AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش هشتم تعبیر «خُبث» و «خبیث» که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای بیماریها بیان فرمودهاند در شرعیات است و در هنگامِ نسبت با اشیاء دیگر. وگرنه در تکوین یا…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش نُهم
در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست.
ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند. مقصود از عرصه تشریع عرصه «عمل و جزاء»، عرصه «ایمان و کفر»، عرصه «فرمانبرداری و پاداش و نافرمانی و کیفر» و عرصه «تکلیف و دعوت و شریعت» است؛
البته به مفهوم وسیع و گسترده آنها که مخصوص انسانها نبوده و همه مراتب خلق را شامل است. چراکه در جای خود ثابت شده که هر موجودی بهحسب خود شرعی داشته و مکلف به تکالیفی است و بالاخره یا مؤمن است یا کافر، یا مطیع است یا عاصی.
در نتیجه یا مستحق رحمت است یا مستحق نقمت و بهطور کلی یا در بهشت خود بهسر میبرد یا در جهنم خود، و ان جهنم لمحیطة بالکافرین.
عرصه تشریع، جای نمایان شدن مقتضای فضل خدا و مقتضای عدل خداست و محل بروز آثار صفات و اسماءِ فعلیِ مترتب بر ظهور «الرحیم» برای همه مؤمنان در همه مراتب خلق، و جای بروز آثار صفات و اسماء مترتب بر ظهور «المنتقم» نسبت به همه کافران در همه مراتب خلق است.
پس در عرصه شرع است که خیر و شر معنی و مورد و مصداق پیدا میکند و چیزی برای چیزی خیر یا شر میشود. مثلاً حیوان سگ برای انسان اگر با رطوبت با آن برخورد کند نجس است. ولی سگ برای خودش نجس نیست و خودش نباید از خودش اجتناب نماید. همچنین مار خودش برای خودش شر نیست. برای آن کسی که او را زهر میزند شر است و ازاینرو باید از آن دوری کرد و نزدیک آن نشد.
سایر ناشایستها هم برای خودشان ناشایست نبوده و برای غیر آنها (مثلاً انسان) ناشایستند که باید از آنها اجتناب شود و اگر اجتناب نشود، تبعاتی داشته و کیفر خواهد داشت.
پس بیماریها (از جمله بیماریِ فراگیرِ کرونا) از حیث شرع و در ارتباط با غیر خودش، خبیث نامیده میشود؛ گذشته از آنکه در روایت درباره بیماریِ مسریِ طاعون، تعبیر «رجز» بهکار رفته است: الطاعون رجز.
البته یادآوری میشود گرفتاریها و بلاها، دردها و رنجها، آسیبها و درماندگیها، برای مؤمنان یا وسیله ترقی آنها در درجات قرب و مدارج ایمان است یا کفاره گناهان آنان خواهد بود.
و برای کافر، کیفر کفر ورزیدن و نافرمانیهای آنان است. در بلاهای عمومی که مؤمنان و کافران را فرا میگیرد مانند زلزله، بیماریهای مسری، سیل، جنگها و... حکمتها و مصلحتهایی است که افکار و عقول نارسای بشری آنها را نمیفهمند.
ولی گذشته از آنها، برای مؤمنان شتاب بهسوی رحمتها و مغفرتها و نعمتهای بهتر و بالاتر بوده و برای کافران شتاب در کیفر آنهاست.
ازاینرو روایت شده است: ان طاعون عذاب لقوم و رحمة لآخرین و در روایتی: ان موت الطاعون شهادة که درباره مؤمنانی است که بدون اینکه زناکار باشند دچار طاعون شده و از دنیا بروند (زیرا یکی از اسباب طاعون شیوع زناست).
سید مرحوم در بخشی از شرح خود بر این حدیث شریف میفرمایند:
«این طاعون بهجهت شیعه رحمت است؛ زیراکه تکفیر میکند معصیت او را و بعد از آنکه این عالم را وداع کرد بهدار آخرت ملحق شد، هیچ ذنبی برایش باقی نماند...
بلکه تکدر و عذاب او را در دار دنیا که دار محنت و الم است قرار داد بهجهت لطف و رحمت. همچو بیمار که دواهای تلخ او را بنوشانند بهجهت تعاقب صحت دایم.
و اما حدیث ان موت الطاعون شهادة در حق شیعیانی است که علیالظاهر آن فعلِ موجب (=زنا) را به عمل نیاورده باشند و به اعتبار کونش در آن بلد به او سرایت کند شرّ اهلِ آن بلد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش نُهم
در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست.
ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند. مقصود از عرصه تشریع عرصه «عمل و جزاء»، عرصه «ایمان و کفر»، عرصه «فرمانبرداری و پاداش و نافرمانی و کیفر» و عرصه «تکلیف و دعوت و شریعت» است؛
البته به مفهوم وسیع و گسترده آنها که مخصوص انسانها نبوده و همه مراتب خلق را شامل است. چراکه در جای خود ثابت شده که هر موجودی بهحسب خود شرعی داشته و مکلف به تکالیفی است و بالاخره یا مؤمن است یا کافر، یا مطیع است یا عاصی.
در نتیجه یا مستحق رحمت است یا مستحق نقمت و بهطور کلی یا در بهشت خود بهسر میبرد یا در جهنم خود، و ان جهنم لمحیطة بالکافرین.
عرصه تشریع، جای نمایان شدن مقتضای فضل خدا و مقتضای عدل خداست و محل بروز آثار صفات و اسماءِ فعلیِ مترتب بر ظهور «الرحیم» برای همه مؤمنان در همه مراتب خلق، و جای بروز آثار صفات و اسماء مترتب بر ظهور «المنتقم» نسبت به همه کافران در همه مراتب خلق است.
پس در عرصه شرع است که خیر و شر معنی و مورد و مصداق پیدا میکند و چیزی برای چیزی خیر یا شر میشود. مثلاً حیوان سگ برای انسان اگر با رطوبت با آن برخورد کند نجس است. ولی سگ برای خودش نجس نیست و خودش نباید از خودش اجتناب نماید. همچنین مار خودش برای خودش شر نیست. برای آن کسی که او را زهر میزند شر است و ازاینرو باید از آن دوری کرد و نزدیک آن نشد.
سایر ناشایستها هم برای خودشان ناشایست نبوده و برای غیر آنها (مثلاً انسان) ناشایستند که باید از آنها اجتناب شود و اگر اجتناب نشود، تبعاتی داشته و کیفر خواهد داشت.
پس بیماریها (از جمله بیماریِ فراگیرِ کرونا) از حیث شرع و در ارتباط با غیر خودش، خبیث نامیده میشود؛ گذشته از آنکه در روایت درباره بیماریِ مسریِ طاعون، تعبیر «رجز» بهکار رفته است: الطاعون رجز.
البته یادآوری میشود گرفتاریها و بلاها، دردها و رنجها، آسیبها و درماندگیها، برای مؤمنان یا وسیله ترقی آنها در درجات قرب و مدارج ایمان است یا کفاره گناهان آنان خواهد بود.
و برای کافر، کیفر کفر ورزیدن و نافرمانیهای آنان است. در بلاهای عمومی که مؤمنان و کافران را فرا میگیرد مانند زلزله، بیماریهای مسری، سیل، جنگها و... حکمتها و مصلحتهایی است که افکار و عقول نارسای بشری آنها را نمیفهمند.
ولی گذشته از آنها، برای مؤمنان شتاب بهسوی رحمتها و مغفرتها و نعمتهای بهتر و بالاتر بوده و برای کافران شتاب در کیفر آنهاست.
ازاینرو روایت شده است: ان طاعون عذاب لقوم و رحمة لآخرین و در روایتی: ان موت الطاعون شهادة که درباره مؤمنانی است که بدون اینکه زناکار باشند دچار طاعون شده و از دنیا بروند (زیرا یکی از اسباب طاعون شیوع زناست).
سید مرحوم در بخشی از شرح خود بر این حدیث شریف میفرمایند:
«این طاعون بهجهت شیعه رحمت است؛ زیراکه تکفیر میکند معصیت او را و بعد از آنکه این عالم را وداع کرد بهدار آخرت ملحق شد، هیچ ذنبی برایش باقی نماند...
بلکه تکدر و عذاب او را در دار دنیا که دار محنت و الم است قرار داد بهجهت لطف و رحمت. همچو بیمار که دواهای تلخ او را بنوشانند بهجهت تعاقب صحت دایم.
و اما حدیث ان موت الطاعون شهادة در حق شیعیانی است که علیالظاهر آن فعلِ موجب (=زنا) را به عمل نیاورده باشند و به اعتبار کونش در آن بلد به او سرایت کند شرّ اهلِ آن بلد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الاول نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش نُهم در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها. به این معنی که…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دهم
ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است.
در پاسخ میگوییم: باید میان «قضاءِ الهی» و «مَقضی» تفاوت قائل شد.
توضیح اینکه ما همیشه راضی به قضاء الهی هستیم که هرگونه جاری کند رضایت داریم. اما در مواضعی به «مَقضی» ــ یعنی آنچه قضاء الهی به آن تعلق گرفته ــ باید راضی باشیم و در مواضعی باید راضی نباشیم.
