🔻تحریف نام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در کتاب تازه منتشر شده شاخه طوبی
مرحوم محدث نوری در اواخر کتاب شاخه طوبی جریانی را از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نقل کرده است. این حکایت با نام شریف این بزرگوار آغاز میشود: «قال العبد المسکین احمد بن زینالدین.»
در نسخه خطی شاخه طوبی (ظاهراً بهخط مؤلف) نیز چنین است. اما در چاپ جدید این کتاب چنین تغییر داده شده: «قال العبد المسکین احمد بن زینالعابدین»!
مصحح این کتاب تازه منتشر شده، به بیش از پنج نسخه خطی دسترسی داشته و علیرغم دقت وی، این کلمه تغییر کرده است. فرضاً اگر منظور تحریف بوده، خلاف امانت است و دست بردن در متن کتاب.
حکایت مذکور را شیخ مرحوم رفع الله شأنه با اندکی تفاوت در مجلد دوم کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة آوردهاند و این مؤید دیگری است بر اینکه عبارات مذکور از ایشان است.
اگر در نسخهای مغلوط «احمد بن زینالعابدین» ثبت شده، بر مصحح است که اختلاف نسخ را یادآور شده و اصحّ ضبطها را در متن قرار دهد.
مصحح برای نوع نام اشخاص پاورقی زده و ترجمه آن شخص را نوشته. اما درباره «احمد بن زینالعابدین» قضیه مسکوت مانده است.
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه از مشایخ اجازه مرحوم نوری است و مرحوم نوری در مدینه منوره کنار مزار ایشان رفته و فاتحه خوانده است.
اخیراً نیز تحشیهای از مرحوم نوری بهدست آمد بر شرح الزیارة الجامعة الکبیرة.
این اثر نویافته، از جهتی عنوانی جدید در آثار مرحوم نوری است و از جهتی نمونهای دیگر از اقدامات عملی ایشان در ارتباط با اندیشه شیخ اَحسائی اعلیاللهمقامه برشمرده میشود. این تحشیه بر بخشی از مجلدِ اول کتاب شرح الزیاره نگاشته شده است.
برای آشنایی بیشتر با این ارتباط، به مقاله رویکردِ سه «نوری» به اندیشه شیخ اَحسائی مراجعه کنید.
متن کامل مقاله در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/nouri
______________
تکمله:
پیام یکی از اعضاء گروه تصحیح چاپ جدید کتاب شاخه طوبی، در واکنش به این یادداشت:
🔻
https://t.me/AghayedNet/4624
مرحوم محدث نوری در اواخر کتاب شاخه طوبی جریانی را از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نقل کرده است. این حکایت با نام شریف این بزرگوار آغاز میشود: «قال العبد المسکین احمد بن زینالدین.»
در نسخه خطی شاخه طوبی (ظاهراً بهخط مؤلف) نیز چنین است. اما در چاپ جدید این کتاب چنین تغییر داده شده: «قال العبد المسکین احمد بن زینالعابدین»!
مصحح این کتاب تازه منتشر شده، به بیش از پنج نسخه خطی دسترسی داشته و علیرغم دقت وی، این کلمه تغییر کرده است. فرضاً اگر منظور تحریف بوده، خلاف امانت است و دست بردن در متن کتاب.
حکایت مذکور را شیخ مرحوم رفع الله شأنه با اندکی تفاوت در مجلد دوم کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة آوردهاند و این مؤید دیگری است بر اینکه عبارات مذکور از ایشان است.
اگر در نسخهای مغلوط «احمد بن زینالعابدین» ثبت شده، بر مصحح است که اختلاف نسخ را یادآور شده و اصحّ ضبطها را در متن قرار دهد.
مصحح برای نوع نام اشخاص پاورقی زده و ترجمه آن شخص را نوشته. اما درباره «احمد بن زینالعابدین» قضیه مسکوت مانده است.
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه از مشایخ اجازه مرحوم نوری است و مرحوم نوری در مدینه منوره کنار مزار ایشان رفته و فاتحه خوانده است.
اخیراً نیز تحشیهای از مرحوم نوری بهدست آمد بر شرح الزیارة الجامعة الکبیرة.
این اثر نویافته، از جهتی عنوانی جدید در آثار مرحوم نوری است و از جهتی نمونهای دیگر از اقدامات عملی ایشان در ارتباط با اندیشه شیخ اَحسائی اعلیاللهمقامه برشمرده میشود. این تحشیه بر بخشی از مجلدِ اول کتاب شرح الزیاره نگاشته شده است.
برای آشنایی بیشتر با این ارتباط، به مقاله رویکردِ سه «نوری» به اندیشه شیخ اَحسائی مراجعه کنید.
متن کامل مقاله در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/nouri
______________
تکمله:
پیام یکی از اعضاء گروه تصحیح چاپ جدید کتاب شاخه طوبی، در واکنش به این یادداشت:
🔻
https://t.me/AghayedNet/4624
✔️🔻اشاره به ذکر فضیلت اول ما خلق الله بودن رسولالله در اذان و بعداز آن
💠بخش اول
موضوع اول ما خلق الله بودن رسولخدا صلی الله علیه و آله یکی از مباحث مهم معرفتی است و از ضروریات دینی. بزرگان دین اعلی الله مقامهم توجه ویژه به این فضیلت داشتهاند و بیان کردهاند که همه فضائل را از این فضیلت میتوان استخراج کرد.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای شرح این فضیلت رساله گرانسنگ نعیم الابرار و جحیم الفجار را نگاشتهاند و دلایل عقلی و نقلی این فضیلت را شرح فرمودهاند.
در مطاوی بیانات خود اشاره کردهاند «اول» بودن رسولخدا به این معنا نیست که سایر خلق، دوم و سوم هستند. بلکه اوّلیتی است که علت خلق است و هیچیک از صفاتی که معلول این حقیقت مقدسه است در آن نیست؛ «لایجری علیه ما هو اجراه».
ایشان میان روایات متعدد و مختلفی که درباره اول ما خلق الله بودن حضرت رسیده جمع کرده و هیچیک را ناقض دیگری نمیدانند.
بهمناسبت مباحث علت فاعلیه در کتاب ارشادالعوام، به جملهای اشاره میفرمایند که آن را اهل سنت بعداز اذان خود میگویند. میفرمایند:
«چنانکه سنیان الی الآن بر منارهها و گلدستهها در وقت اذان فریاد میکنند: السلام علی اول ما خلق الله.» (ارشادالعوام، ج١، ص٣٧٩).
