🔺پاراگرافی غیر ضروری و مخلّ به مطلب در دو چاپ کتاب شرح المشاعر
تصاویر بهترتیب: چاپ سعادت کرمان، بصره (ضمن مجموعه جوامع الکلم)، کویت.
پیوست یادداشت نگاهی بر پاراگرافبندی... .
@AghayedNet
تصاویر بهترتیب: چاپ سعادت کرمان، بصره (ضمن مجموعه جوامع الکلم)، کویت.
پیوست یادداشت نگاهی بر پاراگرافبندی... .
@AghayedNet
✔️🔻نگاهی بر پاراگرافبندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم
💠بخش دوم
جالب توجه است که در چاپ سعادت کرمان، ابتداءِ خط قرار نگرفته و پاراگرافی در آنجا نیست (ص۳۶۲).
شگفت اینکه همین بخش در چاپ کویت، کاملاً جدا شده و حتی عنوان مستقلی برای آن ثبت شده؛ و حال آنکه کاملاً متصل به ماقبل است! در چاپ کویت (مؤسسة البلاغ، الطبعة الاولی، ۲۰۰۷م) چنین عنوان زده شده:
«التشخص و عین الوجود:
ثم قال الصادر بالذات و المجعول اولاً... .» (ص۵۳۶)
گذشته از مخلّ به معنا بودنِ ایجادِ پاراگراف در این موضع، عنوان هم جای تأمل دارد و اگر نوشته میشد «التشخص عین الوجود»، مطلب را بهتر میرساند.
بزرگان اعلی الله مقامهم برای تشخیص ابتداء مطلب، شیوههای دیگری دارند. در مواضعی اندکی فاصله گذاشتهاند و در مواضعی از قلمی با رنگ دیگر استفاده فرمودهاند یا بر کلمه خطی رسم فرمودهاند یا حرفی از حروف کلمه را کشیده نگاشتهاند تا ابتداء مطلب مشخص شود. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در رساله تنبیه الادباء میفرمایند:
«عيبی ندارد كه در ابتدای هر مطلبی خطی بالای اول مطلب رسم كنی.» (مکارم الابرار: فارسی، ج۱۳، ص۸۶)
البته این خطگذاری منحصر در ابتداء مطلب نیست. در مواضعی که میانه مطلب است اما نقل قولی شده، باز هم خطی رسم شده است.
برای نمونه در همین موضع مورد بحث از کتاب شرح المشاعر، شیخ مرحوم رفع الله شأنه بر تعبیر «ثم قال» خطی رسم کردهاند؛ اما این بهمعنای ابتداء کلام نیست؛ صرفاً بهعلت نقل قول است که نشانهای گذاشتهاند.
ایشان از شیوه خطگذاری، برای کاربردهای مختلفی بهره بردهاند و حتی برای مشخص کردن شقوق مسئله، بر هر قِسم خطی رسم کردهاند.
شبیه «کنارنویسه» است که یک اصطلاح نسخهشناسی کهن بوده و علامتی است که در حاشیه چپ متن، بهشکل یک خط افقی ترسیم میشده و یکی از کارکردهای آن مشخص کردن قسمتهای مجزاست. سابقه این علامت و صورتهای آن در مقاله «تعریف بند (پاراگراف) در نثر فارسی» بهتفصیل آمده است. (فصلنامه علمیپژوهشی کاوشنامه، سال یازدهم (۱۳۸۹)، شماره ۲۰)
آنچه بهنگارش آمد درآمدی است بر پاراگرافبندی آثار بزرگان دین. امید است در فرصتی دیگر، تفصیلِ این مهم یادداشت گردد؛ بعون الله المَلِک الوهاب.
سالروز ولادت زینب کبری سلام الله علیها
۵ جمادیالاولی ١۴۴٣
@AghayedNet
💠بخش دوم
جالب توجه است که در چاپ سعادت کرمان، ابتداءِ خط قرار نگرفته و پاراگرافی در آنجا نیست (ص۳۶۲).
شگفت اینکه همین بخش در چاپ کویت، کاملاً جدا شده و حتی عنوان مستقلی برای آن ثبت شده؛ و حال آنکه کاملاً متصل به ماقبل است! در چاپ کویت (مؤسسة البلاغ، الطبعة الاولی، ۲۰۰۷م) چنین عنوان زده شده:
«التشخص و عین الوجود:
ثم قال الصادر بالذات و المجعول اولاً... .» (ص۵۳۶)
گذشته از مخلّ به معنا بودنِ ایجادِ پاراگراف در این موضع، عنوان هم جای تأمل دارد و اگر نوشته میشد «التشخص عین الوجود»، مطلب را بهتر میرساند.
بزرگان اعلی الله مقامهم برای تشخیص ابتداء مطلب، شیوههای دیگری دارند. در مواضعی اندکی فاصله گذاشتهاند و در مواضعی از قلمی با رنگ دیگر استفاده فرمودهاند یا بر کلمه خطی رسم فرمودهاند یا حرفی از حروف کلمه را کشیده نگاشتهاند تا ابتداء مطلب مشخص شود. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در رساله تنبیه الادباء میفرمایند:
«عيبی ندارد كه در ابتدای هر مطلبی خطی بالای اول مطلب رسم كنی.» (مکارم الابرار: فارسی، ج۱۳، ص۸۶)
البته این خطگذاری منحصر در ابتداء مطلب نیست. در مواضعی که میانه مطلب است اما نقل قولی شده، باز هم خطی رسم شده است.
برای نمونه در همین موضع مورد بحث از کتاب شرح المشاعر، شیخ مرحوم رفع الله شأنه بر تعبیر «ثم قال» خطی رسم کردهاند؛ اما این بهمعنای ابتداء کلام نیست؛ صرفاً بهعلت نقل قول است که نشانهای گذاشتهاند.
ایشان از شیوه خطگذاری، برای کاربردهای مختلفی بهره بردهاند و حتی برای مشخص کردن شقوق مسئله، بر هر قِسم خطی رسم کردهاند.
شبیه «کنارنویسه» است که یک اصطلاح نسخهشناسی کهن بوده و علامتی است که در حاشیه چپ متن، بهشکل یک خط افقی ترسیم میشده و یکی از کارکردهای آن مشخص کردن قسمتهای مجزاست. سابقه این علامت و صورتهای آن در مقاله «تعریف بند (پاراگراف) در نثر فارسی» بهتفصیل آمده است. (فصلنامه علمیپژوهشی کاوشنامه، سال یازدهم (۱۳۸۹)، شماره ۲۰)
آنچه بهنگارش آمد درآمدی است بر پاراگرافبندی آثار بزرگان دین. امید است در فرصتی دیگر، تفصیلِ این مهم یادداشت گردد؛ بعون الله المَلِک الوهاب.
سالروز ولادت زینب کبری سلام الله علیها
۵ جمادیالاولی ١۴۴٣
@AghayedNet
✔️🔻حسب و نَسَبِ خداییِ ائمه هدی علیهمالسلام
لوح فاطمه یا حدیث لوح حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از احادیث بسیار معتبری است که در روز ولادت امام حسین علیهالسلام بهعنوان مژدگانی از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا علیهاالسلام هدیه شده است.
