✔️🌷برای مطالعه درباره عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، عنوانهای زیر را لمس یا کلیک کنید:
مختصری از اجدادِ مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی در روستای قهی
شرح احوال مختصری از مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
نماهایی از منزل عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع در قهی اصفهان
مرحوم میرزا علیرضا کرمانی، قوام العلماء (سهائی کرمانی) و وصف وی درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در آثار مستشرقان
انتشار کتابی فرانسوی درباره شیخیه، با اختصاص بخشی مستقل به معرفی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع و واقعه همدان
@AghayedNet
مختصری از اجدادِ مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی در روستای قهی
شرح احوال مختصری از مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
نماهایی از منزل عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع در قهی اصفهان
مرحوم میرزا علیرضا کرمانی، قوام العلماء (سهائی کرمانی) و وصف وی درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در آثار مستشرقان
انتشار کتابی فرانسوی درباره شیخیه، با اختصاص بخشی مستقل به معرفی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع و واقعه همدان
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «دعائم الحکمة»، بخش فارسی، مجلد اول و مجلد چهارم 🔹مجموعه «دعائم الحکمة»، آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع است. 🔸این مجموعه در دو بخش عربی و فارسی تنظیم شده است. (مشتمل بر رسائل عربی و فارسیِ این بزرگوار) 🔹مجلد…
🔺کتاب تازه منتشر شده «دعائم الحکمة»، بخش فارسی، مجلد هفتم، پاسخ نقدها (ازالةالاوهام، النعل الحاضرة)، ۵٣٨صفحه
🌷در ایام ولادت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🌷در ایام ولادت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش پنجم در مکتب استبصار بیان شده که شیء یک جهت وحدت دارد و یک جهت کثرت. این دو جهت واقعیت دارد و هر موجودی محکوم به این حکم است. جهت وحدت وقتی است که آن شیء را فینفسه و لنفسه…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش ششم
تمام خیرات و طاعات بالله و منالله است و از جهتِ «وجودِ» اشیاء و اشخاص است و اصالت دارد. و تمام شرور و معاصی، از خدا نیست و نسبت به «ماهیت» دارد. بالله است و منالله نیست.
در ادامه همین فرمایش، شیخ مرحوم میفرمایند:
«فالخیرات من الله بالذات و بالوجود لکونها من تمام الوجود و شهوته و الوجود اثر الله و صفة فعله. و الشرور بالله و بالعرض لکونها من تمام قابلیة الخیرات من حیث هی خیرات للوجود و من المهیات بالذات لکون الشرور اعداماً و المهیة لیست من الله بل هی من الوجود و بالله فاصلها مجتث و هی اصل الشرور.»
(حاصل معنی: خیرات از ناحیه خداست «بالذات» و «بالوجود»؛ چراکه از تمامیِ وجود و خواست آن است و وجود اثرِ خدا و صفتِ فعلِ خداست. و شرور «بالله» است و «بالعرض» چراکه از تمامیِ ماهیتِ خیرات است، من حیث هی خیرات «للوجود» و از ماهیات هستند «بالذات». چراکه شرور اعدام است و ماهیت «من الله» نیست بلکه از وجود و «بالله» است. پس اصل آن بیریشه است و اصلِ شرور است.)
دیگران میگویند شرور شیئیت ندارند و «علة العدم عدم.» اما عدمی که شیخ اعلیاللهمقامه میفرمایند غیر از عدمی است که دیگران میگویند.
میفرماید حیثِ صدورِ فعلالله وجودِ آن است که از ظهور خدا است. اما حیث انفعال که ماهیت آن است، نسبت به وجود آن عدم است و از جنس «وجود» نیست.
به تعبیر دیگر شیخ مرحوم بیان میفرمایند که وجودِ شرور وجودِ انگلی است و وجودی است بسته به غیر.
ازاینرو مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه بیان کردهاند که اگر ما جمله «ما شمت رائحة الوجود» بگوییم، مرادمان غیر مراد حکماء است. عبارت ایشان چنین است:
«فنحن اذا قلنا ان الشرور و المعاصی و الظلمة و الماهیة امور عدمیة نعنی بها عدم وجود آخر و انکانت فی انفسها موجودة بوجود غیره فهذه الظلمة المشهودة عدم هذا النور الموجود و الماهیة عدم الوجود الذی هو المادة. و الشرور التی هی من مقتضیات الماهیة عدمیة بالنسبة الی الخیرات التی هی من مقتضیات الوجود. و ان قلت فعلی هذا الوجود ایضاً عدمی لانه عدم الماهیة قلت نعم کذلک هو الّا انا لما سمینا المادة بالوجود لمنسمه بالعدم و سمینا الماهیة التی هی غیرها بالعدم مقابلاً للوجود و هذا معنی ما یقال اذا قلنا ان الماهیة ما شمت رائحة الوجود.»
(حاصل معنی: پس اگر ما گفتیم که شرور و معاصی و ظلمت و ماهیت اموری عدمی است، «عدم وجود دیگر» را قصد کردهایم اگرچه خود اینها موجود است به وجودی غیر از آن وجود.
پس این ظلمتی که مشاهده میشود، عدمِ این نور موجود است. و «ماهیت» عدم «وجود» است که ماده باشد. و شروری که از مقتضیات ماهیت است، نسبت به خیراتی که از مقتضیات وجود است، عدمی است.
اگر بگویی بنابراین «وجود» هم عدمی است چرا که «عدمالماهیة» است، میگویم بله، همینطور است. ولی چون «ماده» را «وجود» نامیدهایم دیگر آن را عدم نمینامیم و ماهیتی که غیر «ماده» است را عدم نامیدیم که مقابل «وجود» است. و این است معنای جمله «ماهیت رایحه وجود را استشمام نکرده» اگر ما این جمله را بگوییم.)
