دحو الأرض.pdf
162 KB
🔺نوشتاری در بررسی واقعه «دحوالأرض»:
- خلقت زمين و گسترانيدن آن؛
- معنای «دَحا» و دحوالارض؛
- رابطه ٢۵ ذیالقعده با دحوالارض؛
- دحوالارض در حديث و دعاء و... .
@AghayedNet
- خلقت زمين و گسترانيدن آن؛
- معنای «دَحا» و دحوالارض؛
- رابطه ٢۵ ذیالقعده با دحوالارض؛
- دحوالارض در حديث و دعاء و... .
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «الانجیل بحسب بارنبا»
انجیل برنابا، ترجمه تطبیقی عربی دو نسخه منحصربهفرد ایتالیایی و اسپانیایی
@AghayedNet
انجیل برنابا، ترجمه تطبیقی عربی دو نسخه منحصربهفرد ایتالیایی و اسپانیایی
@AghayedNet
✔️استفادههای معارفی از انجیل برنابا
🔻بهمناسبت روز دحوالارض، روز ولادت حضرت عیسی علیهالسلام
عِلاوه بر آنچه بزرگان دین اعلی الله مقامهم درباره اناجیل اربعه فرمودهاند، استاد ما حفظه الله در دوران معاصر، درباره انجیل برنابا فرمایشهایی مطرح کردهاند. در یکی از مباحث اشاره کردهاند:
«یکی از انجیلهائی را که مفقود و معدوم کردند، انجیلی است که اخیراً بهدست آمده که این انجیل جزء آن انجیلهائی است که از بین بردهاند. این انجیل به نام انجیل برنابا است که او آن را نوشته و تقریباً در بعضی از مباحث با این انجیلهای چهارگانه اختلاف دارد و مخصوصاً در حادثه حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام با آنها کاملاً مخالفت دارد و در مورد کشته نشدن عیسی، مطابق با قرآن است. این انجیل در مورد کشتهنشدن حضرت عیسی و بلکه زنده بودن و بالابردن عیسی به آسمانها مطابق با قرآن است ولی دراینکه شبح حضرت عیسی و شباهت آن حضرت بر چه کسی افتاد، باز اختلاف دارد و مطابق با نقل سنیهاست و معلوم میشود که سنیها این مطلب را از نصاری گرفتهاند.»
در موضعی دیگر فرمودهاند:
«در قسمتی از انجیل برنابا حتی به وجود مبارک امام زمان صلوات الله علیه و قیام و خروج حضرت اشاره شده. اینها مقداری است که به دست رسیده و جمعآوری شده، آن مقداری که در دست نمانده و به دست نرسیده و احبار یهود و رهبانهای نصاری عمداً کتمان کردند و نشان ندادند و نگذاشتند در دسترس افراد باشد، آنها چهقدر بوده؟ خدا میداند! این همه اموری را که الان در دست است، بر اساس تعصبهایی که به اسم دین و دیانت و انبیاء خود نشان میدادند، انکار میکردند و قبول نمیکردند.»
نمونه دیگری از استشهاد به انجیل برنابا، درباره مباحث جسم و جسد و معاد روحانیجسمانی است. استاد حفظهالله بیان فرمودهاند که اگر مخالفان انصاف داشتند و پای غرض و مرض در میان نبود، همان قید «عنصری» برای جسد، بیانگر اعتقاد به روحانیجسمانی بودن معاد است؛ اما با بدن مناسب آخرت و با توضیحاتی که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه و سید مرحوم اعلی الله مقامه در کتب و رسائل خود درباره مقصود خود از معاد دادهاند، جایی برای اتهام مغرضانه (انکار معاد جسمانی، مطابق معاد ملاصدرا) باقی نمیماند؛ زیرا نتیجه تحقیقات مرحوم شیخ اوحد اع از طرح نظریهاش درباره معاد روحانیجسمانی این است:
این بدن محسوس ملموس (عنصری) بعد از تصفیه، بدن برزخی (هورقلیایی) است و بدن برزخی بعد از تصفیه، بدن اُخروی (اصلی) است. پس بدن دنیاوی و بدن برزخی در حکم دو عرض هستند برای بدن اصلی و آخرتی؛ زیرا این دو بدن در بدن اصلی نه چیزی زیاد میکنند و نه چیزی از آن کم مینمایند؛ مانند اعراض نسبت به ذات یا جوهر خود.
