AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش ششم تمام خیرات و طاعات بالله و منالله است و از جهتِ «وجودِ» اشیاء و اشخاص است و اصالت دارد. و تمام شرور و معاصی، از خدا نیست و نسبت به «ماهیت» دارد. بالله است و منالله نیست.…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هفتم
دامنه گفتار در زمینه «شرور» را ضیقتر کنیم و به بیماریها که یکی از مصادیق شرور است بپردازیم.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب حقایقالطب، باب مستقلی را به موضوع بیماریها اختصاص دادهاند و درباره حقیقت آن بحث کردهاند (الباب التاسع فی حقیقة الامراض).
ایشان بررسی فرمودهاند که اخلاطِ فاسدی که در معده، کبد، قلب، مغز و سایر اعضاء پدید میآید، موجب بیماریهاست. زیرا ارواح ناقصی از جنس همانها به آنها تعلق میگیرد. این ارواح، شیاطینی هستند از عرصههای مختلف، از جمادیت یا نباتیت یا حیوانیت؛ «و تلک الارواح هی حقیقة الامراض و اصلها».
و در توضیح بیشتر میفرمایند:
«و لذا نری اصحاب العزایم و النیرنجات یقولون ان الامراض کلها ارواح خبیثة و یعالجونها بالرقی و الالواح و العزایم و سایر اعمالهم و الاطباء الغافلون عن الحقایق الذین یعلمون الظواهر یقولون انها اخلاط ردیة.
فالاطباء یرون اسفلها و اولئک یرون اعلیها و لذا ورد فی الشرع ان الحمی هی امملدم و اسمها کباسة و کانت تکلم الامام.
و ان جمیع الشرور و المعاصی من الشیطان لعنهالله و هو حق لا مریة فیه و علم من ذلک ان بعدد جمیع الشرور التی فی الانسان فیه شیطاناً موکلاً به و هو الذی یزینه له البتة.
و هذه الشیاطین لهم صور ناقصة فان تلک المواد فی البدن واقفة علی حسب طباعها من غیر مانع و تقتضی صورة من الصور الناقصة فان کانت نباتیة فنبات خبیث معوج و ان کانت حیوانیة فحیوان خبیث ناقص معوج و ان کانت جنیة فجن خبیث مشوه و ان کانت انسانیة فانسان خبیث مشوه معوج فانها وجودات ناقصة اقتضت ارواحاً ناقصة.
فعلم من ذلک ان جمیع الامراض الحادثة فی الانسان و الاخلاق و الاحوال و الافعال الردیة کلها من الشیاطین و وساوسها.»
(حاصل معنی: ازاینرو میبینیم صاحبان عزایم و نیرنگها میگویند که همه بیماریها روحهای خبیثهاند و با رقیهها و لوحها و عزایم و دیگر برنامههایشان آنها را معالجه میکنند و پزشکان از حقایق غافلند، پزشکانی که فقط ظواهر و پوستهها را میبینند.
آنها فقط میگویند بیماریها خلطهای فاسد است. آنها اسفل و ظاهرِ بیماریها را میبینند و صاحبان عزایم اعلی و غیب آن را میبینند. ازاینجهت در شریعت رسیده که تب «اممِلدَم» است و نامش «کَبّاسه» است و با امام سخن میگفت.
همه شرور و معصیتها از شیطان لعنهالله است و این سخن حقی است که تردیدی در آن نیست. از این مطلب دانسته شد که به عدد همه شروری که در انسان است، شیطانی در اوست که موکل به آن است و البته هموست که برای او زینت میدهد.
و این شیاطین صورتهای ناقصی دارند؛ چراکه آن مواد فاسد در بدن، بهحسب طبعی که دارند، بدون هیچ مانعی در بدن قرار گرفتهاند و صورتی از صورتهای ناقص را اقتضاء کردهاند. اگر نباتی است، نبات خبیث کجی را اقتضا کرده. و اگر حیوانی است، حیوانِ خبیثِ ناقصِ کجی را مناسب است. و اگر جنّی است، جن خبیث مشوّه در خلقت را و اگر انسانی است، انسانِ خبیثِ مشوهالخلقه و معوج را اقتضاء کرده. زیرا آنها وجودهای ناقصی هستند که ارواح ناقصی را ایجاب کردهاند.
از همه این مطالب دانسته شد همه بیماریهایی که در انسان پدید میآید و همچنین اخلاق و احوال و کارهای پست، همه از شیاطین و وسوسههای آنها است.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هفتم
دامنه گفتار در زمینه «شرور» را ضیقتر کنیم و به بیماریها که یکی از مصادیق شرور است بپردازیم.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب حقایقالطب، باب مستقلی را به موضوع بیماریها اختصاص دادهاند و درباره حقیقت آن بحث کردهاند (الباب التاسع فی حقیقة الامراض).
ایشان بررسی فرمودهاند که اخلاطِ فاسدی که در معده، کبد، قلب، مغز و سایر اعضاء پدید میآید، موجب بیماریهاست. زیرا ارواح ناقصی از جنس همانها به آنها تعلق میگیرد. این ارواح، شیاطینی هستند از عرصههای مختلف، از جمادیت یا نباتیت یا حیوانیت؛ «و تلک الارواح هی حقیقة الامراض و اصلها».
و در توضیح بیشتر میفرمایند:
«و لذا نری اصحاب العزایم و النیرنجات یقولون ان الامراض کلها ارواح خبیثة و یعالجونها بالرقی و الالواح و العزایم و سایر اعمالهم و الاطباء الغافلون عن الحقایق الذین یعلمون الظواهر یقولون انها اخلاط ردیة.
فالاطباء یرون اسفلها و اولئک یرون اعلیها و لذا ورد فی الشرع ان الحمی هی امملدم و اسمها کباسة و کانت تکلم الامام.
و ان جمیع الشرور و المعاصی من الشیطان لعنهالله و هو حق لا مریة فیه و علم من ذلک ان بعدد جمیع الشرور التی فی الانسان فیه شیطاناً موکلاً به و هو الذی یزینه له البتة.
و هذه الشیاطین لهم صور ناقصة فان تلک المواد فی البدن واقفة علی حسب طباعها من غیر مانع و تقتضی صورة من الصور الناقصة فان کانت نباتیة فنبات خبیث معوج و ان کانت حیوانیة فحیوان خبیث ناقص معوج و ان کانت جنیة فجن خبیث مشوه و ان کانت انسانیة فانسان خبیث مشوه معوج فانها وجودات ناقصة اقتضت ارواحاً ناقصة.
فعلم من ذلک ان جمیع الامراض الحادثة فی الانسان و الاخلاق و الاحوال و الافعال الردیة کلها من الشیاطین و وساوسها.»
(حاصل معنی: ازاینرو میبینیم صاحبان عزایم و نیرنگها میگویند که همه بیماریها روحهای خبیثهاند و با رقیهها و لوحها و عزایم و دیگر برنامههایشان آنها را معالجه میکنند و پزشکان از حقایق غافلند، پزشکانی که فقط ظواهر و پوستهها را میبینند.
