✔️معرفی اجمالیِ کتابِ
🔻نامههای عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
این کتاب شامل نامههای عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است که از جانب ایشان به سوی افراد ارسال شده است.
تعدادی از نامهها به خط خود آن بزرگوار و برخی به خط کاتب ایشان مرحوم حاج میرزا علیمحمد نائینی و برخی به خط افراد ديگر است.
گیرندگان برخی از نامهها مشخص بوده و برخی مشخص نیست. در پایان کتاب، تصاویر اکثر نامهها ارائه شده است.
برخی از گیرندگان نامهها این افرادند:
مرحوم میرزا حسن موسوی اصفهانی، مرحوم میرزا علیمحمد نائینی، مرحوم ملاعلی خراسانی، مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی، مرحوم میرزا ابوتراب نفیسی، مرحوم محمدرضا (ملا رضا) انارکی و محمدخان کرمانی.
مهمترین محور مطالب این نامهها از این قرار است:
بیان مباحث عقیدتی، حامل علم شیخمرحوم اعلیاللهمقامه، توصیههای اخلاقی و علمی، رفع خصومتها و نزاعهای دینی و دنیایی، وظایف نمایندگان مرحوم آقای شریف طباطبائی در شهرها و روستاها، بیان اوضاع اجتماعی مردم و دینگریزی و دینستیزی آنان، شکایت از اوضاع زمانه و قدرناشناسی مردم، پاسخگویی به پرسشهای فقهی، پاسخگویی و نقد مسئله لزوم وحدت ناطق شیعی.
بخش مهمی از این کتاب شامل مکاتبات مرحوم آقای شریف طباطبائی و حاج محمدصادق کرمانی در نقد لزوم وحدت ناطق شیعی است.
این مجموعه (که سه سال و نیم گردآوری آن زمان برده) با مقدمهای تحلیلی و تفصیلی درباره اسم و لقبِ مرحوم آقای شریف طباطبائی رفعاللهشأنه و بررسی مفاد نامهها منتشر شده است.
@AghayedNet
🔻نامههای عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
این کتاب شامل نامههای عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است که از جانب ایشان به سوی افراد ارسال شده است.
تعدادی از نامهها به خط خود آن بزرگوار و برخی به خط کاتب ایشان مرحوم حاج میرزا علیمحمد نائینی و برخی به خط افراد ديگر است.
گیرندگان برخی از نامهها مشخص بوده و برخی مشخص نیست. در پایان کتاب، تصاویر اکثر نامهها ارائه شده است.
برخی از گیرندگان نامهها این افرادند:
مرحوم میرزا حسن موسوی اصفهانی، مرحوم میرزا علیمحمد نائینی، مرحوم ملاعلی خراسانی، مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجی، مرحوم میرزا ابوتراب نفیسی، مرحوم محمدرضا (ملا رضا) انارکی و محمدخان کرمانی.
مهمترین محور مطالب این نامهها از این قرار است:
بیان مباحث عقیدتی، حامل علم شیخمرحوم اعلیاللهمقامه، توصیههای اخلاقی و علمی، رفع خصومتها و نزاعهای دینی و دنیایی، وظایف نمایندگان مرحوم آقای شریف طباطبائی در شهرها و روستاها، بیان اوضاع اجتماعی مردم و دینگریزی و دینستیزی آنان، شکایت از اوضاع زمانه و قدرناشناسی مردم، پاسخگویی به پرسشهای فقهی، پاسخگویی و نقد مسئله لزوم وحدت ناطق شیعی.
بخش مهمی از این کتاب شامل مکاتبات مرحوم آقای شریف طباطبائی و حاج محمدصادق کرمانی در نقد لزوم وحدت ناطق شیعی است.
این مجموعه (که سه سال و نیم گردآوری آن زمان برده) با مقدمهای تحلیلی و تفصیلی درباره اسم و لقبِ مرحوم آقای شریف طباطبائی رفعاللهشأنه و بررسی مفاد نامهها منتشر شده است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه شعبان المعظم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
🔸فایل نسخه خطی رساله اصولالفقه در کتابخانه مرعشی: اینجا
🔸فایل کتاب اجتناب: اینجا
@AghayedNet
🔸فایل نسخه خطی رساله اصولالفقه در کتابخانه مرعشی: اینجا
🔸فایل کتاب اجتناب: اینجا
@AghayedNet
🔺بخشی از دعاء روز سوم شعبان، ولادت حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺بیاناتی لطیف از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلیاللهمقامه در شرح بخشی از مناجات شعبانیه
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده مساجد تاریخی همدان، زمستان ١٣٩٩
در بین مساجد همدان امروز اصالت تاریخیِ بیست مسجد حفظ شده است. در این اثر تلاش شده با بررسی ویژگیهای ساختاری، الگویی واحد از مساجد اقلیم همدان ارائه گردد.
از جمله مساجدِ معرفیشده در این اثر، مسجد میرزا تقی است که تا قبل از واقعه همدان (١٣١۵ق) محل نماز و موعظه عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه بوده است.
@AghayedNet
در بین مساجد همدان امروز اصالت تاریخیِ بیست مسجد حفظ شده است. در این اثر تلاش شده با بررسی ویژگیهای ساختاری، الگویی واحد از مساجد اقلیم همدان ارائه گردد.
از جمله مساجدِ معرفیشده در این اثر، مسجد میرزا تقی است که تا قبل از واقعه همدان (١٣١۵ق) محل نماز و موعظه عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه بوده است.
@AghayedNet
✔️🔻معرفیِ «فائده»ای منتشر نشده از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه
مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در جلد سوم کتاب ارشادالعوام در اثبات امامت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام از آیات قرآن میفرمایند:
«...و غیر از این آیهها بسیار است که صریح است بر مطلب ولکن اینجا جای آن نیست. و ما یک فایده بهخصوص در این باب نوشتهایم و از قرآن از آیههای بسیار بیرون آوردهایم به طور ظاهر بدون تأویل. پس از قرآن آشکار شد که امیر بر حق است و هر کس با او باشد با حق است و راه راه خداست.»
این بزرگوار بعضی مطالب علمی و حِکمی را با نامِ «فائده» یادداشت فرمودهاند. این فائدهها که به زبان عربی است، گاهی به صورت جداگانه و گاهی تحت عنوان رساله بحمدالله در دست است. در کتاب فهرست کتب مشایخ عظام آمده است که ایشان ٢٢ فائده مرقوم کردهاند (فهرست...، ج١، ص١٠٢) اما به فائدهای در اثبات امامت اشاره نشده است.
فائدهها و رسالههایی با عنوان «الفوائد» که در مجموعه مکارمالابرار منتشر شده، بدین ترتیب است:
فوائد فی الحکمة (مکارمالابرار، عربی، ج۴)
الفوائد السبع (همان)
فائدة فی بقاء النفس (همان)
فائدة فی عالم الذر (همان)
فائدة جلیلة فی النفس و توحد العالی بالنسبة الی الدانی (همان)
فائدة فی الوجودات الثلاثة (همان)
فائدة جلیلة فی الوجود الوصفی و الذاتی (همان)
فائدة فی اعجاز القرآن (همان، ج١۴)
فوائد فی تصحیح الاخبار (همان، ج١٩)
رسالة الفوائد (همان)
فائدة فی برهان تعمیر المربع (همان، ج٢٩)
فائدة فی اسرار خلقة آدم علیهالسلام (همان، ج٣٢)
ازاینرو میتوانیم بگوییم فائدهای که در مجلد سوم ارشادالعوام به آن اشاره شده فائدهای است منتشرنشده و چون در مکارمالابرار هم منعکس نشده، نویافته نیز هست.
با توجه به اینکه مرحوم آقای کرمانی به این «فائده» ارجاع دادهاند، اهمیت این فائده دو چندان است: از جهتی رساله ایشان است و از جهتی نامبردن و ارجاع به آن.
خوشبختانه در ورقهایی مخطوط به خطِ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی نفعنا الله بعلومه، این فائده زیارت شد و برای اولینبار در این نوشتار آن را معرفی میکنیم.
این فائده که در اثبات امامت است با استدلال به محکمات قرآن، چنین آغاز میشود:
«بسم الله الرحمن الرحیم فائدة حسنة فی اثبات الامامة من محکمات الکتاب... .»
این بزرگوار با اشاره به آیه شریفه «قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» موضوع را آغاز کرده و استدلالهای متعدی را با توجه به همین آیه شریفه بیان میفرمایند.
از جهتی بر لفظ «الظالمین» تأمل فرمودهاند. سپس استدلالات را با عنوان «و وجهٌ آخَر...» و «بیانٌ آخر» جهات مختلف این آیه شریفه را برای اثبات امامت اهلبیت علیهمالسلام بیان میفرمایند.
این فائده که در چهار صفحه تنظیم شده، ظاهراً ناتمام است و ترقیمه ندارد. شایان ذکر است مفصلترین موضع که در آنجا با آیات قرآن امامت بلافصل امیرالمؤمنین و امامت سایر معصومین علیهمالسلام را ثابت فرمودهاند، نخستین فصل از مقصد دومِ جلد سوم کتاب مبارک الفطرة السلیمة است که چنین آغاز شده:
«و لنقدم هنا اثبات الامامة الخاصة من الكتاب المستطاب ليكون متصلاًبما قبله فی المقصد السابق لان ما ذكرنا هناک مقدمة ما نذكره هنا.»
میتوانیم اینگونه تعبیر آوریم که تکمیل این فائده، در دیگر آثار مرحوم آقای کرمانی اع است. بهویژه در کتاب مبارک سلطانیه و ارشادالعوام و الفطرةالسلیمة جهات متعدد اثبات امامت ائمه علیهمالسلام با توجه به آیات قرآن مطرح شده است.
اما بهنظر میرسد در این فائده، تمرکز بر آیه ١٢۴ سوره بقره است و جهات متعدد همین آیه (با توجه به آیات دیگر و روایات معصومین) بیان شده و چون ظاهراً ناتمام است، به جوانب دیگر موضوع اشاره نشده است.
به هر روی با توجه به قرائن این فائده همان «فائده»ای است که در جلد سوم ارشاد به آن اشاره شده. امیدواریم در فرصتی مقتضی متن این فائده را به دوستداران این بزرگوار ارائه کنیم انشاءالله. وَ الحَمد لِله اَوّلاً و آخِراً.
۵ شعبانالمعظم ١۴۴٢
@AghayedNet
مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه در جلد سوم کتاب ارشادالعوام در اثبات امامت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام از آیات قرآن میفرمایند:
«...و غیر از این آیهها بسیار است که صریح است بر مطلب ولکن اینجا جای آن نیست. و ما یک فایده بهخصوص در این باب نوشتهایم و از قرآن از آیههای بسیار بیرون آوردهایم به طور ظاهر بدون تأویل. پس از قرآن آشکار شد که امیر بر حق است و هر کس با او باشد با حق است و راه راه خداست.»
این بزرگوار بعضی مطالب علمی و حِکمی را با نامِ «فائده» یادداشت فرمودهاند. این فائدهها که به زبان عربی است، گاهی به صورت جداگانه و گاهی تحت عنوان رساله بحمدالله در دست است. در کتاب فهرست کتب مشایخ عظام آمده است که ایشان ٢٢ فائده مرقوم کردهاند (فهرست...، ج١، ص١٠٢) اما به فائدهای در اثبات امامت اشاره نشده است.
فائدهها و رسالههایی با عنوان «الفوائد» که در مجموعه مکارمالابرار منتشر شده، بدین ترتیب است:
فوائد فی الحکمة (مکارمالابرار، عربی، ج۴)
الفوائد السبع (همان)
فائدة فی بقاء النفس (همان)
فائدة فی عالم الذر (همان)
فائدة جلیلة فی النفس و توحد العالی بالنسبة الی الدانی (همان)
فائدة فی الوجودات الثلاثة (همان)
فائدة جلیلة فی الوجود الوصفی و الذاتی (همان)
فائدة فی اعجاز القرآن (همان، ج١۴)
فوائد فی تصحیح الاخبار (همان، ج١٩)
رسالة الفوائد (همان)
فائدة فی برهان تعمیر المربع (همان، ج٢٩)
فائدة فی اسرار خلقة آدم علیهالسلام (همان، ج٣٢)
ازاینرو میتوانیم بگوییم فائدهای که در مجلد سوم ارشادالعوام به آن اشاره شده فائدهای است منتشرنشده و چون در مکارمالابرار هم منعکس نشده، نویافته نیز هست.
با توجه به اینکه مرحوم آقای کرمانی به این «فائده» ارجاع دادهاند، اهمیت این فائده دو چندان است: از جهتی رساله ایشان است و از جهتی نامبردن و ارجاع به آن.
خوشبختانه در ورقهایی مخطوط به خطِ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی نفعنا الله بعلومه، این فائده زیارت شد و برای اولینبار در این نوشتار آن را معرفی میکنیم.
این فائده که در اثبات امامت است با استدلال به محکمات قرآن، چنین آغاز میشود:
«بسم الله الرحمن الرحیم فائدة حسنة فی اثبات الامامة من محکمات الکتاب... .»
این بزرگوار با اشاره به آیه شریفه «قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» موضوع را آغاز کرده و استدلالهای متعدی را با توجه به همین آیه شریفه بیان میفرمایند.
از جهتی بر لفظ «الظالمین» تأمل فرمودهاند. سپس استدلالات را با عنوان «و وجهٌ آخَر...» و «بیانٌ آخر» جهات مختلف این آیه شریفه را برای اثبات امامت اهلبیت علیهمالسلام بیان میفرمایند.
این فائده که در چهار صفحه تنظیم شده، ظاهراً ناتمام است و ترقیمه ندارد. شایان ذکر است مفصلترین موضع که در آنجا با آیات قرآن امامت بلافصل امیرالمؤمنین و امامت سایر معصومین علیهمالسلام را ثابت فرمودهاند، نخستین فصل از مقصد دومِ جلد سوم کتاب مبارک الفطرة السلیمة است که چنین آغاز شده:
«و لنقدم هنا اثبات الامامة الخاصة من الكتاب المستطاب ليكون متصلاًبما قبله فی المقصد السابق لان ما ذكرنا هناک مقدمة ما نذكره هنا.»
میتوانیم اینگونه تعبیر آوریم که تکمیل این فائده، در دیگر آثار مرحوم آقای کرمانی اع است. بهویژه در کتاب مبارک سلطانیه و ارشادالعوام و الفطرةالسلیمة جهات متعدد اثبات امامت ائمه علیهمالسلام با توجه به آیات قرآن مطرح شده است.
اما بهنظر میرسد در این فائده، تمرکز بر آیه ١٢۴ سوره بقره است و جهات متعدد همین آیه (با توجه به آیات دیگر و روایات معصومین) بیان شده و چون ظاهراً ناتمام است، به جوانب دیگر موضوع اشاره نشده است.
به هر روی با توجه به قرائن این فائده همان «فائده»ای است که در جلد سوم ارشاد به آن اشاره شده. امیدواریم در فرصتی مقتضی متن این فائده را به دوستداران این بزرگوار ارائه کنیم انشاءالله. وَ الحَمد لِله اَوّلاً و آخِراً.
۵ شعبانالمعظم ١۴۴٢
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه شعبان المعظم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. 🔸فایل نسخه خطی رساله اصولالفقه در کتابخانه مرعشی: اینجا 🔸فایل کتاب اجتناب: اینجا @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه شعبان المعظم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
🔸جواب محمد ولی میرزا در تعیین لیلة الرغائب: اینجا
🔸نسخه خطی الفطرة السلیمة: اینجا
🔸فایل رساله دلاکیه: اینجا
@AghayedNet
🔸جواب محمد ولی میرزا در تعیین لیلة الرغائب: اینجا
🔸نسخه خطی الفطرة السلیمة: اینجا
🔸فایل رساله دلاکیه: اینجا
@AghayedNet
✔️افهَم، تَأَمَّل وَ تَدَبَّر!
🔻بخش اول
اهل مطالعه میدانند تعبیرات کتب علماء همچون «تأمل، تدبر و اِفهم» حاویِ پیامی ظریف است. اندیشه و قلمِ هر عالمی که سختهتر و پختهتر باشد، تأمل بر «تَأَمَّل» را بیشتر میکند!
در کتابها و رسالههای بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز نظیر این تعبیرها هست. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنه در کتب تخصصی همچون شرحالمشاعر بهطور مکرر از «فتأمل و تدبر» و... استفاده فرمودهاند. کتب دیگر بزرگان نیز چنین است.
در مواضعی توصیفاتی بیان کردهاند که اهمیتِ درنگ بر «افهم» و «تأمل» پررنگتر میشود. برای نمونه میفرمایند: «فافهم فقد اسقیتک ماءً غدقاً» این توضیح اهمیت «افهم» را نشان میدهد.
در بعضی رسالهها، «فتأمل جیداً» یا «فتأمل جداً» مرقوم کردهاند که باز هم تأکید این درنگ را میرساند. اگرچه برخی اشاره کردهاند که با قید «جیداً» اشاره به چیزی نیست:
«تأمل: فعلُ امر یرد فی کتب الامامیة نهایة کل تدقیق فی المطلب و یریدون به علی المشهور الاشارةً الی ایراد فی المطلب. و اما اذا قُرن بلفظ «جیداً» فلیس فیه اشارة الی شیء» (معجم مصطلح الاصول، ص۶۴).
در کتابهای فارسی بزرگان نیز واژه «بفهم» و «تأمل کن» و امثال این دو به کار رفته و در مواضعی با جملههای مشابه تأکید شده است: «بفهم که چه میگویم و هوش خود را جمع کن».
این موضوع در چهار جلد کتاب ارشادالعوام بسیار پررنگ است. از واژه «بفهم» در جلد اول ۶٠ بار و در جلد دوم ۶٧ بار و در جلد سوم ۵٣ بار و در جلد چهارم ۴۵ مرتبه استفاده فرمودهاند.
در چهار جلد ٢٢۵ مرتبه از این واژه به عنوان توجهدادن و تنبیه و تذکر استفاده فرمودهاند. این تأکیدها، جایگاه ویژه مطالب و عظمت این کتاب را در نظر مصنف آن روشن میکند.
اینگونه کلمات و تعبیرات که در فرمایشهای بزرگان است، در مواضعی برای اشاره به نکات و مطالبی است (بهویژه در کتب تخصصی) و در مواضعی برای تأکید بر اهمیت مطلب است.
در اوساط علمیه، کتابهایی که در حوزه فقه و اصول نگاشته شده، از این جنبه مورد توجه بوده است و برخی میان تعبیراتِ مختلفِ این کتابها، تمایز هم قائل شدهاند.
برای مثال در صفحه اول از نسخه خطی شرح دیباجة المصباح که در کتابخانه شهیدعلی در ترکیه نگهداری میشود (بهشماره ٢٢٣٢۶) آمده است:
«تأمّلْ: تَدبَّرْ تَفكّرْ، فتأمّلْ: إشارةٌ إلى ضعفِ الجوابِ، و تأمّلْ: إشارةٌ إلى قوّةِ الجوابِ، فليتأمّلْ: إشارةٌ إلى ما فيه بحثٌ.»
در نسخه خطی دیگری آمده است:
«تامَّل: إشارة الی جوابٍ خفیّ، فتَامَّل: إشارة الی الجواب الاخفی، فلیَتامَّل: إشارة الی جواب زیادة الخفاء.»
تعبیر نخست، اشارتی است که جواب در متن پنهان است، دوم جواب با خفاء زیاد در متن موجود است و تأملی بهسزا میطلبد، سوم اشاره به جوابی که خفایش بسیار زیاد است و تأمل بیشتری میطلبد.
شایان ذکر است که شاید در بعضی متون این تدقیقات بهاینگونه در نظر مؤلف بوده است؛ اما طبق نظر برخی از اهل فن، قریب به اتفاق مؤلفان ملزم به اجراء چنین قرارداد نانوشتهای نبودهاند. اگرچه شکی در دقت علماء نیست.
درباره لفظ «بدان» و «بدانکه» در فارسی و «اعلم» و «فاعلم» در زبان عربی هم برخی تأملاتی ارائه کردهاند. در حاشیه جونگی آمده است:
«إن القوم إذا اعتنوا بأمر و اهتموا بشأنه یقدمون قبل الشروع فیه کلمة «اعلم» تنبیهاً للسامع علی أن ما یلقی إلیه من القول کلام یلزم حفظه و یجب ضبطه فیتنبه السامع له و یصغی الیه و یحضر قلبه و فهمه علیه و یقبل علیه بکلیته فلا یضیع الکلام و فی معناه حرف التنبیه.»
و درباره «فاعلم» آمده است:
«فإذا ازداد الإعتناء یؤخرون و یضمون إلیه الفاء تقریراً أو تثبیتاً یعنی اذا تقرر هذا و وجب علیک علمه «فاعلم» ذلک و لیکن علی بال منک أو فتأمل أو إعرفه فانه دقیق.»
(نسخه خطی کتابخانه مجلس، شماره ٣۴١، فریم٣۵)
ابوالبقاء کفوی نیز در کتاب الکلیات به تفاوت تدبر، فتدبر، تأمل، فتأمل و فلیتأمل اشاره کرده است (الکلیات، ط مؤسسة الرسالة، بیروت، ص٢٨٧)
در کلمات بزرگان دین، برای اشاره به درنگ و تأمل و دستیازیدن به نکات مطلب، لزوماً از «افهم» و امثال آن استفاده نشده. بلکه در مواضعی صریحاً فرمودهاند در مطلبی که گذشت مباحث و نکات و ظرایفی است که با دقت و فهم به دست میآید. برای مثال در کتاب ارشادالعوام میفرمایند... .
⏳ادامه دارد...
🔸تصویر پیوست: دستخط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اشادَ اللهُ شأنَه
@aghayedNet
🔻بخش اول
اهل مطالعه میدانند تعبیرات کتب علماء همچون «تأمل، تدبر و اِفهم» حاویِ پیامی ظریف است. اندیشه و قلمِ هر عالمی که سختهتر و پختهتر باشد، تأمل بر «تَأَمَّل» را بیشتر میکند!
در کتابها و رسالههای بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز نظیر این تعبیرها هست. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنه در کتب تخصصی همچون شرحالمشاعر بهطور مکرر از «فتأمل و تدبر» و... استفاده فرمودهاند. کتب دیگر بزرگان نیز چنین است.
در مواضعی توصیفاتی بیان کردهاند که اهمیتِ درنگ بر «افهم» و «تأمل» پررنگتر میشود. برای نمونه میفرمایند: «فافهم فقد اسقیتک ماءً غدقاً» این توضیح اهمیت «افهم» را نشان میدهد.
در بعضی رسالهها، «فتأمل جیداً» یا «فتأمل جداً» مرقوم کردهاند که باز هم تأکید این درنگ را میرساند. اگرچه برخی اشاره کردهاند که با قید «جیداً» اشاره به چیزی نیست:
«تأمل: فعلُ امر یرد فی کتب الامامیة نهایة کل تدقیق فی المطلب و یریدون به علی المشهور الاشارةً الی ایراد فی المطلب. و اما اذا قُرن بلفظ «جیداً» فلیس فیه اشارة الی شیء» (معجم مصطلح الاصول، ص۶۴).
در کتابهای فارسی بزرگان نیز واژه «بفهم» و «تأمل کن» و امثال این دو به کار رفته و در مواضعی با جملههای مشابه تأکید شده است: «بفهم که چه میگویم و هوش خود را جمع کن».
این موضوع در چهار جلد کتاب ارشادالعوام بسیار پررنگ است. از واژه «بفهم» در جلد اول ۶٠ بار و در جلد دوم ۶٧ بار و در جلد سوم ۵٣ بار و در جلد چهارم ۴۵ مرتبه استفاده فرمودهاند.
در چهار جلد ٢٢۵ مرتبه از این واژه به عنوان توجهدادن و تنبیه و تذکر استفاده فرمودهاند. این تأکیدها، جایگاه ویژه مطالب و عظمت این کتاب را در نظر مصنف آن روشن میکند.
اینگونه کلمات و تعبیرات که در فرمایشهای بزرگان است، در مواضعی برای اشاره به نکات و مطالبی است (بهویژه در کتب تخصصی) و در مواضعی برای تأکید بر اهمیت مطلب است.
در اوساط علمیه، کتابهایی که در حوزه فقه و اصول نگاشته شده، از این جنبه مورد توجه بوده است و برخی میان تعبیراتِ مختلفِ این کتابها، تمایز هم قائل شدهاند.
برای مثال در صفحه اول از نسخه خطی شرح دیباجة المصباح که در کتابخانه شهیدعلی در ترکیه نگهداری میشود (بهشماره ٢٢٣٢۶) آمده است:
«تأمّلْ: تَدبَّرْ تَفكّرْ، فتأمّلْ: إشارةٌ إلى ضعفِ الجوابِ، و تأمّلْ: إشارةٌ إلى قوّةِ الجوابِ، فليتأمّلْ: إشارةٌ إلى ما فيه بحثٌ.»
در نسخه خطی دیگری آمده است:
«تامَّل: إشارة الی جوابٍ خفیّ، فتَامَّل: إشارة الی الجواب الاخفی، فلیَتامَّل: إشارة الی جواب زیادة الخفاء.»
تعبیر نخست، اشارتی است که جواب در متن پنهان است، دوم جواب با خفاء زیاد در متن موجود است و تأملی بهسزا میطلبد، سوم اشاره به جوابی که خفایش بسیار زیاد است و تأمل بیشتری میطلبد.
شایان ذکر است که شاید در بعضی متون این تدقیقات بهاینگونه در نظر مؤلف بوده است؛ اما طبق نظر برخی از اهل فن، قریب به اتفاق مؤلفان ملزم به اجراء چنین قرارداد نانوشتهای نبودهاند. اگرچه شکی در دقت علماء نیست.
درباره لفظ «بدان» و «بدانکه» در فارسی و «اعلم» و «فاعلم» در زبان عربی هم برخی تأملاتی ارائه کردهاند. در حاشیه جونگی آمده است:
«إن القوم إذا اعتنوا بأمر و اهتموا بشأنه یقدمون قبل الشروع فیه کلمة «اعلم» تنبیهاً للسامع علی أن ما یلقی إلیه من القول کلام یلزم حفظه و یجب ضبطه فیتنبه السامع له و یصغی الیه و یحضر قلبه و فهمه علیه و یقبل علیه بکلیته فلا یضیع الکلام و فی معناه حرف التنبیه.»
و درباره «فاعلم» آمده است:
«فإذا ازداد الإعتناء یؤخرون و یضمون إلیه الفاء تقریراً أو تثبیتاً یعنی اذا تقرر هذا و وجب علیک علمه «فاعلم» ذلک و لیکن علی بال منک أو فتأمل أو إعرفه فانه دقیق.»
(نسخه خطی کتابخانه مجلس، شماره ٣۴١، فریم٣۵)
ابوالبقاء کفوی نیز در کتاب الکلیات به تفاوت تدبر، فتدبر، تأمل، فتأمل و فلیتأمل اشاره کرده است (الکلیات، ط مؤسسة الرسالة، بیروت، ص٢٨٧)
در کلمات بزرگان دین، برای اشاره به درنگ و تأمل و دستیازیدن به نکات مطلب، لزوماً از «افهم» و امثال آن استفاده نشده. بلکه در مواضعی صریحاً فرمودهاند در مطلبی که گذشت مباحث و نکات و ظرایفی است که با دقت و فهم به دست میآید. برای مثال در کتاب ارشادالعوام میفرمایند... .
⏳ادامه دارد...
🔸تصویر پیوست: دستخط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اشادَ اللهُ شأنَه
@aghayedNet
✔️افهَم، تَأَمَّل وَ تَدَبَر!
🔻بخش دوم
در کلمات بزرگان دین، برای اشاره به درنگ و تأمل و دستیازیدن به نکات مطلب، لزوماً از «افهم» و امثال آن استفاده نشده. بلکه در مواضعی صریحاً فرمودهاند در مطلبی که گذشت مباحث و نکات و ظرایفی است که با دقت و فهم به دست میآید. برای مثال در کتاب ارشادالعوام میفرمایند:
«این مقدمهای بود که بابی است در علم و از این باب مسئلههای بسیار حل میشود اگر درست بفهمی که چه گفتم.»
در کتابهای عربی بزرگان نیز بهطور مکرر اینگونه توصیفات مطرح است:
« فها انا ذاکر لک هذه المسألة علی ما یقتضیه الحال علی غایة الاجمال بتوفیق الله المتعال فاعرف قدرها و اغل مهرها... .»
و در موضعی دیگر:
«فافهم فان هنا تفصیل یعرف بالاشارة».
چند روزی است کتابی در نجف اشرف منتشر شده است با نام «ایضاحُ تأملاتِ فرائد الاصول وَ إفهم». مؤلف در این کتاب بر تعبیرات شیخ انصاری در فرائد تأمل کرده و وجوهِ استفاده از «فتأمل» و «افهم» و امثال این دو را بیان کرده است.
البته فقط اینگونه کلمات را بررسی نکرده و به بیان وجهِ کلمه «التدبر»، وجه «الاشکال»، وجه «البُعد»، وجه «الخفاء»، وجه «الضعف» و وجه «القوة» نیز اشاره کرده است.
با وجود این، از باب «المعنی فی قلب الشاعر» در پایان هر توضیحی نگاشته است: «و الشیخ الأعظم [حسب تعبیر المؤلف] أعلم بمراده».
این کتابِ تازه منتشر شده، تلاشی در این زمینه است. و ما میدانیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم که از علماء تراز اول و شهیر فرقه ناجیه اثنیعشریه هستند، کلمات و تعبیراتشان مطابق حکمت و صواب است و «افهم» و «تأمل» در رسالههای ایشان در مواضعی ناظر به تأکید مطلب و بیان اهمیت آن و در مواضعی مُشعر به مطالب و فوائدی است که در رسالههای تخصصی ایشان بیشتر جلوهگری دارد. اَعلَی اللهُ دَرَجاتِهم وَ نَفعَنا بِعلومِهم.
١١ شعبانالمعظم ١۴۴٢
@AghayedNet
🔻بخش دوم
در کلمات بزرگان دین، برای اشاره به درنگ و تأمل و دستیازیدن به نکات مطلب، لزوماً از «افهم» و امثال آن استفاده نشده. بلکه در مواضعی صریحاً فرمودهاند در مطلبی که گذشت مباحث و نکات و ظرایفی است که با دقت و فهم به دست میآید. برای مثال در کتاب ارشادالعوام میفرمایند:
«این مقدمهای بود که بابی است در علم و از این باب مسئلههای بسیار حل میشود اگر درست بفهمی که چه گفتم.»
در کتابهای عربی بزرگان نیز بهطور مکرر اینگونه توصیفات مطرح است:
« فها انا ذاکر لک هذه المسألة علی ما یقتضیه الحال علی غایة الاجمال بتوفیق الله المتعال فاعرف قدرها و اغل مهرها... .»
و در موضعی دیگر:
«فافهم فان هنا تفصیل یعرف بالاشارة».
چند روزی است کتابی در نجف اشرف منتشر شده است با نام «ایضاحُ تأملاتِ فرائد الاصول وَ إفهم». مؤلف در این کتاب بر تعبیرات شیخ انصاری در فرائد تأمل کرده و وجوهِ استفاده از «فتأمل» و «افهم» و امثال این دو را بیان کرده است.
البته فقط اینگونه کلمات را بررسی نکرده و به بیان وجهِ کلمه «التدبر»، وجه «الاشکال»، وجه «البُعد»، وجه «الخفاء»، وجه «الضعف» و وجه «القوة» نیز اشاره کرده است.
با وجود این، از باب «المعنی فی قلب الشاعر» در پایان هر توضیحی نگاشته است: «و الشیخ الأعظم [حسب تعبیر المؤلف] أعلم بمراده».
این کتابِ تازه منتشر شده، تلاشی در این زمینه است. و ما میدانیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم که از علماء تراز اول و شهیر فرقه ناجیه اثنیعشریه هستند، کلمات و تعبیراتشان مطابق حکمت و صواب است و «افهم» و «تأمل» در رسالههای ایشان در مواضعی ناظر به تأکید مطلب و بیان اهمیت آن و در مواضعی مُشعر به مطالب و فوائدی است که در رسالههای تخصصی ایشان بیشتر جلوهگری دارد. اَعلَی اللهُ دَرَجاتِهم وَ نَفعَنا بِعلومِهم.
١١ شعبانالمعظم ١۴۴٢
@AghayedNet
✔️🔻متنی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره تعداد مسلمانان در عالم، مرقومشده در حدود سال ١٢۶٧ق:
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل، اهل ربع مسکون به تقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند به ازائش میآیند و هرچه میآیند به ازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند.
🔺بهمناسبت کتاب تازه منتشر شده تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی.
@AghayedNet
و آنچه اهل تخمین تخمین کردهاند به سیاحت و ثبتها و دفترهای دُوَل، اهل ربع مسکون به تقریب هفت هزار و چهارصد و هفتاد لَک مخلوقند.
و دیگر گاهی قلیلی زیاده یا قلیلی کمتر میشوند و هرچه میمیرند به ازائش میآیند و هرچه میآیند به ازائش میروند.
و هر لکی صد هزار نفس است. و از این جمله، هزار و یکصد لک ملت اسلام است و نود لک یهودی و دو هزار و دویست و هشتاد لک نصاری و چهار هزار لک بتپرست است. و از آن هزار و یکصد لک ملت اسلام اگر ده پانزده لک مذهب شیعه باشد که در دست باقی ذلیل و حقیرند و در بدن گاو سیاه عالم مانند لکه سفیدی هستند.
🔺بهمناسبت کتاب تازه منتشر شده تعداد المسلمین فی العالم (تحلیل زمنی و جغرافی منذ البعثة النبویة الی القرن القادم)، به زبان عربی در ١٢٠٠ صفحه، مشتمل بر نقشهها و جدولها و توضیحات تفصیلی.
@AghayedNet
🌷امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیهالسلام ميان شيعه اثنیعشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علی بن محمد سمری رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و میباشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنیعشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠۵
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. همان، ج۵١، ص١. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق.
۴. بحارالانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
آنچه درباره امام زمان علیهالسلام ميان شيعه اثنیعشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علی بن محمد سمری رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و میباشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنیعشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠۵
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. همان، ج۵١، ص١. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق.
۴. بحارالانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «دعائم الحکمة»، بخش فارسی، مجلد سوم و مجلد هشتم 🔹مجموعه «دعائم الحکمة»، آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه است. 🔸آثار این بزرگوار پیش از این به طبع رسیده و بهتازگی با عنوان «دعائم الحکمة»، در چندین…
🔺کتاب تازه منتشر شده دعائم الحکمة، مجلد چهارم، بخش عربی
🔹این مجلد مشتمل است بر رسائل عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در شرح دعاء و زیارت و علوم ادبی و منطق، در ۶٣١ صفحه.
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة در اینجا.
@AghayedNet
🔹این مجلد مشتمل است بر رسائل عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در شرح دعاء و زیارت و علوم ادبی و منطق، در ۶٣١ صفحه.
🔸توضیحات بیشتر درباره مجموعه دعائم الحکمة در اینجا.
@AghayedNet