همین بیان را در مواعظ خود هم فرمودهاند. از جمله در موعظه دهم از مواعظ ماه مبارک ١٢٩٢ فرمودهاند:
«سنیها هم این اعتقاد را دارند. در گلدستهها به صدای بلند میگویند: السلام علی اول ما خلق الله.»
در این یادداشت به بعضی منابع تاریخی این قضیه اشاره میکنیم.
اگر منظور از «وقت اذان» و «در گلدستهها» همراه اذان است، اهلسنت در دعاء پساز اذان، تعبیر «الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله» میگفتهاند و امروزه هم در بعضی فتاوای اهلسنت متعرض این موضوع شدهاند و وهابیها لعنهمالله بهشدت منع کردهاند و حتی نوشتهاند از اذکار مبتدعه بعضی متصوفه اهل سنت است.
در کتاب الصوفیة فی حضرموت آمده است:
«و من الادعیة و الاذکار المبتدعة ما ذکره عبدالقادر بن احمد السقاف ساکن جدة: الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله.» (ص٨٩٢)
و محتمل است که مراد از «وقت اذان» در حین اذان و جزئی از اذان است. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رسالهای میفرمایند:
«و قد اذّن المؤذنون بأعلی صوتهم فی اذانهم علی رؤس الاشهاد فی المنارات: السلام علی اول ما خلق الله.» (دعائمالحکمة، عربی، ج۴، ص۵۴)
در این باره هم گزارشهایی در تاریخ دیده میشود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
💠بخش اول
موضوع اول ما خلق الله بودن رسولخدا صلی الله علیه و آله یکی از مباحث مهم معرفتی است و از ضروریات دینی. بزرگان دین اعلی الله مقامهم توجه ویژه به این فضیلت داشتهاند و بیان کردهاند که همه فضائل را از این فضیلت میتوان استخراج کرد.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای شرح این فضیلت رساله گرانسنگ نعیم الابرار و جحیم الفجار را نگاشتهاند و دلایل عقلی و نقلی این فضیلت را شرح فرمودهاند.
در مطاوی بیانات خود اشاره کردهاند «اول» بودن رسولخدا به این معنا نیست که سایر خلق، دوم و سوم هستند. بلکه اوّلیتی است که علت خلق است و هیچیک از صفاتی که معلول این حقیقت مقدسه است در آن نیست؛ «لایجری علیه ما هو اجراه».
ایشان میان روایات متعدد و مختلفی که درباره اول ما خلق الله بودن حضرت رسیده جمع کرده و هیچیک را ناقض دیگری نمیدانند.
بهمناسبت مباحث علت فاعلیه در کتاب ارشادالعوام، به جملهای اشاره میفرمایند که آن را اهل سنت بعداز اذان خود میگویند. میفرمایند:
«چنانکه سنیان الی الآن بر منارهها و گلدستهها در وقت اذان فریاد میکنند: السلام علی اول ما خلق الله.» (ارشادالعوام، ج١، ص٣٧٩).
همین بیان را در مواعظ خود هم فرمودهاند. از جمله در موعظه دهم از مواعظ ماه مبارک ١٢٩٢ فرمودهاند:
«سنیها هم این اعتقاد را دارند. در گلدستهها به صدای بلند میگویند: السلام علی اول ما خلق الله.»
در این یادداشت به بعضی منابع تاریخی این قضیه اشاره میکنیم.
اگر منظور از «وقت اذان» و «در گلدستهها» همراه اذان است، اهلسنت در دعاء پساز اذان، تعبیر «الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله» میگفتهاند و امروزه هم در بعضی فتاوای اهلسنت متعرض این موضوع شدهاند و وهابیها لعنهمالله بهشدت منع کردهاند و حتی نوشتهاند از اذکار مبتدعه بعضی متصوفه اهل سنت است.
در کتاب الصوفیة فی حضرموت آمده است:
«و من الادعیة و الاذکار المبتدعة ما ذکره عبدالقادر بن احمد السقاف ساکن جدة: الصلاة و السلام علیک یا اول خلق الله.» (ص٨٩٢)
و محتمل است که مراد از «وقت اذان» در حین اذان و جزئی از اذان است. عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در رسالهای میفرمایند:
«و قد اذّن المؤذنون بأعلی صوتهم فی اذانهم علی رؤس الاشهاد فی المنارات: السلام علی اول ما خلق الله.» (دعائمالحکمة، عربی، ج۴، ص۵۴)
در این باره هم گزارشهایی در تاریخ دیده میشود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻اشاره به ذکر فضیلت اول ما خلق الله بودن رسولالله در اذان و بعداز آن
💠بخش دوم
در کتاب فی علم الکلامِ احمد محمود صبحی آمده است:
«...و تسللت الفکرة الی احدی العبارات التی زیدت علی الاذان: یا اول خلق الله» (ج٢، ص٧٧)
و در کتاب التفسیر الصوفی الفلسفی للقرآن الکریم در ذیل آیه شریفه «و انا اول المسلمین» آمده است:
«[...] و قوله الی الصحابی جابر: اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر [...] و یقال فی الاذان: یا اول خلق الله و خاتم رسل الله.» (ج١، ص٢٢٨)
شبیه این تعبیر نیز در بعضی کتب نقل شده و آن تعبیر «محمدٌ و علیٌ خیر البشر» در اذان شیعه است. ناصر خسرو در کتاب وجه دین این موضوع را گزارش داده است. وی فصول اذان را چنین ثبت کرده است:
«اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان علیاً ولیّ الله اشهد انّ علیاً ولیّ الله حیّ علی الصلوة حیّ علی الصلوة حیّ علی الفلاح حیّ علی الفلاح حیّ علی خیر العمل حیّ علی خیر العمل محمدٌ و علیٌ خیرُ البشر محمد و علی خیر البشر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله دو مرتبه بگویند تمام.»
