقتی که حضرت یونس علیهالسلام از شکم ماهی بیرون آمد درخت کدو سبز شد و سایه بر بدن او افکند، بعضی حکمت آن را نوشتهاند که چون پشه و مگس به درخت کدو نمینشینند و آن شخص حکمت باطنی آن را خواسته است.
عرض میشود که خداوند عالم جلشأنه هریک از انبیاء علیهمالسلام را به جهت رفع درجات و تکمیل ایشان و سیر دادن ایشان به مراتب عالیه و رسانیدن ایشان به مقاماتی که در وجود مبارک ایشان به ودیعه گذارده بود به بلائی مناسب حال ایشان مبتلا کرد مثل حضرت یوسف علیهالسلام را به زندان و حضرت یعقوب علیهالسلام را به فراق آن و همچنین سایر انبیاء علیهمالسلام را.
و از آن جمله حضرت یونس علیهالسلام را مبتلا کرد به بطن حوت و سیر داد او را در دریاها و نمود به او آنچه نمود تا آنکه امر شد و ماهی آن حضرت را به ساحل انداخت و چون بدن آن حضرت نازک و لطیف شده بود تاب تابش آفتاب را نداشت. پس خداوند ترحم کرد بر او و شجره یقطین را رویانید بر او و خداوند او را در ظل آن شجره تربیت داد.
و سرّ آنکه خداوند حضرت یونس را در سایه درخت کدو قرار داد آن است که کدو در این عالم مظهر عقل و بر طبع عقل است چنانکه از اهلبیت عصمت علیهمالسلام وارد شده که هرکه کدو بخورد عقل او زیاد [میشود] پس اگر کدو مظهر عقل و بر طبع عقل نبود خوردن آن باعث ازدیاد عقل نمیشد پس چون کدو در این عالم مظهر عقل شد درخت کدو هم مبدء عقل میشود.
پس خداوند حضرت یونس علیهالسلام را در ظل مبدء عقل قرار داد تا آنکه تکمیل کند عقل او را و به واسطه عقل سایر مراتب کلیه را. پس رویانیدن درخت کدو و قرار دادن او را در سایه آن تتمیمی بود برای سیر او و تکمیلی بود به جهت عقل و سایر مراتب او.
و اما آنکه مرقوم شده بود که حدیث است که هر زمین که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا و هر زمین که قبول ولایت نکرد تلخ شد و آب آن زمین تلخ و شور شد زمین کربلا البته قبول ولایت کرده.
بلی احکام اولیه چنین است که هر زمینی که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا شد و هر زمینی که قبول نکرد شور و تلخ شد ولی بعد از اینکه خلط و لطخ شد و خوب و بد ممزوج به یکدیگر شد و عالم عالم اعراض شد احکام اولیه تغییر کرد و احکام ثانویه در میان آمد خوبها مخلوط به بد و بدها ممزوج به خوب شد و آب زمزم و کربلا عرَض شوری گرفت و شور شد و این شوری عرضی است و ذاتی زمین کربلا نیست.
و این فقره منحصر به زمین کربلا نیست چهبسیار از مؤمنین که میبینید که صفات ذمیمه به آنها عارض شده و مؤمن صفات ذمیمه ندارد و ذاتی او نیست و چهبسیار از کفار و منافقین که صفات حسنه عارض آنها شده و صفات حسنه ذاتی آنها نیست. پس هرگاه عالم اعراض برچیده شد خوبیها به خوبان و بدیها به بدان راجع خواهد شد. زیاده عرضی ندارم.
@AghayedNet
✔️🔻سالنامه یا کارنامه؟! مسئله این است
آیا میشود سالنامه را کارنامه کرد؟! بعضی هستند که سالنامهها را روی هم گذاشته و استفاده نمیکنند. یا شاید برای حسابوکتاب، چند صفحهای پر میکنند یا دفتر مشق و تکلیف میشود. عیبی ندارد. خوب هم هست. اما میشود کار دیگری کرد؟!