به تعبیر دیگر اگر در مکتب استبصار، به «شرور»، «عدم» و «اَعدام» گفته شود، منظور عدم نسبی است. ازاینرو مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه میفرمایند:
«...پس فکر کنید در اعدام، عدم نسبى. زید عدم عمرو است عمرو عدم زید است زید موجود است عمرو موجود است. آسمان عدم زمین است زمین عدم آسمان است زمین موجود است آسمان موجود است. شمس عدم زمین است زمین عدم شمس است هر دو موجودند. نور شمس موجود است سایه زمین همراه زمین موجود است.
پس عدم و ملکه حکما را بگذارید براى خودشان باشد. صحت عدم مرض است و مرض عدم صحت است و هر دو مجعولند و مخلوقند. دیگر مگو چون صحت نیست مرض خودش هست. بله هست لکن جعلش کردهاند.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش ششم
تمام خیرات و طاعات بالله و منالله است و از جهتِ «وجودِ» اشیاء و اشخاص است و اصالت دارد. و تمام شرور و معاصی، از خدا نیست و نسبت به «ماهیت» دارد. بالله است و منالله نیست.
در ادامه همین فرمایش، شیخ مرحوم میفرمایند:
«فالخیرات من الله بالذات و بالوجود لکونها من تمام الوجود و شهوته و الوجود اثر الله و صفة فعله. و الشرور بالله و بالعرض لکونها من تمام قابلیة الخیرات من حیث هی خیرات للوجود و من المهیات بالذات لکون الشرور اعداماً و المهیة لیست من الله بل هی من الوجود و بالله فاصلها مجتث و هی اصل الشرور.»
(حاصل معنی: خیرات از ناحیه خداست «بالذات» و «بالوجود»؛ چراکه از تمامیِ وجود و خواست آن است و وجود اثرِ خدا و صفتِ فعلِ خداست. و شرور «بالله» است و «بالعرض» چراکه از تمامیِ ماهیتِ خیرات است، من حیث هی خیرات «للوجود» و از ماهیات هستند «بالذات». چراکه شرور اعدام است و ماهیت «من الله» نیست بلکه از وجود و «بالله» است. پس اصل آن بیریشه است و اصلِ شرور است.)
دیگران میگویند شرور شیئیت ندارند و «علة العدم عدم.» اما عدمی که شیخ اعلیاللهمقامه میفرمایند غیر از عدمی است که دیگران میگویند.
میفرماید حیثِ صدورِ فعلالله وجودِ آن است که از ظهور خدا است. اما حیث انفعال که ماهیت آن است، نسبت به وجود آن عدم است و از جنس «وجود» نیست.
به تعبیر دیگر شیخ مرحوم بیان میفرمایند که وجودِ شرور وجودِ انگلی است و وجودی است بسته به غیر.
ازاینرو مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه بیان کردهاند که اگر ما جمله «ما شمت رائحة الوجود» بگوییم، مرادمان غیر مراد حکماء است. عبارت ایشان چنین است:
«فنحن اذا قلنا ان الشرور و المعاصی و الظلمة و الماهیة امور عدمیة نعنی بها عدم وجود آخر و انکانت فی انفسها موجودة بوجود غیره فهذه الظلمة المشهودة عدم هذا النور الموجود و الماهیة عدم الوجود الذی هو المادة. و الشرور التی هی من مقتضیات الماهیة عدمیة بالنسبة الی الخیرات التی هی من مقتضیات الوجود. و ان قلت فعلی هذا الوجود ایضاً عدمی لانه عدم الماهیة قلت نعم کذلک هو الّا انا لما سمینا المادة بالوجود لمنسمه بالعدم و سمینا الماهیة التی هی غیرها بالعدم مقابلاً للوجود و هذا معنی ما یقال اذا قلنا ان الماهیة ما شمت رائحة الوجود.»
(حاصل معنی: پس اگر ما گفتیم که شرور و معاصی و ظلمت و ماهیت اموری عدمی است، «عدم وجود دیگر» را قصد کردهایم اگرچه خود اینها موجود است به وجودی غیر از آن وجود.
پس این ظلمتی که مشاهده میشود، عدمِ این نور موجود است. و «ماهیت» عدم «وجود» است که ماده باشد. و شروری که از مقتضیات ماهیت است، نسبت به خیراتی که از مقتضیات وجود است، عدمی است.
اگر بگویی بنابراین «وجود» هم عدمی است چرا که «عدمالماهیة» است، میگویم بله، همینطور است. ولی چون «ماده» را «وجود» نامیدهایم دیگر آن را عدم نمینامیم و ماهیتی که غیر «ماده» است را عدم نامیدیم که مقابل «وجود» است. و این است معنای جمله «ماهیت رایحه وجود را استشمام نکرده» اگر ما این جمله را بگوییم.)
به تعبیر دیگر اگر در مکتب استبصار، به «شرور»، «عدم» و «اَعدام» گفته شود، منظور عدم نسبی است. ازاینرو مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه میفرمایند:
«...پس فکر کنید در اعدام، عدم نسبى. زید عدم عمرو است عمرو عدم زید است زید موجود است عمرو موجود است. آسمان عدم زمین است زمین عدم آسمان است زمین موجود است آسمان موجود است. شمس عدم زمین است زمین عدم شمس است هر دو موجودند. نور شمس موجود است سایه زمین همراه زمین موجود است.
پس عدم و ملکه حکما را بگذارید براى خودشان باشد. صحت عدم مرض است و مرض عدم صحت است و هر دو مجعولند و مخلوقند. دیگر مگو چون صحت نیست مرض خودش هست. بله هست لکن جعلش کردهاند.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻کتاب تازه منتشر شده «سلطانیه»، چاپ جدید
کتاب سلطانیه مشتمل بر مقدمهای است و دو مبحث (در نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) و خاتمه (در اثبات وجود و بقای حضرت بقیةالله عجل الله فرجه).
امتیازات چاپ جدید
برای این چاپ، کتاب سلطانیه مجدداً تایپ شده و با نسخههای متعدد (از جمله چاپ مکارمالابرار) مقابله شده و در مواردی به اختلاف نسخهها در پاورقی اشاره شده است.
همچنین به مواضعِ اختلاف در نقل از تورات و نُسَخ کُهن اشاره شده است.
