🔺کتاب تازه منتشر شده «بیان الفوائد» نگاشته شیخ محمد گیلانی
شرحی است بر کتاب الفوائد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه.
کتاب الفوائد، بیان اصول فلسفی آن بزرگوار است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند.
ملا محمد بن محمدنصیر گیلانی این شرح را در زمان حیات شیخ مرحوم رفع الله شأنه نگاشته و تاکنون خطی بوده است. نسخهای مخطوط از این کتاب در دائرة المعارف اسلامی به شماره ٢٩٨ موجود است.
وی در مقدمه کتاب نوشته است که پس از فراغت از حکمت یونانی، حکمت قرآنی را آغاز کردم و خواندم نزد عالم ربانی و فاضل یزدانی و والد روحانی، شیخ المشایخ، شیخ احمد احسائی متعنا الله بفیوضاته و بقائه.
توصیفاتی هم درباره فوائد شیخ مرحوم اشاد الله شأنه مرقوم کرده است:
و لما کان فوائده دام ظله العالی وافیة بالمسائل الدینیة و المعارف الحقیقة الحقیة و اصولاً متنیة یقینیة حاویة علی نخبة معارف العارفین و زبدة مسالک السالکین و کان أکثرها موقوفاً علی السماع اردت ان اکتب شیئاً مما سمعت و فهمت من افاداته سلمه الله تعالی من جمیع آفاته و بلیاته... .
@AghayedNet
شرحی است بر کتاب الفوائد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه.
کتاب الفوائد، بیان اصول فلسفی آن بزرگوار است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند.
ملا محمد بن محمدنصیر گیلانی این شرح را در زمان حیات شیخ مرحوم رفع الله شأنه نگاشته و تاکنون خطی بوده است. نسخهای مخطوط از این کتاب در دائرة المعارف اسلامی به شماره ٢٩٨ موجود است.
وی در مقدمه کتاب نوشته است که پس از فراغت از حکمت یونانی، حکمت قرآنی را آغاز کردم و خواندم نزد عالم ربانی و فاضل یزدانی و والد روحانی، شیخ المشایخ، شیخ احمد احسائی متعنا الله بفیوضاته و بقائه.
توصیفاتی هم درباره فوائد شیخ مرحوم اشاد الله شأنه مرقوم کرده است:
و لما کان فوائده دام ظله العالی وافیة بالمسائل الدینیة و المعارف الحقیقة الحقیة و اصولاً متنیة یقینیة حاویة علی نخبة معارف العارفین و زبدة مسالک السالکین و کان أکثرها موقوفاً علی السماع اردت ان اکتب شیئاً مما سمعت و فهمت من افاداته سلمه الله تعالی من جمیع آفاته و بلیاته... .
@AghayedNet
🔺١٨ ماه محرّم، سالروز ولادت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اَشادَ اللهُ شَأنَه
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️کتاب ارشادالعوام بهخطّ عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در کتابخانه ادیب میبدی
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔻در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4553
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔻در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4553
✔️کتاب ارشادالعوام بهخطّ عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در کتابخانه ادیب میبدی
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔻بخش اول
یکی از کتابخانههای خصوصی در مشهد مقدس، کتابخانه ادیب میبدی است. این کتابخانه مشتمل است بر شصت و پنج هزار نسخه چاپی و سه هزار نسخه عکسی و نیز بیش از دو هزار نسخه خطی. چهار هزار دیوان فارسی و چهار هزار و پانصد دیوان به زبانهای شرقی و غربی از امتیازهای این کتابخانه است.
مجموع نسخهها از آن جهت که مشتمل بر نسخههای خریداریشده و نیز اهدایی خانوادههای گوناگون است و در فهرست این کتابخانه، نام هفده نفر از این اشخاص مذکور است، با مشخّصه تنوع، نسخههای محلّی، خطوط علماء و شعراء عجین شده و کتابخانهای در خور توجه را شکل داده است.
از جهت اهمیت آن، فهرستنگار معاصر، سید احمد حسینی اشکوری فهرستنگاری این کتابخانه را به عهده گرفته تا فهرست کتابخانه، دارای انسجام، یکپارچگی و دقت باشد.
پیشتر بخشی از نسخهها در سه دفتر با عنوان «فهرست نسخههای خطی کتابخانه میبدی» بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ ش از سوی مجمع ذخائر اسلامی چاپ شده بود. در فهرست اخیر، علاوه بر افزایش کتابهای دیگر، به صورت نفیس و رنگی از سوی نشر باقیات به طبع رسیده، در ۴ دفتر، که جلد پایانی به فهارس فنی و تصاویر منتخب هنری اختصاص یافته است. در فروردین ١٣٩٨ این فهرست با عنوان «نسخههای دیوانکده و کتابخانه ادیب میبدی» در صد نسخه منتشر شد قرار است بر این فهرست دفتر پنجم نیز افزوده شود که تاکنون به علت اینکه عدد نسخههای خطیِ جدید به پانصد نرسیده، برای این مجلد اقدام نشده است.
این مجموعه از چند جهت نفیس است: هم از لحاظ اصل کتابها و نسخههای معرفیشده و بعضاً نویافته که حتی در فهارسی همچون فنخا یا دنا معرفی نشده است و هم روش فهرستنویسی کتابها و هم کیفیت چاپ. این فهرست، رنگی است و مشتمل است بر تصاویر صفحات مهم و زیبای نسخههای معرفی شده. اگرچه به تعداد محدود ١٠٠ نسخه منتشر شده است.
کتابهای خطی کتابخانه ادیب میبدی، طیف وسیعی از مؤلفان و اندیشهها را شامل میشود. از طوایف سنی و شیعی و برخی فرق صوفیه و... .
بعضی نسخهها در این فهرست، پر بسامد است مانند آتشکده آذر، اثر لطفعلی بن آقاخان آذر بیگدلی که نسخههای متعددی از این کتاب در کتابخانه ادیب میبدی موجود است. علت تکرار عناوین از یک کتاب، این است که بعضی افراد که کتابخانه خود را اهداء کردهاند، به تصحیح بعضی کتابها اشتغال داشتهاند و نسخ متعددی از یک کتاب را جمعآوری کردهاند و همه آن نسخهها اهداء شده است.
یکی از امتیازهای کتابخانه ادیب میبدی، نسخ رسائل بزرگان دین اعلی الله مقامهم است که در این مجموعه نگهداری میشود: نسخههای متعددی از رسائل هر یکی از عالمان دین مرحوم شیخ احمد احسائی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم.
همچنین در این فهرست، ترجمه رسالهای از سید مرحوم رفع الله شأنه نیز ملاحظه میشود. از مجالس و مواعظ مرحوم آقای کرمانی و مرحوم آقای شریف طباطبائی نفعنا الله بعلومهما نیز نام برده شده است.
اینکه رسائل عدیدهای از مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه در فهرست این کتابخانه ملاحظه میشود، جالب توجه است. کتابخانههای محدودی هستند که شامل نسخه خطی از آثار این بزرگوار باشند. فهرستی از آثار بزرگان دین که در این کتابخانه است، در پایان این یادداشت ارائه خواهد شد.
شاید نفیسترین نسخه خطیِ مکتبیِ این کتابخانه، کتاب مستطاب ارشادالعوام به خطّ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است. در مجلد سوم فهرست این کتابخانه چنین آمده است:
«ارشادالعوام
از: حاج کریم خان بن ابراهیم کرمانی (١٢٨٨)
جلد اول کتاب است.
نستعلیق، محمدباقر بن محمدجعفر قِهی اصفهانی، روز پنج شنبه نیمه ماه جمادی الثانی ١٢۶۵، عناوین و نشانیها شنگرف، در برگی پایان کتاب حرزی به نقل از میرداماد به خط عادل بن مراد اردستانی و به تاریخ ١٢۶٨ افزوده شده است، جلد تیماج قهوهای ضربی
١۶٧برگ، ٢٠س، ٢٢×١٧ سم. »
چند مطلب در این باره شایان توجه است... .
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔻بخش اول
یکی از کتابخانههای خصوصی در مشهد مقدس، کتابخانه ادیب میبدی است. این کتابخانه مشتمل است بر شصت و پنج هزار نسخه چاپی و سه هزار نسخه عکسی و نیز بیش از دو هزار نسخه خطی. چهار هزار دیوان فارسی و چهار هزار و پانصد دیوان به زبانهای شرقی و غربی از امتیازهای این کتابخانه است.
مجموع نسخهها از آن جهت که مشتمل بر نسخههای خریداریشده و نیز اهدایی خانوادههای گوناگون است و در فهرست این کتابخانه، نام هفده نفر از این اشخاص مذکور است، با مشخّصه تنوع، نسخههای محلّی، خطوط علماء و شعراء عجین شده و کتابخانهای در خور توجه را شکل داده است.
از جهت اهمیت آن، فهرستنگار معاصر، سید احمد حسینی اشکوری فهرستنگاری این کتابخانه را به عهده گرفته تا فهرست کتابخانه، دارای انسجام، یکپارچگی و دقت باشد.
پیشتر بخشی از نسخهها در سه دفتر با عنوان «فهرست نسخههای خطی کتابخانه میبدی» بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ ش از سوی مجمع ذخائر اسلامی چاپ شده بود. در فهرست اخیر، علاوه بر افزایش کتابهای دیگر، به صورت نفیس و رنگی از سوی نشر باقیات به طبع رسیده، در ۴ دفتر، که جلد پایانی به فهارس فنی و تصاویر منتخب هنری اختصاص یافته است. در فروردین ١٣٩٨ این فهرست با عنوان «نسخههای دیوانکده و کتابخانه ادیب میبدی» در صد نسخه منتشر شد قرار است بر این فهرست دفتر پنجم نیز افزوده شود که تاکنون به علت اینکه عدد نسخههای خطیِ جدید به پانصد نرسیده، برای این مجلد اقدام نشده است.
این مجموعه از چند جهت نفیس است: هم از لحاظ اصل کتابها و نسخههای معرفیشده و بعضاً نویافته که حتی در فهارسی همچون فنخا یا دنا معرفی نشده است و هم روش فهرستنویسی کتابها و هم کیفیت چاپ. این فهرست، رنگی است و مشتمل است بر تصاویر صفحات مهم و زیبای نسخههای معرفی شده. اگرچه به تعداد محدود ١٠٠ نسخه منتشر شده است.
کتابهای خطی کتابخانه ادیب میبدی، طیف وسیعی از مؤلفان و اندیشهها را شامل میشود. از طوایف سنی و شیعی و برخی فرق صوفیه و... .
بعضی نسخهها در این فهرست، پر بسامد است مانند آتشکده آذر، اثر لطفعلی بن آقاخان آذر بیگدلی که نسخههای متعددی از این کتاب در کتابخانه ادیب میبدی موجود است. علت تکرار عناوین از یک کتاب، این است که بعضی افراد که کتابخانه خود را اهداء کردهاند، به تصحیح بعضی کتابها اشتغال داشتهاند و نسخ متعددی از یک کتاب را جمعآوری کردهاند و همه آن نسخهها اهداء شده است.
یکی از امتیازهای کتابخانه ادیب میبدی، نسخ رسائل بزرگان دین اعلی الله مقامهم است که در این مجموعه نگهداری میشود: نسخههای متعددی از رسائل هر یکی از عالمان دین مرحوم شیخ احمد احسائی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم.
همچنین در این فهرست، ترجمه رسالهای از سید مرحوم رفع الله شأنه نیز ملاحظه میشود. از مجالس و مواعظ مرحوم آقای کرمانی و مرحوم آقای شریف طباطبائی نفعنا الله بعلومهما نیز نام برده شده است.
اینکه رسائل عدیدهای از مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه در فهرست این کتابخانه ملاحظه میشود، جالب توجه است. کتابخانههای محدودی هستند که شامل نسخه خطی از آثار این بزرگوار باشند. فهرستی از آثار بزرگان دین که در این کتابخانه است، در پایان این یادداشت ارائه خواهد شد.
شاید نفیسترین نسخه خطیِ مکتبیِ این کتابخانه، کتاب مستطاب ارشادالعوام به خطّ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است. در مجلد سوم فهرست این کتابخانه چنین آمده است:
«ارشادالعوام
از: حاج کریم خان بن ابراهیم کرمانی (١٢٨٨)
جلد اول کتاب است.
نستعلیق، محمدباقر بن محمدجعفر قِهی اصفهانی، روز پنج شنبه نیمه ماه جمادی الثانی ١٢۶۵، عناوین و نشانیها شنگرف، در برگی پایان کتاب حرزی به نقل از میرداماد به خط عادل بن مراد اردستانی و به تاریخ ١٢۶٨ افزوده شده است، جلد تیماج قهوهای ضربی
١۶٧برگ، ٢٠س، ٢٢×١٧ سم. »
چند مطلب در این باره شایان توجه است... .
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️کتاب ارشادالعوام بهخطّ عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در کتابخانه ادیب میبدی
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔹بخش دوم
چند مطلب در این باره شایان توجه است:
١. در سال کتابت این نسخه (١٢۶۵ق) مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بهتازگی با عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی آشنا شده بودند. در سال ١٢۶١ اولین دیدار ایشان در کرمان رقم خورد. همان سالی که مرحوم آقای کرمانی قصد تشرف به مشهد مقدس را داشتند ولی روی جهاتی این زیارت انجام نشد. در کتاب عبرة لمن اعتبر آمده است:
«چون پدر از موافقت و مرافقتش [مرحوم آقای شریف طباطبائی] دل نمیکند و به مفارقتش راضی نمیگشت، لهذا از عزیمت سفر و شوری که بر سر داشت احدی را در قهی آگهی نمیداد زیرا که کسی وی را همراهی نمیداشت. تا آنکه خبر حرکت حاجی محمدکریم خان را از کرمان به عزم تشرف آستان عرش بنیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه و علی آبائه آلاف التحیه و الثناء از راه دارالعباده یزد شنیده پس از شدت شوق جانش به لب رسیده و مخفیانه تهیه سفر را دیده و با دو نفر دیگر همسفر و رهسپار گشته و به ورود دارالعباده به شرف حضور مراد و مقصود خود جاننثار و خدمتگزار میگردد. و پدر چون از حال و خیالش مخبر گشته خرجی سال را برایش ارسال میدارد.
و در آن اوقات به واسطه پراکندگی سیستانی و بلوچ به اطراف و اکناف حاجی محمدکریم خان عزیمت ارض اقدس را به رجعت کرمان تبدیل کرده تا آنکه سال آینده شرفیاب گردد.
لاجرم حاجی میرزا محمدباقر هم مسافرت کرمان را در رکابش همعنان و لدی الورود در مدرسه ابراهیمیه منزل و مکان گرفته. پس به تکمیل علوم و تحصیل حکمت و رسوم مرحوم شیخ احمد لحسائی که شرط حکمتش را به طور حقیقت تطبیق با شریعت قرار داده و الحق که عجب اساسی محکم به کار نهاده همی پرداخته. و چون همش همواره اوقات در هر فنی، تفکر و تحقیق بوده به اندک زمانی توفیقش رفیق گشت.»
و ظاهراً طبق این نسخه نویافته، این بزرگوار نخستین مطالعات خود را کتاب مبارک ارشادالعوام قرار دادهاند و استنساخ کردهاند؛ شاید برای اینکه نسخهای اختصاصیِ خود داشته باشند.
٢. این نسخه، بخشی از مجلد اول کتاب ارشادالعوام است. محتمل است که چهار جلد را کتابت کردهاند و در دیگر کتابخانههای شخصی یا عمومی نگهداری میشود و هنوز فهرست نشده است.
٣. آنچه به قلمِ این بزرگوار به ما رسیده است، چند رساله خطی است که از تصنیفات خود ایشان است و بعضی نامهها که به مُهر ایشان مزیّن است. اما تاکنون نسخهای بهخطّ آقای شریف طباطبائی گزارش نشده که از آثار خود ایشان نباشد. این نسخه نفیس از کتاب ارشاد را میتوانیم نخستین نسخه خطیای بدانیم که بهخطّ ایشان است و از آثارشان نیست.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔹بخش دوم
چند مطلب در این باره شایان توجه است:
١. در سال کتابت این نسخه (١٢۶۵ق) مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بهتازگی با عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی آشنا شده بودند. در سال ١٢۶١ اولین دیدار ایشان در کرمان رقم خورد. همان سالی که مرحوم آقای کرمانی قصد تشرف به مشهد مقدس را داشتند ولی روی جهاتی این زیارت انجام نشد. در کتاب عبرة لمن اعتبر آمده است:
«چون پدر از موافقت و مرافقتش [مرحوم آقای شریف طباطبائی] دل نمیکند و به مفارقتش راضی نمیگشت، لهذا از عزیمت سفر و شوری که بر سر داشت احدی را در قهی آگهی نمیداد زیرا که کسی وی را همراهی نمیداشت. تا آنکه خبر حرکت حاجی محمدکریم خان را از کرمان به عزم تشرف آستان عرش بنیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه و علی آبائه آلاف التحیه و الثناء از راه دارالعباده یزد شنیده پس از شدت شوق جانش به لب رسیده و مخفیانه تهیه سفر را دیده و با دو نفر دیگر همسفر و رهسپار گشته و به ورود دارالعباده به شرف حضور مراد و مقصود خود جاننثار و خدمتگزار میگردد. و پدر چون از حال و خیالش مخبر گشته خرجی سال را برایش ارسال میدارد.
و در آن اوقات به واسطه پراکندگی سیستانی و بلوچ به اطراف و اکناف حاجی محمدکریم خان عزیمت ارض اقدس را به رجعت کرمان تبدیل کرده تا آنکه سال آینده شرفیاب گردد.
لاجرم حاجی میرزا محمدباقر هم مسافرت کرمان را در رکابش همعنان و لدی الورود در مدرسه ابراهیمیه منزل و مکان گرفته. پس به تکمیل علوم و تحصیل حکمت و رسوم مرحوم شیخ احمد لحسائی که شرط حکمتش را به طور حقیقت تطبیق با شریعت قرار داده و الحق که عجب اساسی محکم به کار نهاده همی پرداخته. و چون همش همواره اوقات در هر فنی، تفکر و تحقیق بوده به اندک زمانی توفیقش رفیق گشت.»
و ظاهراً طبق این نسخه نویافته، این بزرگوار نخستین مطالعات خود را کتاب مبارک ارشادالعوام قرار دادهاند و استنساخ کردهاند؛ شاید برای اینکه نسخهای اختصاصیِ خود داشته باشند.
٢. این نسخه، بخشی از مجلد اول کتاب ارشادالعوام است. محتمل است که چهار جلد را کتابت کردهاند و در دیگر کتابخانههای شخصی یا عمومی نگهداری میشود و هنوز فهرست نشده است.
٣. آنچه به قلمِ این بزرگوار به ما رسیده است، چند رساله خطی است که از تصنیفات خود ایشان است و بعضی نامهها که به مُهر ایشان مزیّن است. اما تاکنون نسخهای بهخطّ آقای شریف طباطبائی گزارش نشده که از آثار خود ایشان نباشد. این نسخه نفیس از کتاب ارشاد را میتوانیم نخستین نسخه خطیای بدانیم که بهخطّ ایشان است و از آثارشان نیست.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️کتاب ارشادالعوام بهخطّ عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در کتابخانه ادیب میبدی
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔹بخش سوم
۴. در واقعه همدان، نوع نسخههای اصلیِ خطّ مرحوم آقای شریف طباطبائی یا به غارت رفت یا سوزانده شد. چند نسخهای که امروز بهخطّ ایشان به ما رسیده چنین است:
اصول المهمة فی شرح کلیات الحکمة، ابطال الباطل، کشف الحق، جواب شیخ مفید شیرازی، النعل الحاضرة، ایضاح، موضح، توضیح، ردّ میر محمدعلی رفسنجانی، جواب میرزا حسن علی خان نائینی، شرح حدیث من عرف مواقع الصفة، جواب سؤالات نائین، الفقه کتاب الطهارة (که ناتمام است).
میتوانیم این نسخه خطیِ نفیس از کتاب ارشادالعوام را بر این فهرست بیفزایم با این تفاوت که اثر مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه را کتابت فرمودهاند.
۵. این نسخه، موقعیت و جایگاه کتاب ارشادالعوام را میان دوستداران و تابعان فکری مکتب نشان میدهد که شخصی عالم و عالمزاده همچون آقای شریف طباطبائی، در همان سالهای ابتدائیِ آشنایی با مکتب و همان سالهای نگارش این کتاب (که ١٢۶٣ مجلد اول به پایان رسیده است)، به استنساخ این کتاب اقدام میکند. پس بهجاست که بعدها خودِ این بزرگوار در رسالهای بنویسند:
«کتاب مستطاب «ارشاد» مونسی است از هر وحشتی و علمی است در دین از هر جهلی و ذکری است از هر غفلتی و یقینی است از هر شکی و حکمتی است از هر سفهی و حَکَمی است در هر اختلافی. رفع میکند از دین تحریف غالین و انتحال مبطلین و تأویل جاهلین را و عروة الوثقی است لا انفصام لها بین اللّه و حججه و بریّته.»
و دیگر جای تعجب نیست که بدانیم یکی از تلاشهای این بزرگوار، پاسخگویی به اشکالاتی است که مخالفان بر همین کتاب ارشادالعوام وارد دانستهاند. از اشکالات کودکانه شخصی به نام «ملا کاظم» گرفته (که در رساله «ابطال الباطل» متعرض شدهاند) تا کتاب محمدحسین شهرستانی به نام «مسترشدالانام فی ردّ ارشادالعوام» و ردّ آن.
موقعیت کتاب ازالة الاوهام نیز مشخص است که مرحوم آقای شریف طباطبائی چگونه، جانانه، با بیانات محکم از کتاب ارشادالعوام دفاع کردهاند.
دیگر آثار این بزرگوار نیز آکنده از ذکر کتاب ارشادالعوام است و حتی در بحث ردّ نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی، بهطور مکرر به عبارات کتاب ارشادالعوام استشهاد میکنند. تفصیل این موضوع را در کتاب نمایی از دورنمای هورقلیا آوردهایم.
در پایان فهرست آثار مکتبیِ کتابخانه ادیب میبدی تقدیم میشود.
✔️برای مطالعه متن کامل این مقاله و ملاحظه فهرست کاملِ آثار مکتبی در کتابخانه مذکور، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/ershaad1/
🔸(به ضمیمه معرّفی دیگر آثار مکتبیِ این کتابخانه)
🔹بخش سوم
۴. در واقعه همدان، نوع نسخههای اصلیِ خطّ مرحوم آقای شریف طباطبائی یا به غارت رفت یا سوزانده شد. چند نسخهای که امروز بهخطّ ایشان به ما رسیده چنین است:
اصول المهمة فی شرح کلیات الحکمة، ابطال الباطل، کشف الحق، جواب شیخ مفید شیرازی، النعل الحاضرة، ایضاح، موضح، توضیح، ردّ میر محمدعلی رفسنجانی، جواب میرزا حسن علی خان نائینی، شرح حدیث من عرف مواقع الصفة، جواب سؤالات نائین، الفقه کتاب الطهارة (که ناتمام است).
میتوانیم این نسخه خطیِ نفیس از کتاب ارشادالعوام را بر این فهرست بیفزایم با این تفاوت که اثر مرحوم کرمانی اعلی الله مقامه را کتابت فرمودهاند.
۵. این نسخه، موقعیت و جایگاه کتاب ارشادالعوام را میان دوستداران و تابعان فکری مکتب نشان میدهد که شخصی عالم و عالمزاده همچون آقای شریف طباطبائی، در همان سالهای ابتدائیِ آشنایی با مکتب و همان سالهای نگارش این کتاب (که ١٢۶٣ مجلد اول به پایان رسیده است)، به استنساخ این کتاب اقدام میکند. پس بهجاست که بعدها خودِ این بزرگوار در رسالهای بنویسند:
«کتاب مستطاب «ارشاد» مونسی است از هر وحشتی و علمی است در دین از هر جهلی و ذکری است از هر غفلتی و یقینی است از هر شکی و حکمتی است از هر سفهی و حَکَمی است در هر اختلافی. رفع میکند از دین تحریف غالین و انتحال مبطلین و تأویل جاهلین را و عروة الوثقی است لا انفصام لها بین اللّه و حججه و بریّته.»
و دیگر جای تعجب نیست که بدانیم یکی از تلاشهای این بزرگوار، پاسخگویی به اشکالاتی است که مخالفان بر همین کتاب ارشادالعوام وارد دانستهاند. از اشکالات کودکانه شخصی به نام «ملا کاظم» گرفته (که در رساله «ابطال الباطل» متعرض شدهاند) تا کتاب محمدحسین شهرستانی به نام «مسترشدالانام فی ردّ ارشادالعوام» و ردّ آن.
موقعیت کتاب ازالة الاوهام نیز مشخص است که مرحوم آقای شریف طباطبائی چگونه، جانانه، با بیانات محکم از کتاب ارشادالعوام دفاع کردهاند.
دیگر آثار این بزرگوار نیز آکنده از ذکر کتاب ارشادالعوام است و حتی در بحث ردّ نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی، بهطور مکرر به عبارات کتاب ارشادالعوام استشهاد میکنند. تفصیل این موضوع را در کتاب نمایی از دورنمای هورقلیا آوردهایم.
در پایان فهرست آثار مکتبیِ کتابخانه ادیب میبدی تقدیم میشود.
✔️برای مطالعه متن کامل این مقاله و ملاحظه فهرست کاملِ آثار مکتبی در کتابخانه مذکور، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/ershaad1/
🔺کتاب تازه منتشر شده دعائم الحکمة، بخش فارسی، مجلد نهم، کفایةالمسائل (ج١)
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة و کفایة، در اینجا و اینجا.
@AghayedNet
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة و کفایة، در اینجا و اینجا.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده مجموعه دروس عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه، مجلد یازدهم، مشتمل بر چهل و هفت درس، در ۶۵٩ صفحه.
🔸از بركاتی كه از این شخصيت ارزنده به يادگار مانده، قریب به دویست کتاب و رساله و بیش از هزار درس و موعظه است.
@aghayedNet
🔸از بركاتی كه از این شخصيت ارزنده به يادگار مانده، قریب به دویست کتاب و رساله و بیش از هزار درس و موعظه است.
@aghayedNet
✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
✔️🔻کتاب در آستانه انتشار «مذاهب در ایران»
در این کتاب که هنوز مراحل پایانی انتشار را میگذراند، درباره مذاهب اهل سنت و شیعه مباحثی ارائه شده است. بخش اول (مذاهب اهل سنت) در چهار فصل تنظیم شده (بیش از دویست صفحه). اهل سنت شمال کشور، شافعیان در ایران، حنفیان در ایران، دیوبندیه در ایران، نقشبندیه در ایران، مودودیه و... از مطالب این بخش است.
بخش دوم کتاب که هنوز تکمیل نشده، به نحلههای شیعیِ ایران مربوط است. و قرار است به اندیشیه شیخیه نیز اشاره شود. بر جلد کتاب نیز تصویری از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بهعنوان نمادی از این مدرسه فکری نقش بسته. گویا مطالب این بخش هنوز نهایی نشده است.
هماکنون و قبل از انتشار این کتاب، بهطور مکرر تصریح میکنیم که شیخیه مدرسهای فکری در متن شیعه اثنیعشری است و تعبیر فرقه یا مذهب (بهاعتبار جریانی زاویهدار با بدنه تشیع اثنیعشری) دراینباره ناصحیح است.
اخیراً در سلسله نشستهای نقد شیخیه به این مهم تصریح شد و بیان گردید که شیخیه روشی تفکر در متن تشیع اثنیعشری است. (ایـــنـــجـــا و ایـــنــجــا.)
اگر قرار است در این کتاب به هر اندیشهای که در متن تشیع است پرداخته شود، باید به مکاتبی همچون اخباریه و اصولیه نیز اشاره شود. چراکه شیخیه نیز دیدگاههای کلامی دارد و درباره برخورد با روایات اهلالبیت علیهمالسلام روشهایی را مطرح کرده است. در این فرصت به این تذکر اکتفاء میشود و شاید نقد تفصیلی این کتاب، پس از انتشار تقدیم گردد.
فهرست بخش اول کتاب «مذاهب در ایران» بهپیوست است.
@AghayedNet
در این کتاب که هنوز مراحل پایانی انتشار را میگذراند، درباره مذاهب اهل سنت و شیعه مباحثی ارائه شده است. بخش اول (مذاهب اهل سنت) در چهار فصل تنظیم شده (بیش از دویست صفحه). اهل سنت شمال کشور، شافعیان در ایران، حنفیان در ایران، دیوبندیه در ایران، نقشبندیه در ایران، مودودیه و... از مطالب این بخش است.
بخش دوم کتاب که هنوز تکمیل نشده، به نحلههای شیعیِ ایران مربوط است. و قرار است به اندیشیه شیخیه نیز اشاره شود. بر جلد کتاب نیز تصویری از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی بهعنوان نمادی از این مدرسه فکری نقش بسته. گویا مطالب این بخش هنوز نهایی نشده است.
هماکنون و قبل از انتشار این کتاب، بهطور مکرر تصریح میکنیم که شیخیه مدرسهای فکری در متن شیعه اثنیعشری است و تعبیر فرقه یا مذهب (بهاعتبار جریانی زاویهدار با بدنه تشیع اثنیعشری) دراینباره ناصحیح است.
اخیراً در سلسله نشستهای نقد شیخیه به این مهم تصریح شد و بیان گردید که شیخیه روشی تفکر در متن تشیع اثنیعشری است. (ایـــنـــجـــا و ایـــنــجــا.)
اگر قرار است در این کتاب به هر اندیشهای که در متن تشیع است پرداخته شود، باید به مکاتبی همچون اخباریه و اصولیه نیز اشاره شود. چراکه شیخیه نیز دیدگاههای کلامی دارد و درباره برخورد با روایات اهلالبیت علیهمالسلام روشهایی را مطرح کرده است. در این فرصت به این تذکر اکتفاء میشود و شاید نقد تفصیلی این کتاب، پس از انتشار تقدیم گردد.
فهرست بخش اول کتاب «مذاهب در ایران» بهپیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻کتاب در آستانه انتشار «مذاهب در ایران» در این کتاب که هنوز مراحل پایانی انتشار را میگذراند، درباره مذاهب اهل سنت و شیعه مباحثی ارائه شده است. بخش اول (مذاهب اهل سنت) در چهار فصل تنظیم شده (بیش از دویست صفحه). اهل سنت شمال کشور، شافعیان در ایران، حنفیان…
@AghayedNet_فهرست.pdf
495.2 KB
#پرسش_و_پاسخ
🔸در نماز شب اول قبر (لیلة الدفن) مقصود شب اول ميت است يا شب اول نمازگزار؟ برای مثال؛ اگر میت امروز در مشهد دفن شده و کسی بخواهد در کانادا نماز لیلة الدفن بخواند، آیا باید
١- امشبِ مشهد بخواند (اگر چه در کانادا هنوز روز باشد)
٢- امشب کانادا بخواند (اگر چه در مشهد روز بعد شده باشد)
٣- اگر ممکن است در ساعتی بخواند که هر دو جا شب باشد.
۴- و اگر ممکن نیست (مثل مکانهایی که دوازده ساعت اختلاف افق دارند) احتیاطاً، هم امشب مشهد بخواند و هم امشب کانادا.
۵- نماز هديه ميت را بعد از دفن ميت در هر وقتی میتوان خواند، چنانکه در فلاح السائل به طریقی خاص روایت شده « اذا دفنتم میتکم و نزعتم من دفنه...» و وقت خاصی برای آن ذکر نشده.
پاسخ:
🔹نماز لیلة الدفن در شب اول قبر میت باید خوانده شود اگرچه به حسب اختلاف افق نمازگزار در هر وقت از روز باشد.
و نماز هدیه میت بعد از دفن است در هر وقت که بخواهند. البته مستحب است نماز هدیه پدر و مادر را در روز بخوانند و برای فرزند در شب بخوانند.
[٢٨ محرّم ١۴۴٣]
@AghayedNet
🔸در نماز شب اول قبر (لیلة الدفن) مقصود شب اول ميت است يا شب اول نمازگزار؟ برای مثال؛ اگر میت امروز در مشهد دفن شده و کسی بخواهد در کانادا نماز لیلة الدفن بخواند، آیا باید
١- امشبِ مشهد بخواند (اگر چه در کانادا هنوز روز باشد)
٢- امشب کانادا بخواند (اگر چه در مشهد روز بعد شده باشد)
٣- اگر ممکن است در ساعتی بخواند که هر دو جا شب باشد.
۴- و اگر ممکن نیست (مثل مکانهایی که دوازده ساعت اختلاف افق دارند) احتیاطاً، هم امشب مشهد بخواند و هم امشب کانادا.
۵- نماز هديه ميت را بعد از دفن ميت در هر وقتی میتوان خواند، چنانکه در فلاح السائل به طریقی خاص روایت شده « اذا دفنتم میتکم و نزعتم من دفنه...» و وقت خاصی برای آن ذکر نشده.
پاسخ:
🔹نماز لیلة الدفن در شب اول قبر میت باید خوانده شود اگرچه به حسب اختلاف افق نمازگزار در هر وقت از روز باشد.
و نماز هدیه میت بعد از دفن است در هر وقت که بخواهند. البته مستحب است نماز هدیه پدر و مادر را در روز بخوانند و برای فرزند در شب بخوانند.
[٢٨ محرّم ١۴۴٣]
@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺کتاب صوتی
✔️رساله رکن رابع
از تصنیفات
عالم ربانی مرحوم
حاج محمدکریم کرمانی
اعلیاللهمقامه
📖با مشاهده متن کتاب
@AghayedNet
✔️رساله رکن رابع
از تصنیفات
عالم ربانی مرحوم
حاج محمدکریم کرمانی
اعلیاللهمقامه
📖با مشاهده متن کتاب
@AghayedNet
✔️🔻تأملاتی در باب زیارت اربعین
درباره زیارت اربعین فراوان گفتهاند و نوشتهاند و به بیانهای مختلف زوایای گوناگون این واقعه را بررسیدهاند. تنوع نوشتارها در این حوزه به قدری است که اشاره به بعضی از این تألیفات، شاید ترجیح بلا ترَجّح باشد. موضوعهای مهم و پُر ارزشی همچون حدیث حضرت عسکری علیهالسلام درباره زیارت اربعین، جایگاه عدد چهل، بررسی صحت روز اربعین و ورود جابر بن عبد الله انصاری رحمة الله علیه به کربلا، ورود اهل بیت علیهمالسلام در این روز به کربلای معلی، بررسی ملحقکردن رأس مطهر به بدن مقدس امام حسین صلوات الله علیه، موضوعهایی است که کاملاً بررسی شده است. در این نوشتار به چند نکته دیگر اشاره میکنیم.
ظاهراً در ارتباط با زیارت اربعین، فقط دو روایت در دست است. روایت اول، همان حدیث حضرت عسکری علیهالسلام است که عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله درجته نیز به آن اشاره فرمودهاند و آن را در کتاب المزارِ فصلُالخطاب (مشهور به فصلالخطابِ کبیر، برابر فصلالخطابِ صغیر) نقل فرمودهاند و فقط این یکروایت را در باب مربوط به اربعین نقل کردهاند: باب زیارته علیهالسلام یوم الأربعین من مقتله؛ عن ابی محمد الحسن بن علی العسکری علیهالسلام انه قال علامات المؤمن خمس صلوة الخمسین و زیارة الأربعین و التختم بالیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم (فصل الخطاب، ص۴۵۸)
روایت دوم، درباره کیفیت زیارت حضرت در این روز است که در همان کتاب شریف (ص۴۷۱) ذیل باب زیارته علیهالسلام فی الأربعین نقل فرمودهاند: فی البحار عن صفوان بن مهران الجمال قال قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الأربعین تزور عند ارتفاع النهار و تقول: السلام علی ولی الله و حبیبه، السلام علی خلیل الله و نجیبه… و پس از زیارت: ثم تصلی رکعتین و تدعو بما أحببت و تنصرف.
برخی از پژوهشگران به انحصار روایات اربعین به این دو روایت تصریح کردهاند. جناب رسول جعفریان در مقاله «دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟» ذیل عنوان «اربعین امام حسین علیهالسلام» پس از نقل حدیث حضرت عسکری علیهالسلام (با این تفاوت که «صلوة الخمسین» را طبق ضبط مشهور «صلوة الإحدی و الخمسین» را ذکر کردهاند) نوشتهاند: «این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین علیهالسلام و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.» (مجله معارف، ش۷۳)
در نوع نوشتارهایی که درباره زیارت اربعین تنظیم شده است و نگارنده به محتوای آن دسترسی داشت (از جمله مجموعه حجیم و دو جلدیِ «مجموعه مقالات اربعین» تدوینشده در پژوهشکده حج و زیارت (جلد اول ۳۷۱صفحه و جلد دوم۱۴۵صفحه) و در همین مجموعه به کتابهای تألیفی در این حوزه نیز اشاره شده است و مجموعههایی به زبان عربی)، جز این دو روایت مذکور به روایت دیگری اشاره نکردهاند؛ بلکه برای کامل شدن نوشتار و مقاله خود، گریزی زدهاند به روایات فضیلت زیارت سیدالشهدا صلوات الله علیه و روایات فضیلتِ مَشی در مسیر زیارت این بزرگوار و دیگر احادیثی که در این باب وارد شده است.
🔻متن کامل در فایلِ پیوست است.
@AghayedNet
درباره زیارت اربعین فراوان گفتهاند و نوشتهاند و به بیانهای مختلف زوایای گوناگون این واقعه را بررسیدهاند. تنوع نوشتارها در این حوزه به قدری است که اشاره به بعضی از این تألیفات، شاید ترجیح بلا ترَجّح باشد. موضوعهای مهم و پُر ارزشی همچون حدیث حضرت عسکری علیهالسلام درباره زیارت اربعین، جایگاه عدد چهل، بررسی صحت روز اربعین و ورود جابر بن عبد الله انصاری رحمة الله علیه به کربلا، ورود اهل بیت علیهمالسلام در این روز به کربلای معلی، بررسی ملحقکردن رأس مطهر به بدن مقدس امام حسین صلوات الله علیه، موضوعهایی است که کاملاً بررسی شده است. در این نوشتار به چند نکته دیگر اشاره میکنیم.
ظاهراً در ارتباط با زیارت اربعین، فقط دو روایت در دست است. روایت اول، همان حدیث حضرت عسکری علیهالسلام است که عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله درجته نیز به آن اشاره فرمودهاند و آن را در کتاب المزارِ فصلُالخطاب (مشهور به فصلالخطابِ کبیر، برابر فصلالخطابِ صغیر) نقل فرمودهاند و فقط این یکروایت را در باب مربوط به اربعین نقل کردهاند: باب زیارته علیهالسلام یوم الأربعین من مقتله؛ عن ابی محمد الحسن بن علی العسکری علیهالسلام انه قال علامات المؤمن خمس صلوة الخمسین و زیارة الأربعین و التختم بالیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم (فصل الخطاب، ص۴۵۸)
روایت دوم، درباره کیفیت زیارت حضرت در این روز است که در همان کتاب شریف (ص۴۷۱) ذیل باب زیارته علیهالسلام فی الأربعین نقل فرمودهاند: فی البحار عن صفوان بن مهران الجمال قال قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الأربعین تزور عند ارتفاع النهار و تقول: السلام علی ولی الله و حبیبه، السلام علی خلیل الله و نجیبه… و پس از زیارت: ثم تصلی رکعتین و تدعو بما أحببت و تنصرف.
برخی از پژوهشگران به انحصار روایات اربعین به این دو روایت تصریح کردهاند. جناب رسول جعفریان در مقاله «دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟» ذیل عنوان «اربعین امام حسین علیهالسلام» پس از نقل حدیث حضرت عسکری علیهالسلام (با این تفاوت که «صلوة الخمسین» را طبق ضبط مشهور «صلوة الإحدی و الخمسین» را ذکر کردهاند) نوشتهاند: «این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین علیهالسلام و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است.» (مجله معارف، ش۷۳)
در نوع نوشتارهایی که درباره زیارت اربعین تنظیم شده است و نگارنده به محتوای آن دسترسی داشت (از جمله مجموعه حجیم و دو جلدیِ «مجموعه مقالات اربعین» تدوینشده در پژوهشکده حج و زیارت (جلد اول ۳۷۱صفحه و جلد دوم۱۴۵صفحه) و در همین مجموعه به کتابهای تألیفی در این حوزه نیز اشاره شده است و مجموعههایی به زبان عربی)، جز این دو روایت مذکور به روایت دیگری اشاره نکردهاند؛ بلکه برای کامل شدن نوشتار و مقاله خود، گریزی زدهاند به روایات فضیلت زیارت سیدالشهدا صلوات الله علیه و روایات فضیلتِ مَشی در مسیر زیارت این بزرگوار و دیگر احادیثی که در این باب وارد شده است.
🔻متن کامل در فایلِ پیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻تأملاتی در باب زیارت اربعین درباره زیارت اربعین فراوان گفتهاند و نوشتهاند و به بیانهای مختلف زوایای گوناگون این واقعه را بررسیدهاند. تنوع نوشتارها در این حوزه به قدری است که اشاره به بعضی از این تألیفات، شاید ترجیح بلا ترَجّح باشد. موضوعهای مهم و…
@AghayedNet_زيارت اربعين.pdf
134.8 KB
✔️🔻رخدادی غیر مشهور در اربعین و عبارتی از کتاب حدیقة الاخوان
کتاب حدیقة الاخوان جُنگی است مکتبی با حجمی بسیار گسترده از مطالب، معارف، احکام، اخلاق و تاریخ. مؤلف در این کتاب گرانسنگ، فرمایشهای مجلسی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهما را جمعآوری کرده است. (فرمایشهایی قبل، حین و بعد از درس یا در میهمانیها و دیدارها.)
در حین مطالعه مطلبی درباره «اربعین» ملاحظه شد.
این مطلب در کتاب گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر که چکیده آن مطالعهها و بررسیها است، منعکس گردید. (در صفحه١١٣.)
عبارت کتاب حدیقه چنین است:
«میگویند که در اینروز (=روز اربعین) اهلبیت به کربلا رسیدند یا وارد مدینه شدند.»
(نسخه خطی حدیقة الاخوان، به خط مرحوم سجادی، ص٧٢۵)
طبق برخی تحقیقات، در اربعین اهلبیت هنوز به کربلا برنگشته بودند؛ چه رسد ورود به مدینه منوره علی مشرفها السلام.
تقدیر بود که در چند منبع، نقلی نزدیکِ این مضمون یافت شد. آنچه اکنون احتمال میرود این است که عبارت حدیقة الاخوان، نقل به معنای این روایت تاریخی است که شاید در یادداشتهای مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی (مؤلفِ کتاب حدیقةالاخوان) اندکی تغییر کرده و به شکل کنونی آن ثبت شده است.
این نقل برای عموم نا آشناست؛ اما با توجه به گزارشهای مربوط به حرکت کاروان از کربلا تا کوفه و پس از آن تا دمشق و زمان حضور ایشان در آن دو شهر، شایان تأمل است.
این نقل، بازگشت کاروان حسینی از شام به سوی مدینه در روز اربعین است.
منبع نخست، کتاب مسار الشیعة شیخ مفید است. ایشان در وقایع ماه صفر می نویسد:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مسار الشیعة، ص۴۶)
منبع دوم، مصباح المتهجد شیخ طوسی است. ایشان نیز ضمن وقایع ماه صفر به این رخداد اشاره می کند:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا ابی عبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مصباح المتهجد، ص ٧٨٧)
مصدر دیگر، بیان شیخ رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی است که مینویسد:
«و فی اليوم العشرین من صفر سنة احدی و ستین... کان رجوع حرم مولانا ابی عبدالله الحسین علیهالسلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص٢١٩)
مرجع دیگر، نوشته مرحوم کفعمی است که مینویسد:
«و فی العشرین منه کان رجوع حرم الحسین بن علی علیهالسلام الی المدینة.» (مصباح الکفعمی، ص۵١٠)
و در موضعی دیگر نیز اشاره به این واقعه دارد (همان، ص۴٨٩)
نتیجه اینکه غیر از رخداد مشهور اربعین یعنی حضور جابر بن عبدالله در کربلاء معلی (ر.ک: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص٧۴) و رخداد دوم که برخی نوشتهاند، یعنی حضور کاروان حسینی در کربلاء (در همان ایامِ اربعین)، رخداد دیگری نیز نقل شده که حرکت کاروان از شام به سوی مدینه است. و البته این نقل منافاتی ندارد با نقل دیگر که حضور اهلبیت در کربلا باشد در همان ایام و حضور جابر در کربلاء.
بدین ترتیب عبارت کتاب حدیقة الاخوان ظاهراً شکل تغییریافتهای از این نقل تاریخی است.
@AghayedNet
کتاب حدیقة الاخوان جُنگی است مکتبی با حجمی بسیار گسترده از مطالب، معارف، احکام، اخلاق و تاریخ. مؤلف در این کتاب گرانسنگ، فرمایشهای مجلسی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهما را جمعآوری کرده است. (فرمایشهایی قبل، حین و بعد از درس یا در میهمانیها و دیدارها.)
در حین مطالعه مطلبی درباره «اربعین» ملاحظه شد.
این مطلب در کتاب گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر که چکیده آن مطالعهها و بررسیها است، منعکس گردید. (در صفحه١١٣.)
عبارت کتاب حدیقه چنین است:
«میگویند که در اینروز (=روز اربعین) اهلبیت به کربلا رسیدند یا وارد مدینه شدند.»
(نسخه خطی حدیقة الاخوان، به خط مرحوم سجادی، ص٧٢۵)
طبق برخی تحقیقات، در اربعین اهلبیت هنوز به کربلا برنگشته بودند؛ چه رسد ورود به مدینه منوره علی مشرفها السلام.
تقدیر بود که در چند منبع، نقلی نزدیکِ این مضمون یافت شد. آنچه اکنون احتمال میرود این است که عبارت حدیقة الاخوان، نقل به معنای این روایت تاریخی است که شاید در یادداشتهای مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی (مؤلفِ کتاب حدیقةالاخوان) اندکی تغییر کرده و به شکل کنونی آن ثبت شده است.
این نقل برای عموم نا آشناست؛ اما با توجه به گزارشهای مربوط به حرکت کاروان از کربلا تا کوفه و پس از آن تا دمشق و زمان حضور ایشان در آن دو شهر، شایان تأمل است.
این نقل، بازگشت کاروان حسینی از شام به سوی مدینه در روز اربعین است.
منبع نخست، کتاب مسار الشیعة شیخ مفید است. ایشان در وقایع ماه صفر می نویسد:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مسار الشیعة، ص۴۶)
منبع دوم، مصباح المتهجد شیخ طوسی است. ایشان نیز ضمن وقایع ماه صفر به این رخداد اشاره می کند:
«و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا ابی عبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (مصباح المتهجد، ص ٧٨٧)
مصدر دیگر، بیان شیخ رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی است که مینویسد:
«و فی اليوم العشرین من صفر سنة احدی و ستین... کان رجوع حرم مولانا ابی عبدالله الحسین علیهالسلام من الشام الی مدینة الرسول صلی الله علیه و آله.» (العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص٢١٩)
مرجع دیگر، نوشته مرحوم کفعمی است که مینویسد:
«و فی العشرین منه کان رجوع حرم الحسین بن علی علیهالسلام الی المدینة.» (مصباح الکفعمی، ص۵١٠)
و در موضعی دیگر نیز اشاره به این واقعه دارد (همان، ص۴٨٩)
نتیجه اینکه غیر از رخداد مشهور اربعین یعنی حضور جابر بن عبدالله در کربلاء معلی (ر.ک: بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص٧۴) و رخداد دوم که برخی نوشتهاند، یعنی حضور کاروان حسینی در کربلاء (در همان ایامِ اربعین)، رخداد دیگری نیز نقل شده که حرکت کاروان از شام به سوی مدینه است. و البته این نقل منافاتی ندارد با نقل دیگر که حضور اهلبیت در کربلا باشد در همان ایام و حضور جابر در کربلاء.
بدین ترتیب عبارت کتاب حدیقة الاخوان ظاهراً شکل تغییریافتهای از این نقل تاریخی است.
@AghayedNet