✔️🔺رساله الفباء و مشکول‌سازی واژگان فارسی

🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4626
✔️🔻رساله الفباء و مشکول‌سازی واژگان فارسی

💠بخش اول


عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای برخی از فرزندان خود رساله مختصر الفباء را نگاشته‌اند. این رساله کوتاه برای آشنایی با حروف و خواندن خط است و به بعضی عقاید اسلامیه و ایمانیه نیز اشاره شده است.

ذکر اذان، اقامه، سوره حمد و توحید، بعضی اذکار نماز، تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها، و اعداد به حروف، از دیگر مطالب است.

درباره جایگاه آموزش و پرورشِ کودکان در مکتب بزرگان در مواضع دیگر نوشته‌‌ایم و آثار مکتبی در عرصه نونهالان را مفصلاً معرفی کرده‌ایم.

به‌طور مشخص در مقدمه‌ای که برای
ترجمه انگلیسی رساله هدایة‌الصبیان تنظیم کرده‌ایم مطالبی درباره اهمیت آموزش اصول عقایدِ شیعه اثنی‌عشری به کودکان و نوجوانان، تاریخِ آموزش‌ اصول عقاید شیعی به کودکان و نوجوانان در مکتب و... ارائه شده است.
در این یادداشت به جنبه دیگری از رساله الفباء اشاره می‌کنیم.

یکی از نکاتی که در این رساله جلب توجه می‌کند، حرکت‌گذاری و به‌کارگیری «شَکل» و «اعراب» در واژگان فارسی است. ایشان نوع جمله‌های فارسی را مشکول* ساخته و حتی واژه‌های متداول را حرکت‌گذاری کرده‌اند.

برای نمونه مرقوم فرموده‌اند: «اُصُوْلِ دیٖن چَهار است. فَرْمٰانْ‌بُرْدٰارِیِ خُدا وَ پَیغَمْبَرْ وَ اِمٰامٰانْ وٰاجِبَ اسْتْ» و دیگر واژه‌ها و جمله‌ها.

یکی از شیوه‌های نگارش در گذشته، مشکول‌سازی واژگان، اعم از فارسی و عربی بوده و یکی از مؤلفه‌های رسم‌الخط قرن‌های گذشته به‌ویژه قرن پنجم است. یکی از امتیازات این روش آشناییِ نسل‌های بعد با تلفظ صحیح واژه‌هاست.

در مواضعی، این حرکت‌گذاری‌ها ما را با تلفظ این‌گونه کلمات در روزگار مؤلف کتاب یا با تلفظ هریک از کاتبان که در قرن پنجم به‌سر می‌برده‌اند آشنا می‌سازد. این شیوه از قرن ششم هجری به‌بعد رفته‌رفته فراموش شد‌؛ زیرا از این دوره به‌بعد به‌ندرت در نسخه‌ای می‌توان کلمات مشکول یافت.

دست‌نوشته‌های کهن فارسی که واژگان آنها اعراب‌گذاری شده، اندک نیست. برای نمونه در شماره ۶١ دوفصلنامهٔ آینه میراث مقاله‌ای با این عنوان منتشر شده: «واژه‌های فارسی در دست نویسی مشکول از تفسیر سورآبادی».

در بهمن ١٣٩٢ رساله‌ای در مقطع کارشناسی ارشد ایران‌شناسی دفاع شد (گرایش اصول نسخه‌شناسی و مرمت نسخه‌های خطی و نسخه‌آرایی) که بخشی از مباحث آن در این‌باره است.
عنوان پایان‌نامه مذکور چنین است: «ویژگی کتابتی نسخ خطی ایرانی شش قرن نخست اسلام».

ویژگی‌های کتابتی موردپژوهش در این رساله عبارت‌اند از: املاء و نگارش تعدادی از حروف، فصل و وصل، کلمات، نگارش کلمات (مشکول)، تاثیر تلفظ در کتابت، نگارش افعال، جمله و... .