متن این حدیث از این جهت بسیار مهم است که در آن نام دوازده امام که پس از پیامبر به ترتیب جانشین او هستند آمده و کلیاتی از برنامه دوران زندگی و امامت ایشان ذکر شده است.
@aghayedNet
لوح فاطمه یا حدیث لوح حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از احادیث بسیار معتبری است که در روز ولادت امام حسین علیهالسلام بهعنوان مژدگانی از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا علیهاالسلام هدیه شده است.
متن این حدیث از این جهت بسیار مهم است که در آن نام دوازده امام که پس از پیامبر به ترتیب جانشین او هستند آمده و کلیاتی از برنامه دوران زندگی و امامت ایشان ذکر شده است.
@aghayedNet
✔️🔻حسب و نَسَبِ خداییِ ائمه هدی علیهمالسلام
جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدَب سُوائی، از صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنیعشر خلیفة است.
در منابع حدیثی اهلسنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن، از جابر نقل شده است که به حدیث اثنیعشر خلیفة مشهور است.
بنا بر آن رسولخدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت.
به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند.
در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است.
در کتاب سلطانیه چنین فرمودهاند:
«در کتاب مناقب آمِدیِ سنی از صحیحین روایت کرده از جابر بن سمرة که گفت شنیدم که رسولخدا میفرمود که بعد از من دوازده امیر باشند، پس کلمهای فرمود که نشنیدم آن را. از پدرم پرسیدم چه فرمود؟ گفت فرمود: همه آنها از قریشند. و این حدیث در میان عامه کالمتواتر است.»
@AghayedNet
جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدَب سُوائی، از صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنیعشر خلیفة است.
در منابع حدیثی اهلسنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن، از جابر نقل شده است که به حدیث اثنیعشر خلیفة مشهور است.
بنا بر آن رسولخدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت.
به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند.
در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است.
در کتاب سلطانیه چنین فرمودهاند:
«در کتاب مناقب آمِدیِ سنی از صحیحین روایت کرده از جابر بن سمرة که گفت شنیدم که رسولخدا میفرمود که بعد از من دوازده امیر باشند، پس کلمهای فرمود که نشنیدم آن را. از پدرم پرسیدم چه فرمود؟ گفت فرمود: همه آنها از قریشند. و این حدیث در میان عامه کالمتواتر است.»
@AghayedNet
✔️عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه :
🔸 «قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنىاميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.»
〰〰〰〰
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد):
🔹 «هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
🔸 «قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنىاميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.»
〰〰〰〰
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد):
🔹 «هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهمالسلام)
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علي علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علي علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
✔️خَرقِ اِجماعِ مُرکّب!
🔻بهمناسبت اکران و انتشارِ بینالمللیِ فیلمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در آستانه فاطمیه ١۴۴٣
🔸بخش اول
تلفیق آموزههای دینی با هنر هفتم و هشتم یکی از دغدغههای فکر دینیِ امروز است. ازطرفی ظرفیتهای سینما و فیلمسازی انکارناپذیر مینماید و ازطرفی هم مضامین بکر دینی فراوان است؛ حکایتهایی که شاید نظیر آن در ادیان دیگر همچون یهودیت و مسیحیت یافت شود، ولی تقریر اسلامی آن امتیازاتی دارد. این تلفیق تا چه اندازه؟ همپوشانی این دو چه مقدار؟ و خط قرمزها کدام است؟
سالها قبل با انتشار رمان مهدی شجاعی با نام کمی دیرتر، نقدی نوشتیم و اشاره کردیم که خیالپردازی و قصهگویی از مؤلفههای رماننویسی است. طبیعتاً مخیله بهحرکت درمیآید و چیزهایی مینویسد که مابِازاءِ خارجی ندارد. در گزارههای دینی، این حالت را «کذب» مینامند. همین موضوع در هنرهای دیگر همچون نقاشی هم جاری است. مثلاً نقاشی بینالمللی استاد فرشچیان با نام عصر عاشوراء، اگرچه دلها را بهلرزه میاندازد، اما چه مقدار با نقلهای تاریخی و خطوط قرمز دینی مجانس است؟! این را هم در نوشته دیگری بررسیدهایم. در این یادداشت به موضوعی دیگر اشاره میکنیم.
در آستانه این فاطمیه، فیلمی دو ساعته اکران شد که حتی خبرهای ساخت آن نیز تنشهایی در فضای رسانهای رقم زده بود. این فیلم که ترسیم تاریخ صدر اسلام است و از هجرت به مدینه آغاز میشود و تا شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام ادامه مییابد، ازطرفی موضوع رویارویی شیعه و سنی را سبب گردیده و دست گذاشتن بر تیغه افتراق و اختلاف شیعه و سنی که موضوع امامت و غصب فدک و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها باشد؛ و ازطرفی با تصویر کشیدن حضرت امیر و حضرت زهرا و رسولخدا صلیاللهعلیهم، خرق اجماع مرکب کرده است!
توضیحاً اشاره میشود که «اجماع مرکب» مصطلحی اصولی است. وقتی در موضوعی دو یا چند نظر اساسی مطرح باشد، بهطور ضمنی بر نفی قولهای دیگر اتفاق شده است. و وقتی کسی نظری خارج از این نظرهای ارائهشده و متفقٌعلیه ارائه دهد، خلاف این اجماع عمل کرده؛ در صورتی که باید به قولهای مطرح عمل کند.
در فضای فیلمسازی دینی نیز چنین بود که یا تصویر چهارده معصوم نمایش داده نمیشد و مثل فیلم «محمد رسولاللهِ» مصطفی عقاد بود؛ یا اگر هم به تصویر درمیآمد، پرهیبی از وجود مقدس بود؛ همچون سریال «امام علی» یا پررنگتر در «ولایت عشق» و «باب المراد» حضرت رضا و حضرت جواد علیهماالسلام را با صورتی نورانی نمایش میدادند.
اما در این فیلم اخیر، خرق اجماع مرکب شده و هم بدن مطهر امام معصوم بهخیال خود نمایش داده شده است و هم صورت و هم کلام ایشان و نیز بدن فاطمه زهرا سلاماللهعلیها. در نقدها، بر ضد وحدت بودن این فیلم تأکید شده. ولی بر موضوع نمایش بدن فاطمه زهرا سلاماللهعلیها و صورت حضرت امیر درنگی نشده. طبیعتاً غیرت دینی باید مخالف این پدیده جدید باشد. اگر هدفِ این فیلم و روایتِ بیپردۀ وقایع و نمایشِ بدنِ معصوم برای تأثیرگذاری بیشتر است (که قطعاً تأثیرگذار است و اصلاً کارایی هنر هشتم چنین است) آیا در تزاحم با نمایش بدن معصوم و معصومه نیست؟!