مثلاً یک سالنامه انتخاب کرد و ابتدایش نوشت: «لایُغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصاها» (کوچک و بزرگ امور را محاسبه کرده است.) سالنامه، بدل میشود به نمونه زمینیِ نامه اعمال! چه گفتم، چه خوردم، چه کارها انجام دادم و چه کارهایی را ترک کردم. بله! تَرَکَ هم فعل است.
در اینمیان چه چیزهایی شنیدم و چه تجربههایی بهدست آوردم.
یا در ابتدای سالنامهای نوشت: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» (ز گهواره تا گور دانش بجوی). در هر صفحه از صفحههای این سالنامه که نماینده یک روزِ سال است، آیهای، حدیثی، مطلب جالبی، نکتهای مکتبی و... یادداشت کرد و تا نکته روز را ننوشته، به خواب نرود! اگر نکتهای نیافت، به دوست خود پیامی دهد که: مطلبی مکتبی به من بیاموز!
یا میتوان در ابتدای سالنامه نوشت: «العبد الاثیم ... بن/بنت... یرجو رحمة ربه (بنده گناهکار، فلان فرزند فلان، خواستار رحمت پرورنده خود است) و در هر صفحه از صفحههای سالنامه، گناههایی که در آن روز مرتکب شده بنویسد. آخر شب، قبلاز خواب، بر همه آنها مُشرِف شده و استغفار کند.
با انتخاب یکی از این روشها و شبیه آن، «خدا» را «جدا» احساس نخواهد کرد. با تمام وجود، خدا و اولیاء او را در کنار خود «وجدان» خواهد کرد و مصداقی خواهد شد برای حدیثِ «حاسِبوا انفسکم قبل انتحاسبوا» (قبل از آنکه حسابوکتاب شوید، خود به حسابوکتاب خود برسید.)
بزرگان دین مطابق روایات معصومین فرمودهاند که اولِ سال ماه رمضان است. سخنِ این یادداشت چیز دیگری است. حال که در جامعه ایرانی سالنامهها با بهار آغاز میشود و گویا چارهای هم نیست، از آنچه موجود است نیکو بهرهبرداری کنیم.
«کارل چاپک»، نویسنده اهل چکاسلواکی جایی نوشته است: «انسان هرقدر سرشناستر و دولتمندتر باشد، معمولاً به همان نسبت هم تابلو يا پلاكش سادهتر و بىآرايهتر است. [...] فكر مىكنم پاپ هم بر در منزلش چیزی به غيراز پيوس [Pius؛ لاتين، نام كوچک براى مردان و به معنى پارسا] ننوشته باشد. نه عنوانى و نه عدد و رقمى. و خدا هم كه اصلاً تابلويى ندارد نه در آسمان و نه در زمين. آخر آدم عاقل؛ تو بايد خودت تشخيص بدهى كه او در آنجا است.»
خدا دیده نمیشود؛ اما با سالنامه/کارنامهنویسی خدا را احساس خواهیم کرد. تجربه غریبی است.
@aghayednet
آیا میشود سالنامه را کارنامه کرد؟! بعضی هستند که سالنامهها را روی هم گذاشته و استفاده نمیکنند. یا شاید برای حسابوکتاب، چند صفحهای پر میکنند یا دفتر مشق و تکلیف میشود. عیبی ندارد. خوب هم هست. اما میشود کار دیگری کرد؟!
مثلاً یک سالنامه انتخاب کرد و ابتدایش نوشت: «لایُغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصاها» (کوچک و بزرگ امور را محاسبه کرده است.) سالنامه، بدل میشود به نمونه زمینیِ نامه اعمال! چه گفتم، چه خوردم، چه کارها انجام دادم و چه کارهایی را ترک کردم. بله! تَرَکَ هم فعل است.
در اینمیان چه چیزهایی شنیدم و چه تجربههایی بهدست آوردم.
یا در ابتدای سالنامهای نوشت: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» (ز گهواره تا گور دانش بجوی). در هر صفحه از صفحههای این سالنامه که نماینده یک روزِ سال است، آیهای، حدیثی، مطلب جالبی، نکتهای مکتبی و... یادداشت کرد و تا نکته روز را ننوشته، به خواب نرود! اگر نکتهای نیافت، به دوست خود پیامی دهد که: مطلبی مکتبی به من بیاموز!
