✔️🔻متنی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره تعداد مسلمانان در عالم، مرقومشده در حدود سال ١٢۶٧ق:
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل، اهل رُبع مسکون به تقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند به ازائش میآیند و هرچه میآیند به ازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند. (جلد چهارم کتاب ارشادالعوام. مکارمالابرار، ج۵، ص۴٢)
🔺بهمناسبت کتاب تازه منتشر شده تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی.
@AghayedNet
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل، اهل رُبع مسکون به تقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند به ازائش میآیند و هرچه میآیند به ازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند. (جلد چهارم کتاب ارشادالعوام. مکارمالابرار، ج۵، ص۴٢)
🔺بهمناسبت کتاب تازه منتشر شده تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸برگزاری ختم دستهجمعی قرآن با نیتهای مختلف در گروههای شبکههای مجازی چه حکمی دارد؟ در این ختم، صفحهها یا حزبها یا جزءهای قرآن، میان افراد تقسیم میشود و هر کسی مقداری از قرآن را قرائت میکند و ختم قرآن انجام میشود.
پاسخ:
🔹چنین دستوری نرسیده و اشکالی هم ندارد؛ زیرا توسل به قرآن است.
البته در اینطور، هر کسی ثواب همان اندازه که خوانده دارد؛ نه ثواب ختم قرآن.
و اگر کسی بهطور واجب نذر کرده که یک ختم قرآن بخواند، به اینطور نذرش اداء نمیشود؛ مگر آنکه در هنگام نذر، به اینطور را یادآور شود.
@AghayedNet
🔸برگزاری ختم دستهجمعی قرآن با نیتهای مختلف در گروههای شبکههای مجازی چه حکمی دارد؟ در این ختم، صفحهها یا حزبها یا جزءهای قرآن، میان افراد تقسیم میشود و هر کسی مقداری از قرآن را قرائت میکند و ختم قرآن انجام میشود.
پاسخ:
🔹چنین دستوری نرسیده و اشکالی هم ندارد؛ زیرا توسل به قرآن است.
البته در اینطور، هر کسی ثواب همان اندازه که خوانده دارد؛ نه ثواب ختم قرآن.
و اگر کسی بهطور واجب نذر کرده که یک ختم قرآن بخواند، به اینطور نذرش اداء نمیشود؛ مگر آنکه در هنگام نذر، به اینطور را یادآور شود.
@AghayedNet
✔️🔻اصول دین و رکن رابع در کلام مرحوم شیخ مفید
بهتازگی (٣ اسفند ١۴٠٠) برای نخستینبار قدیمیترین نسخه خطی المقنعة شیخ مفید رونمایی شد.
مرحوم شیخ مفید از علمائی است که اصول دین را در رسالههایی همچون احکام النساء و المقنعة طبق ترتیب روایات نقل کرده. ترتیبی که در بیان عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بر آن تأکید شده است.
مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در کنار همه دلایل روایی و حِکمی، به کلام مرحوم شیخ مفید نیز استناد کرده و میفرمایند:
«این ارکان اختراعی نیست که ما اختراع کرده باشیم بلکه از روز اول تا حال این ارکان بوده و از این جهت شیخ مفید اعلی الله مقامه افتتاح کتاب مقنع را به این ارکان فرموده و بابی در معرفت خداوند قرار داده و بابی در معرفت انبیاء و بابی در معرفت ائمه علیهمالسلام و باب چهارم را در ولایت اولیاء و برائت از اعداء. و این است عبارت شریفه ایشان:
«باب ما یجب من ولایة اولیاء الله تعالی فی الدین و عداوة اعداء الله الفاسقین و ولایة اولیاء الله تعالی مفترضة و بها قوام الایمان و عداوة اعدائهم واجبة علی کل حال.
قال الله جلوعز: لاتجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادّون من حادّ الله و رسوله ولو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم.
و قال: ولو کانوا یؤمنون بالله و النبی و ماانزل الیه مااتخذوهم اولیاء.
و قال رسولالله صلی الله علیه و آله: اوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و الولایة لاولیاء الله و العداوة لاعداء الله» انتهی.