اگر گفته شود بدن معصوم که نمایش داده نشده بلکه یک بازیگر خارجی (و نامسلمان) است که نقش بازی میکند یا حتی از تکنولوژیِ CGI بهره برده شده، چون به حضرات معصومین مرتبط است، در امتداد بحث تاریخی شبیهخوانی و شبیهبازی دوره صفویه و قاجار است که علماء نقد و رد کردهاند. آیا نباید به دغدغه علماء شیعه احترام گذاشت که از این کار نهی کردهاند؟! افرادی همچون عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه درباره انجام شبیه لفظ «حرام» را بهکار بردهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻بهمناسبت اکران و انتشارِ بینالمللیِ فیلمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در آستانه فاطمیه ١۴۴٣
🔸بخش اول
تلفیق آموزههای دینی با هنر هفتم و هشتم یکی از دغدغههای فکر دینیِ امروز است. ازطرفی ظرفیتهای سینما و فیلمسازی انکارناپذیر مینماید و ازطرفی هم مضامین بکر دینی فراوان است؛ حکایتهایی که شاید نظیر آن در ادیان دیگر همچون یهودیت و مسیحیت یافت شود، ولی تقریر اسلامی آن امتیازاتی دارد. این تلفیق تا چه اندازه؟ همپوشانی این دو چه مقدار؟ و خط قرمزها کدام است؟
سالها قبل با انتشار رمان مهدی شجاعی با نام کمی دیرتر، نقدی نوشتیم و اشاره کردیم که خیالپردازی و قصهگویی از مؤلفههای رماننویسی است. طبیعتاً مخیله بهحرکت درمیآید و چیزهایی مینویسد که مابِازاءِ خارجی ندارد. در گزارههای دینی، این حالت را «کذب» مینامند. همین موضوع در هنرهای دیگر همچون نقاشی هم جاری است. مثلاً نقاشی بینالمللی استاد فرشچیان با نام عصر عاشوراء، اگرچه دلها را بهلرزه میاندازد، اما چه مقدار با نقلهای تاریخی و خطوط قرمز دینی مجانس است؟! این را هم در نوشته دیگری بررسیدهایم. در این یادداشت به موضوعی دیگر اشاره میکنیم.
در آستانه این فاطمیه، فیلمی دو ساعته اکران شد که حتی خبرهای ساخت آن نیز تنشهایی در فضای رسانهای رقم زده بود. این فیلم که ترسیم تاریخ صدر اسلام است و از هجرت به مدینه آغاز میشود و تا شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام ادامه مییابد، ازطرفی موضوع رویارویی شیعه و سنی را سبب گردیده و دست گذاشتن بر تیغه افتراق و اختلاف شیعه و سنی که موضوع امامت و غصب فدک و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها باشد؛ و ازطرفی با تصویر کشیدن حضرت امیر و حضرت زهرا و رسولخدا صلیاللهعلیهم، خرق اجماع مرکب کرده است!
توضیحاً اشاره میشود که «اجماع مرکب» مصطلحی اصولی است. وقتی در موضوعی دو یا چند نظر اساسی مطرح باشد، بهطور ضمنی بر نفی قولهای دیگر اتفاق شده است. و وقتی کسی نظری خارج از این نظرهای ارائهشده و متفقٌعلیه ارائه دهد، خلاف این اجماع عمل کرده؛ در صورتی که باید به قولهای مطرح عمل کند.
در فضای فیلمسازی دینی نیز چنین بود که یا تصویر چهارده معصوم نمایش داده نمیشد و مثل فیلم «محمد رسولاللهِ» مصطفی عقاد بود؛ یا اگر هم به تصویر درمیآمد، پرهیبی از وجود مقدس بود؛ همچون سریال «امام علی» یا پررنگتر در «ولایت عشق» و «باب المراد» حضرت رضا و حضرت جواد علیهماالسلام را با صورتی نورانی نمایش میدادند.
اما در این فیلم اخیر، خرق اجماع مرکب شده و هم بدن مطهر امام معصوم بهخیال خود نمایش داده شده است و هم صورت و هم کلام ایشان و نیز بدن فاطمه زهرا سلاماللهعلیها. در نقدها، بر ضد وحدت بودن این فیلم تأکید شده. ولی بر موضوع نمایش بدن فاطمه زهرا سلاماللهعلیها و صورت حضرت امیر درنگی نشده. طبیعتاً غیرت دینی باید مخالف این پدیده جدید باشد. اگر هدفِ این فیلم و روایتِ بیپردۀ وقایع و نمایشِ بدنِ معصوم برای تأثیرگذاری بیشتر است (که قطعاً تأثیرگذار است و اصلاً کارایی هنر هشتم چنین است) آیا در تزاحم با نمایش بدن معصوم و معصومه نیست؟!
اگر گفته شود بدن معصوم که نمایش داده نشده بلکه یک بازیگر خارجی (و نامسلمان) است که نقش بازی میکند یا حتی از تکنولوژیِ CGI بهره برده شده، چون به حضرات معصومین مرتبط است، در امتداد بحث تاریخی شبیهخوانی و شبیهبازی دوره صفویه و قاجار است که علماء نقد و رد کردهاند. آیا نباید به دغدغه علماء شیعه احترام گذاشت که از این کار نهی کردهاند؟! افرادی همچون عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه درباره انجام شبیه لفظ «حرام» را بهکار بردهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️خرقِ اِجماعِ مُرکّب!
🔻بهمناسبت اکران و انتشارِ بینالمللیِ فیلمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در آستانه فاطمیه ١۴۴٣
🔸بخش دوم
اگر گفته شود اقتضاء زمان است و چارهای نیست و نباید از فضای رسانهای عقب افتاد و وقتی هالیوود و بالیوود جوانان ما را اغفال کردهاند، این فیلمها حرکتی برای جبران کمبودها است مثل دیگر فیلمهایی که در ژانر دینی ساخته شده و بعضاً مؤثر بوده است؛ باید گفت این پاسخ قانعکننده نیست و با بعضی نصوص دینی مخالف دارد.
اگر گفته شود برخی علماء چنین گفتهاند که «لاینتشر الهدی الّا من حیث انتشر الضلال»، باید اشاره کنیم که این جمله را باید در فضای آن تفسیر کرد؛ نه اینکه مثلاً اگر گمراهی با مجادله بالتی هی اسوء منتشر شده باشد، حقیقت را هم اینگونه منتشر کنیم. بلکه از بستر مباح هنرهای مختلف ازجمله هنر هشتم، میتوان بهره برد و تا آنجا که به کراهت یا حرمت نرسد پیش رفت. هرچند برخی این جمله را اینگونه دریافتهاند که از همان دری که گمراهی وارد شده، از همان در نیز هدایت و رستگاری به درون میآید.
بههرروی، این استدلالها و مستمسکها قانعکننده نیست؛ چراکه در بعضی فیلمهای دینی، بدونِ نشان دادنِ معصوم حکایت را بازگو کردهاند. نمونه آن فیلم محمد رسولالله است که جز شمشیر ذوالفقار به آن کیفیت مشهورش (که محل تأمل است)، هیچ بخشی از بدن امیرالمؤمنین نمایش داده نشده.