یا میتوان در ابتدای سالنامه نوشت: «العبد الاثیم ... بن/بنت... یرجو رحمة ربه (بنده گناهکار، فلان فرزند فلان، خواستار رحمت پرورنده خود است) و در هر صفحه از صفحههای سالنامه، گناههایی که در آن روز مرتکب شده بنویسد. آخر شب، قبلاز خواب، بر همه آنها مُشرِف شده و استغفار کند.
با انتخاب یکی از این روشها و شبیه آن، «خدا» را «جدا» احساس نخواهد کرد. با تمام وجود، خدا و اولیاء او را در کنار خود «وجدان» خواهد کرد و مصداقی خواهد شد برای حدیثِ «حاسِبوا انفسکم قبل انتحاسبوا» (قبل از آنکه حسابوکتاب شوید، خود به حسابوکتاب خود برسید.)
بزرگان دین مطابق روایات معصومین فرمودهاند که اولِ سال ماه رمضان است. سخنِ این یادداشت چیز دیگری است. حال که در جامعه ایرانی سالنامهها با بهار آغاز میشود و گویا چارهای هم نیست، از آنچه موجود است نیکو بهرهبرداری کنیم.
«کارل چاپک»، نویسنده اهل چکاسلواکی جایی نوشته است: «انسان هرقدر سرشناستر و دولتمندتر باشد، معمولاً به همان نسبت هم تابلو يا پلاكش سادهتر و بىآرايهتر است. [...] فكر مىكنم پاپ هم بر در منزلش چیزی به غيراز پيوس [Pius؛ لاتين، نام كوچک براى مردان و به معنى پارسا] ننوشته باشد. نه عنوانى و نه عدد و رقمى. و خدا هم كه اصلاً تابلويى ندارد نه در آسمان و نه در زمين. آخر آدم عاقل؛ تو بايد خودت تشخيص بدهى كه او در آنجا است.»
خدا دیده نمیشود؛ اما با سالنامه/کارنامهنویسی خدا را احساس خواهیم کرد. تجربه غریبی است.
@aghayednet
🔺بیاناتی لطیف از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلیاللهمقامه در شرح بخشی از مناجات شعبانیه
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷بهمناسبت نیمه شعبان، ولادت قطب عالم امکان حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه
🔻معرفی میشود:
@AghayedNet
🔻معرفی میشود:
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
درسگفتارهای حقایق الطب، جلد اول
مشتمل بر ٢١ جلسه و ۴ پیوست (با محوریت مباحثی طبی) در ٣۵٢ صفحه.
@AghayedNet
درسگفتارهای حقایق الطب، جلد اول
مشتمل بر ٢١ جلسه و ۴ پیوست (با محوریت مباحثی طبی) در ٣۵٢ صفحه.
@AghayedNet
🌷در سالروز ولادت با سعادت مهدی اُمَم، وارث انبیاء، ناطقِ واحدِ عنِ الله، حجة بن الحسن العسکری (عجل الله فرجه) أسعد الله أیامکم الشریفة.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیهالسلام ميان شيعه اثنیعشری به حدّ ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علی بن محمد سمری رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و میباشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنیعشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠۵
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. همان، ج۵١، ص١. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق.
۴. بحارالانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
آنچه درباره امام زمان علیهالسلام ميان شيعه اثنیعشری به حدّ ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علی بن محمد سمری رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و میباشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنیعشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠۵
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. همان، ج۵١، ص١. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق.
۴. بحارالانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
🔺توجه و توسل به ساحت امام عصر، حجة بن الحسن المهدی عجل الله فرجه در نسخههای خطی.
بعضی از کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه یادداشت کردهاند.
@AghayedNet
بعضی از کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه یادداشت کردهاند.
