✔️🔺بالاخره و بعد اللتیا و التی، دوره عمومی نقد «مکتب شیخیه و فرقه بهائیت» در مشهد برگزار شد. ابتدا قرار بود از هفته گذشته برگزار شود ولی به علت فراگیریِ بیشترِ کرونا به تعویق افتاد. نهایتاً از دیروز، ١١مرداد١۴٠٠ به صورت حضوری و مجازی برگزار گردید.

جلسه اول و جلسه دوم به‌نقد شیخیه اختصاص داشت.متأسفانه مطالبی سطحی و دور از واقعیت بیان شد.به‌زودی نقد این مطالبِ نادرست را در همین فضا ارائه خواهیم کرد.

حرکت مثبت و جالب توجهی که در این دوره نقدِ شیخیه صورت گرفت،این است که از «شیخیه» به‌عنوان «مکتب» یاد شد و تصریح گردید که شیخیه فرقه نیست مکتب و اندیشه است و حتی در اطلاعیه ثبت شد:«مکتب شیخیه و فرقه بهائیت».
سخنران و ارائه‌دهنده نیز در روز اول و دوم تصریح کرد که شیخیه را نمی‌توان فرقه نامید.

اگرچه دیر است؛اما باز هم دیر نیست که پژوهشگران و حوزه علمیه به این مطلب تصریح کنند که شیخیه همچون اخباریه و اصولیه،مکتبی از مکاتب شیعه اثنی‌عشری است و در متن جامعه شیعی قرار دارد.

عنوانِ این دوره نقدِ شیخیه(علی‌رغم بعضی مطالب ناصحیحِ ارائه‌شده در آن)رهنمودی باشد برای اهل انصاف تا بی‌واهمه به این مهم اذعان کنند.
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺برشی از جلسه اولِ دوره عمومیِ نقدِ «مکتب شیخیه و فرقه بهائیت».
گوینده تصریح می‌کند شیخیه اندیشه، تفکر و مَسلکی در میان شیعه اثنی‌عشری است؛ برخلاف بهائیت که فرقه است.
اما به‌علت اینکه گمان می‌کند این مسئله برای مخاطب سنگین باشد، با احتیاط بیان می‌کند. امید است اهل انصاف زین‌پس بی‌واهمه به این مهم تصریح کنند.
@AghayedNet
✔️🔻کتاب تازه منتشر شده «أجوبة سؤالات الشيخ محمد بن عبدالله آل رحمة الأحسائی» از تصنیفات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أشادَ اللهُ شأنَه

محور اصلی این کتاب رساله‌ای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه است. این رساله در مجموعه «جوامع الکلم» منتشر نشده است. برای نخستین‌بار،‌ این رساله در فصل‌نامه بین‌المللی «کتابگزار»، شماره چهارم و پنجم منتشر گردید و هم‌اکنون با اضافاتی همچون شرح حال شیخ مرحوم و بعضی تفاصیل حیات ایشان و شرح حال سائل (شیخ محمد آل‌رحمة) در ١۵۴ صفحه چاپ شده است.

زمان نگارش،‌ اواسط دهه اول قرن سیزده هجری است و جزو متقدم‌ترین آثار ایشان محسوب می‌شود.
این رساله، پاسخی است به شش پرسش حِکمی و اعتقادی:

. معنی الوجود المنسوب الی الله
.معنی السعادة و الشقاوة فی السعید و الشقی
. هل هناک فراغ مکانی و زمانی لخلق أول المخلوقات؟
. الباعث فی ایصال المشیئة الی المشاءات
. غیریة الارادة و المشیة و تأخر الارادة
. علمه سبحانه الذاتی و الفعلی

این رساله در مجموعه‌ای خطی از کتابخانه شخصی شیخ کاظم مطر به دست آمده و به یکی از مدارس علمی احساء منتقل شده است. مجموعه به خط «شیخ محمد بن علی بقشی» است و مشتمل است بر شش رساله. دومین رساله، رساله شیخ مرحوم اع است در جواب شیخ محمد آل رحمة. ششمین رساله نیز رساله ای است از عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع.

