✔️تخلف از تأدب پژوهشی
🔺یادداشتی در دفاع از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4773
🔺یادداشتی در دفاع از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4773
✔️تخلف از تأدب پژوهشی
🔻یادداشتی در دفاع از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در حوزههای مختلفِ معرفتی قلم زدهاند و رسائل و شروح ارزشمندی به یادگار گذاشتهاند.
یکی از رسائل ایشان رسالهای است که به این نام شهرت پیدا کرده است: «رساله در شرح کلیات فخر رازی».
رساله تحقیق کلیات که در مباحث منطق است و این بزرگوار شرح فرمودهاند، بهدرخواست مرحوم امانالله خان انجام گرفته و خودِ او متن رساله خطی را فرستاده و شرح آن را به فارسی تقاضا کرده است.
یا مرحوم امانالله خان در نامه خود نوشته که این رساله از «فخر رازی» است، یا ناسخ اشتباهاً آن را به فخر رازی نسبت داده بوده است. درهرصورت، مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه بهعلت نبود امکانات برای بررسی بیشتر، مطابق اظهار ایشان، این رساله را در مقدمه به فخر رازی نسبت داده و مرقوم کردهاند:
«در اين اوان محنتاقتران، كريمهای از مصدر عزت و جلال و حشمت و كمال [...] نواب ضياءالملک «اماناللّه خان» والی ولايت كردستان اطال اللّه بقاه و بلغه ما يتمناه و جعل اخراه خيراً من اولاه، بهافتخار و سرافرازی، با رسالهای از فخر رازی رسيد، و اشاره به شرح آن به زبان فارسی نه به تازی رفته بود اگر چه خود آن رساله تازی بود و شرح آن به عربی مناسب.»
متأسفانه دکتر سید حسین سیدموسوی در مقالهای نسبتبه عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه از تأدب پژوهشی تخلف کرده و عبارت سخیفی را بهکار برده است. وی در این مقاله با عنوان رساله تحقیق الکلیات که در خردنامه صدرا منتشر گردیده نوشته است:
«این رساله در اسفندماه ١٣۶۴ بدون تصحیح و تحقیق در چاپخانه خراسان، همراه شرح مرحوم حاج محمدباقر شریف طباطبائی متوفای ١٣١٩هـق که از سلسله شیخیه محسوب میشود بهچاپ رسیده است. عنوان این رساله چاپشده شرح رساله کلیات فخر رازی است. شارح، این رساله را بهغلط به امام فخر رازی نسبت داده است.» (خردنامه صدرا، ش١٩، ص٧٧)
ما بدون برخورد با مقاله دکتر سیدموسوی، مؤلف رساله را یافته بودیم و اشکالی در این مطلب نیست. سخن درباره جمله پایانی دکتر است و تعبیرِ بیادبانه او درباره مرحوم آقای شریف أشاد الله شأنَه.
امروزه با مراجعه به فهرست نسخ خطی، مییابیم رساله تحقیق کلیات تألیف قطبالدین محمد بن محمد بویهی رازی است و چون با القاب گوناگونی ازو یاد میشود (همچون قطبالدین، علامه رازی و قطب تحتانی) محتمل است که این خلط برای ناسخ رخ داده و گمان کرده است که رساله مذکور از فخر رازی است.
قطبالدین رازی یا قطب تحتانی، ابوجعفر محمد بن محمد رازی، متولد ۶٩۴ق و متوفای ٧۶۶ق است. صاحب اعیان الشیعة و شیخ عبدالله نعمة، نویسنده فلاسفة الشیعة، نوشتهاند که وی در ٧٧۶ از دنیا رفته است. در صورتی که منابع متعددی همچون معجم المؤلفین و الأعلام (زرکلی) و... سال وفات او را ٧۶۶ ذکر کردهاند.
درباره شیعه یا سنی بودن او نیز اختلاف است و کسانی همچون شیخ آقابزرگ طهرانی او را شیعه دانستهاند. درحالیکه جورج طربیشی او را سنی معرفی کرده است. آقابزرگ طهرانی نوشته است:
«رسالة فی الکلیات للمولی العلامة قطبالدین محمد بن محمد البویهی الرازی، شارح المطالع و الشمسیة و شیخ شیخنا الشهید و تلمیذ العلامة، توفی 766» (الذریعة ج١٨ ص١٢٨)
در کتاب کشف الحجب و الأستار عن أسماء الکتب و الأسفار نیز آمده است:
«رسالة فی تحقیق الکلیات لقطب الملة و الدین محمد بن محمد الرازی البویهی المتوفی سنة ست و ستین و سبعمائة.» (ص٢۴۷)
فقط دو شرح بر این رساله شناسایی شده است. شرحی از متقدمان نگاشته ابراهیم بن محمد بن عربشاه حنفی متوفای ٩۴۴ق و شرحی از متأخران که شرحِ عالمِ ربانی مرحوم آقای میرزا محمدباقر شریف طباطبائی است.
