✔️بررسی عبارت عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

🔻درباره جزیره واق‌واق و کیفیت تولد عیسی علیه‌السلام

برخی پژوهشگران عرصه مهدویت، شکر الله سعیهم، به‌طور تخصصی در نقد و رد بهائیت لعنهم‌الله فعالیت می‌کنند. تلاش این پژوهشگران ستودنی است. در این میان، گاهی نقدهایی بر شیخیه وارد می‌کنند.

برخی افراد به‌مناسبت‌های مختلف در رد بهائیان، از سال‌های گذشته، نقدی بر مرحوم شیخ احمد اَحسائی نوشتند و کماکان امروز نیز، گاهی، ‌به آن اشاره می‌کنند.

آن نقد درباره پاسخ شیخ مرحوم به کیفیت تولد عیسی علیه‌السلام بدون پدر است. در این پاسخ از شهر زنان و جزیره واق‌واق سخن به میان آمده است. این پژوهشگران هرگاه می‌خواهند معارف شیخ را بازگو کنند،‌ می‌گویند معارف شیخ، همین جزیره واق‌واق است!

خطاب به این پژوهشگران می‌گوییم:

خواهشی که از شما پژوهشگر متخصص در مباحث بهائیت داریم، انصاف است و تأمل بر توضیحی که در ادامه خواهد آمد.

به‌راستی چرا این نکته را در توضیحات خود قید نمی‌کنید که در ده جلد جوامع‌الکلم، چه حجم وسیعی از روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام نقل شده است و مجموع روایاتی که در چهار جلد شرح‌الزیارة الجامعة الکبیرة نقل فرموده‌اند (که این چهار جلد در مجموعه جوامع‌الکلم چاپ نشده)، مستقلاً کتابی حجیم شده و به‌ چاپ رسیده است.

شخصی که این‌قدر نقل روایات کرده و از علوم ائمه اطهار علیهم‌السلام خوشه‌چینی کرده است. این‌گونه نیست که کتب ایشان خالی از روایات باشد؛ بلکه مشحون از روایات است.

اینک در بین همه این روایات و فرمایش‌های معصومین و معارف دینی، در سه‌چهار خط، مطلبی نقل کرده است درباره شهر زنان و جزیره واق‌واق. شما همه آن روایات را کنار گذاشته و می‌گویید معارف شیخ این است و معلوم نیست از کجا آورده است.

انصاف حکم می‌کند همه منظومه فکری شیخ در نظر گرفته شود؛ نه اینکه نصف صفحه‌ای مرتب در طی سنوات تکرار گردد.

اینک توجهی بفرمایید به توضیح این نصف صفحه.

شیخ مرحوم، همچون دیگر از علماء طایفه شیعه اثنی‌عشری، اهل مطالعه بوده‌‌اند و کتاب‌های متعدد در تاریخ و جغرافیا و… را ملاحظه کرده‌اند. موضوع جزیره واق‌واق و شهر زنان، موضوعی رایج در آن زمان بوده است؛ به‌طوری که قبل از ایشان مرحوم علامه مجلسی هم در بحارالانوار از این شهر نام برده است و نقل قول کرده است.

🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tavalod/
Forwarded from AghayedNet
✔️پرفسور مرحوم سید محمدتقی فاطمی

سید محمدتقی خان فاطمی در سال ۱۲۸۳ در اصفهان متولد شد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه عازم فرانسه شد و پس از نگارش رسالهٔ تخصصی «استعمال گروه‌ها در هندسه» و کسب درجه دکتری ریاضیات از دانشسرای عالی پاریس به ایران بازگشت.

محمدتقی خان طباطبائی فاطمی نائینی از دو سو از سادات طباطبائی و از خوانین نائین و اصفهان بود. او از استادان دارای درجهٔ پروفسور آگرژه در رشته مکانیک از دانشگاه پاریس بود. بیش از چهل و پنج سال سابقه تدریس در سطوح عالیه دانشگاهی در تهران و مشهد داشت.
احمد بیرشک از استادانی بود که با فاطمی در تألیف کتاب‌های ریاضی دبیرستانی همکاری داشت. کتاب مکانیک استدلالی از آثار ایشان است.
وی در هفدهم آذر ماه سال ۱۳۷۴ش در مشهد در گذشت.
مرحوم فاطمی بعضی از کتب دینی شیخیه از جمله کتب طریق النجاة را تدریس می‌کرد. ایشان همچنین کتاب‌های خطی فراوانی از کتب شیخیه را به دوستان اهداء کرده است. وی به زبان‌های عربی و فرانسوی مسلط بود.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🔺دست‌خط مرحوم پروفسور فاطمی
درباره ترغیب به ترجمه و چاپ کتاب‌های ریاضیات و هیأت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی‌الله‌مقامه در دانشگاه فردوسی مشهد