پس بدن اصلی نه به آمدن آن دو زیاد میشود و نه به رفتن آنها کم میشود؛ زیرا بدیهی است که این بدنهای سهگانه از یک عالم و در یک عرصه و در عرض یکدیگر نمیباشند تا از آمدن یکی، دیگری زیادتی بیابد و یا از رفتن یکی،دیگری نقصان و کمبودی برایش فراهم گردد.
پس این بدن محسوس دنیاوی همان بدن برزخی است و بدن برزخی همان بدن اخروی است بهگونهای که اگر بدن اصلی و اخروی را در دنیا و در برزخ و در آخرت وزن کنند، بهاندازه ذرهای زیاد و کم نخواهد بود و با بودن و یا نبودن آن دو بدن، زیاد و کم نخواهد شد.
ایشان بیان فرمودهاند که این مطلب، چیز تازهای نبوده که آن را مستمسک خود قرار دادند و به بهانه اینکه نظریه ایشان مطابق با نظریه ملاصدرا درباره معاد است و چون نظریه ملاصدرا در واقع انکار معاد جسمانی و کفر است، پس نظریه شیخ مرحوم اع هم نعوذبالله انکار معاد جسمانی و کفر است و در نتیجه او کافر است. در صورتی که مرحوم شیخ اع نظریه ملاصدرا را مورد بررسی کامل قرار داده و اشکالهای اساسی و مبنایی بر تمامی مبانی و نتایج نظریه او وارد ساخته و با برهان و دلیلهای نقلی و عقلی به ابطال آنها و اثبات معاد «روحانیجسمانی» پرداخته و همه مشکلاتی را که برای نوع دانشمندان در مسئله «عود ابدان» مطرح بوده پاسخ داده است. جزاه الله عن الاسلام و المسلمین خیر جزاء المحسنین.
و اینکه استاد ایده الله تعالی فرمودهاند این مطلب، مطلب تازهای نبوده، خود ایشان بیان کردهاند که مفاد و مضمون آن را در کلمات و بیانات گذشتگان از دانشمندان شیعه میبینیم که خود مرحوم شیخ هم به آنها اشاره و استشهاد فرموده است. و بلکه این مفاد و مضمون حتی در عبارات بازمانده از شرایع گذشته و یا منسوب به صاحبان شرایعِ گذشته هم وجود دارد. سپس به عبارات انجیل برنابا اشاره کردهاند.
با توجه به اینکه ما به درستی یا نادرستی انتساب این انجیل به برنابا کاری نداریم؛ زیرا مقصود ما سابقه این مفاد و مضمون است که در این کتاب وجود دارد؛ خواه انجیل از برنابا باشد یا از دیگری.
@AghayedNet
🔻بهمناسبت روز دحوالارض، روز ولادت حضرت عیسی علیهالسلام
عِلاوه بر آنچه بزرگان دین اعلی الله مقامهم درباره اناجیل اربعه فرمودهاند، استاد ما حفظه الله در دوران معاصر، درباره انجیل برنابا فرمایشهایی مطرح کردهاند. در یکی از مباحث اشاره کردهاند:
«یکی از انجیلهائی را که مفقود و معدوم کردند، انجیلی است که اخیراً بهدست آمده که این انجیل جزء آن انجیلهائی است که از بین بردهاند. این انجیل به نام انجیل برنابا است که او آن را نوشته و تقریباً در بعضی از مباحث با این انجیلهای چهارگانه اختلاف دارد و مخصوصاً در حادثه حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام با آنها کاملاً مخالفت دارد و در مورد کشته نشدن عیسی، مطابق با قرآن است. این انجیل در مورد کشتهنشدن حضرت عیسی و بلکه زنده بودن و بالابردن عیسی به آسمانها مطابق با قرآن است ولی دراینکه شبح حضرت عیسی و شباهت آن حضرت بر چه کسی افتاد، باز اختلاف دارد و مطابق با نقل سنیهاست و معلوم میشود که سنیها این مطلب را از نصاری گرفتهاند.»
