AghayedNet
✔️🔻تهمتی خندهآور به بزرگان شیخیه (مبشران ظهور باب ملعون!) 💠بخش دوم و عجیب است که بشارت به ظهور را بشارت به ظهورِ باب ملعون تفسیر کرده و نوشته است: «این بشارت مورد قبول همگان بود و تعارضی با باور عمومی یا باور سایر علما نداشت. به همین دلیل شیخ میان عامه…
✔️🔻تهمتی خندهآور به بزرگان شیخیه
(مبشران ظهور باب ملعون!)
💠بخش سوم و پایانی
بهطور کلی هر پدیدهای در عالَم در راستای حرکت به سمت ظهور است بهویژه که ما در این زمان غیبت کبری به سر میبریم. اما این امیدواری برای ظهور و حرکت به سمت ظهور، به معنای «توقیت» نیست.
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز طبق همین مبنا و اظهار امیدواری است که میفرمایند: «بعد از اين ناصرالدينشاه، اينكه واصل بشود من انتظار ظهور امام را میكشم.» (حدیقةالاخوان، فرمایش ١٢۴).
عالم ربانی مرحوم آقای حاج محمد کریمخان کرمانی اعلی الله مقامه در موعظه ٣٧ از مواعظ یزد میفرمایند:
«و اما در این عصر تکلیف مردم این است که منتظر رجعت و ظهور امام خود باشند؛ زیرا که این خدمتی است از برای نوکرهای امام و انتظار فرج عبادتی است که افضل از جمیع عبادات است و شیخ مرحوم دائما منتظر فرج بودند حتی اینکه همیشه شمشیر خود را صیقل می زدند و اسباب حرب خود را مهیا می کردند و این عمل واجب است بر نوکرهای آن بزرگوار و باید انتظار ایشان چنان باشد که میزبان منتظر میهمان است و چشم او دائما بر در است.»
۴. جالب توجه است که نامهای از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی به دست آمده است که صریحاً در این نامه بیان میفرمایند که عالَم برای رسیدن به غوث اعظم (امام زمان عجل الله فرجه) باید ابتداءً در قرای ظاهره سیر کند تا به آن حضرت برسد.
در مباحث فلسفی و حِکمیِ مکتبی ثابت شده است که زمان، نهر راکد است و این ما هستیم که به سوی زمانِ لطیف (عالَم ظهور) در حرکتیم. شیخ مرحوم رفع الله شأنه در رساله رشتیه میفرمایند:
«الناس یسیرون الی الاُولی، یسیر بهم التقدیر سیر السفینة براکبها فی هذا النهر الراکد الذی هو الزمان.»
و همین مضمون را در جلد سوم ارشادالعوام چنین میفرمایند:
«پس از آنچه گفتم معلوم شد که ما باید که بالا رویم تا به آن مکان برسیم. و نام آن مکان در زبان اهل حکمت هورقلیاست.»
سید مرحوم اعلی الله مقامه در آن نامه بیان میفرمایند:
«اتصال خلق یعنی شیعه به غوث اعظم جعلنی الله فداه و علیه و علی آبائه السلام بعد از سیر در چند قریه است از قرای ظاهره»
تا اینکه میفرمایند:
«مردم الآن در قریه اولی سیر کردهاند و در قریه ثانیه در مبدء سیرند. کجا بنیه متحمل سیر در قریه ثالثه میشوند.» یعنی هنوز عالَم آمادگی دوران ظهور را ندارد.
حال این تصریح سید مرحوم که در نامهای به دستخط و مُهر خود ایشان است و در اواخر عُمر شریف بوده است کجا؟! و تهمتهای تاریخ نبیل زرندی و امثال آن کجا؟! که میخواهند القا کنند که سید مرحوم وعده ظهورِ نزدیک داده است و آن ظهور نزدیک، نعوذ بالله باب ملعون بوده است.
۵. در منابع بهائیان آمده است شیخ احمد اَحسائی به ظهور باب در سال ١٢۶٠ بشارت داده است (ر.ک دنکیشوتهای ایرانی، ص١۴) اما آثار شیخ مرحوم (تحت عنوان جوامعالکلم) خالی از این ادعاست. البته روایتی در این باب رسیده است که مجمل است و از ناحیه شیخ مرحوم و سید مرحوم تفسیری نشده است و صرفاً بهعنوان یک روایت، در جُنگی خطی به دستخط عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی ثبت شده است:
«اقول و انا کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی وجدت فی کتاب عتیق ما هذا لفظه انه قال فی العشر بعد الستمائة و الالف یکثر الجوع فی الناس و القتل و تملأ الارض ظلماً و جوراً و فی العشرین بعد الستمائة و الألف… و فی خبر آخر سنة سبع و ثمانین و سبعمائة بعد الألف تظهر إمرأة اسمها سعیدة و هی أم لحیة و تسیر بین الرجال ثم تأتی معها مأتا الف فارس و تسیر الی العراق… .»
و این عبارات، صرفاً نقل یک روایت است و در منظومه فکری شیخیه بهعنوان منبعی رسمی و پررنگ برای ظهور جایگاهی ندارد. و اگر بابیها این روایت یا شبیه آن را ذکر کرده و این عدد را درباره ظهور باب ملعون مطرح کردهاند، سوء استفاده آنها از متون روایی است و ارتباطی با شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما ندارد.