ابنعدیم عمر بن احمد نیز در کتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب، در شرح حال حسین بن علی بن محمد معروف به اَمیرکا آورده است که وی در سال ٣۴٧ در حلب میهمان سیفالدوله شد:
«و هو اول من اذّن فی اللیل و قال فی اذانه: محمد و علی خیر البشر.» (ج۶، ص٢٧٠١)
ابنبطوطه در سفرنامه خود، توصیفی از شهر قطیف نگاشته و اشاره کرده روافض در اذان خود این جمله را میگویند. عبارت او چنین است:
«ثم سافرنا الی مدینة القطیف و ضبط اسمها بضم القاف کأنه تصغیر قَطف و هی مدینة کبیرة حسنة ذات نخل کثیر یسکنها طوائف العرب، و هم رافضیة غلاة یظهرون الرفض جهاراً لایتقون احداً. و یقول مؤذنهم فی اذانه بعد الشهادتین: اشهد ان علیاً ولیّ الله، و یزید بعد الحیعلتَین: حیّ علی خیر العمل و یزید بعد التکبیر الاخیر: محمد و علیّ خیر البشر مَن خالفهما فقد کفر.» (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار، ج٢، ص١۵٣)
این موضوع در کتب متعددی ذکر شده و در این فرصت به این مقدار اکتفا میکنیم و اشاره میکنیم درباره نوشتن این جمله بر منارهها و مسجدها حکایتهای مختلفی نوشتهاند و نزاعهایی در حکّ این عبارت نقل کردهاند و درباره حذف آن از اذان نیز گزارشهایی موجود است. (تاریخ دمشق، حمزة بن اسد ابنقلانسی، ج١، ص٣۶۴ و...)
به هر روی بیان کتاب مبارک ارشاد درباره شهادت به اول ما خلق الله بودن رسولخدا در اذانِ اهل سنت یا بعداز اذان، در بعضی منابع آمده است و بهنظر میرسد طیفی از سنّیان که تعصب وهابیگری نداشتهاند این جمله و شبیه آن را میگفتهاند. امروزه هم بهعنوان دعاء و صلوات بر حضرت پساز اذان گفته میشود و مناقشههایی پیرامون آن میان علماء اهل سنت وجود دارد.
@AghayedNet
💠بخش دوم
در کتاب فی علم الکلامِ احمد محمود صبحی آمده است:
«...و تسللت الفکرة الی احدی العبارات التی زیدت علی الاذان: یا اول خلق الله» (ج٢، ص٧٧)
و در کتاب التفسیر الصوفی الفلسفی للقرآن الکریم در ذیل آیه شریفه «و انا اول المسلمین» آمده است:
«[...] و قوله الی الصحابی جابر: اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر [...] و یقال فی الاذان: یا اول خلق الله و خاتم رسل الله.» (ج١، ص٢٢٨)
شبیه این تعبیر نیز در بعضی کتب نقل شده و آن تعبیر «محمدٌ و علیٌ خیر البشر» در اذان شیعه است. ناصر خسرو در کتاب وجه دین این موضوع را گزارش داده است. وی فصول اذان را چنین ثبت کرده است:
«اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان محمداً رسول الله اشهد ان علیاً ولیّ الله اشهد انّ علیاً ولیّ الله حیّ علی الصلوة حیّ علی الصلوة حیّ علی الفلاح حیّ علی الفلاح حیّ علی خیر العمل حیّ علی خیر العمل محمدٌ و علیٌ خیرُ البشر محمد و علی خیر البشر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله دو مرتبه بگویند تمام.»
ابنعدیم عمر بن احمد نیز در کتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب، در شرح حال حسین بن علی بن محمد معروف به اَمیرکا آورده است که وی در سال ٣۴٧ در حلب میهمان سیفالدوله شد:
«و هو اول من اذّن فی اللیل و قال فی اذانه: محمد و علی خیر البشر.» (ج۶، ص٢٧٠١)
ابنبطوطه در سفرنامه خود، توصیفی از شهر قطیف نگاشته و اشاره کرده روافض در اذان خود این جمله را میگویند. عبارت او چنین است:
«ثم سافرنا الی مدینة القطیف و ضبط اسمها بضم القاف کأنه تصغیر قَطف و هی مدینة کبیرة حسنة ذات نخل کثیر یسکنها طوائف العرب، و هم رافضیة غلاة یظهرون الرفض جهاراً لایتقون احداً. و یقول مؤذنهم فی اذانه بعد الشهادتین: اشهد ان علیاً ولیّ الله، و یزید بعد الحیعلتَین: حیّ علی خیر العمل و یزید بعد التکبیر الاخیر: محمد و علیّ خیر البشر مَن خالفهما فقد کفر.» (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار، ج٢، ص١۵٣)
این موضوع در کتب متعددی ذکر شده و در این فرصت به این مقدار اکتفا میکنیم و اشاره میکنیم درباره نوشتن این جمله بر منارهها و مسجدها حکایتهای مختلفی نوشتهاند و نزاعهایی در حکّ این عبارت نقل کردهاند و درباره حذف آن از اذان نیز گزارشهایی موجود است. (تاریخ دمشق، حمزة بن اسد ابنقلانسی، ج١، ص٣۶۴ و...)
به هر روی بیان کتاب مبارک ارشاد درباره شهادت به اول ما خلق الله بودن رسولخدا در اذانِ اهل سنت یا بعداز اذان، در بعضی منابع آمده است و بهنظر میرسد طیفی از سنّیان که تعصب وهابیگری نداشتهاند این جمله و شبیه آن را میگفتهاند. امروزه هم بهعنوان دعاء و صلوات بر حضرت پساز اذان گفته میشود و مناقشههایی پیرامون آن میان علماء اهل سنت وجود دارد.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺تحریف نام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در کتاب تازه منتشر شده شاخه طوبی 🔸توضیح بیشتر در لینک زیر: https://t.me/AghayedNet/4621
🔺پیام یکی از اعضاء گروه تصحیح چاپ جدید کتاب شاخه طوبی، در واکنش به یادداشت تحریف نام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در کتاب تازه منتشر شده شاخه طوبی
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻رساله الفباء و مشکولسازی واژگان فارسی
💠بخش اول
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای برخی از فرزندان خود رساله مختصر الفباء را نگاشتهاند. این رساله کوتاه برای آشنایی با حروف و خواندن خط است و به بعضی عقاید اسلامیه و ایمانیه نیز اشاره شده است.
ذکر اذان، اقامه، سوره حمد و توحید، بعضی اذکار نماز، تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها، و اعداد به حروف، از دیگر مطالب است.
