🌷اخیراً کتابی چاپ شد به نام «مشاهیر مدفون در کربلای معلی» نوشته ابراهیم زنگنه. در این کتاب به نام عالمان ربانی و حکمای صمدانی مرحوم سید کاظم رشتی اع و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع اشاره شده است.
در صفحه165 آمده است: «رشتی- کاظم (1212-1259 هـ.ق)
سیدکاظم رشتی فرزند سیدقاسم حسینی از اجله علمای شیخیه است که جدّش احمد از اشراف سادات حسینی مدینه بود و به علت شیوع طاعون از مدینه گریخت و به رشت رفت. وی در سال 1212هـ.ق متولد شد. در نزد علمای عصر خود تحصیل کرد ولی به هنگام جوانی به یزد رفت و به شیخ احمد احسائی پیوست و از فاضل‌ترین شاگردانش شد که در شمار اصحاب خاصّش درآمد. مرتباً از افکار شیخ دفاع می‌کرد و در برابر مخالفینش ایستادگی می‌نمود. پس از مرگ شیخ در مدینه جماعت شیخیه او را به جای شیخ پذیرفتند و او را به «سید نبیل» ملقب نمودند. سید تا پایان عمر در کربلا به تدریس و ترویج مکتب شیخیه مشغول بود و بالغ بر یکصد و پنجاه جلد کتاب و رساله نوشت که غالباً رمزآسا و غیر مفهوم است. مهم‌ترین آنها عبارتست از: اسرار الحج، اسرار الشهاده، اسرار العباد [اسرار العباده ظ] و غیره. از جمله شاگردان سیدکاظم حاج محمدکریم خان کرمانی و سیدعلی محمد شیرازی معروف به «باب» است. ([شاگردبودن باب را قبول نداریم.])
بعضی نوشته‌اند نجیب‌باشا حاکم عثمانی که در سال 1258 هـ.ق مسئول قتل و غارت کربلا بود سید را دعوت کرد تا از وی دیدن نماید. ظاهراً مراتب احترام را به جای آورد و به او قهوه مسموم خوراند و در شب یازدهم ذیحجه 1259 هـ.ق درگذشت و در رواق پایین پای حضرت سیدالشهدا به خاک سپرده شد.
و در صفحه214 از کتاب مشاهیر مدفون در کربلای معلی چنین آمده است:
«قاجار کرمانی- محمدکریم‌خان (1225-1288 هـ.ق) حاج محمدکریم خان قاجار کرمانی ([خان و قاجار را طبق تصریح خود آن بزرگوار برای ایشان به کار نمی‌بریم.]) فرزند ابراهیم‌خان ظهیرالدوله حاکم کرمان، از مشاهیر علمای شیخیه و از متابعین شیخ احمد احسایی و سیدکاظم رشتی بود. و در ترویج طریقه این دو نفر سعی بلیغ داشته به حدّی که خود نیز مؤسس رابع گشته و بعضی از شعب این فرقه را به نام وی حاج کریم‌خانی گفته‌اند. وی در شب پنجشنبه 18محرم 1225 هـ.ق متولد شد. پس از تحصیل در کرمان به عتبات عالیات رفت و در نزد سیدکاظم رشتی درس خواند و چندین کتاب و رساله کوچک که تعداد آنها را به 600 جلد تخمین می‌زنند به رشته تحریر درآورد. مهم‌ترین آنها کتاب ارشادالعوام است که در سال 1267 هـ.ق از تألیف آن فارغ شد. حاج محمدکریم خان در کرمان زندگی می‌کرد و رهبر شیخیه کرمان بود که جهت زیارت عازم کربلا شد. ولی ظهر روز دوشنبه 22شعبان 1288 هـ.ق در قریه ته‌رود سه منزلی کرمان دار فانی را وداع گفت. جنازه‌اش را برگردانده در روستای لنگر 36 کیلومتری کرمان به امانت نهادند و بعد از حدود یک‌سال و نیم به کربلا منتقل کردند و در رواق پایین پای حرم مطهر حسینی به خاک سپردند.»🌷
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ برای زیارت معصومین صلوات الله علیهم، انبیاء علی نبینا و آله و علیهم‌السلام و شیعیان کامل و امامزادگان و اهل قبور، صاحبان عذرهای شرعی چه وظیفه‌ای دارند؟