در این پژوهش مشخص شده است کاتبان ایرانی با بهره گرفتن از الفبای عربی، با حفظ و انتقال اصول مشترک کتابتی، سنت کتابت پیش‌از اسلام را حفظ کرده‌اند.

ادامه دارد...
______________
*مشکول: خطی که اِعراب و حرکات کلِمات آن نگاشته باشد، صاحب حرکات.
@AghayedNet
✔️🔻رساله الفباء و مشکول‌سازی واژگان فارسی

💠بخش دوم

نمونه دیگر نسخه خطی تشریح منصوری است که به شماره ۶٨۴٢ در تالار نسخ خطی کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود.

در این نسخه مصور و مشکول، واژه‌های فارسی و الفاظ عربی حرکت‌گذاری شده و تمام ۵١ صفحه این نسخه چنین است.

مقاله رسم‌الخط فارسی در قرن پنجم هجری نگاشته دکتر جلال متینی، مثال دیگری از تحقیقات مرتبط است. وی در این مقاله چند نسخه را از جهات مختلف نگارشی بررسی کرده و مشکول بودن را از ویژگی‌های آن نسخ می‌داند. (مجله جستارهای نوین ادبی، تابستان و پاییز ۱۳۴۶ شماره ۱۰ و ۱۱)

ایشان مختصات رسم‌الخط نسخ فارسی قرن پنجم هجری را در سه بخش بررسی کرده است:
١. طرز نگارش بعضی‌از حروف و کلمات؛
٢. کیفیت انفصال و اتصال کلمات؛
٣. ضبط تلفظ کلمات.

در بخش سوم به بعضی واژه‌های مشکولِ سه نسخه قرن پنجمی اشاره کرده است.

نمونه‌ها فراوان است و چون موضوع این یادداشت واژگان مشکول رساله الفباء است، به رساله مشکول دیگری برای آموزش کودکان (پیش از مدرسه) اشاره می‌کنیم.

این رساله که چاپ سال ١٢٨۷ خورشیدی است (دوره قاجار) همه واژه‌ها را برای کودکان حرکت‌گذاری کرده است. عدد یک را «یَک» اعراب گذاشته و چهار را «چِهار».

مناسب است به تجربه‌ای شخصی و مرتبط با موضوع نیز اشاره کنم که از جهاتی جالب توجه است.

نگارنده خوب به‌خاطر دارم که در کودکی، زمانی که کلاس اول یا دوم ابتدائی بودم (در دهه هفتاد شمسی) پدرم سوره‌های قرآنی و بعضی جملات و عبارات فارسی‌عربی را به من آموزش می‌دادند.

روش ایشان مشکول‌سازی حرف‌به‌حرف کلمه‌ها و جمله‌ها بود. در دفترهایی که در آن دوره به دفترهای کاهی شهرت داشت حرف را با حرکت نوشته و می‌گفتند بخوان. سپس حرف دوم و اعراب آن و... . بعضی حروف را می‌نوشتند و حرکتی نمی‌گذاشتند. می‌فرمودند حروفی که حرکت ندارد را نخوان و قبلش را به مابعد متصل کن.
به‌ این‌ ترتیب بود که بعضی سوَر کوتاه را آموزش می‌دادند و با بعضی جملات و عبارات آشنا می‌کردند.

ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻رساله الفباء و مشکول‌سازی واژگان فارسی

💠بخش سوم


مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در مشکول‌سازی واژگان رساله الفباء، از جهتی به ضبط اصح و افصحِ واژه‌های فارسی و عربی اشاره کرده‌اند؛ مانند پَیغمبر، چِهار، کافِر، جِهاد و... و از سویی در اعراب‌گذاری، الفِ ناخوانا را همچون همزه وصل در زبان عربی، اعراب نگذاشته‌اند و مثلاً مرقوم فرموده‌اند: وٰاجِبَ اسْتْ، دَوٰازْدَهَ‌انْدْ، کٰافِرَ اسْتْ، رٰاسْتَ اسْت و... .