@AghayedNet
نیمه شعبان سال ۳۲۹ق، پایان دوره غیبت صغری با رحلت آخرین نائب خاص امام زمان عجل الله فرجه، عالم ربانی مرحوم علی بن محمد سمری أعلی الله مقامه
(غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، به هم شده حزن و عید)
@AghayedNet
(غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، به هم شده حزن و عید)
@AghayedNet
✔️«همانا که تنها به داور شده است»
🔺یادداشتی درباره چاپ جدید تریاق فاروق!
و بیتوجهی به دفاعیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4805
🔺یادداشتی درباره چاپ جدید تریاق فاروق!
و بیتوجهی به دفاعیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4805
✔️«همانا که تنها به داور شده است»
🔻یادداشتی درباره چاپ جدید کتاب تریاق فاروق!
و بیتوجهی به جوابیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
💠بخش اول
چند سال قبلاز وقوع واقعه جانگداز همدان، «محمدحسین شهرستانی» در حوزه کربلا، دو کتاب به نامهای تریاق فاروق و مسترشد الانام فی ردّ ارشاد العوام نوشت و «شیخ محمود عراقی» هم کتابی به نام دار السلام تصنیف کرد و در آنها بر کتابهای «مرحوم شیخ احمد احسائی» و «مرحوم سید کاظم رشتی» و «مرحوم حاج محمدکریم کرمانی» اعلی الله مقامهم ایرادهایی گرفتند و بهچاپ رسانیده و منتشر نمودند.
وقتی کتابها بهدست مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه رسید، سه کتاب مفصل در ردّ آنها به نام اجتناب و ازالة الاوهام و نعل حاضره تصنیف فرمودند و آنها را چاپ و منتشر کردند.
بسیار مایه تعجب است که امروز شخصی دانشگاهی درپی تصحیح تریاق فاروق برآمده و بدون توجه به جوابیه، آن را منتشر میکند.
دیروز (جمعه ۲۷ اسفند ۱۴۰۰) نسخههای کتاب چالش شیخیه تصحیح رساله تریاق فاروق از چاپخانه خارج شد. این کتاب در قطع رقعی و در ۲۶۱ صفحه منتشر شده است.
جالب است که این کتاب را چالش شیخیه نامیده؛ با اینکه کتاب حجیم اجتناب پاسخگوی تکتک گزارههای این کتاب بوده است!
پیشاز این اشاره شده که در نقد شیخیه، یا تکرار مکررات میشود و مطالب از کتابی به کتابی کپیپیست میشود یا همان کتب قدیمی تجدید چاپ میگردد. این تصحیح و چاپ، نمونهای از شیوه دوم است.
در مقدمه مصحح، مطالبی همچون گذری بر عقاید شیخیه و دیدگاه شیخیه درباره مقامات ائمه علیهمالسلام و رکن رابع و موضوع ردیهنویسی بر شیخیه مطرح شده است. پساز آن، بهطور مختصر به دفاعیهنگاری شیخیه اشاره شده است. شرح حال نویسنده (شهرستانی) و شیوه تصحیح متن و تصاویر نسخههای خطی، دیگر مطالب مقدمه کتاب است.
پساز آن، متن کتاب آغاز میشود و تا صفحه ۲۴۹ ادامه دارد. در پایان، منابعی فهرست گردیده که در نگارش بخشهای مقدماتی و تصحیح این اثر به آنها مراجعه شده است.
درباره مطالب مقدمه مصحح، سخن فراوان است و چون در دیگر یادداشتها و مقالهها نقد کردهایم، به آن نمیپردازیم. سخن درباره این است که چرا هنگام تصحیح و چاپ کتاب تریاق فاروق، تنها به قاضی رفته و هیچ توجهی به کتاب اجتناب (جوابیه و نقد و ردّ تریاق فاروق) نکرده است.