آنها فقط میگویند بیماریها خلطهای فاسد است. آنها اسفل و ظاهرِ بیماریها را میبینند و صاحبان عزایم اعلی و غیب آن را میبینند. ازاینجهت در شریعت رسیده که تب «اممِلدَم» است و نامش «کَبّاسه» است و با امام سخن میگفت.
همه شرور و معصیتها از شیطان لعنهالله است و این سخن حقی است که تردیدی در آن نیست. از این مطلب دانسته شد که به عدد همه شروری که در انسان است، شیطانی در اوست که موکل به آن است و البته هموست که برای او زینت میدهد.
و این شیاطین صورتهای ناقصی دارند؛ چراکه آن مواد فاسد در بدن، بهحسب طبعی که دارند، بدون هیچ مانعی در بدن قرار گرفتهاند و صورتی از صورتهای ناقص را اقتضاء کردهاند. اگر نباتی است، نبات خبیث کجی را اقتضا کرده. و اگر حیوانی است، حیوانِ خبیثِ ناقصِ کجی را مناسب است. و اگر جنّی است، جن خبیث مشوّه در خلقت را و اگر انسانی است، انسانِ خبیثِ مشوهالخلقه و معوج را اقتضاء کرده. زیرا آنها وجودهای ناقصی هستند که ارواح ناقصی را ایجاب کردهاند.
از همه این مطالب دانسته شد همه بیماریهایی که در انسان پدید میآید و همچنین اخلاق و احوال و کارهای پست، همه از شیاطین و وسوسههای آنها است.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الاول نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺تصویر دستخط نویافتهای از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸رساله منتشرنشده، در اقسام طلاق و احکام و شرایط آن
@AghayedNet
🔸رساله منتشرنشده، در اقسام طلاق و احکام و شرایط آن
@AghayedNet
✔️صد دُر به اِشارَتی بِسُفتی
🔹تأملاتی بر کلام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
🔸درباره اشارات دست و بدنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله
حدیثی است مفصل درباره حالات رسول خدا صلی الله علیه و آله و در بخشی از این حدیث، درباره اشارات دست آن بزرگوار تعبیراتی آمده است. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در رسالهای مستقل درباره این اشارات شرحی مختصر نگاشتهاند و حقایق، معارف، عقاید و فضائلی را درباره رسول خدا بیان فرمودهاند. محور اصلی این نگاشته این حدیث و شرح شیخ مرحوم اع است و فراخور موضوع، مقدمتاً به مطالبی اشاره میکنیم.
🔸برای مطالعه، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/eshaaraat/
🔹تأملاتی بر کلام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
🔸درباره اشارات دست و بدنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله
حدیثی است مفصل درباره حالات رسول خدا صلی الله علیه و آله و در بخشی از این حدیث، درباره اشارات دست آن بزرگوار تعبیراتی آمده است. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در رسالهای مستقل درباره این اشارات شرحی مختصر نگاشتهاند و حقایق، معارف، عقاید و فضائلی را درباره رسول خدا بیان فرمودهاند. محور اصلی این نگاشته این حدیث و شرح شیخ مرحوم اع است و فراخور موضوع، مقدمتاً به مطالبی اشاره میکنیم.
🔸برای مطالعه، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/eshaaraat/
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش هفتم دامنه گفتار در زمینه «شرور» را ضیقتر کنیم و به بیماریها که یکی از مصادیق شرور است بپردازیم. مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب حقایقالطب، باب مستقلی…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هشتم
تعبیر «خُبث» و «خبیث» که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای بیماریها بیان فرمودهاند در شرعیات است و در هنگامِ نسبت با اشیاء دیگر. وگرنه در تکوین یا هنگام عدم ارتباط اشیاء با هم، از این تعبیر استفاده نمیشود. این بزرگوار در موضعی میفرمایند:
«اعلم ان حقایق الاشیاء من حیث انفسها لیس فیها خیر و لا شر و انما الخیر و الشر فیها لاجل قراناتها.»
ازاینرو در کتاب الفطرةالسلیمة میفرمایند:
«الّا انه للخبث و الطیب مقامان مقام شرعی و مقام کونی اما الخبیث الشرعی فلایجوز حمله علیهم فی الشرع فانه لیس منهم و لا الیهم بل من اعدائهم قال علیه السلام: نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و اعداؤنا اصل کل شر و من فروعهم کل فاحشه و اما فی الکون فلا خبث لشیء و انما الکل قد اطاعت امر الله و امنت به و اسلمت له لایوجد شیء غیر مومن مسلم.»
(برای خُبث و طیب دو مقام است، مقامی شرعی و مقام تکوینی. اما خبیث شرعی، پس حمل آن بر ائمه علیهم السلام جایز نیست چراکه از ایشان نیست و بهسوی ایشان نیز باز نمیگردد بلکه از اعداء ایشان است. امام علیه السلام فرمود: ما اصل هر خیر هستیم و از فروع ماست هر نیکی. و دشمنان ما اصل هر شری هستند و از فروع ایشان است هر فاحشهای.
اما در عرصه تکوین، خُبثی برای چیزی نیست و همه در تکوین اطاعت امر خدا را کردهاند و به او ایمان آورده و تسلیم اویند و در عرصه تکوین غیرِ مؤمنِ مسلم یافت نمیشود.)
پس بیماریها (=شرور) خبیث هستند و ارواحی که به بیماریها تعلق گرفته، ارواح ناقص و شیطانی است (چه جمادی و چه نباتی و...).
از دیدگاه مکتب استبصار، در عرصه «تکوین»، خیر و شر معنی ندارد. بلکه همه در عرصه تکوین، خلقِ خدا و همه فرمانبردار و همه تسبیحکننده خدا هستند. و اگر برای تفهیم و تفهم و تعلیم و تعلم ناچار باشیم که تعبیری بیاوریم، میگوییم: در عرصه تکوین جز «خیر» چیزی نیست. هر چیزی در جای خود آیه و نشانه خداییِ خدا و نشانه صفات کمالیه اوست. ازاینرو حکماء گفتهاند: «لیس الّا الله و صفاته و اسماؤه».
با این توضیح که آنچه واقعیت دارد بهطور اصلی و اولی، همان ظهور اصلی و اولی خداست و صفات و اسماء حقیقی و واقعی خدا که مترتب بر آن ظهورند و آثار این صفات و اسماء که به آن صفات و اسماء بستگی داشته و به فعل خدا برپا هستند و همه آیات و نشانههای خدا و نشانههای آن صفات و اسماء خدا هستند بهطوری که عارفان گفتهاند: «لایُریٰ فیها نور الّا نورک و لایُسمَع فیها صوت الّا صوتک».
بنابراین در عرصه تکوین، جز «خیر» چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست. ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هشتم
تعبیر «خُبث» و «خبیث» که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای بیماریها بیان فرمودهاند در شرعیات است و در هنگامِ نسبت با اشیاء دیگر. وگرنه در تکوین یا هنگام عدم ارتباط اشیاء با هم، از این تعبیر استفاده نمیشود. این بزرگوار در موضعی میفرمایند:
«اعلم ان حقایق الاشیاء من حیث انفسها لیس فیها خیر و لا شر و انما الخیر و الشر فیها لاجل قراناتها.»
