AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماری‌ها (ویروس‌شناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش نُهم در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هست‌ها و آفریننده و پرورنده آنها. به این معنی که…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماری‌ها
(ویروس‌شناسی از دیدگاه مکتب)

🔻بخش دهم

ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است.

در پاسخ می‌گوییم: باید میان «قضاءِ ‌الهی» و «مَقضی» تفاوت قائل شد.

توضیح اینکه ما همیشه راضی به قضاء الهی هستیم که هرگونه جاری کند رضایت داریم. اما در مواضعی به «مَقضی»‌ ــ یعنی آنچه قضاء الهی به آن تعلق گرفته ــ باید راضی باشیم و در مواضعی باید راضی نباشیم.

مثلاً خداوند تقدیر کرده است که کافر کافر باشد. رضایت به قضاء الهی یک بحث است؛ اما راضی‌بودن به مقضی بحث دیگری است. ما به «کفر» راضی نیستم؛ چنان‌که خدا می‌فرماید: لایرضی لعباده الکفر.

در جریان بیماری مسری و کرونا نیز چنین است. ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما این دلیل بر رضایت به بیماری مسری نیست. مرحوم آقای کرمانی­ در «رسالة فی جواب الآغا عبدالله» روایاتی را دراین زمینه آورده‌اند و ما از همان رساله نقل می‌کنیم:

«قیل لابی‌عبدالله علیه‌السلام: شاء و اراد و قدّر و قضیٰ؟ قال: نعم. قیل: و احب؟ قال: لا. قیل: و کیف شاء و اراد و قدر و قضیٰ و لم‌یحب؟ قال: هکذا خرج الینا.
و قال علیه‌السلام فی حدیث آخر: شاء و اراد و لم‌یحب و لم‌یرض. شاء ان لایکون شیء الّا بعلمه و اراد مثل ذلک و لم‌یحب ان یقال ثالث ثلاثة و لم‌یرض لعباده الکفر.»

(حاصل معنی: خدمت حضرت صادق علیه‌السلام عرض شد: خدا خواست و اراد کرده و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند؟ فرمود: آری. عرض شد: و پسندید؟ فرمود: خیر. عرض شد: چگونه خواست و اراده کرد و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند و نمی‌پسندد؟ فرمود: این‌گونه دریافته‌ایم.

و امام علیه‌السلام در حدیث دیگری فرمود: خواست و اراده کرد و نپسندید و رضایت نداشت. خواست و اراده کرد که چیزی پدید نیاید مگر به علمش، و نپسندید که گفته شود خدا ثالثِ ثلاثه است و برای بندگانش کفر را نپسندید.)

ممکن است گفته شود بیماری مسری و کرونا مأمور الهی است و سرباز امام علیه‌السلام است، پس باید او را خوب دانست و تمجید کرد.

پاسخ می‌دهیم استاد معظم حفظه‌الله در بحث سبب‌ها و نائب‌ها توضیحی دراین‌باره فرموده‌اند که در نیابت جزئیه، ممکن است امام علیه‌السلام کافری را وسیله قرار دهد و کاری را در عالم انجام دهد. در این نیابت جزئیه، قابلیت و لیاقت شرط نیست. از این فرمایش درباره بیماری فراگیر استفاده کرده و می‌گوییم تقدیر الهی است که عالَم تمحیص گردد و خیراتی برای مؤمنان مقدر شود. امام علیه‌السلام کرونا را که یک بیماری است ــ و دانستیم که بیماری‌ها شرور هستند و اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثه‌اند که به آنها تعلق دارند، ــ وسیله قرار می‌دهند تا این تقدیر الهی جاری شود.

پس رضایت ما به تقدیر الهی و اراده امام علیه‌السلام، با نحس‌ و خبیث‌ بودن و منفور دانستن این بیماری منافات ندارد. ازاین‌جهت به وسیله دعاها و حرزها که در شرع مقدس رسیده از شر نوع بیماری‌ها و سایر شرور به خدا پناه می‌بریم و حرز بزرگ منقول از حضرت صادق علیه‌السلام (در ملحقات رساله نخبه) نمونه‌ای کامل و تمام و در دسترس است.

