✔️گزارشی انتقادی از تحلیلهای کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه
🔹قم: نشر مورخ، 1398ش
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/4070
🔹قم: نشر مورخ، 1398ش
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/4070
✔️گزارشی انتقادی
🔻از تحلیلهای کتاب «ملاآقادربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه
بهتازگی کتاب دکتر رسول جعفریان با محوریت معرفی ملاآقا دربندی منتشر شده است. ایشان در این نوشته 170صفحهای، درباره آشنایی با تاریخ زندگی، روحیات، آثار و اجتماعیاتِ ملای دربندی اسناد خوبی را ارائه کردهاند.
صِرف ارائه این اسناد بسیار عالی است؛ اما تحلیل این اسناد، محل تأمل است.
کتاب رسول جعفریان با عنوان «ملاآقا دربندی و مقتلنگاری» به چاپِ فیشنوشتههایِ تاریخیِ بازنویسینشده شباهت بیشتری دارد تا کتابی آکادمیک؛ از چند جهت: نخست فصلبندی ضعیف، دوم اغلاط املایی زیاد، سوم جملهبندیهای نامناسب، چهارم ارجاعدهی بدون توجه به استانداردهای حوزوی و دانشگاهی و آخر : تحلیلهای تاریخی و عقیدتیِ نادرست.
در این وجیزه گزارشی انتقادی از مطالب این کتاب ارائه خواهیم کرد و طبعاً فرازهایی را نقد خواهیم کرد که مرتبط با «شیخیه» است.
مقدمه کتاب که تحت عنوان «درآمد بحث» ثبت شده است، نگاشتهای است مختصر و شتابزده. در صفحه 9 آمده است: «شاید این بحث، بیش از این قابل تعقیب باشد اما هدف صرفاً نگارش سطوری برای ورود بحث از ملاآقا دربندی است.»
این مقدمه که مشتمل بر نگاه مؤلف به جریان شیخیه است، مطلب تازهای ندارد. اینکه در قرن سیزدهم، پدیده خاصی متناسب با افکاری که در نجف یا طهران یا برخی از شهرهای دیگر بوده و در پی جنگهای ایران و روس ایجاد شده است. مؤلف شخصیتهای جریان شیخیه را با علیمحمد باب و ملاآقادربندی در یک ردیف بر میشمرد. نقد این نگاه مستلزم بررسیِ مبانی فکری مؤلف و بنمایههای چنین اندیشهای است. چنین نگاهی که در آن همه اندیشهها با یک نگاه بررسی میشود و خطکشیای علمی مطرح نمیشود، نگاهی علمی نیست و بیشتر به اِعمال نظر شخصی شبیهتر است.
به طور کلی زیربنای افکار مرحوم سیدکاظم رشتی و استاد ایشان، در تضاد با افکار علیمحمدباب است. این مهم را باید در نظر داشت. نباید درگیر روبنا شد و به زیربنا توجه نکرد. متأسفانه باید اشاره کنیم که این نگاه قشری به اندیشههای دینی، یکی از آفتهای نگاه صرفاً تاریخیِ برخی پژوهشگران است. اگر کسی به چنین آفتی تن دهد، همه نحلههای انحرافی و به تعبیر ادعیه «فِرَق مختلفه» از مسیر حق را باید به مسیر حق ربط دهد و فیالمثل بگوید ابوبکر و عمر هم صحابی رسولخدا صلی الله علیه و آله و نعوذ بالله افکار آنها از رسولخدا متأثر است. همانطور که در اینجا به نگاه صرفاً تاریخی اکتفاء نمیشود و بنمایه عقاید و زیربناهای عقیدتی لحاظ میگردد، در جریان شیخیه و بابیه نیز باید چنین رویکردی داشت.
🔹🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/darbandi/
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتلنگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... .
✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیبپاشا به کربلای معلی، فقط منزل ظلالسلطان و منزل مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع امن اعلام شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که نقل ملای دربندی از واقعیات تاریخی فاصله دارد... .
🔹🔸متن کامل در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/darbandi/
🔻از تحلیلهای کتاب «ملاآقادربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه
بهتازگی کتاب دکتر رسول جعفریان با محوریت معرفی ملاآقا دربندی منتشر شده است. ایشان در این نوشته 170صفحهای، درباره آشنایی با تاریخ زندگی، روحیات، آثار و اجتماعیاتِ ملای دربندی اسناد خوبی را ارائه کردهاند.
صِرف ارائه این اسناد بسیار عالی است؛ اما تحلیل این اسناد، محل تأمل است.
کتاب رسول جعفریان با عنوان «ملاآقا دربندی و مقتلنگاری» به چاپِ فیشنوشتههایِ تاریخیِ بازنویسینشده شباهت بیشتری دارد تا کتابی آکادمیک؛ از چند جهت: نخست فصلبندی ضعیف، دوم اغلاط املایی زیاد، سوم جملهبندیهای نامناسب، چهارم ارجاعدهی بدون توجه به استانداردهای حوزوی و دانشگاهی و آخر : تحلیلهای تاریخی و عقیدتیِ نادرست.
در این وجیزه گزارشی انتقادی از مطالب این کتاب ارائه خواهیم کرد و طبعاً فرازهایی را نقد خواهیم کرد که مرتبط با «شیخیه» است.
مقدمه کتاب که تحت عنوان «درآمد بحث» ثبت شده است، نگاشتهای است مختصر و شتابزده. در صفحه 9 آمده است: «شاید این بحث، بیش از این قابل تعقیب باشد اما هدف صرفاً نگارش سطوری برای ورود بحث از ملاآقا دربندی است.»
این مقدمه که مشتمل بر نگاه مؤلف به جریان شیخیه است، مطلب تازهای ندارد. اینکه در قرن سیزدهم، پدیده خاصی متناسب با افکاری که در نجف یا طهران یا برخی از شهرهای دیگر بوده و در پی جنگهای ایران و روس ایجاد شده است. مؤلف شخصیتهای جریان شیخیه را با علیمحمد باب و ملاآقادربندی در یک ردیف بر میشمرد. نقد این نگاه مستلزم بررسیِ مبانی فکری مؤلف و بنمایههای چنین اندیشهای است. چنین نگاهی که در آن همه اندیشهها با یک نگاه بررسی میشود و خطکشیای علمی مطرح نمیشود، نگاهی علمی نیست و بیشتر به اِعمال نظر شخصی شبیهتر است.
به طور کلی زیربنای افکار مرحوم سیدکاظم رشتی و استاد ایشان، در تضاد با افکار علیمحمدباب است. این مهم را باید در نظر داشت. نباید درگیر روبنا شد و به زیربنا توجه نکرد. متأسفانه باید اشاره کنیم که این نگاه قشری به اندیشههای دینی، یکی از آفتهای نگاه صرفاً تاریخیِ برخی پژوهشگران است. اگر کسی به چنین آفتی تن دهد، همه نحلههای انحرافی و به تعبیر ادعیه «فِرَق مختلفه» از مسیر حق را باید به مسیر حق ربط دهد و فیالمثل بگوید ابوبکر و عمر هم صحابی رسولخدا صلی الله علیه و آله و نعوذ بالله افکار آنها از رسولخدا متأثر است. همانطور که در اینجا به نگاه صرفاً تاریخی اکتفاء نمیشود و بنمایه عقاید و زیربناهای عقیدتی لحاظ میگردد، در جریان شیخیه و بابیه نیز باید چنین رویکردی داشت.
🔹🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/darbandi/
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتلنگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... .
✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیبپاشا به کربلای معلی، فقط منزل ظلالسلطان و منزل مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع امن اعلام شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که نقل ملای دربندی از واقعیات تاریخی فاصله دارد... .
🔹🔸متن کامل در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/darbandi/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ثم حمل علی بن الحسین علی القوم وهو یقول:
أنا علی بن الحسین بن علی
من عصبة جد أبیهم النبی
والله لایحکم فینا ابن الدعی
أطعنکم بالرمح حتی ینثنی
أضربکم بالسیف أحمی عن أبی
ضرب غلام هاشمی علوی
سپس حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام بر آن گروه حمله کرد و این رجز را میخواند:
من علی بن حسین بن علیام.
من از گروهی هستم که جد پدرشان پیامبر است
به خدا قسم که پسر زنازاده در میان ما حکومت نخواهد کرد
من شما را با این نیزه به قدری میزنم که نوک آن بر گردد
من شما را با شمشیر میزنم و از پدر خویشتن حمایت میکنم
من شما را به ضرب جوان هاشمی و علوی میزنم.
📚 بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۳
@AghayedNet
أنا علی بن الحسین بن علی
من عصبة جد أبیهم النبی
والله لایحکم فینا ابن الدعی
أطعنکم بالرمح حتی ینثنی
أضربکم بالسیف أحمی عن أبی
ضرب غلام هاشمی علوی
سپس حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام بر آن گروه حمله کرد و این رجز را میخواند:
من علی بن حسین بن علیام.
من از گروهی هستم که جد پدرشان پیامبر است
به خدا قسم که پسر زنازاده در میان ما حکومت نخواهد کرد
من شما را با این نیزه به قدری میزنم که نوک آن بر گردد
من شما را با شمشیر میزنم و از پدر خویشتن حمایت میکنم
من شما را به ضرب جوان هاشمی و علوی میزنم.
📚 بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۳
@AghayedNet
🔺روز عاشورا، رحلت مرحوم آقای آسید هاشم لاهیجانی، فرستاده مرحوم آقای میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه به جندق
▪️مرحوم آقا سید هاشم لاهیجی رحمة الله علیه از سال ۱۳۱۱هجری قمری تا سال ۱۳۴۲ یعنی به مدت ۳۱ سال از طرف استاد بزرگوارشان، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی، در جندق مأمور تعلیم و تربیت اهالی آنجا بودند.
از آثار ایشان، بیش از دوازده رساله است و ترجمه رساله معادیه و کتاب حدیقةالإخوان و تعلیقات سودمند و پر فایدهای است که در جواب عریضهها مرقوم کردهاند که بعضی از آنها همچون رسالهای است؛ همچون تعلیقهای که در جواب جناب قوامالعلماء نگاشتهاند.
علاوه بر اینها، نوشتههای ایشان است در خلاصه درسهای مرحوم آقای شریف طباطبایی.
ایشان در روز عاشوراء سال ۱۳۴۲ ق در جندق از دنیا رفتند و جسد ایشان را به مشهد مقدس منتقل نموده و در مقبره استاد بزرگوارشان و در جوار ایشان به خاک سپردند.
توضیحاتی دیگر اینجا و اینجا
@AghayedNet
▪️مرحوم آقا سید هاشم لاهیجی رحمة الله علیه از سال ۱۳۱۱هجری قمری تا سال ۱۳۴۲ یعنی به مدت ۳۱ سال از طرف استاد بزرگوارشان، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی، در جندق مأمور تعلیم و تربیت اهالی آنجا بودند.
از آثار ایشان، بیش از دوازده رساله است و ترجمه رساله معادیه و کتاب حدیقةالإخوان و تعلیقات سودمند و پر فایدهای است که در جواب عریضهها مرقوم کردهاند که بعضی از آنها همچون رسالهای است؛ همچون تعلیقهای که در جواب جناب قوامالعلماء نگاشتهاند.
علاوه بر اینها، نوشتههای ایشان است در خلاصه درسهای مرحوم آقای شریف طباطبایی.
ایشان در روز عاشوراء سال ۱۳۴۲ ق در جندق از دنیا رفتند و جسد ایشان را به مشهد مقدس منتقل نموده و در مقبره استاد بزرگوارشان و در جوار ایشان به خاک سپردند.
توضیحاتی دیگر اینجا و اینجا
@AghayedNet
✔️صلی الله علیک یا اباعبدالله
🔻برای مطالعه، عنوان هر یک از کتب را لمس یا کلیک کنید:
أسرار الشهادة، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلیاللهمقامه
قبس من أسرار الشهادة
رؤی حول الاسرار الحسینیة
المقتل، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه
شرح الزیارة المطلقة للامام الحسین علیهالسلام، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
اسرار شهادة آل الله الأطیاب علیهمالسلام، از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
مواعظ محرمالحرام 1302ق، فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع
کتاب مواعظ محرمالحرام سال1297ق، در اسرار شهادت سیدالشهداء علیه السلام، فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع
نسخه خطی موعظه مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، در روز تاسوعا و عاشورا، محرمالحرام 1298ق
@AghayedNet
🔻برای مطالعه، عنوان هر یک از کتب را لمس یا کلیک کنید:
أسرار الشهادة، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلیاللهمقامه
قبس من أسرار الشهادة
رؤی حول الاسرار الحسینیة
المقتل، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه
شرح الزیارة المطلقة للامام الحسین علیهالسلام، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
اسرار شهادة آل الله الأطیاب علیهمالسلام، از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
مواعظ محرمالحرام 1302ق، فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع
کتاب مواعظ محرمالحرام سال1297ق، در اسرار شهادت سیدالشهداء علیه السلام، فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع
نسخه خطی موعظه مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، در روز تاسوعا و عاشورا، محرمالحرام 1298ق
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸نوشتن نام اولیاء علیهمالسلام بر روی وسیله نقلیه چه حکمی دارد؟ به جهت اینکه آن را میشویند یا باران روی آن میریزد و آب آن ممکن است روی زمین ریخته و به فاضلاب رود.
پاسخ:
🔹باید احتیاط و ملاحظه کنند. در اینگونه موارد از کاغذ استفاده شود بهتر است؛ بر روی کاغذ نوشته و به وسیله نقلیه بزنند و هر وقت خواستند کاغذ را جدا کنند یا اگر روی شیشه نوشتند، وقت شستن آب آن را در محل پاک مانند باغچهها بریزند.
@AghayedNet
🔸نوشتن نام اولیاء علیهمالسلام بر روی وسیله نقلیه چه حکمی دارد؟ به جهت اینکه آن را میشویند یا باران روی آن میریزد و آب آن ممکن است روی زمین ریخته و به فاضلاب رود.
پاسخ:
🔹باید احتیاط و ملاحظه کنند. در اینگونه موارد از کاغذ استفاده شود بهتر است؛ بر روی کاغذ نوشته و به وسیله نقلیه بزنند و هر وقت خواستند کاغذ را جدا کنند یا اگر روی شیشه نوشتند، وقت شستن آب آن را در محل پاک مانند باغچهها بریزند.
@AghayedNet
🔺18 محرمالحرام، سالروز ولادت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺نامهای از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه @AghayedNet
✔️نامهای از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
🔻بخشهایی از نامه:
🔹بسم الله تعالی
به عرض میرساند که اینک 28 شهر شوال المکرم است بحمدالله از برکت حضرت بقیة الله عجل الله فرجه نعمت و سلامتی حاصل است و جنابعالی را دعا میگویم انشاءالله آن جناب را هم مکروه و ملامتی واقع نباشد و همواره موفق بر خیرات باشید از تفصیل اوضاع آن حدود شروحی مسطور داشته بودید انشاءالله سعی در رفق و مدارا کنید... .
🔸بعضی مطالب مسموع شد که عرض آنها لازم است: یکی آنکه مسموع شد که رفقای آنجا در هر جا ذکر بسیار از ظهور امام علیهالسلام و توقیت آن مینمایند وانگهی نسبت توقیت را به من میدهند شما و ایشان را به خدا قسم میدهم که از خون من و سایر رفقا بگذرید و باعث فتنه نشوید و ابداً راضی نیستم که از این حرفها بزنند. آیا حدیث کذب الوقاتون را نشنیدهاند؟ من چطور چنین دروغی میگویم؟ و کی و برای که وعده ظهور دادهام؟ از خدا بترسند و فتنه در بلاد نیندازند و اغتشاش در دولت نکنند و حکم کنید بتاً که به کلی سکوت کنند.
🔹و دیگر آنکه شنیدم بعضی عرفانها میبافند و بعضی مقامات نسبت به شما یا غیر میدهند و سخنهای نالایق میگویند. مگر سلامتی به ایشان ناگوار آمده و باز میخواهند اعادی را به هیجان آورند؟ ماها را چه به مقامات عالیه؟ مگر هرکس چهار کلمه الف و بائی یاد گرفت صاحب مقامات میشود؟ ما خود را گم نکردهایم و ناچیزی خود را فراموش نکردهایم. دست از بعضی سخنها بکشند.
🔸فخر ماها همین بس که ما دوست دوستان ایشان باشیم. البته البته موقوف کنند و شما هم بر خفض جناح خود بیفزایید. ما را چه به مقامات؟ و چرا باورمان شود حرفهای جهال؟ کیستیم؟ و چیستیم؟ بگذارید آرام باشیم... حرره کریم بن ابرهیم فی لنگر.
@AghayedNet
🔻بخشهایی از نامه:
🔹بسم الله تعالی
به عرض میرساند که اینک 28 شهر شوال المکرم است بحمدالله از برکت حضرت بقیة الله عجل الله فرجه نعمت و سلامتی حاصل است و جنابعالی را دعا میگویم انشاءالله آن جناب را هم مکروه و ملامتی واقع نباشد و همواره موفق بر خیرات باشید از تفصیل اوضاع آن حدود شروحی مسطور داشته بودید انشاءالله سعی در رفق و مدارا کنید... .
🔸بعضی مطالب مسموع شد که عرض آنها لازم است: یکی آنکه مسموع شد که رفقای آنجا در هر جا ذکر بسیار از ظهور امام علیهالسلام و توقیت آن مینمایند وانگهی نسبت توقیت را به من میدهند شما و ایشان را به خدا قسم میدهم که از خون من و سایر رفقا بگذرید و باعث فتنه نشوید و ابداً راضی نیستم که از این حرفها بزنند. آیا حدیث کذب الوقاتون را نشنیدهاند؟ من چطور چنین دروغی میگویم؟ و کی و برای که وعده ظهور دادهام؟ از خدا بترسند و فتنه در بلاد نیندازند و اغتشاش در دولت نکنند و حکم کنید بتاً که به کلی سکوت کنند.
🔹و دیگر آنکه شنیدم بعضی عرفانها میبافند و بعضی مقامات نسبت به شما یا غیر میدهند و سخنهای نالایق میگویند. مگر سلامتی به ایشان ناگوار آمده و باز میخواهند اعادی را به هیجان آورند؟ ماها را چه به مقامات عالیه؟ مگر هرکس چهار کلمه الف و بائی یاد گرفت صاحب مقامات میشود؟ ما خود را گم نکردهایم و ناچیزی خود را فراموش نکردهایم. دست از بعضی سخنها بکشند.
🔸فخر ماها همین بس که ما دوست دوستان ایشان باشیم. البته البته موقوف کنند و شما هم بر خفض جناح خود بیفزایید. ما را چه به مقامات؟ و چرا باورمان شود حرفهای جهال؟ کیستیم؟ و چیستیم؟ بگذارید آرام باشیم... حرره کریم بن ابرهیم فی لنگر.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
ALFETRATOSALIME.apk
2.1 MB
نرمافزار اندرویدی کتاب الفطرة السلیمة
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه محرمالحرام نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه که در ماه محرمالحرام در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔸🔻متن کامل در لینک زیر:
https://www.instagram.com/p/CE9IBaujhU2/?igshid=1l1nhz0nzrseq
https://www.instagram.com/p/CE9IBaujhU2/?igshid=1l1nhz0nzrseq
Instagram
عقایدنت
✒️ ابتذال در عزاداری این قسمت: عزاداری با وزن رَپ موسیقایی صدا جزء لاینفک مداحی و مرثیهخوانی است. بزرگان اعلی الله مقامهم منشأ #موسیقی را بررسی کرده و درباره اصوات اَفلاک و تأثیرهای آن مطالب مهم و بینظیری نگاشتهاند. در قرائت #قرآن و #ادعیه و #زیارت ها…
✔️بزنگاههای نسخهشناسی
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است بهعربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخمرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلیاللهمقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد اُحسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفتِ تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
🔸این یادداشت در سایت عقاید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tehran/
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است بهعربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلیاللهمقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخمرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلیاللهمقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد اُحسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفتِ تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
🔸این یادداشت در سایت عقاید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/tehran/
✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه
🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
🔹اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشتههايشان نوشتند و گفتند و میگويند كه اول طايفهای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابیطالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی میکردند.
🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابیگری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج میزند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرتهای اجباری و فرار از کشتار وهابیها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابیها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.
🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.
🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر میرسد بهترین تحلیلِ قضیه همزمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، اینگونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. همزمانی این دو مکتب را باید اینگونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهمالسلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزههای مکتب وهابیت نفی شد.
🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
✔️🔻معرفی رسالهای مخطوط و مهجور با محوریت کتاب «التذکرة فی علم النحو»
کتاب گرانسنگ «التذکرة فی علم النحو» کتابی است عجیب و بینظیر که مصنف آن (عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه) مسائل علم نحو را بهگونهای منحصربهفرد (در ترتیب مطالب و ترکیب مباحث با حکمت و محتوای علمی) ارائه فرمودهاند.
از زمان نگارش این کتاب گرانمایه، فعالیتهای مختلفی بر روی این کتاب مستطاب انجام شده است.
در دوران معاصر، حسب اطلاع نگارنده، دو پایاننامه دراینزمینه دفاع شده است. پایاننامهای در مقطع دکترا در دانشگاه بصره، با محوریت تحقیقِ کتابِ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، با نامِ «التذکرة فی علم النحو» و پایاننامه دیگر در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه کوفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، با عنوان «الجهود النحویة عند الشیخ محمدکریم الکرمانی».
پیش از دوران معاصر، همدوره با نگارش این کتاب نیز فعالیتهایی با محوریت کتاب التذکرة انجام گردید. از جمله فعالیت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی است اعلیاللهمقامه که رساله «شواهد التذکرة» را نگاشتند. در این رساله ابیاتی که در کتاب التذکرة به آن استشهاد شده، بررسی و ترجمه شده و موضع استشهاد بیان گردیده است.
در این یادداشت، یکی دیگر از فعالیتهای مکتبی با محوریت کتاب التذکرة را معرفی میکنیم.
شخصی بهنام «محمدعلی بن ابیالقاسم» در زمان حیاتِ مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهدرجته، رسالهای با عنوان «عوامل التذکرة» تألیف کرد. وی با مصنف کتاب التذکرة همدوره بوده است و از تابعان ایشان و علاقهمند به مباحث ادبی.
از «محمدعلی بن ابیالقاسم» دو کتاب دیگر در علوم ادبی در دست است. یکی در صرف و دیگری در نحو.
رساله خود در نحو را با براعت استهلال، اینگونه آغاز کرده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله العالی عن الاوهام کنه اسمه و صفته و الناصب لنا الاعلام لیرفعنا الی دار قربه و معرفته و المفضل علینا النعم العظام بفضله و رأفته و الصلوة علی مبتدء سرّ الوجود و المخبر عن الرب الودود محمد...»
این رساله به طور کامل در دسترس نیست و تاکنون به 184 صفحه از آن دست یازیده ایم.
رساله دیگر محمدعلی بن ابی القاسم، رساله ای در علم صرف است که بهزبان فارسی تألیف کرده است.
بعد از مقدمه مختصری نوشته است:
«بدانکه صرف علمیست که شناخته میشود به آن مادهها و صورتهای لفظهای عرب و موضوع آن کلمه است و کلمه بر سه قسم است اسم و فعل و حرف... .»
این رساله که مختصر است، فاقد تاریخ نگارش بوده و عبارات پایانی چنین است:
«و قد فرغ من تصنیفه محمد علی بن ابیالقاسم حامداً مصلیاً مستغفرا، تمت الکتاب بعون الملک الوهاب.»
به رساله «عوامل التذکرة» بازگردیم. مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه در کتاب «التذکرة فی علم النحو» عوامل را بهگونه جالب توجهی معرفی کردهاند. این عوامل، در سراسر کتاب منتشر است. محمدعلی بن ابیالقاسم این متفرقات را جمعآوری کرده و در قالب رسالهای ارائه نموده است.
در رساله «عوامل التذکرة» صرفاً به «عوامل» اشاره شده و مثالی نقل نشده تا عوامل پیدرپی آورده شود و بهگونهای منسجم ارائه گردد؛ اگرچه در مواردی بالاجبار مثالهایی ذکر کرده است. مؤلف پیش از شروع در سَرد عوامل نوشته است:
«و المقصود فی هذا الکتاب ذکر العوامل من دون تعرض للامثال تسهیلاً للضبط.»
این رساله هشت سال پس از نگارش کتاب «التذکرة» تنظیم شده است. هم تاریخ نگارش و هم عبارات مقدمه رساله، گویای این است که در زمان حیات مرحوم آقای کرمانی اع تألیف شده. اما اینکه به سمع و نظر ایشان رسیده باشد، گزارشی در دست نیست. عبارات پایانی رساله چنین است:
«و هذا ما بلغ جهدی فی تألیفها من العوامل المذکورة فیه و هی ثلاثة و عشرون و مائتان عاملاً و انا العبد محمدعلی بن ابیالقاسم 1284.»
رساله «عوامل التذکرة» یکی دیگر از فعالیتهایی است که با محوریت کتاب التذکرة فی علم النحو انجام شده است. کتاب التذکرة و دیگر میراثهای مکتبی، گنجینههایی است سترگ که با اینگونه فعالیتها، میتوان زوایای مختلف آن را بررسید و در فهم و درک مطالب آن سختهتر و پختهگر گردید.
🔸متن کامل این یادداشت در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/avaamel/
کتاب گرانسنگ «التذکرة فی علم النحو» کتابی است عجیب و بینظیر که مصنف آن (عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه) مسائل علم نحو را بهگونهای منحصربهفرد (در ترتیب مطالب و ترکیب مباحث با حکمت و محتوای علمی) ارائه فرمودهاند.
از زمان نگارش این کتاب گرانمایه، فعالیتهای مختلفی بر روی این کتاب مستطاب انجام شده است.
در دوران معاصر، حسب اطلاع نگارنده، دو پایاننامه دراینزمینه دفاع شده است. پایاننامهای در مقطع دکترا در دانشگاه بصره، با محوریت تحقیقِ کتابِ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، با نامِ «التذکرة فی علم النحو» و پایاننامه دیگر در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه کوفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، با عنوان «الجهود النحویة عند الشیخ محمدکریم الکرمانی».
پیش از دوران معاصر، همدوره با نگارش این کتاب نیز فعالیتهایی با محوریت کتاب التذکرة انجام گردید. از جمله فعالیت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی است اعلیاللهمقامه که رساله «شواهد التذکرة» را نگاشتند. در این رساله ابیاتی که در کتاب التذکرة به آن استشهاد شده، بررسی و ترجمه شده و موضع استشهاد بیان گردیده است.
در این یادداشت، یکی دیگر از فعالیتهای مکتبی با محوریت کتاب التذکرة را معرفی میکنیم.
شخصی بهنام «محمدعلی بن ابیالقاسم» در زمان حیاتِ مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهدرجته، رسالهای با عنوان «عوامل التذکرة» تألیف کرد. وی با مصنف کتاب التذکرة همدوره بوده است و از تابعان ایشان و علاقهمند به مباحث ادبی.
از «محمدعلی بن ابیالقاسم» دو کتاب دیگر در علوم ادبی در دست است. یکی در صرف و دیگری در نحو.
رساله خود در نحو را با براعت استهلال، اینگونه آغاز کرده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله العالی عن الاوهام کنه اسمه و صفته و الناصب لنا الاعلام لیرفعنا الی دار قربه و معرفته و المفضل علینا النعم العظام بفضله و رأفته و الصلوة علی مبتدء سرّ الوجود و المخبر عن الرب الودود محمد...»
این رساله به طور کامل در دسترس نیست و تاکنون به 184 صفحه از آن دست یازیده ایم.
رساله دیگر محمدعلی بن ابی القاسم، رساله ای در علم صرف است که بهزبان فارسی تألیف کرده است.
بعد از مقدمه مختصری نوشته است:
«بدانکه صرف علمیست که شناخته میشود به آن مادهها و صورتهای لفظهای عرب و موضوع آن کلمه است و کلمه بر سه قسم است اسم و فعل و حرف... .»
این رساله که مختصر است، فاقد تاریخ نگارش بوده و عبارات پایانی چنین است:
«و قد فرغ من تصنیفه محمد علی بن ابیالقاسم حامداً مصلیاً مستغفرا، تمت الکتاب بعون الملک الوهاب.»
به رساله «عوامل التذکرة» بازگردیم. مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه در کتاب «التذکرة فی علم النحو» عوامل را بهگونه جالب توجهی معرفی کردهاند. این عوامل، در سراسر کتاب منتشر است. محمدعلی بن ابیالقاسم این متفرقات را جمعآوری کرده و در قالب رسالهای ارائه نموده است.
در رساله «عوامل التذکرة» صرفاً به «عوامل» اشاره شده و مثالی نقل نشده تا عوامل پیدرپی آورده شود و بهگونهای منسجم ارائه گردد؛ اگرچه در مواردی بالاجبار مثالهایی ذکر کرده است. مؤلف پیش از شروع در سَرد عوامل نوشته است:
«و المقصود فی هذا الکتاب ذکر العوامل من دون تعرض للامثال تسهیلاً للضبط.»
این رساله هشت سال پس از نگارش کتاب «التذکرة» تنظیم شده است. هم تاریخ نگارش و هم عبارات مقدمه رساله، گویای این است که در زمان حیات مرحوم آقای کرمانی اع تألیف شده. اما اینکه به سمع و نظر ایشان رسیده باشد، گزارشی در دست نیست. عبارات پایانی رساله چنین است:
«و هذا ما بلغ جهدی فی تألیفها من العوامل المذکورة فیه و هی ثلاثة و عشرون و مائتان عاملاً و انا العبد محمدعلی بن ابیالقاسم 1284.»
رساله «عوامل التذکرة» یکی دیگر از فعالیتهایی است که با محوریت کتاب التذکرة فی علم النحو انجام شده است. کتاب التذکرة و دیگر میراثهای مکتبی، گنجینههایی است سترگ که با اینگونه فعالیتها، میتوان زوایای مختلف آن را بررسید و در فهم و درک مطالب آن سختهتر و پختهگر گردید.
🔸متن کامل این یادداشت در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/avaamel/
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه که در ماه محرمالحرام در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلیاللهمقامه که در ماه محرمالحرام در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔹صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشتهاند
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
عرض میشود قدری نان به مرغابیها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن که خوب، و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمیکند والسلام.
@AghayedNet
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
عرض میشود قدری نان به مرغابیها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن که خوب، و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمیکند والسلام.
@AghayedNet