دکتر چیتیک که در حال حاضر در لانگ‌آیلند نیویورک زندگی می‌کند، از آقای طباطبائی (صاحب المیزان) پرسیده است چرا قسمت‌هایی از مطالب عرفانی کتاب شیعه در اسلام را در چاپ حذف کردید و ایشان پاسخ داده است:

«بله، خوب،‌ بالاخره یک‌مردمی هستند، من هم باید به اینها توجه کنم.»

این مطالب عرفانی، در چاپ جدید شیعه در اسلام منتشر شده است؛ اما مطالب مربوط به شیخیه در این چاپ، حذف شده. مطالبی که مؤلف، در نامه‌ای نگارش آنها را تأیید و از آنها دفاع کرده است.

عنوان‌های زیر را لمس یا کلیک کنید:

نقد چاپ جدید کتاب شیعه در اسلام

صوت دکتر چیتیک
@AghayedNet
Forwarded from S Amir Asghari
▪️به مناسبت سال‌روز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه

🔹قرائت وصیت‌نامه

🔻در لینک زیر:

🔸http://Instagram.com/aghayednet
AghayedNet
▪️به مناسبت سال‌روز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه 🔹قرائت وصیت‌نامه 🔻در لینک زیر: 🔸http://Instagram.com/aghayednet
Audio
@AghayedNet
🔺فایل صوتیِ نشست
🔹با موضوع:
ترجمه وصیت‌نامه عالم ربانی مرحوم
حاج سید محمدکاظم رشتی
اعلی ‌الله مقامه
به‌ضمیمه
پاسخی اجمالی به برخی شبهات
🔸چهارشنبه، ٣٠ تیرماه ١۴٠٠
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷اگرچه مشهور است حضرت هادی علیه‌السلام در ١۵ ذوالحجه سال ٢١٢ در قریه صریا (اطراف مدینه منوره) ولادت یافتند؛ ولی طبق این فرمایش امام زمان عجل الله فرجه، ولادت ایشان در ماه رجب است.
@AghayedNet
🔺از رساله‌ای دکتری با محوریتِ اندیشه‌های عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه تقدیر به عمل آمد.

در اختتامیه دوازدهمین دوره جشنواره خوارزمی، به‌تاریخ ٢٧ تیرماه ١۴٠٠، این رساله دکتری در گروه فلسفه، منطق و کلام شایسته تقدیر معرفی شد:

رساله دکتری با عنوان «معناداری صفات ذاتی خداوند در پرتو ترادف مفهومی (با تأکید بر آراء ابن‌سینا و شیخ احمد اَحسائی»، دانشگاه تهران (دانشکده الهیات، گروه فلسفه و کلام)، رساله در ٢٧٠صفحه.

فهرست رساله:

پیشگفتار: مروری بر مسئله تحقیق، اهداف پژوهش، روش کار و مشکلات مربوطه
فصل اول: پیشینه بحث، علل اختلاف، تقسیمات صفات و تقریرِ محلّ نزاع
فصل دوم: سیر نظرات اندیشمندان مسلمان در باب صفات ذاتی خداوند و جایگاه نظریه «ترادف مفهومی»
فصل سوم: ایده «ترادف مفهومی» در آثار ابن‌سینا و شیخ احسائی
فصل چهارم: عوامل مهجوریت ایده «ترادف مفهومی» با اشاراتی به اندیشه مرحوم شیخ احسائی و جریان ظالمانه تکفیر
فصل پنجم: مبادی نظری ایده «ترادف مفهومی» از منظر ابن‌سینا و مرحوم اَحسائی
فصل ششم: معناداری صفات واجب تعالی از منظر ابن‌سینا و مرحوم احسائی
خاتمه: نتایج پژوهش و تحلیل نهایی
@AghayedNet
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و أولاده المعصومین و فاطمة الصدیقة الطاهرة علیهم‌السلام و شیعتهم المنتجبین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
@AghayedNet
✔️به مناسبت عید سعید غدیر، عیدالله الاکبر

🔹نشست با موضوع:

🏝غدیر از دیدگاه مکتب استبصار

🔻در لینک زیر:
🔸http://Instagram.com/aghayednet
AghayedNet
✔️به مناسبت عید سعید غدیر، عیدالله الاکبر 🔹نشست با موضوع: 🏝غدیر از دیدگاه مکتب استبصار 🔻در لینک زیر: 🔸http://Instagram.com/aghayednet
Audio
@AghayedNet
🔺فایل صوتی نشست
🔹با موضوع:
🏝غدیر از دیدگاه مکتب استبصار
🔸جمعه، ١٩ذی‌حجه ١۴۴٢، ٨ مرداد ١۴٠٠
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 | ۲۴ ذوالحجه روز خاتم بخشی امیرالمؤمنین علیه السلام
🔺تأملاتی بر تصدّق حضرت در نماز
@AghayedNet
✔️🔺بالاخره و بعد اللتیا و التی، دوره عمومی نقد «مکتب شیخیه و فرقه بهائیت» در مشهد برگزار شد. ابتدا قرار بود از هفته گذشته برگزار شود ولی به علت فراگیریِ بیشترِ کرونا به تعویق افتاد. نهایتاً از دیروز، ١١مرداد١۴٠٠ به صورت حضوری و مجازی برگزار گردید.

جلسه اول و جلسه دوم به‌نقد شیخیه اختصاص داشت.متأسفانه مطالبی سطحی و دور از واقعیت بیان شد.به‌زودی نقد این مطالبِ نادرست را در همین فضا ارائه خواهیم کرد.

حرکت مثبت و جالب توجهی که در این دوره نقدِ شیخیه صورت گرفت،این است که از «شیخیه» به‌عنوان «مکتب» یاد شد و تصریح گردید که شیخیه فرقه نیست مکتب و اندیشه است و حتی در اطلاعیه ثبت شد:«مکتب شیخیه و فرقه بهائیت».
سخنران و ارائه‌دهنده نیز در روز اول و دوم تصریح کرد که شیخیه را نمی‌توان فرقه نامید.

اگرچه دیر است؛اما باز هم دیر نیست که پژوهشگران و حوزه علمیه به این مطلب تصریح کنند که شیخیه همچون اخباریه و اصولیه،مکتبی از مکاتب شیعه اثنی‌عشری است و در متن جامعه شیعی قرار دارد.

عنوانِ این دوره نقدِ شیخیه(علی‌رغم بعضی مطالب ناصحیحِ ارائه‌شده در آن)رهنمودی باشد برای اهل انصاف تا بی‌واهمه به این مهم اذعان کنند.
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺برشی از جلسه اولِ دوره عمومیِ نقدِ «مکتب شیخیه و فرقه بهائیت».
گوینده تصریح می‌کند شیخیه اندیشه، تفکر و مَسلکی در میان شیعه اثنی‌عشری است؛ برخلاف بهائیت که فرقه است.
اما به‌علت اینکه گمان می‌کند این مسئله برای مخاطب سنگین باشد، با احتیاط بیان می‌کند. امید است اهل انصاف زین‌پس بی‌واهمه به این مهم تصریح کنند.
@AghayedNet
✔️🔻کتاب تازه منتشر شده «أجوبة سؤالات الشيخ محمد بن عبدالله آل رحمة الأحسائی» از تصنیفات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أشادَ اللهُ شأنَه

محور اصلی این کتاب رساله‌ای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه است. این رساله در مجموعه «جوامع الکلم» منتشر نشده است. برای نخستین‌بار،‌ این رساله در فصل‌نامه بین‌المللی «کتابگزار»، شماره چهارم و پنجم منتشر گردید و هم‌اکنون با اضافاتی همچون شرح حال شیخ مرحوم و بعضی تفاصیل حیات ایشان و شرح حال سائل (شیخ محمد آل‌رحمة) در ١۵۴ صفحه چاپ شده است.

زمان نگارش،‌ اواسط دهه اول قرن سیزده هجری است و جزو متقدم‌ترین آثار ایشان محسوب می‌شود.
این رساله، پاسخی است به شش پرسش حِکمی و اعتقادی:

. معنی الوجود المنسوب الی الله
.معنی السعادة و الشقاوة فی السعید و الشقی
. هل هناک فراغ مکانی و زمانی لخلق أول المخلوقات؟
. الباعث فی ایصال المشیئة الی المشاءات
. غیریة الارادة و المشیة و تأخر الارادة
. علمه سبحانه الذاتی و الفعلی

این رساله در مجموعه‌ای خطی از کتابخانه شخصی شیخ کاظم مطر به دست آمده و به یکی از مدارس علمی احساء منتقل شده است. مجموعه به خط «شیخ محمد بن علی بقشی» است و مشتمل است بر شش رساله. دومین رساله، رساله شیخ مرحوم اع است در جواب شیخ محمد آل رحمة. ششمین رساله نیز رساله ای است از عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع.

یکی از اشکالات منتقدان بر اندیشه مرحوم احسائی اع این است که تأیید علماء و اجازات ایشان به مرحوم احسائی،‌ پیش از اظهار دیدگاه‌های ایشان بوده است و بعد از اظهار و انتشار کتب،‌ مخالفت‌ها آغاز شد. این رساله،‌ مؤید خوبی است بر اینکه دیدگاه‌های ایشان از ابتدا مشخص بوده است و در رسائل خود به آن اشاره فرموده بودند و آن مخالفت‌ها، ریشه‌های دیگری دارد که در این مختصر در پی تبیین آن نیستیم.

رساله جواب شیخ محمد آل‌رحمة که یکی از متقدم‌ترین رساله‌های ایشان اعلی الله مقامه است، دربردارنده مباحثی است که در اواسط و اواخر عمر شریفشان درباره آن قلم زده‌اند و این نشان می‌دهد از ابتداء‌ امر، از تحقیقات خود مطمئن بوده و در رسائل به آن اشاره کرده‌اند. برای نمونه، در این رساله‌ درباره علم ذاتی و علم حادث سخن به میان آمده است و پیش از این در همین فضا، مباحثی در این باره ارائه کرده بودیم.

نمونه دیگر، درباره علم غیب رسول الله صلی الله علیه و آله است که می‌بینیم تفصیل فرمایش مختصر خود در این رساله را در کتبی همچون شرح الزیارة الجامعة الکبیرة مطرح فرموده‌اند (در شرح فقره وَ عِبادِهِ المُکرَمین.) اَعلَی اللهُ دَرَجاتِه وَ نَفَعنا بِعُلُومِه.
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️هر خانه یک حسینیه 🔻درباره برگزاری مراسم محرم١۴۴٢ ▪️بخش اول این نوشتار، هم دردِ دل است و هم پاسخ به بعضی شبهه‌ها... . آنچه اشاره خواهیم کرد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان‌گونه که ممکن است افرادی عقیده‌ای جز این داشته…»
✔️دردنامه‌ای برای جوان امروز

🔻در لینک‌های زیر:
🔸1. t.me/AghayedNet/4526
🔸2. t.me/AghayedNet/4529
🔸3. t.me/AghayedNet/4531
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز

💠بخش اول

برای نونهالان، نوجوانان و جوانان مکتبی جالب توجه است که بدانند بزرگان دین اعلی الله مقامهم روشی عمیق و ژرف را برای نهادینه‌کردن «دین» در مخاطبان خود به کار گرفته‌اند. می‌دانیم «دین» مجموعه اعتقادات (حقیقت)، اخلاقیات (طریقت) و احکام شرعی (شریعت) است. این بزرگواران برای آموزش اخلاقیات پسندیده و پرهیز دادن از اخلاق ناپسند، روشی غیر مستقیم را انتخاب کرده‌اند؛ غیرِ مستقیمی که مستقیم محض است!

ایشان با تأکید بر اعتقادات، راه را برای اخلاقیات هموار کرده‌اند. فرموده‌اند اگر خدا را شناختید (معرفة الله) و به صفات او پی بردید، خواه ناخواه معصیت نمی‌کنید و از گناهان پرهیز می‌کنید؛ چراکه به خداوندِ عالِمِ شاهدِ قادر یقین کرده‌اید و از مسیر صحیح منحرف نمی‌شوید.

اگرچه در رسائل و آثار خود به‌طور تخصصی هم به اخلاقیات پرداخته‌اند اما ریشه آن را در مباحث عقاید معرفی کرده‌اند. کتاب مبارک «طریق‌النجاة» و رسائل سیر و سلوکِ سید مرحوم اعلی الله مقامه این‌گونه است. راه اخلاقی‌ زندگی کردن، از «عقاید» می‌گذرد.

در مواضعی احادیث اخلاقی را نقل فرموده‌اند و شرح داده‌اند و به تشویر و شرمندگیِ حاصل از ارتکاب معاصی تصریح کرده‌اند؛ اما روش انتخابی و پررنگِ ایشان برای اصلاح اخلاق و عمل به شریعت، «عقاید» است.

مایه تأسف است که باید اذعان کنیم نسل جوان اندکی از این روش فاصله گرفته است. قیدِ «اندکی» در خوش‌بینانه‌ترین حالت است. گزارش‌هایی از زاویه‌دار شدن با این شیوه دیده و شنیده شده است.

گویا امروز باید کودکانه سخن گفت. گویا باید تصریح کرد. گویا شیوه «غیر مستقیم» نتیجه نداده است. قراین حاکی از این است که با گفتن «خدا عالِم و شاهد و قادر و حکیم است» شخص از گناه دست نمی‌شوید. حتماً باید از عذاب گفت و از اثرات منفی اخلاق ناپسند در زندگی فردی و جمعی.

مگر قرار نبود رشد کنیم؟ مگر قرار نبود از کودکی بگذریم و «فطیم» شویم؟ رشد کنیم و بالغ گردیم؟ آنچه بزرگان بیان کرده‌اند، شیوه برخورد با بزرگسال است. اما امروزه در این دنیای تکنولوژی که ادعای اهالیِ آن گوش فلک را کر کرده است،‌ باید «تصبّی» کرد برای نسل جدید و کودکانه گفت و نوشت. از ابتدایی‌ترین اخلاقیات سخن به میان آورد. الفبای معاشرت را آموزش داد. از مذمتِ دین‌داریِ شریعت‌گریزانه سخن گفت. ما را چه شده است؟

اجازه دهید به تجربه‌ای شخصی اشاره کنم. بخش مهمی از پژوهش‌های مکتبی ما در ساحت عقاید و پاسخ به شبهه‌های دینی و پرسش‌های نسخه‌شناسی و... است. به دست آوردن نکات تازه در حوزه تاریخ مکتب و آشنایی با زوایای متعدد زندگی بزرگان، رصد تازه‌های نشر با محوریت مکتب و... . باورمان این است که با پیگیری این چیزها و ارائه این مطالب،‌ محبت ما به مکتب عریق‌ و ریشه‌دار شده و نتیجتاً بیشتر و بیشتر در پایبندی به آموزه‌های مکتبی که همان بیانات شریعت و دین است، پیشرفت می‌کنیم.

اما مدتی قبل نظرسنجی‌ای با جامعه آماری محدود در یکی از اپلیکیشن‌ها انجام دادم که: درباره چه موضوعی بگوییم و بنویسیم و نشست برگزار کنیم؟! اکثریت، موضوعات اخلاقی را مطرح کردند: از آداب ازدواج و روابط زوج جوان و موضوع طلاق و بداخلاقی در زندگی خانوادگی و بزهکاری و... .

گاهی چنان این تقاضاها پررنگ می‌شود که دست انسان به‌سوی نشرِ تحقیقات عقیدتی و تاریخی پیش نمی‌رود. ترسان از اینکه مخاطب بگوید: «چه مطلب نامربوطی» یا بگوید: «به ما چه ارتباطی دارد؟» یا: «چه گره‌ای از روابط اخلاقی ما می‌گشاید» و از این قبیل لُندلندها.

این تجربه نشان می‌دهد باید همچون برخورد با کودکان امر و نهی کرد: چنین کن، چنان مکن. خوب باش، بد نباش، طلاق بد است، هم‌دلی و ملاطفت و انعطاف در زندگی خانوادگی خوب است و... .

همان که از آن فرار می‌کردیم بر سر نسل جوان آمده است. نسل جوان که باید طلایه‌دار آشنایی با دین و مکتب باشد، در دنیای پر زرق و برقِ کودکانه جامعه غرق شده است. آشنایی این نسل با بازی‌های رایانه‌‌ای بیشتر از شبهه‌های اعتقادی و پاسخ آنهاست.


ادامه دارد...

@AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️|قال العالم الربانی المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أعلی الله مقامه:

نَعَی النَّعیُّ مُصابَ الْهاشِمیینا
کَأَنَّ عاشورَ بِالأَحزانِ یَعنینا

🔺خبر آورده پیک غم ز مرگ دوده هاشم|یقین عاشور و غم‌هایش به سوی ما شده عازم
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز 💠بخش اول برای نونهالان، نوجوانان و جوانان مکتبی جالب توجه است که بدانند بزرگان دین اعلی الله مقامهم روشی عمیق و ژرف را برای نهادینه‌کردن «دین» در مخاطبان خود به کار گرفته‌اند. می‌دانیم «دین» مجموعه اعتقادات (حقیقت)، اخلاقیات…
✔️🔻دردنامه‌ای برای جوان امروز

💠بخش دوم

چند سال قبل، قبل از فراگیریِ همگانیِ فضای مجازی، در یک میهمانی دو نوجوان را دیدم که گرم سخن و بحث و تبادل نظر بودند. گوش کردم؛ بازی‌های کامپیوتری را تحلیل می‌کردند و به کلیدهای میانبر بازی‌ها و کیفیت گرافیکی آنها می‌پرداختند و ورژن‌های مختلف را مقایسه می‌کردند.

بیش‌از نیم‌ساعت بدون لحظه‌ای وقفه، تبادل نظر و اطلاعات کردند و اگر شرایط میهمانی اجازه می‌داد ادامه می‌دادند. دریغ از کلمه‌ای از ملکوت... . با شیوعِ فضای مجازی، این‌ گفت‌وگوها به خواننده‌های موسیقی و ناگفتنی‌هایی دیگر کشیده شده است... .
می‌دانم آنچه می‌نویسم یک‌صدمِ گرفتاری‌های نسل جوان نیست.

کم‌رنگ شدن عقاید اسلامی و شیعی در وجود جوانان یکی از معضلات است. از دست‌دادن رگه‌هایی از «سنتی بودن» معضل بزرگ دیگری است. کم‌حوصلگی و بی‌حوصلگی باعث شده است از قرائت متون اصیل مکتبی و دینی دور بمانند.

فاصله نسل‌ها و نفهمیدنِ سخن پدر و مادر گرفتاری مهم دیگری است. وقتی والدین در فضایی سیر می‌کنند و فرزند زبان مشترکی نمی‌یابد، چه توقعی است که «ریشه‌ها» به نسل امروز منتقل گردد؟

«کرونا» سبب شد «رگه‌های سنتی» و «اصالت دینی» کمتر و کمتر به نوجوانان و جوانان منتقل گردد. به‌مناسبت شیوع کرونا و دور شدن هرچه بیشترِ نوجوانان از ساحت دین و مکتب، باید به موضوع مهمی توجه کرد و آن نقش پررنگ والدین و فامیلِ نزدیک در خنثی‌کردن این «بمب» است.

آری؛ به‌راستی «بمب» است. اگر زمان انفجار آن فرا رسد به خود می‌آییم و می‌بینیم نسل جدیدی باقی نمانده که متدین باشد و مکتبی. آنجاست که زنجیره انتقال میراث‌های گرانبهای مکتبی بریده می‌شود و همه زحمات علماء و بزرگان، مخاطب درون‌مکتبی نخواهد داشت.

در هر نسلی چند نفری پیشرفت‌هایی خواهند کرد، اما سخن درباره بدنه نسل است. سخن درباره عقاید یک نسل است؛ اگرچه نسلی باشد بازاری و کاسب و دور از ساحت تعلیم و تعلمِ رسمی؛ اما نسلی که ریشه در شَلته و مرداب نداشته باشد بلکه نسلی اصیل باشد.

به تجربه شخصی دیگری اشاره کنم. در نرم‌افزارهای مختلف شبکه‌ مجازی پرسش‌‌هایی دریافت می‌کنیم. متأسفانه باید بگویم پرسش‌‌کنندگان و کسانی که مشورت می‌خواهند، از نسل نوجوانان نیستند یا بسیار اندک‌اند (غیر از پرسش‌های نوجوانانِ عزیزِ متعلم که بحمدالله به تعلیم و تعلم اشتغال دارند). آن موارد اندک هم درباره مشورت‌های کاری و روش‌های نوین درآمدزایی است. پرسش از عقاید و پاسخ شبهات کم‌رنگ است.

آری، یک علت هست: ممکن است نسل نوجوان و جوان، بَسالت و شجاعتی در خود نمی‌یابد که از کسی سؤال کند. یا دچار آن بیماری است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن را «حیاء حمق» نامیدند و آن حیاء را مذمت فرمودند (در مقابل حیاءِ صحیح و بجا) و البته علل دیگری هم محتمل است (علل، جمع علت، به‌معنای بیماری‌ها).

ادامه دارد...

@AghayedNet