از آنچه نگاشته آمد روشن گردید که بزرگان دین اعلی الله مقامهم همچون سایر علماء شیعه اثنیعشریه امیدوار به ظهور حضرت بقیتالله عجل الله فرجه بودهاند و پدیدههای عالم را در مسیر نزدیکشدن به ایام ظهور میدانستند و در مواضعی علائم ظهور را هم (همچون سایر علماء) مطرح کردهاند. اما ساحت این بزرگواران منزه است از مبشَر ظهور بودن بهمعنایی که بابیها و بهائیها گفته و نوشتهاند و رسالهها و آثار بزرگان دین گواه ماست. و السلام علی من اتبع الهدی.
سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اَشادَ اللهُ شَأنَه
٢٢ ذوالقعده ١۴۴٢
@AghayedNet
(مبشران ظهور باب ملعون!)
💠بخش سوم و پایانی
بهطور کلی هر پدیدهای در عالَم در راستای حرکت به سمت ظهور است بهویژه که ما در این زمان غیبت کبری به سر میبریم. اما این امیدواری برای ظهور و حرکت به سمت ظهور، به معنای «توقیت» نیست.
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز طبق همین مبنا و اظهار امیدواری است که میفرمایند: «بعد از اين ناصرالدينشاه، اينكه واصل بشود من انتظار ظهور امام را میكشم.» (حدیقةالاخوان، فرمایش ١٢۴).
عالم ربانی مرحوم آقای حاج محمد کریمخان کرمانی اعلی الله مقامه در موعظه ٣٧ از مواعظ یزد میفرمایند:
«و اما در این عصر تکلیف مردم این است که منتظر رجعت و ظهور امام خود باشند؛ زیرا که این خدمتی است از برای نوکرهای امام و انتظار فرج عبادتی است که افضل از جمیع عبادات است و شیخ مرحوم دائما منتظر فرج بودند حتی اینکه همیشه شمشیر خود را صیقل می زدند و اسباب حرب خود را مهیا می کردند و این عمل واجب است بر نوکرهای آن بزرگوار و باید انتظار ایشان چنان باشد که میزبان منتظر میهمان است و چشم او دائما بر در است.»
۴. جالب توجه است که نامهای از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی به دست آمده است که صریحاً در این نامه بیان میفرمایند که عالَم برای رسیدن به غوث اعظم (امام زمان عجل الله فرجه) باید ابتداءً در قرای ظاهره سیر کند تا به آن حضرت برسد.
در مباحث فلسفی و حِکمیِ مکتبی ثابت شده است که زمان، نهر راکد است و این ما هستیم که به سوی زمانِ لطیف (عالَم ظهور) در حرکتیم. شیخ مرحوم رفع الله شأنه در رساله رشتیه میفرمایند:
«الناس یسیرون الی الاُولی، یسیر بهم التقدیر سیر السفینة براکبها فی هذا النهر الراکد الذی هو الزمان.»
و همین مضمون را در جلد سوم ارشادالعوام چنین میفرمایند:
«پس از آنچه گفتم معلوم شد که ما باید که بالا رویم تا به آن مکان برسیم. و نام آن مکان در زبان اهل حکمت هورقلیاست.»
سید مرحوم اعلی الله مقامه در آن نامه بیان میفرمایند:
«اتصال خلق یعنی شیعه به غوث اعظم جعلنی الله فداه و علیه و علی آبائه السلام بعد از سیر در چند قریه است از قرای ظاهره»
تا اینکه میفرمایند:
«مردم الآن در قریه اولی سیر کردهاند و در قریه ثانیه در مبدء سیرند. کجا بنیه متحمل سیر در قریه ثالثه میشوند.» یعنی هنوز عالَم آمادگی دوران ظهور را ندارد.
حال این تصریح سید مرحوم که در نامهای به دستخط و مُهر خود ایشان است و در اواخر عُمر شریف بوده است کجا؟! و تهمتهای تاریخ نبیل زرندی و امثال آن کجا؟! که میخواهند القا کنند که سید مرحوم وعده ظهورِ نزدیک داده است و آن ظهور نزدیک، نعوذ بالله باب ملعون بوده است.
۵. در منابع بهائیان آمده است شیخ احمد اَحسائی به ظهور باب در سال ١٢۶٠ بشارت داده است (ر.ک دنکیشوتهای ایرانی، ص١۴) اما آثار شیخ مرحوم (تحت عنوان جوامعالکلم) خالی از این ادعاست. البته روایتی در این باب رسیده است که مجمل است و از ناحیه شیخ مرحوم و سید مرحوم تفسیری نشده است و صرفاً بهعنوان یک روایت، در جُنگی خطی به دستخط عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی ثبت شده است:
«اقول و انا کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی وجدت فی کتاب عتیق ما هذا لفظه انه قال فی العشر بعد الستمائة و الالف یکثر الجوع فی الناس و القتل و تملأ الارض ظلماً و جوراً و فی العشرین بعد الستمائة و الألف… و فی خبر آخر سنة سبع و ثمانین و سبعمائة بعد الألف تظهر إمرأة اسمها سعیدة و هی أم لحیة و تسیر بین الرجال ثم تأتی معها مأتا الف فارس و تسیر الی العراق… .»
و این عبارات، صرفاً نقل یک روایت است و در منظومه فکری شیخیه بهعنوان منبعی رسمی و پررنگ برای ظهور جایگاهی ندارد. و اگر بابیها این روایت یا شبیه آن را ذکر کرده و این عدد را درباره ظهور باب ملعون مطرح کردهاند، سوء استفاده آنها از متون روایی است و ارتباطی با شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما ندارد.
از آنچه نگاشته آمد روشن گردید که بزرگان دین اعلی الله مقامهم همچون سایر علماء شیعه اثنیعشریه امیدوار به ظهور حضرت بقیتالله عجل الله فرجه بودهاند و پدیدههای عالم را در مسیر نزدیکشدن به ایام ظهور میدانستند و در مواضعی علائم ظهور را هم (همچون سایر علماء) مطرح کردهاند. اما ساحت این بزرگواران منزه است از مبشَر ظهور بودن بهمعنایی که بابیها و بهائیها گفته و نوشتهاند و رسالهها و آثار بزرگان دین گواه ماست. و السلام علی من اتبع الهدی.
سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اَشادَ اللهُ شَأنَه
٢٢ ذوالقعده ١۴۴٢
@AghayedNet
✔️🔻ترجمه انگلیسی سفرنامه حج میرزا محمدحسین فراهانی در دوره قاجار
این سفرنامه را حافظ فرمایان و التون دانیل، همراه با تحقیق و توضیح، تصحیح و به زبان انگلیسی ترجمه کردهاند (انتشارات دانشگاه تگزاس).
مشخصات منبعشناختی این کتاب چنین است:
Farāhānī, Muḥammad Ḥusayn Ḥusaynī. A Shi'ite Pilgrimage to Mecca, 1885-1886: The Safarnâmeh of Mirzâ Mohammad Hosayn Farâhâni. University of Texas Press, 1990.
در سفرنامه میرزا محمدحسین فراهانی آمده است:
مقبره شیخ احمد احسائی
و پشت بقعه متبرکه بقیع در پائین پا در زیر ناودان گنبد مطهر، مقبره شیخ احمد احسائی است که شیخیه به او ارادت دارند و ضریح آهنی دارد. و قبر را از گچ و آجر، یک ذرع بالا آورده و سفید کرده و سنگ مرمر بزرگی بر روی او است که به خط نستعلیق این عبارت مرتسم است:
المرقد المطهر للشیخ العظیم الشأن الساطع البرهان مؤمن الدهر و تاج الفخر و علامة العصر مرجع علماء الاسلام مجدد مائة الثالثة عشر مولانا و مولی المسلمین احمد بن زین الدین الاحسائی قدس سره و عطر رمسه و قد توفی اعلی الله مقامه فی سنة الف و مأتین ثلاثة و اربعین هذا مادة تاریخـ[ـه] اجل الله شأنه:
قد سألت الفکر عن تاریخه یوماً فانشد/فزت بالفردوس فوزاً یابن زین الدین احمد.
و بغل همین مقبره سنگ دیگر مرمر چسبانیده و این دو شعر تاریخ نوشتهاند:
لزین الدین احمد نور فضل/تضاء به القلوب المدلهمة
یرید الحاسدون لیطفئوه/و یأبی الله الا انیتمه.
و مابین سنیها معروف به مقبره «شیخ الروافض» است؛ معهذا سنی و شیعه بر این قبر فاتحه میخوانند.
و در مدینه کرامتی از او مشهور است:
در چند سال قبل که تازه این سنگ را بر روی این قبر نصب کرده بودند دو نفر از اعراب که کارشان سنگ قبر کندن است، این سنگ را که مرمر میبینند با هم قرار میگذارند که شبانه در قبرستان بقیع از دیوار آمده و سنگ را از آنجا بکنند و به خانه خود ببرند و خطوط او را حک نموده در پشت او اسم کس دیگر مرتسم نموده به قیمت گزاف بفروشند.
شب از دیوار به قبرستان بقیع میروند و یکی همین که کلنگ را به قبر میزند تا سه دفعه آوازی از قبر میآید که «خلّ الحجر.» [=سنگ را رها کن.]
اینها به خیالشان این آواز از خارج بقیع است که کسی دیده و این عبارت را میگوید. بالاخره دست و پا و زبان آنکه کلنگ میزده از کار افتاده و حالت استرخاء و لغوه به هم میرساند.
رفیقش مضطرب شده او را به دوش گرفته خواست از دیوار قبرستان به زحمت پائین بیاید که سه چهار نفر از مقدسین مدینه آن شب به جائی موعود بودند میرسند و آن عرب را میگیرند که نصف شب در قبرستان بقیع به این حال به چه کاری رفته بودی؟ بعد از دو روز حبس، رفیقش که فلج شده بود میمیرد و خود او تفصیل را گفته و مستخلص میشود. العهدة علی الروات.
و پهلوی قبر مرحوم شیخ احمد، قبر شیخ ابوالقاسم شیخ الاسلام شیراز است که او بدون ضریح، و سنگ کوچکی دارد.
و پشت گنبد ائمه بقیع، همین سمتی که مقبره مرحوم شیخ احمد است، بقعه کوچکی است که بیتالاحزان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است… .
(نسخه فارسی کتاب، ج۱، ص ۲۳۰ و ۲۳۱)
@AghayedNet
این سفرنامه را حافظ فرمایان و التون دانیل، همراه با تحقیق و توضیح، تصحیح و به زبان انگلیسی ترجمه کردهاند (انتشارات دانشگاه تگزاس).
مشخصات منبعشناختی این کتاب چنین است:
Farāhānī, Muḥammad Ḥusayn Ḥusaynī. A Shi'ite Pilgrimage to Mecca, 1885-1886: The Safarnâmeh of Mirzâ Mohammad Hosayn Farâhâni. University of Texas Press, 1990.
در سفرنامه میرزا محمدحسین فراهانی آمده است:
مقبره شیخ احمد احسائی
و پشت بقعه متبرکه بقیع در پائین پا در زیر ناودان گنبد مطهر، مقبره شیخ احمد احسائی است که شیخیه به او ارادت دارند و ضریح آهنی دارد. و قبر را از گچ و آجر، یک ذرع بالا آورده و سفید کرده و سنگ مرمر بزرگی بر روی او است که به خط نستعلیق این عبارت مرتسم است:
المرقد المطهر للشیخ العظیم الشأن الساطع البرهان مؤمن الدهر و تاج الفخر و علامة العصر مرجع علماء الاسلام مجدد مائة الثالثة عشر مولانا و مولی المسلمین احمد بن زین الدین الاحسائی قدس سره و عطر رمسه و قد توفی اعلی الله مقامه فی سنة الف و مأتین ثلاثة و اربعین هذا مادة تاریخـ[ـه] اجل الله شأنه:
قد سألت الفکر عن تاریخه یوماً فانشد/فزت بالفردوس فوزاً یابن زین الدین احمد.
و بغل همین مقبره سنگ دیگر مرمر چسبانیده و این دو شعر تاریخ نوشتهاند:
لزین الدین احمد نور فضل/تضاء به القلوب المدلهمة
یرید الحاسدون لیطفئوه/و یأبی الله الا انیتمه.
و مابین سنیها معروف به مقبره «شیخ الروافض» است؛ معهذا سنی و شیعه بر این قبر فاتحه میخوانند.
و در مدینه کرامتی از او مشهور است:
در چند سال قبل که تازه این سنگ را بر روی این قبر نصب کرده بودند دو نفر از اعراب که کارشان سنگ قبر کندن است، این سنگ را که مرمر میبینند با هم قرار میگذارند که شبانه در قبرستان بقیع از دیوار آمده و سنگ را از آنجا بکنند و به خانه خود ببرند و خطوط او را حک نموده در پشت او اسم کس دیگر مرتسم نموده به قیمت گزاف بفروشند.
شب از دیوار به قبرستان بقیع میروند و یکی همین که کلنگ را به قبر میزند تا سه دفعه آوازی از قبر میآید که «خلّ الحجر.» [=سنگ را رها کن.]
اینها به خیالشان این آواز از خارج بقیع است که کسی دیده و این عبارت را میگوید. بالاخره دست و پا و زبان آنکه کلنگ میزده از کار افتاده و حالت استرخاء و لغوه به هم میرساند.
رفیقش مضطرب شده او را به دوش گرفته خواست از دیوار قبرستان به زحمت پائین بیاید که سه چهار نفر از مقدسین مدینه آن شب به جائی موعود بودند میرسند و آن عرب را میگیرند که نصف شب در قبرستان بقیع به این حال به چه کاری رفته بودی؟ بعد از دو روز حبس، رفیقش که فلج شده بود میمیرد و خود او تفصیل را گفته و مستخلص میشود. العهدة علی الروات.
و پهلوی قبر مرحوم شیخ احمد، قبر شیخ ابوالقاسم شیخ الاسلام شیراز است که او بدون ضریح، و سنگ کوچکی دارد.
و پشت گنبد ائمه بقیع، همین سمتی که مقبره مرحوم شیخ احمد است، بقعه کوچکی است که بیتالاحزان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است… .
(نسخه فارسی کتاب، ج۱، ص ۲۳۰ و ۲۳۱)
@AghayedNet
🔺رسائلی از بزرگان دین اعلی الله مقامهم که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
🔸رسائلی از علماء ربانی و حکماء صمدانی
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اع
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
🔸رسائلی از علماء ربانی و حکماء صمدانی
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اع
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
✔️🔻قاتل حضرت جواد علیهالسلام چه کسی است؟
اگرچه در تاریخ، معتصم عباسی لعنه الله قاتل حضرت معرفی شده است؛ اما با نگاهی دقیقتر قاتل حضرت مأمون عباسی است لعنه الله.
مأمون (عفریت بنیالعباس) دختر خود (امالفضل) را به حضرت جواد علیهالسلام تزویج کرده بود و همین دختر به دستور پدرش، حضرت جواد علیهالسلام را به شهادت رسانید.
امالفضل در زمان حیات پدرش بهاین جنایت اقدام نکرد تا در زمان معتصم لعنة الله علیه به دسیسه او این جنایت را مرتکب شد؛ زیرا علت اصلی تزویج او با حضرت جواد علیهالسلام بهاین منظور بوده ولی جریانهای سیاسی مانع اجرای این مأموریت گردید.
و این مطلب را تأیید میکند فرمایش مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در جلد سوم کتاب مبارک ارشادالعوام که در توصیف احوالات رجعت، حدیث مفصلی را به نقل از مفضل مطرح کردهاند در بخشی که تکتک معصومین علیهمالسلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و شکایت امت را میکنند ظالم و کشنده حضرت جواد علیهالسلام را مأمون معرفی کردهاند: «...پس میایستد محمد بن علی و شکایت میکند از آنچه مأمون به او کرده... .»
ازاینرو در فرمایشها و اشعار مکتبی، گاهی قاتل حضرت جواد علیهالسلام معتصم ملعون معرفی شده است به اعتبار ظاهر امر و بُعد تاریخی و گاهی به پشتپرده سیاستهای مأمون ملعون توجه شده و قاتل، مأمون عباسی معرفی شده است.
در اشعار مکتبی است:
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره شد از زهر عدو مُعتصم
و باز هم در اشعار مکتبی که برای نونهالان سروده شده، چنین آمده است:
«عفریت» آلرشید/نقشه قتلش کشید
دختر ناپاک او/بدگهر و تندخو
کُشت به امر پدر/همسر خود خیرهسر
به زهر کین از جفا/کشته شد ابنالرضا
لعنة الله علی الظالمین.
@AghayedNet
اگرچه در تاریخ، معتصم عباسی لعنه الله قاتل حضرت معرفی شده است؛ اما با نگاهی دقیقتر قاتل حضرت مأمون عباسی است لعنه الله.
مأمون (عفریت بنیالعباس) دختر خود (امالفضل) را به حضرت جواد علیهالسلام تزویج کرده بود و همین دختر به دستور پدرش، حضرت جواد علیهالسلام را به شهادت رسانید.
امالفضل در زمان حیات پدرش بهاین جنایت اقدام نکرد تا در زمان معتصم لعنة الله علیه به دسیسه او این جنایت را مرتکب شد؛ زیرا علت اصلی تزویج او با حضرت جواد علیهالسلام بهاین منظور بوده ولی جریانهای سیاسی مانع اجرای این مأموریت گردید.
و این مطلب را تأیید میکند فرمایش مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در جلد سوم کتاب مبارک ارشادالعوام که در توصیف احوالات رجعت، حدیث مفصلی را به نقل از مفضل مطرح کردهاند در بخشی که تکتک معصومین علیهمالسلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و شکایت امت را میکنند ظالم و کشنده حضرت جواد علیهالسلام را مأمون معرفی کردهاند: «...پس میایستد محمد بن علی و شکایت میکند از آنچه مأمون به او کرده... .»
ازاینرو در فرمایشها و اشعار مکتبی، گاهی قاتل حضرت جواد علیهالسلام معتصم ملعون معرفی شده است به اعتبار ظاهر امر و بُعد تاریخی و گاهی به پشتپرده سیاستهای مأمون ملعون توجه شده و قاتل، مأمون عباسی معرفی شده است.
در اشعار مکتبی است:
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره شد از زهر عدو مُعتصم
و باز هم در اشعار مکتبی که برای نونهالان سروده شده، چنین آمده است:
«عفریت» آلرشید/نقشه قتلش کشید
دختر ناپاک او/بدگهر و تندخو
کُشت به امر پدر/همسر خود خیرهسر
به زهر کین از جفا/کشته شد ابنالرضا
لعنة الله علی الظالمین.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
✔️نماز دهه اول ذوالحجه
🔻دو ركعتی كه مستحب است در دهه اول ماه ذوالحجه بعد از نماز مغرب خوانده شود (که با قرائت آیه و واعدنا موسی ثلاثین لیلة... همراه است):
🔹اگر كسی خودش برای حج مشرف شده نبايد بخواند؟ يا لزومی ندارد؟ ولی اگر هم خواند در ثواب ساير حاجيان، علاوه بر ثواب خودش هم شريك میشود؟
پاسخ:
🔸ظاهراً اين نماز را برای كسانی فرمودهاند كه به حج موفق نشدهاند و اگر خود حاجيان هم مناسبشان بود كه اين نماز را بخوانند برای همه میفرمودند و از اين همه ثواب محرومشان نمیكردند.
🔹آيا كربلا هم چون اصل و باطن حج است همين حكم را دارد؟
پاسخ:
🔸كسانی هم كه اين دهه در كربلا باشند مانند ديگرانی هستند كه به حج موفق نگرديدهاند و اين نماز را بخوانند به ثواب آن نائل میشوند ان شاء الله تعالی.
🔹آيا ملاك اين حكم، بودنِ در اين مشاهد است يا قصد آنها؟ مثلاً كسی كه قرار است چهارم ذیحجه به مكه برود، آن چهار روز اول نماز مذكور را بخواند يا چون امسال قرار است حاجی شود آن چهار روز را هم نخواند؟
پاسخ:
🔸كسی كه قصد حج دارد ولی چند روزی به حركت او باقی مانده در هركجا هست اگرچه در مشاهد مشرفه هم باشد رجاءً اين نماز را بخواند اميد نائل شدن به ثواب آن میرود زيرا ممكن است موفق به حج نشود و اگر نخواند از اين ثواب محروم خواهد شد.
🔹آیا هنگام قرائت «و واعدنا...» در این نماز، بسم الله خوانده شود؟
پاسخ:
🔸نه اعوذبالله... لزومی دارد و نه بسم الله... .
🔹اگر بهجا آوردن نماز «و واعدنا...» بین نماز مغرب و عشاء فراموش شود، میتوان آن را بعد از نماز عشاء بهجا آورد؟
پاسخ:
🔸دستوری داده نشده.
🔹در صورت فراموشکردنِ نماز «و واعدنا...» آیا این نماز قضا دارد یا خیر؟ اگر یکشب از دهه اول ماه ذوالحجه سهواً خوانده نشد، آیا از ثواب این نماز بینصیب هستیم یا خیر؟
پاسخ:
🔸دستور قضا داده نشده ولی به امید فضل الهی اشکالی نخواهد داشت که شبهای بعد را انجام دهید.
@AghayedNet
✔️نماز دهه اول ذوالحجه
🔻دو ركعتی كه مستحب است در دهه اول ماه ذوالحجه بعد از نماز مغرب خوانده شود (که با قرائت آیه و واعدنا موسی ثلاثین لیلة... همراه است):
🔹اگر كسی خودش برای حج مشرف شده نبايد بخواند؟ يا لزومی ندارد؟ ولی اگر هم خواند در ثواب ساير حاجيان، علاوه بر ثواب خودش هم شريك میشود؟
پاسخ:
🔸ظاهراً اين نماز را برای كسانی فرمودهاند كه به حج موفق نشدهاند و اگر خود حاجيان هم مناسبشان بود كه اين نماز را بخوانند برای همه میفرمودند و از اين همه ثواب محرومشان نمیكردند.
🔹آيا كربلا هم چون اصل و باطن حج است همين حكم را دارد؟
پاسخ:
🔸كسانی هم كه اين دهه در كربلا باشند مانند ديگرانی هستند كه به حج موفق نگرديدهاند و اين نماز را بخوانند به ثواب آن نائل میشوند ان شاء الله تعالی.
🔹آيا ملاك اين حكم، بودنِ در اين مشاهد است يا قصد آنها؟ مثلاً كسی كه قرار است چهارم ذیحجه به مكه برود، آن چهار روز اول نماز مذكور را بخواند يا چون امسال قرار است حاجی شود آن چهار روز را هم نخواند؟
پاسخ:
🔸كسی كه قصد حج دارد ولی چند روزی به حركت او باقی مانده در هركجا هست اگرچه در مشاهد مشرفه هم باشد رجاءً اين نماز را بخواند اميد نائل شدن به ثواب آن میرود زيرا ممكن است موفق به حج نشود و اگر نخواند از اين ثواب محروم خواهد شد.
🔹آیا هنگام قرائت «و واعدنا...» در این نماز، بسم الله خوانده شود؟
پاسخ:
🔸نه اعوذبالله... لزومی دارد و نه بسم الله... .
🔹اگر بهجا آوردن نماز «و واعدنا...» بین نماز مغرب و عشاء فراموش شود، میتوان آن را بعد از نماز عشاء بهجا آورد؟
پاسخ:
🔸دستوری داده نشده.
🔹در صورت فراموشکردنِ نماز «و واعدنا...» آیا این نماز قضا دارد یا خیر؟ اگر یکشب از دهه اول ماه ذوالحجه سهواً خوانده نشد، آیا از ثواب این نماز بینصیب هستیم یا خیر؟
پاسخ:
🔸دستور قضا داده نشده ولی به امید فضل الهی اشکالی نخواهد داشت که شبهای بعد را انجام دهید.
@AghayedNet
🔺در شرح احوال شیخ حسین بخش پاکستانی آمده است وی مخالف مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه بود و طبق تحقیقات شخصی به این نتیجه رسید که «این بزرگوار از هرگونه اتهامی که به او نسبت داده شده، مبراست.»
@AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNet_نوزاد کعبه.pdf
3.6 MB
🔺تحقیقی درباره ولادت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام در پنجم ماه ذوالحجة الحرام و اشاره به شهرت سیزده رجب
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻کتاب تازه منتشر شده «مقدمة مقابس الانوار» نگاشته شیخ اسدالله تستری کاظمی انصاری
ملا اسدالله تستری یکی از مستجیزین از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه است. شیخ مرحوم در تاریخ ١٢٢٩ق این اجازه را صادر فرمودهاند.
ایشان در این اجازه، بهخطّ خود مرقوم فرمودهاند:
...فمن سَمَحات الزمان، و غفلات الدَّهر الخّوان، انقضی لی بالاجتماع بالعالم الأجلّ، و العامل الوقّاد، معتدل السّمت و الاقتصاد، مستقیم الطبع و السّداد، المنفرد بالکمال عن الأمثال و الأنداد، أعنی المحترم الاوّاه، آقا أسدالله، نجل الجلیل النبیل، الحاجی إسماعیل، سلک الله به سبیل الرشاد، و وفّقه للصواب فی مسالک المبدأ و المعاد، للتبصرة و الارشاد، و هدایة العباد، إنه کریم جواد... .
شایان ذکر است که شیخ اسماعیل، فرزند شیخ اسدالله تستری، رسالهای در دفاع از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نگاشته است در موضوع معاد، معراج و علت فاعلیه.
صاحب «نجوم السماء» نوشته است:
الشیخ العالم العامل، الفقیه الکامل، الشیخ اسماعیل، معاصر السید کاظم الرشتی قدس سره، و عدّه المولی حسین بن علی المحیط فی بعض خطوطه من معاونی الشیخ أحمد الأحسائی قدس سرّه، و کذلک أخاه الشیخ مهدی بن أسد الله.
کتاب تازه منتشر شده، مقدمه «مقابس الانوار»، مشتمل است بر مطالبی در صفات اخبار و احوال برخی از محدثان، فقهاء، مفسران و رجالیان شیعه همچون مرحوم کلینی، شیخ طوسی، ابنغضائری، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، علامه حلی، طبرسی، شهید ثانی، شیخ بهائی، علامه مجلسی، صاحب ریاض، شیخ حر عاملی، محدث بحرانی و... .
@AghayedNet
ملا اسدالله تستری یکی از مستجیزین از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه است. شیخ مرحوم در تاریخ ١٢٢٩ق این اجازه را صادر فرمودهاند.
ایشان در این اجازه، بهخطّ خود مرقوم فرمودهاند:
...فمن سَمَحات الزمان، و غفلات الدَّهر الخّوان، انقضی لی بالاجتماع بالعالم الأجلّ، و العامل الوقّاد، معتدل السّمت و الاقتصاد، مستقیم الطبع و السّداد، المنفرد بالکمال عن الأمثال و الأنداد، أعنی المحترم الاوّاه، آقا أسدالله، نجل الجلیل النبیل، الحاجی إسماعیل، سلک الله به سبیل الرشاد، و وفّقه للصواب فی مسالک المبدأ و المعاد، للتبصرة و الارشاد، و هدایة العباد، إنه کریم جواد... .
شایان ذکر است که شیخ اسماعیل، فرزند شیخ اسدالله تستری، رسالهای در دفاع از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نگاشته است در موضوع معاد، معراج و علت فاعلیه.
صاحب «نجوم السماء» نوشته است:
الشیخ العالم العامل، الفقیه الکامل، الشیخ اسماعیل، معاصر السید کاظم الرشتی قدس سره، و عدّه المولی حسین بن علی المحیط فی بعض خطوطه من معاونی الشیخ أحمد الأحسائی قدس سرّه، و کذلک أخاه الشیخ مهدی بن أسد الله.
کتاب تازه منتشر شده، مقدمه «مقابس الانوار»، مشتمل است بر مطالبی در صفات اخبار و احوال برخی از محدثان، فقهاء، مفسران و رجالیان شیعه همچون مرحوم کلینی، شیخ طوسی، ابنغضائری، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، علامه حلی، طبرسی، شهید ثانی، شیخ بهائی، علامه مجلسی، صاحب ریاض، شیخ حر عاملی، محدث بحرانی و... .
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻تهمتی خندهآور به بزرگان شیخیه (مبشران ظهور باب ملعون!) 💠بخش اول یکی از شبهههایی که از ناحیه بهائیان لعنهمالله مطرح شده و توسط مخالفان فکری بزرگان دین پیگیری شده است، شبههای است اعتقادیتاریخی در زمینه ظهور امام زمان عجل الله فرجه. این شبهه را «اعتقادیتاریخی»…
✔️🔻معرفی کتاب «بشارت موهوم»
در این کتاب ثابت شده است آنچه بهائیان میگویند و مینویسند که مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامهما به ظهور علیمحمد باب «بشارت» دادهاند، سخنی است ناروا و ناصحیح و در واقع «بشارتی موهوم» است و اَصالتی ندارد و عقاید مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید کاظم رشتی مطابق با عقیده شایع میان شیعیان اثنیعشری است و ارتباطی با آموزههای بابیان و بهائیان ندارد. نویسنده اثر، محسن فیض، در این کتاب چند نمونه از مباحث اعتقادی را از این زاویه بررسی کرده است.
در بخش خلاصه کتاب آمده است:
گذری بر آثار رهبران بهایی نشان میدهد که ایشان در میان عالمان شیعی، برای شیخ اَحسایی و سید رشتی مقام بالایی قائلند و آن دو را واصل به حق میدانند. بررسی برخی عقاید این دو عالم - که محل اختلاف و نزاع بین مسلمانان و بهائیان است - نشان میدهد که عقاید آنان مطابق دیدگاه و مبانی شیعی است نَه بهائی.
در این نوشته درباره سه مفهوم خاتمیت پیامبر اسلام، قائمیت حجة بن الحسن و قیامت، نشان داده شد که عقاید شیخ اَحسایی و سید رشتی همان عقیده شایع میان مسلمانان است؛ یعنی ایشان معتقدند که دین اسلام آخرین دین و پیامبر اسلام آخرین پیامبر است.
همچنین معتقدند که قائم موعود، محمد بن الحسن العسکری علیهالسلام است. در باب مفهوم قیامت نیز نشان داده شد که شیخ اَحسایی و سید رشتی قیامت را به معنای برانگیخته شدن پس از دنیا میدانند.
در قسمت دیگر این نوشته، نشان داده شد که اندک مآخذی که رهبران بهایی با توجیه و تأویل برای تطبیق آنها با بشارت به ظهور سید باب تلاش می کنند، نارسا و غیر قابل قبول است.
نتیجه اینکه عالمانی که از سوی بهائیان ستوده و واصل به حق قلمداد شدهاند، عقایدی مخالف بهائیان دارند.
@AghayedNet
در این کتاب ثابت شده است آنچه بهائیان میگویند و مینویسند که مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامهما به ظهور علیمحمد باب «بشارت» دادهاند، سخنی است ناروا و ناصحیح و در واقع «بشارتی موهوم» است و اَصالتی ندارد و عقاید مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید کاظم رشتی مطابق با عقیده شایع میان شیعیان اثنیعشری است و ارتباطی با آموزههای بابیان و بهائیان ندارد. نویسنده اثر، محسن فیض، در این کتاب چند نمونه از مباحث اعتقادی را از این زاویه بررسی کرده است.
در بخش خلاصه کتاب آمده است:
گذری بر آثار رهبران بهایی نشان میدهد که ایشان در میان عالمان شیعی، برای شیخ اَحسایی و سید رشتی مقام بالایی قائلند و آن دو را واصل به حق میدانند. بررسی برخی عقاید این دو عالم - که محل اختلاف و نزاع بین مسلمانان و بهائیان است - نشان میدهد که عقاید آنان مطابق دیدگاه و مبانی شیعی است نَه بهائی.
در این نوشته درباره سه مفهوم خاتمیت پیامبر اسلام، قائمیت حجة بن الحسن و قیامت، نشان داده شد که عقاید شیخ اَحسایی و سید رشتی همان عقیده شایع میان مسلمانان است؛ یعنی ایشان معتقدند که دین اسلام آخرین دین و پیامبر اسلام آخرین پیامبر است.
همچنین معتقدند که قائم موعود، محمد بن الحسن العسکری علیهالسلام است. در باب مفهوم قیامت نیز نشان داده شد که شیخ اَحسایی و سید رشتی قیامت را به معنای برانگیخته شدن پس از دنیا میدانند.
در قسمت دیگر این نوشته، نشان داده شد که اندک مآخذی که رهبران بهایی با توجیه و تأویل برای تطبیق آنها با بشارت به ظهور سید باب تلاش می کنند، نارسا و غیر قابل قبول است.
نتیجه اینکه عالمانی که از سوی بهائیان ستوده و واصل به حق قلمداد شدهاند، عقایدی مخالف بهائیان دارند.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده دعائم الحکمة، مجلد چهارم، بخش عربی
🔹این مجلد مشتمل است بر رسائل عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در شرح دعاء و زیارت و علوم ادبی و منطق، در ۶٣١ صفحه.
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة در اینجا.
@AghayedNet
🔹این مجلد مشتمل است بر رسائل عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در شرح دعاء و زیارت و علوم ادبی و منطق، در ۶٣١ صفحه.
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة در اینجا.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده دعائم الحکمة، مجلد پنجم، بخش فارسی
🔹این مجلد مشتمل است بر پنج رساله از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در پاسخ به بعضی نقدها بر مکتب شیخ مرحوم رفع الله شأنه، در ۴٢۶ صفحه.
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة در اینجا.
@AghayedNet
🔹این مجلد مشتمل است بر پنج رساله از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در پاسخ به بعضی نقدها بر مکتب شیخ مرحوم رفع الله شأنه، در ۴٢۶ صفحه.
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة در اینجا.
@AghayedNet
🔺روز جمعه، ۵ ذوالحجه ١۴۴٢ نشستی مجازی با موضوع «کربلاء ضحیة الارهاب الطائفی» برگزار شد. در این برنامه بهطور ویژه درباره حمله نجیبپاشا به کربلاء سخن گفته شد.
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه در جریان این حمله، نقش مثبت و پررنگی داشتند. تلاش این بزرگوار بر صلح بود تا لشکریان نجیبپاشا به کربلاء وارد نشوند. اما متأسفانه به علت مخالفت برخی با این بزرگوار، لشکریان وارد شهر شده و حرمت دو عتبه مقدسه را شکستند. در جریان حمله، منزل سید مرحوم، همچون مدارس اطراف حرم و منزل ظلالسلطان، اَمن و بَست اعلام شد.
درباره این حمله و پاسخ به شبهههایی درباره نقش سید مرحوم در حادثه حمله نجیبپاشا، چند سال قبل کتاب زیر تنظیم و منتشر گردید.
برای دانلود کتاب، عنوان زیر را لمس یا کلیک کنید:
نویافتههایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه در جریان این حمله، نقش مثبت و پررنگی داشتند. تلاش این بزرگوار بر صلح بود تا لشکریان نجیبپاشا به کربلاء وارد نشوند. اما متأسفانه به علت مخالفت برخی با این بزرگوار، لشکریان وارد شهر شده و حرمت دو عتبه مقدسه را شکستند. در جریان حمله، منزل سید مرحوم، همچون مدارس اطراف حرم و منزل ظلالسلطان، اَمن و بَست اعلام شد.
درباره این حمله و پاسخ به شبهههایی درباره نقش سید مرحوم در حادثه حمله نجیبپاشا، چند سال قبل کتاب زیر تنظیم و منتشر گردید.
برای دانلود کتاب، عنوان زیر را لمس یا کلیک کنید:
نویافتههایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
دعاء_روز_عرفه_به_خط_مرحوم_شیخ_احمد.pdf
9.4 MB
Forwarded from AghayedNet
إذا مات العالم ثلم في الإسلام ثلمة...
سالروز رحلت و شهادت مرحوم سيدكاظم رشتى رفع الله شأنه
@AghayedNet
سالروز رحلت و شهادت مرحوم سيدكاظم رشتى رفع الله شأنه
@AghayedNet