AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده تلخيص شرح دعاء رجب از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع @AghayedNet
@AghayedNet_تلخيص شرح دعاء رجب.pdf
6.9 MB
🔺فایل کتاب تلخيص شرح دعاء رجب
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اع
#کتاب
@AghayedNet
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اع
#کتاب
@AghayedNet
✔️تحلیل مضمون چهار لقب تابعان فکریِ
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3942
https://t.me/AghayedNet/3943
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3942
https://t.me/AghayedNet/3943
✔️تحلیلِ مضمونِ چهار لقبِ تابعانِ فکریِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔻بخش اول
مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و منسوبانِ فکری ایشان، به نامهای متعددی معرفی شدهاند. هر یک از این نامها، «تعریفی» از مکتب شیخ اع ارائه میکند. در این نوشتار به چهار نام اشاره میکنیم که هر کدام وجهی از مکتب را بازگو میکنند: شیخیه، کشفیه، پشتسریه، مکتب استبصار.
پژوهشگران سه اسمِ نخست را برای همه طوایف شیخیه بهکار بردهاند و این یکی از معضلات است؛ چراکه امروزه با گفتن این تعابیر بعضی از طوایف شیخیه تبادر میکند.
این نامها از طرف مخالفان فکریِ شیخ اع به منظور منفور و بدنام ساختن پیروان آن بزرگاندیش تشیع ارائه شده یا از طرف پژوهندگانِ مقلد آن مخالفان.
تابعان فکری شیخ اع، هرگز نامی برای خود انتخاب نکردهاند. خود را «شیعه اثنیعشری» میدانند و به این لقب افتخار میکنند.
اما ارائه این نامها توسط مخالفان را به فال نیک گرفته و آن را خوشنامی و سبب امیدواری به شفاعت آن بزرگوار اع دانسته و معنای صحیحی برای آن بیان کردند.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع این نامها را مصداقی از «تنابز بالالقاب» میدانند و در رساله جواب عباس میرزا ملکآرا میفرمایند:
«نحن لمنلقب انفسنا به (ای: الکشفیة) و انما انتم نابزتم بالالقاب و اردتم قدحنا بهذا اللقب فبعد ما لقبتمونا بذلک قلنا لیس فیه عیب و لا عیب فی انیدخل الانسان تحت قوله «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» و اما نحن فلمنختر لانفسنا لقباً و هو محض افتراء.» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۴١)
ما خود را به کشفیه ملقب نکردهایم. این شما هستید که «تنابز بالالقاب» کردهاید و خواستهاید با این لقب به ما طعنه بزنید. بعد از اینکه ما را به آن ملقب کردید، گفتیم در این لقب عیب نیست و اشکالی ندارد که انسان تحت آیه «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» داخل شود. اما ما برای خود لقبی را انتخاب نکردهایم و این افتراء محض است.
١.شیخیه
شیخیه یعنی منسوبانِ فکری به شیخ مطلق، شیخ احمد اَحسائی اع. نفس اطلاق کلمه شیخیه، نشاندهنده فضای فکری در اوساط علمی آن زمان است: شیخِ مطلق، بدون قیدی در فقه یا اصول یا حکمت. آنچه با گفتن کلمه شیخ تبادر میکرده، شیخ احمد احسائی بوده است و از این جهت نام «شیخیه» یعنی منسوبان فکریِ شیخِ مطلق؛ شیخ احسائی اع.
تعبیر «شیخیه» گاهی مقابل «اصولیه» و «اخباریه» بهکار میرود. در این بافت، این کلمه، به جنبه فقهیِ این مکتب اشاره دارد. از این رو در مقدمه فصلالخطاب الهادی الی طریق الصواب به این تقابل اشاره شده و توضیح فرمودهاند.
گاهی شیخیه، قسیمِ اصولیه و اخباریه نیست و بدون توجه به این تقسیم استفاده میشود. در این بافت، این کلمه به همه جنبههای مکتب شیخ اع ناظر است: چه فقه و اصول و چه عرفان و حکمت.