در موضعی دیگر فرمودهاند:
«در قسمتی از انجیل برنابا حتی به وجود مبارک امام زمان صلوات الله علیه و قیام و خروج حضرت اشاره شده. اینها مقداری است که به دست رسیده و جمعآوری شده، آن مقداری که در دست نمانده و به دست نرسیده و احبار یهود و رهبانهای نصاری عمداً کتمان کردند و نشان ندادند و نگذاشتند در دسترس افراد باشد، آنها چهقدر بوده؟ خدا میداند! این همه اموری را که الان در دست است، بر اساس تعصبهایی که به اسم دین و دیانت و انبیاء خود نشان میدادند، انکار میکردند و قبول نمیکردند.»
نمونه دیگری از استشهاد به انجیل برنابا، درباره مباحث جسم و جسد و معاد روحانیجسمانی است. استاد حفظهالله بیان فرمودهاند که اگر مخالفان انصاف داشتند و پای غرض و مرض در میان نبود، همان قید «عنصری» برای جسد، بیانگر اعتقاد به روحانیجسمانی بودن معاد است؛ اما با بدن مناسب آخرت و با توضیحاتی که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه و سید مرحوم اعلی الله مقامه در کتب و رسائل خود درباره مقصود خود از معاد دادهاند، جایی برای اتهام مغرضانه (انکار معاد جسمانی، مطابق معاد ملاصدرا) باقی نمیماند؛ زیرا نتیجه تحقیقات مرحوم شیخ اوحد اع از طرح نظریهاش درباره معاد روحانیجسمانی این است:
این بدن محسوس ملموس (عنصری) بعد از تصفیه، بدن برزخی (هورقلیایی) است و بدن برزخی بعد از تصفیه، بدن اُخروی (اصلی) است. پس بدن دنیاوی و بدن برزخی در حکم دو عرض هستند برای بدن اصلی و آخرتی؛ زیرا این دو بدن در بدن اصلی نه چیزی زیاد میکنند و نه چیزی از آن کم مینمایند؛ مانند اعراض نسبت به ذات یا جوهر خود.
پس بدن اصلی نه به آمدن آن دو زیاد میشود و نه به رفتن آنها کم میشود؛ زیرا بدیهی است که این بدنهای سهگانه از یک عالم و در یک عرصه و در عرض یکدیگر نمیباشند تا از آمدن یکی، دیگری زیادتی بیابد و یا از رفتن یکی،دیگری نقصان و کمبودی برایش فراهم گردد.
پس این بدن محسوس دنیاوی همان بدن برزخی است و بدن برزخی همان بدن اخروی است بهگونهای که اگر بدن اصلی و اخروی را در دنیا و در برزخ و در آخرت وزن کنند، بهاندازه ذرهای زیاد و کم نخواهد بود و با بودن و یا نبودن آن دو بدن، زیاد و کم نخواهد شد.