فرهنگ کتاب سلطانیه
امتیاز دیگر این چاپ، «فرهنگ کتاب سلطانیه» است که برای نخستین بار تهیه و تنظیم شده است.
در این فرهنگ (که ضمیمه کتاب است) لغات، اصطلاحات، اَعلام، کُتب و اَمکنهای که در متن «سلطانیه» است، توضیح داده شده است.
در پایان فرهنگ، چهار مقاله بهپیوست است. محورهای این چهار مقاله چنین است: پاسخ به بعضی شبههها درباره کتاب «سلطانیه»، تأملاتی بر فضای علمیِ کتاب «سلطانیه»، بعضی پژوهشهای لغوی و بررسیهایی کتابشناسی.
مطالعه کتاب سلطانیه برای متعلمین و اهل پژوهش از جهتهای مختلف حائز اهمیت است: اُنس با استدلالات محکم برای اثبات عقاید شیعی (نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) از قرآن و روایات و از کتب عهدَین، آگاهی از کتب گذشتگان، یادگیری مجموعهای ارزشمند از لغات و اصطلاحات در فنون و علوم مختلف، آشنایی با بعضی حوادث اجتماعی زمان مرحوم آقای کرمانی و همچنین شناخت زوایایی از شخصیت علمی مرحوم مصنف اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اَعلامه و نفعنا الله بعلومه.
@AghayedNet
کتاب سلطانیه مشتمل بر مقدمهای است و دو مبحث (در نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) و خاتمه (در اثبات وجود و بقای حضرت بقیةالله عجل الله فرجه).
امتیازات چاپ جدید
برای این چاپ، کتاب سلطانیه مجدداً تایپ شده و با نسخههای متعدد (از جمله چاپ مکارمالابرار) مقابله شده و در مواردی به اختلاف نسخهها در پاورقی اشاره شده است.
همچنین به مواضعِ اختلاف در نقل از تورات و نُسَخ کُهن اشاره شده است.
فرهنگ کتاب سلطانیه
امتیاز دیگر این چاپ، «فرهنگ کتاب سلطانیه» است که برای نخستین بار تهیه و تنظیم شده است.
در این فرهنگ (که ضمیمه کتاب است) لغات، اصطلاحات، اَعلام، کُتب و اَمکنهای که در متن «سلطانیه» است، توضیح داده شده است.
در پایان فرهنگ، چهار مقاله بهپیوست است. محورهای این چهار مقاله چنین است: پاسخ به بعضی شبههها درباره کتاب «سلطانیه»، تأملاتی بر فضای علمیِ کتاب «سلطانیه»، بعضی پژوهشهای لغوی و بررسیهایی کتابشناسی.
مطالعه کتاب سلطانیه برای متعلمین و اهل پژوهش از جهتهای مختلف حائز اهمیت است: اُنس با استدلالات محکم برای اثبات عقاید شیعی (نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) از قرآن و روایات و از کتب عهدَین، آگاهی از کتب گذشتگان، یادگیری مجموعهای ارزشمند از لغات و اصطلاحات در فنون و علوم مختلف، آشنایی با بعضی حوادث اجتماعی زمان مرحوم آقای کرمانی و همچنین شناخت زوایایی از شخصیت علمی مرحوم مصنف اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اَعلامه و نفعنا الله بعلومه.
@AghayedNet
...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء)
۱۴ ربیع الأول، روز مرگ یزید بن معاویه، لعنة الله علیهما
عکس قبر منسوب به یزید در دمشق🔺
@AghayedNet
۱۴ ربیع الأول، روز مرگ یزید بن معاویه، لعنة الله علیهما
عکس قبر منسوب به یزید در دمشق🔺
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش ششم تمام خیرات و طاعات بالله و منالله است و از جهتِ «وجودِ» اشیاء و اشخاص است و اصالت دارد. و تمام شرور و معاصی، از خدا نیست و نسبت به «ماهیت» دارد. بالله است و منالله نیست.…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هفتم
دامنه گفتار در زمینه «شرور» را ضیقتر کنیم و به بیماریها که یکی از مصادیق شرور است بپردازیم.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب حقایقالطب، باب مستقلی را به موضوع بیماریها اختصاص دادهاند و درباره حقیقت آن بحث کردهاند (الباب التاسع فی حقیقة الامراض).
ایشان بررسی فرمودهاند که اخلاطِ فاسدی که در معده، کبد، قلب، مغز و سایر اعضاء پدید میآید، موجب بیماریهاست. زیرا ارواح ناقصی از جنس همانها به آنها تعلق میگیرد. این ارواح، شیاطینی هستند از عرصههای مختلف، از جمادیت یا نباتیت یا حیوانیت؛ «و تلک الارواح هی حقیقة الامراض و اصلها».
و در توضیح بیشتر میفرمایند:
«و لذا نری اصحاب العزایم و النیرنجات یقولون ان الامراض کلها ارواح خبیثة و یعالجونها بالرقی و الالواح و العزایم و سایر اعمالهم و الاطباء الغافلون عن الحقایق الذین یعلمون الظواهر یقولون انها اخلاط ردیة.
فالاطباء یرون اسفلها و اولئک یرون اعلیها و لذا ورد فی الشرع ان الحمی هی امملدم و اسمها کباسة و کانت تکلم الامام.
و ان جمیع الشرور و المعاصی من الشیطان لعنهالله و هو حق لا مریة فیه و علم من ذلک ان بعدد جمیع الشرور التی فی الانسان فیه شیطاناً موکلاً به و هو الذی یزینه له البتة.
و هذه الشیاطین لهم صور ناقصة فان تلک المواد فی البدن واقفة علی حسب طباعها من غیر مانع و تقتضی صورة من الصور الناقصة فان کانت نباتیة فنبات خبیث معوج و ان کانت حیوانیة فحیوان خبیث ناقص معوج و ان کانت جنیة فجن خبیث مشوه و ان کانت انسانیة فانسان خبیث مشوه معوج فانها وجودات ناقصة اقتضت ارواحاً ناقصة.
