یکی از اشتباههای تاریخی خلط میان این دو شخصیت است. سابقه این تصحیف و خلط بهگونهای است که در منابعی همچون «دانشنامه جهان اسلام» به این موضوع تصریح شده است:
«همنامی بهاری و پدرش، با شیخ محمدباقر محمدجعفر الجندقی (۱۳۱۹) رئیس فرقه شیخیه همدان، برخی انتسابات و اشتباهات درباره تألیفات این دو را در منابع پدید آورده است.» (دانشنامه جهان اسلام،ج4، ص719-721)
همین مضمون در «اعیان الشیعه» چنین آمده است:
«و یوجد رجل یسمی الحاج میرزا محمدباقر بن محمدجعفر الجندقی من الشیخیة له کتاب الدرة النجفیة مطبوع و نظرا لاشتراکه مع المترجم فی الاسم و اسم الأب و وجود کتاب للمترجم یسمی الدرة الغرویة کما یأتی قد یحصل الاشتباه بینهما فلینتبه لذلک.» (ج3، ص537)👇
«همنامی بهاری و پدرش، با شیخ محمدباقر محمدجعفر الجندقی (۱۳۱۹) رئیس فرقه شیخیه همدان، برخی انتسابات و اشتباهات درباره تألیفات این دو را در منابع پدید آورده است.» (دانشنامه جهان اسلام،ج4، ص719-721)
همین مضمون در «اعیان الشیعه» چنین آمده است:
«و یوجد رجل یسمی الحاج میرزا محمدباقر بن محمدجعفر الجندقی من الشیخیة له کتاب الدرة النجفیة مطبوع و نظرا لاشتراکه مع المترجم فی الاسم و اسم الأب و وجود کتاب للمترجم یسمی الدرة الغرویة کما یأتی قد یحصل الاشتباه بینهما فلینتبه لذلک.» (ج3، ص537)👇
چندی پیش مواعظی از آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه به چاپ رسید؛ اما نه به نام این بزرگوار بلکه با نام «محمدباقر بهاری»! و در مقدمه این کتاب زندگینامه محمدباقر بهاری نقل شد و مفصل به بررسی زندگی و آثار این شخصیت پرداخته شد. البته از دستاندرکاران چاپ این کتاب مبارک سپاسگزاری میکنیم که به این تُراث ارزشمند توجه نشان دادهاند... میراثی معنوی که متأسفانه مهجور بوده است.
مصححان این کتاب دریافتهاند که نام این کتاب در فهرست کتابهای محمدباقر بهاری ذکر نشده؛ ولی با اینحال بهوسیله توجیهاتی نتیجهگیری کردهاند که «در هر حال در انتساب نسخه به ایشان جای هیچگونه بحث و مشکلی نیست.» (مقدمه کتاب، ص34) جالب اینکه در همین مقدمه در صفحه 24 تصریح شده است که محمدباقر بهاری در سال 1297ق «عازم عتبات عالیه شد» و در اواخر مقدمه (صفحه33) آمده است که «این اثر محصول سخنرانی یک ماه مبارک، سال 1297ق در مسجد معروف به مسجد میرزا تقی در همدان است.» مگر آنکه بگوییم محمدباقر بهاری پس از ماه رمضان عازم عتبات شد که به طور کلی انتساب این مواعظ به این عالم، با توجه به دلایل محکم صحیح نیست. نخستین قرینه اینکه محمدباقر بهاری در در سال1297ق، 22ساله بوده است و ارائه مواعظی چنین عمیق، حاصل پختگیِ خاصی است.
دلیل صریحتر و دقیقتر، توجه ویژه به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در این مواعظ است و به تعبیر مصحح «گاه هم به حمایت از او (شیخ احمد احسائی) پرداخته است و او را با نام استاد خطاب میکند.» و بعد تصریح میکند که در میان شاگردان شیخ احسائی «به مرحوم شیخ محمدباقر بهاری اشاره نشده است»! گذشته از آنکه در متن موعظه به شیخیبودنِ موعظهکننده تصریح شده است. آنجا که میفرماید: «میگویند: بابا این شیخیها به معاد جسمانی قائل نیستند. بابا واللهِ و باللهِ ما به معاد جسمانی قائل هستیم. به آن پیر به آن پیغمبر، ما بهتر از آن کسان دیگر قائلیم به معاد جسمانی...» (مواعظ، ص359)
دلیلی واضحتر لحنِ گفتار و جملهبندی عبارات است که حتی به اندک دقتی میتوان مطابقت لحن این مواعظ را با دیگر مواعظ حاج محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه متوجه شد.👇
مصححان این کتاب دریافتهاند که نام این کتاب در فهرست کتابهای محمدباقر بهاری ذکر نشده؛ ولی با اینحال بهوسیله توجیهاتی نتیجهگیری کردهاند که «در هر حال در انتساب نسخه به ایشان جای هیچگونه بحث و مشکلی نیست.» (مقدمه کتاب، ص34) جالب اینکه در همین مقدمه در صفحه 24 تصریح شده است که محمدباقر بهاری در سال 1297ق «عازم عتبات عالیه شد» و در اواخر مقدمه (صفحه33) آمده است که «این اثر محصول سخنرانی یک ماه مبارک، سال 1297ق در مسجد معروف به مسجد میرزا تقی در همدان است.» مگر آنکه بگوییم محمدباقر بهاری پس از ماه رمضان عازم عتبات شد که به طور کلی انتساب این مواعظ به این عالم، با توجه به دلایل محکم صحیح نیست. نخستین قرینه اینکه محمدباقر بهاری در در سال1297ق، 22ساله بوده است و ارائه مواعظی چنین عمیق، حاصل پختگیِ خاصی است.
دلیل صریحتر و دقیقتر، توجه ویژه به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در این مواعظ است و به تعبیر مصحح «گاه هم به حمایت از او (شیخ احمد احسائی) پرداخته است و او را با نام استاد خطاب میکند.» و بعد تصریح میکند که در میان شاگردان شیخ احسائی «به مرحوم شیخ محمدباقر بهاری اشاره نشده است»! گذشته از آنکه در متن موعظه به شیخیبودنِ موعظهکننده تصریح شده است. آنجا که میفرماید: «میگویند: بابا این شیخیها به معاد جسمانی قائل نیستند. بابا واللهِ و باللهِ ما به معاد جسمانی قائل هستیم. به آن پیر به آن پیغمبر، ما بهتر از آن کسان دیگر قائلیم به معاد جسمانی...» (مواعظ، ص359)
دلیلی واضحتر لحنِ گفتار و جملهبندی عبارات است که حتی به اندک دقتی میتوان مطابقت لحن این مواعظ را با دیگر مواعظ حاج محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه متوجه شد.👇
این اشتباه در کتاب «تراجم الرجال» (چ1، السید أحمد الحسیني، دلیل ما، 1422) نیز روی داده است. به گونهای که در جلد سوم، صفحه92 آمده است: محمدباقر بن محمدجعفر الشیخي البهاری الهمذانی (ق13- 1319) مذکور في نقباء البشر، ص200...) و در صفحه 91 «آقا محمدباقر الاصبهانی».
مؤلف در ذیل عنوان میرزا محمدباقر بهاری، علاوه بر اضافه نمودن کلمه شیخی، سال فوت و شرح حال مرحوم آقای همدانی اعلی الله مقامه را آورده و دو لفظ «شیعی» و «شیخی» را یکسان خوانده است؛ در حالی که شرح حال آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در نقباء البشر، صفحه200 تحت عنوان الشیخ المیرزا محمدباقر الهمدانی م1319 ذکر شده و هم در الکرام البررة صفحه176 تحت عنوان الشیخ الآغا محمدباقر الاصفهانی (بعد1281) با عبارت «هو الشیخ الآغا محمدباقر بن محمدجعفر القهی الصفهانی».
البته مؤلف در صفحه91 شرح حال ایشان را تحت عنوان «آقا محمدباقر الإصبهانی» آورده است و به صحفه176 از الکرام البررة ارجاع داده است؛ ولی در صفحه بعد، دوباره از ایشان با عنوان مصحًفِ یاد شده، تعبیر آورده است. 👇
مؤلف در ذیل عنوان میرزا محمدباقر بهاری، علاوه بر اضافه نمودن کلمه شیخی، سال فوت و شرح حال مرحوم آقای همدانی اعلی الله مقامه را آورده و دو لفظ «شیعی» و «شیخی» را یکسان خوانده است؛ در حالی که شرح حال آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در نقباء البشر، صفحه200 تحت عنوان الشیخ المیرزا محمدباقر الهمدانی م1319 ذکر شده و هم در الکرام البررة صفحه176 تحت عنوان الشیخ الآغا محمدباقر الاصفهانی (بعد1281) با عبارت «هو الشیخ الآغا محمدباقر بن محمدجعفر القهی الصفهانی».
البته مؤلف در صفحه91 شرح حال ایشان را تحت عنوان «آقا محمدباقر الإصبهانی» آورده است و به صحفه176 از الکرام البررة ارجاع داده است؛ ولی در صفحه بعد، دوباره از ایشان با عنوان مصحًفِ یاد شده، تعبیر آورده است. 👇
به این خلط، در مقاله «تأملی کوتاه در تراجم الرجال» نیز اشاره شده است (مجله آیینه پژوهش، ش81، ص80)
به هر روی، شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتابهای مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
به هر روی، شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتابهای مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
Forwarded from AghayedNet
معرفی کتاب اجتناب و نعل حاضره، نگاشته آقای شریف طباطبایی، به نام محمدباقر بهاریِ همدانی!
🌷مرحوم عالم ربانی ميرزا محمدباقر طباطبايی اع، فرزند محمدجعفر همداني از شاگردان زبده مرحوم عالم ربانی آقاي حاج محمدکريم کرماني اع که پس از ارتحال ايشان، سرپرستی دستهاي از اصحاب ايشان را به عهده داشتند که بعدا به شيخيه همداني معروف شدند. به مناسبت اينکه ايشان در قريه قهي از بلاد اصفهان متولد شده اند، به "قهي" و "اصفهاني"؛ و چون ساليان درازي از عمرشان را در همدان حضور داشتند، به "همداني"؛ و نيز چون در چند سال آخر حيات در جندق اقامت نمودند به "جندقي" معروف شدند. از طرفي چون از جانب مادر سيد طباطبائي بودند در آثار و مصنفاتشان غالبا با عنوان شريف طباطبائي از خود ياد مي کنند. و به ميرزا معنون گشته اند. اين تکثر عناوين در برخي کتب تراجم و فهارس نسخ خطی باعث اشتباهاتي شده است که به برخي از آنها اشاره کرديم.
🌷شيخ عبدالله وايل احسائی، شاعری است که در ديوان خود، به نام عالمان ربانی مرحوم شيخ احمد احسائي اع و مرحوم سيد کاظم رشتی اع اشاره کرده است و در مدح کتاب الفوائد شيخ اع اشعاري سروده که در جلد اول ديوان به طبع رسيده است.
همچنين در رثاء سيد مرحوم اع قصيده ای سروده که در جلد دوم ديوان نقل شده است.
قصيده ای طولانی با ادبياتی فاخر و معانی ای عالی که شايسته تحليل و بررسی است.
اخيرا (در سال2015م) پژوهشی مفصل درباره اين شاعر و ديوان شعرش منتشر شد.👇
همچنين در رثاء سيد مرحوم اع قصيده ای سروده که در جلد دوم ديوان نقل شده است.
قصيده ای طولانی با ادبياتی فاخر و معانی ای عالی که شايسته تحليل و بررسی است.
اخيرا (در سال2015م) پژوهشی مفصل درباره اين شاعر و ديوان شعرش منتشر شد.👇
🌷کتاب شریف میزان، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه.
فهرست مطالب کتاب مبارک «میزان»
مقدمه: مقصود از تصنیف كتاب
فصل: برای رفع هر اختلافی میزانی كه مورد قبول طرفین باشد لازم است
فصل: میزان در هر اختلافی باید با آن تناسب داشته باشد
فصل: میزان خوبی و بدی و كفر و ایمان و عدالت و فسق
فصل: عقل در چه اموری میزان است؟
فصل: در بین شیعه اثنیعشری رسولاللّه و ائمه هدی علیهمالسلام میزان میباشند
فصل: آیا در زمان غیبت برای رفع خلافها میزانی در دست هست یا نه و اگر هست چیست؟
فصل: میزان در این زمان باید همگانی بوده و ویژه جمعی خاص نباشد
فصل: میزان هنگامی نتیجهبخش است كه طرفین از اغراض و امراض خویش چشم بپوشند
فصل: میزان این زمان هم مثل سایر زمانها رافع خلاف میباشد👇
مقدمه: مقصود از تصنیف كتاب
فصل: برای رفع هر اختلافی میزانی كه مورد قبول طرفین باشد لازم است
فصل: میزان در هر اختلافی باید با آن تناسب داشته باشد
فصل: میزان خوبی و بدی و كفر و ایمان و عدالت و فسق
فصل: عقل در چه اموری میزان است؟
فصل: در بین شیعه اثنیعشری رسولاللّه و ائمه هدی علیهمالسلام میزان میباشند
فصل: آیا در زمان غیبت برای رفع خلافها میزانی در دست هست یا نه و اگر هست چیست؟
فصل: میزان در این زمان باید همگانی بوده و ویژه جمعی خاص نباشد
فصل: میزان هنگامی نتیجهبخش است كه طرفین از اغراض و امراض خویش چشم بپوشند
فصل: میزان این زمان هم مثل سایر زمانها رافع خلاف میباشد👇
فصل: نظر به اینكه هر مدعی خود را حق و مخالف خویش را باطل قلمداد میكند، لازم است كه حق واضح و برای طالبان آن مخفی نباشد
فصل: مطالب این كتاب كاملاً كلی بوده و به منظور اثبات حقیت طائفه و یا شخص معینی نوشته نشده است
فصل: امروز میزان ضروریات دین و مذهب است كه همگانی بوده و عالم و عامی طائفه حقه آن را قبول دارند
فصل: احقاق حق و ابطال باطل با خداوند است و به وسیله تسدید و تقریر خداوند معجزه از سحر ممتاز میگردد
فصل: توضیحی در مطلب فصل پیش و اینكه خداوند به وسیله برهان یقینی حقانیت حق و بطلان باطل را چنان واضح مینماید كه راههای شبهه و شك را در هر یك مسدود میسازد
فصل: تقریر و تسدید خدا برهانی است تامّ كه خدشهبردار نیست
فصل: درجات ضرورت و اقسام آن (ضرورت اسلام و مذهب و علما)👇
فصل: مطالب این كتاب كاملاً كلی بوده و به منظور اثبات حقیت طائفه و یا شخص معینی نوشته نشده است
فصل: امروز میزان ضروریات دین و مذهب است كه همگانی بوده و عالم و عامی طائفه حقه آن را قبول دارند
فصل: احقاق حق و ابطال باطل با خداوند است و به وسیله تسدید و تقریر خداوند معجزه از سحر ممتاز میگردد
فصل: توضیحی در مطلب فصل پیش و اینكه خداوند به وسیله برهان یقینی حقانیت حق و بطلان باطل را چنان واضح مینماید كه راههای شبهه و شك را در هر یك مسدود میسازد
فصل: تقریر و تسدید خدا برهانی است تامّ كه خدشهبردار نیست
فصل: درجات ضرورت و اقسام آن (ضرورت اسلام و مذهب و علما)👇
فصل: نتیجه این درجات این است كه باید علما معتقد به ضرورت شیعه بوده، و علما و شیعه باید معتقد به ضرورت اسلام باشند. اختلاف در فروع كفر و فسق نبوده و میزانی هم برای رفع آن در دست نیست
فصل: ضرورت گاهی لفظ و معنایش هر دو ضروری است و گاهی لفظ آن ضروری میباشد
فصل: ضروریات محكمات است و باید همه متشابهات را به آنها ردّ نمود چنانكه قانون در متشابهات و محكمات قرآن چنین است
فصل: مراتب ضروریات در وضوح و خفاء و نسبت به امكنه و ازمنه و اشخاص مختلف میشود و به طور كلی ضروری به تدریج به حد ضرورت میرسد
فصل: معذوریت جاهل و غافل و ناسی و میزان كلی در این نوع معذوریتها
فصل: امروز میزانی كه از طرف خدا و رسول و ائمه علیهمالسلام مقرّر گردیده ضروریات اسلام و مذهب و علماء اثنیعشری میباشد و هر دلیلی به ضمیمه تقریر معتبر میگردد
فصل: یكتایی خدا در ذات و صفات و افعال و عبادت ضروری مذهب و اسلام بلكه ضروری ادیان است
فصل: نبوت و خاتمیت و عصمت و طهارت و عبودیت محمّد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله و ابدیبودن شریعت او ضروری اسلام و مذهب و اتفاقی علما است
فصل: دوازدهبودن خلفاء حضرت محمّد صلی الله علیه و آله كه معصوم و مطهرند و همه از نور و طینت او میباشند از ضروریات مذهب اثنیعشری است
فصل: از ضروریات مذهب شیعه است كه در غیبت صغری وكلای معینی بودند و در غیبت كبری علمای ابرار و فقهای اخیار نواب عام ائمه هدی علیهمالسلام میباشند
فصل: ضروری مذهب و اتفاقی علما است كه عامی میتواند تقلید كند هر عالمی از علمای اثنیعشری را كه ثقه و امین و عادل و ناظر در حلال و حرام ائمه هدی علیهمالسلام و عارف به احكام ایشان باشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی علما است حرمت اذیت مؤمنین و مؤمنات بدون استحقاق و ملعونبودن اذیتكننده ایشان به زبان خدا و ملعون و كافربودن كسی كه ضروریات واضحه را كتمان نماید
فصل: از ضروریات دین و مذهب جسمانی بودن معاد و معراج است و هر كس آن را انكار نماید یا غیر این اعتقاد داشته باشد كافر بوده و در جهنم مخلّد خواهد بود و نیز اگر كسی موافق با ضروریات را كافر بداند خود كافر میباشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی عقلا و علما و اهل ادیان است كه اگر شخصی خلافی كرد خلاف او را نباید به دیگری یا به جمعیتی كه آن شخص بسته به آنها میباشد نسبت داد.
فصل: ضرورت گاهی لفظ و معنایش هر دو ضروری است و گاهی لفظ آن ضروری میباشد
فصل: ضروریات محكمات است و باید همه متشابهات را به آنها ردّ نمود چنانكه قانون در متشابهات و محكمات قرآن چنین است
فصل: مراتب ضروریات در وضوح و خفاء و نسبت به امكنه و ازمنه و اشخاص مختلف میشود و به طور كلی ضروری به تدریج به حد ضرورت میرسد
فصل: معذوریت جاهل و غافل و ناسی و میزان كلی در این نوع معذوریتها
فصل: امروز میزانی كه از طرف خدا و رسول و ائمه علیهمالسلام مقرّر گردیده ضروریات اسلام و مذهب و علماء اثنیعشری میباشد و هر دلیلی به ضمیمه تقریر معتبر میگردد
فصل: یكتایی خدا در ذات و صفات و افعال و عبادت ضروری مذهب و اسلام بلكه ضروری ادیان است
فصل: نبوت و خاتمیت و عصمت و طهارت و عبودیت محمّد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله و ابدیبودن شریعت او ضروری اسلام و مذهب و اتفاقی علما است
فصل: دوازدهبودن خلفاء حضرت محمّد صلی الله علیه و آله كه معصوم و مطهرند و همه از نور و طینت او میباشند از ضروریات مذهب اثنیعشری است
فصل: از ضروریات مذهب شیعه است كه در غیبت صغری وكلای معینی بودند و در غیبت كبری علمای ابرار و فقهای اخیار نواب عام ائمه هدی علیهمالسلام میباشند
فصل: ضروری مذهب و اتفاقی علما است كه عامی میتواند تقلید كند هر عالمی از علمای اثنیعشری را كه ثقه و امین و عادل و ناظر در حلال و حرام ائمه هدی علیهمالسلام و عارف به احكام ایشان باشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی علما است حرمت اذیت مؤمنین و مؤمنات بدون استحقاق و ملعونبودن اذیتكننده ایشان به زبان خدا و ملعون و كافربودن كسی كه ضروریات واضحه را كتمان نماید
فصل: از ضروریات دین و مذهب جسمانی بودن معاد و معراج است و هر كس آن را انكار نماید یا غیر این اعتقاد داشته باشد كافر بوده و در جهنم مخلّد خواهد بود و نیز اگر كسی موافق با ضروریات را كافر بداند خود كافر میباشد
فصل: ضروری دین و مذهب و اتفاقی عقلا و علما و اهل ادیان است كه اگر شخصی خلافی كرد خلاف او را نباید به دیگری یا به جمعیتی كه آن شخص بسته به آنها میباشد نسبت داد.