ایشان بیان فرمودهاند که این مطلب، چیز تازهای نبوده که آن را مستمسک خود قرار دادند و به بهانه اینکه نظریه ایشان مطابق با نظریه ملاصدرا درباره معاد است و چون نظریه ملاصدرا در واقع انکار معاد جسمانی و کفر است، پس نظریه شیخ مرحوم اع هم نعوذبالله انکار معاد جسمانی و کفر است و در نتیجه او کافر است. در صورتی که مرحوم شیخ اع نظریه ملاصدرا را مورد بررسی کامل قرار داده و اشکالهای اساسی و مبنایی بر تمامی مبانی و نتایج نظریه او وارد ساخته و با برهان و دلیلهای نقلی و عقلی به ابطال آنها و اثبات معاد «روحانیجسمانی» پرداخته و همه مشکلاتی را که برای نوع دانشمندان در مسئله «عود ابدان» مطرح بوده پاسخ داده است. جزاه الله عن الاسلام و المسلمین خیر جزاء المحسنین.
و اینکه استاد ایده الله تعالی فرمودهاند این مطلب، مطلب تازهای نبوده، خود ایشان بیان کردهاند که مفاد و مضمون آن را در کلمات و بیانات گذشتگان از دانشمندان شیعه میبینیم که خود مرحوم شیخ هم به آنها اشاره و استشهاد فرموده است. و بلکه این مفاد و مضمون حتی در عبارات بازمانده از شرایع گذشته و یا منسوب به صاحبان شرایعِ گذشته هم وجود دارد. سپس به عبارات انجیل برنابا اشاره کردهاند.
با توجه به اینکه ما به درستی یا نادرستی انتساب این انجیل به برنابا کاری نداریم؛ زیرا مقصود ما سابقه این مفاد و مضمون است که در این کتاب وجود دارد؛ خواه انجیل از برنابا باشد یا از دیگری.
@AghayedNet
Telegram
AghayedNet
✔️تسلط بزرگان شیخیه بر کتب عهدَین
🔻نقدی بر کلامی از دکتر سروش
دکتر عبدالکریم سروش در سلسله مباحث «انجیل و قرآن»، بهمناسبت، دینداری عوامانه غیر عالمانه و معیشتاندیش را نقد کرده و اشاره کرده است کمتر روحانی مسلمانی است که انجیل و تورات را خوانده باشد…
🔻نقدی بر کلامی از دکتر سروش
دکتر عبدالکریم سروش در سلسله مباحث «انجیل و قرآن»، بهمناسبت، دینداری عوامانه غیر عالمانه و معیشتاندیش را نقد کرده و اشاره کرده است کمتر روحانی مسلمانی است که انجیل و تورات را خوانده باشد…
✔️عوالِم عُلوی و پدیدههای زمینی
🔻بهمناسبت شیوع بیماری مُسری
وظائف در بیماریهای مسری غیر از بیماریهای فردی و شخصی است. نوع دعاهایی که برای رفع بلاها و دفع بیماریها رسیده، مربوط به بیماریهای جزئی و فردی است و برای بیماریهای همگانی توصیه نشده است.
در منابع و مآخذ ادعیه، چند دعاء بهویژه برای بیماریهای عمومی وارد شده است. با بررسی محتوای این دعاها، یک مضمون مشترک در نوع این دعاها ملاحظه میشود و آن مضمون، مدخلیت عوالِم عُلوی در این بیماری است.
این دعاها علاوه بر مناجات و توسل، به نظام عقیدتی مؤمنان اشاره دارد که به این حدیث شریف معتقد هستند: ابی الله انیجری الامور الا باسبابها.
🔸برای مطالعه متن کاملِ نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/avaalem/
🔻بهمناسبت شیوع بیماری مُسری
وظائف در بیماریهای مسری غیر از بیماریهای فردی و شخصی است. نوع دعاهایی که برای رفع بلاها و دفع بیماریها رسیده، مربوط به بیماریهای جزئی و فردی است و برای بیماریهای همگانی توصیه نشده است.
در منابع و مآخذ ادعیه، چند دعاء بهویژه برای بیماریهای عمومی وارد شده است. با بررسی محتوای این دعاها، یک مضمون مشترک در نوع این دعاها ملاحظه میشود و آن مضمون، مدخلیت عوالِم عُلوی در این بیماری است.
