AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه محرمالحرام نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه که در ماه محرمالحرام در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔸🔻متن کامل در لینک زیر:
https://www.instagram.com/p/CE9IBaujhU2/?igshid=1l1nhz0nzrseq
https://www.instagram.com/p/CE9IBaujhU2/?igshid=1l1nhz0nzrseq
Instagram
عقایدنت
✒️ ابتذال در عزاداری این قسمت: عزاداری با وزن رَپ موسیقایی صدا جزء لاینفک مداحی و مرثیهخوانی است. بزرگان اعلی الله مقامهم منشأ #موسیقی را بررسی کرده و درباره اصوات اَفلاک و تأثیرهای آن مطالب مهم و بینظیری نگاشتهاند. در قرائت #قرآن و #ادعیه و #زیارت ها…
✔️بزنگاههای نسخهشناسی
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است بهعربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخمرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلیاللهمقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد اُحسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفتِ تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
🔸این یادداشت در سایت عقاید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tehran/
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است بهعربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخمرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلیاللهمقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد اُحسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفتِ تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
🔸این یادداشت در سایت عقاید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tehran/
✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
✔️🔻معرفی رسالهای مخطوط و مهجور با محوریت کتاب «التذکرة فی علم النحو»
کتاب گرانسنگ «التذکرة فی علم النحو» کتابی است عجیب و بینظیر که مصنف آن (عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه) مسائل علم نحو را بهگونهای منحصربهفرد (در ترتیب مطالب و ترکیب مباحث با حکمت و محتوای علمی) ارائه فرمودهاند.
از زمان نگارش این کتاب گرانمایه، فعالیتهای مختلفی بر روی این کتاب مستطاب انجام شده است.
در دوران معاصر، حسب اطلاع نگارنده، دو پایاننامه دراینزمینه دفاع شده است. پایاننامهای در مقطع دکترا در دانشگاه بصره، با محوریت تحقیقِ کتابِ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، با نامِ «التذکرة فی علم النحو» و پایاننامه دیگر در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه کوفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، با عنوان «الجهود النحویة عند الشیخ محمدکریم الکرمانی».
پیش از دوران معاصر، همدوره با نگارش این کتاب نیز فعالیتهایی با محوریت کتاب التذکرة انجام گردید. از جمله فعالیت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی است اعلیاللهمقامه که رساله «شواهد التذکرة» را نگاشتند. در این رساله ابیاتی که در کتاب التذکرة به آن استشهاد شده، بررسی و ترجمه شده و موضع استشهاد بیان گردیده است.
در این یادداشت، یکی دیگر از فعالیتهای مکتبی با محوریت کتاب التذکرة را معرفی میکنیم.
شخصی بهنام «محمدعلی بن ابیالقاسم» در زمان حیاتِ مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهدرجته، رسالهای با عنوان «عوامل التذکرة» تألیف کرد. وی با مصنف کتاب التذکرة همدوره بوده است و از تابعان ایشان و علاقهمند به مباحث ادبی.
از «محمدعلی بن ابیالقاسم» دو کتاب دیگر در علوم ادبی در دست است. یکی در صرف و دیگری در نحو.
رساله خود در نحو را با براعت استهلال، اینگونه آغاز کرده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله العالی عن الاوهام کنه اسمه و صفته و الناصب لنا الاعلام لیرفعنا الی دار قربه و معرفته و المفضل علینا النعم العظام بفضله و رأفته و الصلوة علی مبتدء سرّ الوجود و المخبر عن الرب الودود محمد...»
این رساله به طور کامل در دسترس نیست و تاکنون به 184 صفحه از آن دست یازیده ایم.
رساله دیگر محمدعلی بن ابی القاسم، رساله ای در علم صرف است که بهزبان فارسی تألیف کرده است.
بعد از مقدمه مختصری نوشته است:
«بدانکه صرف علمیست که شناخته میشود به آن مادهها و صورتهای لفظهای عرب و موضوع آن کلمه است و کلمه بر سه قسم است اسم و فعل و حرف... .»
این رساله که مختصر است، فاقد تاریخ نگارش بوده و عبارات پایانی چنین است:
«و قد فرغ من تصنیفه محمد علی بن ابیالقاسم حامداً مصلیاً مستغفرا، تمت الکتاب بعون الملک الوهاب.»
به رساله «عوامل التذکرة» بازگردیم. مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه در کتاب «التذکرة فی علم النحو» عوامل را بهگونه جالب توجهی معرفی کردهاند. این عوامل، در سراسر کتاب منتشر است. محمدعلی بن ابیالقاسم این متفرقات را جمعآوری کرده و در قالب رسالهای ارائه نموده است.
در رساله «عوامل التذکرة» صرفاً به «عوامل» اشاره شده و مثالی نقل نشده تا عوامل پیدرپی آورده شود و بهگونهای منسجم ارائه گردد؛ اگرچه در مواردی بالاجبار مثالهایی ذکر کرده است. مؤلف پیش از شروع در سَرد عوامل نوشته است:
«و المقصود فی هذا الکتاب ذکر العوامل من دون تعرض للامثال تسهیلاً للضبط.»
این رساله هشت سال پس از نگارش کتاب «التذکرة» تنظیم شده است. هم تاریخ نگارش و هم عبارات مقدمه رساله، گویای این است که در زمان حیات مرحوم آقای کرمانی اع تألیف شده. اما اینکه به سمع و نظر ایشان رسیده باشد، گزارشی در دست نیست. عبارات پایانی رساله چنین است:
«و هذا ما بلغ جهدی فی تألیفها من العوامل المذکورة فیه و هی ثلاثة و عشرون و مائتان عاملاً و انا العبد محمدعلی بن ابیالقاسم 1284.»
رساله «عوامل التذکرة» یکی دیگر از فعالیتهایی است که با محوریت کتاب التذکرة فی علم النحو انجام شده است. کتاب التذکرة و دیگر میراثهای مکتبی، گنجینههایی است سترگ که با اینگونه فعالیتها، میتوان زوایای مختلف آن را بررسید و در فهم و درک مطالب آن سختهتر و پختهگر گردید.
🔸متن کامل این یادداشت در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/avaamel/
کتاب گرانسنگ «التذکرة فی علم النحو» کتابی است عجیب و بینظیر که مصنف آن (عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه) مسائل علم نحو را بهگونهای منحصربهفرد (در ترتیب مطالب و ترکیب مباحث با حکمت و محتوای علمی) ارائه فرمودهاند.
از زمان نگارش این کتاب گرانمایه، فعالیتهای مختلفی بر روی این کتاب مستطاب انجام شده است.
در دوران معاصر، حسب اطلاع نگارنده، دو پایاننامه دراینزمینه دفاع شده است. پایاننامهای در مقطع دکترا در دانشگاه بصره، با محوریت تحقیقِ کتابِ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، با نامِ «التذکرة فی علم النحو» و پایاننامه دیگر در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه کوفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، با عنوان «الجهود النحویة عند الشیخ محمدکریم الکرمانی».
پیش از دوران معاصر، همدوره با نگارش این کتاب نیز فعالیتهایی با محوریت کتاب التذکرة انجام گردید. از جمله فعالیت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی است اعلیاللهمقامه که رساله «شواهد التذکرة» را نگاشتند. در این رساله ابیاتی که در کتاب التذکرة به آن استشهاد شده، بررسی و ترجمه شده و موضع استشهاد بیان گردیده است.
در این یادداشت، یکی دیگر از فعالیتهای مکتبی با محوریت کتاب التذکرة را معرفی میکنیم.
شخصی بهنام «محمدعلی بن ابیالقاسم» در زمان حیاتِ مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهدرجته، رسالهای با عنوان «عوامل التذکرة» تألیف کرد. وی با مصنف کتاب التذکرة همدوره بوده است و از تابعان ایشان و علاقهمند به مباحث ادبی.
از «محمدعلی بن ابیالقاسم» دو کتاب دیگر در علوم ادبی در دست است. یکی در صرف و دیگری در نحو.
رساله خود در نحو را با براعت استهلال، اینگونه آغاز کرده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله العالی عن الاوهام کنه اسمه و صفته و الناصب لنا الاعلام لیرفعنا الی دار قربه و معرفته و المفضل علینا النعم العظام بفضله و رأفته و الصلوة علی مبتدء سرّ الوجود و المخبر عن الرب الودود محمد...»
این رساله به طور کامل در دسترس نیست و تاکنون به 184 صفحه از آن دست یازیده ایم.
رساله دیگر محمدعلی بن ابی القاسم، رساله ای در علم صرف است که بهزبان فارسی تألیف کرده است.
بعد از مقدمه مختصری نوشته است:
«بدانکه صرف علمیست که شناخته میشود به آن مادهها و صورتهای لفظهای عرب و موضوع آن کلمه است و کلمه بر سه قسم است اسم و فعل و حرف... .»
این رساله که مختصر است، فاقد تاریخ نگارش بوده و عبارات پایانی چنین است:
«و قد فرغ من تصنیفه محمد علی بن ابیالقاسم حامداً مصلیاً مستغفرا، تمت الکتاب بعون الملک الوهاب.»
به رساله «عوامل التذکرة» بازگردیم. مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه در کتاب «التذکرة فی علم النحو» عوامل را بهگونه جالب توجهی معرفی کردهاند. این عوامل، در سراسر کتاب منتشر است. محمدعلی بن ابیالقاسم این متفرقات را جمعآوری کرده و در قالب رسالهای ارائه نموده است.
در رساله «عوامل التذکرة» صرفاً به «عوامل» اشاره شده و مثالی نقل نشده تا عوامل پیدرپی آورده شود و بهگونهای منسجم ارائه گردد؛ اگرچه در مواردی بالاجبار مثالهایی ذکر کرده است. مؤلف پیش از شروع در سَرد عوامل نوشته است:
«و المقصود فی هذا الکتاب ذکر العوامل من دون تعرض للامثال تسهیلاً للضبط.»
این رساله هشت سال پس از نگارش کتاب «التذکرة» تنظیم شده است. هم تاریخ نگارش و هم عبارات مقدمه رساله، گویای این است که در زمان حیات مرحوم آقای کرمانی اع تألیف شده. اما اینکه به سمع و نظر ایشان رسیده باشد، گزارشی در دست نیست. عبارات پایانی رساله چنین است:
«و هذا ما بلغ جهدی فی تألیفها من العوامل المذکورة فیه و هی ثلاثة و عشرون و مائتان عاملاً و انا العبد محمدعلی بن ابیالقاسم 1284.»
رساله «عوامل التذکرة» یکی دیگر از فعالیتهایی است که با محوریت کتاب التذکرة فی علم النحو انجام شده است. کتاب التذکرة و دیگر میراثهای مکتبی، گنجینههایی است سترگ که با اینگونه فعالیتها، میتوان زوایای مختلف آن را بررسید و در فهم و درک مطالب آن سختهتر و پختهگر گردید.
🔸متن کامل این یادداشت در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/avaamel/
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه که در ماه محرمالحرام در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلیاللهمقامه که در ماه محرمالحرام در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔹صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشتهاند
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
عرض میشود قدری نان به مرغابیها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن که خوب، و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمیکند والسلام.
@AghayedNet
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
عرض میشود قدری نان به مرغابیها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن که خوب، و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمیکند والسلام.
@AghayedNet
✔️گزارشی اجمالی از کتاب عجایب الاسرار، خطبههای ادبی در رثاء حضرت سیدالشهداء علیهالسلام
🔺نگاشته ملا حسین مؤمن کرمانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
@AghayedNet
🔺نگاشته ملا حسین مؤمن کرمانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
@AghayedNet
AghayedNet
✔️گزارشی اجمالی از کتاب عجایب الاسرار، خطبههای ادبی در رثاء حضرت سیدالشهداء علیهالسلام 🔺نگاشته ملا حسین مؤمن کرمانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه @AghayedNet
✔️گزارشی اجمالی از کتاب عجایب الاسرار، خطبههای ادبی در رثاء حضرت سیدالشهداء علیهالسلام
🔻نگاشته ملا حسین مؤمن کرمانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
نویسنده پس از خطبه کتاب، خود را محمدحسین، ملقب به مؤمن معرفی میکند و مینویسد مدتی طولانی نزد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع تلمذ کرده است و مطالبی را در زمینه فضائل و اسرار اهل البیت علیهمالسلام فرا گرفته است. توصیفات وی از مرحوم شیخ اع جالب توجه است:
«انی لما وفقت بحمدالله تبارک و تعالی برهة طویلة و مدة بشرف خدمة العالم الربانی الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین اللحسائی رضی الله عنه و ارضاه و جعل الجنة مثواه الذی هو فی علمائنا العارفین کالشمس فی رابعة النهار و اعجوبة لاهل البصائر و الاستبصار… .»
شرح حال مؤلف، تکنگاری مستقلی میطلبد. وی کتب متعددی تألیف کرده است و نوشتههای متعدد دارد؛ چه در حاشیه برخی نسخ خطی و چه به صورت جُنگ. یکی از ویژگیهای وی نقل قولها و نقل حکایتهایی است که از زمان تلمذ خود نزد استادش، شیخ مرحوم اع، در کتابهای خود آورده است.
ملاحسین در ادامه مینویسد با توجه به همان مطالبی که از محضر شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه آموخته، خطبههایی ادبی در تعزیه حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه انشاء کرده است و در مجموعهای گردآورده است که مجموع آن، هفده خطبه است و آن را عجائب الاسرار فی لطائف مناقب الاطهار نامیده است.
خطبه اول، چنین آغاز شده است:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی نور جمیع العالم بالحسین من صبح الازل و خلع تمام الکون بالحیوة بماء الوجود من علة العلل و دور اصول الکائنات من حرکاته قطعا بلا جدل و صور آدم و نوحا و آل ابراهیم من شعاعه الذی هو آدم الاول و کشف الظلمة و الضلالة بشمس شهادته لاهل العقد و الحل صلی الله علیه و علی الشهداء لدیه و علی شیعته و شعاعه… . تا آخر خطبه.
پس از اتمام هفده خطبه، بخش نخست کتاب به پایان میرسد.
نویسنده پس از نگارش خطبهها اشاره میکند که این خطبهها را نزد شیخ مرحوم اع فرستاده و آن بزرگوار مطالعه کردهاند و تقریظی را نگاشتهاند. مؤلف، تقریظ این بزرگوار را نقل میکند و پس از آن، بخش دوم کتاب آغاز میشود.
تقریظ شیخ مرحوم اع و توضیحات مؤلف، چنین است:
قال المؤلف عفی الله عنه انی قد ارسلت هذه الخطب من بلدة دارالعبادة المسماة بیزد الی بلدة کرمانشاه عند شیخنا العارف سلمه الله لان تصل الی نظره فینظر الی صحته و سقمه فلما اتانی بها رأیت انه سلمه الله تعالی کتب فی آخر تلک الخطب بخطه ثم زین آخره بخاتمه و هذه صورة خطه سلمه الله تعالی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی وفقنی لتتبع انوار الیقین بعین الخاشعین فوجدت الحق المبین و مقالید الجنان للسالکین فادخلوها بسلام آمنین و لعمری لقد بذلت جهدک فی نصرتهم حتی کنت مع الشهداء الذین بذلوا مهجهم دون سیدهم جعلنا الله و ایاکم معهم فی الدنیا و الاخرة و ممن یقیم مآتمهم و عزائهم و ینشر ذکرهم و ثنائهم. فسعیک عندهم مشکور اسمک لدیهم بنسبک و حسبک مذکور فلا تخلی محبک من خالص الدعاء عند اقامة العزاء فانه مستجاب عند رب الارباب و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
و کتبه العبد المسکین احمد بن زین الدین.
انتهی کلامه اعلی الله مقامه.
مؤلف در بخش دوم، بعضی عبارتهای خطبههای مذکور را شرح میکند. از بسمله آغاز کرده و علت تعبیرات خود را توضیح میدهد. بخش دوم، بخش معظم کتاب است.
به مناسبت اشاره میکنیم در ۴ بهمن ماه ۱۳۹۶ش در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی این خبر مخابره شد:
نسخه خطی عجائب الاسرار آخوند ملا محمد حسین مومن کرمانی به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران منتقل شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، یک نسخه خطی با عنوان عجائب الاسرار تالیف آخوند ملا محمد حسین مومن کرمانی توسط محسن اسدی زیدآبادی به مرکز جنوب شرق سازمان اسناد و کتابخانه ملی اهدا گردید. (پایان خبر.)
نسخهای که به کتابخانه ملی اهدا شده است، تاریخ پایان نگارش ندارد. در صفحات ابتدای این نسخه، عبارات تملیک دیده میشود؛ از جمله: قد انتقل الی بالبیع الشرعی عبده علینقی، و همچنین: کتاب عجائب الاسرار از تالیفات آخوند ملامحمد حسین مؤمن، شمس الدین اُلفت معروف به بندری، ۱۰/ ۷/ ۱۳۴۳ شمسی.
در پایان اشاره میکنیم نسخهای از این کتاب، در کتاب فهرست نسخههای عکسی کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی فهرست شده است و کاملاً مستقل از نسخه هدیه شده به کتابخانه ملی است.
@AghayedNet
🔻نگاشته ملا حسین مؤمن کرمانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
نویسنده پس از خطبه کتاب، خود را محمدحسین، ملقب به مؤمن معرفی میکند و مینویسد مدتی طولانی نزد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع تلمذ کرده است و مطالبی را در زمینه فضائل و اسرار اهل البیت علیهمالسلام فرا گرفته است. توصیفات وی از مرحوم شیخ اع جالب توجه است:
«انی لما وفقت بحمدالله تبارک و تعالی برهة طویلة و مدة بشرف خدمة العالم الربانی الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین اللحسائی رضی الله عنه و ارضاه و جعل الجنة مثواه الذی هو فی علمائنا العارفین کالشمس فی رابعة النهار و اعجوبة لاهل البصائر و الاستبصار… .»
شرح حال مؤلف، تکنگاری مستقلی میطلبد. وی کتب متعددی تألیف کرده است و نوشتههای متعدد دارد؛ چه در حاشیه برخی نسخ خطی و چه به صورت جُنگ. یکی از ویژگیهای وی نقل قولها و نقل حکایتهایی است که از زمان تلمذ خود نزد استادش، شیخ مرحوم اع، در کتابهای خود آورده است.
ملاحسین در ادامه مینویسد با توجه به همان مطالبی که از محضر شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه آموخته، خطبههایی ادبی در تعزیه حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه انشاء کرده است و در مجموعهای گردآورده است که مجموع آن، هفده خطبه است و آن را عجائب الاسرار فی لطائف مناقب الاطهار نامیده است.
خطبه اول، چنین آغاز شده است:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی نور جمیع العالم بالحسین من صبح الازل و خلع تمام الکون بالحیوة بماء الوجود من علة العلل و دور اصول الکائنات من حرکاته قطعا بلا جدل و صور آدم و نوحا و آل ابراهیم من شعاعه الذی هو آدم الاول و کشف الظلمة و الضلالة بشمس شهادته لاهل العقد و الحل صلی الله علیه و علی الشهداء لدیه و علی شیعته و شعاعه… . تا آخر خطبه.
پس از اتمام هفده خطبه، بخش نخست کتاب به پایان میرسد.
نویسنده پس از نگارش خطبهها اشاره میکند که این خطبهها را نزد شیخ مرحوم اع فرستاده و آن بزرگوار مطالعه کردهاند و تقریظی را نگاشتهاند. مؤلف، تقریظ این بزرگوار را نقل میکند و پس از آن، بخش دوم کتاب آغاز میشود.
تقریظ شیخ مرحوم اع و توضیحات مؤلف، چنین است:
قال المؤلف عفی الله عنه انی قد ارسلت هذه الخطب من بلدة دارالعبادة المسماة بیزد الی بلدة کرمانشاه عند شیخنا العارف سلمه الله لان تصل الی نظره فینظر الی صحته و سقمه فلما اتانی بها رأیت انه سلمه الله تعالی کتب فی آخر تلک الخطب بخطه ثم زین آخره بخاتمه و هذه صورة خطه سلمه الله تعالی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی وفقنی لتتبع انوار الیقین بعین الخاشعین فوجدت الحق المبین و مقالید الجنان للسالکین فادخلوها بسلام آمنین و لعمری لقد بذلت جهدک فی نصرتهم حتی کنت مع الشهداء الذین بذلوا مهجهم دون سیدهم جعلنا الله و ایاکم معهم فی الدنیا و الاخرة و ممن یقیم مآتمهم و عزائهم و ینشر ذکرهم و ثنائهم. فسعیک عندهم مشکور اسمک لدیهم بنسبک و حسبک مذکور فلا تخلی محبک من خالص الدعاء عند اقامة العزاء فانه مستجاب عند رب الارباب و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
و کتبه العبد المسکین احمد بن زین الدین.
انتهی کلامه اعلی الله مقامه.
مؤلف در بخش دوم، بعضی عبارتهای خطبههای مذکور را شرح میکند. از بسمله آغاز کرده و علت تعبیرات خود را توضیح میدهد. بخش دوم، بخش معظم کتاب است.
به مناسبت اشاره میکنیم در ۴ بهمن ماه ۱۳۹۶ش در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی این خبر مخابره شد:
نسخه خطی عجائب الاسرار آخوند ملا محمد حسین مومن کرمانی به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران منتقل شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، یک نسخه خطی با عنوان عجائب الاسرار تالیف آخوند ملا محمد حسین مومن کرمانی توسط محسن اسدی زیدآبادی به مرکز جنوب شرق سازمان اسناد و کتابخانه ملی اهدا گردید. (پایان خبر.)
نسخهای که به کتابخانه ملی اهدا شده است، تاریخ پایان نگارش ندارد. در صفحات ابتدای این نسخه، عبارات تملیک دیده میشود؛ از جمله: قد انتقل الی بالبیع الشرعی عبده علینقی، و همچنین: کتاب عجائب الاسرار از تالیفات آخوند ملامحمد حسین مؤمن، شمس الدین اُلفت معروف به بندری، ۱۰/ ۷/ ۱۳۴۳ شمسی.
در پایان اشاره میکنیم نسخهای از این کتاب، در کتاب فهرست نسخههای عکسی کتابخانه مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی فهرست شده است و کاملاً مستقل از نسخه هدیه شده به کتابخانه ملی است.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet_ملاعبدالخالق یزدی.pdf
🔺بهزودی منتشر میشود
کتاب مصائبالمعصومین علیهمالسلام نگاشته آخوند ملا عبدالخالق یزدی در مرکز فرهنگیِ وابسته به عتبه حسینیه تحقیق و چاپ خواهد شد.
نام این کتاب در بعضی نُسخ چنین آمده است: «مصائب الائمة المعصومین فی تعزیة الامام علی علیهالسلام و اولاده.»
این کتاب در پنج عزاخانه تنظیم شده که مهمترینش عزاخانه پنجم، مقتل حضرت سیدالشهداء علیهالسلام است.
مصائبالمعصومین، مجموعاً در یک مقدمه و ۶٢ مجلس و خاتمه است و در سال ١٢۴١ق به زبان عربی تألیف شده است.
این کتاب یکبار در سال ١٣٠٣ق در تهران به چاپ رسیده و نسخه مهمی از آن در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد به شماره ۴٨۴ نگهداری میشود با حواشی به خط مؤلف و به امضاء «منه عفی عنه».
@AghayedNet
کتاب مصائبالمعصومین علیهمالسلام نگاشته آخوند ملا عبدالخالق یزدی در مرکز فرهنگیِ وابسته به عتبه حسینیه تحقیق و چاپ خواهد شد.
نام این کتاب در بعضی نُسخ چنین آمده است: «مصائب الائمة المعصومین فی تعزیة الامام علی علیهالسلام و اولاده.»
این کتاب در پنج عزاخانه تنظیم شده که مهمترینش عزاخانه پنجم، مقتل حضرت سیدالشهداء علیهالسلام است.
مصائبالمعصومین، مجموعاً در یک مقدمه و ۶٢ مجلس و خاتمه است و در سال ١٢۴١ق به زبان عربی تألیف شده است.
این کتاب یکبار در سال ١٣٠٣ق در تهران به چاپ رسیده و نسخه مهمی از آن در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد به شماره ۴٨۴ نگهداری میشود با حواشی به خط مؤلف و به امضاء «منه عفی عنه».
@AghayedNet
AghayedNet
✔️صلی الله علیک یا اباعبدالله 🔻برای مطالعه، عنوان هر یک از کتب را لمس یا کلیک کنید: أسرار الشهادة، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلیاللهمقامه قبس من أسرار الشهادة رؤی حول الاسرار الحسینیة المقتل، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم…
@AghayedNet_اسرار شهادة.pdf
1.2 MB
🔺اسرار شهادة آل الله الأطیاب علیهمالسلام
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
#کتاب
@AghayedNet
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
#کتاب
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸گریه و عزاداری بر حضرت سیدالشهداء حقالناس (غیبت، تهمت و...) را هم پاک میکند؟ (در مواعظ بهطور مطلق فرمودهاند که همه گناهان را پاک میکند.) اینکه بگوییم منظور از حقالناسی که در روایات آمده که خداوند از آن نمیگذرد، حقوق انسانهای واقعی یعنی محمدوآلمحمد علیهمالسلام است، درست است؟
پاسخ:
🔹گریه و عزاداری بر حضرت گناهان بین گریهکننده و عزادار و خداوند را پاک میکند ولی حقوق صاحبان حقوق را برطرف نمیکند؛ ولی رسولخدا و فاطمه زهراء و ائمه هدی صلیاللهعلیهم به تبعیت خداوند متعال از حق خود میگذرند و اگر بخواهند از سایر صاحبان حقوق میخواهند که آنان هم از حق خود بگذرند و اگر آنان اطاعت کردند و گذشتند که خوب. و اگر نگذرند آن بزرگواران از طاعات خود به آنها میدهند تا آنکه آنان هم راضی شوند و بگذرند.
ازاینجهت در دعاء وارد شده که از خداوند بخواهیم که صاحبان حقوق را از ما راضی فرماید و در دعاء شب جمعه و شب عرفه رسیده که عرض میکنیم «و احمل عنی کل تبعة لاحدٍ من خلقک» یعنی خدایا بارِ هر حقی از حقوق هر کسی از خَلقت را که بر دوش من است، تو خودت آن بار را از جانب من به عهده بگیر و هرطوری که صلاح میدانی مرا از آن بار خلاص فرما.
@AghayedNet
🔸گریه و عزاداری بر حضرت سیدالشهداء حقالناس (غیبت، تهمت و...) را هم پاک میکند؟ (در مواعظ بهطور مطلق فرمودهاند که همه گناهان را پاک میکند.) اینکه بگوییم منظور از حقالناسی که در روایات آمده که خداوند از آن نمیگذرد، حقوق انسانهای واقعی یعنی محمدوآلمحمد علیهمالسلام است، درست است؟
پاسخ:
🔹گریه و عزاداری بر حضرت گناهان بین گریهکننده و عزادار و خداوند را پاک میکند ولی حقوق صاحبان حقوق را برطرف نمیکند؛ ولی رسولخدا و فاطمه زهراء و ائمه هدی صلیاللهعلیهم به تبعیت خداوند متعال از حق خود میگذرند و اگر بخواهند از سایر صاحبان حقوق میخواهند که آنان هم از حق خود بگذرند و اگر آنان اطاعت کردند و گذشتند که خوب. و اگر نگذرند آن بزرگواران از طاعات خود به آنها میدهند تا آنکه آنان هم راضی شوند و بگذرند.
ازاینجهت در دعاء وارد شده که از خداوند بخواهیم که صاحبان حقوق را از ما راضی فرماید و در دعاء شب جمعه و شب عرفه رسیده که عرض میکنیم «و احمل عنی کل تبعة لاحدٍ من خلقک» یعنی خدایا بارِ هر حقی از حقوق هر کسی از خَلقت را که بر دوش من است، تو خودت آن بار را از جانب من به عهده بگیر و هرطوری که صلاح میدانی مرا از آن بار خلاص فرما.
@AghayedNet
✔️🔻مجموعه شیخ آقا بزرگ طهرانی و نویافتهای درباره سرداب غیبت در سُرّمَنرأی
در یکی از سفرها به عتبات عالیات عراق پس از زیارت مشاهد کربلاء معلی و نجف اشرف و کاظمین، به سُرمَنرأی مشرف شدیم. پس از اتمام زیارت به عناوین کتابفروشی عتبه عسکریَین علیهماالسلام نگاهی کردیم. بعضی کتابها به تازگی چاپ و منتشر شده بود. یکی از این کتب، مجموعه و جُنگی بود از پژوهشگر مشهور، شیخ آقا بزرگ طهرانی. آن را تهیه کرده و چون ساعات پایانی حضور ما در عراق بود، بلافاصله پس از مراجعت مطالعه و بررسی شد.
چند روزی است فایل این کتاب در فضای مجازی منتشر شده است و بعضی آن را معرفی کردهاند. ازاینرو مناسب است نکاتی پیرامون این مجموعه ارائه کنیم.
در این مجموعه و جُنگ، اختصاراتی از کتاب ریاضالعلماء (نوشته میرزا عبدالله افندی اصفهانی) و الکنی و الألقاب (نگاشته شیخ عباس قمی) و لباب الألباب (میرزا حبیبالله رشتی) نقل شده است. شیخ آقا بزرگ نکاتی تاریخی از مسافرت خود به مشهد مقدس و قاهره و مکه معظمه را نیز مکتوب کرده. بعضی اجازات مشایخ عامه نیز نقل شده است. همچنین فهارسِ بعضی کتابهای شیعه نیز درج گردیده. این فهارس، در کتاب «الذریعة» نیامده و برای نخستین بار منتشر شده است.
در این مجموعه از رسائل عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهم نیز یاد شده است. برای نمونه در ص١۴٨ و ١٧٩. همچنین به ترجمه دلیلالمتحیرین در ص٢٣۴ و کتاب التذکرة در ص٢۴۶ و چهارفصل در ص٢۶٩ اشاره شده. همچنین درباره نوشته سید جعفر نجفی به شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در ص٣١۶ گزارشی ارائه شده است.
علاوه بر آنچه اشاره شد، شیخ آقا بزرگ طهرانی در دو موضع درباره سرداب غیبت در سرّمنرأی نکاتی را متذکر شده است.
در نوشتارهای گذشته اشاره کردهایم که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه به نقل از پدر بزرگوارش مرحوم زینالدین اَحسائی نقلی را درباره سرداب غیبت نقل کردهاند. در این مجال آن را تکرار نکرده و صرفاً به بخش آخر مقاله «شرفالشمس» ارجاع میدهیم.
آنچه شیخ آقا بزرگ را به توضیح واداشته، معرفی کتاب مرآةالصفا نوشته ابوالحسن علی بن حسن زواری است. که در سال ٩۵١ق نگاشته است. مرآةالصفا کتاب مبسوطی درباره حج است و یک مقدمه و پنج فصل و خاتمه دارد. مقدمه درباره کعبه است و قبله شهرها، فصلهای پنجگانه درباره مناسک حج است و خاتمه «کتابالمزار»ی است مبسوط در چهارده مطلب به عدد معصومین علیهمالسلام.
مطلب چهاردهم در زیارت حضرت حجت علیهالسلام و سرداب غیبت. در اینجا است که شیخ آقا بزرگ تعلیقی نگاشته است.
مجموعه تازه منتشر شده شیخ آقا بزرگ طهرانی و تعلیق او بر مرآةالصفا را همانسال خدمت استاد معظم حفظهالله ارائه کردیم. ایشان به مناسبت ملاحظه این کتاب و تعلیقِ شیخ آقا بزرگ، مطلبی درباره سرداب غیبت مرقوم فرمودند.
اینک، بهمناسبت معرفی مجدد کتاب «مجموعة رجالیة و تاریخیة» در فضای مجازی و ارائه فایل الکترونیکی آن، یادداشت استاد معظم را منتشر میکنیم:
«از برکات و عنایات حضرت بقیةالله علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه، اخیراً مجموعهای خطی از آقابزرگ طهرانی با عنوان مجموعة رجالیة و تاریخیة، بهکوشش عتبه مقدسه عسکریین علیهماالسلام، در سال ١۴٣٨ ق منتشر گردیده که در آن از کتابی نام میبرد به نام مرآة الصفا فارسی، که مؤلف آن «المولی المفسّر ابیالحسن علی بن الحسن الزواری» است. این کتاب بهطور مبسوط درباره «حجّ» نوشته شده و مؤلف آن را در «سلطانیه» تألیف کرده و به خط «هدایة بن نورالله» میباشد. مؤلف این کتاب در سال ٩۵١ از تألیف آن فراغت یافته و کتاب را بر یک مقدمه و پنج فصل و یک خاتمه تنظیم نموده است.
آقابزرگ طهرانی درباره مطالب این کتاب نوشته است: «فالمقدمة فیما یتعلق بالکعبة و القبلة للبلاد و الفصول فی مناسک الحج و الخاتمة مزار مبسوط فی اربعةعشر مطلباً بعدد المعصومین. و المطلب الرابععشر فی زیارة الحجة علیهالسلام فی مقامه الذی غاب فیه و هو السرداب بسامراء و لفظه “زیارت مقام صاحبالزمان که در آنجا غائب شده و آن سردابی است در مشهد عسکریین”». آقابزرگ طهرانی پس از نقل این عبارت چنین نوشته است: «و هذا التعبیر هو اُمّ الاشتباه المشهور».
بنابر گزارش آقابزرگ طهرانی این کتاب ۶٢٢ سال بعد از غیبت کبریٰ نوشته شده و صراحت دارد در اینکه حضرت علیهالسلام در این سرداب غائب شدهاند و قطعاً مراد مؤلف، که عالمی از علمای شیعه اثناعشری بوده، همین سرداب مشهور و معروف است که شیعیانْ آن حضرت علیهالسلام را در آن زیارت میکنند و آن را سرداب غیبت مینامند. و بدیهی است که مقصود مؤلف سرداب منزل حضرت عسکری علیهالسلام که در تاریخ حضرت مهدی علیهالسلام نام برده شده نمیباشد... .
🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
www.aghayed.net/aghabozorg/
در یکی از سفرها به عتبات عالیات عراق پس از زیارت مشاهد کربلاء معلی و نجف اشرف و کاظمین، به سُرمَنرأی مشرف شدیم. پس از اتمام زیارت به عناوین کتابفروشی عتبه عسکریَین علیهماالسلام نگاهی کردیم. بعضی کتابها به تازگی چاپ و منتشر شده بود. یکی از این کتب، مجموعه و جُنگی بود از پژوهشگر مشهور، شیخ آقا بزرگ طهرانی. آن را تهیه کرده و چون ساعات پایانی حضور ما در عراق بود، بلافاصله پس از مراجعت مطالعه و بررسی شد.
چند روزی است فایل این کتاب در فضای مجازی منتشر شده است و بعضی آن را معرفی کردهاند. ازاینرو مناسب است نکاتی پیرامون این مجموعه ارائه کنیم.
در این مجموعه و جُنگ، اختصاراتی از کتاب ریاضالعلماء (نوشته میرزا عبدالله افندی اصفهانی) و الکنی و الألقاب (نگاشته شیخ عباس قمی) و لباب الألباب (میرزا حبیبالله رشتی) نقل شده است. شیخ آقا بزرگ نکاتی تاریخی از مسافرت خود به مشهد مقدس و قاهره و مکه معظمه را نیز مکتوب کرده. بعضی اجازات مشایخ عامه نیز نقل شده است. همچنین فهارسِ بعضی کتابهای شیعه نیز درج گردیده. این فهارس، در کتاب «الذریعة» نیامده و برای نخستین بار منتشر شده است.
در این مجموعه از رسائل عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامهم نیز یاد شده است. برای نمونه در ص١۴٨ و ١٧٩. همچنین به ترجمه دلیلالمتحیرین در ص٢٣۴ و کتاب التذکرة در ص٢۴۶ و چهارفصل در ص٢۶٩ اشاره شده. همچنین درباره نوشته سید جعفر نجفی به شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در ص٣١۶ گزارشی ارائه شده است.
علاوه بر آنچه اشاره شد، شیخ آقا بزرگ طهرانی در دو موضع درباره سرداب غیبت در سرّمنرأی نکاتی را متذکر شده است.
در نوشتارهای گذشته اشاره کردهایم که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه به نقل از پدر بزرگوارش مرحوم زینالدین اَحسائی نقلی را درباره سرداب غیبت نقل کردهاند. در این مجال آن را تکرار نکرده و صرفاً به بخش آخر مقاله «شرفالشمس» ارجاع میدهیم.
آنچه شیخ آقا بزرگ را به توضیح واداشته، معرفی کتاب مرآةالصفا نوشته ابوالحسن علی بن حسن زواری است. که در سال ٩۵١ق نگاشته است. مرآةالصفا کتاب مبسوطی درباره حج است و یک مقدمه و پنج فصل و خاتمه دارد. مقدمه درباره کعبه است و قبله شهرها، فصلهای پنجگانه درباره مناسک حج است و خاتمه «کتابالمزار»ی است مبسوط در چهارده مطلب به عدد معصومین علیهمالسلام.
مطلب چهاردهم در زیارت حضرت حجت علیهالسلام و سرداب غیبت. در اینجا است که شیخ آقا بزرگ تعلیقی نگاشته است.
مجموعه تازه منتشر شده شیخ آقا بزرگ طهرانی و تعلیق او بر مرآةالصفا را همانسال خدمت استاد معظم حفظهالله ارائه کردیم. ایشان به مناسبت ملاحظه این کتاب و تعلیقِ شیخ آقا بزرگ، مطلبی درباره سرداب غیبت مرقوم فرمودند.
اینک، بهمناسبت معرفی مجدد کتاب «مجموعة رجالیة و تاریخیة» در فضای مجازی و ارائه فایل الکترونیکی آن، یادداشت استاد معظم را منتشر میکنیم:
«از برکات و عنایات حضرت بقیةالله علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه، اخیراً مجموعهای خطی از آقابزرگ طهرانی با عنوان مجموعة رجالیة و تاریخیة، بهکوشش عتبه مقدسه عسکریین علیهماالسلام، در سال ١۴٣٨ ق منتشر گردیده که در آن از کتابی نام میبرد به نام مرآة الصفا فارسی، که مؤلف آن «المولی المفسّر ابیالحسن علی بن الحسن الزواری» است. این کتاب بهطور مبسوط درباره «حجّ» نوشته شده و مؤلف آن را در «سلطانیه» تألیف کرده و به خط «هدایة بن نورالله» میباشد. مؤلف این کتاب در سال ٩۵١ از تألیف آن فراغت یافته و کتاب را بر یک مقدمه و پنج فصل و یک خاتمه تنظیم نموده است.
آقابزرگ طهرانی درباره مطالب این کتاب نوشته است: «فالمقدمة فیما یتعلق بالکعبة و القبلة للبلاد و الفصول فی مناسک الحج و الخاتمة مزار مبسوط فی اربعةعشر مطلباً بعدد المعصومین. و المطلب الرابععشر فی زیارة الحجة علیهالسلام فی مقامه الذی غاب فیه و هو السرداب بسامراء و لفظه “زیارت مقام صاحبالزمان که در آنجا غائب شده و آن سردابی است در مشهد عسکریین”». آقابزرگ طهرانی پس از نقل این عبارت چنین نوشته است: «و هذا التعبیر هو اُمّ الاشتباه المشهور».
بنابر گزارش آقابزرگ طهرانی این کتاب ۶٢٢ سال بعد از غیبت کبریٰ نوشته شده و صراحت دارد در اینکه حضرت علیهالسلام در این سرداب غائب شدهاند و قطعاً مراد مؤلف، که عالمی از علمای شیعه اثناعشری بوده، همین سرداب مشهور و معروف است که شیعیانْ آن حضرت علیهالسلام را در آن زیارت میکنند و آن را سرداب غیبت مینامند. و بدیهی است که مقصود مؤلف سرداب منزل حضرت عسکری علیهالسلام که در تاریخ حضرت مهدی علیهالسلام نام برده شده نمیباشد... .
🔸برای مطالعه متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
www.aghayed.net/aghabozorg/