ازاینرو در کتاب الفطرةالسلیمة میفرمایند:
«الّا انه للخبث و الطیب مقامان مقام شرعی و مقام کونی اما الخبیث الشرعی فلایجوز حمله علیهم فی الشرع فانه لیس منهم و لا الیهم بل من اعدائهم قال علیه السلام: نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و اعداؤنا اصل کل شر و من فروعهم کل فاحشه و اما فی الکون فلا خبث لشیء و انما الکل قد اطاعت امر الله و امنت به و اسلمت له لایوجد شیء غیر مومن مسلم.»
(برای خُبث و طیب دو مقام است، مقامی شرعی و مقام تکوینی. اما خبیث شرعی، پس حمل آن بر ائمه علیهم السلام جایز نیست چراکه از ایشان نیست و بهسوی ایشان نیز باز نمیگردد بلکه از اعداء ایشان است. امام علیه السلام فرمود: ما اصل هر خیر هستیم و از فروع ماست هر نیکی. و دشمنان ما اصل هر شری هستند و از فروع ایشان است هر فاحشهای.
اما در عرصه تکوین، خُبثی برای چیزی نیست و همه در تکوین اطاعت امر خدا را کردهاند و به او ایمان آورده و تسلیم اویند و در عرصه تکوین غیرِ مؤمنِ مسلم یافت نمیشود.)
پس بیماریها (=شرور) خبیث هستند و ارواحی که به بیماریها تعلق گرفته، ارواح ناقص و شیطانی است (چه جمادی و چه نباتی و...).
از دیدگاه مکتب استبصار، در عرصه «تکوین»، خیر و شر معنی ندارد. بلکه همه در عرصه تکوین، خلقِ خدا و همه فرمانبردار و همه تسبیحکننده خدا هستند. و اگر برای تفهیم و تفهم و تعلیم و تعلم ناچار باشیم که تعبیری بیاوریم، میگوییم: در عرصه تکوین جز «خیر» چیزی نیست. هر چیزی در جای خود آیه و نشانه خداییِ خدا و نشانه صفات کمالیه اوست. ازاینرو حکماء گفتهاند: «لیس الّا الله و صفاته و اسماؤه».
با این توضیح که آنچه واقعیت دارد بهطور اصلی و اولی، همان ظهور اصلی و اولی خداست و صفات و اسماء حقیقی و واقعی خدا که مترتب بر آن ظهورند و آثار این صفات و اسماء که به آن صفات و اسماء بستگی داشته و به فعل خدا برپا هستند و همه آیات و نشانههای خدا و نشانههای آن صفات و اسماء خدا هستند بهطوری که عارفان گفتهاند: «لایُریٰ فیها نور الّا نورک و لایُسمَع فیها صوت الّا صوتک».
بنابراین در عرصه تکوین، جز «خیر» چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست. ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️خوراکِ آلوده
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش اول
چهار سال قبل، هنگامه انتخابات آمریکا، در نجف اشرف بهسر میبردیم. هماتاقی که از قضا مدیر کاروان هم بود و ناآشنا با تعالیم مکتبی، سر بر صفحه گوشی خم کرده و انتخابات را رصد میکرد و با گزارشهای لحظهبهلحظه، برای مطالعه من پارازیت میفرستاد و بالاجبار باید چیزکی پاسخ میدادم: عجب، تعجب است، بله، درست... و چندین و چند لفظ دیگر. آن شبوروز به سختی گذشت. هر زمان که در هتل بودیم، باید این گزارشها را تحمل میکردم.
از دیروز که موج انتخابات جدید آمریکا آغاز شده و هرگاه صفحه گوشی را روشن میکنیم خبرها از همه سمت یورش میآورد، این خاطره بهیادم آمد.
این همراهیِ با این انتخابات، نشاندهنده این است که حتی مؤمنان هم با «سیلِ» فضای مجازی همراه میشوند. از مقاومتِ ایمانی کاسته شده و سرگرمی حرف اول را میزند. مهم نیست که یک شبانهروز از عُمرم گذشت، یا دو شبانهروز یا حتی بیشتر، اما مهم است که بدانم در فلانایالتِ آمریکا، رأی با کیست.
همراهیِ با انتخابات، موضوعی است که پُررنگ شده است. و گرنه مؤمنان با نوعِ موجهای فضای مجازی همراهی کرده و حتی چالشها را دنبال میکنند.
اینجا نمیخواهیم از این سخن بگوییم که این همراهی، «همدلی» را هم خواهد آورد. کسی که عُمر خود را برای موضوعی خرج میکند، یعنی «همدل» است که این گوهر گرانبها را به این آسانی دور میریزد. اگر به «زبان قال» بگوید همدل نیستم، «زبان حالِ» او مکذّبِ اوست.
همچنین به یادآوری نیازی نیست که همه این پیگیریها، مصداقِ «خوراک آلوده» است. خدا میفرماید: فلیَنظُرِ الانسان الی طعامه. یعنی انسان به علمی که فرا میگیرد، نگران باشد. همه آنچه از راهِ چشم و گوش وارد کالبد و روح ما میشود و فرا میگیریم، خوراکِ ماست. یا این خوراک، کِرمهای کثیف است یا طعامی پاکیزه و نظیف. دیدهاید گاهی از بس در فضای مجازی سُر خوردهاید که وقتی به خود میآیید، سَرِتان سنگین است از این کِرمهای بیخودی.
اینجا نمیخواهیم نصیحت کنیم یا توبیخ یا سرزنش یا... .
اینجا صرفاً میخواهیم متذکر شویم که حالِ امروزِ ما با خطکشیهای مکتبی، چهمقدار فاصله دارد... .
در مکتب، مراجعه به اخبارِ روز، مرزبندی شده است و باید به کلیاتی از خبرها اکتفا نمود. اما غرقشدن در این فضا، بهشدت مذمت شده است. معاشرت با اهلباطل را فرمودهاند دو گونه است: یا مستقیماً شخص با اهل باطل نشستوبرخاست کند یا اینکه وقت خود را با تلویزیون و فیلمها و روزنامهها و فوتبالها و... پُر کند.
بیش از سیسال قبل برای ما در منابر فرمودهاند تعجب است از کسی که صبحبهصبح با وَلَع روزنامهها را ورق میزند... گویا به معشوق خود رسیده است.
امروز بهجای روزنامه، فضای مجازی نشسته است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش اول
چهار سال قبل، هنگامه انتخابات آمریکا، در نجف اشرف بهسر میبردیم. هماتاقی که از قضا مدیر کاروان هم بود و ناآشنا با تعالیم مکتبی، سر بر صفحه گوشی خم کرده و انتخابات را رصد میکرد و با گزارشهای لحظهبهلحظه، برای مطالعه من پارازیت میفرستاد و بالاجبار باید چیزکی پاسخ میدادم: عجب، تعجب است، بله، درست... و چندین و چند لفظ دیگر. آن شبوروز به سختی گذشت. هر زمان که در هتل بودیم، باید این گزارشها را تحمل میکردم.
از دیروز که موج انتخابات جدید آمریکا آغاز شده و هرگاه صفحه گوشی را روشن میکنیم خبرها از همه سمت یورش میآورد، این خاطره بهیادم آمد.