این دعاها علاوه بر مناجات و توسل، به نظام عقیدتی مؤمنان اشاره دارد که به این حدیث شریف معتقد هستند: ابی الله انیجری الامور الا باسبابها.
🔸برای مطالعه متن کاملِ نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/avaalem/
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتاب جناب سلمان هادی آل طعمه، به نام «مشاهیر المدفونین فی کربلاء» با تصویری از مرحوم سید کاظم رشتی بر جلد کتاب
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_المدفونین فی کربلاء.PDF
2.9 MB
AghayedNet
@AghayedNet
أعلام مدرسة الشیخ.pdf
8.1 MB
🔺فایل کتاب أعلام مدرسة الشیخ الأوحد فی القرن الثالث عشر الهجری
در این کتاب به بعضی شخصیتها اشاره نشده است. از جمله عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
در این کتاب به بعضی شخصیتها اشاره نشده است. از جمله عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
✔️کتاب «تَخریجُ مِئَتَی وَجهٍ مِنَ المَعانِی فِی کَلِمَةٍ واحِدَةٍ»
🔻و تداعیِ فرمایشی از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و اِشکالی بر آن!
🔹اخیراً یکی از تراث ادبی تصحیح و تحقیق شده و به چاپ رسیده است. موضوع کتاب بیانِ دویست وجه است برای یک کلمه در یک بیت! به تعبیرِ دیگر، مؤلف برای نخستین کلمه از بیتی از قصیده عمرو بن سعد، دویست معنا نقل کرده است! کاملِ نام کتاب چنین است: تَخریجُ مِئَتَی وَجهٍ مِنَ المَعانِی فِی کَلِمَةٍ واحِدَةٍ مِن بَیتٍ وَاحِدٍ.
🔹آن بیت چنین است:
بیضٌ مَفارِقنا تغلی مَراجلنا
نأسُوا بأموالِنا آثارَ أیدینا
🔹نویسنده، ابوعبدالله محمد بن عبدالله خطیب در ابتدای این کتاب مینویسد از معنای «بیض مفارقنا» سؤال شدم. وجوهی را ذکر کردم که به ده مورد رسید. در بعضی مجالس مشهور نقل کردم، مشتاقان شنیدن زیاد شدند و بهتدریج، وجوه دیگری را به دست آوردم، نزدیک بیست وجه شد. سپس از من خواسته شد و من بررسی بیشتری کردم که مذاهب عرب چه برداشتهایی از این واژه دارند و آنها را نوشتم، تا دویست وجه شد... .
🔸برای مطالعه متن کاملِ نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/haftaadmana/
🔻و تداعیِ فرمایشی از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و اِشکالی بر آن!
🔹اخیراً یکی از تراث ادبی تصحیح و تحقیق شده و به چاپ رسیده است. موضوع کتاب بیانِ دویست وجه است برای یک کلمه در یک بیت! به تعبیرِ دیگر، مؤلف برای نخستین کلمه از بیتی از قصیده عمرو بن سعد، دویست معنا نقل کرده است! کاملِ نام کتاب چنین است: تَخریجُ مِئَتَی وَجهٍ مِنَ المَعانِی فِی کَلِمَةٍ واحِدَةٍ مِن بَیتٍ وَاحِدٍ.
🔹آن بیت چنین است:
بیضٌ مَفارِقنا تغلی مَراجلنا
نأسُوا بأموالِنا آثارَ أیدینا
🔹نویسنده، ابوعبدالله محمد بن عبدالله خطیب در ابتدای این کتاب مینویسد از معنای «بیض مفارقنا» سؤال شدم. وجوهی را ذکر کردم که به ده مورد رسید. در بعضی مجالس مشهور نقل کردم، مشتاقان شنیدن زیاد شدند و بهتدریج، وجوه دیگری را به دست آوردم، نزدیک بیست وجه شد. سپس از من خواسته شد و من بررسی بیشتری کردم که مذاهب عرب چه برداشتهایی از این واژه دارند و آنها را نوشتم، تا دویست وجه شد... .
