مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه:
یُخرج الحی مِن المیت...محمد بن ابیبکر خیلی آدم متشخصی بود، نزدیک به نقابت و نجابت است مقامش.
(موعظه ۲۲ محرمالحرام ۱۲۹۷)
🔺ضریح محمد بن ابیبکر در فسطاط مصر
▪️۱۴صفر، شهادت محمد بن ابی بکر
@AghayedNet
یُخرج الحی مِن المیت...محمد بن ابیبکر خیلی آدم متشخصی بود، نزدیک به نقابت و نجابت است مقامش.
(موعظه ۲۲ محرمالحرام ۱۲۹۷)
🔺ضریح محمد بن ابیبکر در فسطاط مصر
▪️۱۴صفر، شهادت محمد بن ابی بکر
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet_اسرار شهادة.pdf
🔺شرح فقراتی از زیارت اربعین
از بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
از بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺تصویر: دعائی در هنگام بیماری فراگیر، از نسخه خطیِ طب یوسفی و ضیاء المحمود در طاعون سنه١٢۴٧ از شاهزاده محمودمیرزا
🔹همه پدیدههای این عالَم ظاهر، در آسمانها و افلاک و عوالم غیبی ریشه دارد. طبق حکمت حقه محمد و آلمحمد علیهمالسلام آسمانها آباء علویه هستند و عناصر امهات سفلیه و موالید آنها جماد، معدن، گیاه، حیوان و انسان و پدیدههای مربوط به این موالید است.
🔸اگرچه همه پدیدههای زندگی بشری ریشه در عوالم علوی دارد؛ اما در دعاهایی که هنگام بیماریِ فراگیر خوانده میشود، بهخصوص بر تأثیر ملکوت و جبروت اشاره شده است.
🔹برای نمونه دعاهایی با این مضمون در منابع زیر منقول است:
حلیة المتقین، مرحوم مجلسی، ص۲۷۹؛ طب الائمة، عبدالله شبر، ص۳۵۱؛ مجربات ابنسینا الروحانی، حسین بن عبدالله ابن سینا، ص۱۱۸
🔸برای مطالعه بیشتر دراینباره، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3986
🔹همه پدیدههای این عالَم ظاهر، در آسمانها و افلاک و عوالم غیبی ریشه دارد. طبق حکمت حقه محمد و آلمحمد علیهمالسلام آسمانها آباء علویه هستند و عناصر امهات سفلیه و موالید آنها جماد، معدن، گیاه، حیوان و انسان و پدیدههای مربوط به این موالید است.
🔸اگرچه همه پدیدههای زندگی بشری ریشه در عوالم علوی دارد؛ اما در دعاهایی که هنگام بیماریِ فراگیر خوانده میشود، بهخصوص بر تأثیر ملکوت و جبروت اشاره شده است.
🔹برای نمونه دعاهایی با این مضمون در منابع زیر منقول است:
حلیة المتقین، مرحوم مجلسی، ص۲۷۹؛ طب الائمة، عبدالله شبر، ص۳۵۱؛ مجربات ابنسینا الروحانی، حسین بن عبدالله ابن سینا، ص۱۱۸
🔸برای مطالعه بیشتر دراینباره، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3986
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه صفر در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه صفر در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺درباره چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺درباره چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه @AghayedNet
@AghayedNet_چهارشنبه- آخر ماه صفر.pdf
108.3 KB
🔺درباره چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸کسی که غسل را فراموش میکند و از حمام خارج میشود، آیا همان نیّتِ رفتن برای غسل کافی است یا باید برگردد و غسل نماید؟
پاسخ:
🔹باید غسل نماید.
🔸آیا غسلکردن با لباس یا باندهایی که برخی برای بعضی بیماریها به پاها میپیچند، در صورتی که آب به زیر لباس یا باندها برسد صحیح است؟
پاسخ:
🔹اگر آبِ غسل به بَشَره برسد صحیح است.
@AghayedNet
🔸کسی که غسل را فراموش میکند و از حمام خارج میشود، آیا همان نیّتِ رفتن برای غسل کافی است یا باید برگردد و غسل نماید؟
پاسخ:
🔹باید غسل نماید.
🔸آیا غسلکردن با لباس یا باندهایی که برخی برای بعضی بیماریها به پاها میپیچند، در صورتی که آب به زیر لباس یا باندها برسد صحیح است؟
پاسخ:
🔹اگر آبِ غسل به بَشَره برسد صحیح است.
@AghayedNet
@AghayedNet_قراباغیه.pdf
306.6 KB
🔺رساله قراباغیه
رسالهای مفصل بهزبان عربی در علم امام علیهالسلام
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
#کتاب
@AghayedNet
رسالهای مفصل بهزبان عربی در علم امام علیهالسلام
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
#کتاب
@AghayedNet
🔺در این ایام فراگیریِ بیماری کرونا
⚡️بهزودی تقدیم میشود:
💠سلسله یادداشتهایی تخصصی با عنوان:
دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
@AghayedNet
⚡️بهزودی تقدیم میشود:
💠سلسله یادداشتهایی تخصصی با عنوان:
دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
@AghayedNet
@AghayedNet_شرايع_الهي_و_شريعت_رسول.pdf
77.3 KB
🔺درباره شرایعِ گذشته و مراحل رشد عالَم
و بیان موقعیت بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و شریعت آن بزرگوار
از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
و بیان موقعیت بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و شریعت آن بزرگوار
از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺متن و ترجمه تفسیر الامام الحسن العسکری علیه السلام، نشر مجمع ذخائر اسلامی، ١٣٩۶ش، چاپ نخست
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻درباره نام شهر سُرّ مَن رأی و ارتباط علمیِ بزرگان دین با این منطقه
در سالنامههای قدیمیِ عثمانی، نام این شهر «سر من رأی» ثبت شده است ولی میان جغرافیدانان و تاریخدانان عرب و مسلمان، در وجهِ تسمیه این شهر اختلاف است.
برخی گفتهاند نام این شهر «سامَرا» است (به زبان آرامی، همچون باصَیدا و جاسروا و تامرّا) که به بانیِ این شهر نسبت دارد، سامِ بن نوح.
همچنین این شهر به «سامراه» نامیده شده و «راه» کلمهای است فارسی و معادلِ «طریق» در عربی. بدینترتیب «سامرا» را «طریق سام» دانستهاند.
برخی این کلمه را «سامره» تلفظ کردهاند و برخی گفتهاند وقتی سام بن نوح از کشتی پیاده شد، به این منطقه آمد و گفت: «هذا وسط الدنیا.»
در معیاراللغة، نام این شهر «سَرَّ مَنرأی» و «سُرَّ مَنرأی»، هر دو، ثبت شده است.
یکی دیگر از اسمهای این شهر «ساءَ مَن رأی» است که شاید «سامرا» از این جهت، مخففِ آن باشد. و این اسم وقتی بود که خرابی همه این شهر را فراگرفته بود.
کسی را که اهل سامرا باشد «سُرَّمَری» یا «سامَرّی» میگویند.
از زمان خلیفه عباسی، معتصمبالله بود که در سال ٢٢٠ق شکل «شهر» به خود گرفت و سُور و دیواری اطراف شهر بناء شد که چهار دروازه داشت.
زمانی اهالی این شهر غیر از اهلسنت، گروهی از یهودیان نیز بودهاند. برخی علماء شیعه که در سامرا سکونت داشتند، زبان عبری را از کودکان یا بزرگسالان یهودی آنجا فرا میگرفتند تا بتوانند در ردّ یهود کتاب بنویسند. اشاره مختصری به این ماجَرا در کتاب «یومیات» نوشته سید محمدرضا حسینی (صفحه194) آمده است.
شیعیان به این شهر انتقال نعش میدادهاند و اموات را در جوار عسکریین علیهماالسلام دفن میکردهاند. گزارشی از یک انتقال نعش به سامرا، در کتاب «مجموعة رجالیة و تاریخیة» نگاشته شیخ آقا بزرگ طهرانی (صفحه٣٧۶) مذکور است.
بزرگان دین اعلی الله مقامهم به زیارت عتبات این شهر مشرف میشدهاند. از جمله یادگاریهای حضور این بزرگواران رسالهای از سیدمرحوم اعلیاللهمقامه است.
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجاته رساله شرح حدیث ابوالاسود دوئلی را در این شهر تصنیف فرمودهاند.
کاتب در پایان نسخه اضافه کرده است: «و هذه آخر مصنفاته فی سر من رأی و آخر رسائله و آخر زيارته لائمته عليهمالسلام.» (این آخرین مصنفات ایشان است در سرّمنرأی و آخرینِ رسائل ایشان است و آخرین زیارت ایشان ائمهاش را علیهمالسلام.)
نظریه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه درباره کیفیت غیبت امام زمان عجل الله فرجه و همچنین ذکرِ واقعه سرداب غیبت (بهنقل از مرحوم پدرشان، زینالدین احسائی) گونه دیگری از ارتباط مکتب با این منطقه شمرده میشود.
@AghayedNet
در سالنامههای قدیمیِ عثمانی، نام این شهر «سر من رأی» ثبت شده است ولی میان جغرافیدانان و تاریخدانان عرب و مسلمان، در وجهِ تسمیه این شهر اختلاف است.
برخی گفتهاند نام این شهر «سامَرا» است (به زبان آرامی، همچون باصَیدا و جاسروا و تامرّا) که به بانیِ این شهر نسبت دارد، سامِ بن نوح.
همچنین این شهر به «سامراه» نامیده شده و «راه» کلمهای است فارسی و معادلِ «طریق» در عربی. بدینترتیب «سامرا» را «طریق سام» دانستهاند.
برخی این کلمه را «سامره» تلفظ کردهاند و برخی گفتهاند وقتی سام بن نوح از کشتی پیاده شد، به این منطقه آمد و گفت: «هذا وسط الدنیا.»
در معیاراللغة، نام این شهر «سَرَّ مَنرأی» و «سُرَّ مَنرأی»، هر دو، ثبت شده است.
یکی دیگر از اسمهای این شهر «ساءَ مَن رأی» است که شاید «سامرا» از این جهت، مخففِ آن باشد. و این اسم وقتی بود که خرابی همه این شهر را فراگرفته بود.
کسی را که اهل سامرا باشد «سُرَّمَری» یا «سامَرّی» میگویند.
از زمان خلیفه عباسی، معتصمبالله بود که در سال ٢٢٠ق شکل «شهر» به خود گرفت و سُور و دیواری اطراف شهر بناء شد که چهار دروازه داشت.
زمانی اهالی این شهر غیر از اهلسنت، گروهی از یهودیان نیز بودهاند. برخی علماء شیعه که در سامرا سکونت داشتند، زبان عبری را از کودکان یا بزرگسالان یهودی آنجا فرا میگرفتند تا بتوانند در ردّ یهود کتاب بنویسند. اشاره مختصری به این ماجَرا در کتاب «یومیات» نوشته سید محمدرضا حسینی (صفحه194) آمده است.
شیعیان به این شهر انتقال نعش میدادهاند و اموات را در جوار عسکریین علیهماالسلام دفن میکردهاند. گزارشی از یک انتقال نعش به سامرا، در کتاب «مجموعة رجالیة و تاریخیة» نگاشته شیخ آقا بزرگ طهرانی (صفحه٣٧۶) مذکور است.
بزرگان دین اعلی الله مقامهم به زیارت عتبات این شهر مشرف میشدهاند. از جمله یادگاریهای حضور این بزرگواران رسالهای از سیدمرحوم اعلیاللهمقامه است.
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجاته رساله شرح حدیث ابوالاسود دوئلی را در این شهر تصنیف فرمودهاند.
کاتب در پایان نسخه اضافه کرده است: «و هذه آخر مصنفاته فی سر من رأی و آخر رسائله و آخر زيارته لائمته عليهمالسلام.» (این آخرین مصنفات ایشان است در سرّمنرأی و آخرینِ رسائل ایشان است و آخرین زیارت ایشان ائمهاش را علیهمالسلام.)
نظریه شیخ مرحوم اعلی الله مقامه درباره کیفیت غیبت امام زمان عجل الله فرجه و همچنین ذکرِ واقعه سرداب غیبت (بهنقل از مرحوم پدرشان، زینالدین احسائی) گونه دیگری از ارتباط مکتب با این منطقه شمرده میشود.
@AghayedNet
Audio
@AghayedNet
🔺🎙ماه ربیعالاول، ماه سرور اهل بیت و رمز فَرَج است
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش اول
با همهگیری بیماری کرونا، در محاورات یا اوساط علمی و مکاتبات، برخی اینگونه تعبیر میآورند: کرونای منحوس. در مقابل برخی میگویند منحوس نگویید؛ چرا که نحوستی ندارد و مأمور الهی است و معذور. و برخی آن را تمجید کرده و سرباز امام زمان معرفی میکنند. در این نوشتار درباره این موضوع مباحثی ارائه میکنیم.
از دیرباز، مسئله «شرور» یکی از پرسشهای مهم بشر بوده است و اندیشمندانِ گذشته تا حال به آن پاسخهایی دادهاند. اهمیت این مسئله در آنجاست که از مسئله شرور استفادهها یا سوءاستفادههای عقیدتی شده و میشود.
برخی فیلسوفان دین بر این باورند که وجود شرّ در عالم، نیرومندترین چالش در برابر اعتقاد به وجود خداست! جاناستات گفته است: «واقعیتِ رنجکشیدن انسانها بدون شک بهمنزله تنها و بزرگترین چالش در برابر ایمان مسیحی است.» ریچارد سویینبرن هم میگوید: «مسئله شر همیشه نیرومندترین اعتراض در برابر خداشناسی سنتی بوده است.»
پژوهشگران مسئله «شر» را از پیچیدهترین و مهمترین مسائل در عرصه دینپژوهی دانستهاند. دهها مقاله و کتاب درباره مسئله شر نوشته شده است. همواره بر سر این موضوع میان متفکران دینی گفتوگوها و مکاتبههای زیادی صورت گرفته است. چراکه دینداران از طرفی به خدای قادر و عالم مطلق و خیرخواهِ محض اعتقاد دارند و از سوی دیگر، با اموری نظیر بیماریها، دردها و رنجها، حیوانهای موذی، سیلهای ویرانکننده، قتلهای زنجیرهای و... مواجهند.
منتقدان دین میگویند: اگر خدا قادر و عالم مطلق و خیرخواه محض است، چرا شرور در جهان وجود دارد؟ چگونه این دو مسئله با یکدیگر هماهنگی و تناسب دارند؟
مسئله شرور به مقولههای توحیدی نیز مرتبط است. از این مسئله در بحث جبر و تفویض، عدل الهی و یکتایی خدا در خلاقیت یاد شده است. جانمکی مینویسد: «گزاره «خدا وجود دارد» با گزاره «شر وجود دارد» از نظر منطقی ناسازگارند و نمیتوان هر دو را همزمان صادق دانست.» پترسون و امثال او همچون هانس کونگ، متألّه آلمانی معاصر، مسئله «شر» را پناهگاه الحاد خواندهاند.
با توجه به «عدلِ» الهی، نظام موجود که از نظر خداپرستان «نظام احسن» است مخلوطی است از خیرات و شرور. ازاینرو برای افکار ابتدائی یا متوسط شبهاتی پیش آمده و میآید که دانشمندان دینی را به رفع آنها واداشته و در کتب اعتقادی دراینباره فصلی گشودهاند.
بدیهی است که در این نظام همچنانکه با خیرات بسیار و بلکه بیشمار برخورد داریم، با شرور فراوانی هم درگیریم. بیماریها، آفتها، بلاها، دردها، رنجها، زشتیها، نابرابریها، تشویهات ظاهری خلق، زلزلهها، توفانها، مرگها، شیاطین و بالاخره نفوس شریره، در آغوش خیرات وجود داشته و دارد.
بنابراین خواهناخواه با این پرسش روبرو میشویم: اگر این نظام نظام الهی و حکیمانه و عادلانه است، چرا این شرور وجود دارد؟ و آیا وجود اینها با حکمت و عدل الهی سازش دارد؟ و آیا اگر این نظام نظام احسن است اقتضاء نمیکند که این شرور وجود نداشته باشد؟!
در مکتب استبصار نیز درباره «شرور» مباحثی مطرح شده است و نظریهای اختصاصی بیان گردیده است. شخصی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه پرسیده است: «ما اصل هذه الشرور الواقعة فی هذا العالم... .» (اصل این شروری که در عالم پدید میآید چیست؟) و ایشان پاسخ مفصلی ارائه کردهاند.
همچنین ایشان در پاسخ به شخصی که تحقیق مسئله «خیر و شر» را پرسیده است، مرقوم فرمودهاند: «اما هذا السؤال فهو مذکور فی رسائلنا مکرراً.» (اما این سؤال [پاسخ آن] بهطور مکرر در رسائل ما مذکور است.)
این بیان نشاندهنده پر بسامد بودن این بحث در مکتب شیخیه است. در سالهای اخیر نیز استاد معظم حفظهالله در مباحث دروس شرحالمشاعر، چندین جلسه را به بررسی شرور اختصاص دادهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش اول
با همهگیری بیماری کرونا، در محاورات یا اوساط علمی و مکاتبات، برخی اینگونه تعبیر میآورند: کرونای منحوس. در مقابل برخی میگویند منحوس نگویید؛ چرا که نحوستی ندارد و مأمور الهی است و معذور. و برخی آن را تمجید کرده و سرباز امام زمان معرفی میکنند. در این نوشتار درباره این موضوع مباحثی ارائه میکنیم.
از دیرباز، مسئله «شرور» یکی از پرسشهای مهم بشر بوده است و اندیشمندانِ گذشته تا حال به آن پاسخهایی دادهاند. اهمیت این مسئله در آنجاست که از مسئله شرور استفادهها یا سوءاستفادههای عقیدتی شده و میشود.
برخی فیلسوفان دین بر این باورند که وجود شرّ در عالم، نیرومندترین چالش در برابر اعتقاد به وجود خداست! جاناستات گفته است: «واقعیتِ رنجکشیدن انسانها بدون شک بهمنزله تنها و بزرگترین چالش در برابر ایمان مسیحی است.» ریچارد سویینبرن هم میگوید: «مسئله شر همیشه نیرومندترین اعتراض در برابر خداشناسی سنتی بوده است.»
پژوهشگران مسئله «شر» را از پیچیدهترین و مهمترین مسائل در عرصه دینپژوهی دانستهاند. دهها مقاله و کتاب درباره مسئله شر نوشته شده است. همواره بر سر این موضوع میان متفکران دینی گفتوگوها و مکاتبههای زیادی صورت گرفته است. چراکه دینداران از طرفی به خدای قادر و عالم مطلق و خیرخواهِ محض اعتقاد دارند و از سوی دیگر، با اموری نظیر بیماریها، دردها و رنجها، حیوانهای موذی، سیلهای ویرانکننده، قتلهای زنجیرهای و... مواجهند.
منتقدان دین میگویند: اگر خدا قادر و عالم مطلق و خیرخواه محض است، چرا شرور در جهان وجود دارد؟ چگونه این دو مسئله با یکدیگر هماهنگی و تناسب دارند؟
مسئله شرور به مقولههای توحیدی نیز مرتبط است. از این مسئله در بحث جبر و تفویض، عدل الهی و یکتایی خدا در خلاقیت یاد شده است. جانمکی مینویسد: «گزاره «خدا وجود دارد» با گزاره «شر وجود دارد» از نظر منطقی ناسازگارند و نمیتوان هر دو را همزمان صادق دانست.» پترسون و امثال او همچون هانس کونگ، متألّه آلمانی معاصر، مسئله «شر» را پناهگاه الحاد خواندهاند.
با توجه به «عدلِ» الهی، نظام موجود که از نظر خداپرستان «نظام احسن» است مخلوطی است از خیرات و شرور. ازاینرو برای افکار ابتدائی یا متوسط شبهاتی پیش آمده و میآید که دانشمندان دینی را به رفع آنها واداشته و در کتب اعتقادی دراینباره فصلی گشودهاند.
بدیهی است که در این نظام همچنانکه با خیرات بسیار و بلکه بیشمار برخورد داریم، با شرور فراوانی هم درگیریم. بیماریها، آفتها، بلاها، دردها، رنجها، زشتیها، نابرابریها، تشویهات ظاهری خلق، زلزلهها، توفانها، مرگها، شیاطین و بالاخره نفوس شریره، در آغوش خیرات وجود داشته و دارد.
بنابراین خواهناخواه با این پرسش روبرو میشویم: اگر این نظام نظام الهی و حکیمانه و عادلانه است، چرا این شرور وجود دارد؟ و آیا وجود اینها با حکمت و عدل الهی سازش دارد؟ و آیا اگر این نظام نظام احسن است اقتضاء نمیکند که این شرور وجود نداشته باشد؟!
در مکتب استبصار نیز درباره «شرور» مباحثی مطرح شده است و نظریهای اختصاصی بیان گردیده است. شخصی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه پرسیده است: «ما اصل هذه الشرور الواقعة فی هذا العالم... .» (اصل این شروری که در عالم پدید میآید چیست؟) و ایشان پاسخ مفصلی ارائه کردهاند.
همچنین ایشان در پاسخ به شخصی که تحقیق مسئله «خیر و شر» را پرسیده است، مرقوم فرمودهاند: «اما هذا السؤال فهو مذکور فی رسائلنا مکرراً.» (اما این سؤال [پاسخ آن] بهطور مکرر در رسائل ما مذکور است.)
این بیان نشاندهنده پر بسامد بودن این بحث در مکتب شیخیه است. در سالهای اخیر نیز استاد معظم حفظهالله در مباحث دروس شرحالمشاعر، چندین جلسه را به بررسی شرور اختصاص دادهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها (ویروسشناسی از دیدگاه مکتب) 🔻بخش اول با همهگیری بیماری کرونا، در محاورات یا اوساط علمی و مکاتبات، برخی اینگونه تعبیر میآورند: کرونای منحوس. در مقابل برخی میگویند منحوس نگویید؛ چرا که نحوستی ندارد و مأمور…
✔️دیدگاه مکتب استبصار در مسئله شُرور و بیماریها
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دوم
شرّ و شرور در اصطلاح معانی مختلفی دارد. در مواضعی منظور از شر کمبودها (نقص) است، مثل جهل و ضعف و آشفتگی در خلقت.
گاهی شر گفته میشود و منظور بیماری و درد و رنج و غم است. ممکن است شر گفته شود و منظور موجودات بهظاهر خبیث باشد مثل مار و عقرب و افعی و... .
درباره حقیقت شرور، ابتدا به دو دیدگاه که در اوساط علمیه شهرت دارد اشاره میکنیم.
نخست اینکه شرور عدم است (در مقابل ملکه). چنانکه افلاطون هم تصریح کرده است که شر «عدم ذات» یا «عدم کمال» است؛ زشتی، اندوه، بیماری و چپاول، همان نازیبایی و ناخوشی و ناراحتی و ناامنی است. چنانکه «زیبایی» «وجود» دارد، زشتی (=نازیبایی) عدم است و وجود ندارد و همینطور نمونههای دیگر. پس شر عدمِ صرف و نیستِ محض است.
همینجا اشاره کنیم که استاد معظم حفظهالله در دروسِ شرحالمشاعر فرمودهاند این قول را به افلاطون نسبت دادهاند و فعلاً در فلسفه اسلامی این قول به افلاطون منتسب است. اما اینکه آیا سخن او را بهدرستی ترجمه کردهاند یا خیر مشخص نیست.
دوم اینکه شر ممکن است «عدمی» باشد و ممکن است «وجودی» باشد. چنانکه ارسطو شر را دو قسم دانسته است: عدمی و وجودی. این دسته دوم شروری هستند که در مقام و حدّ خود موجودند (امر وجودی هستند) ولی شَریّتی که بر آنها عارض میشود شریت عرضی است چراکه موجب اَعدام میشوند.
دیگران به «جنگ» مثال میزنند. جنگ را فی حد ذاته امری وجودی میدانند که خیر است؛ اما موجب امور عدمی میشود همچون قتلها و غارتها و صدمهها و... . نتیجتاً میگویند جنگ شرّ است؛ اما با توضیحی که اشاره شد.
بهتعبیر دیگر، به اعتبارِ وجودِ فینفسه، خیر هستند و به اعتبار وجود اضافی و نسبی، شر گفته میشوند. بههرروی، مباحث دیگران درباره خیر و شرّ، به وجود و عدم باز میگردد.
همچنین بعضی میگویند وجود این شرور منشأ پیدایش مذهب ثنویت (دوگانهپرستی) گردیده که به دو مبدء برای این عالم هستی گرایش یافتهاند؛ مبدء خیرات را یزدان و مبدء شرور را اهریمن میداند.
برخی از حکماء وجود شرور را با عدل الهی ناسازگار دانسته و نسبت به خدا بدگمان و بدبین شدهاند و بر خدا در ایجاد شرور، انتقادها و اشکالها و اعتراضها دارند که در فلسفه آنها همه اینها منعکس شده است.
با توجه به اینکه عرفاء و حکماء ذات خدا را مبدء خلق میدانند (حکماء ذات خدا را علةالعلل دانستهاند و عرفاء ذات خدا را محل فیضان)، در مسئله شرور به مشکل برخوردهاند که اگر خدا مبدء است، چگونه از مبدءِ خیر، شرّ صادر شده است! در اینجاست که نظریات خود را مطرح کردهاند تا به این اشکال پاسخ دهند.
دیگران میگویند طبق قاعده «الواحد لایصدر عنه الّا الواحد» و طبق قاعده سنخیت علت با معلول، چگونه باید شرور را توجیه کرد؟! بهناچار بحث خیر و شر را مطرح میکنند. همچنانکه ابنسینا در کتاب خود دراینباره دادِ سخن داده است و خیر را به خیر مطلق و نسبی تقسیم کرده است.
ادامه دارد...
@AghayedNet
(ویروسشناسی از دیدگاه مکتب)
🔻بخش دوم
شرّ و شرور در اصطلاح معانی مختلفی دارد. در مواضعی منظور از شر کمبودها (نقص) است، مثل جهل و ضعف و آشفتگی در خلقت.
گاهی شر گفته میشود و منظور بیماری و درد و رنج و غم است. ممکن است شر گفته شود و منظور موجودات بهظاهر خبیث باشد مثل مار و عقرب و افعی و... .
درباره حقیقت شرور، ابتدا به دو دیدگاه که در اوساط علمیه شهرت دارد اشاره میکنیم.
نخست اینکه شرور عدم است (در مقابل ملکه). چنانکه افلاطون هم تصریح کرده است که شر «عدم ذات» یا «عدم کمال» است؛ زشتی، اندوه، بیماری و چپاول، همان نازیبایی و ناخوشی و ناراحتی و ناامنی است. چنانکه «زیبایی» «وجود» دارد، زشتی (=نازیبایی) عدم است و وجود ندارد و همینطور نمونههای دیگر. پس شر عدمِ صرف و نیستِ محض است.
همینجا اشاره کنیم که استاد معظم حفظهالله در دروسِ شرحالمشاعر فرمودهاند این قول را به افلاطون نسبت دادهاند و فعلاً در فلسفه اسلامی این قول به افلاطون منتسب است. اما اینکه آیا سخن او را بهدرستی ترجمه کردهاند یا خیر مشخص نیست.
دوم اینکه شر ممکن است «عدمی» باشد و ممکن است «وجودی» باشد. چنانکه ارسطو شر را دو قسم دانسته است: عدمی و وجودی. این دسته دوم شروری هستند که در مقام و حدّ خود موجودند (امر وجودی هستند) ولی شَریّتی که بر آنها عارض میشود شریت عرضی است چراکه موجب اَعدام میشوند.
دیگران به «جنگ» مثال میزنند. جنگ را فی حد ذاته امری وجودی میدانند که خیر است؛ اما موجب امور عدمی میشود همچون قتلها و غارتها و صدمهها و... . نتیجتاً میگویند جنگ شرّ است؛ اما با توضیحی که اشاره شد.
بهتعبیر دیگر، به اعتبارِ وجودِ فینفسه، خیر هستند و به اعتبار وجود اضافی و نسبی، شر گفته میشوند. بههرروی، مباحث دیگران درباره خیر و شرّ، به وجود و عدم باز میگردد.
همچنین بعضی میگویند وجود این شرور منشأ پیدایش مذهب ثنویت (دوگانهپرستی) گردیده که به دو مبدء برای این عالم هستی گرایش یافتهاند؛ مبدء خیرات را یزدان و مبدء شرور را اهریمن میداند.
برخی از حکماء وجود شرور را با عدل الهی ناسازگار دانسته و نسبت به خدا بدگمان و بدبین شدهاند و بر خدا در ایجاد شرور، انتقادها و اشکالها و اعتراضها دارند که در فلسفه آنها همه اینها منعکس شده است.
با توجه به اینکه عرفاء و حکماء ذات خدا را مبدء خلق میدانند (حکماء ذات خدا را علةالعلل دانستهاند و عرفاء ذات خدا را محل فیضان)، در مسئله شرور به مشکل برخوردهاند که اگر خدا مبدء است، چگونه از مبدءِ خیر، شرّ صادر شده است! در اینجاست که نظریات خود را مطرح کردهاند تا به این اشکال پاسخ دهند.
دیگران میگویند طبق قاعده «الواحد لایصدر عنه الّا الواحد» و طبق قاعده سنخیت علت با معلول، چگونه باید شرور را توجیه کرد؟! بهناچار بحث خیر و شر را مطرح میکنند. همچنانکه ابنسینا در کتاب خود دراینباره دادِ سخن داده است و خیر را به خیر مطلق و نسبی تقسیم کرده است.
ادامه دارد...
@AghayedNet