حال هر نقصی بر شیخ مفید وارد میآورند بر ما هم بیاورند.»
(مکارمالابرار: فارسی، ج۶، ص۴٢٩)
@AghayedNet
🔻تصویر: قدیمیترین نسخه رساله المقنعة مرحوم شیخ مفید.
بهتازگی (٣ اسفند ١۴٠٠) برای نخستینبار قدیمیترین نسخه خطی المقنعة شیخ مفید رونمایی شد.
مرحوم شیخ مفید از علمائی است که اصول دین را در رسالههایی همچون احکام النساء و المقنعة طبق ترتیب روایات نقل کرده. ترتیبی که در بیان عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بر آن تأکید شده است.
مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در کنار همه دلایل روایی و حِکمی، به کلام مرحوم شیخ مفید نیز استناد کرده و میفرمایند:
«این ارکان اختراعی نیست که ما اختراع کرده باشیم بلکه از روز اول تا حال این ارکان بوده و از این جهت شیخ مفید اعلی الله مقامه افتتاح کتاب مقنع را به این ارکان فرموده و بابی در معرفت خداوند قرار داده و بابی در معرفت انبیاء و بابی در معرفت ائمه علیهمالسلام و باب چهارم را در ولایت اولیاء و برائت از اعداء. و این است عبارت شریفه ایشان:
«باب ما یجب من ولایة اولیاء الله تعالی فی الدین و عداوة اعداء الله الفاسقین و ولایة اولیاء الله تعالی مفترضة و بها قوام الایمان و عداوة اعدائهم واجبة علی کل حال.
قال الله جلوعز: لاتجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادّون من حادّ الله و رسوله ولو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم.
و قال: ولو کانوا یؤمنون بالله و النبی و ماانزل الیه مااتخذوهم اولیاء.
و قال رسولالله صلی الله علیه و آله: اوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و الولایة لاولیاء الله و العداوة لاعداء الله» انتهی.
حال هر نقصی بر شیخ مفید وارد میآورند بر ما هم بیاورند.»
(مکارمالابرار: فارسی، ج۶، ص۴٢٩)
@AghayedNet
🔻تصویر: قدیمیترین نسخه رساله المقنعة مرحوم شیخ مفید.
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده کشف الظلام و قشع الغمام فی المشیة و الارادة لله الملک العلام نگاشته میرزا حسن دهلوی حائری مشتمل بر مقدمهای درباره مؤلف و نقل مراسله عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه خطاب به مؤلف و متن کتاب در چهار فصل و خاتمه به…
🔺تصریح عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه به لفظ و مفاد رکن رابع در مراسلهای خطاب به مرحوم میرزا حسن دهلوی.
🔸پیشاز این اشاره شد که این ترتیب ارکان دین در روایات آمده و علمائی همچون مرحوم شیخ مفید تصریح کردهاند.
@aghayedNet
🔸پیشاز این اشاره شد که این ترتیب ارکان دین در روایات آمده و علمائی همچون مرحوم شیخ مفید تصریح کردهاند.
@aghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده العربیة العلویة و اللغة المرویّة نوشته مرحوم شیخ حر عاملی.
مؤلف در این کتابِ کمتر شناخته شده، بخشهایی از ادبیات عربی را بر اساس احادیث اهلالبیت علیهمالسلام نگاشته است. در قسم اول، ٣٩ باب از ابواب ادبیات عرب و در قسم دوم ۴٠ کلمه یا عبارت را بر مبنای احادیث شیعی توضیح میدهد.
پیشاز این در مقالهای این کتاب معرفی شده است با عنوان: العربیة العلویة و اللغة المرویة؛ کتابی نویافته از شیخ حرّ عاملی، معرفی و نقد (منتشر شده در فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش۶۶، بهار ١٣٩٩)
جناب شیخ قیس عطار درباره این موضوع (توضیح لغت با توجه به روایات) مقالهای منتشر کرده است.
ایشان یکی از ویژگیهای مهم کتاب معیاراللغة را همین موضوع میداند.