این همراهیِ با این انتخابات، نشاندهنده این است که حتی مؤمنان هم با «سیلِ» فضای مجازی همراه میشوند. از مقاومتِ ایمانی کاسته شده و سرگرمی حرف اول را میزند. مهم نیست که یک شبانهروز از عُمرم گذشت، یا دو شبانهروز یا حتی بیشتر، اما مهم است که بدانم در فلانایالتِ آمریکا، رأی با کیست.
همراهیِ با انتخابات، موضوعی است که پُررنگ شده است. و گرنه مؤمنان با نوعِ موجهای فضای مجازی همراهی کرده و حتی چالشها را دنبال میکنند.
اینجا نمیخواهیم از این سخن بگوییم که این همراهی، «همدلی» را هم خواهد آورد. کسی که عُمر خود را برای موضوعی خرج میکند، یعنی «همدل» است که این گوهر گرانبها را به این آسانی دور میریزد. اگر به «زبان قال» بگوید همدل نیستم، «زبان حالِ» او مکذّبِ اوست.
همچنین به یادآوری نیازی نیست که همه این پیگیریها، مصداقِ «خوراک آلوده» است. خدا میفرماید: فلیَنظُرِ الانسان الی طعامه. یعنی انسان به علمی که فرا میگیرد، نگران باشد. همه آنچه از راهِ چشم و گوش وارد کالبد و روح ما میشود و فرا میگیریم، خوراکِ ماست. یا این خوراک، کِرمهای کثیف است یا طعامی پاکیزه و نظیف. دیدهاید گاهی از بس در فضای مجازی سُر خوردهاید که وقتی به خود میآیید، سَرِتان سنگین است از این کِرمهای بیخودی.
اینجا نمیخواهیم نصیحت کنیم یا توبیخ یا سرزنش یا... .
اینجا صرفاً میخواهیم متذکر شویم که حالِ امروزِ ما با خطکشیهای مکتبی، چهمقدار فاصله دارد... .
در مکتب، مراجعه به اخبارِ روز، مرزبندی شده است و باید به کلیاتی از خبرها اکتفا نمود. اما غرقشدن در این فضا، بهشدت مذمت شده است. معاشرت با اهلباطل را فرمودهاند دو گونه است: یا مستقیماً شخص با اهل باطل نشستوبرخاست کند یا اینکه وقت خود را با تلویزیون و فیلمها و روزنامهها و فوتبالها و... پُر کند.
بیش از سیسال قبل برای ما در منابر فرمودهاند تعجب است از کسی که صبحبهصبح با وَلَع روزنامهها را ورق میزند... گویا به معشوق خود رسیده است.
امروز بهجای روزنامه، فضای مجازی نشسته است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️خوراکِ آلوده
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش دوم
میفرمایند:
«اینها همهاش مجالست با اهل باطل است. با خودش نگوید من که در میان آنها نیستم، فقط در صفحه تلویزیون میبینم یا مثلاً در رادیو میشنوم یا در روزنامه میخوانم. فرق نمیکند، تمام اینها مثل معاشرت و مجالست با اهل باطل است.
وجود انسان از این بطالتها پر میشود و عقل ضعیف میشود. اصلا بطالت عقل را ضعیف میکند و از آنطرف نفس اماره در آنچه که نباید قوت بگیرد قوی میشود.
آنوقت شهوتها، تمایلات، معاصی، اینها همه از انسان سرمیزند. از مقام قرب الهی دور میشود، از رحمت خدایی دور میشود و خودش هم نمیفهمد چه چیز باعث این دوری و کدورت شده؟! چه چیز سبب این همه بلا و مشقت شده؟! همین امور.
تو سفیه شدهای و خودت هم نمیفهمی. تو از مجالست با اهل باطل لذت بردهای، حال به هرطور که باشد. لذت که بردی، نفس اماره تو قوت پیدا کرده و عقلت ضعیف شده. چه میخواهی؟! انتظار چه لطفی و کرمی از خدا داری؟!» (نماز، ج١، ص١۴٣)
مکتب، بهطور مطلق مراجعه به اَخبار روز را ردّ نکرده است؛ اما برای همان مراجعه اندک هم خطکشی قرارداده است. اگر هم بزرگان دین اعلی الله مقامهم احیاناً به روزنامهای مراجعه میکردهاند، برای مسیر حق بوده است و استفادههای معرفتی بردهاند.
جالب است که اشاره کنیم مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ فَصدِ یک حیوان را نقل کرده و میفرمایند در روزنامه دیدهاند و استفاده معرفتیِ خود را مطرح میفرمایند:
«و این مطلب را فرنگیها میگویند. فرنگیها یکوقتی فصد کردند سگی را و این حکایت توی روزنامهها بود دیگر خدا میداند واقع هم شده یا نشده... این حکایت را خودم توی روزنامههای آنها دیدم نوشته بود... .» (درس روز شنبه، ٣ ذوالقعده ١٣٠٧)
یا مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه که بر اَخبارِ پزشکانِ معاصرِ خود آگاه بودند، برای وقتگذرانی و اتلاف عُمر نبوده است (کاری که امروز در فضای مجازی مرتکب میشویم) بلکه برای بررسی و نقدِ آن و ارائه تحلیل بوده است.
بههرروی آنچه در این نوشتار در پی آن بودیم، از جنس نصیحت نبود؛ چراکه مؤمنان خود، آگاهند. صرفاً خواستیم بگوییم که در سیلِ فضای مجازی همچون پرِ کاهی شدهایم و باید درباره نزدیکشدن به معیارهای مکتبی بیندیشیم... .
البته میدانیم تمام این لحظات و دقایق در لوح اعمالمان بایگانی میشود و در حال احتضار همه آنها را مرور خواهیم کرد و هنگام حسرتها آغاز میگردد. امیرالمؤمنین علیهالسلام از آن حالت خبر دادند و فرمودند: یُفَکِّرُ فِیمَ أَفْنَی عُمُرَهُ وَ فِیمَ أَذْهَبَ دَهْرَه.
برای ما مهم این است که در اینگونه جریانها متذکر باشیم که پشت پرده هرگونه عزل و نصبی بستگی دارد به اسم المدبر خداوند متعال حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن علیهماالسلام و عجل الله فرجه الشریف المبارک. امیدواریم از برکات آن بزرگوار علیهالسلام خیر حق و اهلحق رقم بخورد ان شاء الله العزیز الکریم الرحیم.
٢٠ ربیعالاول ١۴۴٢
@AghayedNet
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش دوم
میفرمایند:
«اینها همهاش مجالست با اهل باطل است. با خودش نگوید من که در میان آنها نیستم، فقط در صفحه تلویزیون میبینم یا مثلاً در رادیو میشنوم یا در روزنامه میخوانم. فرق نمیکند، تمام اینها مثل معاشرت و مجالست با اهل باطل است.
وجود انسان از این بطالتها پر میشود و عقل ضعیف میشود. اصلا بطالت عقل را ضعیف میکند و از آنطرف نفس اماره در آنچه که نباید قوت بگیرد قوی میشود.