هفدهم آذر، سال‌روز وفات مرحوم پروفسور فاطمی

بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان محترم آقایان دکتر پورعبدالله و دکتر بهمن هنری
پس از عرض سلام و امیدواری به سلامت و توفیقات متمادیه آن دوستان ارجمند
به نظر این حقیر کتب ریاضیات و هیأت از تألیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم آقای حاج محمدکریم خان کرمانی رضوان الله تعالی علیه برای ترجمه و چاپ مفید و قابل استفاده می‌تواند باشد.
چنانکه صلاح می‌دانید توصیه‌هائی بفرمائید.
تقی فاطمی

٢۴ مرداد ١٣٧٠
اول ذی‌الحجه ١۴١١
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNetجبر_و_هندسه_ششم_دبستان_1338_شمسی.pdf
42.5 MB
🔺کتاب جبر و هندسه، سال ششم دبستان
سال ١٣٣٨ش
مؤلف: پرفسور فاطمی
با خط نستعلیق علی‌اکبر کاوه.
@AghayedNet
🔺دست‌خط منتشر نشده‌ای از مرحوم پروفسور فاطمی
@AghayedNet
AghayedNet
🔻 http://Instagram.com/aghayednet
Audio
@AghayedNet
🔺فایل صوتیِ نشست
🔹با موضوع:
معرفی کتاب گران‌سنگ جوامع‌ التفسیر
و نقد چاپ تازه این کتاب
🔸چهارشنبه، ۱۷ آذر ١۴٠٠
@AghayedNet
🔺ترقیمه مؤلفِ کتاب جوامع التفسیر در پایان جلد اول.
نسخه‌ای ممتاز که دو سال پس از تألیف کتابت شده.
علاوه بر این با خطّ مؤلف مقابله دقیق شده و عبارت بلاغ ثبت گردیده.
متأسفانه در چاپ تازه جوامع التفسیر از این نسخه استفاده نشده و صرفاً براساس نسخه کتابخانه بروجردی حروف‌چینی و چاپ شده؛ نسخه‌ای که دوازده سال پس از تألیف نگارش شده و کمبودهایی دارد و فاقد این ترقیمه است.
تفصیل سخن اینجا.
@AghayedNet
✔️نگاهی بر پاراگراف‌بندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم

🔺و نقد یک‌نمونه از تنظیم‌های پاراگراف در چاپ‌های کتاب شرح‌ المشاعر

🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4671
✔️🔻نگاهی بر پاراگراف‌بندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم

💠بخش اول

غالباً تصور می‌شود که پاراگراف صرفاً تقسیمِ یک‌ نوشتار است به پاره‌های کوتاه‌کوتاه، تا خواندن یا نوشتن متن آسان شود. اما این‌گونه نیست.

به‌تعبیر یکی از اهل فن، پاراگراف خود یک واحد گفتمانی سیال و چند وجهی به‌شمار می‌رود که تعریف دقیق آن به‌گونه‌ای که شامل تمام صور آن باشد، نیازمند مطالعه و اندیشه بیشتر است.

برای تبیین پاراگراف و اجزاء آن مقاله‌های متعدد نگاشته شده و کماکان پژوهش‌هایی ارائه می‌شود. در این یادداشت، در پی بررسی همه‌جانبه این اصل نگارشی نیستیم. آنچه محل نگاه این نوشتار است اهمیت پاراگراف‌بندی در کتب بزرگان دین است.

مشایخ عظام اعلی الله مقامهم همچون روش گذشتگان جمله‌ها را پی‌درپی‌ نگاشته‌اند و کمتر دیده می‌شود که از ساختار «بند» استفاده فرموده‌ باشند.

بعضی احساس کرده‌اند امروزه چاپ این آثار با توجه به شرایطِ فکریِ مخاطبِ معاصر، نیازمند پاراگراف‌بندی است. هرچند در این احساسِ نیاز هم دیدگاه‌ها متفاوت است. بعضی به بند‌بند کردن تمام فصل یا مطلب و باب فکر می‌کنند و بعضی به بندبند کردن با توجه به ابتداء مطالب کلی.