@AghayedNet
مؤلف در این کتابِ کمتر شناخته شده، بخشهایی از ادبیات عربی را بر اساس احادیث اهلالبیت علیهمالسلام نگاشته است. در قسم اول، ٣٩ باب از ابواب ادبیات عرب و در قسم دوم ۴٠ کلمه یا عبارت را بر مبنای احادیث شیعی توضیح میدهد.
پیشاز این در مقالهای این کتاب معرفی شده است با عنوان: العربیة العلویة و اللغة المرویة؛ کتابی نویافته از شیخ حرّ عاملی، معرفی و نقد (منتشر شده در فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش۶۶، بهار ١٣٩٩)
جناب شیخ قیس عطار درباره این موضوع (توضیح لغت با توجه به روایات) مقالهای منتشر کرده است.
ایشان یکی از ویژگیهای مهم کتاب معیاراللغة را همین موضوع میداند.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺امروز ٢٠ اسفند ١۴٠٠ در منطقه جندق، چوپانان، نائین و... بادهای سرخی میوزید.
به خاطرم آمد آخرین لحظات عمر عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه را که طبق گزارشهای شفاهی این توفان سرخ برخاسته است.
مرحوم میرزا عبدالله، فرزند این بزرگوار گفتهاند: «سوای من و مرحومهخانم کسی در اتاق نبود و در آن حالت که در همّ و غم و گریه فرو رفته بودیم بوی عطر عجیبی فضای اتاق را در برگرفته بود که قابل وصف نبود و نمیتوانم آن را به عطرهای دنیایی تشبیه کنم.»
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه وصیت فرموده بودند که نعش مرا بسپارید. اگر میسر شد به کربلای معلی و گرنه به مشهد مقدس حمل نمایند. ازاینرو پساز فوت، کلنگدارها آمدند تا در قبرستان جندق قبری را آماده کنند. اما بادهای سرخِ شدیدی میوزید و قبر آماده نشد. سید علی (بنا) میگوید نزد آقازاده رفتم و گفتم ما اتاقِ مرحوم آقای شریف طباطبائی را تمام کردهایم و بنایی آنجا تمام شده و قبر هم که آماده نیست. همین سبب شد تا ایشان در قبرستان دفن نشوند و در آن اتاق (مقبره فعلی در جندق) مدفون گردند؛ قسمت شمال شرقیِ مَدرسِ آن بزرگوار.
@AghayedNet
به خاطرم آمد آخرین لحظات عمر عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه را که طبق گزارشهای شفاهی این توفان سرخ برخاسته است.
مرحوم میرزا عبدالله، فرزند این بزرگوار گفتهاند: «سوای من و مرحومهخانم کسی در اتاق نبود و در آن حالت که در همّ و غم و گریه فرو رفته بودیم بوی عطر عجیبی فضای اتاق را در برگرفته بود که قابل وصف نبود و نمیتوانم آن را به عطرهای دنیایی تشبیه کنم.»
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه وصیت فرموده بودند که نعش مرا بسپارید. اگر میسر شد به کربلای معلی و گرنه به مشهد مقدس حمل نمایند. ازاینرو پساز فوت، کلنگدارها آمدند تا در قبرستان جندق قبری را آماده کنند. اما بادهای سرخِ شدیدی میوزید و قبر آماده نشد. سید علی (بنا) میگوید نزد آقازاده رفتم و گفتم ما اتاقِ مرحوم آقای شریف طباطبائی را تمام کردهایم و بنایی آنجا تمام شده و قبر هم که آماده نیست. همین سبب شد تا ایشان در قبرستان دفن نشوند و در آن اتاق (مقبره فعلی در جندق) مدفون گردند؛ قسمت شمال شرقیِ مَدرسِ آن بزرگوار.
@AghayedNet
🔺دو پرسش و پاسخِ نویافته و منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه.
🔸اگرچه نام شریف ایشان مذکور نیست اما با توجه به قراینی به صحتِ این انتساب اطمینان حاصل میشود.