ـــ پاسخ: در رواق‌های حرم‌های معصومین اگر مسجد نباشد جایز است اگرچه در رواق‌هایی كه ضریح مطهر دیده می‌شود و در حكم حرم‌ها است داخل نشوند بهتر است و در صحن‌ها اگرچه ضریح مطهر هم دیده شود جایز است.
اما درباره انبیا و کاملین و سایر امامزادگان به حسب ظاهر نصی نرسیده. ولی می‌شود استفاده کرد از علت‌هایی که ذکر شده برای نهی از حضور مثلاً حائض نزد محتضر. علتش این است که ملائکه اذیت می‌شوند، آنجا ملائکه حضور دارند. اگر این علت را تعمیم بدهیم در مورد انبیا و کاملان و امامزادگان صحیح‌النسب و با فضل و فضیلت، صاحبان علم و خلوص و غیره، می‌شود استفاده کرد که در این امکنه مقدسه هم ملائکه حاضرند و ملائکه در رفت و آمدند و رحمت حق تعالی، توجه حق تعالی، عنایت حق تعالی از جاهای دیگر به این امکنه بیشتر است. می‌شود استفاده کرد که با این حالات احتیاط کنند و حاضر نشوند نزد این اعتاب مقدسه. نزد این قبورِ انبیا و کاملان و امامزادگان با فضل و فضیلت.
و داخل حرم نشدن لازمه‌اش محروم شدن از زیارت نخواهد بود. در این‌گونه موارد معرفت و حرمت‌داری اصل زیارت است. و اما زیارت اهل قبور مانعی ندارد.
صلی الله علیک یا فاطمة الزهراء

دیدگاه مکتب استبصار درباره حضرت زهرا سلام الله علیها

ارشادالعوام، جلد سوم، فصل دوم از بخشِ «مقام ابوابیت»

