Forwarded from AghayedNet
👆اهل بصیرت در این ابیات تأمل نمایند و بیابند اُسوه ایشان شیخ مرحوم اع چگونه محبت و ارتباط خود را با خانواده‌اش به تصویر می‌کشد.
چنان سوز دل را از دوری ایشان بیان می‌فرماید و چنان زیبا محبت خود را به ایشان نشان می‌دهد، که جایی برای توضیح بیشتر باقی نمی‌ماند
و از طرفی چنان به محبتِ خود به اهل بیت - علیهم‌السلام - تصریح می‌فرمایند که: از شدت محبت به اهل بیت و در راه اهل بیت، دوریِ از خانواده را برگزیدم؛ با اینکه بسیار طاقت‌فرساست.
این اشعار، از جهت‌های گوناگون شایان تأمل و تدبر است:

وَ لِى صِبْیَةٌ یَا لَهْفَ نَفْسِى وَ نِسْوَةٌ
إِذا غِبْتُ عَنْهُم لاَیَقِرّوُنَ مِنْ بَعْدِ

وَ کُنْتُ إِذا مَا عَنَّ لِلْقَلْبِ ذِکْرُهُم
تَقَطَّعَ أَفْلاذٌ عَلَیْهِمْ مِنَ الْکَبْدِ

وَ لَمَّا دَعَوْتُمْ لَذَّ عِنْدِى فِرَاقُهُم
وَ لَمَّا أَبُلْ مَا هُمْ عَلَیْهِ مِنَ الْجَهْدِ

وَ لَذَّتْ لِىَ الْأَزمَاتُ وَ الْبَیْنُ وَ السُّرَى
وَ هَانَتْ بِقَلْبِى شِدَّةُ الحَرِّ وَ الْبَرْدِ

👈من همسر و دخترکانی دارم که جانم فدایشان باد؛ هرگاه آهنگ جدایی از ایشان می‌کنم، آرامش از ایشان سلب می‌شود. و هرگاه آیینه‌ دلم رو به سوی ایشان می‌کند، جگرم پاره پاره می‌شود.
اما مولای من چون بانگ دعوت شما را شنیدم، دوری از ایشان لذت‌بخش شد و دیگر از امواج خروشان بلا که بر ایشان وارد آید پروایی ندارم. طوفان مشکلات، آتش فراق و سختی سفر گوارا شد و ناملایمات برایم هموار گشت.🌷
🌷رساله‌ای مهم از مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه در نقد و توضیح «بسیط الحقیقة کل الأشیاء»، کلامی مشهور از ملاصدرا.
شیخ مرحوم اع این رساله را در پاسخ محمد دامغانی عَمْرَوانی نگاشته‌اند.
این رساله به زبانی عربی و ٢٩٩ بيت است (هر بیت پنجاه حرف). تاریخ تحریر آن ١٩ ربيع‌الاول ١٢٣٢ است.
نزد اهل نظر، رساله‌ای است آکنده از معارف ناب.
مخطوط رساله شیخ مرحوم اع در جواب ملا محمد دامغانی عَمرَوانی
🌷در ضررهای استعمال تریاک

عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در ضمن درس سه‏شنبه 18 محرم‌الحرام سال 1319ق مي‏فرمايند:

«اين است كه ثمر ترياك همان خورده‏اش را كه مي‏خوري مي‏فهمي كه ضرر دارد چرا كه يك‌خورده كه مي‏خوري انس به او مي‏گيري و روز ديگر يك‌خورده زيادتر مي‏خوري باز تو را نمي‏كشد تا به جايي مي‏رسد كه نشسته‏اي بيداري ولكن بيدار نيستي لايموت و لايحيي.
و اينها را عرض مي‏كنم زور بزنيد خودتان را مبتلا نكنيد و آن‏كه مبتلا شده زور بزند رفع كند و حالا متداول شده در شهرها مردم مي‏خورند، استعمال مي‏كنند، ضررها دارد كه ملتفت نمي‏شوند و اين ترياك را كه كشيدي تا دم زدي مي‏بيني في‏الفور اثر كرد چرا كه دود است و روان و زود مي‏رسد و اثر مي‏كند و هرچه بيشتر بكشي بيشتر ميل مي‏كني و تا به جائي مي‏رسد كه لايموت و لايحيي نه مي‏تواند خواب درست كند نه بيدار درست باشد مثل حالت اهل جهنم كه لايموت و لايحيي. آرزو مي‏كنند كه كاش تراب بوديم كه احساس عذاب نمي‏كرديم.
👇👇
و عرض مي‏كنم حالتشان كأنه جوري مي‏شود كه فكر منافع و مضار را نمي‏كنند. فلان‌چيز ضرر دارد فكر ضررش را نمي‏كند يا آن‏كه نفع دارد نفعش را فراموش مي‏كند و حالت ترياكي اين طور است كه آن وقتي كه مي‏گويي، صدا به گوشش مي‏خورد ولكن بسا پشت سرش ملتفت اين نمي‏شود كه صدا كردند و به گوشش رسيد و حفظ و حافظه ندارد مثل آن‏كه اين (كسي) ‏كه پيش ساعت نشسته و ساعت مي‏زند و اين نمي‏شنود. حالا نشنيد معني ندارد ولكن خودش در جايي فرو رفته اصلا ملتفت نبوده و ساعت زده، و حاقّش را بيابيد كه صدا به گوشش خورده و گوشش شنيده ولكن اين قدر حافظه ندارد كه صدا را حفظ كند، پس صدا نشنيده و همچو فراموشي برايش مي‏آيد.
👇👇
و ببينيد ترياك بر سر آدم چطور مي‏كند كه از خدا، پيغمبر، منافع، مضار همه مي‏افتد. خوب مرده‏اي چرا حركت مي‏كني، زنده‏اي و مثل اين‏كه ابتلائي است كه خدا قرار داده كه كاش حرام كرده بودند كه آنهايي كه متقي بودند، مثل آن‏كه آدم‏هاي متقي از شراب اجتناب مي‏كردند خيلي از زن‏هاي متقي پرهيز مي‏كنند و اگر حرام بود مردم اجتناب مي‏كردند لكن حالا كه حلال است مي‏بيني خودشان را مبتلا مي‏كنند كه واللّه ضررش از شراب بيشتر است كه شعور را بالمرة مي‏گيرد.
پس چيزي كه عقل حكم مي‏كند و شرع همراهش است اين است كه چيزي كه انسان را از خدا غافل مي‏كند نبايد استعمال كرد. حالا سرّش چه بوده كه ترياك را حلال كرده‏اند، براي يكپاره چيزها چرا كه چيزي كه از خدا انسان را غافل مي‏كند نبايد پيرامونش رفت.»
بعد از درس فرمايش فرمودند: «شيوع ترياك‏كشي از شراب بيشتر شده كه انسان را از دنيا و آخرت و خدا و پيغمبر فراموشي مي‏دهد كه انسان نه خيري مي‏فهمد نه شرّي نه خوبي نه بدي، هيچ‌چيز سرش نمي‏شود.»
و فرمودند: «هر شهري كه بزرگتر است اين ترياك در او شيوعش بيشتر است.»
و فرمودند: « خدا الحمدللّه به من انعام كرده كه در ناخوشيهاي خودم اصلاً استعمال نكرده و نمي‏كنم و محفوظ مانده‏ام.»
🌷نام یکی از علمای شیعه در همدان، «محمدباقر بهاری» است. نویسنده «اعیان‌الشیعه» از ایشان به نیکی یاد کرده است (کان عالما فاضلا محدثا رجالیا اخلاقیا...) (المشکاة فی الاحکام الخلق الواقع فی الصلاة، حاج شیخ محمدباقر بهاری، ج2، ص4) و آقابزرگ تهرانی در «نقباء البشر» از ایشان این‌گونه تعبیر آورده است: «کان ورعا تقیا شدیدا فی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، عارفا سالکا مهذبا.» (نقباء‌البشر فی أعلام القرن الرابع‌عشر، ج1،ص201)
وی با عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه معاصر بود؛ ولی در سال 1297ق به عتبات عالیات مشرف شد و در سال 1318ق به همدان بازگشت (سه سال پس از واقعه هائله همدان به‌سال 1315ق.)👇
یکی از اشتباه‌های تاریخی خلط میان این دو شخصیت است. سابقه این تصحیف و خلط به‌گونه‌ای است که در منابعی همچون «دانشنامه جهان اسلام» به این موضوع تصریح شده است:
«همنامی بهاری و پدرش، با شیخ محمدباقر محمدجعفر‌ الجندقی (۱۳۱۹) رئیس فرقه شیخیه همدان، برخی انتسابات و اشتباهات درباره تألیفات این دو را در منابع پدید آورده است.» (دانشنامه جهان اسلام،ج4، ص719-721)
همین مضمون در «اعیان الشیعه» چنین آمده است:
«و یوجد رجل یسمی الحاج میرزا محمدباقر بن محمدجعفر الجندقی من الشیخیة له کتاب الدرة النجفیة مطبوع و نظرا لاشتراکه مع المترجم فی الاسم و اسم الأب و وجود کتاب للمترجم یسمی الدرة الغرویة کما یأتی قد یحصل الاشتباه بینهما فلینتبه لذلک.» (ج3، ص537)👇
چندی پیش مواعظی از آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه به چاپ رسید؛ اما نه به نام این بزرگوار بلکه با نام «محمدباقر بهاری»! و در مقدمه این کتاب زندگی‌نامه محمدباقر بهاری نقل شد و مفصل به بررسی زندگی و آثار این شخصیت پرداخته شد. البته از دست‌اندرکاران چاپ این کتاب مبارک سپاسگزاری می‌کنیم که به این تُراث ارزشمند توجه نشان داده‌اند... میراثی معنوی که متأسفانه مهجور بوده است.
مصححان این کتاب دریافته‌اند که نام این کتاب در فهرست کتاب‌های محمدباقر بهاری ذکر نشده؛ ولی با این‌حال به‌وسیله توجیهاتی نتیجه‌گیری کرده‌اند که «در هر حال در انتساب نسخه به ایشان جای هیچ‌گونه بحث و مشکلی نیست.» (مقدمه کتاب، ص34) جالب اینکه در همین مقدمه در صفحه 24 تصریح شده است که محمدباقر بهاری در سال 1297ق «عازم عتبات عالیه شد» و در اواخر مقدمه (صفحه33) آمده است که «این اثر محصول سخنرانی یک ماه مبارک، سال 1297ق در مسجد معروف به مسجد میرزا تقی در همدان است.» مگر آنکه بگوییم محمدباقر بهاری پس از ماه رمضان عازم عتبات شد که به طور کلی انتساب این مواعظ به این عالم، با توجه به دلایل محکم صحیح نیست. نخستین قرینه اینکه محمدباقر بهاری در در سال1297ق، 22ساله بوده است و ارائه مواعظی چنین عمیق، حاصل پختگیِ خاصی است.
دلیل صریح‌تر و دقیق‌تر، توجه ویژه به مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در این مواعظ است و به تعبیر مصحح «گاه هم به حمایت از او (شیخ احمد احسائی) پرداخته است و او را با نام استاد خطاب می‌کند.» و بعد تصریح می‌کند که در میان شاگردان شیخ احسائی «به مرحوم شیخ محمدباقر بهاری اشاره نشده است»! گذشته از آنکه در متن موعظه به شیخی‌بودنِ موعظه‌کننده تصریح شده است. آنجا که می‌فرماید: «می‌گویند: بابا این شیخی‌ها به معاد جسمانی قائل نیستند. بابا واللهِ و باللهِ ما به معاد جسمانی قائل هستیم. به آن پیر به آن پیغمبر، ما بهتر از آن کسان دیگر قائلیم به معاد جسمانی...» (مواعظ، ص359)
دلیلی واضح‌تر لحنِ گفتار و جمله‌بندی عبارات است که حتی به اندک دقتی می‌توان مطابقت لحن این مواعظ را با دیگر مواعظ حاج محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه متوجه شد.👇
این اشتباه در کتاب «تراجم الرجال» (چ1، السید أحمد الحسیني، دلیل ما، 1422) نیز روی داده است. به گونه‌ای که در جلد سوم، صفحه92 آمده است: محمدباقر بن محمدجعفر الشیخي البهاری الهمذانی (ق13- 1319) مذکور في نقباء البشر، ص200...) و در صفحه 91 «آقا محمدباقر الاصبهانی».
مؤلف در ذیل عنوان میرزا محمدباقر بهاری، علاوه بر اضافه نمودن کلمه شیخی، سال فوت و شرح حال مرحوم آقای همدانی اعلی الله مقامه را آورده و دو لفظ «شیعی» و «شیخی» را یکسان خوانده است؛ در حالی که شرح حال آقای شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در نقباء البشر، صفحه200 تحت عنوان الشیخ المیرزا محمدباقر الهمدانی م1319 ذکر شده و هم در الکرام البررة صفحه176 تحت عنوان الشیخ الآغا محمدباقر الاصفهانی (بعد1281) با عبارت «هو الشیخ الآغا محمدباقر بن محمدجعفر القهی الصفهانی».
البته مؤلف در صفحه91 شرح حال ایشان را تحت عنوان «آقا محمدباقر الإصبهانی» آورده است و به صحفه176 از الکرام البررة ارجاع داده است؛ ولی در صفحه بعد، دوباره از ایشان با عنوان مصحًفِ یاد شده، تعبیر آورده است. 👇
به این خلط، در مقاله «تأملی کوتاه در تراجم الرجال» نیز اشاره شده است (مجله آیینه پژوهش، ش81، ص80)
به هر روی، شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتاب‌های مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
Forwarded from AghayedNet
معرفی کتاب اجتناب و نعل حاضره، نگاشته آقای شریف طباطبایی، به نام محمدباقر بهاریِ همدانی!
🌷مرحوم عالم ربانی ميرزا محمدباقر طباطبايی اع، فرزند محمدجعفر همداني از شاگردان زبده مرحوم عالم ربانی آقاي حاج محمدکريم کرماني اع که پس از ارتحال ايشان، سرپرستی دسته‌اي از اصحاب ايشان را به عهده داشتند که بعدا به شيخيه همداني معروف شدند. به مناسبت اينکه ايشان در قريه قهي از بلاد اصفهان متولد شده اند، به "قهي" و "اصفهاني"؛ و چون ساليان درازي از عمرشان را در همدان حضور داشتند، به "همداني"؛ و نيز چون در چند سال آخر حيات در جندق اقامت نمودند به "جندقي" معروف شدند. از طرفي چون از جانب مادر سيد طباطبائي بودند در آثار و مصنفاتشان غالبا با عنوان شريف طباطبائي از خود ياد مي کنند. و به ميرزا معنون گشته اند. اين تکثر عناوين در برخي کتب تراجم و فهارس نسخ خطی باعث اشتباهاتي شده است که به برخي از آنها اشاره کرديم.