@AghayedNet
🔸اگرچه نام شریف ایشان مذکور نیست اما با توجه به قراینی به صحتِ این انتساب اطمینان حاصل میشود.
@AghayedNet
✔️🔻دو پرسش و پاسخِ نویافته و منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
بسم الله تعالی
و اما آنکه مرقوم شده بود که شخصی دو فقره سؤال دارد و استدعای جواب شافی وافی دارد یکی اینکه وقتی که حضرت یونس علیهالسلام از شکم ماهی بیرون آمد درخت کدو سبز شد و سایه بر بدن او افکند، بعضی حکمت آن را نوشتهاند که چون پشه و مگس به درخت کدو نمینشینند و آن شخص حکمت باطنی آن را خواسته است.
عرض میشود که خداوند عالم جلشأنه هریک از انبیاء علیهمالسلام را به جهت رفع درجات و تکمیل ایشان و سیر دادن ایشان به مراتب عالیه و رسانیدن ایشان به مقاماتی که در وجود مبارک ایشان به ودیعه گذارده بود به بلائی مناسب حال ایشان مبتلا کرد مثل حضرت یوسف علیهالسلام را به زندان و حضرت یعقوب علیهالسلام را به فراق آن و همچنین سایر انبیاء علیهمالسلام را.
و از آن جمله حضرت یونس علیهالسلام را مبتلا کرد به بطن حوت و سیر داد او را در دریاها و نمود به او آنچه نمود تا آنکه امر شد و ماهی آن حضرت را به ساحل انداخت و چون بدن آن حضرت نازک و لطیف شده بود تاب تابش آفتاب را نداشت. پس خداوند ترحم کرد بر او و شجره یقطین را رویانید بر او و خداوند او را در ظل آن شجره تربیت داد.
و سرّ آنکه خداوند حضرت یونس را در سایه درخت کدو قرار داد آن است که کدو در این عالم مظهر عقل و بر طبع عقل است چنانکه از اهلبیت عصمت علیهمالسلام وارد شده که هرکه کدو بخورد عقل او زیاد [میشود] پس اگر کدو مظهر عقل و بر طبع عقل نبود خوردن آن باعث ازدیاد عقل نمیشد پس چون کدو در این عالم مظهر عقل شد درخت کدو هم مبدء عقل میشود.
پس خداوند حضرت یونس علیهالسلام را در ظل مبدء عقل قرار داد تا آنکه تکمیل کند عقل او را و به واسطه عقل سایر مراتب کلیه را. پس رویانیدن درخت کدو و قرار دادن او را در سایه آن تتمیمی بود برای سیر او و تکمیلی بود به جهت عقل و سایر مراتب او.
و اما آنکه مرقوم شده بود که حدیث است که هر زمین که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا و هر زمین که قبول ولایت نکرد تلخ شد و آب آن زمین تلخ و شور شد زمین کربلا البته قبول ولایت کرده.
بلی احکام اولیه چنین است که هر زمینی که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا شد و هر زمینی که قبول نکرد شور و تلخ شد ولی بعد از اینکه خلط و لطخ شد و خوب و بد ممزوج به یکدیگر شد و عالم عالم اعراض شد احکام اولیه تغییر کرد و احکام ثانویه در میان آمد خوبها مخلوط به بد و بدها ممزوج به خوب شد و آب زمزم و کربلا عرَض شوری گرفت و شور شد و این شوری عرضی است و ذاتی زمین کربلا نیست.
و این فقره منحصر به زمین کربلا نیست چهبسیار از مؤمنین که میبینید که صفات ذمیمه به آنها عارض شده و مؤمن صفات ذمیمه ندارد و ذاتی او نیست و چهبسیار از کفار و منافقین که صفات حسنه عارض آنها شده و صفات حسنه ذاتی آنها نیست. پس هرگاه عالم اعراض برچیده شد خوبیها به خوبان و بدیها به بدان راجع خواهد شد. زیاده عرضی ندارم.