آنوقت شهوتها، تمایلات، معاصی، اینها همه از انسان سرمیزند. از مقام قرب الهی دور میشود، از رحمت خدایی دور میشود و خودش هم نمیفهمد چه چیز باعث این دوری و کدورت شده؟! چه چیز سبب این همه بلا و مشقت شده؟! همین امور.
تو سفیه شدهای و خودت هم نمیفهمی. تو از مجالست با اهل باطل لذت بردهای، حال به هرطور که باشد. لذت که بردی، نفس اماره تو قوت پیدا کرده و عقلت ضعیف شده. چه میخواهی؟! انتظار چه لطفی و کرمی از خدا داری؟!» (نماز، ج١، ص١۴٣)
مکتب، بهطور مطلق مراجعه به اَخبار روز را ردّ نکرده است؛ اما برای همان مراجعه اندک هم خطکشی قرارداده است. اگر هم بزرگان دین اعلی الله مقامهم احیاناً به روزنامهای مراجعه میکردهاند، برای مسیر حق بوده است و استفادههای معرفتی بردهاند.
جالب است که اشاره کنیم مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ فَصدِ یک حیوان را نقل کرده و میفرمایند در روزنامه دیدهاند و استفاده معرفتیِ خود را مطرح میفرمایند:
«و این مطلب را فرنگیها میگویند. فرنگیها یکوقتی فصد کردند سگی را و این حکایت توی روزنامهها بود دیگر خدا میداند واقع هم شده یا نشده... این حکایت را خودم توی روزنامههای آنها دیدم نوشته بود... .» (درس روز شنبه، ٣ ذوالقعده ١٣٠٧)
یا مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه که بر اَخبارِ پزشکانِ معاصرِ خود آگاه بودند، برای وقتگذرانی و اتلاف عُمر نبوده است (کاری که امروز در فضای مجازی مرتکب میشویم) بلکه برای بررسی و نقدِ آن و ارائه تحلیل بوده است.
بههرروی آنچه در این نوشتار در پی آن بودیم، از جنس نصیحت نبود؛ چراکه مؤمنان خود، آگاهند. صرفاً خواستیم بگوییم که در سیلِ فضای مجازی همچون پرِ کاهی شدهایم و باید درباره نزدیکشدن به معیارهای مکتبی بیندیشیم... .
البته میدانیم تمام این لحظات و دقایق در لوح اعمالمان بایگانی میشود و در حال احتضار همه آنها را مرور خواهیم کرد و هنگام حسرتها آغاز میگردد. امیرالمؤمنین علیهالسلام از آن حالت خبر دادند و فرمودند: یُفَکِّرُ فِیمَ أَفْنَی عُمُرَهُ وَ فِیمَ أَذْهَبَ دَهْرَه.
برای ما مهم این است که در اینگونه جریانها متذکر باشیم که پشت پرده هرگونه عزل و نصبی بستگی دارد به اسم المدبر خداوند متعال حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن علیهماالسلام و عجل الله فرجه الشریف المبارک. امیدواریم از برکات آن بزرگوار علیهالسلام خیر حق و اهلحق رقم بخورد ان شاء الله العزیز الکریم الرحیم.
٢٠ ربیعالاول ١۴۴٢
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش هشتم تعبیر «خُبث» و «خبیث» که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای بیماریها بیان فرمودهاند در شرعیات است و در هنگامِ نسبت با اشیاء دیگر. وگرنه در تکوین یا…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش نُهم
در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست.
ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند. مقصود از عرصه تشریع عرصه «عمل و جزاء»، عرصه «ایمان و کفر»، عرصه «فرمانبرداری و پاداش و نافرمانی و کیفر» و عرصه «تکلیف و دعوت و شریعت» است؛
البته به مفهوم وسیع و گسترده آنها که مخصوص انسانها نبوده و همه مراتب خلق را شامل است. چراکه در جای خود ثابت شده که هر موجودی بهحسب خود شرعی داشته و مکلف به تکالیفی است و بالاخره یا مؤمن است یا کافر، یا مطیع است یا عاصی.
در نتیجه یا مستحق رحمت است یا مستحق نقمت و بهطور کلی یا در بهشت خود بهسر میبرد یا در جهنم خود، و ان جهنم لمحیطة بالکافرین.
عرصه تشریع، جای نمایان شدن مقتضای فضل خدا و مقتضای عدل خداست و محل بروز آثار صفات و اسماءِ فعلیِ مترتب بر ظهور «الرحیم» برای همه مؤمنان در همه مراتب خلق، و جای بروز آثار صفات و اسماء مترتب بر ظهور «المنتقم» نسبت به همه کافران در همه مراتب خلق است.
پس در عرصه شرع است که خیر و شر معنی و مورد و مصداق پیدا میکند و چیزی برای چیزی خیر یا شر میشود. مثلاً حیوان سگ برای انسان اگر با رطوبت با آن برخورد کند نجس است. ولی سگ برای خودش نجس نیست و خودش نباید از خودش اجتناب نماید. همچنین مار خودش برای خودش شر نیست. برای آن کسی که او را زهر میزند شر است و ازاینرو باید از آن دوری کرد و نزدیک آن نشد.
سایر ناشایستها هم برای خودشان ناشایست نبوده و برای غیر آنها (مثلاً انسان) ناشایستند که باید از آنها اجتناب شود و اگر اجتناب نشود، تبعاتی داشته و کیفر خواهد داشت.
پس بیماریها (از جمله بیماریِ فراگیرِ کرونا) از حیث شرع و در ارتباط با غیر خودش، خبیث نامیده میشود؛ گذشته از آنکه در روایت درباره بیماریِ مسریِ طاعون، تعبیر «رجز» بهکار رفته است: الطاعون رجز.
البته یادآوری میشود گرفتاریها و بلاها، دردها و رنجها، آسیبها و درماندگیها، برای مؤمنان یا وسیله ترقی آنها در درجات قرب و مدارج ایمان است یا کفاره گناهان آنان خواهد بود.
و برای کافر، کیفر کفر ورزیدن و نافرمانیهای آنان است. در بلاهای عمومی که مؤمنان و کافران را فرا میگیرد مانند زلزله، بیماریهای مسری، سیل، جنگها و... حکمتها و مصلحتهایی است که افکار و عقول نارسای بشری آنها را نمیفهمند.
ولی گذشته از آنها، برای مؤمنان شتاب بهسوی رحمتها و مغفرتها و نعمتهای بهتر و بالاتر بوده و برای کافران شتاب در کیفر آنهاست.
ازاینرو روایت شده است: ان طاعون عذاب لقوم و رحمة لآخرین و در روایتی: ان موت الطاعون شهادة که درباره مؤمنانی است که بدون اینکه زناکار باشند دچار طاعون شده و از دنیا بروند (زیرا یکی از اسباب طاعون شیوع زناست).
سید مرحوم در بخشی از شرح خود بر این حدیث شریف میفرمایند:
«این طاعون بهجهت شیعه رحمت است؛ زیراکه تکفیر میکند معصیت او را و بعد از آنکه این عالم را وداع کرد بهدار آخرت ملحق شد، هیچ ذنبی برایش باقی نماند...