🔸برای مطالعه متن کاملِ نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/haftaadmana/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جواد، جواد است بهحقیقت جود
جوادی دیگر بهحقیقت نبود
خیر نبودی بهجز از خیر او
در همه عالم دگری غیر او
تشنه و مسموم به راه خدا
داد ز کف جان خود ابنالرضا
رتبت او گشت از این بخشِشَش
نزد خدا برترِ هر بندهاش
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره شد از زهر عدو مُعتصم
کشته شد او لیک در عهد شباب
در اثر زهری که بودی در آب
روزه خود را به سم افطار کرد
«سماء علم» را عدو صد پار کرد
شکافته شد از این بلاء آسمان
گریسته بر ستون و رکن جهان
@AghayedNet
جوادی دیگر بهحقیقت نبود
خیر نبودی بهجز از خیر او
در همه عالم دگری غیر او
تشنه و مسموم به راه خدا
داد ز کف جان خود ابنالرضا
رتبت او گشت از این بخشِشَش
نزد خدا برترِ هر بندهاش
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره شد از زهر عدو مُعتصم
کشته شد او لیک در عهد شباب
در اثر زهری که بودی در آب
روزه خود را به سم افطار کرد
«سماء علم» را عدو صد پار کرد
شکافته شد از این بلاء آسمان
گریسته بر ستون و رکن جهان
@AghayedNet
✔️🔻قاتل حضرت جواد علیهالسلام چه کسی است؟
اگرچه در تاریخ، معتصم عباسی لعنه الله قاتل حضرت معرفی شده است؛ اما با نگاهی دقیقتر قاتل حضرت مأمون عباسی است لعنه الله.
مأمون (عفریت بنیالعباس) دختر خود (امالفضل) را به حضرت جواد علیهالسلام تزویج کرده بود و همین دختر به دستور پدرش، حضرت جواد علیهالسلام را به شهادت رسانید.
امالفضل در زمان حیات پدرش بهاین جنایت اقدام نکرد تا در زمان معتصم لعنة الله علیه به دسیسه او این جنایت را مرتکب شد؛ زیرا علت اصلی تزویج او با حضرت جواد علیهالسلام بهاین منظور بوده ولی جریانهای سیاسی مانع اجرای این مأموریت گردید.
و این مطلب را تأیید میکند فرمایش مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در جلد سوم کتاب مبارک ارشادالعوام که در توصیف احوالات رجعت، حدیث مفصلی را به نقل از مفضل مطرح کردهاند در بخشی که تکتک معصومین علیهمالسلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و شکایت امت را میکنند ظالم و کشنده حضرت جواد علیهالسلام را مأمون معرفی کردهاند: «...پس میایستد محمد بن علی و شکایت میکند از آنچه مأمون به او کرده... .»
ازاینرو در فرمایشها و اشعار مکتبی، گاهی قاتل حضرت جواد علیهالسلام معتصم ملعون معرفی شده است به اعتبار ظاهر امر و بُعد تاریخی و گاهی به پشتپرده سیاستهای مأمون ملعون توجه شده و قاتل، مأمون عباسی معرفی شده است.
در اشعار مکتبی است:
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره شد از زهر عدو مُعتصم
و باز هم در اشعار مکتبی که برای نونهالان سروده شده، چنین آمده است:
«عفریت» آلرشید/نقشه قتلش کشید
دختر ناپاک او/بدگهر و تندخو
کُشت به امر پدر/همسر خود خیرهسر
به زهر کین از جفا/کشته شد ابنالرضا
لعنة الله علی الظالمین.
@AghayedNet
اگرچه در تاریخ، معتصم عباسی لعنه الله قاتل حضرت معرفی شده است؛ اما با نگاهی دقیقتر قاتل حضرت مأمون عباسی است لعنه الله.