بهطور کلی نشان ندادن یک شخصیت در فیلم و حضور در عین غیاب، بیانکننده این است که کارگردان آن شخصیت را مهم و معنوی میدانسته. متأسفانه این روش را کارگردان فیلم the Gate (=باب) نیز بهکار برده و شخصیت پلید بابِ ملعون را شخصیت مقدس معنوی انگاشته و در فیلم نمایش نداده است. اما در این فیلم اخیر درباره حضرت زهرا، همه این روشها کنار رفته و بیپرده و بیپروا، شخصیتهایی که نزد همه مسلمانان مقدس است شخصیتپردازی شده و به نمایش درآمده است.
هنر هشتم واقعیتی است موجود و انکار آن تحجر است. اما لزومی به همراهی صددرصد با آن نیست.
آیا میتوان بعضی خطکشیهای دینی را رعایت کرد؟ آیا میشود متوجه بود که «لایطاع الله من حیث یعصی»؟ نمیشود با ارتکابِ گناه طاعت انجام داد و خوب گفتهاند که هدف وسیله را توجیه نمیکند. بهویژه از ناحیه افرادی که اهل علماند و تابعان فکری دارند.
استفاده از بازیگری و شبیهبازی و استفاده از لحن صدای زنان نامحرم و استفاده از موسیقیها، خطوط قرمزی است که محل تأمل است. کسیکه دغدغه تدین دارد، اگر همچون سایر فیلمهای خارجی، از کارگردان و بازیگر گرفته تا دیگر عوامل را از نامسلمانان استفاده کند، بازی کردن در زمین آنها نیست؟ اینها صرفاً پرسشهایی است برای ورود به این عرصه.
تأکید میکنیم که نگاه متحجرانه به این مقوله نداریم و صرفاً پرسشهایی است برای روشنتر شدنِ آیندۀ این مسیر یعنی تلفیق آموزههای دینی با هنر هشتم.
جمادیالاولی ١۴۴٣
@AghayedNet
🔻بهمناسبت اکران و انتشارِ بینالمللیِ فیلمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در آستانه فاطمیه ١۴۴٣
🔸بخش دوم
اگر گفته شود اقتضاء زمان است و چارهای نیست و نباید از فضای رسانهای عقب افتاد و وقتی هالیوود و بالیوود جوانان ما را اغفال کردهاند، این فیلمها حرکتی برای جبران کمبودها است مثل دیگر فیلمهایی که در ژانر دینی ساخته شده و بعضاً مؤثر بوده است؛ باید گفت این پاسخ قانعکننده نیست و با بعضی نصوص دینی مخالف دارد.
اگر گفته شود برخی علماء چنین گفتهاند که «لاینتشر الهدی الّا من حیث انتشر الضلال»، باید اشاره کنیم که این جمله را باید در فضای آن تفسیر کرد؛ نه اینکه مثلاً اگر گمراهی با مجادله بالتی هی اسوء منتشر شده باشد، حقیقت را هم اینگونه منتشر کنیم. بلکه از بستر مباح هنرهای مختلف ازجمله هنر هشتم، میتوان بهره برد و تا آنجا که به کراهت یا حرمت نرسد پیش رفت. هرچند برخی این جمله را اینگونه دریافتهاند که از همان دری که گمراهی وارد شده، از همان در نیز هدایت و رستگاری به درون میآید.
بههرروی، این استدلالها و مستمسکها قانعکننده نیست؛ چراکه در بعضی فیلمهای دینی، بدونِ نشان دادنِ معصوم حکایت را بازگو کردهاند. نمونه آن فیلم محمد رسولالله است که جز شمشیر ذوالفقار به آن کیفیت مشهورش (که محل تأمل است)، هیچ بخشی از بدن امیرالمؤمنین نمایش داده نشده.
بهطور کلی نشان ندادن یک شخصیت در فیلم و حضور در عین غیاب، بیانکننده این است که کارگردان آن شخصیت را مهم و معنوی میدانسته. متأسفانه این روش را کارگردان فیلم the Gate (=باب) نیز بهکار برده و شخصیت پلید بابِ ملعون را شخصیت مقدس معنوی انگاشته و در فیلم نمایش نداده است. اما در این فیلم اخیر درباره حضرت زهرا، همه این روشها کنار رفته و بیپرده و بیپروا، شخصیتهایی که نزد همه مسلمانان مقدس است شخصیتپردازی شده و به نمایش درآمده است.
هنر هشتم واقعیتی است موجود و انکار آن تحجر است. اما لزومی به همراهی صددرصد با آن نیست.
آیا میتوان بعضی خطکشیهای دینی را رعایت کرد؟ آیا میشود متوجه بود که «لایطاع الله من حیث یعصی»؟ نمیشود با ارتکابِ گناه طاعت انجام داد و خوب گفتهاند که هدف وسیله را توجیه نمیکند. بهویژه از ناحیه افرادی که اهل علماند و تابعان فکری دارند.
استفاده از بازیگری و شبیهبازی و استفاده از لحن صدای زنان نامحرم و استفاده از موسیقیها، خطوط قرمزی است که محل تأمل است. کسیکه دغدغه تدین دارد، اگر همچون سایر فیلمهای خارجی، از کارگردان و بازیگر گرفته تا دیگر عوامل را از نامسلمانان استفاده کند، بازی کردن در زمین آنها نیست؟ اینها صرفاً پرسشهایی است برای ورود به این عرصه.
تأکید میکنیم که نگاه متحجرانه به این مقوله نداریم و صرفاً پرسشهایی است برای روشنتر شدنِ آیندۀ این مسیر یعنی تلفیق آموزههای دینی با هنر هشتم.
جمادیالاولی ١۴۴٣
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
ظواهر أسلوبية فی ديوان شیخ المتألهين الشيخ أحمد بن زين الدين الأحسائی
پایاننامهای در مقطع کارشناسی ارشد پیرامون دیوان شعر شیخ مرحوم رَفَعَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet
ظواهر أسلوبية فی ديوان شیخ المتألهين الشيخ أحمد بن زين الدين الأحسائی
پایاننامهای در مقطع کارشناسی ارشد پیرامون دیوان شعر شیخ مرحوم رَفَعَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
تحقیقی تازه از کتاب
الدرة الیتیمة
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رَفَعَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet
تحقیقی تازه از کتاب
الدرة الیتیمة
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رَفَعَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet
AghayedNet
✔️اعراب کلمه هورقلیا 🔻طبق توضیح کتاب معیاراللغة 🔸(معیاراللغة، نگاشته محمدعلی شیرازی و عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع) 🔸و هُورقِليا بسكون الراء كعود و الثاني بالقاف و اللام و المثناة التحتية كذكری معناه ملك آخر و المراد البرزخ بين الدنيا…
🔺کتاب تازه منتشر شده
تبیین قاعده الواحد و کاربستهای آن در علوم عقلی
با اشاره به معیار اللغة و نقل عبارت این کتاب درباره لفظ هورقلیا
@AghayedNet
تبیین قاعده الواحد و کاربستهای آن در علوم عقلی
با اشاره به معیار اللغة و نقل عبارت این کتاب درباره لفظ هورقلیا
@AghayedNet
✔️ و انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله
وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك [بحارالأنوار، ج٨١، ص٢٠٧]
💠بخش اول
🔻بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلیخان نائینی
🔹معنی این حدیث چه چیز است که: اذا اردت انتفتح صلوتک فاجعل واحدا من الائمه نصب عینیک به چه نحو باید آن امامها را با اینکه خدمت ایشان نرسیدهایم و صورت مبارکشان را زیارت نکردهایم در نظر گرفت؟
🔸عرض میشود: که اولاً بدانید که یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر در جمیع مراتب جاری است و مکلفٌبه در جمیع مراتب میسورات است نه مشکلات و معسورات. پس هرکس معرفت چیزی میسور او است، که به آسانی عمل میکند به مقتضای آن و اگر میسور او نیست و مشکل است از برای او که تکلیف از او ساقط است.