@AghayedNet
بسم الله تعالی
و اما آنکه مرقوم شده بود که شخصی دو فقره سؤال دارد و استدعای جواب شافی وافی دارد یکی اینکه وقتی که حضرت یونس علیهالسلام از شکم ماهی بیرون آمد درخت کدو سبز شد و سایه بر بدن او افکند، بعضی حکمت آن را نوشتهاند که چون پشه و مگس به درخت کدو نمینشینند و آن شخص حکمت باطنی آن را خواسته است.
عرض میشود که خداوند عالم جلشأنه هریک از انبیاء علیهمالسلام را به جهت رفع درجات و تکمیل ایشان و سیر دادن ایشان به مراتب عالیه و رسانیدن ایشان به مقاماتی که در وجود مبارک ایشان به ودیعه گذارده بود به بلائی مناسب حال ایشان مبتلا کرد مثل حضرت یوسف علیهالسلام را به زندان و حضرت یعقوب علیهالسلام را به فراق آن و همچنین سایر انبیاء علیهمالسلام را.
و از آن جمله حضرت یونس علیهالسلام را مبتلا کرد به بطن حوت و سیر داد او را در دریاها و نمود به او آنچه نمود تا آنکه امر شد و ماهی آن حضرت را به ساحل انداخت و چون بدن آن حضرت نازک و لطیف شده بود تاب تابش آفتاب را نداشت. پس خداوند ترحم کرد بر او و شجره یقطین را رویانید بر او و خداوند او را در ظل آن شجره تربیت داد.
و سرّ آنکه خداوند حضرت یونس را در سایه درخت کدو قرار داد آن است که کدو در این عالم مظهر عقل و بر طبع عقل است چنانکه از اهلبیت عصمت علیهمالسلام وارد شده که هرکه کدو بخورد عقل او زیاد [میشود] پس اگر کدو مظهر عقل و بر طبع عقل نبود خوردن آن باعث ازدیاد عقل نمیشد پس چون کدو در این عالم مظهر عقل شد درخت کدو هم مبدء عقل میشود.
پس خداوند حضرت یونس علیهالسلام را در ظل مبدء عقل قرار داد تا آنکه تکمیل کند عقل او را و به واسطه عقل سایر مراتب کلیه را. پس رویانیدن درخت کدو و قرار دادن او را در سایه آن تتمیمی بود برای سیر او و تکمیلی بود به جهت عقل و سایر مراتب او.
و اما آنکه مرقوم شده بود که حدیث است که هر زمین که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا و هر زمین که قبول ولایت نکرد تلخ شد و آب آن زمین تلخ و شور شد زمین کربلا البته قبول ولایت کرده.
بلی احکام اولیه چنین است که هر زمینی که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا شد و هر زمینی که قبول نکرد شور و تلخ شد ولی بعد از اینکه خلط و لطخ شد و خوب و بد ممزوج به یکدیگر شد و عالم عالم اعراض شد احکام اولیه تغییر کرد و احکام ثانویه در میان آمد خوبها مخلوط به بد و بدها ممزوج به خوب شد و آب زمزم و کربلا عرَض شوری گرفت و شور شد و این شوری عرضی است و ذاتی زمین کربلا نیست.
و این فقره منحصر به زمین کربلا نیست چهبسیار از مؤمنین که میبینید که صفات ذمیمه به آنها عارض شده و مؤمن صفات ذمیمه ندارد و ذاتی او نیست و چهبسیار از کفار و منافقین که صفات حسنه عارض آنها شده و صفات حسنه ذاتی آنها نیست. پس هرگاه عالم اعراض برچیده شد خوبیها به خوبان و بدیها به بدان راجع خواهد شد. زیاده عرضی ندارم.
@AghayedNet
✔️🔻سالنامه یا کارنامه؟! مسئله این است
آیا میشود سالنامه را کارنامه کرد؟! بعضی هستند که سالنامهها را روی هم گذاشته و استفاده نمیکنند. یا شاید برای حسابوکتاب، چند صفحهای پر میکنند یا دفتر مشق و تکلیف میشود. عیبی ندارد. خوب هم هست. اما میشود کار دیگری کرد؟!