مأمون (عفریت بنیالعباس) دختر خود (امالفضل) را به حضرت جواد علیهالسلام تزویج کرده بود و همین دختر به دستور پدرش، حضرت جواد علیهالسلام را به شهادت رسانید.
امالفضل در زمان حیات پدرش بهاین جنایت اقدام نکرد تا در زمان معتصم لعنة الله علیه به دسیسه او این جنایت را مرتکب شد؛ زیرا علت اصلی تزویج او با حضرت جواد علیهالسلام بهاین منظور بوده ولی جریانهای سیاسی مانع اجرای این مأموریت گردید.
و این مطلب را تأیید میکند فرمایش مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در جلد سوم کتاب مبارک ارشادالعوام که در توصیف احوالات رجعت، حدیث مفصلی را به نقل از مفضل مطرح کردهاند در بخشی که تکتک معصومین علیهمالسلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و شکایت امت را میکنند ظالم و کشنده حضرت جواد علیهالسلام را مأمون معرفی کردهاند: «...پس میایستد محمد بن علی و شکایت میکند از آنچه مأمون به او کرده... .»
ازاینرو در فرمایشها و اشعار مکتبی، گاهی قاتل حضرت جواد علیهالسلام معتصم ملعون معرفی شده است به اعتبار ظاهر امر و بُعد تاریخی و گاهی به پشتپرده سیاستهای مأمون ملعون توجه شده و قاتل، مأمون عباسی معرفی شده است.
در اشعار مکتبی است:
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره شد از زهر عدو مُعتصم
و باز هم در اشعار مکتبی که برای نونهالان سروده شده، چنین آمده است:
«عفریت» آلرشید/نقشه قتلش کشید
دختر ناپاک او/بدگهر و تندخو
کُشت به امر پدر/همسر خود خیرهسر
به زهر کین از جفا/کشته شد ابنالرضا
لعنة الله علی الظالمین.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
✔️نماز دهه اول ذوالحجه
🔻دو ركعتی كه مستحب است در دهه اول ماه ذوالحجه بعد از نماز مغرب خوانده شود (که با قرائت آیه و واعدنا موسی ثلاثین لیلة... همراه است):
🔹الف. اگر كسی خودش برای حج مشرف شده نبايد بخواند؟ يا لزومی ندارد؟ ولی اگر هم خواند در ثواب ساير حاجيان، علاوه بر ثواب خودش هم شريك میشود؟
پاسخ:
🔸ظاهراً اين نماز را برای كسانی فرمودهاند كه به حج موفق نشدهاند و اگر خود حاجيان هم مناسبشان بود كه اين نماز را بخوانند برای همه میفرمودند و از اين همه ثواب محرومشان نمیكردند.
🔹ب. آيا كربلا هم چون اصل و باطن حج است همين حكم را دارد؟
پاسخ:
🔸كسانی هم كه اين دهه در كربلا باشند مانند ديگرانی هستند كه به حج موفق نگرديدهاند و اين نماز را بخوانند به ثواب آن نائل میشوند ان شاء الله تعالی.
🔹ج. آيا ملاك اين حكم، بودنِ در اين مشاهد است يا قصد آنها؟ مثلاً كسی كه قرار است چهارم ذیحجه به مكه برود، آن چهار روز اول نماز مذكور را بخواند يا چون امسال قرار است حاجی شود آن چهار روز را هم نخواند؟
پاسخ:
🔸كسی كه قصد حج دارد ولی چند روزی به حركت او باقی مانده در هركجا هست اگرچه در مشاهد مشرفه هم باشد رجاءً اين نماز را بخواند اميد نائل شدن به ثواب آن میرود زيرا ممكن است موفق به حج نشود و اگر نخواند از اين ثواب محروم خواهد شد.
🔹د. آیا هنگام قرائت «و واعدنا...» در این نماز، بسم الله خوانده شود؟
پاسخ:
🔸نه اعوذبالله... لزومی دارد و نه بسم الله... .