🔹و اما مضمون عبارتی را که نقل فرموده بودید داخل مسلمیات مذهب شیعه اثنیعشری است و در اغلب دعاهای وارده از ائمه طاهرین علیهمالسلام است که اللهم انی اتوجه الیک بمحمد و آل محمد، و اللهم انی اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة.
🔸و کم دعایی یافت میشود که وارد از ائمه علیهمالسلام باشد و این مضمون در آن نباشد و در بسیاری از زیارات ایشان این مطلب هست خصوص در جامعه صغیر و کبیر که از بدو امر الی حال علماء ابرار و سایر شیعیان اخیار، ایشان را به آن زیارتها زیارت کردهاند.
🔹و فقراتی که با فقرات ادعیه مطابق است این فقرات است: السلام علی الذین من عرفهم فقد عرف الله و من جهلهم فقد جهل الله، و من عرفکم فقد عرف الله و من جهلکم فقد جهل الله و من اطاعکم فقد اطاع الله، و من اراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم، و مقدمکم بین یدی طلبتی و حوائجی فی الدنیا و الاخرة و آیه شریفه فابتغوا الیه الوسیلة دلالت بر همین مطلب میکند.
🔸اما اینکه فرمودهاید با اینکه خدمت ایشان نرسیدهایم چطور صورت ایشان را در نظر بگیریم؟
پس عرض میکنم که صورت ایشان را اگر همین صورت جمادی گمان کردهاید، که بعضی از مردم سابق ایشان را دیدند و ماها در این زمان خدمت آنها نمیرسیم. چنین صورت جمادی فایدهای در این مطلب ندارد و بسیاری از کفار و منافقین سابق آن صورتها را دیدند و مع ذلک خدمت ایشان نرسیدند و ایشان را ندیدند و زیارت ایشان را نکردند.
🔹بلکه صورت ایشان آن صورتی است که اکبر حجة الله علی خلقه است و آن صورتی است که فرمودند: من رآنی فقد رأی الحق و آن صورتی است که فرمودند: ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل و معرفة الله عز و جل معرفتی.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك [بحارالأنوار، ج٨١، ص٢٠٧]
💠بخش اول
🔻بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلیخان نائینی
🔹معنی این حدیث چه چیز است که: اذا اردت انتفتح صلوتک فاجعل واحدا من الائمه نصب عینیک به چه نحو باید آن امامها را با اینکه خدمت ایشان نرسیدهایم و صورت مبارکشان را زیارت نکردهایم در نظر گرفت؟
🔸عرض میشود: که اولاً بدانید که یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر در جمیع مراتب جاری است و مکلفٌبه در جمیع مراتب میسورات است نه مشکلات و معسورات. پس هرکس معرفت چیزی میسور او است، که به آسانی عمل میکند به مقتضای آن و اگر میسور او نیست و مشکل است از برای او که تکلیف از او ساقط است.
🔹و اما مضمون عبارتی را که نقل فرموده بودید داخل مسلمیات مذهب شیعه اثنیعشری است و در اغلب دعاهای وارده از ائمه طاهرین علیهمالسلام است که اللهم انی اتوجه الیک بمحمد و آل محمد، و اللهم انی اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة.
🔸و کم دعایی یافت میشود که وارد از ائمه علیهمالسلام باشد و این مضمون در آن نباشد و در بسیاری از زیارات ایشان این مطلب هست خصوص در جامعه صغیر و کبیر که از بدو امر الی حال علماء ابرار و سایر شیعیان اخیار، ایشان را به آن زیارتها زیارت کردهاند.
🔹و فقراتی که با فقرات ادعیه مطابق است این فقرات است: السلام علی الذین من عرفهم فقد عرف الله و من جهلهم فقد جهل الله، و من عرفکم فقد عرف الله و من جهلکم فقد جهل الله و من اطاعکم فقد اطاع الله، و من اراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم، و مقدمکم بین یدی طلبتی و حوائجی فی الدنیا و الاخرة و آیه شریفه فابتغوا الیه الوسیلة دلالت بر همین مطلب میکند.
🔸اما اینکه فرمودهاید با اینکه خدمت ایشان نرسیدهایم چطور صورت ایشان را در نظر بگیریم؟
پس عرض میکنم که صورت ایشان را اگر همین صورت جمادی گمان کردهاید، که بعضی از مردم سابق ایشان را دیدند و ماها در این زمان خدمت آنها نمیرسیم. چنین صورت جمادی فایدهای در این مطلب ندارد و بسیاری از کفار و منافقین سابق آن صورتها را دیدند و مع ذلک خدمت ایشان نرسیدند و ایشان را ندیدند و زیارت ایشان را نکردند.
🔹بلکه صورت ایشان آن صورتی است که اکبر حجة الله علی خلقه است و آن صورتی است که فرمودند: من رآنی فقد رأی الحق و آن صورتی است که فرمودند: ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل و معرفة الله عز و جل معرفتی.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك [بحارالأنوار، ج٨١، ص٢٠٧]
💠بخش دوم
🔻بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلیخان نائینی
🔸و به ابیبصیر فرمودند و حال آنکه ابوبصیر کور بود و صورت جمادی را نمیدید، الست تراه فی وقتک و نفرمودند ان معرفتی بالجمادیة و النباتیة و الحیوانیة و الانسانیة هی معرفة الله؛ بلکه فرمودند ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل.
🔹و آن صورت ظهور الله است مثل آنکه صورت قیام زید، ظهور زید است و آن ظهور وجه الله است که بدون او محال است توجه به خدا کردن حتی انبیاء علیهمالسلام توجه به آن ظهور میکردند هر وقت که اراده توجه به خدا میکردند.
🔸و هیچ فرقی در میان ظاهر و ظهور نیست مگر اینکه ظاهر اصل است و ظهور فرع و ظاهر در ظهور، اوجد و اظهر از نفس ظهور است که بعد از ذهول از ظهور، به غیر ظاهر چیزی نیست. مثل آنکه قیام زید، ظهور زید است و چون کشف حجاب ظهور را کردید، زید را مشاهده میکنید به طوری که به غیر از او چیزی نمیبینید؛ بلکه با قطع نظر از زید، ظهور زید وجودی نخواهد داشت و عدم محض خواهد بود و با زید و به زید برپا خواهد بود.