یکی از اشکالات منتقدان بر اندیشه مرحوم احسائی اع این است که تأیید علماء و اجازات ایشان به مرحوم احسائی،‌ پیش از اظهار دیدگاه‌های ایشان بوده است و بعد از اظهار و انتشار کتب،‌ مخالفت‌ها آغاز شد. این رساله،‌ مؤید خوبی است بر اینکه دیدگاه‌های ایشان از ابتدا مشخص بوده است و در رسائل خود به آن اشاره فرموده بودند و آن مخالفت‌ها، ریشه‌های دیگری دارد که در این مختصر در پی تبیین آن نیستیم.

رساله جواب شیخ محمد آل‌رحمة که یکی از متقدم‌ترین رساله‌های ایشان اعلی الله مقامه است، دربردارنده مباحثی است که در اواسط و اواخر عمر شریفشان درباره آن قلم زده‌اند و این نشان می‌دهد از ابتداء‌ امر، از تحقیقات خود مطمئن بوده و در رسائل به آن اشاره کرده‌اند. برای نمونه، در این رساله‌ درباره علم ذاتی و علم حادث سخن به میان آمده است و پیش از این در همین فضا، مباحثی در این باره ارائه کرده بودیم.

نمونه دیگر، درباره علم غیب رسول الله صلی الله علیه و آله است که می‌بینیم تفصیل فرمایش مختصر خود در این رساله را در کتبی همچون شرح الزیارة الجامعة الکبیرة مطرح فرموده‌اند (در شرح فقره وَ عِبادِهِ المُکرَمین.) اَعلَی اللهُ دَرَجاتِه وَ نَفَعنا بِعُلُومِه.
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️هر خانه یک حسینیه 🔻درباره برگزاری مراسم محرم١۴۴٢ ▪️بخش اول این نوشتار، هم دردِ دل است و هم پاسخ به بعضی شبهه‌ها... . آنچه اشاره خواهیم کرد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان‌گونه که ممکن است افرادی عقیده‌ای جز این داشته…»
✔️دردنامه‌ای برای جوان امروز

🔻در لینک‌های زیر:
🔸1. t.me/AghayedNet/4526
🔸2. t.me/AghayedNet/4529
🔸3. t.me/AghayedNet/4531
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز

💠بخش اول

برای نونهالان، نوجوانان و جوانان مکتبی جالب توجه است که بدانند بزرگان دین اعلی الله مقامهم روشی عمیق و ژرف را برای نهادینه‌کردن «دین» در مخاطبان خود به کار گرفته‌اند. می‌دانیم «دین» مجموعه اعتقادات (حقیقت)، اخلاقیات (طریقت) و احکام شرعی (شریعت) است. این بزرگواران برای آموزش اخلاقیات پسندیده و پرهیز دادن از اخلاق ناپسند، روشی غیر مستقیم را انتخاب کرده‌اند؛ غیرِ مستقیمی که مستقیم محض است!

ایشان با تأکید بر اعتقادات، راه را برای اخلاقیات هموار کرده‌اند. فرموده‌اند اگر خدا را شناختید (معرفة الله) و به صفات او پی بردید، خواه ناخواه معصیت نمی‌کنید و از گناهان پرهیز می‌کنید؛ چراکه به خداوندِ عالِمِ شاهدِ قادر یقین کرده‌اید و از مسیر صحیح منحرف نمی‌شوید.

اگرچه در رسائل و آثار خود به‌طور تخصصی هم به اخلاقیات پرداخته‌اند اما ریشه آن را در مباحث عقاید معرفی کرده‌اند. کتاب مبارک «طریق‌النجاة» و رسائل سیر و سلوکِ سید مرحوم اعلی الله مقامه این‌گونه است. راه اخلاقی‌ زندگی کردن، از «عقاید» می‌گذرد.

در مواضعی احادیث اخلاقی را نقل فرموده‌اند و شرح داده‌اند و به تشویر و شرمندگیِ حاصل از ارتکاب معاصی تصریح کرده‌اند؛ اما روش انتخابی و پررنگِ ایشان برای اصلاح اخلاق و عمل به شریعت، «عقاید» است.

مایه تأسف است که باید اذعان کنیم نسل جوان اندکی از این روش فاصله گرفته است. قیدِ «اندکی» در خوش‌بینانه‌ترین حالت است. گزارش‌هایی از زاویه‌دار شدن با این شیوه دیده و شنیده شده است.

گویا امروز باید کودکانه سخن گفت. گویا باید تصریح کرد. گویا شیوه «غیر مستقیم» نتیجه نداده است. قراین حاکی از این است که با گفتن «خدا عالِم و شاهد و قادر و حکیم است» شخص از گناه دست نمی‌شوید. حتماً باید از عذاب گفت و از اثرات منفی اخلاق ناپسند در زندگی فردی و جمعی.

مگر قرار نبود رشد کنیم؟ مگر قرار نبود از کودکی بگذریم و «فطیم» شویم؟ رشد کنیم و بالغ گردیم؟ آنچه بزرگان بیان کرده‌اند، شیوه برخورد با بزرگسال است. اما امروزه در این دنیای تکنولوژی که ادعای اهالیِ آن گوش فلک را کر کرده است،‌ باید «تصبّی» کرد برای نسل جدید و کودکانه گفت و نوشت. از ابتدایی‌ترین اخلاقیات سخن به میان آورد. الفبای معاشرت را آموزش داد. از مذمتِ دین‌داریِ شریعت‌گریزانه سخن گفت. ما را چه شده است؟

اجازه دهید به تجربه‌ای شخصی اشاره کنم. بخش مهمی از پژوهش‌های مکتبی ما در ساحت عقاید و پاسخ به شبهه‌های دینی و پرسش‌های نسخه‌شناسی و... است. به دست آوردن نکات تازه در حوزه تاریخ مکتب و آشنایی با زوایای متعدد زندگی بزرگان، رصد تازه‌های نشر با محوریت مکتب و... . باورمان این است که با پیگیری این چیزها و ارائه این مطالب،‌ محبت ما به مکتب عریق‌ و ریشه‌دار شده و نتیجتاً بیشتر و بیشتر در پایبندی به آموزه‌های مکتبی که همان بیانات شریعت و دین است، پیشرفت می‌کنیم.

اما مدتی قبل نظرسنجی‌ای با جامعه آماری محدود در یکی از اپلیکیشن‌ها انجام دادم که: درباره چه موضوعی بگوییم و بنویسیم و نشست برگزار کنیم؟! اکثریت، موضوعات اخلاقی را مطرح کردند: از آداب ازدواج و روابط زوج جوان و موضوع طلاق و بداخلاقی در زندگی خانوادگی و بزهکاری و... .

گاهی چنان این تقاضاها پررنگ می‌شود که دست انسان به‌سوی نشرِ تحقیقات عقیدتی و تاریخی پیش نمی‌رود. ترسان از اینکه مخاطب بگوید: «چه مطلب نامربوطی» یا بگوید: «به ما چه ارتباطی دارد؟» یا: «چه گره‌ای از روابط اخلاقی ما می‌گشاید» و از این قبیل لُندلندها.

این تجربه نشان می‌دهد باید همچون برخورد با کودکان امر و نهی کرد: چنین کن، چنان مکن. خوب باش، بد نباش، طلاق بد است، هم‌دلی و ملاطفت و انعطاف در زندگی خانوادگی خوب است و... .

همان که از آن فرار می‌کردیم بر سر نسل جوان آمده است. نسل جوان که باید طلایه‌دار آشنایی با دین و مکتب باشد، در دنیای پر زرق و برقِ کودکانه جامعه غرق شده است. آشنایی این نسل با بازی‌های رایانه‌‌ای بیشتر از شبهه‌های اعتقادی و پاسخ آنهاست.


ادامه دارد...

@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️|قال العالم الربانی المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أعلی الله مقامه:

نَعَی النَّعیُّ مُصابَ الْهاشِمیینا
کَأَنَّ عاشورَ بِالأَحزانِ یَعنینا

🔺خبر آورده پیک غم ز مرگ دوده هاشم|یقین عاشور و غم‌هایش به سوی ما شده عازم
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز 💠بخش اول برای نونهالان، نوجوانان و جوانان مکتبی جالب توجه است که بدانند بزرگان دین اعلی الله مقامهم روشی عمیق و ژرف را برای نهادینه‌کردن «دین» در مخاطبان خود به کار گرفته‌اند. می‌دانیم «دین» مجموعه اعتقادات (حقیقت)، اخلاقیات…
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز

💠بخش دوم

چند سال قبل، قبل از فراگیریِ همگانیِ فضای مجازی، در یک میهمانی دو نوجوان را دیدم که گرم سخن و بحث و تبادل نظر بودند. گوش کردم؛ بازی‌های کامپیوتری را تحلیل می‌کردند و به کلیدهای میانبر بازی‌ها و کیفیت گرافیکی آنها می‌پرداختند و ورژن‌های مختلف را مقایسه می‌کردند.

بیش‌از نیم‌ساعت بدون لحظه‌ای وقفه، تبادل نظر و اطلاعات کردند و اگر شرایط میهمانی اجازه می‌داد ادامه می‌دادند. دریغ از کلمه‌ای از ملکوت... . با شیوعِ فضای مجازی، این‌ گفت‌وگوها به خواننده‌های موسیقی و ناگفتنی‌هایی دیگر کشیده شده است... .
می‌دانم آنچه می‌نویسم یک‌صدمِ گرفتاری‌های نسل جوان نیست.

کم‌رنگ شدن عقاید اسلامی و شیعی در وجود جوانان یکی از معضلات است. از دست‌دادن رگه‌هایی از «سنتی بودن» معضل بزرگ دیگری است. کم‌حوصلگی و بی‌حوصلگی باعث شده است از قرائت متون اصیل مکتبی و دینی دور بمانند.

فاصله نسل‌ها و نفهمیدنِ سخن پدر و مادر گرفتاری مهم دیگری است. وقتی والدین در فضایی سیر می‌کنند و فرزند زبان مشترکی نمی‌یابد، چه توقعی است که «ریشه‌ها» به نسل امروز منتقل گردد؟

«کرونا» سبب شد «رگه‌های سنتی» و «اصالت دینی» کمتر و کمتر به نوجوانان و جوانان منتقل گردد. به‌مناسبت شیوع کرونا و دور شدن هرچه بیشترِ نوجوانان از ساحت دین و مکتب، باید به موضوع مهمی توجه کرد و آن نقش پررنگ والدین و فامیلِ نزدیک در خنثی‌کردن این «بمب» است.

آری؛ به‌راستی «بمب» است. اگر زمان انفجار آن فرا رسد به خود می‌آییم و می‌بینیم نسل جدیدی باقی نمانده که متدین باشد و مکتبی. آنجاست که زنجیره انتقال میراث‌های گرانبهای مکتبی بریده می‌شود و همه زحمات علماء و بزرگان، مخاطب درون‌مکتبی نخواهد داشت.

در هر نسلی چند نفری پیشرفت‌هایی خواهند کرد، اما سخن درباره بدنه نسل است. سخن درباره عقاید یک نسل است؛ اگرچه نسلی باشد بازاری و کاسب و دور از ساحت تعلیم و تعلمِ رسمی؛ اما نسلی که ریشه در شَلته و مرداب نداشته باشد بلکه نسلی اصیل باشد.

به تجربه شخصی دیگری اشاره کنم. در نرم‌افزارهای مختلف شبکه‌ مجازی پرسش‌‌هایی دریافت می‌کنیم. متأسفانه باید بگویم پرسش‌‌کنندگان و کسانی که مشورت می‌خواهند، از نسل نوجوانان نیستند یا بسیار اندک‌اند (غیر از پرسش‌های نوجوانانِ عزیزِ متعلم که بحمدالله به تعلیم و تعلم اشتغال دارند). آن موارد اندک هم درباره مشورت‌های کاری و روش‌های نوین درآمدزایی است. پرسش از عقاید و پاسخ شبهات کم‌رنگ است.

آری، یک علت هست: ممکن است نسل نوجوان و جوان، بَسالت و شجاعتی در خود نمی‌یابد که از کسی سؤال کند. یا دچار آن بیماری است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن را «حیاء حمق» نامیدند و آن حیاء را مذمت فرمودند (در مقابل حیاءِ صحیح و بجا) و البته علل دیگری هم محتمل است (علل، جمع علت، به‌معنای بیماری‌ها).

ادامه دارد...

@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️|قال العالم الربانی المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أعلی الله مقامه:

للّٰهِ رُزْءٌ جَليلٌ لايُرىٰ أبَدا
اِلّا لِتَقطیعِ اَکبادِ المُحِبّینا

🔺به‌حق سوگند که این ماتم عجیب است و نشد بر پا | مگر آن‌که کند پاره، جگرهای محبّان را
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز 💠بخش دوم چند سال قبل، قبل از فراگیریِ همگانیِ فضای مجازی، در یک میهمانی دو نوجوان را دیدم که گرم سخن و بحث و تبادل نظر بودند. گوش کردم؛ بازی‌های کامپیوتری را تحلیل می‌کردند و به کلیدهای میانبر بازی‌ها و کیفیت گرافیکی آنها می‌پرداختند…
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز

💠بخش سوم

به اصل سخن بازگردیم: نقش پررنگ و فراموش‌نشدنی والدین و فامیل نزدیک در انتقال ژن و عِرق دینی. «کرونا» امتحانی شد برای مقدارِ رسوخِ دیانت در وجود ما. آیا دین‌داری ما بسته به مجالسِ حضوری است؟ آیا حتماً باید یک‌دیگر را ملاقات کنیم تا دین‌دار باشیم؟ آیا اگر اهرم فشاری نباشد نماز و حجاب و تعلّمی باقی می‌ماند؟ «کرونا» غربالگرانه به جانِ شاکله ایمانی ما افتاد.

در این میان نوجوانان و جوانان ضعیف بودند. وظیفه والدین است که مرتباً با روش‌های سنتی و نوین، هر دو، دین را نصب‌العین فرزند خود کنند. در خانه نماز بخوانند، دعا بخوانند، زندگی مؤمنانه را در خانه پررنگ کنند. چراکه فرزند پیش‌از آنکه از راه گوش دین را فرا بگیرد، از راه چشم می‌آموزد.

اگر والدین خود را متخصص دینی نمی‌دانند و سواد اندکی در دین دارند، آنچه از معلومات دینی و عمل به شریعت دارند در طَبَقِ اخلاص به فرزند خود عرضه کنند که گفته‌اند: «الجُودُ بِالموجود غایةُ الجود».

همچنین والدین وظیفه دارند میان فرزند نوجوان و جوان خود و آموزگاران مکتبی پل ارتباطی باشند. وسیله‌ای باشند برای رسیدن جوان به معلمی مکتبی. او را تشویق کنند که به اهل علم مراجعه کند. حتی خودشان او را همراهی کرده و حضور معلم بروند یا ارتباط تلفنی برقرار کنند. وظیفه مهمی که غالباً نادیده گرفته می‌شود.

با همه این تفاصیل و هنگامی که والدین به تکلیف شرعی خود عمل کردند، اگر جوانی از دین گریزان شد و اقبالی نشان نداد، از عهده والدین ساقط است. او را به خود واگذارند.

سرور معظم حفظه‌الله در جواب شخصی که پرسیده است: «حقیر فرزندانم را طوری تربیت کردم که اهل دین بودند و حتی از متعلمین. اما حال که بزرگ شده‌اند در امر دین سست شده‌اند و به مجالس اهمیت نمی‌دهند. وظیفه حقیر چیست؟» مرقوم فرموده‌اند:

«باید مدارا کنید و چون بزرگ شده‌اند سخت‌گیری نکنید و تکلیفی ندارید. خود آنها مسئول امور خود می‌باشند.»

به هر روی، در عصر حاضر و به‌ویژه با شیوعِ بیماریِ قرن نباید از پتانسیل‌های نسل جوان غافل شد. فضای اطلاعاتی‌ای که فراروی جوان امروز است، او را با انواع اندیشه‌ها آشنا می‌کند و با آنچه والدین به او منتقل می‌کنند همراه می‌شود. اگر قابلیت دریافت معنویت را داشته باشد و «سعید» باشد، این فضای فراخِ دهکده جهانی، پرسش‌هایی یا پاسخ‌هایی به او خواهد رسانید و تأکید می‌کنیم اگر قابلیت داشته باشد جذب کلام حق خواهد شد.

کوتاه‌سخن اینکه نوجوانان و جوانان نور چشم مکتب‌اند. زحمات اولیاء به دوش ایشان است. روایات اهل‌البیت علیهم‌السلام و توصیه‌های بزرگان دین درباره توجه به جوانان، شواهدِ ادعای ماست. امیدواریم این عزیزان به یاری خِرَد و دل‌سوزی خود و والدین، بر دشمنِ جهل پیروز شده و در مسیر دین و مکتب گام بردارند؛ ان شاء الله تعالی.

روز آخر سال ١۴۴٢ق

@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️|قال العالم الربانی المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أعلی الله مقامه:

هذَا الّذی لَم‌یَدَع لِلمُسلِمینَ عُلا
وَ لا سُروراً وَ لا دُنیَا وَ لا دینا

🔺همین است آن مصیبت که برای هر مسلمانی| سرور و دین و دنیا و عُلوّ را کرده است فانی
@AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیل‌های کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه

🔹قم: نشر مورخ، 1398ش

🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/4534
✔️گزارشی انتقادی

🔻از تحلیل‌های کتاب «ملاآقادربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه

به‌تازگی کتاب دکتر رسول جعفریان با محوریت معرفی ملاآقا دربندی منتشر شده است. ایشان در این نوشته 170صفحه‌ای، درباره آشنایی با تاریخ زندگی، روحیات، آثار و اجتماعیاتِ ملای دربندی اسناد خوبی را ارائه کرده‌اند.

صِرف ارائه این اسناد بسیار عالی است؛ اما تحلیل این اسناد، محل تأمل است.
کتاب رسول جعفریان با عنوان «ملاآقا دربندی و مقتل‌نگاری» به چاپِ فیش‌نوشته‌هایِ تاریخیِ بازنویسی‌نشده شباهت بیشتری دارد تا کتابی آکادمیک؛ از چند جهت: نخست فصل‌بندی ضعیف، دوم اغلاط املایی زیاد، سوم جمله‌بندی‌های نامناسب، چهارم ارجاع‌دهی بدون توجه به استانداردهای حوزوی و دانشگاهی و آخر : تحلیل‌های تاریخی و عقیدتیِ نادرست.

در این وجیزه گزارشی انتقادی از مطالب این کتاب ارائه خواهیم کرد و طبعاً فرازهایی را نقد خواهیم کرد که مرتبط با «شیخیه» است.

مقدمه کتاب که تحت عنوان «درآمد بحث» ثبت شده است، نگاشته‌ای است مختصر و شتاب‌زده. در صفحه 9 آمده است: «شاید این بحث، بیش از این قابل تعقیب باشد اما هدف صرفاً نگارش سطوری برای ورود بحث از ملاآقا دربندی است.»

این مقدمه که مشتمل بر نگاه مؤلف به جریان شیخیه است، مطلب تازه‌ای ندارد. اینکه در قرن سیزدهم، پدیده خاصی متناسب با افکاری که در نجف یا طهران یا برخی از شهرهای دیگر بوده و در پی جنگ‌های ایران و روس ایجاد شده است. مؤلف شخصیت‌های جریان شیخیه را با علی‌محمد باب و ملاآقادربندی در یک ردیف بر می‌شمرد. نقد این نگاه مستلزم بررسیِ مبانی فکری مؤلف و بن‌مایه‌های چنین اندیشه‌ای است. چنین نگاهی که در آن همه اندیشه‌ها با یک نگاه بررسی می‌شود و خط‌کشی‌ای علمی مطرح نمی‌شود، نگاهی علمی نیست و بیشتر به اِعمال نظر شخصی شبیه‌تر است.
به طور کلی زیربنای افکار مرحوم سیدکاظم رشتی و استاد ایشان، در تضاد با افکار علی‌محمدباب است. این مهم را باید در نظر داشت. نباید درگیر روبنا شد و به زیربنا توجه نکرد. متأسفانه باید اشاره کنیم که این نگاه قشری به اندیشه‌های دینی، یکی از آفت‌های نگاه صرفاً تاریخیِ برخی پژوهشگران است. اگر کسی به چنین آفتی تن دهد، همه نحله‌های انحرافی و به تعبیر ادعیه «فِرَق مختلفه» از مسیر حق را باید به مسیر حق ربط دهد و فی‌المثل بگوید ابوبکر و عمر هم صحابی رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و نعوذ بالله افکار آنها از رسول‌خدا متأثر است. همان‌طور که در اینجا به نگاه صرفاً تاریخی اکتفاء نمی‌شود و بن‌مایه عقاید و زیربناهای عقیدتی لحاظ می‌گردد، در جریان شیخیه و بابیه نیز باید چنین رویکردی داشت.

🔹🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/darbandi/

〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️

✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتل‌نگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است.

🔻در این گزارش انتقادی نشان داده‌ایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... .

✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیب‌پاشا به کربلای معلی، فقط منزل ظل‌السلطان و منزل مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع امن اعلام شده است.

🔻در این گزارش انتقادی نشان داده‌ایم که نقل ملای دربندی از واقعیات تاریخی فاصله دارد... .

🔹🔸متن کامل در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/darbandi/
✔️صلی الله علیک یا اباعبدالله

🔻برای مطالعه، عنوان هر یک از کتب را لمس یا کلیک کنید:

أسرار الشهادة، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی‌الله‌مقامه

قبس من أسرار الشهادة

رؤی حول الاسرار الحسینیة

المقتل، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی‌الله‌مقامه

شرح الزیارة المطلقة للامام الحسین علیه‌السلام، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه

اسرار شهادة آل الله الأطیاب علیهم‌السلام، از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه

مواعظ محرم‌الحرام ١٣٠٢ق، فرمایش‌های مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه

کتاب مواعظ محرم‌الحرام سال١٢٩٧ق، در اسرار شهادت سیدالشهداء علیه السلام، فرمایش‌های مرحوم‌ آقای شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه

نسخه خطی موعظه مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، در روز تاسوعا و عاشورا، محرم‌الحرام ١٢٩٨ق

@AghayedNet
🔺كتاب دعوة حسینیّة الى مواهب الله السنیّة نوشته شيخ محمدباقر بن محمدجعفر همدانی بهاری م ١٣٣٣ق.

برخی میان شخصیت او و عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌الله‌مقامه خلط کرده‌اند. ایــنــجــا دراین‌باره بررسی‌هایی ارائه کرده‌ایم.

وی در ابتداء کتاب خود نوشته است:

إنّی لمّا رأيت إخواننا أهل السنّة قد غفلوا عن الحظ الوافر فی مأتم سيّد الشهداء [عليه السلام] و الدرجة العليا فی حبّ خامس أصحاب الكساء، و تأمّلت فی أن اقتضوا فی ذلک دليلاً أم تاهوا عن أبلج الحقّ ضليلاً، فزعموا عمل الإماميّة و غيرهم فی ذلک بدعة، و إنّما هو من جلی السنّة، فرأيت الأمر بخلاف ما زعموا، فأردت أن أدعو الى الرشاد فجمعت أخباراً من غير استيعاب... .
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ

🔸بیمار کرونایی که فوت کند، به‌علت مسری‌بودن بیماری اجازه جابه‌جایی از شهری به شهر دیگر نمی‌دهند. آیا جایز است برای عمل کردن به وصیت میت، بیماری او را کتمان کرد و میت را جابه‌جا نمود؟

پاسخ:

🔹اگر در جابه‌جایی احتمال واگیری داده شود، نباید کتمان کنید و لازم نیست به وصیت عمل نمایید و معذورید.

🔸با توجه به آنچه فرموده‌اند مبنی بر اینکه مشیت الهی در این دوران بر تفرق است، برای استفاده از مجالس مجازی در ماه محرّم آیا اجازه داریم از اقوام دعوت کنیم تا در یک‌ منزل حضور داشته باشیم؟

پاسخ:

🔹از هر مقدار تجمع که احتمال واگیری باشد باید خودداری شود.

[٢۶ ذوالحجه ١۴۴٢]

@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️|قال العالم الربانی المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أعلی الله مقامه:

هذَا العلوّ الکبیر الخطب موقعه
تدبّروا سورة الإسراء تالینا

🔺همین است آن عُلوّی که کبیر است و وقوع آن | گران بوده، بیندیشید در «اسراء» سوره قرآن
@AghayedNet
🔺روز عاشوراء رحلت مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجانی، فرستاده مرحوم آقای میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی‌ الله مقامه به جندق

▪️مرحوم آقا سید هاشم لاهیجی رحمة الله علیه از سال ١۳١١ هجری قمری تا سال ١٣۴٢ یعنی به مدت ٣١ سال از طرف استاد بزرگوارشان، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی، در جندق مأمور تعلیم و تربیت اهالی آنجا بودند.

از آثار ایشان، بیش از دوازده رساله است و ترجمه رساله معادیه و کتاب حدیقة‌الاخوان و تعلیقات سودمند و پر فایده‌ای است که در جواب عریضه‌ها مرقوم کرده‌اند که بعضی از‌ آنها همچون رساله‌ای است مثل تعلیقه‌ای که در جواب جناب قوام‌العلماء نگاشته‌اند.

علاوه بر اینها، نوشته‌های ایشان است در خلاصه درس‌های مرحوم آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه

ایشان در روز عاشوراء سال ١٣۴٢ق در جندق از دنیا رفتند و جسد ایشان را به مشهد مقدس منتقل نموده و در مقبره استاد بزرگوارشان و در جوار ایشان به خاک سپردند.

توضیحاتی دیگر اینجا و اینجا.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️|قال العالم الربانی المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أعلی الله مقامه:

یا لَلرجال عَجیبٌ ذَا المصابُ أَ ما
نَری لَنا مُسعِداً بِالنَّوحِ مَحزونا

🔺عجیب است این مصیبت پس، کسی هست از شما مردان | کند یاری ما با غم، بگرید همچو ما بر آن؟
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «جدال متشرعه و متصوفه همدان»
کتاب حاضر گزارشی است از اختلاف صوفیه و متشرعه در سال ١٢۵٠ق در همدان که به درگیری خونین انجامید.
در این کتاب به‌مناسبت، مباحثی درباره شیخیه مطرح شده است و در پیوست کتاب بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نقل شده است.
در بخش پیوست آمده است:
«مرحوم محمدباقر در کتاب میزان در اوج فعالیت‌های شیخیه همدان و به دنبال تکفیر آنها قبل از جدال نهایی، با بیان اختلافات بی‌حاصل، طرح شبهات مخالفانش و تعیین معیار کفر، به دفاع از ارزش‌های خود می‌پردازد... .»
و سپس عبارات این بزرگوار را نقل می‌کند.
به پاره‌ای قضاوت‌های مؤلف اثرِ حاضر انتقاداتی وارد است که در فرصتی دیگر باید به آن پرداخت.
@AghayedNet