به‌هرروی آنچه مهم است این است که در پاراگراف‌بندی، ارتباط معنایی حفظ شود و هنوز مطلب به پایان نرسیده، مطلب به ابتداء خط نرود. این اهمیت، در کتاب‌های فارسی و عربی، یکسان است؛ هرچند در آثار عربی به‌علت عربی‌بودن زبان، نیاز به دقت بیشتر و فهم دقیق‌تر کلمه‌ها و عبارت‌هاست.

به نمونه‌ای از پاراگراف‌بندی غیرضروری و حتی مخلّ به مطلب اشاره می‌کنیم. در این نمونه، گذشته از توجه نکردن به شرایطِ پدیدارسازیِ بندِ جدید، در معنا نیز خلل ایجاد شده است.

کتاب مبارک شرح المشاعر، در مجلد سوم از دوره جوامع الکلم (طبع بصره) چاپ شده و در تفاوت با چاپ قبلی آن (چاپ سعادت کرمان)، از رنگ قرمز برای «قال» و «اقول» و «قوله» و موارد بسیار دیگری استفاده شده است.

در صفحه ۳۱۹، در ابتداءِ تنها پاراگرافِ صفحه آمده است: «ثم قال». غافل از اینکه شیخ مرحوم در این موضع تعارضات عبارات ملاصدرا را بیان می‌فرمایند و دو به دو با هم مقایسه می‌فرمایند. مثلاً فرموده‌اند: صدرا گفته است که ماهیت عاری از کثرتِ تشخصات نیست و ابائی از کثرت تشخصات ندارد و در عبارت دیگر انکار کرده و گفته است که ماهیت تمیز و تعددی ندارد. سپس دو عبارت دیگر را ذکر می‌فرمایند و تعارض میان دو عبارات را بیان می‌کنند.
اما در چاپ بصره، جمله اول ذکر شده و جمله دوم، ابتداءِ پاراگراف قرار گرفته! و حال آنکه عبارت دوم در ادامه قبل باید باشد تا تعارض بین این دو عبارت را بیان کنند.

می‌فرمایند:
«و ذکر ان التشخص هو الوجود او انه مساوق له و عنده انه هو هو ثم قال الصادر بالذات و المجعول اولاً علی نعت الکثرة هی انحاء الحصولات اعنی الوجودات المتشخصة بذواتها».

در جایی می‌گوید ماهیت کثرت را می‌پذیرد و ازطرفی نفی کرد و در اینجا می‌گوید وجود کثرت را نمی‌پذیرد و عینِ تشخص است و ازطرفی می‌گوید می‌پذیرد.

به‌هرروی «ثم قال» ادامه عبارات قبل است و نباید آغاز پاراگراف قرار بگیرد.

ادامه دارد...

@AghayedNet
🔺پاراگرافی غیر ضروری و مخلّ به مطلب در دو چاپ کتاب شرح‌ المشاعر
تصاویر به‌ترتیب: چاپ سعادت کرمان، بصره (ضمن مجموعه جوامع الکلم)، کویت.
پیوست یادداشت نگاهی بر پاراگراف‌بندی... .
@AghayedNet
✔️🔻نگاهی بر پاراگراف‌بندی متن کتب بزرگان دین اعلی الله مقامهم

💠بخش دوم

جالب توجه است که در چاپ سعادت کرمان، ابتداءِ خط قرار نگرفته و پاراگرافی در آنجا نیست (ص۳۶۲).

شگفت اینکه همین بخش در چاپ کویت، کاملاً جدا شده و حتی عنوان مستقلی برای آن ثبت شده؛ و حال آنکه کاملاً متصل به ماقبل است! در چاپ کویت (مؤسسة البلاغ، الطبعة الاولی، ۲۰۰۷م) چنین عنوان زده شده:
«التشخص و عین الوجود:
ثم قال الصادر بالذات و المجعول اولاً... .» (ص۵۳۶)

گذشته از مخلّ به‌‌ معنا بودنِ ایجادِ پاراگراف در این موضع، عنوان هم جای تأمل دارد و اگر نوشته می‌شد «التشخص عین الوجود»، مطلب را بهتر می‌رساند.