فعلم من ذلک ان جمیع الامراض الحادثة فی الانسان و الاخلاق و الاحوال و الافعال الردیة کلها من الشیاطین و وساوسها.»
(حاصل معنی: ازاینرو میبینیم صاحبان عزایم و نیرنگها میگویند که همه بیماریها روحهای خبیثهاند و با رقیهها و لوحها و عزایم و دیگر برنامههایشان آنها را معالجه میکنند و پزشکان از حقایق غافلند، پزشکانی که فقط ظواهر و پوستهها را میبینند.
آنها فقط میگویند بیماریها خلطهای فاسد است. آنها اسفل و ظاهرِ بیماریها را میبینند و صاحبان عزایم اعلی و غیب آن را میبینند. ازاینجهت در شریعت رسیده که تب «اممِلدَم» است و نامش «کَبّاسه» است و با امام سخن میگفت.
همه شرور و معصیتها از شیطان لعنهالله است و این سخن حقی است که تردیدی در آن نیست. از این مطلب دانسته شد که به عدد همه شروری که در انسان است، شیطانی در اوست که موکل به آن است و البته هموست که برای او زینت میدهد.
و این شیاطین صورتهای ناقصی دارند؛ چراکه آن مواد فاسد در بدن، بهحسب طبعی که دارند، بدون هیچ مانعی در بدن قرار گرفتهاند و صورتی از صورتهای ناقص را اقتضاء کردهاند. اگر نباتی است، نبات خبیث کجی را اقتضا کرده. و اگر حیوانی است، حیوانِ خبیثِ ناقصِ کجی را مناسب است. و اگر جنّی است، جن خبیث مشوّه در خلقت را و اگر انسانی است، انسانِ خبیثِ مشوهالخلقه و معوج را اقتضاء کرده. زیرا آنها وجودهای ناقصی هستند که ارواح ناقصی را ایجاب کردهاند.
از همه این مطالب دانسته شد همه بیماریهایی که در انسان پدید میآید و همچنین اخلاق و احوال و کارهای پست، همه از شیاطین و وسوسههای آنها است.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هفتم
دامنه گفتار در زمینه «شرور» را ضیقتر کنیم و به بیماریها که یکی از مصادیق شرور است بپردازیم.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب حقایقالطب، باب مستقلی را به موضوع بیماریها اختصاص دادهاند و درباره حقیقت آن بحث کردهاند (الباب التاسع فی حقیقة الامراض).
ایشان بررسی فرمودهاند که اخلاطِ فاسدی که در معده، کبد، قلب، مغز و سایر اعضاء پدید میآید، موجب بیماریهاست. زیرا ارواح ناقصی از جنس همانها به آنها تعلق میگیرد. این ارواح، شیاطینی هستند از عرصههای مختلف، از جمادیت یا نباتیت یا حیوانیت؛ «و تلک الارواح هی حقیقة الامراض و اصلها».
و در توضیح بیشتر میفرمایند:
«و لذا نری اصحاب العزایم و النیرنجات یقولون ان الامراض کلها ارواح خبیثة و یعالجونها بالرقی و الالواح و العزایم و سایر اعمالهم و الاطباء الغافلون عن الحقایق الذین یعلمون الظواهر یقولون انها اخلاط ردیة.
فالاطباء یرون اسفلها و اولئک یرون اعلیها و لذا ورد فی الشرع ان الحمی هی امملدم و اسمها کباسة و کانت تکلم الامام.
و ان جمیع الشرور و المعاصی من الشیطان لعنهالله و هو حق لا مریة فیه و علم من ذلک ان بعدد جمیع الشرور التی فی الانسان فیه شیطاناً موکلاً به و هو الذی یزینه له البتة.
و هذه الشیاطین لهم صور ناقصة فان تلک المواد فی البدن واقفة علی حسب طباعها من غیر مانع و تقتضی صورة من الصور الناقصة فان کانت نباتیة فنبات خبیث معوج و ان کانت حیوانیة فحیوان خبیث ناقص معوج و ان کانت جنیة فجن خبیث مشوه و ان کانت انسانیة فانسان خبیث مشوه معوج فانها وجودات ناقصة اقتضت ارواحاً ناقصة.
فعلم من ذلک ان جمیع الامراض الحادثة فی الانسان و الاخلاق و الاحوال و الافعال الردیة کلها من الشیاطین و وساوسها.»
(حاصل معنی: ازاینرو میبینیم صاحبان عزایم و نیرنگها میگویند که همه بیماریها روحهای خبیثهاند و با رقیهها و لوحها و عزایم و دیگر برنامههایشان آنها را معالجه میکنند و پزشکان از حقایق غافلند، پزشکانی که فقط ظواهر و پوستهها را میبینند.
آنها فقط میگویند بیماریها خلطهای فاسد است. آنها اسفل و ظاهرِ بیماریها را میبینند و صاحبان عزایم اعلی و غیب آن را میبینند. ازاینجهت در شریعت رسیده که تب «اممِلدَم» است و نامش «کَبّاسه» است و با امام سخن میگفت.
همه شرور و معصیتها از شیطان لعنهالله است و این سخن حقی است که تردیدی در آن نیست. از این مطلب دانسته شد که به عدد همه شروری که در انسان است، شیطانی در اوست که موکل به آن است و البته هموست که برای او زینت میدهد.
و این شیاطین صورتهای ناقصی دارند؛ چراکه آن مواد فاسد در بدن، بهحسب طبعی که دارند، بدون هیچ مانعی در بدن قرار گرفتهاند و صورتی از صورتهای ناقص را اقتضاء کردهاند. اگر نباتی است، نبات خبیث کجی را اقتضا کرده. و اگر حیوانی است، حیوانِ خبیثِ ناقصِ کجی را مناسب است. و اگر جنّی است، جن خبیث مشوّه در خلقت را و اگر انسانی است، انسانِ خبیثِ مشوهالخلقه و معوج را اقتضاء کرده. زیرا آنها وجودهای ناقصی هستند که ارواح ناقصی را ایجاب کردهاند.
از همه این مطالب دانسته شد همه بیماریهایی که در انسان پدید میآید و همچنین اخلاق و احوال و کارهای پست، همه از شیاطین و وسوسههای آنها است.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الاول نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺تصویر دستخط نویافتهای از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
🔸رساله منتشرنشده، در اقسام طلاق و احکام و شرایط آن
@AghayedNet
🔸رساله منتشرنشده، در اقسام طلاق و احکام و شرایط آن
@AghayedNet
✔️صد دُر به اِشارَتی بِسُفتی
🔹تأملاتی بر کلام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
🔸درباره اشارات دست و بدنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله
حدیثی است مفصل درباره حالات رسول خدا صلی الله علیه و آله و در بخشی از این حدیث، درباره اشارات دست آن بزرگوار تعبیراتی آمده است. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در رسالهای مستقل درباره این اشارات شرحی مختصر نگاشتهاند و حقایق، معارف، عقاید و فضائلی را درباره رسول خدا بیان فرمودهاند. محور اصلی این نگاشته این حدیث و شرح شیخ مرحوم اع است و فراخور موضوع، مقدمتاً به مطالبی اشاره میکنیم.
🔸برای مطالعه، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/eshaaraat/
🔹تأملاتی بر کلام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
🔸درباره اشارات دست و بدنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله
حدیثی است مفصل درباره حالات رسول خدا صلی الله علیه و آله و در بخشی از این حدیث، درباره اشارات دست آن بزرگوار تعبیراتی آمده است. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در رسالهای مستقل درباره این اشارات شرحی مختصر نگاشتهاند و حقایق، معارف، عقاید و فضائلی را درباره رسول خدا بیان فرمودهاند. محور اصلی این نگاشته این حدیث و شرح شیخ مرحوم اع است و فراخور موضوع، مقدمتاً به مطالبی اشاره میکنیم.
🔸برای مطالعه، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/eshaaraat/
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش هفتم دامنه گفتار در زمینه «شرور» را ضیقتر کنیم و به بیماریها که یکی از مصادیق شرور است بپردازیم. مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب حقایقالطب، باب مستقلی…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هشتم
تعبیر «خُبث» و «خبیث» که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای بیماریها بیان فرمودهاند در شرعیات است و در هنگامِ نسبت با اشیاء دیگر. وگرنه در تکوین یا هنگام عدم ارتباط اشیاء با هم، از این تعبیر استفاده نمیشود. این بزرگوار در موضعی میفرمایند:
«اعلم ان حقایق الاشیاء من حیث انفسها لیس فیها خیر و لا شر و انما الخیر و الشر فیها لاجل قراناتها.»
ازاینرو در کتاب الفطرةالسلیمة میفرمایند:
«الّا انه للخبث و الطیب مقامان مقام شرعی و مقام کونی اما الخبیث الشرعی فلایجوز حمله علیهم فی الشرع فانه لیس منهم و لا الیهم بل من اعدائهم قال علیه السلام: نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و اعداؤنا اصل کل شر و من فروعهم کل فاحشه و اما فی الکون فلا خبث لشیء و انما الکل قد اطاعت امر الله و امنت به و اسلمت له لایوجد شیء غیر مومن مسلم.»
(برای خُبث و طیب دو مقام است، مقامی شرعی و مقام تکوینی. اما خبیث شرعی، پس حمل آن بر ائمه علیهم السلام جایز نیست چراکه از ایشان نیست و بهسوی ایشان نیز باز نمیگردد بلکه از اعداء ایشان است. امام علیه السلام فرمود: ما اصل هر خیر هستیم و از فروع ماست هر نیکی. و دشمنان ما اصل هر شری هستند و از فروع ایشان است هر فاحشهای.
اما در عرصه تکوین، خُبثی برای چیزی نیست و همه در تکوین اطاعت امر خدا را کردهاند و به او ایمان آورده و تسلیم اویند و در عرصه تکوین غیرِ مؤمنِ مسلم یافت نمیشود.)
پس بیماریها (=شرور) خبیث هستند و ارواحی که به بیماریها تعلق گرفته، ارواح ناقص و شیطانی است (چه جمادی و چه نباتی و...).
از دیدگاه مکتب استبصار، در عرصه «تکوین»، خیر و شر معنی ندارد. بلکه همه در عرصه تکوین، خلقِ خدا و همه فرمانبردار و همه تسبیحکننده خدا هستند. و اگر برای تفهیم و تفهم و تعلیم و تعلم ناچار باشیم که تعبیری بیاوریم، میگوییم: در عرصه تکوین جز «خیر» چیزی نیست. هر چیزی در جای خود آیه و نشانه خداییِ خدا و نشانه صفات کمالیه اوست. ازاینرو حکماء گفتهاند: «لیس الّا الله و صفاته و اسماؤه».
با این توضیح که آنچه واقعیت دارد بهطور اصلی و اولی، همان ظهور اصلی و اولی خداست و صفات و اسماء حقیقی و واقعی خدا که مترتب بر آن ظهورند و آثار این صفات و اسماء که به آن صفات و اسماء بستگی داشته و به فعل خدا برپا هستند و همه آیات و نشانههای خدا و نشانههای آن صفات و اسماء خدا هستند بهطوری که عارفان گفتهاند: «لایُریٰ فیها نور الّا نورک و لایُسمَع فیها صوت الّا صوتک».
بنابراین در عرصه تکوین، جز «خیر» چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست. ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش هشتم
تعبیر «خُبث» و «خبیث» که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه برای بیماریها بیان فرمودهاند در شرعیات است و در هنگامِ نسبت با اشیاء دیگر. وگرنه در تکوین یا هنگام عدم ارتباط اشیاء با هم، از این تعبیر استفاده نمیشود. این بزرگوار در موضعی میفرمایند:
«اعلم ان حقایق الاشیاء من حیث انفسها لیس فیها خیر و لا شر و انما الخیر و الشر فیها لاجل قراناتها.»
ازاینرو در کتاب الفطرةالسلیمة میفرمایند:
«الّا انه للخبث و الطیب مقامان مقام شرعی و مقام کونی اما الخبیث الشرعی فلایجوز حمله علیهم فی الشرع فانه لیس منهم و لا الیهم بل من اعدائهم قال علیه السلام: نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و اعداؤنا اصل کل شر و من فروعهم کل فاحشه و اما فی الکون فلا خبث لشیء و انما الکل قد اطاعت امر الله و امنت به و اسلمت له لایوجد شیء غیر مومن مسلم.»
(برای خُبث و طیب دو مقام است، مقامی شرعی و مقام تکوینی. اما خبیث شرعی، پس حمل آن بر ائمه علیهم السلام جایز نیست چراکه از ایشان نیست و بهسوی ایشان نیز باز نمیگردد بلکه از اعداء ایشان است. امام علیه السلام فرمود: ما اصل هر خیر هستیم و از فروع ماست هر نیکی. و دشمنان ما اصل هر شری هستند و از فروع ایشان است هر فاحشهای.
اما در عرصه تکوین، خُبثی برای چیزی نیست و همه در تکوین اطاعت امر خدا را کردهاند و به او ایمان آورده و تسلیم اویند و در عرصه تکوین غیرِ مؤمنِ مسلم یافت نمیشود.)
پس بیماریها (=شرور) خبیث هستند و ارواحی که به بیماریها تعلق گرفته، ارواح ناقص و شیطانی است (چه جمادی و چه نباتی و...).
از دیدگاه مکتب استبصار، در عرصه «تکوین»، خیر و شر معنی ندارد. بلکه همه در عرصه تکوین، خلقِ خدا و همه فرمانبردار و همه تسبیحکننده خدا هستند. و اگر برای تفهیم و تفهم و تعلیم و تعلم ناچار باشیم که تعبیری بیاوریم، میگوییم: در عرصه تکوین جز «خیر» چیزی نیست. هر چیزی در جای خود آیه و نشانه خداییِ خدا و نشانه صفات کمالیه اوست. ازاینرو حکماء گفتهاند: «لیس الّا الله و صفاته و اسماؤه».
با این توضیح که آنچه واقعیت دارد بهطور اصلی و اولی، همان ظهور اصلی و اولی خداست و صفات و اسماء حقیقی و واقعی خدا که مترتب بر آن ظهورند و آثار این صفات و اسماء که به آن صفات و اسماء بستگی داشته و به فعل خدا برپا هستند و همه آیات و نشانههای خدا و نشانههای آن صفات و اسماء خدا هستند بهطوری که عارفان گفتهاند: «لایُریٰ فیها نور الّا نورک و لایُسمَع فیها صوت الّا صوتک».
بنابراین در عرصه تکوین، جز «خیر» چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و مقصود از عرصه تکوین همان حیث انتساب موجودات است به خدای هستی و هستها و آفریننده و پرورنده آنها.
به این معنی که وقتی از دیدگاه «ایجاد» (آفرینش) به عالم هستی مینگریم و آن را بهعنوان اثر (کارِ) خدا در نظر بگیریم، جز خیر چیزی نمیبینیم و بهطور کلی شرّ معنی ندارد و مورد و مصداق برایش نیست. ولی در عرصه تشریع خیر و شر معنی دارد و مورد و مصداق پیدا میکند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️خوراکِ آلوده
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش اول
چهار سال قبل، هنگامه انتخابات آمریکا، در نجف اشرف بهسر میبردیم. هماتاقی که از قضا مدیر کاروان هم بود و ناآشنا با تعالیم مکتبی، سر بر صفحه گوشی خم کرده و انتخابات را رصد میکرد و با گزارشهای لحظهبهلحظه، برای مطالعه من پارازیت میفرستاد و بالاجبار باید چیزکی پاسخ میدادم: عجب، تعجب است، بله، درست... و چندین و چند لفظ دیگر. آن شبوروز به سختی گذشت. هر زمان که در هتل بودیم، باید این گزارشها را تحمل میکردم.
از دیروز که موج انتخابات جدید آمریکا آغاز شده و هرگاه صفحه گوشی را روشن میکنیم خبرها از همه سمت یورش میآورد، این خاطره بهیادم آمد.
این همراهیِ با این انتخابات، نشاندهنده این است که حتی مؤمنان هم با «سیلِ» فضای مجازی همراه میشوند. از مقاومتِ ایمانی کاسته شده و سرگرمی حرف اول را میزند. مهم نیست که یک شبانهروز از عُمرم گذشت، یا دو شبانهروز یا حتی بیشتر، اما مهم است که بدانم در فلانایالتِ آمریکا، رأی با کیست.
همراهیِ با انتخابات، موضوعی است که پُررنگ شده است. و گرنه مؤمنان با نوعِ موجهای فضای مجازی همراهی کرده و حتی چالشها را دنبال میکنند.
اینجا نمیخواهیم از این سخن بگوییم که این همراهی، «همدلی» را هم خواهد آورد. کسی که عُمر خود را برای موضوعی خرج میکند، یعنی «همدل» است که این گوهر گرانبها را به این آسانی دور میریزد. اگر به «زبان قال» بگوید همدل نیستم، «زبان حالِ» او مکذّبِ اوست.
همچنین به یادآوری نیازی نیست که همه این پیگیریها، مصداقِ «خوراک آلوده» است. خدا میفرماید: فلیَنظُرِ الانسان الی طعامه. یعنی انسان به علمی که فرا میگیرد، نگران باشد. همه آنچه از راهِ چشم و گوش وارد کالبد و روح ما میشود و فرا میگیریم، خوراکِ ماست. یا این خوراک، کِرمهای کثیف است یا طعامی پاکیزه و نظیف. دیدهاید گاهی از بس در فضای مجازی سُر خوردهاید که وقتی به خود میآیید، سَرِتان سنگین است از این کِرمهای بیخودی.
اینجا نمیخواهیم نصیحت کنیم یا توبیخ یا سرزنش یا... .
اینجا صرفاً میخواهیم متذکر شویم که حالِ امروزِ ما با خطکشیهای مکتبی، چهمقدار فاصله دارد... .
در مکتب، مراجعه به اخبارِ روز، مرزبندی شده است و باید به کلیاتی از خبرها اکتفا نمود. اما غرقشدن در این فضا، بهشدت مذمت شده است. معاشرت با اهلباطل را فرمودهاند دو گونه است: یا مستقیماً شخص با اهل باطل نشستوبرخاست کند یا اینکه وقت خود را با تلویزیون و فیلمها و روزنامهها و فوتبالها و... پُر کند.
بیش از سیسال قبل برای ما در منابر فرمودهاند تعجب است از کسی که صبحبهصبح با وَلَع روزنامهها را ورق میزند... گویا به معشوق خود رسیده است.
امروز بهجای روزنامه، فضای مجازی نشسته است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش اول
چهار سال قبل، هنگامه انتخابات آمریکا، در نجف اشرف بهسر میبردیم. هماتاقی که از قضا مدیر کاروان هم بود و ناآشنا با تعالیم مکتبی، سر بر صفحه گوشی خم کرده و انتخابات را رصد میکرد و با گزارشهای لحظهبهلحظه، برای مطالعه من پارازیت میفرستاد و بالاجبار باید چیزکی پاسخ میدادم: عجب، تعجب است، بله، درست... و چندین و چند لفظ دیگر. آن شبوروز به سختی گذشت. هر زمان که در هتل بودیم، باید این گزارشها را تحمل میکردم.
از دیروز که موج انتخابات جدید آمریکا آغاز شده و هرگاه صفحه گوشی را روشن میکنیم خبرها از همه سمت یورش میآورد، این خاطره بهیادم آمد.
این همراهیِ با این انتخابات، نشاندهنده این است که حتی مؤمنان هم با «سیلِ» فضای مجازی همراه میشوند. از مقاومتِ ایمانی کاسته شده و سرگرمی حرف اول را میزند. مهم نیست که یک شبانهروز از عُمرم گذشت، یا دو شبانهروز یا حتی بیشتر، اما مهم است که بدانم در فلانایالتِ آمریکا، رأی با کیست.
همراهیِ با انتخابات، موضوعی است که پُررنگ شده است. و گرنه مؤمنان با نوعِ موجهای فضای مجازی همراهی کرده و حتی چالشها را دنبال میکنند.
اینجا نمیخواهیم از این سخن بگوییم که این همراهی، «همدلی» را هم خواهد آورد. کسی که عُمر خود را برای موضوعی خرج میکند، یعنی «همدل» است که این گوهر گرانبها را به این آسانی دور میریزد. اگر به «زبان قال» بگوید همدل نیستم، «زبان حالِ» او مکذّبِ اوست.
همچنین به یادآوری نیازی نیست که همه این پیگیریها، مصداقِ «خوراک آلوده» است. خدا میفرماید: فلیَنظُرِ الانسان الی طعامه. یعنی انسان به علمی که فرا میگیرد، نگران باشد. همه آنچه از راهِ چشم و گوش وارد کالبد و روح ما میشود و فرا میگیریم، خوراکِ ماست. یا این خوراک، کِرمهای کثیف است یا طعامی پاکیزه و نظیف. دیدهاید گاهی از بس در فضای مجازی سُر خوردهاید که وقتی به خود میآیید، سَرِتان سنگین است از این کِرمهای بیخودی.
اینجا نمیخواهیم نصیحت کنیم یا توبیخ یا سرزنش یا... .
اینجا صرفاً میخواهیم متذکر شویم که حالِ امروزِ ما با خطکشیهای مکتبی، چهمقدار فاصله دارد... .
در مکتب، مراجعه به اخبارِ روز، مرزبندی شده است و باید به کلیاتی از خبرها اکتفا نمود. اما غرقشدن در این فضا، بهشدت مذمت شده است. معاشرت با اهلباطل را فرمودهاند دو گونه است: یا مستقیماً شخص با اهل باطل نشستوبرخاست کند یا اینکه وقت خود را با تلویزیون و فیلمها و روزنامهها و فوتبالها و... پُر کند.
بیش از سیسال قبل برای ما در منابر فرمودهاند تعجب است از کسی که صبحبهصبح با وَلَع روزنامهها را ورق میزند... گویا به معشوق خود رسیده است.
امروز بهجای روزنامه، فضای مجازی نشسته است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️خوراکِ آلوده
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش دوم
میفرمایند:
«اینها همهاش مجالست با اهل باطل است. با خودش نگوید من که در میان آنها نیستم، فقط در صفحه تلویزیون میبینم یا مثلاً در رادیو میشنوم یا در روزنامه میخوانم. فرق نمیکند، تمام اینها مثل معاشرت و مجالست با اهل باطل است.
وجود انسان از این بطالتها پر میشود و عقل ضعیف میشود. اصلا بطالت عقل را ضعیف میکند و از آنطرف نفس اماره در آنچه که نباید قوت بگیرد قوی میشود.
آنوقت شهوتها، تمایلات، معاصی، اینها همه از انسان سرمیزند. از مقام قرب الهی دور میشود، از رحمت خدایی دور میشود و خودش هم نمیفهمد چه چیز باعث این دوری و کدورت شده؟! چه چیز سبب این همه بلا و مشقت شده؟! همین امور.
تو سفیه شدهای و خودت هم نمیفهمی. تو از مجالست با اهل باطل لذت بردهای، حال به هرطور که باشد. لذت که بردی، نفس اماره تو قوت پیدا کرده و عقلت ضعیف شده. چه میخواهی؟! انتظار چه لطفی و کرمی از خدا داری؟!» (نماز، ج١، ص١۴٣)
مکتب، بهطور مطلق مراجعه به اَخبار روز را ردّ نکرده است؛ اما برای همان مراجعه اندک هم خطکشی قرارداده است. اگر هم بزرگان دین اعلی الله مقامهم احیاناً به روزنامهای مراجعه میکردهاند، برای مسیر حق بوده است و استفادههای معرفتی بردهاند.
جالب است که اشاره کنیم مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ فَصدِ یک حیوان را نقل کرده و میفرمایند در روزنامه دیدهاند و استفاده معرفتیِ خود را مطرح میفرمایند:
«و این مطلب را فرنگیها میگویند. فرنگیها یکوقتی فصد کردند سگی را و این حکایت توی روزنامهها بود دیگر خدا میداند واقع هم شده یا نشده... این حکایت را خودم توی روزنامههای آنها دیدم نوشته بود... .» (درس روز شنبه، ٣ ذوالقعده ١٣٠٧)
یا مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه که بر اَخبارِ پزشکانِ معاصرِ خود آگاه بودند، برای وقتگذرانی و اتلاف عُمر نبوده است (کاری که امروز در فضای مجازی مرتکب میشویم) بلکه برای بررسی و نقدِ آن و ارائه تحلیل بوده است.
بههرروی آنچه در این نوشتار در پی آن بودیم، از جنس نصیحت نبود؛ چراکه مؤمنان خود، آگاهند. صرفاً خواستیم بگوییم که در سیلِ فضای مجازی همچون پرِ کاهی شدهایم و باید درباره نزدیکشدن به معیارهای مکتبی بیندیشیم... .
البته میدانیم تمام این لحظات و دقایق در لوح اعمالمان بایگانی میشود و در حال احتضار همه آنها را مرور خواهیم کرد و هنگام حسرتها آغاز میگردد. امیرالمؤمنین علیهالسلام از آن حالت خبر دادند و فرمودند: یُفَکِّرُ فِیمَ أَفْنَی عُمُرَهُ وَ فِیمَ أَذْهَبَ دَهْرَه.
برای ما مهم این است که در اینگونه جریانها متذکر باشیم که پشت پرده هرگونه عزل و نصبی بستگی دارد به اسم المدبر خداوند متعال حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن علیهماالسلام و عجل الله فرجه الشریف المبارک. امیدواریم از برکات آن بزرگوار علیهالسلام خیر حق و اهلحق رقم بخورد ان شاء الله العزیز الکریم الرحیم.
٢٠ ربیعالاول ١۴۴٢
@AghayedNet
🔻(نفوذِ رسانه در زندگیِ مؤمنانه)
🔸بخش دوم
میفرمایند:
«اینها همهاش مجالست با اهل باطل است. با خودش نگوید من که در میان آنها نیستم، فقط در صفحه تلویزیون میبینم یا مثلاً در رادیو میشنوم یا در روزنامه میخوانم. فرق نمیکند، تمام اینها مثل معاشرت و مجالست با اهل باطل است.
وجود انسان از این بطالتها پر میشود و عقل ضعیف میشود. اصلا بطالت عقل را ضعیف میکند و از آنطرف نفس اماره در آنچه که نباید قوت بگیرد قوی میشود.
آنوقت شهوتها، تمایلات، معاصی، اینها همه از انسان سرمیزند. از مقام قرب الهی دور میشود، از رحمت خدایی دور میشود و خودش هم نمیفهمد چه چیز باعث این دوری و کدورت شده؟! چه چیز سبب این همه بلا و مشقت شده؟! همین امور.
تو سفیه شدهای و خودت هم نمیفهمی. تو از مجالست با اهل باطل لذت بردهای، حال به هرطور که باشد. لذت که بردی، نفس اماره تو قوت پیدا کرده و عقلت ضعیف شده. چه میخواهی؟! انتظار چه لطفی و کرمی از خدا داری؟!» (نماز، ج١، ص١۴٣)
مکتب، بهطور مطلق مراجعه به اَخبار روز را ردّ نکرده است؛ اما برای همان مراجعه اندک هم خطکشی قرارداده است. اگر هم بزرگان دین اعلی الله مقامهم احیاناً به روزنامهای مراجعه میکردهاند، برای مسیر حق بوده است و استفادههای معرفتی بردهاند.
جالب است که اشاره کنیم مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ فَصدِ یک حیوان را نقل کرده و میفرمایند در روزنامه دیدهاند و استفاده معرفتیِ خود را مطرح میفرمایند:
«و این مطلب را فرنگیها میگویند. فرنگیها یکوقتی فصد کردند سگی را و این حکایت توی روزنامهها بود دیگر خدا میداند واقع هم شده یا نشده... این حکایت را خودم توی روزنامههای آنها دیدم نوشته بود... .» (درس روز شنبه، ٣ ذوالقعده ١٣٠٧)
یا مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه که بر اَخبارِ پزشکانِ معاصرِ خود آگاه بودند، برای وقتگذرانی و اتلاف عُمر نبوده است (کاری که امروز در فضای مجازی مرتکب میشویم) بلکه برای بررسی و نقدِ آن و ارائه تحلیل بوده است.
بههرروی آنچه در این نوشتار در پی آن بودیم، از جنس نصیحت نبود؛ چراکه مؤمنان خود، آگاهند. صرفاً خواستیم بگوییم که در سیلِ فضای مجازی همچون پرِ کاهی شدهایم و باید درباره نزدیکشدن به معیارهای مکتبی بیندیشیم... .
البته میدانیم تمام این لحظات و دقایق در لوح اعمالمان بایگانی میشود و در حال احتضار همه آنها را مرور خواهیم کرد و هنگام حسرتها آغاز میگردد. امیرالمؤمنین علیهالسلام از آن حالت خبر دادند و فرمودند: یُفَکِّرُ فِیمَ أَفْنَی عُمُرَهُ وَ فِیمَ أَذْهَبَ دَهْرَه.
برای ما مهم این است که در اینگونه جریانها متذکر باشیم که پشت پرده هرگونه عزل و نصبی بستگی دارد به اسم المدبر خداوند متعال حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن علیهماالسلام و عجل الله فرجه الشریف المبارک. امیدواریم از برکات آن بزرگوار علیهالسلام خیر حق و اهلحق رقم بخورد ان شاء الله العزیز الکریم الرحیم.
٢٠ ربیعالاول ١۴۴٢
@AghayedNet