فان کنت ذافهم تشاهد ما قلنا
و ان لمیکن فهم فتأخذه عنا
🔹باری پس شما الان توجه میکنید به رسول خدا صلی الله علیه و آله و زیارت میکنید او را و عرض میکنید السلام علیک یا رسول الله.
🔸و در این حال، توجه به او دارید و حال آنکه صورت جمادی ایشان را ندیدهاید و در حال زیارت ایشان، به غیر ایشان توجه ندارید و ایشان را از جمیع کسانی که غیر ایشان هستند جدا کردهاید و تمیز دادهاید.
🔹و بعد، توجه به حضرت امیر صلوات الله علیه و آله میکنید و عرض میکنید السلام علیک یا وصی رسول رب العالمین و ایشان را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید.
🔸و بعد رو میکنید به حضرت فاطمه و عرض میکنید السلام علیک یا بضعة الرسول صلی الله علیه و آله و ایشان را از پدر و شوهر و فرزندان او علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید و حال آنکه صورت جمادی را ندیدهاید.
🔹و همچنین است در هر امامی بعد امامی تا میرسید به امام زمان روحی له الفداء و عجل الله فرجه و عرض میکنید السلام علیک یا حجة الله السلام علیک یا بقیة الله فی الارض انت خیر لنا راع لنا غیر مهمل لمراعاتنا و لا ناس لذکرنا و لولا ذلک لاصطلمتنا اللأواء و احاطت بنا الاعداء یا خلیفة الله و القائم مقام الله انت الجاه الذی یتوجه الیه الاولیاء صلی الله علیک و علی آبائک الطیبین الطاهرین و رحمة الله و برکاته الیک ایابی و علیک حسابی انا لله و انا الیه راجعون ان شاء الله ما شاء الله و لا قوه الا بالله.
————————
🔹توضیحات بیشتر درباره تفاوت «معبود» و «جهت عبادت»
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3408
💠بخش دوم
🔻بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلیخان نائینی
🔸و به ابیبصیر فرمودند و حال آنکه ابوبصیر کور بود و صورت جمادی را نمیدید، الست تراه فی وقتک و نفرمودند ان معرفتی بالجمادیة و النباتیة و الحیوانیة و الانسانیة هی معرفة الله؛ بلکه فرمودند ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل.
🔹و آن صورت ظهور الله است مثل آنکه صورت قیام زید، ظهور زید است و آن ظهور وجه الله است که بدون او محال است توجه به خدا کردن حتی انبیاء علیهمالسلام توجه به آن ظهور میکردند هر وقت که اراده توجه به خدا میکردند.
🔸و هیچ فرقی در میان ظاهر و ظهور نیست مگر اینکه ظاهر اصل است و ظهور فرع و ظاهر در ظهور، اوجد و اظهر از نفس ظهور است که بعد از ذهول از ظهور، به غیر ظاهر چیزی نیست. مثل آنکه قیام زید، ظهور زید است و چون کشف حجاب ظهور را کردید، زید را مشاهده میکنید به طوری که به غیر از او چیزی نمیبینید؛ بلکه با قطع نظر از زید، ظهور زید وجودی نخواهد داشت و عدم محض خواهد بود و با زید و به زید برپا خواهد بود.
فان کنت ذافهم تشاهد ما قلنا
و ان لمیکن فهم فتأخذه عنا
🔹باری پس شما الان توجه میکنید به رسول خدا صلی الله علیه و آله و زیارت میکنید او را و عرض میکنید السلام علیک یا رسول الله.
🔸و در این حال، توجه به او دارید و حال آنکه صورت جمادی ایشان را ندیدهاید و در حال زیارت ایشان، به غیر ایشان توجه ندارید و ایشان را از جمیع کسانی که غیر ایشان هستند جدا کردهاید و تمیز دادهاید.
🔹و بعد، توجه به حضرت امیر صلوات الله علیه و آله میکنید و عرض میکنید السلام علیک یا وصی رسول رب العالمین و ایشان را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید.
🔸و بعد رو میکنید به حضرت فاطمه و عرض میکنید السلام علیک یا بضعة الرسول صلی الله علیه و آله و ایشان را از پدر و شوهر و فرزندان او علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید و حال آنکه صورت جمادی را ندیدهاید.
🔹و همچنین است در هر امامی بعد امامی تا میرسید به امام زمان روحی له الفداء و عجل الله فرجه و عرض میکنید السلام علیک یا حجة الله السلام علیک یا بقیة الله فی الارض انت خیر لنا راع لنا غیر مهمل لمراعاتنا و لا ناس لذکرنا و لولا ذلک لاصطلمتنا اللأواء و احاطت بنا الاعداء یا خلیفة الله و القائم مقام الله انت الجاه الذی یتوجه الیه الاولیاء صلی الله علیک و علی آبائک الطیبین الطاهرین و رحمة الله و برکاته الیک ایابی و علیک حسابی انا لله و انا الیه راجعون ان شاء الله ما شاء الله و لا قوه الا بالله.
————————
🔹توضیحات بیشتر درباره تفاوت «معبود» و «جهت عبادت»
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3408
Telegram
AghayedNet
توضیحی درباره یک تهمت به شیخیه در بحث خداشناسی (٢)
شش. اما نکته کلیدی و مهمی که ممکن است همین مسئله باعث این تهمتها شده، این است که باید میان معبود و جهت عبادت تفاوت قائل شد.
جسم ما رو به کعبه میکند؛ ولی آیا کعبه را میپرستد؟ معبودِ ما کعبه است یا خدا؟…
شش. اما نکته کلیدی و مهمی که ممکن است همین مسئله باعث این تهمتها شده، این است که باید میان معبود و جهت عبادت تفاوت قائل شد.
جسم ما رو به کعبه میکند؛ ولی آیا کعبه را میپرستد؟ معبودِ ما کعبه است یا خدا؟…
AghayedNet
🔺انتشار کتابی درباره مرحوم شیخ یاسین بحرانی رحمة الله علیه در آثار متعددِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع به طور مکرر از این مرحوم یاد شده است @AghayedNet
@AghayedNet_الفقیه البحرانی.pdf
4 MB
🔺فایل کتاب الفقیه البحرانی و محنة خراب البحرین
درباره شخصیت مرحوم شیخ یاسین بحرانی رحمة الله علیه.
درباره ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه و شیخ یاسین بحرانی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/2791
درباره شخصیت مرحوم شیخ یاسین بحرانی رحمة الله علیه.
درباره ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه و شیخ یاسین بحرانی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/2791
✔️🔻زیارت مکانیکی
سنت زیارت عتبات بهخوبی میان اهل عراق رسوخ کرده و بحمدالله به این مهم اهتمام فراوان دارند. اما این سنت از معضلی نامحسوس رنج میبرد.