ادامه دارد...

@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سال‌های مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سال‌های مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔺لوامع انوار التمجید، نگاشته شیخ حافظ رجب برسی
در بیان شهادات اسلامیه و ایمانیه و فضائل اهل‌البیت علیهم السلام
🔸دیدگاه شیخیه درباره شیخ رجب بُرسی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3951
✔️عبارات کتاب شیعه در اسلام درباره شیخیه

دو طایفه شیخیه و کریمخانیه که در دو قرن اخیر در میان شیعه دوازده امامی پیدا شده‌اند نظر به اینکه اختلافشان با دیگران در توجیه پاره‌ای از مسائل نظری است نه در اثبات و نفی اصل مسائل جدایی ایشان را انشعاب نشمرده‌ایم.

سید محمدحسین طباطبائی ـ شیعه در اسلام ص۹۴

🔺به مناسبت ۲۴ آبان درگذشت محمدحسین طباطبائی (معروف به علامه طباطبائی)
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماری‌ها (ویروس‌شناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش دهم ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است. در پاسخ می‌گوییم:…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماری‌ها
(ویروس‌شناسی از دیدگاه مکتب)

🔻بخش یازدهم

به فرمایش استاد معظم حفظه‌الله در بحث سبب‌ها و نائب‌ها اشاره کردیم. مناسب است که در این‌بخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیش‌گفتار دروس شرح‌المشاعر آمده است:

«در غیبت کبری نیابت از طرف امام علیه‌السلام و جانشینی حضرت به دو صورت است: یکی «نیابت جزئیه» که از آن (در اصطلاح مخصوص بزرگان) به نیابت خاصّه هم تعبیر می‏‌آید. در این نیابت، قابلیتی و لیاقتی چندان شرط نیست. همین اندازه که شخصی از نظر قوای ظاهری یا باطنی نفسانی بتواند متحمّل حقّی بشود و آن حق را به دیگری که لازم است به او برسد ابلاغ کند، امام علیه‌السلام از وجود چنین شخصی استفاده می‌‏فرمایند و او دارای نیابت می‌‏شود.

در این نیابت، چه‌‏بسا خودِ شخص نداند که الآن در چه مأموریتی به‏‌سر می‏‌برد و چه موقعیتی را دارد؛ بلکه همین اندازه که در او برای امری و ابلاغ خیری و حقّی، جربزه‌‏ای پیدا می‌‏شود، امام علیه‌السلام بدون توجه خود او، او را به امری مأمور می‏‌فرمایند.

در چنین نیابت‏‌هایی بسا آنکه عدالت لازم نیست؛ بلکه بسا آنکه ایمان هم لازم نیست. این‏طور نیابت در جمیع خیرات ظاهری و باطنی جاری است. در خیرات باطنی، یعنی امور ایمانی، امور عقاید و احکام حقّه که بالاخره به وسیله شخصی ابلاغ می‌‏شود به کسانی که باید ابلاغ بشود. حتی در امور ظاهری و خیرات ظاهری هم این‏‌طور نیابت جاری است.

فرض بفرمایید از قبیل: صنعت‏‌های خیر و حرفه‏‌هایی که برای بندگان موجب خیر می‏‌شود، امام علیه‌السلام از اشخاصی که در آنها این قابلیت‌‏ها هست، در رسانیدن آن خیر و حق استفاده می‌‏کنند و توسط آن اشخاص ابلاغ می‏‌فرمایند.

از اهل هر صنعتی و حرفه‏‌ای که خیر باشد و به نفع بندگان تمام بشود، می‏‌شود کسی نیابت کند، نایب می‌‏شود و در رسانیدن آن خیر جانشین امام علیه‌السلام است. چه خودش بداند چه نداند.

و اکثر نمی‏‌دانند که این مأموریتی است که امام علیه‌السلام به عهده آنها گذارده و از قابلیت‌‏های طبیعی آنان استفاده شده است؛ مانند نوع افرادی که با کمال خلوص و شوق طبیعی در صنعت‏‌های مختلف، کاری را عهده‌‏دار می‌‏شوند و خیری را به بندگان خدا می‏‌رسانند.

پس در این امور همین اندازه که «قابلیت طبیعی» باشد، کفایت است. دیگر حتماً ایمان باشد، عدالت باشد، لزومی ندارد. چه‏‌بسا امام علیه‌السلام از غیر مؤمنان، از وجود کفار هم استفاده می‌‏فرمایند و آنها را در امور دنیوی منشأ امور خیر قرار می‏‌دهند که در واقع این یک نوع نیابت از طرف حضرت است.

از همین باب می‌‏توان شمرد دستوری را که ائمه علیهم‌السلام و بزرگان برای جواز رجوع به خبرگان و اهل خبره در هر فنّی و امری داده‏‌اند.

جواز رجوع به خبره، استفاده از خبرویّت او در هر امری، به‌واسطه همان قابلیت‏‌های طبیعی است که در اثر رجوع به آنها انسان به امر خیری نائل می‏‌شود و مقصد خیری به انجام می‏‌رسد. می‏‌شود این امر را از همین نیابت خاص دانست.

شخص خبیر در هر فنی را می‏‌شود نایب امام علیه‌السلام دانست؛ اما «نایب خاص» در این امر خاص و در این مورد خاص بدون اینکه خودش بداند نیابت دارد.»

ادامه دارد...

@AghayedNet
🔺اول ربیع‌الثانی، سال‌روز پایان نگارش جلد چهارمِ ارشادالعوام
@AghayedNet
🔺سندی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار

نوشته‌ای خطی در ابتداء یکی از نسخه‌های چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
https://t.me/AghayedNet/4188
✔️سندی تاریخی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار

🔻نوشته‌ای خطی در ابتداء یکی از نسخه‌های چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام

🔹نسخه‌ای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.

🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.

🔹وی می‌نویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلط‌‌ها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلط‌های این کتاب که پاره‌‌ای از آنها عامدانه بوده است را نقل می‌‌کند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره می‌‌کند که امانت‌داری در هر شغلی، لازم است. می‌نویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.

🔸سپس به غلط‌‌نامه‌‌ای (درست‌‌نامه‌‌ای) اشاره می‌‌کند که تنظیم کرده است و کوچک‌‌ترین غلط‌‌ها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخه‌‌های چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام می‌‌خواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلط‌‌نامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.

🔹برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
http://www.aghayed.net/edit/
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه ربیع الثانی (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماری‌ها (ویروس‌شناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش یازدهم به فرمایش استاد معظم حفظه‌الله در بحث سبب‌ها و نائب‌ها اشاره کردیم. مناسب است که در این‌بخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیش‌گفتار دروس شرح‌المشاعر آمده است: «در غیبت…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماری‌ها
(ویروس‌شناسی از دیدگاه مکتب)

🔻بخش دوازدهم و پایانی

🔸جمع‌بندی

با توجه به فرمایش‌های بزرگان مکتب استبصار اعلی الله مقامهم که نقل گردید، این جمع‌بندی را درباره نگاه این مکتب به بیماریِ فراگیر ارائه می‌کنیم:

١. شرور (از جمله بیماری‌ها) اَعدام نیستند بلکه تأصل و تحقق دارند. هرچند که تأصل آنها نسبت به خیرات، وجودی تبعی و وصفی است؛

٢. در تکوین، همه موجودات حتی بیماری‌ها مخلوقات خدا هستند و مسئله خیر و شر در تکوین نیست. بلکه در تشریع و هنگام نسبت‌سنجی با اشیاء دیگر، به بعضی موجودات خیر و به بعضی شر اطلاق می‌شود؛

٣. بیماری‌ها خبیث هستند؛ چراکه اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثه‌اند که به آنها تعلق گرفته‌اند. و گاهی از این ارواح به شیاطین تعبیر آورده شده است و همه اینها از جهت ماهیت و شیطان است؛

۴. ما به قضاء الهی و تقدیرات او راضی هستیم، اما به طور مطلق به مَقضی‌ها رضایت نداریم. زیرا ممکن است مقضی مبغوض خدا باشد یا نحوست یا خباثت داشته باشد.

در بحث ما (بیماری کرونا) نیز ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما به خود کرونا راضی نیستیم و از آن متنفریم و از خداوند می‌خواهیم ما و همه برادران و خواهران ایمانی را از شرّ آن محافظت بفرماید‌؛

۵. امام علیه‌السلام برای اجرای اراده الهی،‌ گاهی کفار و شیاطین را هم وسیله قرار می دهند تا تقدیر الهی را ظاهر گردانند و لزومی هم ندارد که آن کافر بداند یا قابلیتِ شرعی داشته باشد.

با توجه به خباثتِ بیماریِ فراگیر، مانعی ندارد که یک خبیث، وسیله اجرای فرمان الهی باشد و لازمه این برنامه احترام گذاردن به آن کافر یا شیطان نیست.

در پایان مناسب است که حدیث عبدالله بن شداد را نقل نماییم تا ختام بحث ما مِسک باشد:

فی کتاب محمد بن شاذان بن نُعَیْم بخطّه، روى عن حمران بن اَعْیَن، انه قال سمعت اباعبداللَّه علیه‌السلام یُحدّث عن آبائه علیهم‌السلام انّ رجلاً کان من شیعة امیرالمؤمنین علیه‌السلام مریضاً شدید الحُمّىٰ، فعاده الحسین بن علی علیهما‌السلام فلمّا دخل باب الدّار طارت الحُمّى عن الرجل، فقال له: قد رضیت بما اوتیتم به حقّاً حقّاً و الحُمّی تهرب منکم. فقال: واللَّه ماخلق اللَّه شیئاً الّا و قد امره بالطاعة لنا، یا کَبّاسَةُ قال: فاذا نحن نسمع الصوت و لانرى الشخص یقول: لبّیک. قال: أ لیس امیرالمؤمنین امرک الّاتقربی الّا عدوّاً او مذنباً لکی‌تکون کفّارة لذنوبه، فما بال هذا؟ و کان الرجل المریض عبداللَّه بن شدّاد بن الهاد اللَّیثیّ.

(حمران بن اعین روایت کرده است که گفت: از حضرت صادق علیه‌السلام شنیدم که از پدرانشان نقل می‌فرمودند که شخصی از شیعیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام دچار بیماری و تبِ شدید بود. امام‌حسین علیه‌السلام او را عیادت کردند.

تا از در خانه وارد شدند، تب از آن شخص دور شد. آن شخص گفت به‌راستی و درستی به آنچه به شما داده شده اذعان دارم و تب از شما فرار می‌کند.

امام فرمودند: به‌خدا سوگند خدا چیزی را خلق نکرده مگر آنکه به اطاعت از ما امرش کرده است. ای کَبّاسه (تب). راوی می‌گوید: ما صدایی را می‌شنیدیم که می‌گفت لبیک، و کسی را نمی‌دیدیم.

حضرت فرمودند: آیا امیرالمؤمنین تو را امر نکرده است که نزدیک نشوی مگر به دشمن یا گناهکار تا کفاره گناهان او باشد. پس چرا این شخص؟ و آن شخص عبدالله بن شداد بود.)

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

@AghayedNet
🔺کتاب شرح الفیه، در تملک فرزند و نوه شیخ مرحوم اعلی‌الله‌مقامه

عبارات تملک:

بسم‌الله
دخل فی حیازة الفقیر المسکین حسن بن احمد ابن زین‌الدین الهجری فی اوائل جمادی‌الثانیة سنة ١٢٣٠
سجع خاتم: حسن بن احمد زین‌الدین

بسم‌ الله الرحمن الرحیم
انتقل فی ملک علی بن المرحوم الشیخ حسن بن الشيخ أحمد بن زین‌الدین الأحسائی
@AghayedNet
🔸لینک پاسخگویی کانال عقاید
🔻🔻🔻
@AghayedNet_bot