آری، تنها توجه او اشارهای مختصر به کتاب اجتناب است و نه تحلیل مطالب کتاب اجتناب و تأمل در آن. در صفحه ۴۳ تا ۴۵ کتاب، مصحح به نگارش کتاب اجتناب واکنش نشان داده است. مناسب است تمام نوشته او دراینباره را نقل کنیم:
«پاسخنگاری علمای شیخیه به کتاب تریاق فاروق
کتاب اجتناب که در فهرست دفاعیههای شیخیه از آن نام بردیم، بهصورت خاص در پاسخ به اشکالات تریاق فاروق به رشته تحریر درآمد. نویسنده کتاب، میرزا محمدباقر شریف همدانی (معروف به جندقی)، رهبر شیخیه همدان (باقریه) است. شریف همدانی شاگرد و نماینده حاج محمدکریمخان کرمانی در شهر همدان بود. پساز درگذشت حاج محمدکریمخان در سال ۱۲۸۸ ق، شریف همدانی ادعای جانشینی نمود و رهبری محمدخان و سایر جانشینان او را قبول نپذیرفت [هکذا] و بدینترتیب شاخه شیخیه همدان که به شیخیه باقریه معروف شدند را پایهگذاری کرد. [این ادعای باطلِ داعیهٔ فرقهسازی توسط مرحوم آقای شریف طباطبائی را در مقاله «داوری تاریخ؛ رقابت؟! یا نبرد با بدعت؟» مفصلاً پاسخ دادهایم.] هماکنون پیروان این گروه از شیخیه در شهر همدان و مشهد زندگی میکنند. [این گزاره نیز ناقص و ناصحیح است.]
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻یادداشتی درباره چاپ جدید کتاب تریاق فاروق!
و بیتوجهی به جوابیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
💠بخش اول
چند سال قبلاز وقوع واقعه جانگداز همدان، «محمدحسین شهرستانی» در حوزه کربلا، دو کتاب به نامهای تریاق فاروق و مسترشد الانام فی ردّ ارشاد العوام نوشت و «شیخ محمود عراقی» هم کتابی به نام دار السلام تصنیف کرد و در آنها بر کتابهای «مرحوم شیخ احمد احسائی» و «مرحوم سید کاظم رشتی» و «مرحوم حاج محمدکریم کرمانی» اعلی الله مقامهم ایرادهایی گرفتند و بهچاپ رسانیده و منتشر نمودند.
وقتی کتابها بهدست مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه رسید، سه کتاب مفصل در ردّ آنها به نام اجتناب و ازالة الاوهام و نعل حاضره تصنیف فرمودند و آنها را چاپ و منتشر کردند.
بسیار مایه تعجب است که امروز شخصی دانشگاهی درپی تصحیح تریاق فاروق برآمده و بدون توجه به جوابیه، آن را منتشر میکند.
دیروز (جمعه ۲۷ اسفند ۱۴۰۰) نسخههای کتاب چالش شیخیه تصحیح رساله تریاق فاروق از چاپخانه خارج شد. این کتاب در قطع رقعی و در ۲۶۱ صفحه منتشر شده است.
جالب است که این کتاب را چالش شیخیه نامیده؛ با اینکه کتاب حجیم اجتناب پاسخگوی تکتک گزارههای این کتاب بوده است!
پیشاز این اشاره شده که در نقد شیخیه، یا تکرار مکررات میشود و مطالب از کتابی به کتابی کپیپیست میشود یا همان کتب قدیمی تجدید چاپ میگردد. این تصحیح و چاپ، نمونهای از شیوه دوم است.
در مقدمه مصحح، مطالبی همچون گذری بر عقاید شیخیه و دیدگاه شیخیه درباره مقامات ائمه علیهمالسلام و رکن رابع و موضوع ردیهنویسی بر شیخیه مطرح شده است. پساز آن، بهطور مختصر به دفاعیهنگاری شیخیه اشاره شده است. شرح حال نویسنده (شهرستانی) و شیوه تصحیح متن و تصاویر نسخههای خطی، دیگر مطالب مقدمه کتاب است.
پساز آن، متن کتاب آغاز میشود و تا صفحه ۲۴۹ ادامه دارد. در پایان، منابعی فهرست گردیده که در نگارش بخشهای مقدماتی و تصحیح این اثر به آنها مراجعه شده است.