بلکه تکدر و عذاب او را در دار دنیا که دار محنت و الم است قرار داد بهجهت لطف و رحمت. همچو بیمار که دواهای تلخ او را بنوشانند بهجهت تعاقب صحت دایم.
و اما حدیث ان موت الطاعون شهادة در حق شیعیانی است که علیالظاهر آن فعلِ موجب (=زنا) را به عمل نیاورده باشند و به اعتبار کونش در آن بلد به او سرایت کند شرّ اهلِ آن بلد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش نُهم
در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست.
ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند. مقصود از عرصه تشریع عرصه «عمل و جزاء»، عرصه «ایمان و کفر»، عرصه «فرمانبرداری و پاداش و نافرمانی و کیفر» و عرصه «تکلیف و دعوت و شریعت» است؛
البته به مفهوم وسیع و گسترده آنها که مخصوص انسانها نبوده و همه مراتب خلق را شامل است. چراکه در جای خود ثابت شده که هر موجودی بهحسب خود شرعی داشته و مکلف به تکالیفی است و بالاخره یا مؤمن است یا کافر، یا مطیع است یا عاصی.
در نتیجه یا مستحق رحمت است یا مستحق نقمت و بهطور کلی یا در بهشت خود بهسر میبرد یا در جهنم خود، و ان جهنم لمحیطة بالکافرین.
عرصه تشریع، جای نمایان شدن مقتضای فضل خدا و مقتضای عدل خداست و محل بروز آثار صفات و اسماءِ فعلیِ مترتب بر ظهور «الرحیم» برای همه مؤمنان در همه مراتب خلق، و جای بروز آثار صفات و اسماء مترتب بر ظهور «المنتقم» نسبت به همه کافران در همه مراتب خلق است.
پس در عرصه شرع است که خیر و شر معنی و مورد و مصداق پیدا میکند و چیزی برای چیزی خیر یا شر میشود. مثلاً حیوان سگ برای انسان اگر با رطوبت با آن برخورد کند نجس است. ولی سگ برای خودش نجس نیست و خودش نباید از خودش اجتناب نماید. همچنین مار خودش برای خودش شر نیست. برای آن کسی که او را زهر میزند شر است و ازاینرو باید از آن دوری کرد و نزدیک آن نشد.
سایر ناشایستها هم برای خودشان ناشایست نبوده و برای غیر آنها (مثلاً انسان) ناشایستند که باید از آنها اجتناب شود و اگر اجتناب نشود، تبعاتی داشته و کیفر خواهد داشت.
پس بیماریها (از جمله بیماریِ فراگیرِ کرونا) از حیث شرع و در ارتباط با غیر خودش، خبیث نامیده میشود؛ گذشته از آنکه در روایت درباره بیماریِ مسریِ طاعون، تعبیر «رجز» بهکار رفته است: الطاعون رجز.
البته یادآوری میشود گرفتاریها و بلاها، دردها و رنجها، آسیبها و درماندگیها، برای مؤمنان یا وسیله ترقی آنها در درجات قرب و مدارج ایمان است یا کفاره گناهان آنان خواهد بود.
و برای کافر، کیفر کفر ورزیدن و نافرمانیهای آنان است. در بلاهای عمومی که مؤمنان و کافران را فرا میگیرد مانند زلزله، بیماریهای مسری، سیل، جنگها و... حکمتها و مصلحتهایی است که افکار و عقول نارسای بشری آنها را نمیفهمند.
ولی گذشته از آنها، برای مؤمنان شتاب بهسوی رحمتها و مغفرتها و نعمتهای بهتر و بالاتر بوده و برای کافران شتاب در کیفر آنهاست.
ازاینرو روایت شده است: ان طاعون عذاب لقوم و رحمة لآخرین و در روایتی: ان موت الطاعون شهادة که درباره مؤمنانی است که بدون اینکه زناکار باشند دچار طاعون شده و از دنیا بروند (زیرا یکی از اسباب طاعون شیوع زناست).
سید مرحوم در بخشی از شرح خود بر این حدیث شریف میفرمایند:
«این طاعون بهجهت شیعه رحمت است؛ زیراکه تکفیر میکند معصیت او را و بعد از آنکه این عالم را وداع کرد بهدار آخرت ملحق شد، هیچ ذنبی برایش باقی نماند...
بلکه تکدر و عذاب او را در دار دنیا که دار محنت و الم است قرار داد بهجهت لطف و رحمت. همچو بیمار که دواهای تلخ او را بنوشانند بهجهت تعاقب صحت دایم.
و اما حدیث ان موت الطاعون شهادة در حق شیعیانی است که علیالظاهر آن فعلِ موجب (=زنا) را به عمل نیاورده باشند و به اعتبار کونش در آن بلد به او سرایت کند شرّ اهلِ آن بلد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الاول نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش نُهم در عرصه تکوین، جز خیر چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها. به این معنی که…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دهم
ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است.
در پاسخ میگوییم: باید میان «قضاءِ الهی» و «مَقضی» تفاوت قائل شد.
توضیح اینکه ما همیشه راضی به قضاء الهی هستیم که هرگونه جاری کند رضایت داریم. اما در مواضعی به «مَقضی» ــ یعنی آنچه قضاء الهی به آن تعلق گرفته ــ باید راضی باشیم و در مواضعی باید راضی نباشیم.
مثلاً خداوند تقدیر کرده است که کافر کافر باشد. رضایت به قضاء الهی یک بحث است؛ اما راضیبودن به مقضی بحث دیگری است. ما به «کفر» راضی نیستم؛ چنانکه خدا میفرماید: لایرضی لعباده الکفر.
در جریان بیماری مسری و کرونا نیز چنین است. ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما این دلیل بر رضایت به بیماری مسری نیست. مرحوم آقای کرمانی در «رسالة فی جواب الآغا عبدالله» روایاتی را دراین زمینه آوردهاند و ما از همان رساله نقل میکنیم:
«قیل لابیعبدالله علیهالسلام: شاء و اراد و قدّر و قضیٰ؟ قال: نعم. قیل: و احب؟ قال: لا. قیل: و کیف شاء و اراد و قدر و قضیٰ و لمیحب؟ قال: هکذا خرج الینا.
و قال علیهالسلام فی حدیث آخر: شاء و اراد و لمیحب و لمیرض. شاء ان لایکون شیء الّا بعلمه و اراد مثل ذلک و لمیحب ان یقال ثالث ثلاثة و لمیرض لعباده الکفر.»
(حاصل معنی: خدمت حضرت صادق علیهالسلام عرض شد: خدا خواست و اراد کرده و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند؟ فرمود: آری. عرض شد: و پسندید؟ فرمود: خیر. عرض شد: چگونه خواست و اراده کرد و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند و نمیپسندد؟ فرمود: اینگونه دریافتهایم.
و امام علیهالسلام در حدیث دیگری فرمود: خواست و اراده کرد و نپسندید و رضایت نداشت. خواست و اراده کرد که چیزی پدید نیاید مگر به علمش، و نپسندید که گفته شود خدا ثالثِ ثلاثه است و برای بندگانش کفر را نپسندید.)
ممکن است گفته شود بیماری مسری و کرونا مأمور الهی است و سرباز امام علیهالسلام است، پس باید او را خوب دانست و تمجید کرد.
