✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
✔️🔻کتاب در آستانه انتشار «مذاهب در ایران»
در این کتاب که هنوز مراحل پایانی انتشار را میگذراند، درباره مذاهب اهل سنت و شیعه مباحثی ارائه شده است. بخش اول (مذاهب اهل سنت) در چهار فصل تنظیم شده (بیش از دویست صفحه). اهل سنت شمال کشور، شافعیان در ایران، حنفیان در ایران، دیوبندیه در ایران، نقشبندیه در ایران، مودودیه و... از مطالب این بخش است.
بخش دوم کتاب که هنوز تکمیل نشده، به نحلههای شیعیِ ایران مربوط است. و قرار است به اندیشیه شیخیه نیز اشاره شود. بر جلد کتاب نیز تصویری از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بهعنوان نمادی از این مدرسه فکری نقش بسته. گویا مطالب این بخش هنوز نهایی نشده است.
هماکنون و قبل از انتشار این کتاب، بهطور مکرر تصریح میکنیم که شیخیه مدرسهای فکری در متن شیعه اثنیعشری است و تعبیر فرقه یا مذهب (بهاعتبار جریانی زاویهدار با بدنه تشیع اثنیعشری) دراینباره ناصحیح است.
اخیراً در سلسله نشستهای نقد شیخیه به این مهم تصریح شد و بیان گردید که شیخیه روشی تفکر در متن تشیع اثنیعشری است. (ایـــنـــجـــا و ایـــنــجــا.)
اگر قرار است در این کتاب به هر اندیشهای که در متن تشیع است پرداخته شود، باید به مکاتبی همچون اخباریه و اصولیه نیز اشاره شود. چراکه شیخیه نیز دیدگاههای کلامی دارد و درباره برخورد با روایات اهلالبیت علیهمالسلام روشهایی را مطرح کرده است. در این فرصت به این تذکر اکتفاء میشود و شاید نقد تفصیلی این کتاب، پس از انتشار تقدیم گردد.
فهرست بخش اول کتاب «مذاهب در ایران» بهپیوست است.
@AghayedNet
در این کتاب که هنوز مراحل پایانی انتشار را میگذراند، درباره مذاهب اهل سنت و شیعه مباحثی ارائه شده است. بخش اول (مذاهب اهل سنت) در چهار فصل تنظیم شده (بیش از دویست صفحه). اهل سنت شمال کشور، شافعیان در ایران، حنفیان در ایران، دیوبندیه در ایران، نقشبندیه در ایران، مودودیه و... از مطالب این بخش است.
بخش دوم کتاب که هنوز تکمیل نشده، به نحلههای شیعیِ ایران مربوط است. و قرار است به اندیشیه شیخیه نیز اشاره شود. بر جلد کتاب نیز تصویری از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بهعنوان نمادی از این مدرسه فکری نقش بسته. گویا مطالب این بخش هنوز نهایی نشده است.
هماکنون و قبل از انتشار این کتاب، بهطور مکرر تصریح میکنیم که شیخیه مدرسهای فکری در متن شیعه اثنیعشری است و تعبیر فرقه یا مذهب (بهاعتبار جریانی زاویهدار با بدنه تشیع اثنیعشری) دراینباره ناصحیح است.
اخیراً در سلسله نشستهای نقد شیخیه به این مهم تصریح شد و بیان گردید که شیخیه روشی تفکر در متن تشیع اثنیعشری است. (ایـــنـــجـــا و ایـــنــجــا.)
اگر قرار است در این کتاب به هر اندیشهای که در متن تشیع است پرداخته شود، باید به مکاتبی همچون اخباریه و اصولیه نیز اشاره شود. چراکه شیخیه نیز دیدگاههای کلامی دارد و درباره برخورد با روایات اهلالبیت علیهمالسلام روشهایی را مطرح کرده است. در این فرصت به این تذکر اکتفاء میشود و شاید نقد تفصیلی این کتاب، پس از انتشار تقدیم گردد.
فهرست بخش اول کتاب «مذاهب در ایران» بهپیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻کتاب در آستانه انتشار «مذاهب در ایران» در این کتاب که هنوز مراحل پایانی انتشار را میگذراند، درباره مذاهب اهل سنت و شیعه مباحثی ارائه شده است. بخش اول (مذاهب اهل سنت) در چهار فصل تنظیم شده (بیش از دویست صفحه). اهل سنت شمال کشور، شافعیان در ایران، حنفیان…
@AghayedNet_فهرست.pdf
495.2 KB
#پرسش_و_پاسخ
🔸در نماز شب اول قبر (لیلة الدفن) مقصود شب اول ميت است يا شب اول نمازگزار؟ برای مثال؛ اگر میت امروز در مشهد دفن شده و کسی بخواهد در کانادا نماز لیلة الدفن بخواند، آیا باید
١- امشبِ مشهد بخواند (اگر چه در کانادا هنوز روز باشد)
٢- امشب کانادا بخواند (اگر چه در مشهد روز بعد شده باشد)
٣- اگر ممکن است در ساعتی بخواند که هر دو جا شب باشد.
۴- و اگر ممکن نیست (مثل مکانهایی که دوازده ساعت اختلاف افق دارند) احتیاطاً، هم امشب مشهد بخواند و هم امشب کانادا.
۵- نماز هديه ميت را بعد از دفن ميت در هر وقتی میتوان خواند، چنانکه در فلاح السائل به طریقی خاص روایت شده « اذا دفنتم میتکم و نزعتم من دفنه...» و وقت خاصی برای آن ذکر نشده.
پاسخ:
🔹نماز لیلة الدفن در شب اول قبر میت باید خوانده شود اگرچه به حسب اختلاف افق نمازگزار در هر وقت از روز باشد.
و نماز هدیه میت بعد از دفن است در هر وقت که بخواهند. البته مستحب است نماز هدیه پدر و مادر را در روز بخوانند و برای فرزند در شب بخوانند.
[٢٨ محرّم ١۴۴٣]
@AghayedNet
🔸در نماز شب اول قبر (لیلة الدفن) مقصود شب اول ميت است يا شب اول نمازگزار؟ برای مثال؛ اگر میت امروز در مشهد دفن شده و کسی بخواهد در کانادا نماز لیلة الدفن بخواند، آیا باید
١- امشبِ مشهد بخواند (اگر چه در کانادا هنوز روز باشد)
٢- امشب کانادا بخواند (اگر چه در مشهد روز بعد شده باشد)
٣- اگر ممکن است در ساعتی بخواند که هر دو جا شب باشد.
۴- و اگر ممکن نیست (مثل مکانهایی که دوازده ساعت اختلاف افق دارند) احتیاطاً، هم امشب مشهد بخواند و هم امشب کانادا.
۵- نماز هديه ميت را بعد از دفن ميت در هر وقتی میتوان خواند، چنانکه در فلاح السائل به طریقی خاص روایت شده « اذا دفنتم میتکم و نزعتم من دفنه...» و وقت خاصی برای آن ذکر نشده.
پاسخ:
🔹نماز لیلة الدفن در شب اول قبر میت باید خوانده شود اگرچه به حسب اختلاف افق نمازگزار در هر وقت از روز باشد.
و نماز هدیه میت بعد از دفن است در هر وقت که بخواهند. البته مستحب است نماز هدیه پدر و مادر را در روز بخوانند و برای فرزند در شب بخوانند.
[٢٨ محرّم ١۴۴٣]
@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺کتاب صوتی
✔️رساله رکن رابع
از تصنیفات
عالم ربانی مرحوم
حاج محمدکریم کرمانی
اعلیاللهمقامه
📖با مشاهده متن کتاب
@AghayedNet
✔️رساله رکن رابع
از تصنیفات
عالم ربانی مرحوم
حاج محمدکریم کرمانی
اعلیاللهمقامه
📖با مشاهده متن کتاب
@AghayedNet
✔️🔻تأملاتی در باب زیارت اربعین
درباره زیارت اربعین فراوان گفتهاند و نوشتهاند و به بیانهای مختلف زوایای گوناگون این واقعه را بررسیدهاند. تنوع نوشتارها در این حوزه به قدری است که اشاره به بعضی از این تألیفات، شاید ترجیح بلا ترَجّح باشد. موضوعهای مهم و پُر ارزشی همچون حدیث حضرت عسکری علیهالسلام درباره زیارت اربعین، جایگاه عدد چهل، بررسی صحت روز اربعین و ورود جابر بن عبد الله انصاری رحمة الله علیه به کربلا، ورود اهل بیت علیهمالسلام در این روز به کربلای معلی، بررسی ملحقکردن رأس مطهر به بدن مقدس امام حسین صلوات الله علیه، موضوعهایی است که کاملاً بررسی شده است. در این نوشتار به چند نکته دیگر اشاره میکنیم.
ظاهراً در ارتباط با زیارت اربعین، فقط دو روایت در دست است. روایت اول، همان حدیث حضرت عسکری علیهالسلام است که عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله درجته نیز به آن اشاره فرمودهاند و آن را در کتاب المزارِ فصلُالخطاب (مشهور به فصلالخطابِ کبیر، برابر فصلالخطابِ صغیر) نقل فرمودهاند و فقط این یکروایت را در باب مربوط به اربعین نقل کردهاند: باب زیارته علیهالسلام یوم الأربعین من مقتله؛ عن ابی محمد الحسن بن علی العسکری علیهالسلام انه قال علامات المؤمن خمس صلوة الخمسین و زیارة الأربعین و التختم بالیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم (فصل الخطاب، ص۴۵۸)
روایت دوم، درباره کیفیت زیارت حضرت در این روز است که در همان کتاب شریف (ص۴۷۱) ذیل باب زیارته علیهالسلام فی الأربعین نقل فرمودهاند: فی البحار عن صفوان بن مهران الجمال قال قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الأربعین تزور عند ارتفاع النهار و تقول: السلام علی ولی الله و حبیبه، السلام علی خلیل الله و نجیبه… و پس از زیارت: ثم تصلی رکعتین و تدعو بما أحببت و تنصرف.
برخی از پژوهشگران به انحصار روایات اربعین به این دو روایت تصریح کردهاند. جناب رسول جعفریان در مقاله «دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟» ذیل عنوان «اربعین امام حسین علیهالسلام» پس از نقل حدیث حضرت عسکری علیهالسلام (با این تفاوت که «صلوة الخمسین» را طبق ضبط مشهور «صلوة الإحدی و الخمسین» را ذکر کردهاند) نوشتهاند: «این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین علیهالسلام و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.» (مجله معارف، ش۷۳)
در نوع نوشتارهایی که درباره زیارت اربعین تنظیم شده است و نگارنده به محتوای آن دسترسی داشت (از جمله مجموعه حجیم و دو جلدیِ «مجموعه مقالات اربعین» تدوینشده در پژوهشکده حج و زیارت (جلد اول ۳۷۱صفحه و جلد دوم۱۴۵صفحه) و در همین مجموعه به کتابهای تألیفی در این حوزه نیز اشاره شده است و مجموعههایی به زبان عربی)، جز این دو روایت مذکور به روایت دیگری اشاره نکردهاند؛ بلکه برای کامل شدن نوشتار و مقاله خود، گریزی زدهاند به روایات فضیلت زیارت سیدالشهدا صلوات الله علیه و روایات فضیلتِ مَشی در مسیر زیارت این بزرگوار و دیگر احادیثی که در این باب وارد شده است.
🔻متن کامل در فایلِ پیوست است.
@AghayedNet
درباره زیارت اربعین فراوان گفتهاند و نوشتهاند و به بیانهای مختلف زوایای گوناگون این واقعه را بررسیدهاند. تنوع نوشتارها در این حوزه به قدری است که اشاره به بعضی از این تألیفات، شاید ترجیح بلا ترَجّح باشد. موضوعهای مهم و پُر ارزشی همچون حدیث حضرت عسکری علیهالسلام درباره زیارت اربعین، جایگاه عدد چهل، بررسی صحت روز اربعین و ورود جابر بن عبد الله انصاری رحمة الله علیه به کربلا، ورود اهل بیت علیهمالسلام در این روز به کربلای معلی، بررسی ملحقکردن رأس مطهر به بدن مقدس امام حسین صلوات الله علیه، موضوعهایی است که کاملاً بررسی شده است. در این نوشتار به چند نکته دیگر اشاره میکنیم.
ظاهراً در ارتباط با زیارت اربعین، فقط دو روایت در دست است. روایت اول، همان حدیث حضرت عسکری علیهالسلام است که عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله درجته نیز به آن اشاره فرمودهاند و آن را در کتاب المزارِ فصلُالخطاب (مشهور به فصلالخطابِ کبیر، برابر فصلالخطابِ صغیر) نقل فرمودهاند و فقط این یکروایت را در باب مربوط به اربعین نقل کردهاند: باب زیارته علیهالسلام یوم الأربعین من مقتله؛ عن ابی محمد الحسن بن علی العسکری علیهالسلام انه قال علامات المؤمن خمس صلوة الخمسین و زیارة الأربعین و التختم بالیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم (فصل الخطاب، ص۴۵۸)
روایت دوم، درباره کیفیت زیارت حضرت در این روز است که در همان کتاب شریف (ص۴۷۱) ذیل باب زیارته علیهالسلام فی الأربعین نقل فرمودهاند: فی البحار عن صفوان بن مهران الجمال قال قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الأربعین تزور عند ارتفاع النهار و تقول: السلام علی ولی الله و حبیبه، السلام علی خلیل الله و نجیبه… و پس از زیارت: ثم تصلی رکعتین و تدعو بما أحببت و تنصرف.
برخی از پژوهشگران به انحصار روایات اربعین به این دو روایت تصریح کردهاند. جناب رسول جعفریان در مقاله «دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟» ذیل عنوان «اربعین امام حسین علیهالسلام» پس از نقل حدیث حضرت عسکری علیهالسلام (با این تفاوت که «صلوة الخمسین» را طبق ضبط مشهور «صلوة الإحدی و الخمسین» را ذکر کردهاند) نوشتهاند: «این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین علیهالسلام و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.» (مجله معارف، ش۷۳)
در نوع نوشتارهایی که درباره زیارت اربعین تنظیم شده است و نگارنده به محتوای آن دسترسی داشت (از جمله مجموعه حجیم و دو جلدیِ «مجموعه مقالات اربعین» تدوینشده در پژوهشکده حج و زیارت (جلد اول ۳۷۱صفحه و جلد دوم۱۴۵صفحه) و در همین مجموعه به کتابهای تألیفی در این حوزه نیز اشاره شده است و مجموعههایی به زبان عربی)، جز این دو روایت مذکور به روایت دیگری اشاره نکردهاند؛ بلکه برای کامل شدن نوشتار و مقاله خود، گریزی زدهاند به روایات فضیلت زیارت سیدالشهدا صلوات الله علیه و روایات فضیلتِ مَشی در مسیر زیارت این بزرگوار و دیگر احادیثی که در این باب وارد شده است.
🔻متن کامل در فایلِ پیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻تأملاتی در باب زیارت اربعین درباره زیارت اربعین فراوان گفتهاند و نوشتهاند و به بیانهای مختلف زوایای گوناگون این واقعه را بررسیدهاند. تنوع نوشتارها در این حوزه به قدری است که اشاره به بعضی از این تألیفات، شاید ترجیح بلا ترَجّح باشد. موضوعهای مهم و…
@AghayedNet_زيارت اربعين.pdf
134.8 KB
✔️🔻رخدادی غیر مشهور در اربعین و عبارتی از کتاب حدیقة الاخوان
کتاب حدیقة الاخوان جُنگی است مکتبی با حجمی بسیار گسترده از مطالب، معارف، احکام، اخلاق و تاریخ. مؤلف در این کتاب گرانسنگ، فرمایشهای مجلسی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهما را جمعآوری کرده است. (فرمایشهایی قبل، حین و بعد از درس یا در میهمانیها و دیدارها.)
در حین مطالعه مطلبی درباره «اربعین» ملاحظه شد.
این مطلب در کتاب گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر که چکیده آن مطالعهها و بررسیها است، منعکس گردید. (در صفحه١١٣.)
عبارت کتاب حدیقه چنین است:
«میگویند که در اینروز (=روز اربعین) اهلبیت به کربلا رسیدند یا وارد مدینه شدند.»
(نسخه خطی حدیقة الاخوان، به خط مرحوم سجادی، ص٧٢۵)
طبق برخی تحقیقات، در اربعین اهلبیت هنوز به کربلا برنگشته بودند؛ چه رسد ورود به مدینه منوره علی مشرفها السلام.
تقدیر بود که در چند منبع، نقلی نزدیکِ این مضمون یافت شد. آنچه اکنون احتمال میرود این است که عبارت حدیقة الاخوان، نقل به معنای این روایت تاریخی است که شاید در یادداشتهای مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی (مؤلفِ کتاب حدیقةالاخوان) اندکی تغییر کرده و به شکل کنونی آن ثبت شده است.
این نقل برای عموم نا آشناست؛ اما با توجه به گزارشهای مربوط به حرکت کاروان از کربلا تا کوفه و پس از آن تا دمشق و زمان حضور ایشان در آن دو شهر، شایان تأمل است.
این نقل، بازگشت کاروان حسینی از شام به سوی مدینه در روز اربعین است.
منبع نخست، کتاب مسار الشیعة شیخ مفید است. ایشان در وقایع ماه صفر می نویسد:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مسار الشیعة، ص۴۶)
منبع دوم، مصباح المتهجد شیخ طوسی است. ایشان نیز ضمن وقایع ماه صفر به این رخداد اشاره می کند:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا ابی عبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مصباح المتهجد، ص ٧٨٧)
مصدر دیگر، بیان شیخ رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی است که مینویسد:
«و فی اليوم العشرین من صفر سنة احدی و ستین... کان رجوع حرم مولانا ابی عبدالله الحسین علیهالسلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص٢١٩)
مرجع دیگر، نوشته مرحوم کفعمی است که مینویسد:
«و فی العشرین منه کان رجوع حرم الحسین بن علی علیهالسلام الی المدینة.» (مصباح الکفعمی، ص۵١٠)
و در موضعی دیگر نیز اشاره به این واقعه دارد (همان، ص۴٨٩)
نتیجه اینکه غیر از رخداد مشهور اربعین یعنی حضور جابر بن عبدالله در کربلاء معلی (ر.ک: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص٧۴) و رخداد دوم که برخی نوشتهاند، یعنی حضور کاروان حسینی در کربلاء (در همان ایامِ اربعین)، رخداد دیگری نیز نقل شده که حرکت کاروان از شام به سوی مدینه است. و البته این نقل منافاتی ندارد با نقل دیگر که حضور اهلبیت در کربلا باشد در همان ایام و حضور جابر در کربلاء.
بدین ترتیب عبارت کتاب حدیقة الاخوان ظاهراً شکل تغییریافتهای از این نقل تاریخی است.
@AghayedNet
کتاب حدیقة الاخوان جُنگی است مکتبی با حجمی بسیار گسترده از مطالب، معارف، احکام، اخلاق و تاریخ. مؤلف در این کتاب گرانسنگ، فرمایشهای مجلسی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهما را جمعآوری کرده است. (فرمایشهایی قبل، حین و بعد از درس یا در میهمانیها و دیدارها.)
در حین مطالعه مطلبی درباره «اربعین» ملاحظه شد.
این مطلب در کتاب گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر که چکیده آن مطالعهها و بررسیها است، منعکس گردید. (در صفحه١١٣.)
عبارت کتاب حدیقه چنین است:
«میگویند که در اینروز (=روز اربعین) اهلبیت به کربلا رسیدند یا وارد مدینه شدند.»
(نسخه خطی حدیقة الاخوان، به خط مرحوم سجادی، ص٧٢۵)
طبق برخی تحقیقات، در اربعین اهلبیت هنوز به کربلا برنگشته بودند؛ چه رسد ورود به مدینه منوره علی مشرفها السلام.
تقدیر بود که در چند منبع، نقلی نزدیکِ این مضمون یافت شد. آنچه اکنون احتمال میرود این است که عبارت حدیقة الاخوان، نقل به معنای این روایت تاریخی است که شاید در یادداشتهای مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی (مؤلفِ کتاب حدیقةالاخوان) اندکی تغییر کرده و به شکل کنونی آن ثبت شده است.
این نقل برای عموم نا آشناست؛ اما با توجه به گزارشهای مربوط به حرکت کاروان از کربلا تا کوفه و پس از آن تا دمشق و زمان حضور ایشان در آن دو شهر، شایان تأمل است.
این نقل، بازگشت کاروان حسینی از شام به سوی مدینه در روز اربعین است.
منبع نخست، کتاب مسار الشیعة شیخ مفید است. ایشان در وقایع ماه صفر می نویسد:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مسار الشیعة، ص۴۶)
منبع دوم، مصباح المتهجد شیخ طوسی است. ایشان نیز ضمن وقایع ماه صفر به این رخداد اشاره می کند:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا ابی عبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مصباح المتهجد، ص ٧٨٧)
مصدر دیگر، بیان شیخ رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی است که مینویسد:
«و فی اليوم العشرین من صفر سنة احدی و ستین... کان رجوع حرم مولانا ابی عبدالله الحسین علیهالسلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص٢١٩)
مرجع دیگر، نوشته مرحوم کفعمی است که مینویسد:
«و فی العشرین منه کان رجوع حرم الحسین بن علی علیهالسلام الی المدینة.» (مصباح الکفعمی، ص۵١٠)
و در موضعی دیگر نیز اشاره به این واقعه دارد (همان، ص۴٨٩)
نتیجه اینکه غیر از رخداد مشهور اربعین یعنی حضور جابر بن عبدالله در کربلاء معلی (ر.ک: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص٧۴) و رخداد دوم که برخی نوشتهاند، یعنی حضور کاروان حسینی در کربلاء (در همان ایامِ اربعین)، رخداد دیگری نیز نقل شده که حرکت کاروان از شام به سوی مدینه است. و البته این نقل منافاتی ندارد با نقل دیگر که حضور اهلبیت در کربلا باشد در همان ایام و حضور جابر در کربلاء.
بدین ترتیب عبارت کتاب حدیقة الاخوان ظاهراً شکل تغییریافتهای از این نقل تاریخی است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده فاتحة الکتاب فی الرد علی الصوفیة
شرحی است از ملا علی بن میرزا محمد رشتی بر مراسلهای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در معرفی صوفیه و بیان بعضی عقاید آنان.
کتاب تازه منتشر شده در ٢٨٠ صفحه، مشتمل است بر مقدمهای در شرح حال مؤلف و فرزندش و آثار این دو و نقل بعضی اجازات.
پس از آن متن رساله فاتحة الکتاب است با تعیین عناوینی برای موضوعات آن.
و در پایان، ملحقی است با موضوع رساله رشتیه.
فرازی از مراسله شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه چنین است:
الی جَناب المحترم الأکرم الآخوند ملا علیّ الرشتی.
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته... اعلم سدّدک الله ان الشیطان بسط دعاتَه و کثُر مجیبوه من الناس لأنه اتاهم من حیث یریدون... .
اعلم أن التصوف المخالف للدین له علامات، اذا رأیت الرجل فيه شئ من ذلک فهو صوفیّ مخالف للدین لأنّ الدین عند الله الاسلام و الاسلام ما علیه محمدٌ و اهلُ بیته صلی الله علیه و آله... .
فاذا اعتقد الرجل وحدة الوجود... و اذا اعتقد جواز استماع الملاهی و الغناء... و ان اعتقد عند وصوله ترک العبادات و اباحة المحرمات... .
@AghayedNet
شرحی است از ملا علی بن میرزا محمد رشتی بر مراسلهای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در معرفی صوفیه و بیان بعضی عقاید آنان.
کتاب تازه منتشر شده در ٢٨٠ صفحه، مشتمل است بر مقدمهای در شرح حال مؤلف و فرزندش و آثار این دو و نقل بعضی اجازات.
پس از آن متن رساله فاتحة الکتاب است با تعیین عناوینی برای موضوعات آن.
و در پایان، ملحقی است با موضوع رساله رشتیه.
فرازی از مراسله شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه چنین است:
الی جَناب المحترم الأکرم الآخوند ملا علیّ الرشتی.
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته... اعلم سدّدک الله ان الشیطان بسط دعاتَه و کثُر مجیبوه من الناس لأنه اتاهم من حیث یریدون... .
اعلم أن التصوف المخالف للدین له علامات، اذا رأیت الرجل فيه شئ من ذلک فهو صوفیّ مخالف للدین لأنّ الدین عند الله الاسلام و الاسلام ما علیه محمدٌ و اهلُ بیته صلی الله علیه و آله... .
فاذا اعتقد الرجل وحدة الوجود... و اذا اعتقد جواز استماع الملاهی و الغناء... و ان اعتقد عند وصوله ترک العبادات و اباحة المحرمات... .
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است (مثل امسال در ایران) باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم.
ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم سی روز بوده و لذا اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقيقت اربعین در اين دنيا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است، اگرچه به حسب ظاهر (مثل امسال) سی و نه روز بعد از عاشورای امسال باشد.
ــ یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل چهل دوره یا مرحله (سی قابلیت و ده مقبولیت) برای آمادگی شیعه برای شد رحال و قصد امام، بعد از آن علوّ کبیر دشمنان است و دخلی به چهل روز یا کمتر یا بیشتر ندارد. لذا برای افراد مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت میتواند بعد از روز عاشورا به قصد زیارت اربعین شد رحال کند و مشرف شود.
ــ يا اينكه، اربعین همان چهلمین روز بعد از عاشورا و همواره روز بیستم صفر است چنانکه در کفایة المسائل و احسن التقویم آمده است، چون طبق احادیث عدد (نه رؤیت) که وارد شده ماهها یکی درمیان کامل و ناقص هستند و محرم ماه کامل است، لذا حقیقتا همواره سی روز است و اربعین همواره بیستم صفر است، اگر چه به حسب ظاهر رؤیت اینگونه نباشد.
ــ يا اينكه، ما مكلف به حقيقت امر و سرّ اربعين نيستيم و آنچه به آن مكلف هستيم زيارت اربعين است كه حدودش (زمانش و مكانش) را در كتاب مبارك كفاية تعيين فرمودهاند: «... در روز اربعين که بيستم ماه صفر است، آن بزرگوار علیهالسلام را زيارت کند در هر مکانى که باشد» و اگر در عراق بوديم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند زیارت اربعین را به جا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران.
ــ یا اینکه در استهلال ماهها به غیر از دو ماه مبارک رمضان و ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع شیعی حتی بين متدينين نیست و نوعا شیعیان به همان تقویمهای محاسبهای دولتی اکتفا میکنند. پس اگر چه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم، اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستم صفرِ تقویم دولتی نیز زیارت اربعین را به جا آوریم، مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد.
🔻پاسخ در ادامه👇
@AghayedNet
🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است (مثل امسال در ایران) باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم.
ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم سی روز بوده و لذا اربعین در بیستم صفر واقع شده، ظرف زمانی بیستم صفر برای ظهور حقيقت اربعین در اين دنيا تأصل پیدا کرده و همواره اربعین در بیستم صفر است، اگرچه به حسب ظاهر (مثل امسال) سی و نه روز بعد از عاشورای امسال باشد.
ــ یا اصلاً حقیقت اربعین تکمیل چهل دوره یا مرحله (سی قابلیت و ده مقبولیت) برای آمادگی شیعه برای شد رحال و قصد امام، بعد از آن علوّ کبیر دشمنان است و دخلی به چهل روز یا کمتر یا بیشتر ندارد. لذا برای افراد مختلف است و هر فردی که این آمادگی را در خود یافت میتواند بعد از روز عاشورا به قصد زیارت اربعین شد رحال کند و مشرف شود.
ــ يا اينكه، اربعین همان چهلمین روز بعد از عاشورا و همواره روز بیستم صفر است چنانکه در کفایة المسائل و احسن التقویم آمده است، چون طبق احادیث عدد (نه رؤیت) که وارد شده ماهها یکی درمیان کامل و ناقص هستند و محرم ماه کامل است، لذا حقیقتا همواره سی روز است و اربعین همواره بیستم صفر است، اگر چه به حسب ظاهر رؤیت اینگونه نباشد.
ــ يا اينكه، ما مكلف به حقيقت امر و سرّ اربعين نيستيم و آنچه به آن مكلف هستيم زيارت اربعين است كه حدودش (زمانش و مكانش) را در كتاب مبارك كفاية تعيين فرمودهاند: «... در روز اربعين که بيستم ماه صفر است، آن بزرگوار علیهالسلام را زيارت کند در هر مکانى که باشد» و اگر در عراق بوديم در روزی که شیعیان عراق بیستم صفر میدانند زیارت اربعین را به جا میآوریم و اگر در ایران بودیم مطابق شیعیان ایران.
ــ یا اینکه در استهلال ماهها به غیر از دو ماه مبارک رمضان و ذیحجه، چندان اهتمامی در جوامع شیعی حتی بين متدينين نیست و نوعا شیعیان به همان تقویمهای محاسبهای دولتی اکتفا میکنند. پس اگر چه بیستم صفر را در کفایه تعیین فرمودهاند و ما مکلف به آن هستیم، اما احتیاط در این است که در روز قبل و روز بعد از بیستم صفرِ تقویم دولتی نیز زیارت اربعین را به جا آوریم، مگر اینکه یا خودمان استهلال کرده باشیم و هلال شب اول ماه صفر را دیده باشیم یا شخص ثقه به ما خبر داده باشد.
🔻پاسخ در ادامه👇
@AghayedNet
AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ 🔸آيا منظور از روز اربعین هر سال، چهلمین روز بعد از عاشورای همان سال است، که در اين صورت سالهایی که محرم ٢٩ روز است (مثل امسال در ایران) باید ٢١ ماه صفر را اربعین بگیریم. ــ یا چون آن واقعه هائله در سال ۶٠ یا ۶١ هجری بوده و ظاهراً در آن سال محرم…
#پرسش_و_پاسخ
پاسخ:
🔹بسمه تعالی
از نظر قاصر این مقصر ٢٠ صفرِ سالِ شهادت حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلاء بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد.
ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز اربعین نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیهالسلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روزی زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد. و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام حدیثی نرسیده و همچنین از ائمه دیگر علیهمالسلام.
پس اربعینِ حقیقی همان روز ورود جابر به کربلاء میباشد و اربعینهای دیگر تا ظهور (یا روز ٢٠ هر ماه صفر) نماد آن اربعین است؛ زیرا آن شدِّ رحال برای زیارت ولیّ خدا، اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند که در هر سال در میان شیعیان این سنت انجام یابد. اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز ٢٠ صفرشان نسبت به عاشوراشان، ۴٠ روز یا کمتر باشد.
زیرا از نظر روایات معتبر، ماه محرم کم و کامل میشود. فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال است در تمامبودن و ناقص بودن. و از این جهت عمل به رؤیت شایع و از نظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد.
و از طرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً درباره ماههای دیگر به حساب آنها عمل مینمودند و کسی در فکر استهلال نبوده و به همانطوری که در همه کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که درباره اعمال سال نوشته شده و میشود مطابق همین حساب عمل میشود.
و نمیشود آن را حساب تقویم دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است؛ نه، ممکن است درست نباشد. و از این جهت در خصوص ماه رمضان و عید فطر، حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل نمایند و باید تابع رؤیت باشند.
در هر صورت مراد از اربعین در هر سال ٢٠ صفر است. خواه نسبت به عاشورای آن سال ۴٠ روز باشد یا ٣٩ روز باشد.
و تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند مربوط به همان اربعین اول میباشد. ازاینجهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلاء برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده و در خصوص پیادهرفتن هم در اربعین فرمایشی نرسیده؛ ولی این همّت شیعیان عراق بوده که به این دو امر این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای شرکت میکنند.
[١٨ صفر ١۴۴٣]
@AghayedNet
پاسخ:
🔹بسمه تعالی
از نظر قاصر این مقصر ٢٠ صفرِ سالِ شهادت حضرت علیهالسلام قطعاً اربعین بوده و قطعاً روز ورود جابر به کربلاء بوده و قطعاً تعمد الهی بوده که این سنت حسنه در آن روز واقع شود بدون اینکه جابر تعمدی داشته باشد که در آن روز به کربلا برسد.
ولی امام صادق و امام عسکری علیهماالسلام تعمد فرمودند که بهخصوص آن روز اربعین نامیده شود و یکی دیگر از روزهای مخصوص زیارتی آن حضرت علیهالسلام باشد و تا ظهور امام زمان علیهالسلام و عجل الله فرجه بیستم هر ماه صفری روز اربعین باشد و روزی زیارتی مخصوص آن بزرگوار باشد. و تعجب است که از امام سجاد علیهالسلام حدیثی نرسیده و همچنین از ائمه دیگر علیهمالسلام.
پس اربعینِ حقیقی همان روز ورود جابر به کربلاء میباشد و اربعینهای دیگر تا ظهور (یا روز ٢٠ هر ماه صفر) نماد آن اربعین است؛ زیرا آن شدِّ رحال برای زیارت ولیّ خدا، اولین شدّ رحال بوده و میبایست زنده بماند که در هر سال در میان شیعیان این سنت انجام یابد. اگرچه به کربلا نرفته باشند و در وطن خود به این سنت عمل نمایند در هر شهری که باشند و روز ٢٠ صفرشان نسبت به عاشوراشان، ۴٠ روز یا کمتر باشد.
زیرا از نظر روایات معتبر، ماه محرم کم و کامل میشود. فرمودند ماه رمضان هم مانند سایر ماههای سال است در تمامبودن و ناقص بودن. و از این جهت عمل به رؤیت شایع و از نظر فقهی آسانتر و عملیتر است از عمل به عدد.
و از طرفی عمل نوع مردم مسلمان به حساب منجمین بوده و در غیر ماه رمضان نوعاً درباره ماههای دیگر به حساب آنها عمل مینمودند و کسی در فکر استهلال نبوده و به همانطوری که در همه کارهایشان به حساب آنها عمل مینمودند، امور عبادی خود را هم به همانطور انجام میدادند و کتابهایی هم که درباره اعمال سال نوشته شده و میشود مطابق همین حساب عمل میشود.
و نمیشود آن را حساب تقویم دولتی نامید. البته مقصود این نیست که حساب آنها همیشه درست است؛ نه، ممکن است درست نباشد. و از این جهت در خصوص ماه رمضان و عید فطر، حتی خودشان هم نمیتوانند به حساب خودشان عمل نمایند و باید تابع رؤیت باشند.
در هر صورت مراد از اربعین در هر سال ٢٠ صفر است. خواه نسبت به عاشورای آن سال ۴٠ روز باشد یا ٣٩ روز باشد.
و تمام اسراری که برای اربعین فرمودهاند یا نفرمودهاند مربوط به همان اربعین اول میباشد. ازاینجهت تأکیدی در شدّ رحال و رفتن به کربلاء برای زیارت حضرت علیهالسلام در روز اربعین نرسیده و در خصوص پیادهرفتن هم در اربعین فرمایشی نرسیده؛ ولی این همّت شیعیان عراق بوده که به این دو امر این اندازه اهمیت داده و میدهند و الحمدلله اکنون دارد جهانی میشود که برخی از ملل دیگر هم تا اندازهای شرکت میکنند.
[١٨ صفر ١۴۴٣]
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet_اسرار شهادة.pdf
🔺شرح فقراتی از زیارت اربعین
از بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
از بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
✔️🔻معرفی کتاب تازه منتشر شده جوامع التفسیر
🔸از جمله شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه که در سفر و حضر ملازم ایشان بوده، مرحوم شیخ ابوالحسن بن ابراهیم یزدی (م بعد ١٢۴١) است. ایشان حتی در آخرین لحظات عمر مبارک استاد که در طریق مکه مکرمه سپری شده، همراه استاد خویش بوده و از علوم ایشان بهرهمند بوده است.
🔸صاحب طبقات اعلام الشیعة ج١٠، ص٢٣ در وصف ایشان مینویسد:
«هو الشيخ ابو الحسن بن ابراهيم اليزديی عالمٌ فاضلٌ. كان من أخصّاء الشيخ أحمد الأحسائی المستفيدين منه حضراً وسفراً وكان معه فی سفره الأخير إلى الحجّ فی «١٢۴١» كما فی الرسالة المؤلّفة فی ترجمة الأحسائی.»
🔸از مؤلَفات ایشان کتاب جوامع التفسیر به ما رسیده که نسخهای از آن در کتابخانه دانشگاه تهران، بخش دیجیتال، به شماره ١٠۶١۵ نگهداری میشود.
🔸این کتاب به زبان عربی است و نسخهای که به دست ما رسیده ٣٢۶ برگه دارد و شامل جلد اول و مقداری از جلد دوم است.
🔸جلد اول (٢٧۴ برگه) حاوی تفسیر کامل فاتحة الکتاب است.
🔸جلد دوم (۵٢ برگه) حاوی مقداری از تفسیر سوره بقره است و در موضعی کاتب از نوشتن باز میایستد، گویا عمر مصنف کفاف نداده تا تفسیر را تمام نماید و شاید نیز تفسیر را کامل نوشته لکن نسخهای از آن به دست نرسیده. در هر صورت آنچه موجود است تفسیر کامل سوره حمد و مقداری از سوره بقره است.
🔸این تفسیر، چنانچه از نامش پیداست بسیار مفصل است؛ به طوری که فقط تفسیر فاتحة الکتاب آن ٢۴٧ برگه است. مؤلف بسیاری از مطالب اعتقادی را در آن گنجانده و کتاب آکنده است از استدلال به آیات و روایات. و نیز روایات فراوانی را در بیان فضایل ومقامات معصومین علیهم السلام آورده است، از جمله آنهاست اکثر خطب نادره امیرالمؤمنین علیه السلام مانند افتخاریه و طتنجیه و... . حدیث نورانیت را نیز به طور کامل آورده و شرح کرده است. در مواضع متعددی از اقوال استاد خویش مرحوم شیخ احمد احسایی اعلیاللهمقامه بهره برده و به آنها استناد کرده است.
🔸کاتب این نسخه سید محمود بن محمد شفیع حسینی است که آن را در تاریخ روز ١٧ ربیع الثانی ١٢۵٧ کتابت کرده است.
🔸ابتداء جلد اول: «الحمد لله المستشهد بحدوث خلقه على قدمه، و بما أراهم من آياته على وجوده، و بما وسمهم به من الفقر على وجوبه، و بما اضطرّهم إليه من الفناء على دوامه.»
🔸انتهاء جلد اول: «فمن تخالجه الشک فيه و فی بينه أو تداخله الريب مما ورد من الفضائل فيهم و فيه و ما نقلنا عنه و عنهم و عن أخيه صلّى الله عليه فليسأل أمّه عن أبيه.»
🔸ابتداء جلد دوم: «الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على خير خلقه و اشرف بريّته و خاتم أنبيائه محمّد و على الأصفياء من آله و عترته. و أمّا بعد فهذا أوان الشروع في المجلّد الثانی من الجوامع فی تفسير سورة البقرة.»
🔸انتهاء جلد دوم: «و من منّ الله عليه فجعله شريفاً فی بيته جميلاً فی صورته فحجّته عليه أن يحمد الله على ذلك و أن لا يتطاول على غيره فيمنع حقوق الضعفاء لحال شرفه و جماله، انتهى.»
@AghayedNet
🔸از جمله شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه که در سفر و حضر ملازم ایشان بوده، مرحوم شیخ ابوالحسن بن ابراهیم یزدی (م بعد ١٢۴١) است. ایشان حتی در آخرین لحظات عمر مبارک استاد که در طریق مکه مکرمه سپری شده، همراه استاد خویش بوده و از علوم ایشان بهرهمند بوده است.
🔸صاحب طبقات اعلام الشیعة ج١٠، ص٢٣ در وصف ایشان مینویسد:
«هو الشيخ ابو الحسن بن ابراهيم اليزديی عالمٌ فاضلٌ. كان من أخصّاء الشيخ أحمد الأحسائی المستفيدين منه حضراً وسفراً وكان معه فی سفره الأخير إلى الحجّ فی «١٢۴١» كما فی الرسالة المؤلّفة فی ترجمة الأحسائی.»
🔸از مؤلَفات ایشان کتاب جوامع التفسیر به ما رسیده که نسخهای از آن در کتابخانه دانشگاه تهران، بخش دیجیتال، به شماره ١٠۶١۵ نگهداری میشود.
🔸این کتاب به زبان عربی است و نسخهای که به دست ما رسیده ٣٢۶ برگه دارد و شامل جلد اول و مقداری از جلد دوم است.
🔸جلد اول (٢٧۴ برگه) حاوی تفسیر کامل فاتحة الکتاب است.
🔸جلد دوم (۵٢ برگه) حاوی مقداری از تفسیر سوره بقره است و در موضعی کاتب از نوشتن باز میایستد، گویا عمر مصنف کفاف نداده تا تفسیر را تمام نماید و شاید نیز تفسیر را کامل نوشته لکن نسخهای از آن به دست نرسیده. در هر صورت آنچه موجود است تفسیر کامل سوره حمد و مقداری از سوره بقره است.
🔸این تفسیر، چنانچه از نامش پیداست بسیار مفصل است؛ به طوری که فقط تفسیر فاتحة الکتاب آن ٢۴٧ برگه است. مؤلف بسیاری از مطالب اعتقادی را در آن گنجانده و کتاب آکنده است از استدلال به آیات و روایات. و نیز روایات فراوانی را در بیان فضایل ومقامات معصومین علیهم السلام آورده است، از جمله آنهاست اکثر خطب نادره امیرالمؤمنین علیه السلام مانند افتخاریه و طتنجیه و... . حدیث نورانیت را نیز به طور کامل آورده و شرح کرده است. در مواضع متعددی از اقوال استاد خویش مرحوم شیخ احمد احسایی اعلیاللهمقامه بهره برده و به آنها استناد کرده است.
🔸کاتب این نسخه سید محمود بن محمد شفیع حسینی است که آن را در تاریخ روز ١٧ ربیع الثانی ١٢۵٧ کتابت کرده است.
🔸ابتداء جلد اول: «الحمد لله المستشهد بحدوث خلقه على قدمه، و بما أراهم من آياته على وجوده، و بما وسمهم به من الفقر على وجوبه، و بما اضطرّهم إليه من الفناء على دوامه.»
🔸انتهاء جلد اول: «فمن تخالجه الشک فيه و فی بينه أو تداخله الريب مما ورد من الفضائل فيهم و فيه و ما نقلنا عنه و عنهم و عن أخيه صلّى الله عليه فليسأل أمّه عن أبيه.»
🔸ابتداء جلد دوم: «الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على خير خلقه و اشرف بريّته و خاتم أنبيائه محمّد و على الأصفياء من آله و عترته. و أمّا بعد فهذا أوان الشروع في المجلّد الثانی من الجوامع فی تفسير سورة البقرة.»
🔸انتهاء جلد دوم: «و من منّ الله عليه فجعله شريفاً فی بيته جميلاً فی صورته فحجّته عليه أن يحمد الله على ذلك و أن لا يتطاول على غيره فيمنع حقوق الضعفاء لحال شرفه و جماله، انتهى.»
@AghayedNet
🔺صفحات ابتداء و انتهاء از نسخه خطی دو مجلد جوامع التفسیر
🔸معرفی این اثر در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4578
🔸معرفی این اثر در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4578