این شیوه نگارش و حرکت‌گذاری را در رسائل دیگر مرحوم آقای کرمانی رفع اللهُ شَأنَه نمی‌بینیم و فقط در این رساله که برای کودکان است ملاحظه می‌کنیم.

این بزرگوار در نوشته‌های دیگر به حرکت‌گذاری در مواضعی که واژه مشتبِه می‌شود اکتفاء فرموده‌اند. ایشان در رساله تنبیه‌الادباء به این نکته اشاره کرده و می‌فرمایند:

«و اگر کلمه‌ای نوشتی که به چیز دیگر مشتبه می‌شود او را آشکار گردان به اینکه اعراب گذاری یا واضح گردانی تا مشتبه نشود.» (مکارم الابرار: فارسی، ج١٣، ص٨۵)

و در موضعی دیگر از همین رساله می‌فرمایند:
«هیچ اعرابی را در محل اشتباه موقوف منمای.» (همان، ص٨۶).

درباره این فرمایش می‌توانیم دو احتمال مطرح کنیم. نخست اینکه می‌خواهند به مخاطب بفرمایند اعرابی که می‌گذاری دقیق باشد و اعرابِ هر حرفی بر سر همان باشد، نه در محل اشتباه.

این برداشت را هم می‌توان کرد که: «موقوف منمای» را به‌معنای متوقف و معطل درنظر بگیریم. این معنا در متون کهن سابقه دارد. مثلاً «تا کدخدا نرسد کارها همه موقوف باشد.» (تاریخ بیهقی، چ ادیب، ص۲۸۵). چراکه شیوه مختار ایشان مشکول‌سازی است درحین مشتبه شدن؛ نه اعراب‌گذاری همه حروف و کلمات. و
«محل اشتباه» به‌معنای موضعی باشد که با کلمه دیگر مشتبِه می‌شود؛ نه به‌معنای متداول امروزی.

دیگر بزرگان دین رفع الله شأنهم نیز در مواضع خاصی از اعراب الفاظ عربی استفاده فرموده‌اند و در واژگان فارسی نیز شاهد استفاده گسترده از حرکات نیستیم.

امروزه برخی از اهالی فرهنگ حرکات را همچون نقطه و تشدید جزو رسمِ خط می‌دانند و برای تک‌تکِ حروف واژگان فارسی اعراب‌گذاری می‌کنند. الزام و التزامی در کار نیست و هرکس در انتخاب شیوه نگارش مختار است. طرفین ادله خود را دارند که تفصیل آن خارج از نطاق این یادداشت است.

آنچه در این یادداشت در پی آن بودیم توجه مرحوم آقای کرمانی است به نوع و شیوه خاصی از نگارشِ فارسی (مشکول‌سازی واژگان فارسی) که در رساله الفباء ارائه فرموده‌اند. هر چند شیوه مختار ایشان در کتب و رسائل دیگر حرکت‌گذاری در محل اشتباه است.

در پایان متن کامل این رساله مختصر را تقدیم می‌کنیم.

٨ ربیع‌الثانی ١۴۴٣
@AghayedNet
@AghayedNet_رساله الفباء.pdf
918 KB
🔺فایل رساله الفباء
🔸به‌مناسبت یادداشت مشکول‌سازی واژگان فارسی
@AghayedNet
✔️در باب زیارت انشائی درباره حضرت معصومه علیهاالسلام

🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/qom/
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان

🔺تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان

🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4633
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان

🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان

💠بخش اول

در دو قرن گذشته، بعضی نُسَخِ خطیِ شیخیه دچار تصرفات شده است. این تصرفات و تغییرات در نسخه‌های مکرر و استنساخ‌ها واقع شده و نسخه‌های اصلی (به‌خط مصنف یا مؤلف) مصون مانده است و به‌برکت حفظ همین نسخه‌های اصلی است که هرگونه تعرضی به این آثار شناسایی می‌شود.