بزرگان اعلی الله مقامهم برای تشخیص ابتداء مطلب، شیوه‌های دیگری دارند. در مواضعی اندکی فاصله گذاشته‌اند و در مواضعی از قلمی با رنگ دیگر استفاده فرموده‌اند یا بر کلمه خطی رسم فرموده‌اند یا حرفی از حروف کلمه را کشیده نگاشته‌اند تا ابتداء مطلب مشخص شود. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در رساله تنبیه الادباء می‌فرمایند:

«عيبی ندارد كه در ابتدای هر مطلبی خطی بالای اول مطلب رسم كنی.» (مکارم‌ الابرار: فارسی، ج۱۳، ص۸۶)

البته این خط‌گذاری منحصر در ابتداء‌ مطلب نیست. در مواضعی که میانه مطلب است اما نقل قولی شده، باز هم خطی رسم شده است.

برای نمونه در همین موضع مورد بحث از کتاب شرح المشاعر، شیخ مرحوم رفع الله شأنه بر تعبیر «ثم قال» خطی رسم کرده‌اند؛ اما این به‌معنای ابتداء کلام نیست؛ صرفاً به‌علت نقل قول است که نشانه‌ای گذاشته‌اند.

ایشان از شیوه خط‌گذاری، برای کاربردهای مختلفی بهره برده‌اند و حتی برای مشخص‌ کردن شقوق مسئله، بر هر قِسم خطی رسم کرده‌اند.

شبیه «کنارنویسه» است که یک اصطلاح نسخه‌شناسی کهن بوده و علامتی است که در حاشیه چپ متن، به‌شکل یک خط افقی ترسیم می‌شده و یکی از کارکردهای آن مشخص‌ کردن قسمت‌های مجزاست. سابقه این علامت و صورت‌های آن در مقاله «تعریف بند (پاراگراف) در نثر فارسی» به‌تفصیل آمده است. (فصلنامه علمی‌پژوهشی کاوش‌نامه، سال یازدهم (۱۳۸۹)، شماره ۲۰)

آنچه به‌نگارش آمد درآمدی است بر پاراگراف‌بندی آثار بزرگان دین. امید است در فرصتی دیگر، تفصیلِ این مهم یادداشت گردد؛ بعون الله المَلِک الوهاب.

سال‌روز ولادت زینب کبری سلام الله علیها
۵ جمادی‌الاولی ١۴۴٣

@AghayedNet
✔️🔻حسب و نَسَبِ خداییِ ائمه هدی علیهم‌السلام

لوح فاطمه یا حدیث لوح حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از احادیث بسیار معتبری است که در روز ولادت امام حسین علیه‌السلام به‌عنوان مژدگانی از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا علیهاالسلام هدیه شده است.

متن این حدیث از این جهت بسیار مهم است که در آن نام دوازده امام که پس از پیامبر به ترتیب جانشین او هستند آمده و کلیاتی از برنامه دوران زندگی و امامت ایشان ذکر شده است.
@aghayedNet
✔️🔻حسب و نَسَبِ خداییِ ائمه هدی علیهم‌السلام

جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدَب سُوائی، از صحابه رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنی‌عشر خلیفة است.

در منابع حدیثی اهل‌سنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن، از جابر نقل شده است که به حدیث اثنی‌عشر خلیفة مشهور است.

بنا بر آن رسول‌خدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت.

به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند.

در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است.

در کتاب سلطانیه چنین فرموده‌اند:

«در کتاب مناقب آمِدیِ سنی از صحیحین روایت کرده از جابر بن سمرة که گفت شنیدم که رسول‌خدا می‏‌فرمود که بعد از من دوازده امیر باشند، پس کلمه‏‌ای فرمود که نشنیدم آن را. از پدرم پرسیدم چه فرمود؟ گفت فرمود: همه آنها از قریشند. و این حدیث در میان عامه کالمتواتر است.»
@AghayedNet
✔️عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه :

🔸 «قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.

🔸و چون بنى‌اميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.»

✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد):

🔹 «هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها

🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع

🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،

🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهم‌السلام)

🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علي علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)

🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.

🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.

🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.

🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.

🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.

🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.

🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
✔️خَرقِ اِجماعِ مُرکّب!