مثلاً خداوند تقدیر کرده است که کافر کافر باشد. رضایت به قضاء الهی یک بحث است؛ اما راضیبودن به مقضی بحث دیگری است. ما به «کفر» راضی نیستم؛ چنانکه خدا میفرماید: لایرضی لعباده الکفر.
در جریان بیماری مسری و کرونا نیز چنین است. ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما این دلیل بر رضایت به بیماری مسری نیست. مرحوم آقای کرمانی در «رسالة فی جواب الآغا عبدالله» روایاتی را دراین زمینه آوردهاند و ما از همان رساله نقل میکنیم:
«قیل لابیعبدالله علیهالسلام: شاء و اراد و قدّر و قضیٰ؟ قال: نعم. قیل: و احب؟ قال: لا. قیل: و کیف شاء و اراد و قدر و قضیٰ و لمیحب؟ قال: هکذا خرج الینا.
و قال علیهالسلام فی حدیث آخر: شاء و اراد و لمیحب و لمیرض. شاء ان لایکون شیء الّا بعلمه و اراد مثل ذلک و لمیحب ان یقال ثالث ثلاثة و لمیرض لعباده الکفر.»
(حاصل معنی: خدمت حضرت صادق علیهالسلام عرض شد: خدا خواست و اراد کرده و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند؟ فرمود: آری. عرض شد: و پسندید؟ فرمود: خیر. عرض شد: چگونه خواست و اراده کرد و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند و نمیپسندد؟ فرمود: اینگونه دریافتهایم.
و امام علیهالسلام در حدیث دیگری فرمود: خواست و اراده کرد و نپسندید و رضایت نداشت. خواست و اراده کرد که چیزی پدید نیاید مگر به علمش، و نپسندید که گفته شود خدا ثالثِ ثلاثه است و برای بندگانش کفر را نپسندید.)
ممکن است گفته شود بیماری مسری و کرونا مأمور الهی است و سرباز امام علیهالسلام است، پس باید او را خوب دانست و تمجید کرد.
پاسخ میدهیم استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها توضیحی دراینباره فرمودهاند که در نیابت جزئیه، ممکن است امام علیهالسلام کافری را وسیله قرار دهد و کاری را در عالم انجام دهد. در این نیابت جزئیه، قابلیت و لیاقت شرط نیست. از این فرمایش درباره بیماری فراگیر استفاده کرده و میگوییم تقدیر الهی است که عالَم تمحیص گردد و خیراتی برای مؤمنان مقدر شود. امام علیهالسلام کرونا را که یک بیماری است ــ و دانستیم که بیماریها شرور هستند و اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثهاند که به آنها تعلق دارند، ــ وسیله قرار میدهند تا این تقدیر الهی جاری شود.
پس رضایت ما به تقدیر الهی و اراده امام علیهالسلام، با نحس و خبیث بودن و منفور دانستن این بیماری منافات ندارد. ازاینجهت به وسیله دعاها و حرزها که در شرع مقدس رسیده از شر نوع بیماریها و سایر شرور به خدا پناه میبریم و حرز بزرگ منقول از حضرت صادق علیهالسلام (در ملحقات رساله نخبه) نمونهای کامل و تمام و در دسترس است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دهم
ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است.
در پاسخ میگوییم: باید میان «قضاءِ الهی» و «مَقضی» تفاوت قائل شد.
توضیح اینکه ما همیشه راضی به قضاء الهی هستیم که هرگونه جاری کند رضایت داریم. اما در مواضعی به «مَقضی» ــ یعنی آنچه قضاء الهی به آن تعلق گرفته ــ باید راضی باشیم و در مواضعی باید راضی نباشیم.
مثلاً خداوند تقدیر کرده است که کافر کافر باشد. رضایت به قضاء الهی یک بحث است؛ اما راضیبودن به مقضی بحث دیگری است. ما به «کفر» راضی نیستم؛ چنانکه خدا میفرماید: لایرضی لعباده الکفر.
در جریان بیماری مسری و کرونا نیز چنین است. ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما این دلیل بر رضایت به بیماری مسری نیست. مرحوم آقای کرمانی در «رسالة فی جواب الآغا عبدالله» روایاتی را دراین زمینه آوردهاند و ما از همان رساله نقل میکنیم:
«قیل لابیعبدالله علیهالسلام: شاء و اراد و قدّر و قضیٰ؟ قال: نعم. قیل: و احب؟ قال: لا. قیل: و کیف شاء و اراد و قدر و قضیٰ و لمیحب؟ قال: هکذا خرج الینا.
و قال علیهالسلام فی حدیث آخر: شاء و اراد و لمیحب و لمیرض. شاء ان لایکون شیء الّا بعلمه و اراد مثل ذلک و لمیحب ان یقال ثالث ثلاثة و لمیرض لعباده الکفر.»
(حاصل معنی: خدمت حضرت صادق علیهالسلام عرض شد: خدا خواست و اراد کرده و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند؟ فرمود: آری. عرض شد: و پسندید؟ فرمود: خیر. عرض شد: چگونه خواست و اراده کرد و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند و نمیپسندد؟ فرمود: اینگونه دریافتهایم.
و امام علیهالسلام در حدیث دیگری فرمود: خواست و اراده کرد و نپسندید و رضایت نداشت. خواست و اراده کرد که چیزی پدید نیاید مگر به علمش، و نپسندید که گفته شود خدا ثالثِ ثلاثه است و برای بندگانش کفر را نپسندید.)
ممکن است گفته شود بیماری مسری و کرونا مأمور الهی است و سرباز امام علیهالسلام است، پس باید او را خوب دانست و تمجید کرد.
پاسخ میدهیم استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها توضیحی دراینباره فرمودهاند که در نیابت جزئیه، ممکن است امام علیهالسلام کافری را وسیله قرار دهد و کاری را در عالم انجام دهد. در این نیابت جزئیه، قابلیت و لیاقت شرط نیست. از این فرمایش درباره بیماری فراگیر استفاده کرده و میگوییم تقدیر الهی است که عالَم تمحیص گردد و خیراتی برای مؤمنان مقدر شود. امام علیهالسلام کرونا را که یک بیماری است ــ و دانستیم که بیماریها شرور هستند و اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثهاند که به آنها تعلق دارند، ــ وسیله قرار میدهند تا این تقدیر الهی جاری شود.
پس رضایت ما به تقدیر الهی و اراده امام علیهالسلام، با نحس و خبیث بودن و منفور دانستن این بیماری منافات ندارد. ازاینجهت به وسیله دعاها و حرزها که در شرع مقدس رسیده از شر نوع بیماریها و سایر شرور به خدا پناه میبریم و حرز بزرگ منقول از حضرت صادق علیهالسلام (در ملحقات رساله نخبه) نمونهای کامل و تمام و در دسترس است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺لوامع انوار التمجید، نگاشته شیخ حافظ رجب برسی
در بیان شهادات اسلامیه و ایمانیه و فضائل اهلالبیت علیهم السلام
🔸دیدگاه شیخیه درباره شیخ رجب بُرسی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3951
در بیان شهادات اسلامیه و ایمانیه و فضائل اهلالبیت علیهم السلام
🔸دیدگاه شیخیه درباره شیخ رجب بُرسی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3951
✔️عبارات کتاب شیعه در اسلام درباره شیخیه
دو طایفه شیخیه و کریمخانیه که در دو قرن اخیر در میان شیعه دوازده امامی پیدا شدهاند نظر به اینکه اختلافشان با دیگران در توجیه پارهای از مسائل نظری است نه در اثبات و نفی اصل مسائل جدایی ایشان را انشعاب نشمردهایم.
سید محمدحسین طباطبائی ـ شیعه در اسلام ص۹۴
🔺به مناسبت ۲۴ آبان درگذشت محمدحسین طباطبائی (معروف به علامه طباطبائی)
@AghayedNet
دو طایفه شیخیه و کریمخانیه که در دو قرن اخیر در میان شیعه دوازده امامی پیدا شدهاند نظر به اینکه اختلافشان با دیگران در توجیه پارهای از مسائل نظری است نه در اثبات و نفی اصل مسائل جدایی ایشان را انشعاب نشمردهایم.
سید محمدحسین طباطبائی ـ شیعه در اسلام ص۹۴
🔺به مناسبت ۲۴ آبان درگذشت محمدحسین طباطبائی (معروف به علامه طباطبائی)
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش دهم ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است. در پاسخ میگوییم:…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش یازدهم
به فرمایش استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها اشاره کردیم. مناسب است که در اینبخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیشگفتار دروس شرحالمشاعر آمده است:
«در غیبت کبری نیابت از طرف امام علیهالسلام و جانشینی حضرت به دو صورت است: یکی «نیابت جزئیه» که از آن (در اصطلاح مخصوص بزرگان) به نیابت خاصّه هم تعبیر میآید. در این نیابت، قابلیتی و لیاقتی چندان شرط نیست. همین اندازه که شخصی از نظر قوای ظاهری یا باطنی نفسانی بتواند متحمّل حقّی بشود و آن حق را به دیگری که لازم است به او برسد ابلاغ کند، امام علیهالسلام از وجود چنین شخصی استفاده میفرمایند و او دارای نیابت میشود.
در این نیابت، چهبسا خودِ شخص نداند که الآن در چه مأموریتی بهسر میبرد و چه موقعیتی را دارد؛ بلکه همین اندازه که در او برای امری و ابلاغ خیری و حقّی، جربزهای پیدا میشود، امام علیهالسلام بدون توجه خود او، او را به امری مأمور میفرمایند.
در چنین نیابتهایی بسا آنکه عدالت لازم نیست؛ بلکه بسا آنکه ایمان هم لازم نیست. اینطور نیابت در جمیع خیرات ظاهری و باطنی جاری است. در خیرات باطنی، یعنی امور ایمانی، امور عقاید و احکام حقّه که بالاخره به وسیله شخصی ابلاغ میشود به کسانی که باید ابلاغ بشود. حتی در امور ظاهری و خیرات ظاهری هم اینطور نیابت جاری است.
فرض بفرمایید از قبیل: صنعتهای خیر و حرفههایی که برای بندگان موجب خیر میشود، امام علیهالسلام از اشخاصی که در آنها این قابلیتها هست، در رسانیدن آن خیر و حق استفاده میکنند و توسط آن اشخاص ابلاغ میفرمایند.
از اهل هر صنعتی و حرفهای که خیر باشد و به نفع بندگان تمام بشود، میشود کسی نیابت کند، نایب میشود و در رسانیدن آن خیر جانشین امام علیهالسلام است. چه خودش بداند چه نداند.
و اکثر نمیدانند که این مأموریتی است که امام علیهالسلام به عهده آنها گذارده و از قابلیتهای طبیعی آنان استفاده شده است؛ مانند نوع افرادی که با کمال خلوص و شوق طبیعی در صنعتهای مختلف، کاری را عهدهدار میشوند و خیری را به بندگان خدا میرسانند.
پس در این امور همین اندازه که «قابلیت طبیعی» باشد، کفایت است. دیگر حتماً ایمان باشد، عدالت باشد، لزومی ندارد. چهبسا امام علیهالسلام از غیر مؤمنان، از وجود کفار هم استفاده میفرمایند و آنها را در امور دنیوی منشأ امور خیر قرار میدهند که در واقع این یک نوع نیابت از طرف حضرت است.
از همین باب میتوان شمرد دستوری را که ائمه علیهمالسلام و بزرگان برای جواز رجوع به خبرگان و اهل خبره در هر فنّی و امری دادهاند.
جواز رجوع به خبره، استفاده از خبرویّت او در هر امری، بهواسطه همان قابلیتهای طبیعی است که در اثر رجوع به آنها انسان به امر خیری نائل میشود و مقصد خیری به انجام میرسد. میشود این امر را از همین نیابت خاص دانست.
شخص خبیر در هر فنی را میشود نایب امام علیهالسلام دانست؛ اما «نایب خاص» در این امر خاص و در این مورد خاص بدون اینکه خودش بداند نیابت دارد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش یازدهم
به فرمایش استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها اشاره کردیم. مناسب است که در اینبخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیشگفتار دروس شرحالمشاعر آمده است:
«در غیبت کبری نیابت از طرف امام علیهالسلام و جانشینی حضرت به دو صورت است: یکی «نیابت جزئیه» که از آن (در اصطلاح مخصوص بزرگان) به نیابت خاصّه هم تعبیر میآید. در این نیابت، قابلیتی و لیاقتی چندان شرط نیست. همین اندازه که شخصی از نظر قوای ظاهری یا باطنی نفسانی بتواند متحمّل حقّی بشود و آن حق را به دیگری که لازم است به او برسد ابلاغ کند، امام علیهالسلام از وجود چنین شخصی استفاده میفرمایند و او دارای نیابت میشود.
در این نیابت، چهبسا خودِ شخص نداند که الآن در چه مأموریتی بهسر میبرد و چه موقعیتی را دارد؛ بلکه همین اندازه که در او برای امری و ابلاغ خیری و حقّی، جربزهای پیدا میشود، امام علیهالسلام بدون توجه خود او، او را به امری مأمور میفرمایند.
در چنین نیابتهایی بسا آنکه عدالت لازم نیست؛ بلکه بسا آنکه ایمان هم لازم نیست. اینطور نیابت در جمیع خیرات ظاهری و باطنی جاری است. در خیرات باطنی، یعنی امور ایمانی، امور عقاید و احکام حقّه که بالاخره به وسیله شخصی ابلاغ میشود به کسانی که باید ابلاغ بشود. حتی در امور ظاهری و خیرات ظاهری هم اینطور نیابت جاری است.
فرض بفرمایید از قبیل: صنعتهای خیر و حرفههایی که برای بندگان موجب خیر میشود، امام علیهالسلام از اشخاصی که در آنها این قابلیتها هست، در رسانیدن آن خیر و حق استفاده میکنند و توسط آن اشخاص ابلاغ میفرمایند.
از اهل هر صنعتی و حرفهای که خیر باشد و به نفع بندگان تمام بشود، میشود کسی نیابت کند، نایب میشود و در رسانیدن آن خیر جانشین امام علیهالسلام است. چه خودش بداند چه نداند.
و اکثر نمیدانند که این مأموریتی است که امام علیهالسلام به عهده آنها گذارده و از قابلیتهای طبیعی آنان استفاده شده است؛ مانند نوع افرادی که با کمال خلوص و شوق طبیعی در صنعتهای مختلف، کاری را عهدهدار میشوند و خیری را به بندگان خدا میرسانند.
پس در این امور همین اندازه که «قابلیت طبیعی» باشد، کفایت است. دیگر حتماً ایمان باشد، عدالت باشد، لزومی ندارد. چهبسا امام علیهالسلام از غیر مؤمنان، از وجود کفار هم استفاده میفرمایند و آنها را در امور دنیوی منشأ امور خیر قرار میدهند که در واقع این یک نوع نیابت از طرف حضرت است.
از همین باب میتوان شمرد دستوری را که ائمه علیهمالسلام و بزرگان برای جواز رجوع به خبرگان و اهل خبره در هر فنّی و امری دادهاند.
جواز رجوع به خبره، استفاده از خبرویّت او در هر امری، بهواسطه همان قابلیتهای طبیعی است که در اثر رجوع به آنها انسان به امر خیری نائل میشود و مقصد خیری به انجام میرسد. میشود این امر را از همین نیابت خاص دانست.
شخص خبیر در هر فنی را میشود نایب امام علیهالسلام دانست؛ اما «نایب خاص» در این امر خاص و در این مورد خاص بدون اینکه خودش بداند نیابت دارد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺سندی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار
نوشتهای خطی در ابتداء یکی از نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
https://t.me/AghayedNet/4188
نوشتهای خطی در ابتداء یکی از نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
https://t.me/AghayedNet/4188
✔️سندی تاریخی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار
🔻نوشتهای خطی در ابتداء یکی از نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
🔹نسخهای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.
🔹وی مینویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلطها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلطهای این کتاب که پارهای از آنها عامدانه بوده است را نقل میکند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره میکند که امانتداری در هر شغلی، لازم است. مینویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.
🔸سپس به غلطنامهای (درستنامهای) اشاره میکند که تنظیم کرده است و کوچکترین غلطها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام میخواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلطنامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
🔹برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
http://www.aghayed.net/edit/
🔻نوشتهای خطی در ابتداء یکی از نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
🔹نسخهای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.
🔹وی مینویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلطها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلطهای این کتاب که پارهای از آنها عامدانه بوده است را نقل میکند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره میکند که امانتداری در هر شغلی، لازم است. مینویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.
🔸سپس به غلطنامهای (درستنامهای) اشاره میکند که تنظیم کرده است و کوچکترین غلطها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخههای چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام میخواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلطنامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
🔹برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
http://www.aghayed.net/edit/
عقاید
سندی تاریخی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار/ نوشته ای خطی و نویافته درباره چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
بنا بر تحلیل مجید غلامی جلیسه در کتاب «چاپ نوشت، کوته نوشتهایی در باب کتاب» در ابتداء ورود صنعت چاپ به ایران به سال 1233ق، عمده تمرکز چاپچیان بر...
AghayedNet
✔️🔻مجموعه شیخ آقا بزرگ طهرانی و نویافتهای درباره سرداب غیبت در سُرّمَنرأی در یکی از سفرها به عتبات عالیات عراق پس از زیارت مشاهد کربلاء معلی و نجف اشرف و کاظمین، به سُرمَنرأی مشرف شدیم. پس از اتمام زیارت به عناوین کتابفروشی عتبه عسکریَین علیهماالسلام…
🔺«باب الغیبة» کتابی منتشر شده در سال 1938م درباره درگاه چوبی سردابِ سُرمَنرأی
🔸برای مطالعه درباره سرداب غیبت لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
https://t.me/AghayedNet/4101
🔸برای مطالعه درباره سرداب غیبت لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
https://t.me/AghayedNet/4101
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه ربیع الثانی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش یازدهم به فرمایش استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها اشاره کردیم. مناسب است که در اینبخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیشگفتار دروس شرحالمشاعر آمده است: «در غیبت…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دوازدهم و پایانی
🔸جمعبندی
با توجه به فرمایشهای بزرگان مکتب استبصار اعلی الله مقامهم که نقل گردید، این جمعبندی را درباره نگاه این مکتب به بیماریِ فراگیر ارائه میکنیم:
١. شرور (از جمله بیماریها) اَعدام نیستند بلکه تأصل و تحقق دارند. هرچند که تأصل آنها نسبت به خیرات، وجودی تبعی و وصفی است؛
٢. در تکوین، همه موجودات حتی بیماریها مخلوقات خدا هستند و مسئله خیر و شر در تکوین نیست. بلکه در تشریع و هنگام نسبتسنجی با اشیاء دیگر، به بعضی موجودات خیر و به بعضی شر اطلاق میشود؛
٣. بیماریها خبیث هستند؛ چراکه اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثهاند که به آنها تعلق گرفتهاند. و گاهی از این ارواح به شیاطین تعبیر آورده شده است و همه اینها از جهت ماهیت و شیطان است؛
۴. ما به قضاء الهی و تقدیرات او راضی هستیم، اما به طور مطلق به مَقضیها رضایت نداریم. زیرا ممکن است مقضی مبغوض خدا باشد یا نحوست یا خباثت داشته باشد.
در بحث ما (بیماری کرونا) نیز ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما به خود کرونا راضی نیستیم و از آن متنفریم و از خداوند میخواهیم ما و همه برادران و خواهران ایمانی را از شرّ آن محافظت بفرماید؛
۵. امام علیهالسلام برای اجرای اراده الهی، گاهی کفار و شیاطین را هم وسیله قرار می دهند تا تقدیر الهی را ظاهر گردانند و لزومی هم ندارد که آن کافر بداند یا قابلیتِ شرعی داشته باشد.
با توجه به خباثتِ بیماریِ فراگیر، مانعی ندارد که یک خبیث، وسیله اجرای فرمان الهی باشد و لازمه این برنامه احترام گذاردن به آن کافر یا شیطان نیست.
در پایان مناسب است که حدیث عبدالله بن شداد را نقل نماییم تا ختام بحث ما مِسک باشد:
فی کتاب محمد بن شاذان بن نُعَیْم بخطّه، روى عن حمران بن اَعْیَن، انه قال سمعت اباعبداللَّه علیهالسلام یُحدّث عن آبائه علیهمالسلام انّ رجلاً کان من شیعة امیرالمؤمنین علیهالسلام مریضاً شدید الحُمّىٰ، فعاده الحسین بن علی علیهماالسلام فلمّا دخل باب الدّار طارت الحُمّى عن الرجل، فقال له: قد رضیت بما اوتیتم به حقّاً حقّاً و الحُمّی تهرب منکم. فقال: واللَّه ماخلق اللَّه شیئاً الّا و قد امره بالطاعة لنا، یا کَبّاسَةُ قال: فاذا نحن نسمع الصوت و لانرى الشخص یقول: لبّیک. قال: أ لیس امیرالمؤمنین امرک الّاتقربی الّا عدوّاً او مذنباً لکیتکون کفّارة لذنوبه، فما بال هذا؟ و کان الرجل المریض عبداللَّه بن شدّاد بن الهاد اللَّیثیّ.
(حمران بن اعین روایت کرده است که گفت: از حضرت صادق علیهالسلام شنیدم که از پدرانشان نقل میفرمودند که شخصی از شیعیان امیرالمؤمنین علیهالسلام دچار بیماری و تبِ شدید بود. امامحسین علیهالسلام او را عیادت کردند.
تا از در خانه وارد شدند، تب از آن شخص دور شد. آن شخص گفت بهراستی و درستی به آنچه به شما داده شده اذعان دارم و تب از شما فرار میکند.
امام فرمودند: بهخدا سوگند خدا چیزی را خلق نکرده مگر آنکه به اطاعت از ما امرش کرده است. ای کَبّاسه (تب). راوی میگوید: ما صدایی را میشنیدیم که میگفت لبیک، و کسی را نمیدیدیم.
حضرت فرمودند: آیا امیرالمؤمنین تو را امر نکرده است که نزدیک نشوی مگر به دشمن یا گناهکار تا کفاره گناهان او باشد. پس چرا این شخص؟ و آن شخص عبدالله بن شداد بود.)