برای نمونه در زمان حیات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه مخالفان عباراتی به رساله هدایة الصبیان اضافه کردند. این بزرگوار با ارائه نسخه اصل بیان فرمودند که این عباراتْ تصرفات و تعرضات دشمنان است.

ایشان به این شگرد مخالفان اشاره کرده‌‌اند و می‌فرمایند نسخه‌های اصل را حفاظت کرده و می‌کنند و در صورت لزوم می‌توان با نسخه‌های استنساخ‌شده مقابله کرد.

همچنین در زمان حیات ایشان، از نوع آثار ایشان نسخه‌برداری شد تا در شهرهای دیگر هم نسخه تصحیح‌شده‌ای از آن باشد. مرحوم آقای کرمانی در رساله جواب عباس میرزا ملک‌‌آرا می‌فرمایند:

«... و بُعد المراحل و قلة المترددین من بلادنا و الی بلادنا منعا وصول الکتب الیکم و الّا لاستغنیتم بها عن السؤال و اقرب من بلادنا الیکم بلاد کردستان فان والیه قد بعث الی کرمان و استنسخ کثیراً من کتبی فلو شئتم هو قریب منکم فاستنسخوها فی تلک البلاد... .» (مکارم‌الابرار، ج٣١، ص۴۵)

غیر از اضافه‌ کردن عبارات به رسائل بزرگان دین یا حذف عبارات، گونه‌ای از تعرض‌ها به نسخه‌های خطیِ آثارِ شیخیه، محو نام مؤلف یا مصنف کتاب است.

این تعرض اگرچه اندک است ولی نمونه‌های متعددی از آن وجود دارد. بیشترین بسامد این محو و مسح‌ها در کتب عالمان ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است. در کتب عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم این محوها گزارش نشده است.

اهل پژوهش آگاه‌اند که این محوها در نسخه‌های خطی به‌طور مکرر ملاحظه می‌شود؛ به‌ویژه نسخه‌هایی که به‌عمد، علائمِ مالکیتِ آن محو شده و عبارات تملک سیاه شده است و بدین‌ترتیب یادداشت‌های مهمی از بین رفته است. این کار در وقف‌نامه‌ها هم دیده می‌شود.

در این یادداشت درپیِ همه دلایل آن نیستیم و فقط به آنچه به نسخه‌های شیخیه مرتبط است اشاره می‌کنیم.

ادامه دارد...

@AghayedNet
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان

🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان

💠بخش دوم

یکی از دلایل این محو کردن‌ها، دسّ و تحریفِ نام مصنف یا مؤلف و تصنیف یا تألیف است. برای نمونه در نسخه‌ای، نام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی از ابتداء کتاب (پس‌از خطبه) حذف شده و نام دیگری در هامش اضافه شده است.

وجهی دیگر برای این حذف‌ها و محوها، حسادت یا عناد و دشمنی با مصنف یا مؤلف است. نیازی به تفصیل نیست که مخالفت یا حسادت شخصی به چه حرکاتی وامی‌دارد. وقایعی از آثار حسادت و مخالفت را در نوشتار «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» نقل کرده‌ایم.

علتی دیگر برای این محوها تقیه است؛ چه تقیه از ناحیه موافقان و مؤالفان و چه از ناحیه افراد بی‌طرف و علاقه‌مندی که از مخالفان تقیه کرده‌اند. کسانی این کتب و رسائل را در کتابخانه شخصی خود نگهداری می‌کرده‌اند و نمی‌خواسته‌اند کسی این رسائل را شناسایی کند. جالب توجه است که این علت در روزگار معاصر ما نیز مصادیقی دارد. افرادی هستند که رسائل و کتب چاپی را جلد می‌کنند تا نام کتاب مشخص نشود و کسانی که به خانه ایشان می‌آیند نام این آثار و مصنفان آن را مشاهده نکنند.

در ادامۀ این یادداشت نمونه‌هایی از این محوها را معرفی می‌کنیم.
مجموعه‌ای است خطی به شماره ١٣۶۴ که در مرکز احیاء تراث اسلامی نگهداری می‌شود. این مجموعه که مشتمل است بر دو رساله از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، در زمان حیات مصنف رفع الله شأنه کتابت شده است.

متأسفانه نام سید مرحوم در ابتداء‌ این رسائل سیاه شده است:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ...[متن سیاه شده] ان بعض الدیانین... .»

و چنین است رساله دوم:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ... [سیاه شده] ان بعض العلماء الاعلام و الفضلاء الکرام... .»

نمونه دیگر نسخه‌ای از رساله شرح دعاء سحر از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد الله شأنه است. در این نسخه که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود، نام این بزرگوار محو شده است:
«و بعد یقول العبد... [محو شده] قد القی الیّ کتاب کریم... .»

در این فرصت به نسخه‌ای دیگر اشاره می‌کنیم. این نسخه خطی، رساله مرحوم آقای کرمانی است در جواب شاهزاده محمدولی میرزا که نام مصنف حذف شده است: «چنین گوید بنده اثیم... [سیاه شده] که از سرکار عظمت‌مدار... .»

جالب توجه است که این رساله با موضوع طیّ الارض که بی‌ارتباط با علوم خفیه نیست، در سال‌های اخیر با حذف نام مصنف به نام شیخ بهائی در بعضی کانال‌های تلگرامی هم‌رسانی شده است!

تقدیر بر این بوده است در راه بیان فضائل اهل‌البیت علیهم‌السلام و شرح و بسط روایات ایشان، بزرگان دین دچار مظلومیت شوند و در این مسیر، این مظلومیت هم برای ایشان رقم خورد که حتی نام ایشان از رسائلِ خودِ ایشان حذف شود. که به‌قول اسیری لاهیجی در یکی از معانی آن: در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔺چند نسخه خطی از آثار بزرگان دین اعلی الله مقامهم که نام مصنف از ابتداء آن محو شده
🔸پیوستِ یادداشتِ در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده نویافته‌هایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه

🔸چاپ دوم، با اضافات

ـ تأملاتی نو بر عدم تلمذ علی‌محمد باب نزد سید مرحوم اعلی الله مقامه
ـ تأملاتی نو بر موضوع بَست‌بودنِ منزل سید مرحوم رفع الله شأنه در جریان حمله نجیب‌پاشا
ـ و...
@AghayedNet
✔️🔻آن مبارک سَحَر

تا برادر گرامی‌ام خبر دادند چاپ دومِ کتاب نویافته‌ها منتشر شده، ذهنم به هشت سال قبل پرتاب شد؛ آن‌وقتی‌که نخستین جرقه‌های نگارش این کتاب زده شد و البته کار سنگینی بود.

همیشه این حفره تاریخی وجود داشت که وقتی نجیب‌پاشا به کربلاء معلی حمله کرد، چرا منزل سید کاظم رشتی باید بَست و امن اعلام شود و دو حرم مقدس نه؟! این دغدغه ذهنی بالاخره به‌بار نشست و در آن سال‌ها اسنادی از آرشیوِ نخست‌وزیریِ ترکیه به‌دست آمد که بی‌طرفیِ سیدمرحوم را ثابت کرد و نشان داد حرمَین شریفَین هم اَمن اعلام شده بود. اما آنان که داخل حرم‌ها پناه گرفته بودند به سپاهیان تیراندازی کردند و بَست شکست.

جریان نگارش را خلاصه کنم. مطالب کتاب تنظیم شده بود و ویرایش و آماده برای عرضه. در همان روزها بود که در خبری خواندم کتاب «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شده. این خبر همچون امیدی تازه بود.

در سال ٢٠١٣ میلادی از آستان مقدس حسینی صلوات الله علیه گروهی به ترکیه رفتند تا اسناد عثمانی مربوط به شهر کربلاء را به این شهر منتقل کنند. ١٠٠ سند منتقل شد و پس از تلاشی مستمر در ترجمه و تدوین این اسناد، در سال ٢٠١۵ جزء اول آن با نام «کربلاء فی الوثائق العثمانیة» منتشر شد.