🔻به‌مناسبت اکران و انتشارِ بین‌المللیِ فیلمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در آستانه فاطمیه ١۴۴٣

🔸بخش اول


تلفیق آموزه‌های دینی با هنر هفتم و هشتم یکی از دغدغه‌های فکر دینیِ امروز است. ازطرفی ظرفیت‌های سینما و فیلم‌سازی انکارناپذیر می‌نماید و ازطرفی هم مضامین بکر دینی فراوان است؛ حکایت‌هایی که شاید نظیر آن در ادیان دیگر همچون یهودیت‌ و مسیحیت یافت شود‌، ولی تقریر اسلامی آن امتیازاتی دارد. این تلفیق تا چه اندازه؟ هم‌پوشانی این دو چه مقدار؟ و خط قرمزها کدام است؟
سال‌ها قبل با انتشار رمان مهدی شجاعی با نام کمی دیرتر، نقدی نوشتیم و اشاره کردیم که خیال‌پردازی و قصه‌گویی از مؤلفه‌های رمان‌نویسی است. طبیعتاً مخیله به‌حرکت درمی‌آید و چیزهایی می‌نویسد که مابِازاءِ خارجی ندارد. در گزاره‌های دینی‌، این حالت را «کذب» می‌نامند. همین موضوع در هنرهای دیگر همچون نقاشی هم جاری است. مثلاً نقاشی بین‌المللی استاد فرشچیان با نام عصر عاشوراء، اگرچه دل‌ها را به‌لرزه می‌اندازد، اما چه مقدار با نقل‌های تاریخی و خطوط قرمز دینی مجانس است؟! این را هم در نوشته دیگری بررسیده‌ایم. در این یادداشت به موضوعی دیگر اشاره می‌کنیم.
در آستانه این فاطمیه، فیلمی دو ساعته اکران شد که حتی خبرهای ساخت آن نیز تنش‌هایی در فضای رسانه‌ای رقم زده بود. این فیلم که ترسیم تاریخ صدر اسلام است و از هجرت به مدینه آغاز می‌شود و تا شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام ادامه می‌یابد، ازطرفی موضوع رویارویی شیعه و سنی را سبب گردیده و دست گذاشتن بر تیغه افتراق و اختلاف شیعه و سنی که موضوع امامت و غصب فدک و شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها باشد؛ و ازطرفی با تصویر کشیدن حضرت امیر و حضرت زهرا و رسول‌خدا صلی‌الله‌علیهم، خرق اجماع مرکب کرده است!
توضیحاً اشاره می‌شود که «اجماع مرکب» مصطلحی اصولی است. وقتی در موضوعی دو یا چند نظر اساسی مطرح باشد، به‌طور ضمنی بر نفی قول‌های دیگر اتفاق شده است. و وقتی کسی نظری خارج از این نظرهای ارائه‌شده و متفق‌ٌعلیه ارائه دهد، خلاف این اجماع عمل کرده؛ در صورتی که باید به قول‌های مطرح عمل کند.
در فضای فیلم‌سازی دینی نیز چنین بود که یا تصویر چهارده معصوم نمایش داده نمی‌شد و مثل فیلم «محمد رسول‌اللهِ» مصطفی عقاد بود؛ یا اگر هم به‌ تصویر درمی‌آمد، پرهیبی از وجود مقدس بود؛ همچون سریال «امام علی» یا پررنگ‌تر در «ولایت عشق» و «باب المراد» حضرت رضا و حضرت جواد علیهماالسلام را با صورتی نورانی نمایش می‌دادند.
اما در این فیلم اخیر، خرق اجماع مرکب شده و هم بدن مطهر امام معصوم به‌خیال خود نمایش داده شده است و هم صورت و هم کلام ایشان و نیز بدن فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها. در نقدها، بر ضد وحدت بودن این فیلم تأکید شده. ولی بر موضوع نمایش بدن فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و صورت حضرت امیر درنگی نشده. طبیعتاً غیرت دینی باید مخالف این پدیده جدید باشد. اگر هدفِ این فیلم و روایتِ بی‌پردۀ وقایع و نمایشِ بدنِ معصوم برای تأثیرگذاری بیشتر است (که قطعاً تأثیرگذار است و اصلاً کارایی هنر هشتم چنین است) آیا در تزاحم با نمایش بدن معصوم و معصومه نیست؟!
اگر گفته شود بدن معصوم که نمایش داده نشده بلکه یک بازیگر خارجی (و نامسلمان) است که نقش بازی می‌کند یا حتی از تکنولوژیِ CGI بهره برده شده، چون به حضرات معصومین مرتبط است، در امتداد بحث تاریخی شبیه‌خوانی و شبیه‌‌بازی دوره صفویه و قاجار است که علماء نقد و رد کرده‌اند. آیا نباید به دغدغه علماء شیعه احترام گذاشت که از این کار نهی کرده‌اند؟! افرادی همچون عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه درباره انجام شبیه لفظ «حرام» را به‌کار برده‌اند.