پاسخ میدهیم استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها توضیحی دراینباره فرمودهاند که در نیابت جزئیه، ممکن است امام علیهالسلام کافری را وسیله قرار دهد و کاری را در عالم انجام دهد. در این نیابت جزئیه، قابلیت و لیاقت شرط نیست. از این فرمایش درباره بیماری فراگیر استفاده کرده و میگوییم تقدیر الهی است که عالَم تمحیص گردد و خیراتی برای مؤمنان مقدر شود. امام علیهالسلام کرونا را که یک بیماری است ــ و دانستیم که بیماریها شرور هستند و اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثهاند که به آنها تعلق دارند، ــ وسیله قرار میدهند تا این تقدیر الهی جاری شود.
پس رضایت ما به تقدیر الهی و اراده امام علیهالسلام، با نحس و خبیث بودن و منفور دانستن این بیماری منافات ندارد. ازاینجهت به وسیله دعاها و حرزها که در شرع مقدس رسیده از شر نوع بیماریها و سایر شرور به خدا پناه میبریم و حرز بزرگ منقول از حضرت صادق علیهالسلام (در ملحقات رساله نخبه) نمونهای کامل و تمام و در دسترس است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دهم
ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است.
در پاسخ میگوییم: باید میان «قضاءِ الهی» و «مَقضی» تفاوت قائل شد.
توضیح اینکه ما همیشه راضی به قضاء الهی هستیم که هرگونه جاری کند رضایت داریم. اما در مواضعی به «مَقضی» ــ یعنی آنچه قضاء الهی به آن تعلق گرفته ــ باید راضی باشیم و در مواضعی باید راضی نباشیم.
مثلاً خداوند تقدیر کرده است که کافر کافر باشد. رضایت به قضاء الهی یک بحث است؛ اما راضیبودن به مقضی بحث دیگری است. ما به «کفر» راضی نیستم؛ چنانکه خدا میفرماید: لایرضی لعباده الکفر.
در جریان بیماری مسری و کرونا نیز چنین است. ما به تقدیر الهی راضی هستیم؛ اما این دلیل بر رضایت به بیماری مسری نیست. مرحوم آقای کرمانی در «رسالة فی جواب الآغا عبدالله» روایاتی را دراین زمینه آوردهاند و ما از همان رساله نقل میکنیم:
«قیل لابیعبدالله علیهالسلام: شاء و اراد و قدّر و قضیٰ؟ قال: نعم. قیل: و احب؟ قال: لا. قیل: و کیف شاء و اراد و قدر و قضیٰ و لمیحب؟ قال: هکذا خرج الینا.
و قال علیهالسلام فی حدیث آخر: شاء و اراد و لمیحب و لمیرض. شاء ان لایکون شیء الّا بعلمه و اراد مثل ذلک و لمیحب ان یقال ثالث ثلاثة و لمیرض لعباده الکفر.»
(حاصل معنی: خدمت حضرت صادق علیهالسلام عرض شد: خدا خواست و اراد کرده و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند؟ فرمود: آری. عرض شد: و پسندید؟ فرمود: خیر. عرض شد: چگونه خواست و اراده کرد و تقدیر کرد و به مرحله قضاء رساند و نمیپسندد؟ فرمود: اینگونه دریافتهایم.
و امام علیهالسلام در حدیث دیگری فرمود: خواست و اراده کرد و نپسندید و رضایت نداشت. خواست و اراده کرد که چیزی پدید نیاید مگر به علمش، و نپسندید که گفته شود خدا ثالثِ ثلاثه است و برای بندگانش کفر را نپسندید.)
ممکن است گفته شود بیماری مسری و کرونا مأمور الهی است و سرباز امام علیهالسلام است، پس باید او را خوب دانست و تمجید کرد.
پاسخ میدهیم استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها توضیحی دراینباره فرمودهاند که در نیابت جزئیه، ممکن است امام علیهالسلام کافری را وسیله قرار دهد و کاری را در عالم انجام دهد. در این نیابت جزئیه، قابلیت و لیاقت شرط نیست. از این فرمایش درباره بیماری فراگیر استفاده کرده و میگوییم تقدیر الهی است که عالَم تمحیص گردد و خیراتی برای مؤمنان مقدر شود. امام علیهالسلام کرونا را که یک بیماری است ــ و دانستیم که بیماریها شرور هستند و اصل و حقیقت آنها ارواح خبیثهاند که به آنها تعلق دارند، ــ وسیله قرار میدهند تا این تقدیر الهی جاری شود.
پس رضایت ما به تقدیر الهی و اراده امام علیهالسلام، با نحس و خبیث بودن و منفور دانستن این بیماری منافات ندارد. ازاینجهت به وسیله دعاها و حرزها که در شرع مقدس رسیده از شر نوع بیماریها و سایر شرور به خدا پناه میبریم و حرز بزرگ منقول از حضرت صادق علیهالسلام (در ملحقات رساله نخبه) نمونهای کامل و تمام و در دسترس است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الأول در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺لوامع انوار التمجید، نگاشته شیخ حافظ رجب برسی
در بیان شهادات اسلامیه و ایمانیه و فضائل اهلالبیت علیهم السلام
🔸دیدگاه شیخیه درباره شیخ رجب بُرسی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3951
در بیان شهادات اسلامیه و ایمانیه و فضائل اهلالبیت علیهم السلام
🔸دیدگاه شیخیه درباره شیخ رجب بُرسی در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3951
✔️عبارات کتاب شیعه در اسلام درباره شیخیه
دو طایفه شیخیه و کریمخانیه که در دو قرن اخیر در میان شیعه دوازده امامی پیدا شدهاند نظر به اینکه اختلافشان با دیگران در توجیه پارهای از مسائل نظری است نه در اثبات و نفی اصل مسائل جدایی ایشان را انشعاب نشمردهایم.
سید محمدحسین طباطبائی ـ شیعه در اسلام ص۹۴
🔺به مناسبت ۲۴ آبان درگذشت محمدحسین طباطبائی (معروف به علامه طباطبائی)
@AghayedNet
دو طایفه شیخیه و کریمخانیه که در دو قرن اخیر در میان شیعه دوازده امامی پیدا شدهاند نظر به اینکه اختلافشان با دیگران در توجیه پارهای از مسائل نظری است نه در اثبات و نفی اصل مسائل جدایی ایشان را انشعاب نشمردهایم.
سید محمدحسین طباطبائی ـ شیعه در اسلام ص۹۴
🔺به مناسبت ۲۴ آبان درگذشت محمدحسین طباطبائی (معروف به علامه طباطبائی)
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش دهم ممکن است گفته شود تقدیر و قضاء الهی بر این بوده است که در این روزگار بیماری مسری فراگیر شود و ما باید به این بیماری راضی باشیم چراکه تقدیر الهی است. در پاسخ میگوییم:…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش یازدهم
به فرمایش استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها اشاره کردیم. مناسب است که در اینبخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیشگفتار دروس شرحالمشاعر آمده است:
«در غیبت کبری نیابت از طرف امام علیهالسلام و جانشینی حضرت به دو صورت است: یکی «نیابت جزئیه» که از آن (در اصطلاح مخصوص بزرگان) به نیابت خاصّه هم تعبیر میآید. در این نیابت، قابلیتی و لیاقتی چندان شرط نیست. همین اندازه که شخصی از نظر قوای ظاهری یا باطنی نفسانی بتواند متحمّل حقّی بشود و آن حق را به دیگری که لازم است به او برسد ابلاغ کند، امام علیهالسلام از وجود چنین شخصی استفاده میفرمایند و او دارای نیابت میشود.
