Forwarded from AghayedNet
معرفی کتاب اجتناب و نعل حاضره، نگاشته آقای شریف طباطبایی، به نام محمدباقر بهاریِ همدانی!
🌷مرحوم عالم ربانی ميرزا محمدباقر طباطبايی اع، فرزند محمدجعفر همداني از شاگردان زبده مرحوم عالم ربانی آقاي حاج محمدکريم کرماني اع که پس از ارتحال ايشان، سرپرستی دستهاي از اصحاب ايشان را به عهده داشتند که بعدا به شيخيه همداني معروف شدند. به مناسبت اينکه ايشان در قريه قهي از بلاد اصفهان متولد شده اند، به "قهي" و "اصفهاني"؛ و چون ساليان درازي از عمرشان را در همدان حضور داشتند، به "همداني"؛ و نيز چون در چند سال آخر حيات در جندق اقامت نمودند به "جندقي" معروف شدند. از طرفي چون از جانب مادر سيد طباطبائي بودند در آثار و مصنفاتشان غالبا با عنوان شريف طباطبائي از خود ياد مي کنند. و به ميرزا معنون گشته اند. اين تکثر عناوين در برخي کتب تراجم و فهارس نسخ خطی باعث اشتباهاتي شده است که به برخي از آنها اشاره کرديم.
🌷شيخ عبدالله وايل احسائی، شاعری است که در ديوان خود، به نام عالمان ربانی مرحوم شيخ احمد احسائي اع و مرحوم سيد کاظم رشتی اع اشاره کرده است و در مدح کتاب الفوائد شيخ اع اشعاري سروده که در جلد اول ديوان به طبع رسيده است.
همچنين در رثاء سيد مرحوم اع قصيده ای سروده که در جلد دوم ديوان نقل شده است.
قصيده ای طولانی با ادبياتی فاخر و معانی ای عالی که شايسته تحليل و بررسی است.
اخيرا (در سال2015م) پژوهشی مفصل درباره اين شاعر و ديوان شعرش منتشر شد.👇
همچنين در رثاء سيد مرحوم اع قصيده ای سروده که در جلد دوم ديوان نقل شده است.
قصيده ای طولانی با ادبياتی فاخر و معانی ای عالی که شايسته تحليل و بررسی است.
اخيرا (در سال2015م) پژوهشی مفصل درباره اين شاعر و ديوان شعرش منتشر شد.👇
🌷کتاب شریف میزان، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه.
فهرست مطالب کتاب مبارک «میزان»
مقدمه: مقصود از تصنیف كتاب
فصل: برای رفع هر اختلافی میزانی كه مورد قبول طرفین باشد لازم است
فصل: میزان در هر اختلافی باید با آن تناسب داشته باشد
فصل: میزان خوبی و بدی و كفر و ایمان و عدالت و فسق
فصل: عقل در چه اموری میزان است؟
فصل: در بین شیعه اثنیعشری رسولاللّه و ائمه هدی علیهمالسلام میزان میباشند
فصل: آیا در زمان غیبت برای رفع خلافها میزانی در دست هست یا نه و اگر هست چیست؟
فصل: میزان در این زمان باید همگانی بوده و ویژه جمعی خاص نباشد
فصل: میزان هنگامی نتیجهبخش است كه طرفین از اغراض و امراض خویش چشم بپوشند
فصل: میزان این زمان هم مثل سایر زمانها رافع خلاف میباشد👇
مقدمه: مقصود از تصنیف كتاب
فصل: برای رفع هر اختلافی میزانی كه مورد قبول طرفین باشد لازم است
فصل: میزان در هر اختلافی باید با آن تناسب داشته باشد
فصل: میزان خوبی و بدی و كفر و ایمان و عدالت و فسق
فصل: عقل در چه اموری میزان است؟
فصل: در بین شیعه اثنیعشری رسولاللّه و ائمه هدی علیهمالسلام میزان میباشند
فصل: آیا در زمان غیبت برای رفع خلافها میزانی در دست هست یا نه و اگر هست چیست؟
فصل: میزان در این زمان باید همگانی بوده و ویژه جمعی خاص نباشد
فصل: میزان هنگامی نتیجهبخش است كه طرفین از اغراض و امراض خویش چشم بپوشند
فصل: میزان این زمان هم مثل سایر زمانها رافع خلاف میباشد👇
فصل: نظر به اینكه هر مدعی خود را حق و مخالف خویش را باطل قلمداد میكند، لازم است كه حق واضح و برای طالبان آن مخفی نباشد
فصل: مطالب این كتاب كاملاً كلی بوده و به منظور اثبات حقیت طائفه و یا شخص معینی نوشته نشده است
فصل: امروز میزان ضروریات دین و مذهب است كه همگانی بوده و عالم و عامی طائفه حقه آن را قبول دارند
فصل: احقاق حق و ابطال باطل با خداوند است و به وسیله تسدید و تقریر خداوند معجزه از سحر ممتاز میگردد
فصل: توضیحی در مطلب فصل پیش و اینكه خداوند به وسیله برهان یقینی حقانیت حق و بطلان باطل را چنان واضح مینماید كه راههای شبهه و شك را در هر یك مسدود میسازد
فصل: تقریر و تسدید خدا برهانی است تامّ كه خدشهبردار نیست
فصل: درجات ضرورت و اقسام آن (ضرورت اسلام و مذهب و علما)👇
فصل: مطالب این كتاب كاملاً كلی بوده و به منظور اثبات حقیت طائفه و یا شخص معینی نوشته نشده است
فصل: امروز میزان ضروریات دین و مذهب است كه همگانی بوده و عالم و عامی طائفه حقه آن را قبول دارند
فصل: احقاق حق و ابطال باطل با خداوند است و به وسیله تسدید و تقریر خداوند معجزه از سحر ممتاز میگردد
فصل: توضیحی در مطلب فصل پیش و اینكه خداوند به وسیله برهان یقینی حقانیت حق و بطلان باطل را چنان واضح مینماید كه راههای شبهه و شك را در هر یك مسدود میسازد
فصل: تقریر و تسدید خدا برهانی است تامّ كه خدشهبردار نیست
فصل: درجات ضرورت و اقسام آن (ضرورت اسلام و مذهب و علما)👇
فصل: نتیجه این درجات این است كه باید علما معتقد به ضرورت شیعه بوده، و علما و شیعه باید معتقد به ضرورت اسلام باشند. اختلاف در فروع كفر و فسق نبوده و میزانی هم برای رفع آن در دست نیست
فصل: ضرورت گاهی لفظ و معنایش هر دو ضروری است و گاهی لفظ آن ضروری میباشد
فصل: ضروریات محكمات است و باید همه متشابهات را به آنها ردّ نمود چنانكه قانون در متشابهات و محكمات قرآن چنین است
فصل: مراتب ضروریات در وضوح و خفاء و نسبت به امكنه و ازمنه و اشخاص مختلف میشود و به طور كلی ضروری به تدریج به حد ضرورت میرسد
فصل: معذوریت جاهل و غافل و ناسی و میزان كلی در این نوع معذوریتها
فصل: امروز میزانی كه از طرف خدا و رسول و ائمه علیهمالسلام مقرّر گردیده ضروریات اسلام و مذهب و علماء اثنیعشری میباشد و هر دلیلی به ضمیمه تقریر معتبر میگردد
فصل: یكتایی خدا در ذات و صفات و افعال و عبادت ضروری مذهب و اسلام بلكه ضروری ادیان است
فصل: نبوت و خاتمیت و عصمت و طهارت و عبودیت محمّد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله و ابدیبودن شریعت او ضروری اسلام و مذهب و اتفاقی علما است
فصل: دوازدهبودن خلفاء حضرت محمّد صلی الله علیه و آله كه معصوم و مطهرند و همه از نور و طینت او میباشند از ضروریات مذهب اثنیعشری است
فصل: از ضروریات مذهب شیعه است كه در غیبت صغری وكلای معینی بودند و در غیبت كبری علمای ابرار و فقهای اخیار نواب عام ائمه هدی علیهمالسلام میباشند
فصل: ضروری مذهب و اتفاقی علما است كه عامی میتواند تقلید كند هر عالمی از علمای اثنیعشری را كه ثقه و امین و عادل و ناظر در حلال و حرام ائمه هدی علیهمالسلام و عارف به احكام ایشان باشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی علما است حرمت اذیت مؤمنین و مؤمنات بدون استحقاق و ملعونبودن اذیتكننده ایشان به زبان خدا و ملعون و كافربودن كسی كه ضروریات واضحه را كتمان نماید
فصل: از ضروریات دین و مذهب جسمانی بودن معاد و معراج است و هر كس آن را انكار نماید یا غیر این اعتقاد داشته باشد كافر بوده و در جهنم مخلّد خواهد بود و نیز اگر كسی موافق با ضروریات را كافر بداند خود كافر میباشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی عقلا و علما و اهل ادیان است كه اگر شخصی خلافی كرد خلاف او را نباید به دیگری یا به جمعیتی كه آن شخص بسته به آنها میباشد نسبت داد.
فصل: ضرورت گاهی لفظ و معنایش هر دو ضروری است و گاهی لفظ آن ضروری میباشد
فصل: ضروریات محكمات است و باید همه متشابهات را به آنها ردّ نمود چنانكه قانون در متشابهات و محكمات قرآن چنین است
فصل: مراتب ضروریات در وضوح و خفاء و نسبت به امكنه و ازمنه و اشخاص مختلف میشود و به طور كلی ضروری به تدریج به حد ضرورت میرسد
فصل: معذوریت جاهل و غافل و ناسی و میزان كلی در این نوع معذوریتها
فصل: امروز میزانی كه از طرف خدا و رسول و ائمه علیهمالسلام مقرّر گردیده ضروریات اسلام و مذهب و علماء اثنیعشری میباشد و هر دلیلی به ضمیمه تقریر معتبر میگردد
فصل: یكتایی خدا در ذات و صفات و افعال و عبادت ضروری مذهب و اسلام بلكه ضروری ادیان است
فصل: نبوت و خاتمیت و عصمت و طهارت و عبودیت محمّد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله و ابدیبودن شریعت او ضروری اسلام و مذهب و اتفاقی علما است
فصل: دوازدهبودن خلفاء حضرت محمّد صلی الله علیه و آله كه معصوم و مطهرند و همه از نور و طینت او میباشند از ضروریات مذهب اثنیعشری است
فصل: از ضروریات مذهب شیعه است كه در غیبت صغری وكلای معینی بودند و در غیبت كبری علمای ابرار و فقهای اخیار نواب عام ائمه هدی علیهمالسلام میباشند
فصل: ضروری مذهب و اتفاقی علما است كه عامی میتواند تقلید كند هر عالمی از علمای اثنیعشری را كه ثقه و امین و عادل و ناظر در حلال و حرام ائمه هدی علیهمالسلام و عارف به احكام ایشان باشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی علما است حرمت اذیت مؤمنین و مؤمنات بدون استحقاق و ملعونبودن اذیتكننده ایشان به زبان خدا و ملعون و كافربودن كسی كه ضروریات واضحه را كتمان نماید
فصل: از ضروریات دین و مذهب جسمانی بودن معاد و معراج است و هر كس آن را انكار نماید یا غیر این اعتقاد داشته باشد كافر بوده و در جهنم مخلّد خواهد بود و نیز اگر كسی موافق با ضروریات را كافر بداند خود كافر میباشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی عقلا و علما و اهل ادیان است كه اگر شخصی خلافی كرد خلاف او را نباید به دیگری یا به جمعیتی كه آن شخص بسته به آنها میباشد نسبت داد.
🌷پس از نگارش کتاب ميزان، علت هايی دنيوی که ريشه در اميال نفسانی داشت، سبب شد برخی به خيال خود اشکال هايی بر اين کتاب شريف وارد کنند. آقای شريف طباطبائی اعلی الله مقامه در دروس خود به اين جريان اشاره کرده و پاسخ می فرمايند. نمونه ای از واکنش ايشان را ذيلاً نقل می کنيم.
🌷یکی از رسائل عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، رساله «الدرة الیتیمة»است.
در این رساله، به مناسبتهایی درباره «ضروریاتِ دین» بیانات فرمودهاند. این رساله به زبان عربی است و 325 بیت است (هر بیت 50 حرف)
مرحوم عالم ربانی حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، به مناسبتهای مختلف از عبارات این رساله استفاده فرمودهاند و گویا این رساله برای جناب ایشان نگاشته شده است؛ چه اینکه آقای شریف طباطبایی اع به علت شرایط موجود، درباره موقعیت ضروریات دین بسیار فرمایش فرمودهاند؛ به گونهای که یکی از مهمترین محورهای نگاشتهها و فرمایشهای ایشان، بحث ضروریات و نظریات و شناخت تقسیمات آنهاست.
از این رو بر مستبصران لازم است این بحث را ریشهای بررسی کرده و با آن آشنا باشند.
در این رساله، به مناسبتهایی درباره «ضروریاتِ دین» بیانات فرمودهاند. این رساله به زبان عربی است و 325 بیت است (هر بیت 50 حرف)
مرحوم عالم ربانی حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، به مناسبتهای مختلف از عبارات این رساله استفاده فرمودهاند و گویا این رساله برای جناب ایشان نگاشته شده است؛ چه اینکه آقای شریف طباطبایی اع به علت شرایط موجود، درباره موقعیت ضروریات دین بسیار فرمایش فرمودهاند؛ به گونهای که یکی از مهمترین محورهای نگاشتهها و فرمایشهای ایشان، بحث ضروریات و نظریات و شناخت تقسیمات آنهاست.
از این رو بر مستبصران لازم است این بحث را ریشهای بررسی کرده و با آن آشنا باشند.
آقای شریف طباطبائی اع در رسالهای درباره موقعیت رساله «دره یتیمه» میفرمایند:
انتهی ما اردت ایراده من کلامه اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اعلامه فی تلک الرسالة الشریفة التی اهداها الی طالبی الحق و الیقین فانظروا فی کلماته و اقتبسوا انوارا من مشکاته.
حاصل معنی:
به پایان رسید آنچه میخواستم از کلام آقای کرمانی اعلی الله مقامه و رفع فی الخلد اعلامه نقل کنم از رساله دره یتیمه؛ رسالهای که آن را به طالبان حق و یقین اهدا فرموده است. پس نگاه کنید در کلمات او و از مِشکاتِ او تحصیل نورانیت کنید.
و در جایی میفرمایند:
قدعرفت مما مر من کلامه اعلی الله مقامه فی الدره الیتمیة و کفی بذلک دلیلا و وضح سبیلا و من لمیجعل الله له نورا فما له من نور.
حاصل معنی:
دانستی از آنچه گذشت از کلام آقای کرمانی اع در رساله دره یتیمه. و کفایت است به نقل عبارات دره یتیمه، دلیل و آشکارایی راه. و کسی را که خدا برای او نوری قرار نداده، البته نوری نخواهد داشت.
انتهی ما اردت ایراده من کلامه اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اعلامه فی تلک الرسالة الشریفة التی اهداها الی طالبی الحق و الیقین فانظروا فی کلماته و اقتبسوا انوارا من مشکاته.
حاصل معنی:
به پایان رسید آنچه میخواستم از کلام آقای کرمانی اعلی الله مقامه و رفع فی الخلد اعلامه نقل کنم از رساله دره یتیمه؛ رسالهای که آن را به طالبان حق و یقین اهدا فرموده است. پس نگاه کنید در کلمات او و از مِشکاتِ او تحصیل نورانیت کنید.
و در جایی میفرمایند:
قدعرفت مما مر من کلامه اعلی الله مقامه فی الدره الیتمیة و کفی بذلک دلیلا و وضح سبیلا و من لمیجعل الله له نورا فما له من نور.
حاصل معنی:
دانستی از آنچه گذشت از کلام آقای کرمانی اع در رساله دره یتیمه. و کفایت است به نقل عبارات دره یتیمه، دلیل و آشکارایی راه. و کسی را که خدا برای او نوری قرار نداده، البته نوری نخواهد داشت.