@AghayedNet
✔️نماز دهه اول ذوالحجه
🔻دو ركعتی كه مستحب است در دهه اول ماه ذوالحجه بعد از نماز مغرب خوانده شود (که با قرائت آیه و واعدنا موسی ثلاثین لیلة... همراه است):
🔹الف. اگر كسی خودش برای حج مشرف شده نبايد بخواند؟ يا لزومی ندارد؟ ولی اگر هم خواند در ثواب ساير حاجيان، علاوه بر ثواب خودش هم شريك میشود؟
پاسخ:
🔸ظاهراً اين نماز را برای كسانی فرمودهاند كه به حج موفق نشدهاند و اگر خود حاجيان هم مناسبشان بود كه اين نماز را بخوانند برای همه میفرمودند و از اين همه ثواب محرومشان نمیكردند.
🔹ب. آيا كربلا هم چون اصل و باطن حج است همين حكم را دارد؟
پاسخ:
🔸كسانی هم كه اين دهه در كربلا باشند مانند ديگرانی هستند كه به حج موفق نگرديدهاند و اين نماز را بخوانند به ثواب آن نائل میشوند ان شاء الله تعالی.
🔹ج. آيا ملاك اين حكم، بودنِ در اين مشاهد است يا قصد آنها؟ مثلاً كسی كه قرار است چهارم ذیحجه به مكه برود، آن چهار روز اول نماز مذكور را بخواند يا چون امسال قرار است حاجی شود آن چهار روز را هم نخواند؟
پاسخ:
🔸كسی كه قصد حج دارد ولی چند روزی به حركت او باقی مانده در هركجا هست اگرچه در مشاهد مشرفه هم باشد رجاءً اين نماز را بخواند اميد نائل شدن به ثواب آن میرود زيرا ممكن است موفق به حج نشود و اگر نخواند از اين ثواب محروم خواهد شد.
🔹د. آیا هنگام قرائت «و واعدنا...» در این نماز، بسم الله خوانده شود؟
پاسخ:
🔸نه اعوذبالله... لزومی دارد و نه بسم الله... .
@AghayedNet
✔️قال الشيخ عبدالعظيم المشيخص القطيفي في كتابه القطيف و ملحقاتها ج1، ص547:
🔹إن أغلب علماء القطيف في القرن الثالثعشر ومنتصف القرن الرابععشر الهجریين تبنت الاتجاه الشيخي، ولكن نتيجة الاضطهاد الذي لاحق معتنقيه فضلت الصمت والانزواء خوفاً من الاتهامات و التشنيع.
🔻شیخ عبدالعظیم مشیخص در کتاب «القطیف و ملحقاتها» چنین نوشته است - حاصل معنی-:
🔸اکثر علماء قطیف در قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم هجری به شیخیه گرویدند؛ اما بر اثر ستمی که بر آنان وارد میآمد و از ترس اتهام، پیروان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی سکوت و کنارهگیری را پسندیدند و آن را بهتر دانستند.
@AghayedNet
🔹إن أغلب علماء القطيف في القرن الثالثعشر ومنتصف القرن الرابععشر الهجریين تبنت الاتجاه الشيخي، ولكن نتيجة الاضطهاد الذي لاحق معتنقيه فضلت الصمت والانزواء خوفاً من الاتهامات و التشنيع.
🔻شیخ عبدالعظیم مشیخص در کتاب «القطیف و ملحقاتها» چنین نوشته است - حاصل معنی-:
🔸اکثر علماء قطیف در قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم هجری به شیخیه گرویدند؛ اما بر اثر ستمی که بر آنان وارد میآمد و از ترس اتهام، پیروان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی سکوت و کنارهگیری را پسندیدند و آن را بهتر دانستند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
زیارت صفوان جمال (زیارت هفتم) نقل شده در کتاب «نبراس الفائزین...»
@AghayedNet
@AghayedNet