مثلاً یک سالنامه انتخاب کرد و ابتدایش نوشت: «لایُغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصاها» (کوچک و بزرگ امور را محاسبه کرده است.) سالنامه، بدل میشود به نمونه زمینیِ نامه اعمال! چه گفتم، چه خوردم، چه کارها انجام دادم و چه کارهایی را ترک کردم. بله! تَرَکَ هم فعل است.
در اینمیان چه چیزهایی شنیدم و چه تجربههایی بهدست آوردم.
یا در ابتدای سالنامهای نوشت: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» (ز گهواره تا گور دانش بجوی). در هر صفحه از صفحههای این سالنامه که نماینده یک روزِ سال است، آیهای، حدیثی، مطلب جالبی، نکتهای مکتبی و... یادداشت کرد و تا نکته روز را ننوشته، به خواب نرود! اگر نکتهای نیافت، به دوست خود پیامی دهد که: مطلبی مکتبی به من بیاموز!
یا میتوان در ابتدای سالنامه نوشت: «العبد الاثیم ... بن/بنت... یرجو رحمة ربه (بنده گناهکار، فلان فرزند فلان، خواستار رحمت پرورنده خود است) و در هر صفحه از صفحههای سالنامه، گناههایی که در آن روز مرتکب شده بنویسد. آخر شب، قبلاز خواب، بر همه آنها مُشرِف شده و استغفار کند.
با انتخاب یکی از این روشها و شبیه آن، «خدا» را «جدا» احساس نخواهد کرد. با تمام وجود، خدا و اولیاء او را در کنار خود «وجدان» خواهد کرد و مصداقی خواهد شد برای حدیثِ «حاسِبوا انفسکم قبل انتحاسبوا» (قبل از آنکه حسابوکتاب شوید، خود به حسابوکتاب خود برسید.)
بزرگان دین مطابق روایات معصومین فرمودهاند که اولِ سال ماه رمضان است. سخنِ این یادداشت چیز دیگری است. حال که در جامعه ایرانی سالنامهها با بهار آغاز میشود و گویا چارهای هم نیست، از آنچه موجود است نیکو بهرهبرداری کنیم.
«کارل چاپک»، نویسنده اهل چکاسلواکی جایی نوشته است: «انسان هرقدر سرشناستر و دولتمندتر باشد، معمولاً به همان نسبت هم تابلو يا پلاكش سادهتر و بىآرايهتر است. [...] فكر مىكنم پاپ هم بر در منزلش چیزی به غيراز پيوس [Pius؛ لاتين، نام كوچک براى مردان و به معنى پارسا] ننوشته باشد. نه عنوانى و نه عدد و رقمى. و خدا هم كه اصلاً تابلويى ندارد نه در آسمان و نه در زمين. آخر آدم عاقل؛ تو بايد خودت تشخيص بدهى كه او در آنجا است.»
خدا دیده نمیشود؛ اما با سالنامه/کارنامهنویسی خدا را احساس خواهیم کرد. تجربه غریبی است.
@aghayednet
آیا میشود سالنامه را کارنامه کرد؟! بعضی هستند که سالنامهها را روی هم گذاشته و استفاده نمیکنند. یا شاید برای حسابوکتاب، چند صفحهای پر میکنند یا دفتر مشق و تکلیف میشود. عیبی ندارد. خوب هم هست. اما میشود کار دیگری کرد؟!
مثلاً یک سالنامه انتخاب کرد و ابتدایش نوشت: «لایُغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصاها» (کوچک و بزرگ امور را محاسبه کرده است.) سالنامه، بدل میشود به نمونه زمینیِ نامه اعمال! چه گفتم، چه خوردم، چه کارها انجام دادم و چه کارهایی را ترک کردم. بله! تَرَکَ هم فعل است.
در اینمیان چه چیزهایی شنیدم و چه تجربههایی بهدست آوردم.
یا در ابتدای سالنامهای نوشت: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» (ز گهواره تا گور دانش بجوی). در هر صفحه از صفحههای این سالنامه که نماینده یک روزِ سال است، آیهای، حدیثی، مطلب جالبی، نکتهای مکتبی و... یادداشت کرد و تا نکته روز را ننوشته، به خواب نرود! اگر نکتهای نیافت، به دوست خود پیامی دهد که: مطلبی مکتبی به من بیاموز!