متن فصلِ شریف و اینفوگرافیِ آن، ذیلاً تقدیم می‌شود.
AghayedNet
مخطوط رسالتَي تحقيق العلم و قاب قوسين تأليف الشيخ علي نقي بن أحمد بن زين الدين الأحسائي ( ت 1246 هـ ) ... نسخة بخط المؤلف ... نسخه خطیِ دو رساله از فرزند شیخ مرحوم، شیخ علی‌نقی احسائی رحمة‌ الله علیه، به خط مؤلف. 👇👇
پیش از این مخطوط رساله‌ای از مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی رحمة‌ الله علیه را معرفی کردیم. همین‌جا بیفزاییم طبق نظر صاحب‌نظران، آن مخطوط، رساله‌ای از این مرحوم است؛ اگرچه به خط ایشان نیست.
نسخه خوانای رساله قاب قوسین، تقدیم می‌شود.👆
نمونه خط مرحوم شیخ علی نقی احسائی رحمة‌ الله علیه
کتاب «أصالة الوجود عند صدر الدین الشیرازی» نگاشته الشیخ الدکتور علی اسعد حلباوی توسط دار الصفوه در سال 1431(2010) به چاپ رسیده است.
در فصلِ «معلومات مختصرة عن بعض مؤلفات الشیرازی» در صفحه 538 ضمن توضیح کتاب «الحکمة العرشیة» نوشته است:
الحکمة العرشیة علی الطریقة العرفانیة ایضاً و یحتوی علی خلاصة المذهب الشیرازی... و علی رؤیة جدیدة فی مجال انقطاع العذاب عن اهل النار و فی هذة الفکرة سبقه الی القول بها ابن‌عربی و یتألف الکتاب من مشرقین.
الاول فی بیان معرفة الله و صفاته و اسمائه و آیاته و الثانی فی المعاد.
و قد تناوله بالرد و النقد احمد زین الدین الاحسائی بناءً علی طلب ملا شبستری (1236هـ) و اعتبر الملا اسماعین الاصفهانی الانتقادات التی وجهها الشیخ احمد نتجت عن کونه لم‌یفهم جیداً المصطلحات الفلسفیه‌!!! ([تنها حربه پوشالی‌ای که اکثر مخالفین فرمایش‌های شیخ اع در دست دارند و می‌گویند ایشان استاد ندیده است! برخی محققان همین اشکال را نیز پاسخ داده‌اند که در آینده، بیان خواهیم کرد]) و من غیر المؤکد ان الملا اسماعیل فهم بدوره تعالیم و مصطلحات الشیخ احمد.
و در صفحه542:
المشاعر رسالة تحتوی علی ثمانیة مشاعر فی شرح الوجود و الماهیة و کیفیة تحققهما و قد ردّ علیها احمد زین الدین الاحسائی طبعت هذه الرسالة عام 1761م.👇
عجیب آنکه در فصل «فصل ختامی: نقد فلسفة الشیرازی» ذیل عنوانِ «من اهم منتقدیه» از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نامی نبرده است. و فقط به 15نفر (16نفر، یک شماره تکرار شده است) اشاره کرده است.
دهمین نفر موسی زرآبادی قزوینی (1294-1353ق) و نفرات بعد ضیاء الدین اصفهانی (1375ق) و میرزا حسن علی مروارید و عبد الله واعظ یزدی و جواد طهرانی (1368ق) است. در شرح نقد ضیاء الدین اصفهانی نوشته است: «الذی شک فی کتاب الاسفار و اعتبر ان ثلثیه عبارات القوم نسبها صدر المتألهین الی نفسه» و آن «قوم» را به ترتیب نام می‌برد: میرداماد، مباحث شرح المقاصد، میر صدر الشیرازی، محقق دوانی، غیاث الدین منصور (مباحث معاد). و در شرح نقد مروارید نوشته است: «الذی خالف القول بتجرد النفس الانسانیة و استند فی ذلک الی احادیث الائمة» و در شرح نقد واعظ یزدی:‌ «الذی عارض القائلین بوحدة الوجود و اعتبر ان هذه الطریقة فیها مخالفة لطریقة اهل البیت من حیث الاعتقاد و الاعمال.» و شرح نقد تهرانی: «الذی قام بنقد ادلة صدر المتألهین علی اصالة الوجود...» نکته آنجاست که با توجه به نقد این چهار نفر و امثال ایشان تفاوت اساسی و بنیادیِ نقد ایشان و نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه را بر ملاصدرا می‌یابیم. انتقادات شیخ مرحوم اعلی الله مقامه کجا و انتقاداتی که دیگران گفته و نوشته‌اند کجا... این دیگر است و آن دیگر.🌷
🌷 پرسش و پاسخ

ـــــ هرگاه شخصی چك موعددار را به مبلغ كمتری از مبلغ قید شده در چك بخرد، چه حكمی دارد؟


ـــ پاسخ: چك موعددار در واقع ارزشش كمتر است از مبلغی كه در آن قید گردیده. یعنی حال حاضر و پیش از رسیدن موعد در بازار ارزش آن چك كمتر است از این جهت خریدن آن به قیمت كمتر نباید مشكلی داشته باشد مانند جنسی كه انسان می‏خرد به قیمتی كمتر و می‏داند كه مثلاً یك ماه دیگر ارزش آن بیشتر خواهد شد.
و اگر چك را هم در حكم نقدینه (پول) فرض كنیم نظر به‏اینكه در حال حاضر معادل است با همان وجه كمتر ، شبهه ربا پیش نمی‏آید ولی در این‏گونه موارد از باب احتیاط (زیرا آنچه در نیت است این است كه واقعاً معامله ربوی انجام نیابد و از طرفی هم گاهی چاره‏ای نیست و باید امور معیشت بگذرد و گرفتاریهای مردم به طوری سروسامان یابد) بهتر آن است كه همراه پول پرداختی، چیزی را ضمیمه كنند اگرچه آنچه را كه ضمیمه می‏كنند چندان ارزشی نداشته باشد.
Forwarded from AghayedNet
🌷عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی ـ رفع اللهُ شأنَه - و اهمیتِ خانواده (همسر و فرزندان)
شیخ مرحوم اع، درسال 1222 به زیارتِ آقا علی بن موسی الرضا - علیه‌السلام مشرف شدند.
در نزدیکی طبس، قصیده‌ای سرودند. مَطلعِ قصیده چنین است:
إِلَیْکَ مَسیرِى یَابْنَ مُوسَى مِنَ البُعدِ
یُقَلْقِلُنِى شَوْقِى وَ یُزْعِجُنِى وَجْدِى
ای پور موسی! از راه دور به سوی تو می‌آیم در حالیکه آتش عشق، و شور اشتیاق تاب و قرار را از من ربوده است.
در ادامه، در چند بیت، اهمیت خانواده و همسر و فرزندان را بیان می‌فرمایند.
ا👇👇
Forwarded from AghayedNet
👆اهل بصیرت در این ابیات تأمل نمایند و بیابند اُسوه ایشان شیخ مرحوم اع چگونه محبت و ارتباط خود را با خانواده‌اش به تصویر می‌کشد.
چنان سوز دل را از دوری ایشان بیان می‌فرماید و چنان زیبا محبت خود را به ایشان نشان می‌دهد، که جایی برای توضیح بیشتر باقی نمی‌ماند
و از طرفی چنان به محبتِ خود به اهل بیت - علیهم‌السلام - تصریح می‌فرمایند که: از شدت محبت به اهل بیت و در راه اهل بیت، دوریِ از خانواده را برگزیدم؛ با اینکه بسیار طاقت‌فرساست.
این اشعار، از جهت‌های گوناگون شایان تأمل و تدبر است:

وَ لِى صِبْیَةٌ یَا لَهْفَ نَفْسِى وَ نِسْوَةٌ
إِذا غِبْتُ عَنْهُم لاَیَقِرّوُنَ مِنْ بَعْدِ

وَ کُنْتُ إِذا مَا عَنَّ لِلْقَلْبِ ذِکْرُهُم
تَقَطَّعَ أَفْلاذٌ عَلَیْهِمْ مِنَ الْکَبْدِ

وَ لَمَّا دَعَوْتُمْ لَذَّ عِنْدِى فِرَاقُهُم
وَ لَمَّا أَبُلْ مَا هُمْ عَلَیْهِ مِنَ الْجَهْدِ

وَ لَذَّتْ لِىَ الْأَزمَاتُ وَ الْبَیْنُ وَ السُّرَى
وَ هَانَتْ بِقَلْبِى شِدَّةُ الحَرِّ وَ الْبَرْدِ

👈من همسر و دخترکانی دارم که جانم فدایشان باد؛ هرگاه آهنگ جدایی از ایشان می‌کنم، آرامش از ایشان سلب می‌شود. و هرگاه آیینه‌ دلم رو به سوی ایشان می‌کند، جگرم پاره پاره می‌شود.
اما مولای من چون بانگ دعوت شما را شنیدم، دوری از ایشان لذت‌بخش شد و دیگر از امواج خروشان بلا که بر ایشان وارد آید پروایی ندارم. طوفان مشکلات، آتش فراق و سختی سفر گوارا شد و ناملایمات برایم هموار گشت.🌷