✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان

🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان

💠بخش اول

در دو قرن گذشته، بعضی نُسَخِ خطیِ شیخیه دچار تصرفات شده است. این تصرفات و تغییرات در نسخه‌های مکرر و استنساخ‌ها واقع شده و نسخه‌های اصلی (به‌خط مصنف یا مؤلف) مصون مانده است و به‌برکت حفظ همین نسخه‌های اصلی است که هرگونه تعرضی به این آثار شناسایی می‌شود.

برای نمونه در زمان حیات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه مخالفان عباراتی به رساله هدایة الصبیان اضافه کردند. این بزرگوار با ارائه نسخه اصل بیان فرمودند که این عباراتْ تصرفات و تعرضات دشمنان است.

ایشان به این شگرد مخالفان اشاره کرده‌‌اند و می‌فرمایند نسخه‌های اصل را حفاظت کرده و می‌کنند و در صورت لزوم می‌توان با نسخه‌های استنساخ‌شده مقابله کرد.

همچنین در زمان حیات ایشان، از نوع آثار ایشان نسخه‌برداری شد تا در شهرهای دیگر هم نسخه تصحیح‌شده‌ای از آن باشد. مرحوم آقای کرمانی در رساله جواب عباس میرزا ملک‌‌آرا می‌فرمایند:

«... و بُعد المراحل و قلة المترددین من بلادنا و الی بلادنا منعا وصول الکتب الیکم و الّا لاستغنیتم بها عن السؤال و اقرب من بلادنا الیکم بلاد کردستان فان والیه قد بعث الی کرمان و استنسخ کثیراً من کتبی فلو شئتم هو قریب منکم فاستنسخوها فی تلک البلاد... .» (مکارم‌الابرار، ج٣١، ص۴۵)

غیر از اضافه‌ کردن عبارات به رسائل بزرگان دین یا حذف عبارات، گونه‌ای از تعرض‌ها به نسخه‌های خطیِ آثارِ شیخیه، محو نام مؤلف یا مصنف کتاب است.

این تعرض اگرچه اندک است ولی نمونه‌های متعددی از آن وجود دارد. بیشترین بسامد این محو و مسح‌ها در کتب عالمان ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است. در کتب عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم این محوها گزارش نشده است.

اهل پژوهش آگاه‌اند که این محوها در نسخه‌های خطی به‌طور مکرر ملاحظه می‌شود؛ به‌ویژه نسخه‌هایی که به‌عمد، علائمِ مالکیتِ آن محو شده و عبارات تملک سیاه شده است و بدین‌ترتیب یادداشت‌های مهمی از بین رفته است. این کار در وقف‌نامه‌ها هم دیده می‌شود.

در این یادداشت درپیِ همه دلایل آن نیستیم و فقط به آنچه به نسخه‌های شیخیه مرتبط است اشاره می‌کنیم.

ادامه دارد...

@AghayedNet
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان

🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان

💠بخش دوم

یکی از دلایل این محو کردن‌ها، دسّ و تحریفِ نام مصنف یا مؤلف و تصنیف یا تألیف است. برای نمونه در نسخه‌ای، نام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی از ابتداء کتاب (پس‌از خطبه) حذف شده و نام دیگری در هامش اضافه شده است.

وجهی دیگر برای این حذف‌ها و محوها، حسادت یا عناد و دشمنی با مصنف یا مؤلف است. نیازی به تفصیل نیست که مخالفت یا حسادت شخصی به چه حرکاتی وامی‌دارد. وقایعی از آثار حسادت و مخالفت را در نوشتار «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» نقل کرده‌ایم.

علتی دیگر برای این محوها تقیه است؛ چه تقیه از ناحیه موافقان و مؤالفان و چه از ناحیه افراد بی‌طرف و علاقه‌مندی که از مخالفان تقیه کرده‌اند. کسانی این کتب و رسائل را در کتابخانه شخصی خود نگهداری می‌کرده‌اند و نمی‌خواسته‌اند کسی این رسائل را شناسایی کند. جالب توجه است که این علت در روزگار معاصر ما نیز مصادیقی دارد. افرادی هستند که رسائل و کتب چاپی را جلد می‌کنند تا نام کتاب مشخص نشود و کسانی که به خانه ایشان می‌آیند نام این آثار و مصنفان آن را مشاهده نکنند.

در ادامۀ این یادداشت نمونه‌هایی از این محوها را معرفی می‌کنیم.
مجموعه‌ای است خطی به شماره ١٣۶۴ که در مرکز احیاء تراث اسلامی نگهداری می‌شود. این مجموعه که مشتمل است بر دو رساله از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، در زمان حیات مصنف رفع الله شأنه کتابت شده است.

متأسفانه نام سید مرحوم در ابتداء‌ این رسائل سیاه شده است:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ...[متن سیاه شده] ان بعض الدیانین... .»

و چنین است رساله دوم:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ... [سیاه شده] ان بعض العلماء الاعلام و الفضلاء الکرام... .»

نمونه دیگر نسخه‌ای از رساله شرح دعاء سحر از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد الله شأنه است. در این نسخه که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود، نام این بزرگوار محو شده است:
«و بعد یقول العبد... [محو شده] قد القی الیّ کتاب کریم... .»

در این فرصت به نسخه‌ای دیگر اشاره می‌کنیم. این نسخه خطی، رساله مرحوم آقای کرمانی است در جواب شاهزاده محمدولی میرزا که نام مصنف حذف شده است: «چنین گوید بنده اثیم... [سیاه شده] که از سرکار عظمت‌مدار... .»

جالب توجه است که این رساله با موضوع طیّ الارض که بی‌ارتباط با علوم خفیه نیست، در سال‌های اخیر با حذف نام مصنف به نام شیخ بهائی در بعضی کانال‌های تلگرامی هم‌رسانی شده است!

تقدیر بر این بوده است در راه بیان فضائل اهل‌البیت علیهم‌السلام و شرح و بسط روایات ایشان، بزرگان دین دچار مظلومیت شوند و در این مسیر، این مظلومیت هم برای ایشان رقم خورد که حتی نام ایشان از رسائلِ خودِ ایشان حذف شود. که به‌قول اسیری لاهیجی در یکی از معانی آن: در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔺چند نسخه خطی از آثار بزرگان دین اعلی الله مقامهم که نام مصنف از ابتداء آن محو شده
🔸پیوستِ یادداشتِ در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده نویافته‌هایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه

🔸چاپ دوم، با اضافات

ـ تأملاتی نو بر عدم تلمذ علی‌محمد باب نزد سید مرحوم اعلی الله مقامه
ـ تأملاتی نو بر موضوع بَست‌بودنِ منزل سید مرحوم رفع الله شأنه در جریان حمله نجیب‌پاشا
ـ و...
@AghayedNet
✔️🔻آن مبارک سَحَر

تا برادر گرامی‌ام خبر دادند چاپ دومِ کتاب نویافته‌ها منتشر شده، ذهنم به هشت سال قبل پرتاب شد؛ آن‌وقتی‌که نخستین جرقه‌های نگارش این کتاب زده شد و البته کار سنگینی بود.

همیشه این حفره تاریخی وجود داشت که وقتی نجیب‌پاشا به کربلاء معلی حمله کرد، چرا منزل سید کاظم رشتی باید بَست و امن اعلام شود و دو حرم مقدس نه؟! این دغدغه ذهنی بالاخره به‌بار نشست و در آن سال‌ها اسنادی از آرشیوِ نخست‌وزیریِ ترکیه به‌دست آمد که بی‌طرفیِ سیدمرحوم را ثابت کرد و نشان داد حرمَین شریفَین هم اَمن اعلام شده بود. اما آنان که داخل حرم‌ها پناه گرفته بودند به سپاهیان تیراندازی کردند و بَست شکست.

جریان نگارش را خلاصه کنم. مطالب کتاب تنظیم شده بود و ویرایش و آماده برای عرضه. در همان روزها بود که در خبری خواندم کتاب «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شده. این خبر همچون امیدی تازه بود.

در سال ٢٠١٣ میلادی از آستان مقدس حسینی صلوات الله علیه گروهی به ترکیه رفتند تا اسناد عثمانی مربوط به شهر کربلاء را به این شهر منتقل کنند. ١٠٠ سند منتقل شد و پس از تلاشی مستمر در ترجمه و تدوین این اسناد، در سال ٢٠١۵ جزء اول آن با نام «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شد.

کتاب نویافته‌ها آماده عرضه بود؛ ولی صبر کردم. به دوستی که در عراق به‌سر می‌برد پیام دادم که این کتاب را هرطور هست تهیه و ارسال کند. کتاب حجیم بود و با کاغذ گلاسه و وزن بالا و قیمت زیاد منتشر شده بود!

کتاب به دستم رسید و صفحات را دیدم. یک‌سو اسنادِ تُرکی و روبه‌روی آن ترجمۀ مغلوطِ آن به عربی! اما نه در فهرست و نه در صفحات، مطلب مرتبطی نیافتم.

تقریباً ناامید شدم. آن شب هنگام خوابیدن گمان کردم همه اَسنادِ مرتبط یافت شده. البته همان‌ها هم کافی بود و مطلب را می‌رساند.