کتاب نویافته‌ها آماده عرضه بود؛ ولی صبر کردم. به دوستی که در عراق به‌سر می‌برد پیام دادم که این کتاب را هرطور هست تهیه و ارسال کند. کتاب حجیم بود و با کاغذ گلاسه و وزن بالا و قیمت زیاد منتشر شده بود!

کتاب به دستم رسید و صفحات را دیدم. یک‌سو اسنادِ تُرکی و روبه‌روی آن ترجمۀ مغلوطِ آن به عربی! اما نه در فهرست و نه در صفحات، مطلب مرتبطی نیافتم.

تقریباً ناامید شدم. آن شب هنگام خوابیدن گمان کردم همه اَسنادِ مرتبط یافت شده. البته همان‌ها هم کافی بود و مطلب را می‌رساند.

سَحَر بیدار بودم. بعداز نماز صبح، در تعقیب نماز دست بردم و کتاب را برداشتم. سنگین بود. با خود فکر می‌کردم قیمت زیادی پرداخته‌ام، ولی مطلب مرتبطی هم یافت نشده.

چندصفحه‌ای تورق کردم. ناگهان چشمم بر کلمه‌ای قفل شد. باورم نمی‌شد. گفتم سبحان‌الله! شاید در خواب و بیداری‌ام و چشمانم درست نمی‌بیند. اما دقیقاً همان‌جا بود.
نامه‌ای مزیّن به نام «کاظم بن قاسم حسینی رشتی» خطاب به حاکم عثمانی و نقل جریان حمله نجیب‌پاشا!

همان‌موقع تمام نامه را خواندم و دریافتم این نامه همچون مُهر تأییدی است بر آنچه در پژوهشم جمع‌آوری شده. گویا فقط همین نامه کم بود تا نشان دهد استقلال سیدمرحوم را در جریان حمله.

لحن نامه لحن یک‌ جاسوس نبود که گزارش کار بدهد و هیچ احتمال نمی‌رود در این مقام، قلم سید مرحوم لاغ کرده باشد.

حیرت‌زده که چگونه دیشب این نامه به چشم نیامد! و عدل در سَحَر جلو چشم ظاهر شد! ذخیرۀ رزقِ سَحَر بود و نفَحات و نسیم‌های سَحَر بیش‌از اینهاست.

امروز که پس‌از هشت سال به آن ساعت می‌اندیشم، زَمزمه می‌کنم: «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی؛ آن شب قدر که این تازه براتم دادند.»
@AghayedNet
🔺مقاله تازه منتشر شده بحثی در شناخت مثنوی محمدکریم کرمانی و اندیشه‌های عرفانی مصنف

نقدهایی بر این مقاله وارد است و پیش‌فرض‌هایی در قضاوت مکتب شیخیه دارد اگرچه قضاوت‌های منصفانه‌ای درباره متن مثنوی ارائه کرده‌اند.

کتاب مثنوی مرحوم آقای کرمانی در مکتب استبصار تخمیس هم شده و در دو مجلد، مثنوی مرحوم آقای کرمانی اع را احیاء کرده است.

اما نکته مغفول در این مقاله این است که نگارندگان گمان می‌کنند چون مرحوم آقای کرمانی رَفَع اللهُ شَأنَه به وزن و در مواضعی به تعبیرات مولوی اشعاری دارند، از او متأثرند.

غافل از اینکه وحدت زبان و بیان، دلیل وحدت مقصود و مراد و مَرام نیست. در آثار و ادبیات اهل تصوف به‌طور مکرر کلمات حقی است که «یراد بها الباطل» و همان کلمات در منظومه فکری مرحوم آقای کرمانی مطابق روایات و ضروریات دین معنا شده است. در فرصتی دیگر مطلب را باید تفصیل داد.

صرفاً از جهت معرفی، فایل مقاله به پیوست است.
@AghayedNet