ادامه دارد...

@AghayedNet
✔️خرقِ اِجماعِ مُرکّب!

🔻به‌مناسبت اکران و انتشارِ بین‌المللیِ فیلمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در آستانه فاطمیه ١۴۴٣

🔸بخش دوم

اگر گفته شود اقتضاء زمان است و چاره‌ای نیست و نباید از فضای رسانه‌ای عقب افتاد و وقتی هالیوود و بالیوود جوانان ما را اغفال کرده‌اند، این فیلم‌ها حرکتی برای جبران کمبودها است مثل دیگر فیلم‌هایی که در ژانر دینی ساخته شده و بعضاً مؤثر بوده است؛ باید گفت این پاسخ قانع‌کننده نیست و با بعضی نصوص دینی مخالف دارد.
اگر گفته شود برخی علماء چنین گفته‌اند که «لاینتشر الهدی الّا من حیث انتشر الضلال»، باید اشاره کنیم که این جمله را باید در فضای آن تفسیر کرد؛ نه اینکه مثلاً اگر گمراهی با مجادله بالتی هی اسوء منتشر شده باشد، حقیقت را هم این‌گونه منتشر کنیم. بلکه از بستر مباح هنرهای مختلف ازجمله هنر هشتم، می‌توان بهره برد و تا آنجا که به کراهت یا حرمت نرسد پیش رفت. هرچند برخی این جمله را این‌گونه دریافته‌اند که از همان دری که گمراهی وارد شده، از همان در نیز هدایت و رستگاری به درون می‌آید.
به‌هرروی، این استدلال‌ها و مستمسک‌ها قانع‌کننده نیست؛ چراکه در بعضی فیلم‌های دینی، بدونِ نشان دادنِ معصوم حکایت را بازگو کرده‌اند. نمونه آن فیلم محمد رسول‌الله است که جز شمشیر ذوالفقار به آن کیفیت مشهورش (که محل تأمل است)، هیچ بخشی از بدن امیرالمؤمنین نمایش داده نشده.
به‌طور کلی نشان ندادن یک شخصیت در فیلم و حضور در عین غیاب، بیان‌کننده این است که کارگردان آن شخصیت را مهم و معنوی می‌دانسته. متأسفانه این روش را کارگردان فیلم the Gate (=باب) نیز به‌کار برده و شخصیت پلید بابِ ملعون را شخصیت مقدس معنوی انگاشته و در فیلم نمایش نداده است. اما در این فیلم اخیر درباره حضرت زهرا، همه این روش‌ها کنار رفته و بی‌پرده و بی‌پروا، شخصیت‌هایی که نزد همه مسلمانان مقدس است شخصیت‌پردازی شده و به نمایش درآمده است.
هنر هشتم واقعیتی است موجود و انکار آن تحجر است. اما لزومی به همراهی صددرصد با آن نیست.
آیا می‌توان بعضی خط‌کشی‌های دینی را رعایت کرد؟ آیا می‌شود متوجه بود که «لایطاع الله من حیث یعصی»؟ نمی‌شود با ارتکابِ گناه طاعت انجام داد و خوب گفته‌اند که هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. به‌ویژه از ناحیه افرادی که اهل علم‌اند و تابعان فکری دارند.
استفاده از بازیگری و شبیه‌‌بازی و استفاده از لحن صدای زنان نامحرم و استفاده از موسیقی‌ها، خطوط قرمزی است که محل تأمل است. کسی‌که دغدغه تدین دارد، اگر همچون سایر فیلم‌های خارجی، از کارگردان و بازیگر گرفته تا دیگر عوامل را از نامسلمانان استفاده کند، بازی کردن در زمین آنها نیست؟ اینها صرفاً پرسش‌هایی است برای ورود به این عرصه.
تأکید می‌کنیم که نگاه متحجرانه به این مقوله نداریم و صرفاً پرسش‌هایی است برای روشن‌تر شدنِ آیندۀ این مسیر یعنی تلفیق آموزه‌های دینی با هنر هشتم.

جمادی‌الاولی ١۴۴٣

@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
ظواهر أسلوبية فی ديوان شیخ المتألهين الشيخ أحمد بن زين الدين الأحسائی
پایان‌نامه‌ای در مقطع کارشناسی ارشد پیرامون دیوان شعر شیخ مرحوم رَفَعَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
تحقیقی تازه از کتاب
الدرة الیتیمة
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رَفَعَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet