🌷در ضررهای استعمال تریاک
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در ضمن درس سهشنبه 18 محرمالحرام سال 1319ق ميفرمايند:
«اين است كه ثمر ترياك همان خوردهاش را كه ميخوري ميفهمي كه ضرر دارد چرا كه يكخورده كه ميخوري انس به او ميگيري و روز ديگر يكخورده زيادتر ميخوري باز تو را نميكشد تا به جايي ميرسد كه نشستهاي بيداري ولكن بيدار نيستي لايموت و لايحيي.
و اينها را عرض ميكنم زور بزنيد خودتان را مبتلا نكنيد و آنكه مبتلا شده زور بزند رفع كند و حالا متداول شده در شهرها مردم ميخورند، استعمال ميكنند، ضررها دارد كه ملتفت نميشوند و اين ترياك را كه كشيدي تا دم زدي ميبيني فيالفور اثر كرد چرا كه دود است و روان و زود ميرسد و اثر ميكند و هرچه بيشتر بكشي بيشتر ميل ميكني و تا به جائي ميرسد كه لايموت و لايحيي نه ميتواند خواب درست كند نه بيدار درست باشد مثل حالت اهل جهنم كه لايموت و لايحيي. آرزو ميكنند كه كاش تراب بوديم كه احساس عذاب نميكرديم.
👇👇
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در ضمن درس سهشنبه 18 محرمالحرام سال 1319ق ميفرمايند:
«اين است كه ثمر ترياك همان خوردهاش را كه ميخوري ميفهمي كه ضرر دارد چرا كه يكخورده كه ميخوري انس به او ميگيري و روز ديگر يكخورده زيادتر ميخوري باز تو را نميكشد تا به جايي ميرسد كه نشستهاي بيداري ولكن بيدار نيستي لايموت و لايحيي.
و اينها را عرض ميكنم زور بزنيد خودتان را مبتلا نكنيد و آنكه مبتلا شده زور بزند رفع كند و حالا متداول شده در شهرها مردم ميخورند، استعمال ميكنند، ضررها دارد كه ملتفت نميشوند و اين ترياك را كه كشيدي تا دم زدي ميبيني فيالفور اثر كرد چرا كه دود است و روان و زود ميرسد و اثر ميكند و هرچه بيشتر بكشي بيشتر ميل ميكني و تا به جائي ميرسد كه لايموت و لايحيي نه ميتواند خواب درست كند نه بيدار درست باشد مثل حالت اهل جهنم كه لايموت و لايحيي. آرزو ميكنند كه كاش تراب بوديم كه احساس عذاب نميكرديم.
👇👇
و عرض ميكنم حالتشان كأنه جوري ميشود كه فكر منافع و مضار را نميكنند. فلانچيز ضرر دارد فكر ضررش را نميكند يا آنكه نفع دارد نفعش را فراموش ميكند و حالت ترياكي اين طور است كه آن وقتي كه ميگويي، صدا به گوشش ميخورد ولكن بسا پشت سرش ملتفت اين نميشود كه صدا كردند و به گوشش رسيد و حفظ و حافظه ندارد مثل آنكه اين (كسي) كه پيش ساعت نشسته و ساعت ميزند و اين نميشنود. حالا نشنيد معني ندارد ولكن خودش در جايي فرو رفته اصلا ملتفت نبوده و ساعت زده، و حاقّش را بيابيد كه صدا به گوشش خورده و گوشش شنيده ولكن اين قدر حافظه ندارد كه صدا را حفظ كند، پس صدا نشنيده و همچو فراموشي برايش ميآيد.
👇👇
👇👇
و ببينيد ترياك بر سر آدم چطور ميكند كه از خدا، پيغمبر، منافع، مضار همه ميافتد. خوب مردهاي چرا حركت ميكني، زندهاي و مثل اينكه ابتلائي است كه خدا قرار داده كه كاش حرام كرده بودند كه آنهايي كه متقي بودند، مثل آنكه آدمهاي متقي از شراب اجتناب ميكردند خيلي از زنهاي متقي پرهيز ميكنند و اگر حرام بود مردم اجتناب ميكردند لكن حالا كه حلال است ميبيني خودشان را مبتلا ميكنند كه واللّه ضررش از شراب بيشتر است كه شعور را بالمرة ميگيرد.
پس چيزي كه عقل حكم ميكند و شرع همراهش است اين است كه چيزي كه انسان را از خدا غافل ميكند نبايد استعمال كرد. حالا سرّش چه بوده كه ترياك را حلال كردهاند، براي يكپاره چيزها چرا كه چيزي كه از خدا انسان را غافل ميكند نبايد پيرامونش رفت.»
بعد از درس فرمايش فرمودند: «شيوع ترياككشي از شراب بيشتر شده كه انسان را از دنيا و آخرت و خدا و پيغمبر فراموشي ميدهد كه انسان نه خيري ميفهمد نه شرّي نه خوبي نه بدي، هيچچيز سرش نميشود.»
و فرمودند: «هر شهري كه بزرگتر است اين ترياك در او شيوعش بيشتر است.»
و فرمودند: « خدا الحمدللّه به من انعام كرده كه در ناخوشيهاي خودم اصلاً استعمال نكرده و نميكنم و محفوظ ماندهام.»
پس چيزي كه عقل حكم ميكند و شرع همراهش است اين است كه چيزي كه انسان را از خدا غافل ميكند نبايد استعمال كرد. حالا سرّش چه بوده كه ترياك را حلال كردهاند، براي يكپاره چيزها چرا كه چيزي كه از خدا انسان را غافل ميكند نبايد پيرامونش رفت.»
بعد از درس فرمايش فرمودند: «شيوع ترياككشي از شراب بيشتر شده كه انسان را از دنيا و آخرت و خدا و پيغمبر فراموشي ميدهد كه انسان نه خيري ميفهمد نه شرّي نه خوبي نه بدي، هيچچيز سرش نميشود.»
و فرمودند: «هر شهري كه بزرگتر است اين ترياك در او شيوعش بيشتر است.»
و فرمودند: « خدا الحمدللّه به من انعام كرده كه در ناخوشيهاي خودم اصلاً استعمال نكرده و نميكنم و محفوظ ماندهام.»
🌷نام یکی از علمای شیعه در همدان، «محمدباقر بهاری» است. نویسنده «اعیانالشیعه» از ایشان به نیکی یاد کرده است (کان عالما فاضلا محدثا رجالیا اخلاقیا...) (المشکاة فی الاحکام الخلق الواقع فی الصلاة، حاج شیخ محمدباقر بهاری، ج2، ص4) و آقابزرگ تهرانی در «نقباء البشر» از ایشان اینگونه تعبیر آورده است: «کان ورعا تقیا شدیدا فی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، عارفا سالکا مهذبا.» (نقباءالبشر فی أعلام القرن الرابععشر، ج1،ص201)
وی با عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه معاصر بود؛ ولی در سال 1297ق به عتبات عالیات مشرف شد و در سال 1318ق به همدان بازگشت (سه سال پس از واقعه هائله همدان بهسال 1315ق.)👇
وی با عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه معاصر بود؛ ولی در سال 1297ق به عتبات عالیات مشرف شد و در سال 1318ق به همدان بازگشت (سه سال پس از واقعه هائله همدان بهسال 1315ق.)👇
یکی از اشتباههای تاریخی خلط میان این دو شخصیت است. سابقه این تصحیف و خلط بهگونهای است که در منابعی همچون «دانشنامه جهان اسلام» به این موضوع تصریح شده است:
«همنامی بهاری و پدرش، با شیخ محمدباقر محمدجعفر الجندقی (۱۳۱۹) رئیس فرقه شیخیه همدان، برخی انتسابات و اشتباهات درباره تألیفات این دو را در منابع پدید آورده است.» (دانشنامه جهان اسلام،ج4، ص719-721)
همین مضمون در «اعیان الشیعه» چنین آمده است:
«و یوجد رجل یسمی الحاج میرزا محمدباقر بن محمدجعفر الجندقی من الشیخیة له کتاب الدرة النجفیة مطبوع و نظرا لاشتراکه مع المترجم فی الاسم و اسم الأب و وجود کتاب للمترجم یسمی الدرة الغرویة کما یأتی قد یحصل الاشتباه بینهما فلینتبه لذلک.» (ج3، ص537)👇
«همنامی بهاری و پدرش، با شیخ محمدباقر محمدجعفر الجندقی (۱۳۱۹) رئیس فرقه شیخیه همدان، برخی انتسابات و اشتباهات درباره تألیفات این دو را در منابع پدید آورده است.» (دانشنامه جهان اسلام،ج4، ص719-721)
همین مضمون در «اعیان الشیعه» چنین آمده است:
«و یوجد رجل یسمی الحاج میرزا محمدباقر بن محمدجعفر الجندقی من الشیخیة له کتاب الدرة النجفیة مطبوع و نظرا لاشتراکه مع المترجم فی الاسم و اسم الأب و وجود کتاب للمترجم یسمی الدرة الغرویة کما یأتی قد یحصل الاشتباه بینهما فلینتبه لذلک.» (ج3، ص537)👇
چندی پیش مواعظی از آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه به چاپ رسید؛ اما نه به نام این بزرگوار بلکه با نام «محمدباقر بهاری»! و در مقدمه این کتاب زندگینامه محمدباقر بهاری نقل شد و مفصل به بررسی زندگی و آثار این شخصیت پرداخته شد. البته از دستاندرکاران چاپ این کتاب مبارک سپاسگزاری میکنیم که به این تُراث ارزشمند توجه نشان دادهاند... میراثی معنوی که متأسفانه مهجور بوده است.
مصححان این کتاب دریافتهاند که نام این کتاب در فهرست کتابهای محمدباقر بهاری ذکر نشده؛ ولی با اینحال بهوسیله توجیهاتی نتیجهگیری کردهاند که «در هر حال در انتساب نسخه به ایشان جای هیچگونه بحث و مشکلی نیست.» (مقدمه کتاب، ص34) جالب اینکه در همین مقدمه در صفحه 24 تصریح شده است که محمدباقر بهاری در سال 1297ق «عازم عتبات عالیه شد» و در اواخر مقدمه (صفحه33) آمده است که «این اثر محصول سخنرانی یک ماه مبارک، سال 1297ق در مسجد معروف به مسجد میرزا تقی در همدان است.» مگر آنکه بگوییم محمدباقر بهاری پس از ماه رمضان عازم عتبات شد که به طور کلی انتساب این مواعظ به این عالم، با توجه به دلایل محکم صحیح نیست. نخستین قرینه اینکه محمدباقر بهاری در در سال1297ق، 22ساله بوده است و ارائه مواعظی چنین عمیق، حاصل پختگیِ خاصی است.
دلیل صریحتر و دقیقتر، توجه ویژه به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در این مواعظ است و به تعبیر مصحح «گاه هم به حمایت از او (شیخ احمد احسائی) پرداخته است و او را با نام استاد خطاب میکند.» و بعد تصریح میکند که در میان شاگردان شیخ احسائی «به مرحوم شیخ محمدباقر بهاری اشاره نشده است»! گذشته از آنکه در متن موعظه به شیخیبودنِ موعظهکننده تصریح شده است. آنجا که میفرماید: «میگویند: بابا این شیخیها به معاد جسمانی قائل نیستند. بابا واللهِ و باللهِ ما به معاد جسمانی قائل هستیم. به آن پیر به آن پیغمبر، ما بهتر از آن کسان دیگر قائلیم به معاد جسمانی...» (مواعظ، ص359)
دلیلی واضحتر لحنِ گفتار و جملهبندی عبارات است که حتی به اندک دقتی میتوان مطابقت لحن این مواعظ را با دیگر مواعظ حاج محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه متوجه شد.👇
مصححان این کتاب دریافتهاند که نام این کتاب در فهرست کتابهای محمدباقر بهاری ذکر نشده؛ ولی با اینحال بهوسیله توجیهاتی نتیجهگیری کردهاند که «در هر حال در انتساب نسخه به ایشان جای هیچگونه بحث و مشکلی نیست.» (مقدمه کتاب، ص34) جالب اینکه در همین مقدمه در صفحه 24 تصریح شده است که محمدباقر بهاری در سال 1297ق «عازم عتبات عالیه شد» و در اواخر مقدمه (صفحه33) آمده است که «این اثر محصول سخنرانی یک ماه مبارک، سال 1297ق در مسجد معروف به مسجد میرزا تقی در همدان است.» مگر آنکه بگوییم محمدباقر بهاری پس از ماه رمضان عازم عتبات شد که به طور کلی انتساب این مواعظ به این عالم، با توجه به دلایل محکم صحیح نیست. نخستین قرینه اینکه محمدباقر بهاری در در سال1297ق، 22ساله بوده است و ارائه مواعظی چنین عمیق، حاصل پختگیِ خاصی است.
دلیل صریحتر و دقیقتر، توجه ویژه به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در این مواعظ است و به تعبیر مصحح «گاه هم به حمایت از او (شیخ احمد احسائی) پرداخته است و او را با نام استاد خطاب میکند.» و بعد تصریح میکند که در میان شاگردان شیخ احسائی «به مرحوم شیخ محمدباقر بهاری اشاره نشده است»! گذشته از آنکه در متن موعظه به شیخیبودنِ موعظهکننده تصریح شده است. آنجا که میفرماید: «میگویند: بابا این شیخیها به معاد جسمانی قائل نیستند. بابا واللهِ و باللهِ ما به معاد جسمانی قائل هستیم. به آن پیر به آن پیغمبر، ما بهتر از آن کسان دیگر قائلیم به معاد جسمانی...» (مواعظ، ص359)
دلیلی واضحتر لحنِ گفتار و جملهبندی عبارات است که حتی به اندک دقتی میتوان مطابقت لحن این مواعظ را با دیگر مواعظ حاج محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه متوجه شد.👇
این اشتباه در کتاب «تراجم الرجال» (چ1، السید أحمد الحسیني، دلیل ما، 1422) نیز روی داده است. به گونهای که در جلد سوم، صفحه92 آمده است: محمدباقر بن محمدجعفر الشیخي البهاری الهمذانی (ق13- 1319) مذکور في نقباء البشر، ص200...) و در صفحه 91 «آقا محمدباقر الاصبهانی».
مؤلف در ذیل عنوان میرزا محمدباقر بهاری، علاوه بر اضافه نمودن کلمه شیخی، سال فوت و شرح حال مرحوم آقای همدانی اعلی الله مقامه را آورده و دو لفظ «شیعی» و «شیخی» را یکسان خوانده است؛ در حالی که شرح حال آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در نقباء البشر، صفحه200 تحت عنوان الشیخ المیرزا محمدباقر الهمدانی م1319 ذکر شده و هم در الکرام البررة صفحه176 تحت عنوان الشیخ الآغا محمدباقر الاصفهانی (بعد1281) با عبارت «هو الشیخ الآغا محمدباقر بن محمدجعفر القهی الصفهانی».
البته مؤلف در صفحه91 شرح حال ایشان را تحت عنوان «آقا محمدباقر الإصبهانی» آورده است و به صحفه176 از الکرام البررة ارجاع داده است؛ ولی در صفحه بعد، دوباره از ایشان با عنوان مصحًفِ یاد شده، تعبیر آورده است. 👇
مؤلف در ذیل عنوان میرزا محمدباقر بهاری، علاوه بر اضافه نمودن کلمه شیخی، سال فوت و شرح حال مرحوم آقای همدانی اعلی الله مقامه را آورده و دو لفظ «شیعی» و «شیخی» را یکسان خوانده است؛ در حالی که شرح حال آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در نقباء البشر، صفحه200 تحت عنوان الشیخ المیرزا محمدباقر الهمدانی م1319 ذکر شده و هم در الکرام البررة صفحه176 تحت عنوان الشیخ الآغا محمدباقر الاصفهانی (بعد1281) با عبارت «هو الشیخ الآغا محمدباقر بن محمدجعفر القهی الصفهانی».
البته مؤلف در صفحه91 شرح حال ایشان را تحت عنوان «آقا محمدباقر الإصبهانی» آورده است و به صحفه176 از الکرام البررة ارجاع داده است؛ ولی در صفحه بعد، دوباره از ایشان با عنوان مصحًفِ یاد شده، تعبیر آورده است. 👇
به این خلط، در مقاله «تأملی کوتاه در تراجم الرجال» نیز اشاره شده است (مجله آیینه پژوهش، ش81، ص80)
به هر روی، شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتابهای مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
به هر روی، شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتابهای مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
Forwarded from AghayedNet
معرفی کتاب اجتناب و نعل حاضره، نگاشته آقای شریف طباطبایی، به نام محمدباقر بهاریِ همدانی!
🌷مرحوم عالم ربانی ميرزا محمدباقر طباطبايی اع، فرزند محمدجعفر همداني از شاگردان زبده مرحوم عالم ربانی آقاي حاج محمدکريم کرماني اع که پس از ارتحال ايشان، سرپرستی دستهاي از اصحاب ايشان را به عهده داشتند که بعدا به شيخيه همداني معروف شدند. به مناسبت اينکه ايشان در قريه قهي از بلاد اصفهان متولد شده اند، به "قهي" و "اصفهاني"؛ و چون ساليان درازي از عمرشان را در همدان حضور داشتند، به "همداني"؛ و نيز چون در چند سال آخر حيات در جندق اقامت نمودند به "جندقي" معروف شدند. از طرفي چون از جانب مادر سيد طباطبائي بودند در آثار و مصنفاتشان غالبا با عنوان شريف طباطبائي از خود ياد مي کنند. و به ميرزا معنون گشته اند. اين تکثر عناوين در برخي کتب تراجم و فهارس نسخ خطی باعث اشتباهاتي شده است که به برخي از آنها اشاره کرديم.
🌷شيخ عبدالله وايل احسائی، شاعری است که در ديوان خود، به نام عالمان ربانی مرحوم شيخ احمد احسائي اع و مرحوم سيد کاظم رشتی اع اشاره کرده است و در مدح کتاب الفوائد شيخ اع اشعاري سروده که در جلد اول ديوان به طبع رسيده است.
همچنين در رثاء سيد مرحوم اع قصيده ای سروده که در جلد دوم ديوان نقل شده است.
قصيده ای طولانی با ادبياتی فاخر و معانی ای عالی که شايسته تحليل و بررسی است.
اخيرا (در سال2015م) پژوهشی مفصل درباره اين شاعر و ديوان شعرش منتشر شد.👇
همچنين در رثاء سيد مرحوم اع قصيده ای سروده که در جلد دوم ديوان نقل شده است.
قصيده ای طولانی با ادبياتی فاخر و معانی ای عالی که شايسته تحليل و بررسی است.
اخيرا (در سال2015م) پژوهشی مفصل درباره اين شاعر و ديوان شعرش منتشر شد.👇