در این نیابت، چهبسا خودِ شخص نداند که الآن در چه مأموریتی بهسر میبرد و چه موقعیتی را دارد؛ بلکه همین اندازه که در او برای امری و ابلاغ خیری و حقّی، جربزهای پیدا میشود، امام علیهالسلام بدون توجه خود او، او را به امری مأمور میفرمایند.
در چنین نیابتهایی بسا آنکه عدالت لازم نیست؛ بلکه بسا آنکه ایمان هم لازم نیست. اینطور نیابت در جمیع خیرات ظاهری و باطنی جاری است. در خیرات باطنی، یعنی امور ایمانی، امور عقاید و احکام حقّه که بالاخره به وسیله شخصی ابلاغ میشود به کسانی که باید ابلاغ بشود. حتی در امور ظاهری و خیرات ظاهری هم اینطور نیابت جاری است.
فرض بفرمایید از قبیل: صنعتهای خیر و حرفههایی که برای بندگان موجب خیر میشود، امام علیهالسلام از اشخاصی که در آنها این قابلیتها هست، در رسانیدن آن خیر و حق استفاده میکنند و توسط آن اشخاص ابلاغ میفرمایند.
از اهل هر صنعتی و حرفهای که خیر باشد و به نفع بندگان تمام بشود، میشود کسی نیابت کند، نایب میشود و در رسانیدن آن خیر جانشین امام علیهالسلام است. چه خودش بداند چه نداند.
و اکثر نمیدانند که این مأموریتی است که امام علیهالسلام به عهده آنها گذارده و از قابلیتهای طبیعی آنان استفاده شده است؛ مانند نوع افرادی که با کمال خلوص و شوق طبیعی در صنعتهای مختلف، کاری را عهدهدار میشوند و خیری را به بندگان خدا میرسانند.
پس در این امور همین اندازه که «قابلیت طبیعی» باشد، کفایت است. دیگر حتماً ایمان باشد، عدالت باشد، لزومی ندارد. چهبسا امام علیهالسلام از غیر مؤمنان، از وجود کفار هم استفاده میفرمایند و آنها را در امور دنیوی منشأ امور خیر قرار میدهند که در واقع این یک نوع نیابت از طرف حضرت است.
از همین باب میتوان شمرد دستوری را که ائمه علیهمالسلام و بزرگان برای جواز رجوع به خبرگان و اهل خبره در هر فنّی و امری دادهاند.
جواز رجوع به خبره، استفاده از خبرویّت او در هر امری، بهواسطه همان قابلیتهای طبیعی است که در اثر رجوع به آنها انسان به امر خیری نائل میشود و مقصد خیری به انجام میرسد. میشود این امر را از همین نیابت خاص دانست.
شخص خبیر در هر فنی را میشود نایب امام علیهالسلام دانست؛ اما «نایب خاص» در این امر خاص و در این مورد خاص بدون اینکه خودش بداند نیابت دارد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش یازدهم
به فرمایش استاد معظم حفظهالله در بحث سببها و نائبها اشاره کردیم. مناسب است که در اینبخش عین فرمایش را نقل کنیم. در پیشگفتار دروس شرحالمشاعر آمده است:
«در غیبت کبری نیابت از طرف امام علیهالسلام و جانشینی حضرت به دو صورت است: یکی «نیابت جزئیه» که از آن (در اصطلاح مخصوص بزرگان) به نیابت خاصّه هم تعبیر میآید. در این نیابت، قابلیتی و لیاقتی چندان شرط نیست. همین اندازه که شخصی از نظر قوای ظاهری یا باطنی نفسانی بتواند متحمّل حقّی بشود و آن حق را به دیگری که لازم است به او برسد ابلاغ کند، امام علیهالسلام از وجود چنین شخصی استفاده میفرمایند و او دارای نیابت میشود.
در این نیابت، چهبسا خودِ شخص نداند که الآن در چه مأموریتی بهسر میبرد و چه موقعیتی را دارد؛ بلکه همین اندازه که در او برای امری و ابلاغ خیری و حقّی، جربزهای پیدا میشود، امام علیهالسلام بدون توجه خود او، او را به امری مأمور میفرمایند.
در چنین نیابتهایی بسا آنکه عدالت لازم نیست؛ بلکه بسا آنکه ایمان هم لازم نیست. اینطور نیابت در جمیع خیرات ظاهری و باطنی جاری است. در خیرات باطنی، یعنی امور ایمانی، امور عقاید و احکام حقّه که بالاخره به وسیله شخصی ابلاغ میشود به کسانی که باید ابلاغ بشود. حتی در امور ظاهری و خیرات ظاهری هم اینطور نیابت جاری است.
فرض بفرمایید از قبیل: صنعتهای خیر و حرفههایی که برای بندگان موجب خیر میشود، امام علیهالسلام از اشخاصی که در آنها این قابلیتها هست، در رسانیدن آن خیر و حق استفاده میکنند و توسط آن اشخاص ابلاغ میفرمایند.
از اهل هر صنعتی و حرفهای که خیر باشد و به نفع بندگان تمام بشود، میشود کسی نیابت کند، نایب میشود و در رسانیدن آن خیر جانشین امام علیهالسلام است. چه خودش بداند چه نداند.
و اکثر نمیدانند که این مأموریتی است که امام علیهالسلام به عهده آنها گذارده و از قابلیتهای طبیعی آنان استفاده شده است؛ مانند نوع افرادی که با کمال خلوص و شوق طبیعی در صنعتهای مختلف، کاری را عهدهدار میشوند و خیری را به بندگان خدا میرسانند.
پس در این امور همین اندازه که «قابلیت طبیعی» باشد، کفایت است. دیگر حتماً ایمان باشد، عدالت باشد، لزومی ندارد. چهبسا امام علیهالسلام از غیر مؤمنان، از وجود کفار هم استفاده میفرمایند و آنها را در امور دنیوی منشأ امور خیر قرار میدهند که در واقع این یک نوع نیابت از طرف حضرت است.
از همین باب میتوان شمرد دستوری را که ائمه علیهمالسلام و بزرگان برای جواز رجوع به خبرگان و اهل خبره در هر فنّی و امری دادهاند.
جواز رجوع به خبره، استفاده از خبرویّت او در هر امری، بهواسطه همان قابلیتهای طبیعی است که در اثر رجوع به آنها انسان به امر خیری نائل میشود و مقصد خیری به انجام میرسد. میشود این امر را از همین نیابت خاص دانست.
شخص خبیر در هر فنی را میشود نایب امام علیهالسلام دانست؛ اما «نایب خاص» در این امر خاص و در این مورد خاص بدون اینکه خودش بداند نیابت دارد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet