AghayedNet
مخطوط رسالتَي تحقيق العلم و قاب قوسين تأليف الشيخ علي نقي بن أحمد بن زين الدين الأحسائي ( ت 1246 هـ ) ... نسخة بخط المؤلف ... نسخه خطیِ دو رساله از فرزند شیخ مرحوم، شیخ علی‌نقی احسائی رحمة‌ الله علیه، به خط مؤلف. 👇👇
پیش از این مخطوط رساله‌ای از مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی رحمة‌ الله علیه را معرفی کردیم. همین‌جا بیفزاییم طبق نظر صاحب‌نظران، آن مخطوط، رساله‌ای از این مرحوم است؛ اگرچه به خط ایشان نیست.
نسخه خوانای رساله قاب قوسین، تقدیم می‌شود.👆
نمونه خط مرحوم شیخ علی نقی احسائی رحمة‌ الله علیه
کتاب «أصالة الوجود عند صدر الدین الشیرازی» نگاشته الشیخ الدکتور علی اسعد حلباوی توسط دار الصفوه در سال 1431(2010) به چاپ رسیده است.
در فصلِ «معلومات مختصرة عن بعض مؤلفات الشیرازی» در صفحه 538 ضمن توضیح کتاب «الحکمة العرشیة» نوشته است:
الحکمة العرشیة علی الطریقة العرفانیة ایضاً و یحتوی علی خلاصة المذهب الشیرازی... و علی رؤیة جدیدة فی مجال انقطاع العذاب عن اهل النار و فی هذة الفکرة سبقه الی القول بها ابن‌عربی و یتألف الکتاب من مشرقین.
الاول فی بیان معرفة الله و صفاته و اسمائه و آیاته و الثانی فی المعاد.
و قد تناوله بالرد و النقد احمد زین الدین الاحسائی بناءً علی طلب ملا شبستری (1236هـ) و اعتبر الملا اسماعین الاصفهانی الانتقادات التی وجهها الشیخ احمد نتجت عن کونه لم‌یفهم جیداً المصطلحات الفلسفیه‌!!! ([تنها حربه پوشالی‌ای که اکثر مخالفین فرمایش‌های شیخ اع در دست دارند و می‌گویند ایشان استاد ندیده است! برخی محققان همین اشکال را نیز پاسخ داده‌اند که در آینده، بیان خواهیم کرد]) و من غیر المؤکد ان الملا اسماعیل فهم بدوره تعالیم و مصطلحات الشیخ احمد.
و در صفحه542:
المشاعر رسالة تحتوی علی ثمانیة مشاعر فی شرح الوجود و الماهیة و کیفیة تحققهما و قد ردّ علیها احمد زین الدین الاحسائی طبعت هذه الرسالة عام 1761م.👇
عجیب آنکه در فصل «فصل ختامی: نقد فلسفة الشیرازی» ذیل عنوانِ «من اهم منتقدیه» از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نامی نبرده است. و فقط به 15نفر (16نفر، یک شماره تکرار شده است) اشاره کرده است.
دهمین نفر موسی زرآبادی قزوینی (1294-1353ق) و نفرات بعد ضیاء الدین اصفهانی (1375ق) و میرزا حسن علی مروارید و عبد الله واعظ یزدی و جواد طهرانی (1368ق) است. در شرح نقد ضیاء الدین اصفهانی نوشته است: «الذی شک فی کتاب الاسفار و اعتبر ان ثلثیه عبارات القوم نسبها صدر المتألهین الی نفسه» و آن «قوم» را به ترتیب نام می‌برد: میرداماد، مباحث شرح المقاصد، میر صدر الشیرازی، محقق دوانی، غیاث الدین منصور (مباحث معاد). و در شرح نقد مروارید نوشته است: «الذی خالف القول بتجرد النفس الانسانیة و استند فی ذلک الی احادیث الائمة» و در شرح نقد واعظ یزدی:‌ «الذی عارض القائلین بوحدة الوجود و اعتبر ان هذه الطریقة فیها مخالفة لطریقة اهل البیت من حیث الاعتقاد و الاعمال.» و شرح نقد تهرانی: «الذی قام بنقد ادلة صدر المتألهین علی اصالة الوجود...» نکته آنجاست که با توجه به نقد این چهار نفر و امثال ایشان تفاوت اساسی و بنیادیِ نقد ایشان و نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه را بر ملاصدرا می‌یابیم. انتقادات شیخ مرحوم اعلی الله مقامه کجا و انتقاداتی که دیگران گفته و نوشته‌اند کجا... این دیگر است و آن دیگر.🌷
🌷 پرسش و پاسخ

ـــــ هرگاه شخصی چك موعددار را به مبلغ كمتری از مبلغ قید شده در چك بخرد، چه حكمی دارد؟


ـــ پاسخ: چك موعددار در واقع ارزشش كمتر است از مبلغی كه در آن قید گردیده. یعنی حال حاضر و پیش از رسیدن موعد در بازار ارزش آن چك كمتر است از این جهت خریدن آن به قیمت كمتر نباید مشكلی داشته باشد مانند جنسی كه انسان می‏خرد به قیمتی كمتر و می‏داند كه مثلاً یك ماه دیگر ارزش آن بیشتر خواهد شد.
و اگر چك را هم در حكم نقدینه (پول) فرض كنیم نظر به‏اینكه در حال حاضر معادل است با همان وجه كمتر ، شبهه ربا پیش نمی‏آید ولی در این‏گونه موارد از باب احتیاط (زیرا آنچه در نیت است این است كه واقعاً معامله ربوی انجام نیابد و از طرفی هم گاهی چاره‏ای نیست و باید امور معیشت بگذرد و گرفتاریهای مردم به طوری سروسامان یابد) بهتر آن است كه همراه پول پرداختی، چیزی را ضمیمه كنند اگرچه آنچه را كه ضمیمه می‏كنند چندان ارزشی نداشته باشد.
Forwarded from AghayedNet
🌷عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی ـ رفع اللهُ شأنَه - و اهمیتِ خانواده (همسر و فرزندان)
شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیه‌السلام مشرف شدند.
در نزدیکی طبس، قصیده‌ای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است:
إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى مِنَ البُعدِ
یُقَلْقِلُنِى شَوْقِى وَ یُزْعِجُنِى وَجْدِى
ای پور موسی! از راه دور به سوی تو می‌آیم در حالیکه آتش عشق، و شور اشتیاق تاب و قرار را از من ربوده است.
در ادامه، در چند بیت، اهمیت خانواده و همسر و فرزندان را بیان می‌فرمایند.
ا👇👇
Forwarded from AghayedNet
👆اهل بصیرت در این ابیات تأمل نمایند و بیابند اُسوه ایشان شیخ مرحوم اع چگونه محبت و ارتباط خود را با خانواده‌اش به تصویر می‌کشد.
چنان سوز دل را از دوری ایشان بیان می‌فرماید و چنان زیبا محبت خود را به ایشان نشان می‌دهد، که جایی برای توضیح بیشتر باقی نمی‌ماند
و از طرفی چنان به محبتِ خود به اهل بیت - علیهم‌السلام - تصریح می‌فرمایند که: از شدت محبت به اهل بیت و در راه اهل بیت، دوریِ از خانواده را برگزیدم؛ با اینکه بسیار طاقت‌فرساست.
این اشعار، از جهت‌های گوناگون شایان تأمل و تدبر است:

وَ لِى صِبْیَةٌ یَا لَهْفَ نَفْسِى وَ نِسْوَةٌ
إِذا غِبْتُ عَنْهُم لاَیَقِرّوُنَ مِنْ بَعْدِ

وَ کُنْتُ إِذا مَا عَنَّ لِلْقَلْبِ ذِکْرُهُم
تَقَطَّعَ أَفْلاذٌ عَلَیْهِمْ مِنَ الْکَبْدِ

وَ لَمَّا دَعَوْتُمْ لَذَّ عِنْدِى فِرَاقُهُم
وَ لَمَّا أَبُلْ مَا هُمْ عَلَیْهِ مِنَ الْجَهْدِ

وَ لَذَّتْ لِىَ الْأَزمَاتُ وَ الْبَیْنُ وَ السُّرَى
وَ هَانَتْ بِقَلْبِى شِدَّةُ الحَرِّ وَ الْبَرْدِ

👈من همسر و دخترکانی دارم که جانم فدایشان باد؛ هرگاه آهنگ جدایی از ایشان می‌کنم، آرامش از ایشان سلب می‌شود. و هرگاه آیینه‌ دلم رو به سوی ایشان می‌کند، جگرم پاره پاره می‌شود.
اما مولای من چون بانگ دعوت شما را شنیدم، دوری از ایشان لذت‌بخش شد و دیگر از امواج خروشان بلا که بر ایشان وارد آید پروایی ندارم. طوفان مشکلات، آتش فراق و سختی سفر گوارا شد و ناملایمات برایم هموار گشت.🌷
🌷رساله‌ای مهم از مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه در نقد و توضیح «بسیط الحقیقة کل الأشیاء»، کلامی مشهور از ملاصدرا.
شیخ مرحوم اع این رساله را در پاسخ محمد دامغانی عَمْرَوانی نگاشته‌اند.
این رساله به زبانی عربی و ٢٩٩ بيت است (هر بیت پنجاه حرف). تاریخ تحریر آن ١٩ ربيع‌الاول ١٢٣٢ است.
نزد اهل نظر، رساله‌ای است آکنده از معارف ناب.
مخطوط رساله شیخ مرحوم اع در جواب ملا محمد دامغانی عَمرَوانی
🌷در ضررهای استعمال تریاک

عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه در ضمن درس سه‏شنبه 18 محرم‌الحرام سال 1319ق مي‏فرمايند:

«اين است كه ثمر ترياك همان خورده‏اش را كه مي‏خوري مي‏فهمي كه ضرر دارد چرا كه يك‌خورده كه مي‏خوري انس به او مي‏گيري و روز ديگر يك‌خورده زيادتر مي‏خوري باز تو را نمي‏كشد تا به جايي مي‏رسد كه نشسته‏اي بيداري ولكن بيدار نيستي لايموت و لايحيي.
و اينها را عرض مي‏كنم زور بزنيد خودتان را مبتلا نكنيد و آن‏كه مبتلا شده زور بزند رفع كند و حالا متداول شده در شهرها مردم مي‏خورند، استعمال مي‏كنند، ضررها دارد كه ملتفت نمي‏شوند و اين ترياك را كه كشيدي تا دم زدي مي‏بيني في‏الفور اثر كرد چرا كه دود است و روان و زود مي‏رسد و اثر مي‏كند و هرچه بيشتر بكشي بيشتر ميل مي‏كني و تا به جائي مي‏رسد كه لايموت و لايحيي نه مي‏تواند خواب درست كند نه بيدار درست باشد مثل حالت اهل جهنم كه لايموت و لايحيي. آرزو مي‏كنند كه كاش تراب بوديم كه احساس عذاب نمي‏كرديم.
👇👇
و عرض مي‏كنم حالتشان كأنه جوري مي‏شود كه فكر منافع و مضار را نمي‏كنند. فلان‌چيز ضرر دارد فكر ضررش را نمي‏كند يا آن‏كه نفع دارد نفعش را فراموش مي‏كند و حالت ترياكي اين طور است كه آن وقتي كه مي‏گويي، صدا به گوشش مي‏خورد ولكن بسا پشت سرش ملتفت اين نمي‏شود كه صدا كردند و به گوشش رسيد و حفظ و حافظه ندارد مثل آن‏كه اين (كسي) ‏كه پيش ساعت نشسته و ساعت مي‏زند و اين نمي‏شنود. حالا نشنيد معني ندارد ولكن خودش در جايي فرو رفته اصلا ملتفت نبوده و ساعت زده، و حاقّش را بيابيد كه صدا به گوشش خورده و گوشش شنيده ولكن اين قدر حافظه ندارد كه صدا را حفظ كند، پس صدا نشنيده و همچو فراموشي برايش مي‏آيد.
👇👇
و ببينيد ترياك بر سر آدم چطور مي‏كند كه از خدا، پيغمبر، منافع، مضار همه مي‏افتد. خوب مرده‏اي چرا حركت مي‏كني، زنده‏اي و مثل اين‏كه ابتلائي است كه خدا قرار داده كه كاش حرام كرده بودند كه آنهايي كه متقي بودند، مثل آن‏كه آدم‏هاي متقي از شراب اجتناب مي‏كردند خيلي از زن‏هاي متقي پرهيز مي‏كنند و اگر حرام بود مردم اجتناب مي‏كردند لكن حالا كه حلال است مي‏بيني خودشان را مبتلا مي‏كنند كه واللّه ضررش از شراب بيشتر است كه شعور را بالمرة مي‏گيرد.
پس چيزي كه عقل حكم مي‏كند و شرع همراهش است اين است كه چيزي كه انسان را از خدا غافل مي‏كند نبايد استعمال كرد. حالا سرّش چه بوده كه ترياك را حلال كرده‏اند، براي يكپاره چيزها چرا كه چيزي كه از خدا انسان را غافل مي‏كند نبايد پيرامونش رفت.»
بعد از درس فرمايش فرمودند: «شيوع ترياك‏كشي از شراب بيشتر شده كه انسان را از دنيا و آخرت و خدا و پيغمبر فراموشي مي‏دهد كه انسان نه خيري مي‏فهمد نه شرّي نه خوبي نه بدي، هيچ‌چيز سرش نمي‏شود.»
و فرمودند: «هر شهري كه بزرگتر است اين ترياك در او شيوعش بيشتر است.»
و فرمودند: « خدا الحمدللّه به من انعام كرده كه در ناخوشيهاي خودم اصلاً استعمال نكرده و نمي‏كنم و محفوظ مانده‏ام.»
🌷نام یکی از علمای شیعه در همدان، «محمدباقر بهاری» است. نویسنده «اعیان‌الشیعه» از ایشان به نیکی یاد کرده است (کان عالما فاضلا محدثا رجالیا اخلاقیا...) (المشکاة فی الاحکام الخلق الواقع فی الصلاة، حاج شیخ محمدباقر بهاری، ج2، ص4) و آقابزرگ تهرانی در «نقباء البشر» از ایشان این‌گونه تعبیر آورده است: «کان ورعا تقیا شدیدا فی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، عارفا سالکا مهذبا.» (نقباء‌البشر فی أعلام القرن الرابع‌عشر، ج1،ص201)
وی با عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه معاصر بود؛ ولی در سال 1297ق به عتبات عالیات مشرف شد و در سال 1318ق به همدان بازگشت (سه سال پس از واقعه هائله همدان به‌سال 1315ق.)👇