🔺کتاب تازه منتشر شده نویافتههایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
🔸چاپ دوم، با اضافات
ـ تأملاتی نو بر عدم تلمذ علیمحمد باب نزد سید مرحوم اعلی الله مقامه
ـ تأملاتی نو بر موضوع بَستبودنِ منزل سید مرحوم رفع الله شأنه در جریان حمله نجیبپاشا
ـ و...
@AghayedNet
🔸چاپ دوم، با اضافات
ـ تأملاتی نو بر عدم تلمذ علیمحمد باب نزد سید مرحوم اعلی الله مقامه
ـ تأملاتی نو بر موضوع بَستبودنِ منزل سید مرحوم رفع الله شأنه در جریان حمله نجیبپاشا
ـ و...
@AghayedNet
✔️🔻آن مبارک سَحَر
تا برادر گرامیام خبر دادند چاپ دومِ کتاب نویافتهها منتشر شده، ذهنم به هشت سال قبل پرتاب شد؛ آنوقتیکه نخستین جرقههای نگارش این کتاب زده شد و البته کار سنگینی بود.
همیشه این حفره تاریخی وجود داشت که وقتی نجیبپاشا به کربلاء معلی حمله کرد، چرا منزل سید کاظم رشتی باید بَست و امن اعلام شود و دو حرم مقدس نه؟! این دغدغه ذهنی بالاخره بهبار نشست و در آن سالها اسنادی از آرشیوِ نخستوزیریِ ترکیه بهدست آمد که بیطرفیِ سیدمرحوم را ثابت کرد و نشان داد حرمَین شریفَین هم اَمن اعلام شده بود. اما آنان که داخل حرمها پناه گرفته بودند به سپاهیان تیراندازی کردند و بَست شکست.
جریان نگارش را خلاصه کنم. مطالب کتاب تنظیم شده بود و ویرایش و آماده برای عرضه. در همان روزها بود که در خبری خواندم کتاب «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شده. این خبر همچون امیدی تازه بود.
در سال ٢٠١٣ میلادی از آستان مقدس حسینی صلوات الله علیه گروهی به ترکیه رفتند تا اسناد عثمانی مربوط به شهر کربلاء را به این شهر منتقل کنند. ١٠٠ سند منتقل شد و پس از تلاشی مستمر در ترجمه و تدوین این اسناد، در سال ٢٠١۵ جزء اول آن با نام «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شد.
کتاب نویافتهها آماده عرضه بود؛ ولی صبر کردم. به دوستی که در عراق بهسر میبرد پیام دادم که این کتاب را هرطور هست تهیه و ارسال کند. کتاب حجیم بود و با کاغذ گلاسه و وزن بالا و قیمت زیاد منتشر شده بود!
کتاب به دستم رسید و صفحات را دیدم. یکسو اسنادِ تُرکی و روبهروی آن ترجمۀ مغلوطِ آن به عربی! اما نه در فهرست و نه در صفحات، مطلب مرتبطی نیافتم.
تقریباً ناامید شدم. آن شب هنگام خوابیدن گمان کردم همه اَسنادِ مرتبط یافت شده. البته همانها هم کافی بود و مطلب را میرساند.
سَحَر بیدار بودم. بعداز نماز صبح، در تعقیب نماز دست بردم و کتاب را برداشتم. سنگین بود. با خود فکر میکردم قیمت زیادی پرداختهام، ولی مطلب مرتبطی هم یافت نشده.
چندصفحهای تورق کردم. ناگهان چشمم بر کلمهای قفل شد. باورم نمیشد. گفتم سبحانالله! شاید در خواب و بیداریام و چشمانم درست نمیبیند. اما دقیقاً همانجا بود.
نامهای مزیّن به نام «کاظم بن قاسم حسینی رشتی» خطاب به حاکم عثمانی و نقل جریان حمله نجیبپاشا!
همانموقع تمام نامه را خواندم و دریافتم این نامه همچون مُهر تأییدی است بر آنچه در پژوهشم جمعآوری شده. گویا فقط همین نامه کم بود تا نشان دهد استقلال سیدمرحوم را در جریان حمله.
لحن نامه لحن یک جاسوس نبود که گزارش کار بدهد و هیچ احتمال نمیرود در این مقام، قلم سید مرحوم لاغ کرده باشد.
حیرتزده که چگونه دیشب این نامه به چشم نیامد! و عدل در سَحَر جلو چشم ظاهر شد! ذخیرۀ رزقِ سَحَر بود و نفَحات و نسیمهای سَحَر بیشاز اینهاست.
امروز که پساز هشت سال به آن ساعت میاندیشم، زَمزمه میکنم: «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی؛ آن شب قدر که این تازه براتم دادند.»
@AghayedNet
تا برادر گرامیام خبر دادند چاپ دومِ کتاب نویافتهها منتشر شده، ذهنم به هشت سال قبل پرتاب شد؛ آنوقتیکه نخستین جرقههای نگارش این کتاب زده شد و البته کار سنگینی بود.
همیشه این حفره تاریخی وجود داشت که وقتی نجیبپاشا به کربلاء معلی حمله کرد، چرا منزل سید کاظم رشتی باید بَست و امن اعلام شود و دو حرم مقدس نه؟! این دغدغه ذهنی بالاخره بهبار نشست و در آن سالها اسنادی از آرشیوِ نخستوزیریِ ترکیه بهدست آمد که بیطرفیِ سیدمرحوم را ثابت کرد و نشان داد حرمَین شریفَین هم اَمن اعلام شده بود. اما آنان که داخل حرمها پناه گرفته بودند به سپاهیان تیراندازی کردند و بَست شکست.
جریان نگارش را خلاصه کنم. مطالب کتاب تنظیم شده بود و ویرایش و آماده برای عرضه. در همان روزها بود که در خبری خواندم کتاب «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شده. این خبر همچون امیدی تازه بود.
در سال ٢٠١٣ میلادی از آستان مقدس حسینی صلوات الله علیه گروهی به ترکیه رفتند تا اسناد عثمانی مربوط به شهر کربلاء را به این شهر منتقل کنند. ١٠٠ سند منتقل شد و پس از تلاشی مستمر در ترجمه و تدوین این اسناد، در سال ٢٠١۵ جزء اول آن با نام «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شد.
کتاب نویافتهها آماده عرضه بود؛ ولی صبر کردم. به دوستی که در عراق بهسر میبرد پیام دادم که این کتاب را هرطور هست تهیه و ارسال کند. کتاب حجیم بود و با کاغذ گلاسه و وزن بالا و قیمت زیاد منتشر شده بود!
کتاب به دستم رسید و صفحات را دیدم. یکسو اسنادِ تُرکی و روبهروی آن ترجمۀ مغلوطِ آن به عربی! اما نه در فهرست و نه در صفحات، مطلب مرتبطی نیافتم.
تقریباً ناامید شدم. آن شب هنگام خوابیدن گمان کردم همه اَسنادِ مرتبط یافت شده. البته همانها هم کافی بود و مطلب را میرساند.
سَحَر بیدار بودم. بعداز نماز صبح، در تعقیب نماز دست بردم و کتاب را برداشتم. سنگین بود. با خود فکر میکردم قیمت زیادی پرداختهام، ولی مطلب مرتبطی هم یافت نشده.
چندصفحهای تورق کردم. ناگهان چشمم بر کلمهای قفل شد. باورم نمیشد. گفتم سبحانالله! شاید در خواب و بیداریام و چشمانم درست نمیبیند. اما دقیقاً همانجا بود.
نامهای مزیّن به نام «کاظم بن قاسم حسینی رشتی» خطاب به حاکم عثمانی و نقل جریان حمله نجیبپاشا!
همانموقع تمام نامه را خواندم و دریافتم این نامه همچون مُهر تأییدی است بر آنچه در پژوهشم جمعآوری شده. گویا فقط همین نامه کم بود تا نشان دهد استقلال سیدمرحوم را در جریان حمله.
لحن نامه لحن یک جاسوس نبود که گزارش کار بدهد و هیچ احتمال نمیرود در این مقام، قلم سید مرحوم لاغ کرده باشد.
حیرتزده که چگونه دیشب این نامه به چشم نیامد! و عدل در سَحَر جلو چشم ظاهر شد! ذخیرۀ رزقِ سَحَر بود و نفَحات و نسیمهای سَحَر بیشاز اینهاست.
امروز که پساز هشت سال به آن ساعت میاندیشم، زَمزمه میکنم: «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی؛ آن شب قدر که این تازه براتم دادند.»
@AghayedNet
🔺مقاله تازه منتشر شده بحثی در شناخت مثنوی محمدکریم کرمانی و اندیشههای عرفانی مصنف
نقدهایی بر این مقاله وارد است و پیشفرضهایی در قضاوت مکتب شیخیه دارد اگرچه قضاوتهای منصفانهای درباره متن مثنوی ارائه کردهاند.
کتاب مثنوی مرحوم آقای کرمانی در مکتب استبصار تخمیس هم شده و در دو مجلد، مثنوی مرحوم آقای کرمانی اع را احیاء کرده است.
اما نکته مغفول در این مقاله این است که نگارندگان گمان میکنند چون مرحوم آقای کرمانی رَفَع اللهُ شَأنَه به وزن و در مواضعی به تعبیرات مولوی اشعاری دارند، از او متأثرند.
غافل از اینکه وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف بهطور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. در فرصتی دیگر مطلب را باید تفصیل داد.
صرفاً از جهت معرفی، فایل مقاله به پیوست است.
@AghayedNet
نقدهایی بر این مقاله وارد است و پیشفرضهایی در قضاوت مکتب شیخیه دارد اگرچه قضاوتهای منصفانهای درباره متن مثنوی ارائه کردهاند.
کتاب مثنوی مرحوم آقای کرمانی در مکتب استبصار تخمیس هم شده و در دو مجلد، مثنوی مرحوم آقای کرمانی اع را احیاء کرده است.
اما نکته مغفول در این مقاله این است که نگارندگان گمان میکنند چون مرحوم آقای کرمانی رَفَع اللهُ شَأنَه به وزن و در مواضعی به تعبیرات مولوی اشعاری دارند، از او متأثرند.
غافل از اینکه وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف بهطور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. در فرصتی دیگر مطلب را باید تفصیل داد.
صرفاً از جهت معرفی، فایل مقاله به پیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺مقاله تازه منتشر شده بحثی در شناخت مثنوی محمدکریم کرمانی و اندیشههای عرفانی مصنف نقدهایی بر این مقاله وارد است و پیشفرضهایی در قضاوت مکتب شیخیه دارد اگرچه قضاوتهای منصفانهای درباره متن مثنوی ارائه کردهاند. کتاب مثنوی مرحوم آقای کرمانی در مکتب استبصار…
@AghayedNet_مثنوی.pdf
256.7 KB
🔺کتاب تازه منتشر شده
تحقیق رساله شرح حدیث الفضیلة از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع اللهُ شأنَه
آغاز حدیث چنین است: ان الله تبارک و تعالی خلق نور محمد صلی الله علیه و آله من نور اخترعه من نور عظمته و جلاله... .
@AghayedNet
تحقیق رساله شرح حدیث الفضیلة از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع اللهُ شأنَه
آغاز حدیث چنین است: ان الله تبارک و تعالی خلق نور محمد صلی الله علیه و آله من نور اخترعه من نور عظمته و جلاله... .
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸هنگام خواندن دعاء «تحصنت...»، با ذکر نام مبارک محمد بن الحسن المهدی، حتماً باید از جای خود بهاحترام آن بزرگوار برخیزیم؟ زیرا در مواقعی مانند خوابیدن هم من این دعا را ذکر میکنم و هیچگاه به این مسئله دقت نکرده بودم؛ ولی دیدم بعضی این عمل را انجام میدهند.
پاسخ:
🔹لزومی ندارد؛ زیرا در برخی دعاها رسیده که نام حضرت برده میشود در حال نشسته، و از جا برنمیخیزیم. حتی در دعاء سجده شکر نام حضرت برده میشود و در حال سجود هستیم. اشکالی ندارد که شما در حال خوابیدن دست روی سر بگذارید بلکه در هر حالی، و در دل بگویید: اللهم عجل فرجه.
@AghayedNet
🔸هنگام خواندن دعاء «تحصنت...»، با ذکر نام مبارک محمد بن الحسن المهدی، حتماً باید از جای خود بهاحترام آن بزرگوار برخیزیم؟ زیرا در مواقعی مانند خوابیدن هم من این دعا را ذکر میکنم و هیچگاه به این مسئله دقت نکرده بودم؛ ولی دیدم بعضی این عمل را انجام میدهند.
پاسخ:
🔹لزومی ندارد؛ زیرا در برخی دعاها رسیده که نام حضرت برده میشود در حال نشسته، و از جا برنمیخیزیم. حتی در دعاء سجده شکر نام حضرت برده میشود و در حال سجود هستیم. اشکالی ندارد که شما در حال خوابیدن دست روی سر بگذارید بلکه در هر حالی، و در دل بگویید: اللهم عجل فرجه.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️۲۸ ربیع الثانی، سالروز وفات علامه امینی، صاحب الغدیر و شهداء الفضیلة
🔺بیان علامه امینی در کتاب شهداء الفضیلة، درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺بیان علامه امینی در کتاب شهداء الفضیلة، درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️🔻بیان علامه امینی درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔸أحمد بن زین الدین الأحسائی أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ آحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ احمد بن محمد من آل عصفور و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.
🔹احمد بن زین الدین احسائی، یکی از بزرگان علماء است. روایت میکند از سید ما بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء و سید صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت میکنند صاحب الجواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب الاشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ق از دنیا رحلت کردند.
@AghayedNet
🔸أحمد بن زین الدین الأحسائی أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ آحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ احمد بن محمد من آل عصفور و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.
🔹احمد بن زین الدین احسائی، یکی از بزرگان علماء است. روایت میکند از سید ما بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء و سید صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت میکنند صاحب الجواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب الاشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ق از دنیا رحلت کردند.
@AghayedNet
✔️🔻تأملی بر طهارت معصومین علیهمالسلام
🔹در احادیث مختلف به طهارت ابدان مقدسه معصومین علیهمالسلام اشاره شده است.
🔸از جمله حدیث حجام که آن شخصِ حجام خون رسولخدا صلی الله علیه و آله را آشامید و حضرت فرمودند: ما کان ینبغی لک أن تفعل و قد جعله الله لک حجاباً من النار، فلا تعد. (فروع الکافی، ج۵، ص۱۱۶)
🔹و شبیه این حدیث هم در طب الائمة ص۶۹ منقول است. (بحارالانوار، ج۱۷، ص۳۳)
🔸و همچنین روایت طهارت جثمان رسولخدا صلی الله علیه و آله که: کان رسول الله طاهراً مطهراً ولکن امیرالمؤمنین فعل و جرت به السنة (تهذیب الاحکام، ج۱، ص۴۶۹ – الاستبصار، ج۱، ص۹۹ – وسائل الشیعة، ج۳، ص۲۹۱)
🔹و همچنین احادیثی که درباره ولادت معصومین علیهمالسلام است، دالّ بر طهارت این بزرگواران است: ان ابنی هذا ولد مختوناً طاهراً مطهراً... (اکمال الدین، ص۴۳۳)
🔸و حادثه امایمن است که دالّ بر این قضیه است (الخصائص الکبری، ج۱، ص ۷۱)
🔹و درباره حضرت زهرا سلام الله علیها است: لانها کانت طاهرة لا تحیض (أمالی الشیخ الطوسی، ص۴۲)
🔸با توجه به آیه تطهیر و توجه به روایات است که مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه قائل به طهارت این بزرگواران از هرگونه رجس و نجسی شدهاند.
🔹ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (ج ۲، ص۴۰ تا ۴۲) در شرح فقره «و طهرکم من الدنس و أذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهیراً» بیانات مفصلی در این زمینه دارند.
🔸شایان ذکر است که این بحث ارتباطِ مستقیم دارد با بررسی لطافت و عظمت ابدان معصومین علیهمالسلام؛ و چون ابدان این بزرگواران در نهایت اعتدال است، این امور (ازجمله طهارت دَم) از اقتضاءات آن است.
🔹اگرچه خون یا بدن این بزرگواران پاک است؛ ولی احکام شریعت را انجام میدادهاند و مثلاً تطهیر میکردهاند یا اگر روح از بدنشان مفارقت میکرد، معصوم بعدی بدن را غسل میداد.
🔸در کتاب مباحثی پیرامون آیه شریفه «بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین»، در ج۹ مجلس۱۴ آمده است:
«همان نان و پنیری یا نان جو یا شیری که امام میل میفرمایند در بدن و پیکر امام برایش لطافتی فراهم می گردد که عرشی می شود... .
🔹عالم عناصر، موالید و این خوردنیها همه برای زیر عرش است. اما عرش یعنی خیلی معتدل و در نهایت اعتدال. پس داخل بدن آن بزرگوار که میشود به چنان اعتدالی درمیآید؛ مثل خونش که چقدر لطیف است.
🔸خونش از شدت اعتدال و لطافت به طوری است که وقتی حجام از پشت رسولخدا صلی الله علیه و آله خون گرفت، محجمه را دم دهانش گذارد و خورد.
🔹خون ما در اثر کَثافت و غِلظت نجس است؛ ولی برای خون نبی و امام چون اعتدال دارد نجاست معنا ندارد و حرمت دارد؛ اما اجازه نفرمودند و فرمودند دیگر چنین کاری نکن.»
🔸در پایان به عبارت دیگری از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه اشاره می کنیم که در رساله طاهریه، در این باره بیاناتی دارند.
🔹ایشان میفرمایند که مشهور میان علماء این است که حُکمِ فقهی تابعِ نامهاست و چون ائمه علیهمالسلام معلمین هستند، بر ایشان هم حکم جاری است تا آموزشی برای دیگران باشد.
🔸برخی دیگر از علماء گفتهاند خون ایشان علیهمالسلام پاک است بهدلیل برخی روایات.
🔹البته میتوان گفت منافاتی میان این دو قول نیست و قابل جمع است. به اینطور که وجوب غُسل و غَسل از جهت عمل به شریعت باشد و در عین حال پاک و پاکیزه باشند.
🔸عین بیان شیخ مرحوم رفع الله شأنه چنین است:
«اقول المشهور بين اصحابنا الحكم بالنجاسة لهم عليهمالسلام و لغيرهم بناء علی ان الحكم تابع لصدق الاسم و لانّهم معلِّمون لغيرهم فيجب مشاركتهم لهم فی الحكم لِيُقْتَدیٰ بهم
و قيل بِالطهارة لما روی عنه صلی اللّه عليه و آله ان الحجام لمّا حجمه شرب ما فی المحجمة من دمه الشريف فقال صلی اللّه عليه و آله له ما معناه اما جسدك فقد حرمه اللّه علی النار و لاتعد ه،
و لمّا بال صلی اللّه عليه و آله فی القارورة شربَتْه امسلمة و رآها و لميَنْهَها عن ذلك و الاعتبار شاهدٌ بالطهارة لان النجاسة الخبيثة اثر المعاصی و الذنوب و هم صلی اللّه عليهم مطهّرون من جميع الذنوب الكبائر و الصغائر قد اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً و بهذا قال بعض اصحابنا و به قال الشافعی.
و يمكن ان يقال انه لا منافاة بين القولين فان الاولين قائلون بوجوب الغسل من فضلاتهم و وجوب الغسل لايستلزم النجاسة كما ورد فی اغتسال اميرالمؤمنين عليهالسلام حين غسل رسول اللّه صلی اللّه عليه و اله و هو صلی الله علیه و آله طاهر مطهّر و انّما فعل ذلك لتجری السنة بذلك فكذلك هنا و يكون الغسل من فضلاتهم تعبّداً لا للنجاسة فافهم.»
@AghayedNet
🔹در احادیث مختلف به طهارت ابدان مقدسه معصومین علیهمالسلام اشاره شده است.
🔸از جمله حدیث حجام که آن شخصِ حجام خون رسولخدا صلی الله علیه و آله را آشامید و حضرت فرمودند: ما کان ینبغی لک أن تفعل و قد جعله الله لک حجاباً من النار، فلا تعد. (فروع الکافی، ج۵، ص۱۱۶)
🔹و شبیه این حدیث هم در طب الائمة ص۶۹ منقول است. (بحارالانوار، ج۱۷، ص۳۳)
🔸و همچنین روایت طهارت جثمان رسولخدا صلی الله علیه و آله که: کان رسول الله طاهراً مطهراً ولکن امیرالمؤمنین فعل و جرت به السنة (تهذیب الاحکام، ج۱، ص۴۶۹ – الاستبصار، ج۱، ص۹۹ – وسائل الشیعة، ج۳، ص۲۹۱)
🔹و همچنین احادیثی که درباره ولادت معصومین علیهمالسلام است، دالّ بر طهارت این بزرگواران است: ان ابنی هذا ولد مختوناً طاهراً مطهراً... (اکمال الدین، ص۴۳۳)
🔸و حادثه امایمن است که دالّ بر این قضیه است (الخصائص الکبری، ج۱، ص ۷۱)
🔹و درباره حضرت زهرا سلام الله علیها است: لانها کانت طاهرة لا تحیض (أمالی الشیخ الطوسی، ص۴۲)
🔸با توجه به آیه تطهیر و توجه به روایات است که مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه قائل به طهارت این بزرگواران از هرگونه رجس و نجسی شدهاند.
🔹ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة (ج ۲، ص۴۰ تا ۴۲) در شرح فقره «و طهرکم من الدنس و أذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهیراً» بیانات مفصلی در این زمینه دارند.
🔸شایان ذکر است که این بحث ارتباطِ مستقیم دارد با بررسی لطافت و عظمت ابدان معصومین علیهمالسلام؛ و چون ابدان این بزرگواران در نهایت اعتدال است، این امور (ازجمله طهارت دَم) از اقتضاءات آن است.
🔹اگرچه خون یا بدن این بزرگواران پاک است؛ ولی احکام شریعت را انجام میدادهاند و مثلاً تطهیر میکردهاند یا اگر روح از بدنشان مفارقت میکرد، معصوم بعدی بدن را غسل میداد.
🔸در کتاب مباحثی پیرامون آیه شریفه «بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین»، در ج۹ مجلس۱۴ آمده است:
«همان نان و پنیری یا نان جو یا شیری که امام میل میفرمایند در بدن و پیکر امام برایش لطافتی فراهم می گردد که عرشی می شود... .
🔹عالم عناصر، موالید و این خوردنیها همه برای زیر عرش است. اما عرش یعنی خیلی معتدل و در نهایت اعتدال. پس داخل بدن آن بزرگوار که میشود به چنان اعتدالی درمیآید؛ مثل خونش که چقدر لطیف است.
🔸خونش از شدت اعتدال و لطافت به طوری است که وقتی حجام از پشت رسولخدا صلی الله علیه و آله خون گرفت، محجمه را دم دهانش گذارد و خورد.
🔹خون ما در اثر کَثافت و غِلظت نجس است؛ ولی برای خون نبی و امام چون اعتدال دارد نجاست معنا ندارد و حرمت دارد؛ اما اجازه نفرمودند و فرمودند دیگر چنین کاری نکن.»
🔸در پایان به عبارت دیگری از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه اشاره می کنیم که در رساله طاهریه، در این باره بیاناتی دارند.
🔹ایشان میفرمایند که مشهور میان علماء این است که حُکمِ فقهی تابعِ نامهاست و چون ائمه علیهمالسلام معلمین هستند، بر ایشان هم حکم جاری است تا آموزشی برای دیگران باشد.
🔸برخی دیگر از علماء گفتهاند خون ایشان علیهمالسلام پاک است بهدلیل برخی روایات.
🔹البته میتوان گفت منافاتی میان این دو قول نیست و قابل جمع است. به اینطور که وجوب غُسل و غَسل از جهت عمل به شریعت باشد و در عین حال پاک و پاکیزه باشند.
🔸عین بیان شیخ مرحوم رفع الله شأنه چنین است:
«اقول المشهور بين اصحابنا الحكم بالنجاسة لهم عليهمالسلام و لغيرهم بناء علی ان الحكم تابع لصدق الاسم و لانّهم معلِّمون لغيرهم فيجب مشاركتهم لهم فی الحكم لِيُقْتَدیٰ بهم
و قيل بِالطهارة لما روی عنه صلی اللّه عليه و آله ان الحجام لمّا حجمه شرب ما فی المحجمة من دمه الشريف فقال صلی اللّه عليه و آله له ما معناه اما جسدك فقد حرمه اللّه علی النار و لاتعد ه،
و لمّا بال صلی اللّه عليه و آله فی القارورة شربَتْه امسلمة و رآها و لميَنْهَها عن ذلك و الاعتبار شاهدٌ بالطهارة لان النجاسة الخبيثة اثر المعاصی و الذنوب و هم صلی اللّه عليهم مطهّرون من جميع الذنوب الكبائر و الصغائر قد اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً و بهذا قال بعض اصحابنا و به قال الشافعی.
و يمكن ان يقال انه لا منافاة بين القولين فان الاولين قائلون بوجوب الغسل من فضلاتهم و وجوب الغسل لايستلزم النجاسة كما ورد فی اغتسال اميرالمؤمنين عليهالسلام حين غسل رسول اللّه صلی اللّه عليه و اله و هو صلی الله علیه و آله طاهر مطهّر و انّما فعل ذلك لتجری السنة بذلك فكذلك هنا و يكون الغسل من فضلاتهم تعبّداً لا للنجاسة فافهم.»
@AghayedNet
✔️بررسی عبارت عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔹درباره جزیره واقواق و کیفیت تولد عیسی علیهالسلام
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4660
🔹درباره جزیره واقواق و کیفیت تولد عیسی علیهالسلام
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4660
✔️بررسی عبارت عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔻درباره جزیره واقواق و کیفیت تولد عیسی علیهالسلام
برخی پژوهشگران عرصه مهدویت، شکر الله سعیهم، بهطور تخصصی در نقد و رد بهائیت لعنهمالله فعالیت میکنند. تلاش این پژوهشگران ستودنی است. در این میان، گاهی نقدهایی بر شیخیه وارد میکنند.
برخی افراد بهمناسبتهای مختلف در رد بهائیان، از سالهای گذشته، نقدی بر مرحوم شیخ احمد اَحسائی نوشتند و کماکان امروز نیز، گاهی، به آن اشاره میکنند.
آن نقد درباره پاسخ شیخ مرحوم به کیفیت تولد عیسی علیهالسلام بدون پدر است. در این پاسخ از شهر زنان و جزیره واقواق سخن به میان آمده است. این پژوهشگران هرگاه میخواهند معارف شیخ را بازگو کنند، میگویند معارف شیخ، همین جزیره واقواق است!
خطاب به این پژوهشگران میگوییم:
خواهشی که از شما پژوهشگر متخصص در مباحث بهائیت داریم، انصاف است و تأمل بر توضیحی که در ادامه خواهد آمد.