درباره جایگاه آموزش و پرورشِ کودکان در مکتب بزرگان در مواضع دیگر نوشتهایم و آثار مکتبی در عرصه نونهالان را مفصلاً معرفی کردهایم.
بهطور مشخص در مقدمهای که برای
ترجمه انگلیسی رساله هدایةالصبیان تنظیم کردهایم مطالبی درباره اهمیت آموزش اصول عقایدِ شیعه اثنیعشری به کودکان و نوجوانان، تاریخِ آموزش اصول عقاید شیعی به کودکان و نوجوانان در مکتب و... ارائه شده است.
در این یادداشت به جنبه دیگری از رساله الفباء اشاره میکنیم.
یکی از نکاتی که در این رساله جلب توجه میکند، حرکتگذاری و بهکارگیری «شَکل» و «اعراب» در واژگان فارسی است. ایشان نوع جملههای فارسی را مشکول* ساخته و حتی واژههای متداول را حرکتگذاری کردهاند.
برای نمونه مرقوم فرمودهاند: «اُصُوْلِ دیٖن چَهار است. فَرْمٰانْبُرْدٰارِیِ خُدا وَ پَیغَمْبَرْ وَ اِمٰامٰانْ وٰاجِبَ اسْتْ» و دیگر واژهها و جملهها.
یکی از شیوههای نگارش در گذشته، مشکولسازی واژگان، اعم از فارسی و عربی بوده و یکی از مؤلفههای رسمالخط قرنهای گذشته بهویژه قرن پنجم است. یکی از امتیازات این روش آشناییِ نسلهای بعد با تلفظ صحیح واژههاست.
در مواضعی، این حرکتگذاریها ما را با تلفظ اینگونه کلمات در روزگار مؤلف کتاب یا با تلفظ هریک از کاتبان که در قرن پنجم بهسر میبردهاند آشنا میسازد. این شیوه از قرن ششم هجری بهبعد رفتهرفته فراموش شد؛ زیرا از این دوره بهبعد بهندرت در نسخهای میتوان کلمات مشکول یافت.
دستنوشتههای کهن فارسی که واژگان آنها اعرابگذاری شده، اندک نیست. برای نمونه در شماره ۶١ دوفصلنامهٔ آینه میراث مقالهای با این عنوان منتشر شده: «واژههای فارسی در دست نویسی مشکول از تفسیر سورآبادی».
در بهمن ١٣٩٢ رسالهای در مقطع کارشناسی ارشد ایرانشناسی دفاع شد (گرایش اصول نسخهشناسی و مرمت نسخههای خطی و نسخهآرایی) که بخشی از مباحث آن در اینباره است.
عنوان پایاننامه مذکور چنین است: «ویژگی کتابتی نسخ خطی ایرانی شش قرن نخست اسلام».
ویژگیهای کتابتی موردپژوهش در این رساله عبارتاند از: املاء و نگارش تعدادی از حروف، فصل و وصل، کلمات، نگارش کلمات (مشکول)، تاثیر تلفظ در کتابت، نگارش افعال، جمله و... .
در این پژوهش مشخص شده است کاتبان ایرانی با بهره گرفتن از الفبای عربی، با حفظ و انتقال اصول مشترک کتابتی، سنت کتابت پیشاز اسلام را حفظ کردهاند.
⏳ادامه دارد...
______________
*مشکول: خطی که اِعراب و حرکات کلِمات آن نگاشته باشد، صاحب حرکات.
@AghayedNet
💠بخش اول
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای برخی از فرزندان خود رساله مختصر الفباء را نگاشتهاند. این رساله کوتاه برای آشنایی با حروف و خواندن خط است و به بعضی عقاید اسلامیه و ایمانیه نیز اشاره شده است.
ذکر اذان، اقامه، سوره حمد و توحید، بعضی اذکار نماز، تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها، و اعداد به حروف، از دیگر مطالب است.
درباره جایگاه آموزش و پرورشِ کودکان در مکتب بزرگان در مواضع دیگر نوشتهایم و آثار مکتبی در عرصه نونهالان را مفصلاً معرفی کردهایم.
بهطور مشخص در مقدمهای که برای
ترجمه انگلیسی رساله هدایةالصبیان تنظیم کردهایم مطالبی درباره اهمیت آموزش اصول عقایدِ شیعه اثنیعشری به کودکان و نوجوانان، تاریخِ آموزش اصول عقاید شیعی به کودکان و نوجوانان در مکتب و... ارائه شده است.
در این یادداشت به جنبه دیگری از رساله الفباء اشاره میکنیم.
یکی از نکاتی که در این رساله جلب توجه میکند، حرکتگذاری و بهکارگیری «شَکل» و «اعراب» در واژگان فارسی است. ایشان نوع جملههای فارسی را مشکول* ساخته و حتی واژههای متداول را حرکتگذاری کردهاند.
برای نمونه مرقوم فرمودهاند: «اُصُوْلِ دیٖن چَهار است. فَرْمٰانْبُرْدٰارِیِ خُدا وَ پَیغَمْبَرْ وَ اِمٰامٰانْ وٰاجِبَ اسْتْ» و دیگر واژهها و جملهها.
یکی از شیوههای نگارش در گذشته، مشکولسازی واژگان، اعم از فارسی و عربی بوده و یکی از مؤلفههای رسمالخط قرنهای گذشته بهویژه قرن پنجم است. یکی از امتیازات این روش آشناییِ نسلهای بعد با تلفظ صحیح واژههاست.
در مواضعی، این حرکتگذاریها ما را با تلفظ اینگونه کلمات در روزگار مؤلف کتاب یا با تلفظ هریک از کاتبان که در قرن پنجم بهسر میبردهاند آشنا میسازد. این شیوه از قرن ششم هجری بهبعد رفتهرفته فراموش شد؛ زیرا از این دوره بهبعد بهندرت در نسخهای میتوان کلمات مشکول یافت.
دستنوشتههای کهن فارسی که واژگان آنها اعرابگذاری شده، اندک نیست. برای نمونه در شماره ۶١ دوفصلنامهٔ آینه میراث مقالهای با این عنوان منتشر شده: «واژههای فارسی در دست نویسی مشکول از تفسیر سورآبادی».
در بهمن ١٣٩٢ رسالهای در مقطع کارشناسی ارشد ایرانشناسی دفاع شد (گرایش اصول نسخهشناسی و مرمت نسخههای خطی و نسخهآرایی) که بخشی از مباحث آن در اینباره است.
عنوان پایاننامه مذکور چنین است: «ویژگی کتابتی نسخ خطی ایرانی شش قرن نخست اسلام».
ویژگیهای کتابتی موردپژوهش در این رساله عبارتاند از: املاء و نگارش تعدادی از حروف، فصل و وصل، کلمات، نگارش کلمات (مشکول)، تاثیر تلفظ در کتابت، نگارش افعال، جمله و... .
در این پژوهش مشخص شده است کاتبان ایرانی با بهره گرفتن از الفبای عربی، با حفظ و انتقال اصول مشترک کتابتی، سنت کتابت پیشاز اسلام را حفظ کردهاند.
⏳ادامه دارد...
______________
*مشکول: خطی که اِعراب و حرکات کلِمات آن نگاشته باشد، صاحب حرکات.
@AghayedNet
✔️🔻رساله الفباء و مشکولسازی واژگان فارسی
💠بخش دوم
نمونه دیگر نسخه خطی تشریح منصوری است که به شماره ۶٨۴٢ در تالار نسخ خطی کتابخانه مجلس نگهداری میشود.
در این نسخه مصور و مشکول، واژههای فارسی و الفاظ عربی حرکتگذاری شده و تمام ۵١ صفحه این نسخه چنین است.
مقاله رسمالخط فارسی در قرن پنجم هجری نگاشته دکتر جلال متینی، مثال دیگری از تحقیقات مرتبط است. وی در این مقاله چند نسخه را از جهات مختلف نگارشی بررسی کرده و مشکول بودن را از ویژگیهای آن نسخ میداند. (مجله جستارهای نوین ادبی، تابستان و پاییز ۱۳۴۶ شماره ۱۰ و ۱۱)
ایشان مختصات رسمالخط نسخ فارسی قرن پنجم هجری را در سه بخش بررسی کرده است:
١. طرز نگارش بعضیاز حروف و کلمات؛
٢. کیفیت انفصال و اتصال کلمات؛
٣. ضبط تلفظ کلمات.
در بخش سوم به بعضی واژههای مشکولِ سه نسخه قرن پنجمی اشاره کرده است.
نمونهها فراوان است و چون موضوع این یادداشت واژگان مشکول رساله الفباء است، به رساله مشکول دیگری برای آموزش کودکان (پیش از مدرسه) اشاره میکنیم.
این رساله که چاپ سال ١٢٨۷ خورشیدی است (دوره قاجار) همه واژهها را برای کودکان حرکتگذاری کرده است. عدد یک را «یَک» اعراب گذاشته و چهار را «چِهار».
مناسب است به تجربهای شخصی و مرتبط با موضوع نیز اشاره کنم که از جهاتی جالب توجه است.
نگارنده خوب بهخاطر دارم که در کودکی، زمانی که کلاس اول یا دوم ابتدائی بودم (در دهه هفتاد شمسی) پدرم سورههای قرآنی و بعضی جملات و عبارات فارسیعربی را به من آموزش میدادند.
روش ایشان مشکولسازی حرفبهحرف کلمهها و جملهها بود. در دفترهایی که در آن دوره به دفترهای کاهی شهرت داشت حرف را با حرکت نوشته و میگفتند بخوان. سپس حرف دوم و اعراب آن و... . بعضی حروف را مینوشتند و حرکتی نمیگذاشتند. میفرمودند حروفی که حرکت ندارد را نخوان و قبلش را به مابعد متصل کن.
به این ترتیب بود که بعضی سوَر کوتاه را آموزش میدادند و با بعضی جملات و عبارات آشنا میکردند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
💠بخش دوم
نمونه دیگر نسخه خطی تشریح منصوری است که به شماره ۶٨۴٢ در تالار نسخ خطی کتابخانه مجلس نگهداری میشود.
در این نسخه مصور و مشکول، واژههای فارسی و الفاظ عربی حرکتگذاری شده و تمام ۵١ صفحه این نسخه چنین است.
مقاله رسمالخط فارسی در قرن پنجم هجری نگاشته دکتر جلال متینی، مثال دیگری از تحقیقات مرتبط است. وی در این مقاله چند نسخه را از جهات مختلف نگارشی بررسی کرده و مشکول بودن را از ویژگیهای آن نسخ میداند. (مجله جستارهای نوین ادبی، تابستان و پاییز ۱۳۴۶ شماره ۱۰ و ۱۱)
ایشان مختصات رسمالخط نسخ فارسی قرن پنجم هجری را در سه بخش بررسی کرده است:
١. طرز نگارش بعضیاز حروف و کلمات؛
٢. کیفیت انفصال و اتصال کلمات؛
٣. ضبط تلفظ کلمات.
در بخش سوم به بعضی واژههای مشکولِ سه نسخه قرن پنجمی اشاره کرده است.
نمونهها فراوان است و چون موضوع این یادداشت واژگان مشکول رساله الفباء است، به رساله مشکول دیگری برای آموزش کودکان (پیش از مدرسه) اشاره میکنیم.
این رساله که چاپ سال ١٢٨۷ خورشیدی است (دوره قاجار) همه واژهها را برای کودکان حرکتگذاری کرده است. عدد یک را «یَک» اعراب گذاشته و چهار را «چِهار».
مناسب است به تجربهای شخصی و مرتبط با موضوع نیز اشاره کنم که از جهاتی جالب توجه است.
نگارنده خوب بهخاطر دارم که در کودکی، زمانی که کلاس اول یا دوم ابتدائی بودم (در دهه هفتاد شمسی) پدرم سورههای قرآنی و بعضی جملات و عبارات فارسیعربی را به من آموزش میدادند.
روش ایشان مشکولسازی حرفبهحرف کلمهها و جملهها بود. در دفترهایی که در آن دوره به دفترهای کاهی شهرت داشت حرف را با حرکت نوشته و میگفتند بخوان. سپس حرف دوم و اعراب آن و... . بعضی حروف را مینوشتند و حرکتی نمیگذاشتند. میفرمودند حروفی که حرکت ندارد را نخوان و قبلش را به مابعد متصل کن.
به این ترتیب بود که بعضی سوَر کوتاه را آموزش میدادند و با بعضی جملات و عبارات آشنا میکردند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻رساله الفباء و مشکولسازی واژگان فارسی
💠بخش سوم
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در مشکولسازی واژگان رساله الفباء، از جهتی به ضبط اصح و افصحِ واژههای فارسی و عربی اشاره کردهاند؛ مانند پَیغمبر، چِهار، کافِر، جِهاد و... و از سویی در اعرابگذاری، الفِ ناخوانا را همچون همزه وصل در زبان عربی، اعراب نگذاشتهاند و مثلاً مرقوم فرمودهاند: وٰاجِبَ اسْتْ، دَوٰازْدَهَانْدْ، کٰافِرَ اسْتْ، رٰاسْتَ اسْت و... .
این شیوه نگارش و حرکتگذاری را در رسائل دیگر مرحوم آقای کرمانی رفع اللهُ شَأنَه نمیبینیم و فقط در این رساله که برای کودکان است ملاحظه میکنیم.
این بزرگوار در نوشتههای دیگر به حرکتگذاری در مواضعی که واژه مشتبِه میشود اکتفاء فرمودهاند. ایشان در رساله تنبیهالادباء به این نکته اشاره کرده و میفرمایند:
«و اگر کلمهای نوشتی که به چیز دیگر مشتبه میشود او را آشکار گردان به اینکه اعراب گذاری یا واضح گردانی تا مشتبه نشود.» (مکارم الابرار: فارسی، ج١٣، ص٨۵)
و در موضعی دیگر از همین رساله میفرمایند:
«هیچ اعرابی را در محل اشتباه موقوف منمای.» (همان، ص٨۶).
درباره این فرمایش میتوانیم دو احتمال مطرح کنیم. نخست اینکه میخواهند به مخاطب بفرمایند اعرابی که میگذاری دقیق باشد و اعرابِ هر حرفی بر سر همان باشد، نه در محل اشتباه.
این برداشت را هم میتوان کرد که: «موقوف منمای» را بهمعنای متوقف و معطل درنظر بگیریم. این معنا در متون کهن سابقه دارد. مثلاً «تا کدخدا نرسد کارها همه موقوف باشد.» (تاریخ بیهقی، چ ادیب، ص۲۸۵). چراکه شیوه مختار ایشان مشکولسازی است درحین مشتبه شدن؛ نه اعرابگذاری همه حروف و کلمات. و
«محل اشتباه» بهمعنای موضعی باشد که با کلمه دیگر مشتبِه میشود؛ نه بهمعنای متداول امروزی.
دیگر بزرگان دین رفع الله شأنهم نیز در مواضع خاصی از اعراب الفاظ عربی استفاده فرمودهاند و در واژگان فارسی نیز شاهد استفاده گسترده از حرکات نیستیم.
امروزه برخی از اهالی فرهنگ حرکات را همچون نقطه و تشدید جزو رسمِ خط میدانند و برای تکتکِ حروف واژگان فارسی اعرابگذاری میکنند. الزام و التزامی در کار نیست و هرکس در انتخاب شیوه نگارش مختار است. طرفین ادله خود را دارند که تفصیل آن خارج از نطاق این یادداشت است.
آنچه در این یادداشت در پی آن بودیم توجه مرحوم آقای کرمانی است به نوع و شیوه خاصی از نگارشِ فارسی (مشکولسازی واژگان فارسی) که در رساله الفباء ارائه فرمودهاند. هر چند شیوه مختار ایشان در کتب و رسائل دیگر حرکتگذاری در محل اشتباه است.
در پایان متن کامل این رساله مختصر را تقدیم میکنیم.
٨ ربیعالثانی ١۴۴٣
@AghayedNet
💠بخش سوم
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در مشکولسازی واژگان رساله الفباء، از جهتی به ضبط اصح و افصحِ واژههای فارسی و عربی اشاره کردهاند؛ مانند پَیغمبر، چِهار، کافِر، جِهاد و... و از سویی در اعرابگذاری، الفِ ناخوانا را همچون همزه وصل در زبان عربی، اعراب نگذاشتهاند و مثلاً مرقوم فرمودهاند: وٰاجِبَ اسْتْ، دَوٰازْدَهَانْدْ، کٰافِرَ اسْتْ، رٰاسْتَ اسْت و... .
این شیوه نگارش و حرکتگذاری را در رسائل دیگر مرحوم آقای کرمانی رفع اللهُ شَأنَه نمیبینیم و فقط در این رساله که برای کودکان است ملاحظه میکنیم.
این بزرگوار در نوشتههای دیگر به حرکتگذاری در مواضعی که واژه مشتبِه میشود اکتفاء فرمودهاند. ایشان در رساله تنبیهالادباء به این نکته اشاره کرده و میفرمایند:
«و اگر کلمهای نوشتی که به چیز دیگر مشتبه میشود او را آشکار گردان به اینکه اعراب گذاری یا واضح گردانی تا مشتبه نشود.» (مکارم الابرار: فارسی، ج١٣، ص٨۵)
و در موضعی دیگر از همین رساله میفرمایند:
«هیچ اعرابی را در محل اشتباه موقوف منمای.» (همان، ص٨۶).
درباره این فرمایش میتوانیم دو احتمال مطرح کنیم. نخست اینکه میخواهند به مخاطب بفرمایند اعرابی که میگذاری دقیق باشد و اعرابِ هر حرفی بر سر همان باشد، نه در محل اشتباه.
این برداشت را هم میتوان کرد که: «موقوف منمای» را بهمعنای متوقف و معطل درنظر بگیریم. این معنا در متون کهن سابقه دارد. مثلاً «تا کدخدا نرسد کارها همه موقوف باشد.» (تاریخ بیهقی، چ ادیب، ص۲۸۵). چراکه شیوه مختار ایشان مشکولسازی است درحین مشتبه شدن؛ نه اعرابگذاری همه حروف و کلمات. و
«محل اشتباه» بهمعنای موضعی باشد که با کلمه دیگر مشتبِه میشود؛ نه بهمعنای متداول امروزی.
دیگر بزرگان دین رفع الله شأنهم نیز در مواضع خاصی از اعراب الفاظ عربی استفاده فرمودهاند و در واژگان فارسی نیز شاهد استفاده گسترده از حرکات نیستیم.
امروزه برخی از اهالی فرهنگ حرکات را همچون نقطه و تشدید جزو رسمِ خط میدانند و برای تکتکِ حروف واژگان فارسی اعرابگذاری میکنند. الزام و التزامی در کار نیست و هرکس در انتخاب شیوه نگارش مختار است. طرفین ادله خود را دارند که تفصیل آن خارج از نطاق این یادداشت است.
آنچه در این یادداشت در پی آن بودیم توجه مرحوم آقای کرمانی است به نوع و شیوه خاصی از نگارشِ فارسی (مشکولسازی واژگان فارسی) که در رساله الفباء ارائه فرمودهاند. هر چند شیوه مختار ایشان در کتب و رسائل دیگر حرکتگذاری در محل اشتباه است.
در پایان متن کامل این رساله مختصر را تقدیم میکنیم.
٨ ربیعالثانی ١۴۴٣
@AghayedNet
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان
🔺تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4633
🔺تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4633
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان
🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
💠بخش اول
در دو قرن گذشته، بعضی نُسَخِ خطیِ شیخیه دچار تصرفات شده است. این تصرفات و تغییرات در نسخههای مکرر و استنساخها واقع شده و نسخههای اصلی (بهخط مصنف یا مؤلف) مصون مانده است و بهبرکت حفظ همین نسخههای اصلی است که هرگونه تعرضی به این آثار شناسایی میشود.
برای نمونه در زمان حیات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه مخالفان عباراتی به رساله هدایة الصبیان اضافه کردند. این بزرگوار با ارائه نسخه اصل بیان فرمودند که این عباراتْ تصرفات و تعرضات دشمنان است.
ایشان به این شگرد مخالفان اشاره کردهاند و میفرمایند نسخههای اصل را حفاظت کرده و میکنند و در صورت لزوم میتوان با نسخههای استنساخشده مقابله کرد.
همچنین در زمان حیات ایشان، از نوع آثار ایشان نسخهبرداری شد تا در شهرهای دیگر هم نسخه تصحیحشدهای از آن باشد. مرحوم آقای کرمانی در رساله جواب عباس میرزا ملکآرا میفرمایند:
«... و بُعد المراحل و قلة المترددین من بلادنا و الی بلادنا منعا وصول الکتب الیکم و الّا لاستغنیتم بها عن السؤال و اقرب من بلادنا الیکم بلاد کردستان فان والیه قد بعث الی کرمان و استنسخ کثیراً من کتبی فلو شئتم هو قریب منکم فاستنسخوها فی تلک البلاد... .» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۴۵)
غیر از اضافه کردن عبارات به رسائل بزرگان دین یا حذف عبارات، گونهای از تعرضها به نسخههای خطیِ آثارِ شیخیه، محو نام مؤلف یا مصنف کتاب است.
این تعرض اگرچه اندک است ولی نمونههای متعددی از آن وجود دارد. بیشترین بسامد این محو و مسحها در کتب عالمان ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است. در کتب عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم این محوها گزارش نشده است.
اهل پژوهش آگاهاند که این محوها در نسخههای خطی بهطور مکرر ملاحظه میشود؛ بهویژه نسخههایی که بهعمد، علائمِ مالکیتِ آن محو شده و عبارات تملک سیاه شده است و بدینترتیب یادداشتهای مهمی از بین رفته است. این کار در وقفنامهها هم دیده میشود.
در این یادداشت درپیِ همه دلایل آن نیستیم و فقط به آنچه به نسخههای شیخیه مرتبط است اشاره میکنیم.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
💠بخش اول
در دو قرن گذشته، بعضی نُسَخِ خطیِ شیخیه دچار تصرفات شده است. این تصرفات و تغییرات در نسخههای مکرر و استنساخها واقع شده و نسخههای اصلی (بهخط مصنف یا مؤلف) مصون مانده است و بهبرکت حفظ همین نسخههای اصلی است که هرگونه تعرضی به این آثار شناسایی میشود.
برای نمونه در زمان حیات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه مخالفان عباراتی به رساله هدایة الصبیان اضافه کردند. این بزرگوار با ارائه نسخه اصل بیان فرمودند که این عباراتْ تصرفات و تعرضات دشمنان است.
ایشان به این شگرد مخالفان اشاره کردهاند و میفرمایند نسخههای اصل را حفاظت کرده و میکنند و در صورت لزوم میتوان با نسخههای استنساخشده مقابله کرد.
همچنین در زمان حیات ایشان، از نوع آثار ایشان نسخهبرداری شد تا در شهرهای دیگر هم نسخه تصحیحشدهای از آن باشد. مرحوم آقای کرمانی در رساله جواب عباس میرزا ملکآرا میفرمایند:
«... و بُعد المراحل و قلة المترددین من بلادنا و الی بلادنا منعا وصول الکتب الیکم و الّا لاستغنیتم بها عن السؤال و اقرب من بلادنا الیکم بلاد کردستان فان والیه قد بعث الی کرمان و استنسخ کثیراً من کتبی فلو شئتم هو قریب منکم فاستنسخوها فی تلک البلاد... .» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۴۵)
غیر از اضافه کردن عبارات به رسائل بزرگان دین یا حذف عبارات، گونهای از تعرضها به نسخههای خطیِ آثارِ شیخیه، محو نام مؤلف یا مصنف کتاب است.
این تعرض اگرچه اندک است ولی نمونههای متعددی از آن وجود دارد. بیشترین بسامد این محو و مسحها در کتب عالمان ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است. در کتب عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم این محوها گزارش نشده است.
اهل پژوهش آگاهاند که این محوها در نسخههای خطی بهطور مکرر ملاحظه میشود؛ بهویژه نسخههایی که بهعمد، علائمِ مالکیتِ آن محو شده و عبارات تملک سیاه شده است و بدینترتیب یادداشتهای مهمی از بین رفته است. این کار در وقفنامهها هم دیده میشود.
در این یادداشت درپیِ همه دلایل آن نیستیم و فقط به آنچه به نسخههای شیخیه مرتبط است اشاره میکنیم.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان
🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
💠بخش دوم
یکی از دلایل این محو کردنها، دسّ و تحریفِ نام مصنف یا مؤلف و تصنیف یا تألیف است. برای نمونه در نسخهای، نام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی از ابتداء کتاب (پساز خطبه) حذف شده و نام دیگری در هامش اضافه شده است.