زیارت از نسلِ گذشته به نسلِ امروز منتقل شده اما فقط کالبد آن، بدون هیچ روحی. یک زیارت مکانیکی بدون معنویت. از پدران و اجداد خود شنیدهاند باید سنت زیارت را حفظ کرد و انجام داد؛ اما آنچه سبب ارزش فوقالعاده آن است چندان پررنگ نیست. آنچه وجود ندارد شناخت مَزور است و آشنایی با مقامات معصومین علیهم الصلوة و السلام و اینکه امام معصوم اقلاً مفترضالطاعه است.
پساز آن، آشنایی با آداب زیارت و اخلاق و رفتار پسندیده با انسانهای دیگر. اینها هیچکدام چندان پررنگ نیست و این تعبیر در خوشبینانهترین حالت است وگرنه باید گفت که سوسو میزند.
در سفرهای قبل مشاهده میکردیم سختگیریهایی از ناحیه مجریان عتبههای معصومین صورت میگرفت و به جوانانی که لباسهای نامناسب و مدل موهای عجیب و غریب داشتند تذکر داده میشد و در مواقعی دیده میشد که جوانی را به حرم راه ندادهاند. اما دیگر از این برخوردها خبری نیست و صحیح هم همین است. مجریان قوانین دیدند اکثریت جوانان عراقی چنیناند و این خطکشیها و سختگیریها سبب محرومیت قشر پرتعدادی خواهد شد. هرچند بانوان عراقی برای ورود به بینالحرمین باید چادر عراقی بهسر داشته باشند.
یکی از مسئلهگویانِ حرمِ حسینی میگفت: نوع پرسشهای اهل عراق ابتدائیترین مسائل است و این بهعلت دوری ایشان است از اوساط علمیه و آموزشهای فراگیر دینی در سطح جامعه. و به جرأت میتوان گفت که حتی کیفیت خواندن نماز و قرائت صحیح حمد و سوره را نمیدانند.
حساب زائران سیدالشهداء از هر قشری، با سیدالشهداء است و ایشان با فضل و کرمش و مناسب استعداد و قابلیت هرکسی اجر و پاداش ارزانی میکند. اما وظیفه زائران چیست؟ آیا در بخش شناخت مزور، زائر نباید بداند در کجا قدم گذاشته؟ و نزد چه کسی آمده؟ در بخش آداب زیارت، نباید بداند حرم خانه فامیل نیست؟ که حتی خانه فامیل هم آداب و رسوم خود را دارد؛ اما در حرمهای معصومین، آداب زیارت رعایت نشود!
ازطرفی زائرِ حسین است و نفْسِ همین زیارت مغتنم. و ازطرفی در روایت است و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه طبق این روایت فتوا دادهاند که اگر آداب حضور در کربلای معلی رعایت نشود، زیارت نکردن بر زیارت کردن ترجیح دارد. بیان ایشان چنین است:
«مسئله: زيارت بايد کرد آن بزرگوار علیهالسلام را بهطورى که از زيارت نکردن بهتر باشد و آنطور آن است که مانند عزاداران با حال پريشان محزون و اندوهناک باشند و نبايد زيارت کرد آن بزرگوار علیهالسلام را بهطورى که زيارت نکردن بهتر باشد و آنطور آن است که بدون حزن و اندوه از روى غفلت به زيارت آن بزرگوار علیهالسلام بروند و غذاهاى لذيذ بخورند و خوش بخورند و خوش بياشامند. چنانکه در احاديث وارد شده و خلافى در آن نيست.»
از کربلا برای زیارت سرمنرأی و کاظمین، اتوبوسی را سوار شدیم. میان جمعیت مسن و پیر اتوبوس، هفت جوان عراقی هم بودند عاری از اخلاق، بیادب و بیحیاء و بدون رعایت آداب همسفری و خصوصیاتی دیگر که مناسب نیست اشاره کنم. شخصی از یکی از آنها پرسید: مگر برای زیارت سوار اتوبوس نشدهاید؟! جسورانه گفت: به کسی ارتباطی ندارد، به سامراء میرویم.
آنها تمام روز را در مسیر زیارت بودند. در اتوبوس به همراهیان و سایر مسافران توهین میکردند. حضرت سید محمد را در منطقه بلد زیارت کردند (فقط وارد حرم شدند) و پس از آن به سرمنرأی و بعد هم به کاظمین مشرف شدند. تمام سختی سفر را تحمل کردند و حالاتشان همان حالات ابتدای سفر بود. شبهنگام با اتوبوس به کربلاء بازگشتند و به خانههای خود رفتند. کربلائی بودند... .
بهراستی پدیده عجیبی است. با نگاهی، قضیه فوقالعاده جالب است. سنت زیارت و نماز (هرچند سرودستوپاشکسته) در قشر جوان رسوخ کرده و به آن پایبندند. و از دیدی و جهتی، جز کالبدی از زیارت چیزی باقی نمانده.
این رفتار جوان عراقی درسی دارد و عبرتی. درس خوبش این است که جوانان از دین و دیانت و سنت زیارت فاصله نگیرند. جوانان عراقی را الگو قرار دهند که چگونه این مناسک با خونشان عجین شده.
عبرت آن این است که جوانان بدانند در زیارتگاه نباید قَشَمشَم و خودنما بود و جایی برای حرکات جلف و سبک نیست. در عین رسوخ این سنت پسندیده و مؤکَد، باید آن را احیاء کرد و به روح ایمان، معرفت و بصیرت، حیاتِ دوباره بخشید. وگرنه جز ظواهری از مناسکی مهم چیزی باقی نمیماند و این ضربه سنگینی به میراث گرانبهای زیارت است.
جمادی الاولی ١۴۴٣
@AghayedNet
سنت زیارت عتبات بهخوبی میان اهل عراق رسوخ کرده و بحمدالله به این مهم اهتمام فراوان دارند. اما این سنت از معضلی نامحسوس رنج میبرد.
زیارت از نسلِ گذشته به نسلِ امروز منتقل شده اما فقط کالبد آن، بدون هیچ روحی. یک زیارت مکانیکی بدون معنویت. از پدران و اجداد خود شنیدهاند باید سنت زیارت را حفظ کرد و انجام داد؛ اما آنچه سبب ارزش فوقالعاده آن است چندان پررنگ نیست. آنچه وجود ندارد شناخت مَزور است و آشنایی با مقامات معصومین علیهم الصلوة و السلام و اینکه امام معصوم اقلاً مفترضالطاعه است.
پساز آن، آشنایی با آداب زیارت و اخلاق و رفتار پسندیده با انسانهای دیگر. اینها هیچکدام چندان پررنگ نیست و این تعبیر در خوشبینانهترین حالت است وگرنه باید گفت که سوسو میزند.
در سفرهای قبل مشاهده میکردیم سختگیریهایی از ناحیه مجریان عتبههای معصومین صورت میگرفت و به جوانانی که لباسهای نامناسب و مدل موهای عجیب و غریب داشتند تذکر داده میشد و در مواقعی دیده میشد که جوانی را به حرم راه ندادهاند. اما دیگر از این برخوردها خبری نیست و صحیح هم همین است. مجریان قوانین دیدند اکثریت جوانان عراقی چنیناند و این خطکشیها و سختگیریها سبب محرومیت قشر پرتعدادی خواهد شد. هرچند بانوان عراقی برای ورود به بینالحرمین باید چادر عراقی بهسر داشته باشند.