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دوازدهم و پایانی
🔸جمعبندی
با توجه به فرمایشهای بزرگان مکتب استبصار اعلی الله مقامهم که نقل گردید، این جمعبندی را درباره نگاه این مکتب به بیماریِ فراگیر ارائه میکنیم:
١. شرور (از جمله بیماریها) اَعدام نیستند بلکه تأصل و تحقق دارند. هرچند که تأصل آنها نسبت به خیرات، وجودی تبعی و وصفی است؛
٢. در تکوین، همه موجودات حتی بیماریها مخلوقات خدا هستند و مسئله خیر و شر در تکوین نیست. بلکه در تشریع و هنگام نسبتسنجی با اشیاء دیگر، به بعضی موجودات خیر و به بعضی شر اطلاق میشود؛
٣. بیماریها خبیث هستند؛ چراکه اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثهاند که به آنها تعلق گرفتهاند. و گاهی از این ارواح به شیاطین تعبیر آورده شده است و همه اینها از جهت ماهیت و شیطان است؛
۴. ما به قضاء الهی و تقدیرات او راضی هستیم، اما به طور مطلق به مَقضیها رضایت نداریم. زیرا ممکن است مقضی مبغوض خدا باشد یا نحوست یا خباثت داشته باشد.
در بحث ما (بیماری کرونا) نیز ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما به خود کرونا راضی نیستیم و از آن متنفریم و از خداوند میخواهیم ما و همه برادران و خواهران ایمانی را از شرّ آن محافظت بفرماید؛
۵. امام علیهالسلام برای اجرای اراده الهی، گاهی کفار و شیاطین را هم وسیله قرار می دهند تا تقدیر الهی را ظاهر گردانند و لزومی هم ندارد که آن کافر بداند یا قابلیتِ شرعی داشته باشد.
با توجه به خباثتِ بیماریِ فراگیر، مانعی ندارد که یک خبیث، وسیله اجرای فرمان الهی باشد و لازمه این برنامه احترام گذاردن به آن کافر یا شیطان نیست.
در پایان مناسب است که حدیث عبدالله بن شداد را نقل نماییم تا ختام بحث ما مِسک باشد:
فی کتاب محمد بن شاذان بن نُعَیْم بخطّه، روى عن حمران بن اَعْیَن، انه قال سمعت اباعبداللَّه علیهالسلام یُحدّث عن آبائه علیهمالسلام انّ رجلاً کان من شیعة امیرالمؤمنین علیهالسلام مریضاً شدید الحُمّىٰ، فعاده الحسین بن علی علیهماالسلام فلمّا دخل باب الدّار طارت الحُمّى عن الرجل، فقال له: قد رضیت بما اوتیتم به حقّاً حقّاً و الحُمّی تهرب منکم. فقال: واللَّه ماخلق اللَّه شیئاً الّا و قد امره بالطاعة لنا، یا کَبّاسَةُ قال: فاذا نحن نسمع الصوت و لانرى الشخص یقول: لبّیک. قال: أ لیس امیرالمؤمنین امرک الّاتقربی الّا عدوّاً او مذنباً لکیتکون کفّارة لذنوبه، فما بال هذا؟ و کان الرجل المریض عبداللَّه بن شدّاد بن الهاد اللَّیثیّ.
(حمران بن اعین روایت کرده است که گفت: از حضرت صادق علیهالسلام شنیدم که از پدرانشان نقل میفرمودند که شخصی از شیعیان امیرالمؤمنین علیهالسلام دچار بیماری و تبِ شدید بود. امامحسین علیهالسلام او را عیادت کردند.
تا از در خانه وارد شدند، تب از آن شخص دور شد. آن شخص گفت بهراستی و درستی به آنچه به شما داده شده اذعان دارم و تب از شما فرار میکند.
امام فرمودند: بهخدا سوگند خدا چیزی را خلق نکرده مگر آنکه به اطاعت از ما امرش کرده است. ای کَبّاسه (تب). راوی میگوید: ما صدایی را میشنیدیم که میگفت لبیک، و کسی را نمیدیدیم.
حضرت فرمودند: آیا امیرالمؤمنین تو را امر نکرده است که نزدیک نشوی مگر به دشمن یا گناهکار تا کفاره گناهان او باشد. پس چرا این شخص؟ و آن شخص عبدالله بن شداد بود.)
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
@AghayedNet
🔺کتاب شرح الفیه، در تملک فرزند و نوه شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه
عبارات تملک:
بسمالله
دخل فی حیازة الفقیر المسکین حسن بن احمد ابن زینالدین الهجری فی اوائل جمادیالثانیة سنة ١٢٣٠
سجع خاتم: حسن بن احمد زینالدین
بسم الله الرحمن الرحیم
انتقل فی ملک علی بن المرحوم الشیخ حسن بن الشيخ أحمد بن زینالدین الأحسائی
@AghayedNet
عبارات تملک:
بسمالله
دخل فی حیازة الفقیر المسکین حسن بن احمد ابن زینالدین الهجری فی اوائل جمادیالثانیة سنة ١٢٣٠
سجع خاتم: حسن بن احمد زینالدین
بسم الله الرحمن الرحیم
انتقل فی ملک علی بن المرحوم الشیخ حسن بن الشيخ أحمد بن زینالدین الأحسائی
@AghayedNet