بهراستی چرا این نکته را در توضیحات خود قید نمیکنید که در ده جلد جوامعالکلم، چه حجم وسیعی از روایات اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام نقل شده است و مجموع روایاتی که در چهار جلد شرحالزیارة الجامعة الکبیرة نقل فرمودهاند (که این چهار جلد در مجموعه جوامعالکلم چاپ نشده)، مستقلاً کتابی حجیم شده و به چاپ رسیده است.
شخصی که اینقدر نقل روایات کرده و از علوم ائمه اطهار علیهمالسلام خوشهچینی کرده است. اینگونه نیست که کتب ایشان خالی از روایات باشد؛ بلکه مشحون از روایات است.
اینک در بین همه این روایات و فرمایشهای معصومین و معارف دینی، در سهچهار خط، مطلبی نقل کرده است درباره شهر زنان و جزیره واقواق. شما همه آن روایات را کنار گذاشته و میگویید معارف شیخ این است و معلوم نیست از کجا آورده است.
انصاف حکم میکند همه منظومه فکری شیخ در نظر گرفته شود؛ نه اینکه نصف صفحهای مرتب در طی سنوات تکرار گردد.
اینک توجهی بفرمایید به توضیح این نصف صفحه.
شیخ مرحوم، همچون دیگر از علماء طایفه شیعه اثنیعشری، اهل مطالعه بودهاند و کتابهای متعدد در تاریخ و جغرافیا و… را ملاحظه کردهاند. موضوع جزیره واقواق و شهر زنان، موضوعی رایج در آن زمان بوده است؛ بهطوری که قبل از ایشان مرحوم علامه مجلسی هم در بحارالانوار از این شهر نام برده است و نقل قول کرده است.
🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tavalod/
🔻درباره جزیره واقواق و کیفیت تولد عیسی علیهالسلام
برخی پژوهشگران عرصه مهدویت، شکر الله سعیهم، بهطور تخصصی در نقد و رد بهائیت لعنهمالله فعالیت میکنند. تلاش این پژوهشگران ستودنی است. در این میان، گاهی نقدهایی بر شیخیه وارد میکنند.
برخی افراد بهمناسبتهای مختلف در رد بهائیان، از سالهای گذشته، نقدی بر مرحوم شیخ احمد اَحسائی نوشتند و کماکان امروز نیز، گاهی، به آن اشاره میکنند.
آن نقد درباره پاسخ شیخ مرحوم به کیفیت تولد عیسی علیهالسلام بدون پدر است. در این پاسخ از شهر زنان و جزیره واقواق سخن به میان آمده است. این پژوهشگران هرگاه میخواهند معارف شیخ را بازگو کنند، میگویند معارف شیخ، همین جزیره واقواق است!
خطاب به این پژوهشگران میگوییم:
خواهشی که از شما پژوهشگر متخصص در مباحث بهائیت داریم، انصاف است و تأمل بر توضیحی که در ادامه خواهد آمد.
بهراستی چرا این نکته را در توضیحات خود قید نمیکنید که در ده جلد جوامعالکلم، چه حجم وسیعی از روایات اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام نقل شده است و مجموع روایاتی که در چهار جلد شرحالزیارة الجامعة الکبیرة نقل فرمودهاند (که این چهار جلد در مجموعه جوامعالکلم چاپ نشده)، مستقلاً کتابی حجیم شده و به چاپ رسیده است.
شخصی که اینقدر نقل روایات کرده و از علوم ائمه اطهار علیهمالسلام خوشهچینی کرده است. اینگونه نیست که کتب ایشان خالی از روایات باشد؛ بلکه مشحون از روایات است.
اینک در بین همه این روایات و فرمایشهای معصومین و معارف دینی، در سهچهار خط، مطلبی نقل کرده است درباره شهر زنان و جزیره واقواق. شما همه آن روایات را کنار گذاشته و میگویید معارف شیخ این است و معلوم نیست از کجا آورده است.
انصاف حکم میکند همه منظومه فکری شیخ در نظر گرفته شود؛ نه اینکه نصف صفحهای مرتب در طی سنوات تکرار گردد.
اینک توجهی بفرمایید به توضیح این نصف صفحه.
شیخ مرحوم، همچون دیگر از علماء طایفه شیعه اثنیعشری، اهل مطالعه بودهاند و کتابهای متعدد در تاریخ و جغرافیا و… را ملاحظه کردهاند. موضوع جزیره واقواق و شهر زنان، موضوعی رایج در آن زمان بوده است؛ بهطوری که قبل از ایشان مرحوم علامه مجلسی هم در بحارالانوار از این شهر نام برده است و نقل قول کرده است.
🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tavalod/
Forwarded from AghayedNet
✔️پرفسور مرحوم سید محمدتقی فاطمی
سید محمدتقی خان فاطمی در سال ۱۲۸۳ در اصفهان متولد شد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه عازم فرانسه شد و پس از نگارش رسالهٔ تخصصی «استعمال گروهها در هندسه» و کسب درجه دکتری ریاضیات از دانشسرای عالی پاریس به ایران بازگشت.
محمدتقی خان طباطبائی فاطمی نائینی از دو سو از سادات طباطبائی و از خوانین نائین و اصفهان بود. او از استادان دارای درجهٔ پروفسور آگرژه در رشته مکانیک از دانشگاه پاریس بود. بیش از چهل و پنج سال سابقه تدریس در سطوح عالیه دانشگاهی در تهران و مشهد داشت.
احمد بیرشک از استادانی بود که با فاطمی در تألیف کتابهای ریاضی دبیرستانی همکاری داشت. کتاب مکانیک استدلالی از آثار ایشان است.
وی در هفدهم آذر ماه سال ۱۳۷۴ش در مشهد در گذشت.
مرحوم فاطمی بعضی از کتب دینی شیخیه از جمله کتب طریق النجاة را تدریس میکرد. ایشان همچنین کتابهای خطی فراوانی از کتب شیخیه را به دوستان اهداء کرده است. وی به زبانهای عربی و فرانسوی مسلط بود.
@AghayedNet
سید محمدتقی خان فاطمی در سال ۱۲۸۳ در اصفهان متولد شد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه عازم فرانسه شد و پس از نگارش رسالهٔ تخصصی «استعمال گروهها در هندسه» و کسب درجه دکتری ریاضیات از دانشسرای عالی پاریس به ایران بازگشت.
محمدتقی خان طباطبائی فاطمی نائینی از دو سو از سادات طباطبائی و از خوانین نائین و اصفهان بود. او از استادان دارای درجهٔ پروفسور آگرژه در رشته مکانیک از دانشگاه پاریس بود. بیش از چهل و پنج سال سابقه تدریس در سطوح عالیه دانشگاهی در تهران و مشهد داشت.
احمد بیرشک از استادانی بود که با فاطمی در تألیف کتابهای ریاضی دبیرستانی همکاری داشت. کتاب مکانیک استدلالی از آثار ایشان است.
وی در هفدهم آذر ماه سال ۱۳۷۴ش در مشهد در گذشت.
مرحوم فاطمی بعضی از کتب دینی شیخیه از جمله کتب طریق النجاة را تدریس میکرد. ایشان همچنین کتابهای خطی فراوانی از کتب شیخیه را به دوستان اهداء کرده است. وی به زبانهای عربی و فرانسوی مسلط بود.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🔺دستخط مرحوم پروفسور فاطمی
درباره ترغیب به ترجمه و چاپ کتابهای ریاضیات و هیأت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه در دانشگاه فردوسی مشهد
هفدهم آذر، سالروز وفات مرحوم پروفسور فاطمی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان محترم آقایان دکتر پورعبدالله و دکتر بهمن هنری
پس از عرض سلام و امیدواری به سلامت و توفیقات متمادیه آن دوستان ارجمند
به نظر این حقیر کتب ریاضیات و هیأت از تألیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم آقای حاج محمدکریم خان کرمانی رضوان الله تعالی علیه برای ترجمه و چاپ مفید و قابل استفاده میتواند باشد.
چنانکه صلاح میدانید توصیههائی بفرمائید.
تقی فاطمی
٢۴ مرداد ١٣٧٠
اول ذیالحجه ١۴١١
@AghayedNet
درباره ترغیب به ترجمه و چاپ کتابهای ریاضیات و هیأت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه در دانشگاه فردوسی مشهد
هفدهم آذر، سالروز وفات مرحوم پروفسور فاطمی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان محترم آقایان دکتر پورعبدالله و دکتر بهمن هنری
پس از عرض سلام و امیدواری به سلامت و توفیقات متمادیه آن دوستان ارجمند
به نظر این حقیر کتب ریاضیات و هیأت از تألیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم آقای حاج محمدکریم خان کرمانی رضوان الله تعالی علیه برای ترجمه و چاپ مفید و قابل استفاده میتواند باشد.
چنانکه صلاح میدانید توصیههائی بفرمائید.
تقی فاطمی
٢۴ مرداد ١٣٧٠
اول ذیالحجه ١۴١١
@AghayedNet