وجهی دیگر برای این حذفها و محوها، حسادت یا عناد و دشمنی با مصنف یا مؤلف است. نیازی به تفصیل نیست که مخالفت یا حسادت شخصی به چه حرکاتی وامیدارد. وقایعی از آثار حسادت و مخالفت را در نوشتار «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» نقل کردهایم.
علتی دیگر برای این محوها تقیه است؛ چه تقیه از ناحیه موافقان و مؤالفان و چه از ناحیه افراد بیطرف و علاقهمندی که از مخالفان تقیه کردهاند. کسانی این کتب و رسائل را در کتابخانه شخصی خود نگهداری میکردهاند و نمیخواستهاند کسی این رسائل را شناسایی کند. جالب توجه است که این علت در روزگار معاصر ما نیز مصادیقی دارد. افرادی هستند که رسائل و کتب چاپی را جلد میکنند تا نام کتاب مشخص نشود و کسانی که به خانه ایشان میآیند نام این آثار و مصنفان آن را مشاهده نکنند.
در ادامۀ این یادداشت نمونههایی از این محوها را معرفی میکنیم.
مجموعهای است خطی به شماره ١٣۶۴ که در مرکز احیاء تراث اسلامی نگهداری میشود. این مجموعه که مشتمل است بر دو رساله از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، در زمان حیات مصنف رفع الله شأنه کتابت شده است.
متأسفانه نام سید مرحوم در ابتداء این رسائل سیاه شده است:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ...[متن سیاه شده] ان بعض الدیانین... .»
و چنین است رساله دوم:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ... [سیاه شده] ان بعض العلماء الاعلام و الفضلاء الکرام... .»
نمونه دیگر نسخهای از رساله شرح دعاء سحر از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد الله شأنه است. در این نسخه که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود، نام این بزرگوار محو شده است:
«و بعد یقول العبد... [محو شده] قد القی الیّ کتاب کریم... .»
در این فرصت به نسخهای دیگر اشاره میکنیم. این نسخه خطی، رساله مرحوم آقای کرمانی است در جواب شاهزاده محمدولی میرزا که نام مصنف حذف شده است: «چنین گوید بنده اثیم... [سیاه شده] که از سرکار عظمتمدار... .»
جالب توجه است که این رساله با موضوع طیّ الارض که بیارتباط با علوم خفیه نیست، در سالهای اخیر با حذف نام مصنف به نام شیخ بهائی در بعضی کانالهای تلگرامی همرسانی شده است!
تقدیر بر این بوده است در راه بیان فضائل اهلالبیت علیهمالسلام و شرح و بسط روایات ایشان، بزرگان دین دچار مظلومیت شوند و در این مسیر، این مظلومیت هم برای ایشان رقم خورد که حتی نام ایشان از رسائلِ خودِ ایشان حذف شود. که بهقول اسیری لاهیجی در یکی از معانی آن: در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔻تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
💠بخش دوم
یکی از دلایل این محو کردنها، دسّ و تحریفِ نام مصنف یا مؤلف و تصنیف یا تألیف است. برای نمونه در نسخهای، نام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی از ابتداء کتاب (پساز خطبه) حذف شده و نام دیگری در هامش اضافه شده است.
وجهی دیگر برای این حذفها و محوها، حسادت یا عناد و دشمنی با مصنف یا مؤلف است. نیازی به تفصیل نیست که مخالفت یا حسادت شخصی به چه حرکاتی وامیدارد. وقایعی از آثار حسادت و مخالفت را در نوشتار «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» نقل کردهایم.
علتی دیگر برای این محوها تقیه است؛ چه تقیه از ناحیه موافقان و مؤالفان و چه از ناحیه افراد بیطرف و علاقهمندی که از مخالفان تقیه کردهاند. کسانی این کتب و رسائل را در کتابخانه شخصی خود نگهداری میکردهاند و نمیخواستهاند کسی این رسائل را شناسایی کند. جالب توجه است که این علت در روزگار معاصر ما نیز مصادیقی دارد. افرادی هستند که رسائل و کتب چاپی را جلد میکنند تا نام کتاب مشخص نشود و کسانی که به خانه ایشان میآیند نام این آثار و مصنفان آن را مشاهده نکنند.
در ادامۀ این یادداشت نمونههایی از این محوها را معرفی میکنیم.
مجموعهای است خطی به شماره ١٣۶۴ که در مرکز احیاء تراث اسلامی نگهداری میشود. این مجموعه که مشتمل است بر دو رساله از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، در زمان حیات مصنف رفع الله شأنه کتابت شده است.
متأسفانه نام سید مرحوم در ابتداء این رسائل سیاه شده است:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ...[متن سیاه شده] ان بعض الدیانین... .»
و چنین است رساله دوم:
«فیقول العبد الجانی و الاسیر الفانی ... [سیاه شده] ان بعض العلماء الاعلام و الفضلاء الکرام... .»
نمونه دیگر نسخهای از رساله شرح دعاء سحر از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد الله شأنه است. در این نسخه که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود، نام این بزرگوار محو شده است:
«و بعد یقول العبد... [محو شده] قد القی الیّ کتاب کریم... .»
در این فرصت به نسخهای دیگر اشاره میکنیم. این نسخه خطی، رساله مرحوم آقای کرمانی است در جواب شاهزاده محمدولی میرزا که نام مصنف حذف شده است: «چنین گوید بنده اثیم... [سیاه شده] که از سرکار عظمتمدار... .»
جالب توجه است که این رساله با موضوع طیّ الارض که بیارتباط با علوم خفیه نیست، در سالهای اخیر با حذف نام مصنف به نام شیخ بهائی در بعضی کانالهای تلگرامی همرسانی شده است!
تقدیر بر این بوده است در راه بیان فضائل اهلالبیت علیهمالسلام و شرح و بسط روایات ایشان، بزرگان دین دچار مظلومیت شوند و در این مسیر، این مظلومیت هم برای ایشان رقم خورد که حتی نام ایشان از رسائلِ خودِ ایشان حذف شود. که بهقول اسیری لاهیجی در یکی از معانی آن: در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔺چند نسخه خطی از آثار بزرگان دین اعلی الله مقامهم که نام مصنف از ابتداء آن محو شده
🔸پیوستِ یادداشتِ در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet
🔸پیوستِ یادداشتِ در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان.
@AghayedNet