درباره مطالب مقدمه مصحح، سخن فراوان است و چون در دیگر یادداشتها و مقالهها نقد کردهایم، به آن نمیپردازیم. سخن درباره این است که چرا هنگام تصحیح و چاپ کتاب تریاق فاروق، تنها به قاضی رفته و هیچ توجهی به کتاب اجتناب (جوابیه و نقد و ردّ تریاق فاروق) نکرده است.
آری، تنها توجه او اشارهای مختصر به کتاب اجتناب است و نه تحلیل مطالب کتاب اجتناب و تأمل در آن. در صفحه ۴۳ تا ۴۵ کتاب، مصحح به نگارش کتاب اجتناب واکنش نشان داده است. مناسب است تمام نوشته او دراینباره را نقل کنیم:
«پاسخنگاری علمای شیخیه به کتاب تریاق فاروق
کتاب اجتناب که در فهرست دفاعیههای شیخیه از آن نام بردیم، بهصورت خاص در پاسخ به اشکالات تریاق فاروق به رشته تحریر درآمد. نویسنده کتاب، میرزا محمدباقر شریف همدانی (معروف به جندقی)، رهبر شیخیه همدان (باقریه) است. شریف همدانی شاگرد و نماینده حاج محمدکریمخان کرمانی در شهر همدان بود. پساز درگذشت حاج محمدکریمخان در سال ۱۲۸۸ ق، شریف همدانی ادعای جانشینی نمود و رهبری محمدخان و سایر جانشینان او را قبول نپذیرفت [هکذا] و بدینترتیب شاخه شیخیه همدان که به شیخیه باقریه معروف شدند را پایهگذاری کرد. [این ادعای باطلِ داعیهٔ فرقهسازی توسط مرحوم آقای شریف طباطبائی را در مقاله «داوری تاریخ؛ رقابت؟! یا نبرد با بدعت؟» مفصلاً پاسخ دادهایم.] هماکنون پیروان این گروه از شیخیه در شهر همدان و مشهد زندگی میکنند. [این گزاره نیز ناقص و ناصحیح است.]
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️«همانا که تنها به داور شده است»
🔻یادداشتی درباره چاپ جدید کتاب تریاق فاروق!
و بیتوجهی به جوابیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
💠بخش دوم
ادامه عبارات مقدمه کتاب چالش شیخیه چنین است:
«از مهمترین اختلافات اساسی شیخیه باقریه با شیخیه کریمخانیه، در مسئله وحدت ناطق بود. وی کتاب ایضاح، موضح، توضیح را در رد این نظریه نگاشت. شریف همدانی، که در اواخر عمر به در [هکذا] جندق بهسر برد، به جندقی نیز معروف است.
صفحات ابتدائی کتاب به شرح اجازات مؤلف از علماء مشهور اختصاص داده شده است. [این نیز خطاءِ دیگری است. در آن چاپ، اجازات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه نقل شده است.]
چاپ اول کتاب اجتناب به سال ۱۳۱۹ق رقم خورد. اما در سال های اخیر، این کتاب توسط انتشارات مکتب استبصار مجدداً منتشر شده است.» (چالش شیخیه، ص ۴۳تا ۴۵)
شگفت از مصحح محترم که اقرار مرحوم آقای شریف طباطبائی درتبعیت از ضروریات مذهب را میبیند و باز هم به تصحیح و چاپ کتاب تریاق فاروق دست مییازد.
انصاف این است که مصحح محترم و امثال او تنها به قاضی نروند و جوابیه را نیز همراه کتاب تریاق فاروق چاپ و منتشر کنند. بهتعبیر نظامی،
به فیروزی خود دلاور شده است
همانا که تنها به داور شده است
انصاف و اخلاق و شرع حکم میکند دفاعیه مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه منتشر گردد؛ اما اینها گوهرهای نایابی است.
قطعاً انتشار این جوابیهٔ مرحوم آقای شریف طباطبائی مجوز نخواهد گرفت. در برخورد با مکتب شیخیه، «تنها به قاضی رفتن» باب شده است، یعنی به نفع خود داوری کردن و همه منافع را حق خود دانستن.