یکی از مسئلهگویانِ حرمِ حسینی میگفت: نوع پرسشهای اهل عراق ابتدائیترین مسائل است و این بهعلت دوری ایشان است از اوساط علمیه و آموزشهای فراگیر دینی در سطح جامعه. و به جرأت میتوان گفت که حتی کیفیت خواندن نماز و قرائت صحیح حمد و سوره را نمیدانند.
حساب زائران سیدالشهداء از هر قشری، با سیدالشهداء است و ایشان با فضل و کرمش و مناسب استعداد و قابلیت هرکسی اجر و پاداش ارزانی میکند. اما وظیفه زائران چیست؟ آیا در بخش شناخت مزور، زائر نباید بداند در کجا قدم گذاشته؟ و نزد چه کسی آمده؟ در بخش آداب زیارت، نباید بداند حرم خانه فامیل نیست؟ که حتی خانه فامیل هم آداب و رسوم خود را دارد؛ اما در حرمهای معصومین، آداب زیارت رعایت نشود!
ازطرفی زائرِ حسین است و نفْسِ همین زیارت مغتنم. و ازطرفی در روایت است و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه طبق این روایت فتوا دادهاند که اگر آداب حضور در کربلای معلی رعایت نشود، زیارت نکردن بر زیارت کردن ترجیح دارد. بیان ایشان چنین است:
«مسئله: زيارت بايد کرد آن بزرگوار علیهالسلام را بهطورى که از زيارت نکردن بهتر باشد و آنطور آن است که مانند عزاداران با حال پريشان محزون و اندوهناک باشند و نبايد زيارت کرد آن بزرگوار علیهالسلام را بهطورى که زيارت نکردن بهتر باشد و آنطور آن است که بدون حزن و اندوه از روى غفلت به زيارت آن بزرگوار علیهالسلام بروند و غذاهاى لذيذ بخورند و خوش بخورند و خوش بياشامند. چنانکه در احاديث وارد شده و خلافى در آن نيست.»
از کربلا برای زیارت سرمنرأی و کاظمین، اتوبوسی را سوار شدیم. میان جمعیت مسن و پیر اتوبوس، هفت جوان عراقی هم بودند عاری از اخلاق، بیادب و بیحیاء و بدون رعایت آداب همسفری و خصوصیاتی دیگر که مناسب نیست اشاره کنم. شخصی از یکی از آنها پرسید: مگر برای زیارت سوار اتوبوس نشدهاید؟! جسورانه گفت: به کسی ارتباطی ندارد، به سامراء میرویم.
آنها تمام روز را در مسیر زیارت بودند. در اتوبوس به همراهیان و سایر مسافران توهین میکردند. حضرت سید محمد را در منطقه بلد زیارت کردند (فقط وارد حرم شدند) و پس از آن به سرمنرأی و بعد هم به کاظمین مشرف شدند. تمام سختی سفر را تحمل کردند و حالاتشان همان حالات ابتدای سفر بود. شبهنگام با اتوبوس به کربلاء بازگشتند و به خانههای خود رفتند. کربلائی بودند... .
بهراستی پدیده عجیبی است. با نگاهی، قضیه فوقالعاده جالب است. سنت زیارت و نماز (هرچند سرودستوپاشکسته) در قشر جوان رسوخ کرده و به آن پایبندند. و از دیدی و جهتی، جز کالبدی از زیارت چیزی باقی نمانده.
این رفتار جوان عراقی درسی دارد و عبرتی. درس خوبش این است که جوانان از دین و دیانت و سنت زیارت فاصله نگیرند. جوانان عراقی را الگو قرار دهند که چگونه این مناسک با خونشان عجین شده.
عبرت آن این است که جوانان بدانند در زیارتگاه نباید قَشَمشَم و خودنما بود و جایی برای حرکات جلف و سبک نیست. در عین رسوخ این سنت پسندیده و مؤکَد، باید آن را احیاء کرد و به روح ایمان، معرفت و بصیرت، حیاتِ دوباره بخشید. وگرنه جز ظواهری از مناسکی مهم چیزی باقی نمیماند و این ضربه سنگینی به میراث گرانبهای زیارت است.
جمادی الاولی ١۴۴٣
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
بدعة السفارة و البابیة فی البحرین
نقد و ردّی است بر مدعیان باطل بابیت و سفارت امام زمان عجل الله فرجه در منطقه بحرین.
کتاب سه فصل دارد و یک ملحق. فصل اول «قصة البدعة» نام دارد و فصل دوم «من وثائق الأحداث» و فصل سوم «من رسائل البصری». در ملحق بعضی سندها نقل شده.
بصری، یکی از مدعیان سفارت و بابیت در بحرین است. نام او عبدالوهاب بصری است که به او «باب المولی» هم میگویند. در این دعوت باطل بر بانوان تمرکز دارند و اندیشههایی خرافی و انحرافی میان طرفداران منتشر میکنند. از جمله اینکه امام زمان گنجشکی را برای مراقبت از این گروه فرستاده که نام آن «فرقد» است و این گنجشک همه آنچه میان طرفداران رخ دهد، برای او نقل میکند. از این جهت بعضی از ایشان هر گنجشکی که میبینند سکوت میکنند!
@AghayedNet
بدعة السفارة و البابیة فی البحرین
نقد و ردّی است بر مدعیان باطل بابیت و سفارت امام زمان عجل الله فرجه در منطقه بحرین.
کتاب سه فصل دارد و یک ملحق. فصل اول «قصة البدعة» نام دارد و فصل دوم «من وثائق الأحداث» و فصل سوم «من رسائل البصری». در ملحق بعضی سندها نقل شده.
بصری، یکی از مدعیان سفارت و بابیت در بحرین است. نام او عبدالوهاب بصری است که به او «باب المولی» هم میگویند. در این دعوت باطل بر بانوان تمرکز دارند و اندیشههایی خرافی و انحرافی میان طرفداران منتشر میکنند. از جمله اینکه امام زمان گنجشکی را برای مراقبت از این گروه فرستاده که نام آن «فرقد» است و این گنجشک همه آنچه میان طرفداران رخ دهد، برای او نقل میکند. از این جهت بعضی از ایشان هر گنجشکی که میبینند سکوت میکنند!
@AghayedNet
▪️...یا رَبّ مُحمّد إنتَقِم لِابْنَةِ مُحمّد.
▪️فضائل ذاتی و شئونات اصلی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در این فرمایش خدای متعال مجتمع است: إنّها لَإحدَی الکُبَر، نَذیراً لِلبَشَر.
@AghayedNet
▪️فضائل ذاتی و شئونات اصلی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در این فرمایش خدای متعال مجتمع است: إنّها لَإحدَی الکُبَر، نَذیراً لِلبَشَر.
@AghayedNet
▪️أللهم کُن الطّالِبَ لَها مِمّن ظَلَمَها وَ استَخَفَّ بِحَقِّها وَ کُنِ الثّائرَ اللهُمّ بِدَمِ أولادِها
@AghayedNet
@AghayedNet