✔️🔻رخدادی غیر مشهور در اربعین و عبارتی از کتاب حدیقة الاخوان
کتاب حدیقة الاخوان جُنگی است مکتبی با حجمی بسیار گسترده از مطالب، معارف، احکام، اخلاق و تاریخ. مؤلف در این کتاب گرانسنگ، فرمایشهای مجلسی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهما را جمعآوری کرده است. (فرمایشهایی قبل، حین و بعد از درس یا در میهمانیها و دیدارها.)
در حین مطالعه مطلبی درباره «اربعین» ملاحظه شد.
این مطلب در کتاب گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر که چکیده آن مطالعهها و بررسیها است، منعکس گردید. (در صفحه١١٣.)
عبارت کتاب حدیقه چنین است:
«میگویند که در اینروز (=روز اربعین) اهلبیت به کربلا رسیدند یا وارد مدینه شدند.»
(نسخه خطی حدیقة الاخوان، به خط مرحوم سجادی، ص٧٢۵)
طبق برخی تحقیقات، در اربعین اهلبیت هنوز به کربلا برنگشته بودند؛ چه رسد ورود به مدینه منوره علی مشرفها السلام.
تقدیر بود که در چند منبع، نقلی نزدیکِ این مضمون یافت شد. آنچه اکنون احتمال میرود این است که عبارت حدیقة الاخوان، نقل به معنای این روایت تاریخی است که شاید در یادداشتهای مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی (مؤلفِ کتاب حدیقةالاخوان) اندکی تغییر کرده و به شکل کنونی آن ثبت شده است.
این نقل برای عموم نا آشناست؛ اما با توجه به گزارشهای مربوط به حرکت کاروان از کربلا تا کوفه و پس از آن تا دمشق و زمان حضور ایشان در آن دو شهر، شایان تأمل است.
این نقل، بازگشت کاروان حسینی از شام به سوی مدینه در روز اربعین است.
منبع نخست، کتاب مسار الشیعة شیخ مفید است. ایشان در وقایع ماه صفر می نویسد:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مسار الشیعة، ص۴۶)
منبع دوم، مصباح المتهجد شیخ طوسی است. ایشان نیز ضمن وقایع ماه صفر به این رخداد اشاره می کند:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا ابی عبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مصباح المتهجد، ص ٧٨٧)
مصدر دیگر، بیان شیخ رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی است که مینویسد:
«و فی اليوم العشرین من صفر سنة احدی و ستین... کان رجوع حرم مولانا ابی عبدالله الحسین علیهالسلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص٢١٩)
مرجع دیگر، نوشته مرحوم کفعمی است که مینویسد:
«و فی العشرین منه کان رجوع حرم الحسین بن علی علیهالسلام الی المدینة.» (مصباح الکفعمی، ص۵١٠)
و در موضعی دیگر نیز اشاره به این واقعه دارد (همان، ص۴٨٩)
نتیجه اینکه غیر از رخداد مشهور اربعین یعنی حضور جابر بن عبدالله در کربلاء معلی (ر.ک: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص٧۴) و رخداد دوم که برخی نوشتهاند، یعنی حضور کاروان حسینی در کربلاء (در همان ایامِ اربعین)، رخداد دیگری نیز نقل شده که حرکت کاروان از شام به سوی مدینه است. و البته این نقل منافاتی ندارد با نقل دیگر که حضور اهلبیت در کربلا باشد در همان ایام و حضور جابر در کربلاء.
بدین ترتیب عبارت کتاب حدیقة الاخوان ظاهراً شکل تغییریافتهای از این نقل تاریخی است.
@AghayedNet
کتاب حدیقة الاخوان جُنگی است مکتبی با حجمی بسیار گسترده از مطالب، معارف، احکام، اخلاق و تاریخ. مؤلف در این کتاب گرانسنگ، فرمایشهای مجلسی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهما را جمعآوری کرده است. (فرمایشهایی قبل، حین و بعد از درس یا در میهمانیها و دیدارها.)
در حین مطالعه مطلبی درباره «اربعین» ملاحظه شد.
این مطلب در کتاب گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر که چکیده آن مطالعهها و بررسیها است، منعکس گردید. (در صفحه١١٣.)
عبارت کتاب حدیقه چنین است:
«میگویند که در اینروز (=روز اربعین) اهلبیت به کربلا رسیدند یا وارد مدینه شدند.»
(نسخه خطی حدیقة الاخوان، به خط مرحوم سجادی، ص٧٢۵)
طبق برخی تحقیقات، در اربعین اهلبیت هنوز به کربلا برنگشته بودند؛ چه رسد ورود به مدینه منوره علی مشرفها السلام.
تقدیر بود که در چند منبع، نقلی نزدیکِ این مضمون یافت شد. آنچه اکنون احتمال میرود این است که عبارت حدیقة الاخوان، نقل به معنای این روایت تاریخی است که شاید در یادداشتهای مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی (مؤلفِ کتاب حدیقةالاخوان) اندکی تغییر کرده و به شکل کنونی آن ثبت شده است.
این نقل برای عموم نا آشناست؛ اما با توجه به گزارشهای مربوط به حرکت کاروان از کربلا تا کوفه و پس از آن تا دمشق و زمان حضور ایشان در آن دو شهر، شایان تأمل است.
این نقل، بازگشت کاروان حسینی از شام به سوی مدینه در روز اربعین است.
منبع نخست، کتاب مسار الشیعة شیخ مفید است. ایشان در وقایع ماه صفر می نویسد:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مسار الشیعة، ص۴۶)
منبع دوم، مصباح المتهجد شیخ طوسی است. ایشان نیز ضمن وقایع ماه صفر به این رخداد اشاره می کند:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا ابی عبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مصباح المتهجد، ص ٧٨٧)
مصدر دیگر، بیان شیخ رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی است که مینویسد:
«و فی اليوم العشرین من صفر سنة احدی و ستین... کان رجوع حرم مولانا ابی عبدالله الحسین علیهالسلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص٢١٩)
مرجع دیگر، نوشته مرحوم کفعمی است که مینویسد:
«و فی العشرین منه کان رجوع حرم الحسین بن علی علیهالسلام الی المدینة.» (مصباح الکفعمی، ص۵١٠)
و در موضعی دیگر نیز اشاره به این واقعه دارد (همان، ص۴٨٩)
نتیجه اینکه غیر از رخداد مشهور اربعین یعنی حضور جابر بن عبدالله در کربلاء معلی (ر.ک: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص٧۴) و رخداد دوم که برخی نوشتهاند، یعنی حضور کاروان حسینی در کربلاء (در همان ایامِ اربعین)، رخداد دیگری نیز نقل شده که حرکت کاروان از شام به سوی مدینه است. و البته این نقل منافاتی ندارد با نقل دیگر که حضور اهلبیت در کربلا باشد در همان ایام و حضور جابر در کربلاء.
بدین ترتیب عبارت کتاب حدیقة الاخوان ظاهراً شکل تغییریافتهای از این نقل تاریخی است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده فاتحة الکتاب فی الرد علی الصوفیة
شرحی است از ملا علی بن میرزا محمد رشتی بر مراسلهای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در معرفی صوفیه و بیان بعضی عقاید آنان.
کتاب تازه منتشر شده در ٢٨٠ صفحه، مشتمل است بر مقدمهای در شرح حال مؤلف و فرزندش و آثار این دو و نقل بعضی اجازات.
پس از آن متن رساله فاتحة الکتاب است با تعیین عناوینی برای موضوعات آن.
و در پایان، ملحقی است با موضوع رساله رشتیه.
فرازی از مراسله شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه چنین است:
الی جَناب المحترم الأکرم الآخوند ملا علیّ الرشتی.
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته... اعلم سدّدک الله ان الشیطان بسط دعاتَه و کثُر مجیبوه من الناس لأنه اتاهم من حیث یریدون... .
اعلم أن التصوف المخالف للدین له علامات، اذا رأیت الرجل فيه شئ من ذلک فهو صوفیّ مخالف للدین لأنّ الدین عند الله الاسلام و الاسلام ما علیه محمدٌ و اهلُ بیته صلی الله علیه و آله... .
فاذا اعتقد الرجل وحدة الوجود... و اذا اعتقد جواز استماع الملاهی و الغناء... و ان اعتقد عند وصوله ترک العبادات و اباحة المحرمات... .
@AghayedNet
شرحی است از ملا علی بن میرزا محمد رشتی بر مراسلهای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در معرفی صوفیه و بیان بعضی عقاید آنان.
کتاب تازه منتشر شده در ٢٨٠ صفحه، مشتمل است بر مقدمهای در شرح حال مؤلف و فرزندش و آثار این دو و نقل بعضی اجازات.
پس از آن متن رساله فاتحة الکتاب است با تعیین عناوینی برای موضوعات آن.
و در پایان، ملحقی است با موضوع رساله رشتیه.
فرازی از مراسله شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه چنین است:
الی جَناب المحترم الأکرم الآخوند ملا علیّ الرشتی.
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته... اعلم سدّدک الله ان الشیطان بسط دعاتَه و کثُر مجیبوه من الناس لأنه اتاهم من حیث یریدون... .
اعلم أن التصوف المخالف للدین له علامات، اذا رأیت الرجل فيه شئ من ذلک فهو صوفیّ مخالف للدین لأنّ الدین عند الله الاسلام و الاسلام ما علیه محمدٌ و اهلُ بیته صلی الله علیه و آله... .
فاذا اعتقد الرجل وحدة الوجود... و اذا اعتقد جواز استماع الملاهی و الغناء... و ان اعتقد عند وصوله ترک العبادات و اباحة المحرمات... .
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است (مثل امسال در ایران) باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم.
ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم سی روز بوده و لذا اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقيقت اربعین در اين دنيا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است، اگرچه به حسب ظاهر (مثل امسال) سی و نه روز بعد از عاشورای امسال باشد.
ــ یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل چهل دوره یا مرحله (سی قابلیت و ده مقبولیت) برای آمادگی شیعه برای شد رحال و قصد امام، بعد از آن علوّ کبیر دشمنان است و دخلی به چهل روز یا کمتر یا بیشتر ندارد. لذا برای افراد مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت میتواند بعد از روز عاشورا به قصد زیارت اربعین شد رحال کند و مشرف شود.
ــ يا اينكه، اربعین همان چهلمین روز بعد از عاشورا و همواره روز بیستم صفر است چنانکه در کفایة المسائل و احسن التقویم آمده است، چون طبق احادیث عدد (نه رؤیت) که وارد شده ماهها یکی درمیان کامل و ناقص هستند و محرم ماه کامل است، لذا حقیقتا همواره سی روز است و اربعین همواره بیستم صفر است، اگر چه به حسب ظاهر رؤیت اینگونه نباشد.
ــ يا اينكه، ما مكلف به حقيقت امر و سرّ اربعين نيستيم و آنچه به آن مكلف هستيم زيارت اربعين است كه حدودش (زمانش و مكانش) را در كتاب مبارك كفاية تعيين فرمودهاند: «... در روز اربعين که بيستم ماه صفر است، آن بزرگوار علیهالسلام را زيارت کند در هر مکانى که باشد» و اگر در عراق بوديم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند زیارت اربعین را به جا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران.
ــ یا اینکه در استهلال ماهها به غیر از دو ماه مبارک رمضان و ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع شیعی حتی بين متدينين نیست و نوعا شیعیان به همان تقویمهای محاسبهای دولتی اکتفا میکنند. پس اگر چه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم، اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستم صفرِ تقویم دولتی نیز زیارت اربعین را به جا آوریم، مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد.
🔻پاسخ در ادامه👇
@AghayedNet
🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است (مثل امسال در ایران) باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم.
ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم سی روز بوده و لذا اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقيقت اربعین در اين دنيا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است، اگرچه به حسب ظاهر (مثل امسال) سی و نه روز بعد از عاشورای امسال باشد.
ــ یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل چهل دوره یا مرحله (سی قابلیت و ده مقبولیت) برای آمادگی شیعه برای شد رحال و قصد امام، بعد از آن علوّ کبیر دشمنان است و دخلی به چهل روز یا کمتر یا بیشتر ندارد. لذا برای افراد مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت میتواند بعد از روز عاشورا به قصد زیارت اربعین شد رحال کند و مشرف شود.
ــ يا اينكه، اربعین همان چهلمین روز بعد از عاشورا و همواره روز بیستم صفر است چنانکه در کفایة المسائل و احسن التقویم آمده است، چون طبق احادیث عدد (نه رؤیت) که وارد شده ماهها یکی درمیان کامل و ناقص هستند و محرم ماه کامل است، لذا حقیقتا همواره سی روز است و اربعین همواره بیستم صفر است، اگر چه به حسب ظاهر رؤیت اینگونه نباشد.
ــ يا اينكه، ما مكلف به حقيقت امر و سرّ اربعين نيستيم و آنچه به آن مكلف هستيم زيارت اربعين است كه حدودش (زمانش و مكانش) را در كتاب مبارك كفاية تعيين فرمودهاند: «... در روز اربعين که بيستم ماه صفر است، آن بزرگوار علیهالسلام را زيارت کند در هر مکانى که باشد» و اگر در عراق بوديم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند زیارت اربعین را به جا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران.
ــ یا اینکه در استهلال ماهها به غیر از دو ماه مبارک رمضان و ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع شیعی حتی بين متدينين نیست و نوعا شیعیان به همان تقویمهای محاسبهای دولتی اکتفا میکنند. پس اگر چه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم، اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستم صفرِ تقویم دولتی نیز زیارت اربعین را به جا آوریم، مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد.
🔻پاسخ در ادامه👇
@AghayedNet
AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ 🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است (مثل امسال در ایران) باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم. ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم…
#پرسش_و_پاسخ
پاسخ:
🔹بسمه تعالی
از نظر قاصر این مقصر ٢٠ صفرِ سالِ شهادت حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلاء بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد.
ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز اربعین نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیهالسلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روزی زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد. و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام حدیثی نرسیده و همچنین از ائمه دیگر علیهمالسلام.
پس اربعینِ حقیقی همان روز ورود جابر به کربلاء میباشد و اربعینهای دیگر تا ظهور (یا روز ٢٠ هر ماه صفر) نماد آن اربعین است؛ زیرا آن شدِّ رحال برای زیارت ولیّ خدا، اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند که در هر سال در میان شیعیان این سنت انجام یابد. اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز ٢٠ صفرشان نسبت به عاشوراشان، ۴٠ روز یا کمتر باشد.
زیرا از نظر روایات معتبر، ماه محرم کم و کامل میشود. فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال است در تمامبودن و ناقص بودن. و از این جهت عمل به رؤیت شایع و از نظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد.
و از طرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً درباره ماههای دیگر به حساب آنها عمل مینمودند و کسی در فکر استهلال نبوده و به همانطوری که در همه کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که درباره اعمال سال نوشته شده و میشود مطابق همین حساب عمل میشود.
و نمیشود آن را حساب تقویم دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است؛ نه، ممکن است درست نباشد. و از این جهت در خصوص ماه رمضان و عید فطر، حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل نمایند و باید تابع رؤیت باشند.
در هر صورت مراد از اربعین در هر سال ٢٠ صفر است. خواه نسبت به عاشورای آن سال ۴٠ روز باشد یا ٣٩ روز باشد.
و تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند مربوط به همان اربعین اول میباشد. ازاینجهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلاء برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده و در خصوص پیادهرفتن هم در اربعین فرمایشی نرسیده؛ ولی این همّت شیعیان عراق بوده که به این دو امر این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای شرکت میکنند.
[١٨ صفر ١۴۴٣]
@AghayedNet
پاسخ:
🔹بسمه تعالی
از نظر قاصر این مقصر ٢٠ صفرِ سالِ شهادت حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلاء بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد.
ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز اربعین نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیهالسلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روزی زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد. و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام حدیثی نرسیده و همچنین از ائمه دیگر علیهمالسلام.
پس اربعینِ حقیقی همان روز ورود جابر به کربلاء میباشد و اربعینهای دیگر تا ظهور (یا روز ٢٠ هر ماه صفر) نماد آن اربعین است؛ زیرا آن شدِّ رحال برای زیارت ولیّ خدا، اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند که در هر سال در میان شیعیان این سنت انجام یابد. اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز ٢٠ صفرشان نسبت به عاشوراشان، ۴٠ روز یا کمتر باشد.
زیرا از نظر روایات معتبر، ماه محرم کم و کامل میشود. فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال است در تمامبودن و ناقص بودن. و از این جهت عمل به رؤیت شایع و از نظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد.
و از طرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً درباره ماههای دیگر به حساب آنها عمل مینمودند و کسی در فکر استهلال نبوده و به همانطوری که در همه کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که درباره اعمال سال نوشته شده و میشود مطابق همین حساب عمل میشود.
و نمیشود آن را حساب تقویم دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است؛ نه، ممکن است درست نباشد. و از این جهت در خصوص ماه رمضان و عید فطر، حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل نمایند و باید تابع رؤیت باشند.
در هر صورت مراد از اربعین در هر سال ٢٠ صفر است. خواه نسبت به عاشورای آن سال ۴٠ روز باشد یا ٣٩ روز باشد.
و تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند مربوط به همان اربعین اول میباشد. ازاینجهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلاء برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده و در خصوص پیادهرفتن هم در اربعین فرمایشی نرسیده؛ ولی این همّت شیعیان عراق بوده که به این دو امر این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای شرکت میکنند.
[١٨ صفر ١۴۴٣]
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet_اسرار شهادة.pdf
🔺شرح فقراتی از زیارت اربعین
از بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
از بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
✔️🔻معرفی کتاب تازه منتشر شده جوامع التفسیر
🔸از جمله شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه که در سفر و حضر ملازم ایشان بوده، مرحوم شیخ ابوالحسن بن ابراهیم یزدی (م بعد ١٢۴١) است. ایشان حتی در آخرین لحظات عمر مبارک استاد که در طریق مکه مکرمه سپری شده، همراه استاد خویش بوده و از علوم ایشان بهرهمند بوده است.
🔸صاحب طبقات اعلام الشیعة ج١٠، ص٢٣ در وصف ایشان مینویسد:
«هو الشيخ ابو الحسن بن ابراهيم اليزديی عالمٌ فاضلٌ. كان من أخصّاء الشيخ أحمد الأحسائی المستفيدين منه حضراً وسفراً وكان معه فی سفره الأخير إلى الحجّ فی «١٢۴١» كما فی الرسالة المؤلّفة فی ترجمة الأحسائی.»
🔸از مؤلَفات ایشان کتاب جوامع التفسیر به ما رسیده که نسخهای از آن در کتابخانه دانشگاه تهران، بخش دیجیتال، به شماره ١٠۶١۵ نگهداری میشود.
🔸این کتاب به زبان عربی است و نسخهای که به دست ما رسیده ٣٢۶ برگه دارد و شامل جلد اول و مقداری از جلد دوم است.
🔸جلد اول (٢٧۴ برگه) حاوی تفسیر کامل فاتحة الکتاب است.
🔸جلد دوم (۵٢ برگه) حاوی مقداری از تفسیر سوره بقره است و در موضعی کاتب از نوشتن باز میایستد، گویا عمر مصنف کفاف نداده تا تفسیر را تمام نماید و شاید نیز تفسیر را کامل نوشته لکن نسخهای از آن به دست نرسیده. در هر صورت آنچه موجود است تفسیر کامل سوره حمد و مقداری از سوره بقره است.
🔸این تفسیر، چنانچه از نامش پیداست بسیار مفصل است؛ به طوری که فقط تفسیر فاتحة الکتاب آن ٢۴٧ برگه است. مؤلف بسیاری از مطالب اعتقادی را در آن گنجانده و کتاب آکنده است از استدلال به آیات و روایات. و نیز روایات فراوانی را در بیان فضایل ومقامات معصومین علیهم السلام آورده است، از جمله آنهاست اکثر خطب نادره امیرالمؤمنین علیه السلام مانند افتخاریه و طتنجیه و... . حدیث نورانیت را نیز به طور کامل آورده و شرح کرده است. در مواضع متعددی از اقوال استاد خویش مرحوم شیخ احمد احسایی اعلیاللهمقامه بهره برده و به آنها استناد کرده است.
🔸کاتب این نسخه سید محمود بن محمد شفیع حسینی است که آن را در تاریخ روز ١٧ ربیع الثانی ١٢۵٧ کتابت کرده است.
🔸ابتداء جلد اول: «الحمد لله المستشهد بحدوث خلقه على قدمه، و بما أراهم من آياته على وجوده، و بما وسمهم به من الفقر على وجوبه، و بما اضطرّهم إليه من الفناء على دوامه.»
🔸انتهاء جلد اول: «فمن تخالجه الشک فيه و فی بينه أو تداخله الريب مما ورد من الفضائل فيهم و فيه و ما نقلنا عنه و عنهم و عن أخيه صلّى الله عليه فليسأل أمّه عن أبيه.»
🔸ابتداء جلد دوم: «الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على خير خلقه و اشرف بريّته و خاتم أنبيائه محمّد و على الأصفياء من آله و عترته. و أمّا بعد فهذا أوان الشروع في المجلّد الثانی من الجوامع فی تفسير سورة البقرة.»
🔸انتهاء جلد دوم: «و من منّ الله عليه فجعله شريفاً فی بيته جميلاً فی صورته فحجّته عليه أن يحمد الله على ذلك و أن لا يتطاول على غيره فيمنع حقوق الضعفاء لحال شرفه و جماله، انتهى.»
@AghayedNet
🔸از جمله شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه که در سفر و حضر ملازم ایشان بوده، مرحوم شیخ ابوالحسن بن ابراهیم یزدی (م بعد ١٢۴١) است. ایشان حتی در آخرین لحظات عمر مبارک استاد که در طریق مکه مکرمه سپری شده، همراه استاد خویش بوده و از علوم ایشان بهرهمند بوده است.
🔸صاحب طبقات اعلام الشیعة ج١٠، ص٢٣ در وصف ایشان مینویسد:
«هو الشيخ ابو الحسن بن ابراهيم اليزديی عالمٌ فاضلٌ. كان من أخصّاء الشيخ أحمد الأحسائی المستفيدين منه حضراً وسفراً وكان معه فی سفره الأخير إلى الحجّ فی «١٢۴١» كما فی الرسالة المؤلّفة فی ترجمة الأحسائی.»
🔸از مؤلَفات ایشان کتاب جوامع التفسیر به ما رسیده که نسخهای از آن در کتابخانه دانشگاه تهران، بخش دیجیتال، به شماره ١٠۶١۵ نگهداری میشود.
🔸این کتاب به زبان عربی است و نسخهای که به دست ما رسیده ٣٢۶ برگه دارد و شامل جلد اول و مقداری از جلد دوم است.
🔸جلد اول (٢٧۴ برگه) حاوی تفسیر کامل فاتحة الکتاب است.
🔸جلد دوم (۵٢ برگه) حاوی مقداری از تفسیر سوره بقره است و در موضعی کاتب از نوشتن باز میایستد، گویا عمر مصنف کفاف نداده تا تفسیر را تمام نماید و شاید نیز تفسیر را کامل نوشته لکن نسخهای از آن به دست نرسیده. در هر صورت آنچه موجود است تفسیر کامل سوره حمد و مقداری از سوره بقره است.
🔸این تفسیر، چنانچه از نامش پیداست بسیار مفصل است؛ به طوری که فقط تفسیر فاتحة الکتاب آن ٢۴٧ برگه است. مؤلف بسیاری از مطالب اعتقادی را در آن گنجانده و کتاب آکنده است از استدلال به آیات و روایات. و نیز روایات فراوانی را در بیان فضایل ومقامات معصومین علیهم السلام آورده است، از جمله آنهاست اکثر خطب نادره امیرالمؤمنین علیه السلام مانند افتخاریه و طتنجیه و... . حدیث نورانیت را نیز به طور کامل آورده و شرح کرده است. در مواضع متعددی از اقوال استاد خویش مرحوم شیخ احمد احسایی اعلیاللهمقامه بهره برده و به آنها استناد کرده است.
🔸کاتب این نسخه سید محمود بن محمد شفیع حسینی است که آن را در تاریخ روز ١٧ ربیع الثانی ١٢۵٧ کتابت کرده است.
🔸ابتداء جلد اول: «الحمد لله المستشهد بحدوث خلقه على قدمه، و بما أراهم من آياته على وجوده، و بما وسمهم به من الفقر على وجوبه، و بما اضطرّهم إليه من الفناء على دوامه.»
🔸انتهاء جلد اول: «فمن تخالجه الشک فيه و فی بينه أو تداخله الريب مما ورد من الفضائل فيهم و فيه و ما نقلنا عنه و عنهم و عن أخيه صلّى الله عليه فليسأل أمّه عن أبيه.»
🔸ابتداء جلد دوم: «الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على خير خلقه و اشرف بريّته و خاتم أنبيائه محمّد و على الأصفياء من آله و عترته. و أمّا بعد فهذا أوان الشروع في المجلّد الثانی من الجوامع فی تفسير سورة البقرة.»
🔸انتهاء جلد دوم: «و من منّ الله عليه فجعله شريفاً فی بيته جميلاً فی صورته فحجّته عليه أن يحمد الله على ذلك و أن لا يتطاول على غيره فيمنع حقوق الضعفاء لحال شرفه و جماله، انتهى.»
@AghayedNet
🔺صفحات ابتداء و انتهاء از نسخه خطی دو مجلد جوامع التفسیر
🔸معرفی این اثر در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4578
🔸معرفی این اثر در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4578
🔺مقاله تازه منتشر شده با عنوان نقد و بررسی آراء کلامی «شیخیه باقریه»
اگرچه این تکنگاری درباره شیخیه باقریه از جهاتی مهم و جالب توجه است؛ اما نقدهایی به بعضی از تحلیلهای آن وارد است که اهل مطالعه آگاهند و در فرصتی دیگر باید به آن پرداخت.
@AghayedNet
اگرچه این تکنگاری درباره شیخیه باقریه از جهاتی مهم و جالب توجه است؛ اما نقدهایی به بعضی از تحلیلهای آن وارد است که اهل مطالعه آگاهند و در فرصتی دیگر باید به آن پرداخت.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده الانوار اللامعة فی شرح الزیارة الجامعة
از آثار مرحوم سید عبدالله شبّر
🔸معرفی این اثر در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4587
از آثار مرحوم سید عبدالله شبّر
🔸معرفی این اثر در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4587
✔️🔻کتاب تازه منتشر شده الانوار اللامعة فی شرح الزیارة الجامعة
از آثار مرحوم سید عبدالله شبّر
کتاب تازه منتشر شده در ٢٩۵ صفحه، مشتمل است بر شرح حالی از سید عبدالله شبر و معرفی اجمالی آثار او. پس از آن متن کتاب با تحقیق و تصحیح ارائه شده است.
بخشی از مقدمه مؤلف، مرحوم سید عبدالله شبّر چنین است:
«لایخفی علی اولی البصائر النقادة و ارباب الاذهان الوقادة و ذوی العقول السلیمة و اصحاب الافهام المستقیمة أن الزیارة الجامعة الکبیرة اعظم الزیارات شأناً و اعلاها مکانةً و مکاناً و أن فصاحة الفاظها و فقراتها و بلاغة مضامینها و عباراتها، تنادی بصدورها عن عین صافیة نبعت عن ینابیع الوحی و الالهام... .»
جالب توجه است که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه به این مهم توجه داده و در مقدمه شرح الزیارة الجامعة الکبیرة در بررسی صحت زیارت، در عداد سایر ادله فرموده است:
«مع ما اشتملت عليه الفاظها من البلاغة و الفصاحة و المعانی و الاسرار التی يقطع العارف بها انها كلام المعصوم و لايصدر مثلها عن غيره.»
در پایان این کتاب تازه منتشر شده «معجم الفاظ»، «المصادر»، «الفهرس الاجمالی» و «الفهرس التفصیلی» تنظیم شده است.
💠مرحوم سید عبدالله شبر و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه
مرحوم سيد عبد الله شُبَّر از عالم ربانی مرحوم شيخ أحمد أحسايی اجازهای در حديث داشته است.
درباره مناسبات علماء عتبات و ايران با شيخمرحوم تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبدالله شبر با شيخيه تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو شخصیت را تشکيل میداده است.
مرحوم شبر، اجازه روايتی به عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته داده بوده است و سیدمرحوم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره میکردهاند.
در اجازهای از مرحوم سيد کاظم رشتی، از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد می کند. از گفتار سیدمرحوم در دليل المتحيرين، چنين بر میآيد که روابط مرحوم شبر و پدرش با شیخمرحوم بسيار خوب بوده است.
سیدمرحوم در اين کتاب از او و پدرش ستايش کرده و آن دو را از جمله کسانی دانسته که با شيخ أحمد أحسايي مراودت داشتهاند.
سیدمرحوم همچنين از فرزند مرحوم شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر به عنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بودهاند، ياد میکنند.
بر اساس اسناد موجود، از روابط مرحوم شبر و خاندانش با سایر بزرگان اطلاع ويژهای در اختيار نداريم؛ اما میدانيم که وی مورد ستايش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلیاللهمقامه نيز قرار گرفته بوده است.
در کتاب فصلالخطاب، ضمن يادآوری اين نکته که سیدمرحوم از شبر اجازه حديث داشتهاند، به مراتب علمی و بلندی مرتبت شبر در درک معارف امامان توجه داده که خود اين امر نشان از جايگاه شبر نزد بزرگان دین است.
نکته مهم ديگر اين است که بخشی از نسخههای کتابهای مرحوم شبر، با قلم خود او هماينک در کتابخانه کرمان نگهداری میشود. دليل وجود نسخههای اصل کتابهای مرحوم شبر، مناسبات و روابطی است که ميان او و برخی از فرزندانش با سیدمرحوم وجود داشته است.
@AghayedNet
از آثار مرحوم سید عبدالله شبّر
کتاب تازه منتشر شده در ٢٩۵ صفحه، مشتمل است بر شرح حالی از سید عبدالله شبر و معرفی اجمالی آثار او. پس از آن متن کتاب با تحقیق و تصحیح ارائه شده است.
بخشی از مقدمه مؤلف، مرحوم سید عبدالله شبّر چنین است:
«لایخفی علی اولی البصائر النقادة و ارباب الاذهان الوقادة و ذوی العقول السلیمة و اصحاب الافهام المستقیمة أن الزیارة الجامعة الکبیرة اعظم الزیارات شأناً و اعلاها مکانةً و مکاناً و أن فصاحة الفاظها و فقراتها و بلاغة مضامینها و عباراتها، تنادی بصدورها عن عین صافیة نبعت عن ینابیع الوحی و الالهام... .»
جالب توجه است که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه به این مهم توجه داده و در مقدمه شرح الزیارة الجامعة الکبیرة در بررسی صحت زیارت، در عداد سایر ادله فرموده است:
«مع ما اشتملت عليه الفاظها من البلاغة و الفصاحة و المعانی و الاسرار التی يقطع العارف بها انها كلام المعصوم و لايصدر مثلها عن غيره.»
در پایان این کتاب تازه منتشر شده «معجم الفاظ»، «المصادر»، «الفهرس الاجمالی» و «الفهرس التفصیلی» تنظیم شده است.
💠مرحوم سید عبدالله شبر و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه
مرحوم سيد عبد الله شُبَّر از عالم ربانی مرحوم شيخ أحمد أحسايی اجازهای در حديث داشته است.
درباره مناسبات علماء عتبات و ايران با شيخمرحوم تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبدالله شبر با شيخيه تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو شخصیت را تشکيل میداده است.
مرحوم شبر، اجازه روايتی به عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته داده بوده است و سیدمرحوم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره میکردهاند.
در اجازهای از مرحوم سيد کاظم رشتی، از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد می کند. از گفتار سیدمرحوم در دليل المتحيرين، چنين بر میآيد که روابط مرحوم شبر و پدرش با شیخمرحوم بسيار خوب بوده است.
سیدمرحوم در اين کتاب از او و پدرش ستايش کرده و آن دو را از جمله کسانی دانسته که با شيخ أحمد أحسايي مراودت داشتهاند.
سیدمرحوم همچنين از فرزند مرحوم شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر به عنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بودهاند، ياد میکنند.
بر اساس اسناد موجود، از روابط مرحوم شبر و خاندانش با سایر بزرگان اطلاع ويژهای در اختيار نداريم؛ اما میدانيم که وی مورد ستايش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلیاللهمقامه نيز قرار گرفته بوده است.
در کتاب فصلالخطاب، ضمن يادآوری اين نکته که سیدمرحوم از شبر اجازه حديث داشتهاند، به مراتب علمی و بلندی مرتبت شبر در درک معارف امامان توجه داده که خود اين امر نشان از جايگاه شبر نزد بزرگان دین است.
نکته مهم ديگر اين است که بخشی از نسخههای کتابهای مرحوم شبر، با قلم خود او هماينک در کتابخانه کرمان نگهداری میشود. دليل وجود نسخههای اصل کتابهای مرحوم شبر، مناسبات و روابطی است که ميان او و برخی از فرزندانش با سیدمرحوم وجود داشته است.
@AghayedNet
🔺درباره چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNet_چهارشنبه- آخر ماه صفر.pdf
108.3 KB
🔺درباره چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNet_شرايع_الهي_و_شريعت_رسول.pdf
77.3 KB
🔺درباره شرایعِ گذشته و مراحل رشد عالَم
و بیان موقعیت بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و شریعت آن بزرگوار
از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
و بیان موقعیت بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و شریعت آن بزرگوار
از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺🎙ماه ربیع الاول، ماه سرور اهلبیت و رمز فَرَج است
@AghayedNet
@AghayedNet