مصحح محترم حتی فهرست مطالب را نقل نکرده و قطعاً حتی یک بار هم نخوانده است؛ چراکه اگر یک بار خوانده بود، جواب را در ذیل تکتک اشکالهای تریاق فاروق مینگاشت. زهی خیال باطل!
حال که اجازه نشر کاغذی کتاب اجتناب مهیا نیست، برای اینکه مصحح محترم تنها به قاضی نرفته باشد (که راضی باز آید)، فایل کتاب اجتناب ذیلاً تقدیم میشود.
چاپ مستقل و جدید تریاق فاروق و صرفنظر از کتاب اجتناب و بیتوجهی به آن، برای اهل انصاف مایه تعجب است. هرچند جای شگفتی نیست؛ چراکه جهان را عادت دیرینه این است... .
۱۶ شعبان المعظم ۱۴۴۳
@AghayedNet
🔻یادداشتی درباره چاپ جدید کتاب تریاق فاروق!
و بیتوجهی به جوابیه مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
💠بخش دوم
ادامه عبارات مقدمه کتاب چالش شیخیه چنین است:
«از مهمترین اختلافات اساسی شیخیه باقریه با شیخیه کریمخانیه، در مسئله وحدت ناطق بود. وی کتاب ایضاح، موضح، توضیح را در رد این نظریه نگاشت. شریف همدانی، که در اواخر عمر به در [هکذا] جندق بهسر برد، به جندقی نیز معروف است.
صفحات ابتدائی کتاب به شرح اجازات مؤلف از علماء مشهور اختصاص داده شده است. [این نیز خطاءِ دیگری است. در آن چاپ، اجازات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه نقل شده است.]
چاپ اول کتاب اجتناب به سال ۱۳۱۹ق رقم خورد. اما در سال های اخیر، این کتاب توسط انتشارات مکتب استبصار مجدداً منتشر شده است.» (چالش شیخیه، ص ۴۳تا ۴۵)
شگفت از مصحح محترم که اقرار مرحوم آقای شریف طباطبائی درتبعیت از ضروریات مذهب را میبیند و باز هم به تصحیح و چاپ کتاب تریاق فاروق دست مییازد.
انصاف این است که مصحح محترم و امثال او تنها به قاضی نروند و جوابیه را نیز همراه کتاب تریاق فاروق چاپ و منتشر کنند. بهتعبیر نظامی،
به فیروزی خود دلاور شده است
همانا که تنها به داور شده است
انصاف و اخلاق و شرع حکم میکند دفاعیه مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه منتشر گردد؛ اما اینها گوهرهای نایابی است.
قطعاً انتشار این جوابیهٔ مرحوم آقای شریف طباطبائی مجوز نخواهد گرفت. در برخورد با مکتب شیخیه، «تنها به قاضی رفتن» باب شده است، یعنی به نفع خود داوری کردن و همه منافع را حق خود دانستن.
مصحح محترم حتی فهرست مطالب را نقل نکرده و قطعاً حتی یک بار هم نخوانده است؛ چراکه اگر یک بار خوانده بود، جواب را در ذیل تکتک اشکالهای تریاق فاروق مینگاشت. زهی خیال باطل!
حال که اجازه نشر کاغذی کتاب اجتناب مهیا نیست، برای اینکه مصحح محترم تنها به قاضی نرفته باشد (که راضی باز آید)، فایل کتاب اجتناب ذیلاً تقدیم میشود.
چاپ مستقل و جدید تریاق فاروق و صرفنظر از کتاب اجتناب و بیتوجهی به آن، برای اهل انصاف مایه تعجب است. هرچند جای شگفتی نیست؛ چراکه جهان را عادت دیرینه این است... .
۱۶ شعبان المعظم ۱۴۴۳
@AghayedNet
اجتناب .pdf
3 MB
🔺فایل تایپی کتاب اجتناب
نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه
در پاسخ به کتاب تریاق فاروق
#کتاب
@AghayedNet
نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه
در پاسخ به کتاب تریاق فاروق
#کتاب
@AghayedNet