البته در سالهای اخیر بررسیهایی درباره رساله تحقیق کلیات صورت پذیرفت. نخست مقاله دکتر سیدموسویِ مذکور است که در مجله خردنامه صدرا منتشر گردید و متن رساله را ارائه کرد. دوم ترجمه ترکی این رساله است که در سال ٢٠١٣ ارائه شد و در نمایشگاه بزرگ کتاب که بهمناسبت ماه رمضان در میدان بایزید استانبول برگزار شد، ارائه گردید. (خبر این چاپ و انتشار را در کانال تلگرامیِ عقایدنِت منعکس کردیم.) شارحان ترکیِ این رساله (شمس حنفی و امیر رومی) به ضبط نص و شرح بعضی لغات مشکل اکتفاء کردهاند (کاری که در مجله خردنامه صدرا نیز انجام شد.)
سوم چاپ ریاض است که توسط أبویعقوب یوسف بن عمر در سال ١۴۴٢ق صورت پذیرفت و در ۴٠ صفحه با بعضی پاورقیهای توضیحی و تطبیق میان نسخ خطی منتشر شد.
برای مطالعه متن کامل لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/razi/
🔻یادداشتی در دفاع از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در حوزههای مختلفِ معرفتی قلم زدهاند و رسائل و شروح ارزشمندی به یادگار گذاشتهاند.
یکی از رسائل ایشان رسالهای است که به این نام شهرت پیدا کرده است: «رساله در شرح کلیات فخر رازی».
رساله تحقیق کلیات که در مباحث منطق است و این بزرگوار شرح فرمودهاند، بهدرخواست مرحوم امانالله خان انجام گرفته و خودِ او متن رساله خطی را فرستاده و شرح آن را به فارسی تقاضا کرده است.
یا مرحوم امانالله خان در نامه خود نوشته که این رساله از «فخر رازی» است، یا ناسخ اشتباهاً آن را به فخر رازی نسبت داده بوده است. درهرصورت، مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه بهعلت نبود امکانات برای بررسی بیشتر، مطابق اظهار ایشان، این رساله را در مقدمه به فخر رازی نسبت داده و مرقوم کردهاند:
«در اين اوان محنتاقتران، كريمهای از مصدر عزت و جلال و حشمت و كمال [...] نواب ضياءالملک «اماناللّه خان» والی ولايت كردستان اطال اللّه بقاه و بلغه ما يتمناه و جعل اخراه خيراً من اولاه، بهافتخار و سرافرازی، با رسالهای از فخر رازی رسيد، و اشاره به شرح آن به زبان فارسی نه به تازی رفته بود اگر چه خود آن رساله تازی بود و شرح آن به عربی مناسب.»
متأسفانه دکتر سید حسین سیدموسوی در مقالهای نسبتبه عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه از تأدب پژوهشی تخلف کرده و عبارت سخیفی را بهکار برده است. وی در این مقاله با عنوان رساله تحقیق الکلیات که در خردنامه صدرا منتشر گردیده نوشته است:
«این رساله در اسفندماه ١٣۶۴ بدون تصحیح و تحقیق در چاپخانه خراسان، همراه شرح مرحوم حاج محمدباقر شریف طباطبائی متوفای ١٣١٩هـق که از سلسله شیخیه محسوب میشود بهچاپ رسیده است. عنوان این رساله چاپشده شرح رساله کلیات فخر رازی است. شارح، این رساله را بهغلط به امام فخر رازی نسبت داده است.» (خردنامه صدرا، ش١٩، ص٧٧)
ما بدون برخورد با مقاله دکتر سیدموسوی، مؤلف رساله را یافته بودیم و اشکالی در این مطلب نیست. سخن درباره جمله پایانی دکتر است و تعبیرِ بیادبانه او درباره مرحوم آقای شریف أشاد الله شأنَه.
امروزه با مراجعه به فهرست نسخ خطی، مییابیم رساله تحقیق کلیات تألیف قطبالدین محمد بن محمد بویهی رازی است و چون با القاب گوناگونی ازو یاد میشود (همچون قطبالدین، علامه رازی و قطب تحتانی) محتمل است که این خلط برای ناسخ رخ داده و گمان کرده است که رساله مذکور از فخر رازی است.
قطبالدین رازی یا قطب تحتانی، ابوجعفر محمد بن محمد رازی، متولد ۶٩۴ق و متوفای ٧۶۶ق است. صاحب اعیان الشیعة و شیخ عبدالله نعمة، نویسنده فلاسفة الشیعة، نوشتهاند که وی در ٧٧۶ از دنیا رفته است. در صورتی که منابع متعددی همچون معجم المؤلفین و الأعلام (زرکلی) و... سال وفات او را ٧۶۶ ذکر کردهاند.
درباره شیعه یا سنی بودن او نیز اختلاف است و کسانی همچون شیخ آقابزرگ طهرانی او را شیعه دانستهاند. درحالیکه جورج طربیشی او را سنی معرفی کرده است. آقابزرگ طهرانی نوشته است:
«رسالة فی الکلیات للمولی العلامة قطبالدین محمد بن محمد البویهی الرازی، شارح المطالع و الشمسیة و شیخ شیخنا الشهید و تلمیذ العلامة، توفی 766» (الذریعة ج١٨ ص١٢٨)
در کتاب کشف الحجب و الأستار عن أسماء الکتب و الأسفار نیز آمده است:
«رسالة فی تحقیق الکلیات لقطب الملة و الدین محمد بن محمد الرازی البویهی المتوفی سنة ست و ستین و سبعمائة.» (ص٢۴۷)
فقط دو شرح بر این رساله شناسایی شده است. شرحی از متقدمان نگاشته ابراهیم بن محمد بن عربشاه حنفی متوفای ٩۴۴ق و شرحی از متأخران که شرحِ عالمِ ربانی مرحوم آقای میرزا محمدباقر شریف طباطبائی است.
البته در سالهای اخیر بررسیهایی درباره رساله تحقیق کلیات صورت پذیرفت. نخست مقاله دکتر سیدموسویِ مذکور است که در مجله خردنامه صدرا منتشر گردید و متن رساله را ارائه کرد. دوم ترجمه ترکی این رساله است که در سال ٢٠١٣ ارائه شد و در نمایشگاه بزرگ کتاب که بهمناسبت ماه رمضان در میدان بایزید استانبول برگزار شد، ارائه گردید. (خبر این چاپ و انتشار را در کانال تلگرامیِ عقایدنِت منعکس کردیم.) شارحان ترکیِ این رساله (شمس حنفی و امیر رومی) به ضبط نص و شرح بعضی لغات مشکل اکتفاء کردهاند (کاری که در مجله خردنامه صدرا نیز انجام شد.)
سوم چاپ ریاض است که توسط أبویعقوب یوسف بن عمر در سال ١۴۴٢ق صورت پذیرفت و در ۴٠ صفحه با بعضی پاورقیهای توضیحی و تطبیق میان نسخ خطی منتشر شد.
برای مطالعه متن کامل لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/razi/
🔺کتاب لهیب الأحزان الضارم فی وفاة الإمام موسی بن جعفر الکاظم (علیهماالسلام) نگاشته شیخ حسین آل عصفور
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباریها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیشاز این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کردهایم.
@AghayedNet
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباریها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیشاز این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کردهایم.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸در احکام بانوان، گاهی پیش میآید که حکم مسئلهای را نمیدانیم و پساز سؤال هم ممکن است به دلایلی جواب دیر برسد. وظیفه چیست؟
پاسخ:
🔹اگر راه احتیاط کردن را میدانید، مثلاً احتیاط در انجام کاری است یا احتیاط در ترک کاری است، احتیاط میکنید.
و اگر نمیدانید، تکلیفی ندارید تا جواب را دریافت کنید.
@AghayedNet
🔸در احکام بانوان، گاهی پیش میآید که حکم مسئلهای را نمیدانیم و پساز سؤال هم ممکن است به دلایلی جواب دیر برسد. وظیفه چیست؟
پاسخ:
🔹اگر راه احتیاط کردن را میدانید، مثلاً احتیاط در انجام کاری است یا احتیاط در ترک کاری است، احتیاط میکنید.
و اگر نمیدانید، تکلیفی ندارید تا جواب را دریافت کنید.
@AghayedNet
✔️حلال و حرام محمد (صلی الله علیه و آله)
مطالعهای در حدیث «حَلالُ محمدٍ حلالٌ اِلَی یَوم القِیامة وَ حَرامُهُ حَرامٌ اِلَی یَوم القیامَة»
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/halalvaharam/
مطالعهای در حدیث «حَلالُ محمدٍ حلالٌ اِلَی یَوم القِیامة وَ حَرامُهُ حَرامٌ اِلَی یَوم القیامَة»
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/halalvaharam/
🔺مرحوم شیخ یوسف احسائی، نوه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه، فرزند مرحوم شیخ حسن بن شیخ احمد احسائی است.
تفاصیلی از زندگی او در دست نیست. اما میدانیم در سال ١٢۴۶ ق در قید حیات بوده است.
فهرست مخطوطات دانشکده الهیات نشان میدهد مجموعهای رسائل در تملک او بوده است. تصویر فوق عبارت تملک اوست.
@AghayedNet
تفاصیلی از زندگی او در دست نیست. اما میدانیم در سال ١٢۴۶ ق در قید حیات بوده است.
فهرست مخطوطات دانشکده الهیات نشان میدهد مجموعهای رسائل در تملک او بوده است. تصویر فوق عبارت تملک اوست.
@AghayedNet
✔️🔻متنی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره تعداد مسلمانان در عالم، مرقومشده در حدود سال ١٢۶٧ق:
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل، اهل رُبع مسکون به تقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند به ازائش میآیند و هرچه میآیند به ازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند. (جلد چهارم کتاب ارشادالعوام. مکارمالابرار، ج۵، ص۴٢)
🔺بهمناسبت کتاب تازه منتشر شده تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی.
@AghayedNet
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل، اهل رُبع مسکون به تقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند به ازائش میآیند و هرچه میآیند به ازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند. (جلد چهارم کتاب ارشادالعوام. مکارمالابرار، ج۵، ص۴٢)
🔺بهمناسبت کتاب تازه منتشر شده تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸برگزاری ختم دستهجمعی قرآن با نیتهای مختلف در گروههای شبکههای مجازی چه حکمی دارد؟ در این ختم، صفحهها یا حزبها یا جزءهای قرآن، میان افراد تقسیم میشود و هر کسی مقداری از قرآن را قرائت میکند و ختم قرآن انجام میشود.
پاسخ:
🔹چنین دستوری نرسیده و اشکالی هم ندارد؛ زیرا توسل به قرآن است.
البته در اینطور، هر کسی ثواب همان اندازه که خوانده دارد؛ نه ثواب ختم قرآن.
و اگر کسی بهطور واجب نذر کرده که یک ختم قرآن بخواند، به اینطور نذرش اداء نمیشود؛ مگر آنکه در هنگام نذر، به اینطور را یادآور شود.
@AghayedNet
🔸برگزاری ختم دستهجمعی قرآن با نیتهای مختلف در گروههای شبکههای مجازی چه حکمی دارد؟ در این ختم، صفحهها یا حزبها یا جزءهای قرآن، میان افراد تقسیم میشود و هر کسی مقداری از قرآن را قرائت میکند و ختم قرآن انجام میشود.
پاسخ:
🔹چنین دستوری نرسیده و اشکالی هم ندارد؛ زیرا توسل به قرآن است.
البته در اینطور، هر کسی ثواب همان اندازه که خوانده دارد؛ نه ثواب ختم قرآن.
و اگر کسی بهطور واجب نذر کرده که یک ختم قرآن بخواند، به اینطور نذرش اداء نمیشود؛ مگر آنکه در هنگام نذر، به اینطور را یادآور شود.
@AghayedNet
✔️🔻اصول دین و رکن رابع در کلام مرحوم شیخ مفید
بهتازگی (٣ اسفند ١۴٠٠) برای نخستینبار قدیمیترین نسخه خطی المقنعة شیخ مفید رونمایی شد.
مرحوم شیخ مفید از علمائی است که اصول دین را در رسالههایی همچون احکام النساء و المقنعة طبق ترتیب روایات نقل کرده. ترتیبی که در بیان عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بر آن تأکید شده است.
مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در کنار همه دلایل روایی و حِکمی، به کلام مرحوم شیخ مفید نیز استناد کرده و میفرمایند:
«این ارکان اختراعی نیست که ما اختراع کرده باشیم بلکه از روز اول تا حال این ارکان بوده و از این جهت شیخ مفید اعلی الله مقامه افتتاح کتاب مقنع را به این ارکان فرموده و بابی در معرفت خداوند قرار داده و بابی در معرفت انبیاء و بابی در معرفت ائمه علیهمالسلام و باب چهارم را در ولایت اولیاء و برائت از اعداء. و این است عبارت شریفه ایشان:
«باب ما یجب من ولایة اولیاء الله تعالی فی الدین و عداوة اعداء الله الفاسقین و ولایة اولیاء الله تعالی مفترضة و بها قوام الایمان و عداوة اعدائهم واجبة علی کل حال.
قال الله جلوعز: لاتجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادّون من حادّ الله و رسوله ولو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم.
و قال: ولو کانوا یؤمنون بالله و النبی و ماانزل الیه مااتخذوهم اولیاء.
و قال رسولالله صلی الله علیه و آله: اوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و الولایة لاولیاء الله و العداوة لاعداء الله» انتهی.
حال هر نقصی بر شیخ مفید وارد میآورند بر ما هم بیاورند.»
(مکارمالابرار: فارسی، ج۶، ص۴٢٩)
@AghayedNet
🔻تصویر: قدیمیترین نسخه رساله المقنعة مرحوم شیخ مفید.
بهتازگی (٣ اسفند ١۴٠٠) برای نخستینبار قدیمیترین نسخه خطی المقنعة شیخ مفید رونمایی شد.
مرحوم شیخ مفید از علمائی است که اصول دین را در رسالههایی همچون احکام النساء و المقنعة طبق ترتیب روایات نقل کرده. ترتیبی که در بیان عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بر آن تأکید شده است.
مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در کنار همه دلایل روایی و حِکمی، به کلام مرحوم شیخ مفید نیز استناد کرده و میفرمایند:
«این ارکان اختراعی نیست که ما اختراع کرده باشیم بلکه از روز اول تا حال این ارکان بوده و از این جهت شیخ مفید اعلی الله مقامه افتتاح کتاب مقنع را به این ارکان فرموده و بابی در معرفت خداوند قرار داده و بابی در معرفت انبیاء و بابی در معرفت ائمه علیهمالسلام و باب چهارم را در ولایت اولیاء و برائت از اعداء. و این است عبارت شریفه ایشان:
«باب ما یجب من ولایة اولیاء الله تعالی فی الدین و عداوة اعداء الله الفاسقین و ولایة اولیاء الله تعالی مفترضة و بها قوام الایمان و عداوة اعدائهم واجبة علی کل حال.
قال الله جلوعز: لاتجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادّون من حادّ الله و رسوله ولو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم.
و قال: ولو کانوا یؤمنون بالله و النبی و ماانزل الیه مااتخذوهم اولیاء.
و قال رسولالله صلی الله علیه و آله: اوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و الولایة لاولیاء الله و العداوة لاعداء الله» انتهی.
حال هر نقصی بر شیخ مفید وارد میآورند بر ما هم بیاورند.»
(مکارمالابرار: فارسی، ج۶، ص۴٢٩)
@AghayedNet
🔻تصویر: قدیمیترین نسخه رساله المقنعة مرحوم شیخ مفید.
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده کشف الظلام و قشع الغمام فی المشیة و الارادة لله الملک العلام نگاشته میرزا حسن دهلوی حائری مشتمل بر مقدمهای درباره مؤلف و نقل مراسله عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه خطاب به مؤلف و متن کتاب در چهار فصل و خاتمه به…
🔺تصریح عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه به لفظ و مفاد رکن رابع در مراسلهای خطاب به مرحوم میرزا حسن دهلوی.
🔸پیشاز این اشاره شد که این ترتیب ارکان دین در روایات آمده و علمائی همچون مرحوم شیخ مفید تصریح کردهاند.
@aghayedNet
🔸پیشاز این اشاره شد که این ترتیب ارکان دین در روایات آمده و علمائی همچون مرحوم شیخ مفید تصریح کردهاند.
@aghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده العربیة العلویة و اللغة المرویّة نوشته مرحوم شیخ حر عاملی.
مؤلف در این کتابِ کمتر شناخته شده، بخشهایی از ادبیات عربی را بر اساس احادیث اهلالبیت علیهمالسلام نگاشته است. در قسم اول، ٣٩ باب از ابواب ادبیات عرب و در قسم دوم ۴٠ کلمه یا عبارت را بر مبنای احادیث شیعی توضیح میدهد.
پیشاز این در مقالهای این کتاب معرفی شده است با عنوان: العربیة العلویة و اللغة المرویة؛ کتابی نویافته از شیخ حرّ عاملی، معرفی و نقد (منتشر شده در فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش۶۶، بهار ١٣٩٩)
جناب شیخ قیس عطار درباره این موضوع (توضیح لغت با توجه به روایات) مقالهای منتشر کرده است.
ایشان یکی از ویژگیهای مهم کتاب معیاراللغة را همین موضوع میداند.
@AghayedNet
مؤلف در این کتابِ کمتر شناخته شده، بخشهایی از ادبیات عربی را بر اساس احادیث اهلالبیت علیهمالسلام نگاشته است. در قسم اول، ٣٩ باب از ابواب ادبیات عرب و در قسم دوم ۴٠ کلمه یا عبارت را بر مبنای احادیث شیعی توضیح میدهد.
پیشاز این در مقالهای این کتاب معرفی شده است با عنوان: العربیة العلویة و اللغة المرویة؛ کتابی نویافته از شیخ حرّ عاملی، معرفی و نقد (منتشر شده در فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش۶۶، بهار ١٣٩٩)
جناب شیخ قیس عطار درباره این موضوع (توضیح لغت با توجه به روایات) مقالهای منتشر کرده است.
ایشان یکی از ویژگیهای مهم کتاب معیاراللغة را همین موضوع میداند.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺امروز ٢٠ اسفند ١۴٠٠ در منطقه جندق، چوپانان، نائین و... بادهای سرخی میوزید.
به خاطرم آمد آخرین لحظات عمر عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه را که طبق گزارشهای شفاهی این توفان سرخ برخاسته است.
مرحوم میرزا عبدالله، فرزند این بزرگوار گفتهاند: «سوای من و مرحومهخانم کسی در اتاق نبود و در آن حالت که در همّ و غم و گریه فرو رفته بودیم بوی عطر عجیبی فضای اتاق را در برگرفته بود که قابل وصف نبود و نمیتوانم آن را به عطرهای دنیایی تشبیه کنم.»
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه وصیت فرموده بودند که نعش مرا بسپارید. اگر میسر شد به کربلای معلی و گرنه به مشهد مقدس حمل نمایند. ازاینرو پساز فوت، کلنگدارها آمدند تا در قبرستان جندق قبری را آماده کنند. اما بادهای سرخِ شدیدی میوزید و قبر آماده نشد. سید علی (بنا) میگوید نزد آقازاده رفتم و گفتم ما اتاقِ مرحوم آقای شریف طباطبائی را تمام کردهایم و بنایی آنجا تمام شده و قبر هم که آماده نیست. همین سبب شد تا ایشان در قبرستان دفن نشوند و در آن اتاق (مقبره فعلی در جندق) مدفون گردند؛ قسمت شمال شرقیِ مَدرسِ آن بزرگوار.
@AghayedNet
به خاطرم آمد آخرین لحظات عمر عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه را که طبق گزارشهای شفاهی این توفان سرخ برخاسته است.
مرحوم میرزا عبدالله، فرزند این بزرگوار گفتهاند: «سوای من و مرحومهخانم کسی در اتاق نبود و در آن حالت که در همّ و غم و گریه فرو رفته بودیم بوی عطر عجیبی فضای اتاق را در برگرفته بود که قابل وصف نبود و نمیتوانم آن را به عطرهای دنیایی تشبیه کنم.»
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه وصیت فرموده بودند که نعش مرا بسپارید. اگر میسر شد به کربلای معلی و گرنه به مشهد مقدس حمل نمایند. ازاینرو پساز فوت، کلنگدارها آمدند تا در قبرستان جندق قبری را آماده کنند. اما بادهای سرخِ شدیدی میوزید و قبر آماده نشد. سید علی (بنا) میگوید نزد آقازاده رفتم و گفتم ما اتاقِ مرحوم آقای شریف طباطبائی را تمام کردهایم و بنایی آنجا تمام شده و قبر هم که آماده نیست. همین سبب شد تا ایشان در قبرستان دفن نشوند و در آن اتاق (مقبره فعلی در جندق) مدفون گردند؛ قسمت شمال شرقیِ مَدرسِ آن بزرگوار.
@AghayedNet
🔺دو پرسش و پاسخِ نویافته و منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه.
🔸اگرچه نام شریف ایشان مذکور نیست اما با توجه به قراینی به صحتِ این انتساب اطمینان حاصل میشود.
@AghayedNet
🔸اگرچه نام شریف ایشان مذکور نیست اما با توجه به قراینی به صحتِ این انتساب اطمینان حاصل میشود.
@AghayedNet
✔️🔻دو پرسش و پاسخِ نویافته و منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
بسم الله تعالی
و اما آنکه مرقوم شده بود که شخصی دو فقره سؤال دارد و استدعای جواب شافی وافی دارد یکی اینکه وقتی که حضرت یونس علیهالسلام از شکم ماهی بیرون آمد درخت کدو سبز شد و سایه بر بدن او افکند، بعضی حکمت آن را نوشتهاند که چون پشه و مگس به درخت کدو نمینشینند و آن شخص حکمت باطنی آن را خواسته است.
عرض میشود که خداوند عالم جلشأنه هریک از انبیاء علیهمالسلام را به جهت رفع درجات و تکمیل ایشان و سیر دادن ایشان به مراتب عالیه و رسانیدن ایشان به مقاماتی که در وجود مبارک ایشان به ودیعه گذارده بود به بلائی مناسب حال ایشان مبتلا کرد مثل حضرت یوسف علیهالسلام را به زندان و حضرت یعقوب علیهالسلام را به فراق آن و همچنین سایر انبیاء علیهمالسلام را.
و از آن جمله حضرت یونس علیهالسلام را مبتلا کرد به بطن حوت و سیر داد او را در دریاها و نمود به او آنچه نمود تا آنکه امر شد و ماهی آن حضرت را به ساحل انداخت و چون بدن آن حضرت نازک و لطیف شده بود تاب تابش آفتاب را نداشت. پس خداوند ترحم کرد بر او و شجره یقطین را رویانید بر او و خداوند او را در ظل آن شجره تربیت داد.
و سرّ آنکه خداوند حضرت یونس را در سایه درخت کدو قرار داد آن است که کدو در این عالم مظهر عقل و بر طبع عقل است چنانکه از اهلبیت عصمت علیهمالسلام وارد شده که هرکه کدو بخورد عقل او زیاد [میشود] پس اگر کدو مظهر عقل و بر طبع عقل نبود خوردن آن باعث ازدیاد عقل نمیشد پس چون کدو در این عالم مظهر عقل شد درخت کدو هم مبدء عقل میشود.
پس خداوند حضرت یونس علیهالسلام را در ظل مبدء عقل قرار داد تا آنکه تکمیل کند عقل او را و به واسطه عقل سایر مراتب کلیه را. پس رویانیدن درخت کدو و قرار دادن او را در سایه آن تتمیمی بود برای سیر او و تکمیلی بود به جهت عقل و سایر مراتب او.
و اما آنکه مرقوم شده بود که حدیث است که هر زمین که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا و هر زمین که قبول ولایت نکرد تلخ شد و آب آن زمین تلخ و شور شد زمین کربلا البته قبول ولایت کرده.
بلی احکام اولیه چنین است که هر زمینی که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا شد و هر زمینی که قبول نکرد شور و تلخ شد ولی بعد از اینکه خلط و لطخ شد و خوب و بد ممزوج به یکدیگر شد و عالم عالم اعراض شد احکام اولیه تغییر کرد و احکام ثانویه در میان آمد خوبها مخلوط به بد و بدها ممزوج به خوب شد و آب زمزم و کربلا عرَض شوری گرفت و شور شد و این شوری عرضی است و ذاتی زمین کربلا نیست.
و این فقره منحصر به زمین کربلا نیست چهبسیار از مؤمنین که میبینید که صفات ذمیمه به آنها عارض شده و مؤمن صفات ذمیمه ندارد و ذاتی او نیست و چهبسیار از کفار و منافقین که صفات حسنه عارض آنها شده و صفات حسنه ذاتی آنها نیست. پس هرگاه عالم اعراض برچیده شد خوبیها به خوبان و بدیها به بدان راجع خواهد شد. زیاده عرضی ندارم.
@AghayedNet
بسم الله تعالی
و اما آنکه مرقوم شده بود که شخصی دو فقره سؤال دارد و استدعای جواب شافی وافی دارد یکی اینکه وقتی که حضرت یونس علیهالسلام از شکم ماهی بیرون آمد درخت کدو سبز شد و سایه بر بدن او افکند، بعضی حکمت آن را نوشتهاند که چون پشه و مگس به درخت کدو نمینشینند و آن شخص حکمت باطنی آن را خواسته است.
عرض میشود که خداوند عالم جلشأنه هریک از انبیاء علیهمالسلام را به جهت رفع درجات و تکمیل ایشان و سیر دادن ایشان به مراتب عالیه و رسانیدن ایشان به مقاماتی که در وجود مبارک ایشان به ودیعه گذارده بود به بلائی مناسب حال ایشان مبتلا کرد مثل حضرت یوسف علیهالسلام را به زندان و حضرت یعقوب علیهالسلام را به فراق آن و همچنین سایر انبیاء علیهمالسلام را.
و از آن جمله حضرت یونس علیهالسلام را مبتلا کرد به بطن حوت و سیر داد او را در دریاها و نمود به او آنچه نمود تا آنکه امر شد و ماهی آن حضرت را به ساحل انداخت و چون بدن آن حضرت نازک و لطیف شده بود تاب تابش آفتاب را نداشت. پس خداوند ترحم کرد بر او و شجره یقطین را رویانید بر او و خداوند او را در ظل آن شجره تربیت داد.
و سرّ آنکه خداوند حضرت یونس را در سایه درخت کدو قرار داد آن است که کدو در این عالم مظهر عقل و بر طبع عقل است چنانکه از اهلبیت عصمت علیهمالسلام وارد شده که هرکه کدو بخورد عقل او زیاد [میشود] پس اگر کدو مظهر عقل و بر طبع عقل نبود خوردن آن باعث ازدیاد عقل نمیشد پس چون کدو در این عالم مظهر عقل شد درخت کدو هم مبدء عقل میشود.
پس خداوند حضرت یونس علیهالسلام را در ظل مبدء عقل قرار داد تا آنکه تکمیل کند عقل او را و به واسطه عقل سایر مراتب کلیه را. پس رویانیدن درخت کدو و قرار دادن او را در سایه آن تتمیمی بود برای سیر او و تکمیلی بود به جهت عقل و سایر مراتب او.
و اما آنکه مرقوم شده بود که حدیث است که هر زمین که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا و هر زمین که قبول ولایت نکرد تلخ شد و آب آن زمین تلخ و شور شد زمین کربلا البته قبول ولایت کرده.
بلی احکام اولیه چنین است که هر زمینی که قبول ولایت کرد شیرین شد و آب آن گوارا شد و هر زمینی که قبول نکرد شور و تلخ شد ولی بعد از اینکه خلط و لطخ شد و خوب و بد ممزوج به یکدیگر شد و عالم عالم اعراض شد احکام اولیه تغییر کرد و احکام ثانویه در میان آمد خوبها مخلوط به بد و بدها ممزوج به خوب شد و آب زمزم و کربلا عرَض شوری گرفت و شور شد و این شوری عرضی است و ذاتی زمین کربلا نیست.
و این فقره منحصر به زمین کربلا نیست چهبسیار از مؤمنین که میبینید که صفات ذمیمه به آنها عارض شده و مؤمن صفات ذمیمه ندارد و ذاتی او نیست و چهبسیار از کفار و منافقین که صفات حسنه عارض آنها شده و صفات حسنه ذاتی آنها نیست. پس هرگاه عالم اعراض برچیده شد خوبیها به خوبان و بدیها به بدان راجع خواهد شد. زیاده عرضی ندارم.
@AghayedNet
✔️🔻سالنامه یا کارنامه؟! مسئله این است
آیا میشود سالنامه را کارنامه کرد؟! بعضی هستند که سالنامهها را روی هم گذاشته و استفاده نمیکنند. یا شاید برای حسابوکتاب، چند صفحهای پر میکنند یا دفتر مشق و تکلیف میشود. عیبی ندارد. خوب هم هست. اما میشود کار دیگری کرد؟!
مثلاً یک سالنامه انتخاب کرد و ابتدایش نوشت: «لایُغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصاها» (کوچک و بزرگ امور را محاسبه کرده است.) سالنامه، بدل میشود به نمونه زمینیِ نامه اعمال! چه گفتم، چه خوردم، چه کارها انجام دادم و چه کارهایی را ترک کردم. بله! تَرَکَ هم فعل است.
در اینمیان چه چیزهایی شنیدم و چه تجربههایی بهدست آوردم.
یا در ابتدای سالنامهای نوشت: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» (ز گهواره تا گور دانش بجوی). در هر صفحه از صفحههای این سالنامه که نماینده یک روزِ سال است، آیهای، حدیثی، مطلب جالبی، نکتهای مکتبی و... یادداشت کرد و تا نکته روز را ننوشته، به خواب نرود! اگر نکتهای نیافت، به دوست خود پیامی دهد که: مطلبی مکتبی به من بیاموز!
یا میتوان در ابتدای سالنامه نوشت: «العبد الاثیم ... بن/بنت... یرجو رحمة ربه (بنده گناهکار، فلان فرزند فلان، خواستار رحمت پرورنده خود است) و در هر صفحه از صفحههای سالنامه، گناههایی که در آن روز مرتکب شده بنویسد. آخر شب، قبلاز خواب، بر همه آنها مُشرِف شده و استغفار کند.
با انتخاب یکی از این روشها و شبیه آن، «خدا» را «جدا» احساس نخواهد کرد. با تمام وجود، خدا و اولیاء او را در کنار خود «وجدان» خواهد کرد و مصداقی خواهد شد برای حدیثِ «حاسِبوا انفسکم قبل انتحاسبوا» (قبل از آنکه حسابوکتاب شوید، خود به حسابوکتاب خود برسید.)
بزرگان دین مطابق روایات معصومین فرمودهاند که اولِ سال ماه رمضان است. سخنِ این یادداشت چیز دیگری است. حال که در جامعه ایرانی سالنامهها با بهار آغاز میشود و گویا چارهای هم نیست، از آنچه موجود است نیکو بهرهبرداری کنیم.
«کارل چاپک»، نویسنده اهل چکاسلواکی جایی نوشته است: «انسان هرقدر سرشناستر و دولتمندتر باشد، معمولاً به همان نسبت هم تابلو يا پلاكش سادهتر و بىآرايهتر است. [...] فكر مىكنم پاپ هم بر در منزلش چیزی به غيراز پيوس [Pius؛ لاتين، نام كوچک براى مردان و به معنى پارسا] ننوشته باشد. نه عنوانى و نه عدد و رقمى. و خدا هم كه اصلاً تابلويى ندارد نه در آسمان و نه در زمين. آخر آدم عاقل؛ تو بايد خودت تشخيص بدهى كه او در آنجا است.»
خدا دیده نمیشود؛ اما با سالنامه/کارنامهنویسی خدا را احساس خواهیم کرد. تجربه غریبی است.
@aghayednet
آیا میشود سالنامه را کارنامه کرد؟! بعضی هستند که سالنامهها را روی هم گذاشته و استفاده نمیکنند. یا شاید برای حسابوکتاب، چند صفحهای پر میکنند یا دفتر مشق و تکلیف میشود. عیبی ندارد. خوب هم هست. اما میشود کار دیگری کرد؟!
مثلاً یک سالنامه انتخاب کرد و ابتدایش نوشت: «لایُغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصاها» (کوچک و بزرگ امور را محاسبه کرده است.) سالنامه، بدل میشود به نمونه زمینیِ نامه اعمال! چه گفتم، چه خوردم، چه کارها انجام دادم و چه کارهایی را ترک کردم. بله! تَرَکَ هم فعل است.
در اینمیان چه چیزهایی شنیدم و چه تجربههایی بهدست آوردم.
یا در ابتدای سالنامهای نوشت: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» (ز گهواره تا گور دانش بجوی). در هر صفحه از صفحههای این سالنامه که نماینده یک روزِ سال است، آیهای، حدیثی، مطلب جالبی، نکتهای مکتبی و... یادداشت کرد و تا نکته روز را ننوشته، به خواب نرود! اگر نکتهای نیافت، به دوست خود پیامی دهد که: مطلبی مکتبی به من بیاموز!
یا میتوان در ابتدای سالنامه نوشت: «العبد الاثیم ... بن/بنت... یرجو رحمة ربه (بنده گناهکار، فلان فرزند فلان، خواستار رحمت پرورنده خود است) و در هر صفحه از صفحههای سالنامه، گناههایی که در آن روز مرتکب شده بنویسد. آخر شب، قبلاز خواب، بر همه آنها مُشرِف شده و استغفار کند.
با انتخاب یکی از این روشها و شبیه آن، «خدا» را «جدا» احساس نخواهد کرد. با تمام وجود، خدا و اولیاء او را در کنار خود «وجدان» خواهد کرد و مصداقی خواهد شد برای حدیثِ «حاسِبوا انفسکم قبل انتحاسبوا» (قبل از آنکه حسابوکتاب شوید، خود به حسابوکتاب خود برسید.)
بزرگان دین مطابق روایات معصومین فرمودهاند که اولِ سال ماه رمضان است. سخنِ این یادداشت چیز دیگری است. حال که در جامعه ایرانی سالنامهها با بهار آغاز میشود و گویا چارهای هم نیست، از آنچه موجود است نیکو بهرهبرداری کنیم.
«کارل چاپک»، نویسنده اهل چکاسلواکی جایی نوشته است: «انسان هرقدر سرشناستر و دولتمندتر باشد، معمولاً به همان نسبت هم تابلو يا پلاكش سادهتر و بىآرايهتر است. [...] فكر مىكنم پاپ هم بر در منزلش چیزی به غيراز پيوس [Pius؛ لاتين، نام كوچک براى مردان و به معنى پارسا] ننوشته باشد. نه عنوانى و نه عدد و رقمى. و خدا هم كه اصلاً تابلويى ندارد نه در آسمان و نه در زمين. آخر آدم عاقل؛ تو بايد خودت تشخيص بدهى كه او در آنجا است.»
خدا دیده نمیشود؛ اما با سالنامه/کارنامهنویسی خدا را احساس خواهیم کرد. تجربه غریبی است.
@aghayednet
🔺بیاناتی لطیف از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلیاللهمقامه در شرح بخشی از مناجات شعبانیه
@AghayedNet
@AghayedNet