یا میتوان در ابتدای سالنامه نوشت: «العبد الاثیم ... بن/بنت... یرجو رحمة ربه (بنده گناهکار، فلان فرزند فلان، خواستار رحمت پرورنده خود است) و در هر صفحه از صفحههای سالنامه، گناههایی که در آن روز مرتکب شده بنویسد. آخر شب، قبلاز خواب، بر همه آنها مُشرِف شده و استغفار کند.
با انتخاب یکی از این روشها و شبیه آن، «خدا» را «جدا» احساس نخواهد کرد. با تمام وجود، خدا و اولیاء او را در کنار خود «وجدان» خواهد کرد و مصداقی خواهد شد برای حدیثِ «حاسِبوا انفسکم قبل انتحاسبوا» (قبل از آنکه حسابوکتاب شوید، خود به حسابوکتاب خود برسید.)
بزرگان دین مطابق روایات معصومین فرمودهاند که اولِ سال ماه رمضان است. سخنِ این یادداشت چیز دیگری است. حال که در جامعه ایرانی سالنامهها با بهار آغاز میشود و گویا چارهای هم نیست، از آنچه موجود است نیکو بهرهبرداری کنیم.
«کارل چاپک»، نویسنده اهل چکاسلواکی جایی نوشته است: «انسان هرقدر سرشناستر و دولتمندتر باشد، معمولاً به همان نسبت هم تابلو يا پلاكش سادهتر و بىآرايهتر است. [...] فكر مىكنم پاپ هم بر در منزلش چیزی به غيراز پيوس [Pius؛ لاتين، نام كوچک براى مردان و به معنى پارسا] ننوشته باشد. نه عنوانى و نه عدد و رقمى. و خدا هم كه اصلاً تابلويى ندارد نه در آسمان و نه در زمين. آخر آدم عاقل؛ تو بايد خودت تشخيص بدهى كه او در آنجا است.»
خدا دیده نمیشود؛ اما با سالنامه/کارنامهنویسی خدا را احساس خواهیم کرد. تجربه غریبی است.
@aghayednet
🔺بیاناتی لطیف از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلیاللهمقامه در شرح بخشی از مناجات شعبانیه
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷بهمناسبت نیمه شعبان، ولادت قطب عالم امکان حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه
🔻معرفی میشود:
@AghayedNet
🔻معرفی میشود:
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
درسگفتارهای حقایق الطب، جلد اول
مشتمل بر ٢١ جلسه و ۴ پیوست (با محوریت مباحثی طبی) در ٣۵٢ صفحه.
@AghayedNet
درسگفتارهای حقایق الطب، جلد اول
مشتمل بر ٢١ جلسه و ۴ پیوست (با محوریت مباحثی طبی) در ٣۵٢ صفحه.
@AghayedNet
🌷در سالروز ولادت با سعادت مهدی اُمَم، وارث انبیاء، ناطقِ واحدِ عنِ الله، حجة بن الحسن العسکری (عجل الله فرجه) أسعد الله أیامکم الشریفة.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیهالسلام ميان شيعه اثنیعشری به حدّ ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علی بن محمد سمری رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و میباشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنیعشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠۵
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. همان، ج۵١، ص١. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق.
۴. بحارالانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
آنچه درباره امام زمان علیهالسلام ميان شيعه اثنیعشری به حدّ ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علی بن محمد سمری رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و میباشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنیعشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠۵
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. همان، ج۵١، ص١. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق.
۴. بحارالانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
🔺توجه و توسل به ساحت امام عصر، حجة بن الحسن المهدی عجل الله فرجه در نسخههای خطی.
بعضی از کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه یادداشت کردهاند.
@AghayedNet
بعضی از کاتبان دروس و مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم در ابتداء درس یا موعظه، عباراتی در توسل به حضرت بقیت الله عجل الله فرجه یادداشت کردهاند.
@AghayedNet