سَحَر بیدار بودم. بعداز نماز صبح، در تعقیب نماز دست بردم و کتاب را برداشتم. سنگین بود. با خود فکر می‌کردم قیمت زیادی پرداخته‌ام، ولی مطلب مرتبطی هم یافت نشده.

چندصفحه‌ای تورق کردم. ناگهان چشمم بر کلمه‌ای قفل شد. باورم نمی‌شد. گفتم سبحان‌الله! شاید در خواب و بیداری‌ام و چشمانم درست نمی‌بیند. اما دقیقاً همان‌جا بود.
نامه‌ای مزیّن به نام «کاظم بن قاسم حسینی رشتی» خطاب به حاکم عثمانی و نقل جریان حمله نجیب‌پاشا!

همان‌موقع تمام نامه را خواندم و دریافتم این نامه همچون مُهر تأییدی است بر آنچه در پژوهشم جمع‌آوری شده. گویا فقط همین نامه کم بود تا نشان دهد استقلال سیدمرحوم را در جریان حمله.

لحن نامه لحن یک‌ جاسوس نبود که گزارش کار بدهد و هیچ احتمال نمی‌رود در این مقام، قلم سید مرحوم لاغ کرده باشد.

حیرت‌زده که چگونه دیشب این نامه به چشم نیامد! و عدل در سَحَر جلو چشم ظاهر شد! ذخیرۀ رزقِ سَحَر بود و نفَحات و نسیم‌های سَحَر بیش‌از اینهاست.

امروز که پس‌از هشت سال به آن ساعت می‌اندیشم، زَمزمه می‌کنم: «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی؛ آن شب قدر که این تازه براتم دادند.»
@AghayedNet
🔺مقاله تازه منتشر شده بحثی در شناخت مثنوی محمدکریم کرمانی و اندیشه‌های عرفانی مصنف

نقدهایی بر این مقاله وارد است و پیش‌فرض‌هایی در قضاوت مکتب شیخیه دارد اگرچه قضاوت‌های منصفانه‌ای درباره متن مثنوی ارائه کرده‌اند.

کتاب مثنوی مرحوم آقای کرمانی در مکتب استبصار تخمیس هم شده و در دو مجلد، مثنوی مرحوم آقای کرمانی اع را احیاء کرده است.

اما نکته مغفول در این مقاله این است که نگارندگان گمان می‌کنند چون مرحوم آقای کرمانی رَفَع اللهُ شَأنَه به وزن و در مواضعی به تعبیرات مولوی اشعاری دارند، از او متأثرند.

غافل از اینکه وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف به‌طور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. در فرصتی دیگر مطلب را باید تفصیل داد.

صرفاً از جهت معرفی، فایل مقاله به پیوست است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
تحقیق رساله شرح حدیث الفضیلة از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع اللهُ شأنَه

آغاز حدیث چنین است: ان الله تبارک و تعالی خلق نور محمد صلی الله علیه و آله من نور اخترعه من نور عظمته و جلاله... .
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ

🔸هنگام خواندن دعاء «تحصنت...»، با ذکر نام مبارک محمد بن الحسن المهدی، حتماً باید از جای خود به‌احترام آن بزرگوار برخیزیم؟ زیرا در مواقعی مانند خوابیدن هم من این دعا را ذکر می‌کنم و هیچ‌گاه به این مسئله دقت نکرده بودم؛ ولی دیدم بعضی این عمل را انجام می‌دهند.

پاسخ:

🔹لزومی ندارد؛ زیرا در برخی دعاها رسیده که نام حضرت برده می‌شود در حال نشسته، و از جا برنمی‌خیزیم. حتی در دعاء‌ سجده شکر نام حضرت برده می‌شود و در حال سجود هستیم. اشکالی ندارد که شما در حال خوابیدن دست روی سر بگذارید بلکه در هر حالی، و در دل بگویید: اللهم عجل فرجه.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️۲۸ ربیع الثانی، سال‌روز وفات علامه امینی، صاحب الغدیر و شهداء الفضیلة

🔺بیان علامه امینی در کتاب شهداء‌‌ الفضیلة، درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️🔻بیان علامه امینی درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه

🔸أحمد بن زین الدین الأحسائی أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ آحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ احمد بن محمد من آل عصفور و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.

🔹احمد بن زین الدین احسائی، یکی از بزرگان علماء است. روایت می‌کند از سید ما بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء و سید صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت می‌کنند صاحب الجواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب الاشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ق از دنیا رحلت کردند.
@AghayedNet
🔺التحریر لحقائق التطهیر
بررسی موضوع طهارت دَمِ معصومین علیهم‌السلام
@AghayedNet