٢.کشفیه
مکتب، در زمان عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع به این لقب شهرت پیدا کرد. برخی گمان کردهاند «کشفیه» غیر از «شیخیه» است. برای نمونه در کتاب گزارش یک کشتار، درباره سید مرحوم اع آمده است:
«وی مؤسس مکتب کشفیه نیز میباشد.» (ص۴١۵)
همچنین در کتاب تاریخ العراق فی العصور المظلمة، در حادثه حمله نجیبپاشا، صریحاً میان شیخیه و کشفیه تفریق شده که کاملاً ناصحیح است:
«اللاجئین الی بیوت الشیخیة و بیت السید کاظم الرشتی رئیس الکشفیة.» (ج١، ص٣٠٧)
اگرچه عموماً بر شیخیه نیز اطلاق میشده است. مرحوم آقای کرمانی اع درباره این لقب بیاناتی دارند که در اوایل این نوشتار نقل گردید.
مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، نقل میگردد... .
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻بخش اول
مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و منسوبانِ فکری ایشان، به نامهای متعددی معرفی شدهاند. هر یک از این نامها، «تعریفی» از مکتب شیخ اع ارائه میکند. در این نوشتار به چهار نام اشاره میکنیم که هر کدام وجهی از مکتب را بازگو میکنند: شیخیه، کشفیه، پشتسریه، مکتب استبصار.
پژوهشگران سه اسمِ نخست را برای همه طوایف شیخیه بهکار بردهاند و این یکی از معضلات است؛ چراکه امروزه با گفتن این تعابیر بعضی از طوایف شیخیه تبادر میکند.
این نامها از طرف مخالفان فکریِ شیخ اع به منظور منفور و بدنام ساختن پیروان آن بزرگاندیش تشیع ارائه شده یا از طرف پژوهندگانِ مقلد آن مخالفان.
تابعان فکری شیخ اع، هرگز نامی برای خود انتخاب نکردهاند. خود را «شیعه اثنیعشری» میدانند و به این لقب افتخار میکنند.
اما ارائه این نامها توسط مخالفان را به فال نیک گرفته و آن را خوشنامی و سبب امیدواری به شفاعت آن بزرگوار اع دانسته و معنای صحیحی برای آن بیان کردند.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع این نامها را مصداقی از «تنابز بالالقاب» میدانند و در رساله جواب عباس میرزا ملکآرا میفرمایند:
«نحن لمنلقب انفسنا به (ای: الکشفیة) و انما انتم نابزتم بالالقاب و اردتم قدحنا بهذا اللقب فبعد ما لقبتمونا بذلک قلنا لیس فیه عیب و لا عیب فی انیدخل الانسان تحت قوله «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» و اما نحن فلمنختر لانفسنا لقباً و هو محض افتراء.» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۴١)
ما خود را به کشفیه ملقب نکردهایم. این شما هستید که «تنابز بالالقاب» کردهاید و خواستهاید با این لقب به ما طعنه بزنید. بعد از اینکه ما را به آن ملقب کردید، گفتیم در این لقب عیب نیست و اشکالی ندارد که انسان تحت آیه «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» داخل شود. اما ما برای خود لقبی را انتخاب نکردهایم و این افتراء محض است.
١.شیخیه
شیخیه یعنی منسوبانِ فکری به شیخ مطلق، شیخ احمد اَحسائی اع. نفس اطلاق کلمه شیخیه، نشاندهنده فضای فکری در اوساط علمی آن زمان است: شیخِ مطلق، بدون قیدی در فقه یا اصول یا حکمت. آنچه با گفتن کلمه شیخ تبادر میکرده، شیخ احمد احسائی بوده است و از این جهت نام «شیخیه» یعنی منسوبان فکریِ شیخِ مطلق؛ شیخ احسائی اع.
تعبیر «شیخیه» گاهی مقابل «اصولیه» و «اخباریه» بهکار میرود. در این بافت، این کلمه، به جنبه فقهیِ این مکتب اشاره دارد. از این رو در مقدمه فصلالخطاب الهادی الی طریق الصواب به این تقابل اشاره شده و توضیح فرمودهاند.
گاهی شیخیه، قسیمِ اصولیه و اخباریه نیست و بدون توجه به این تقسیم استفاده میشود. در این بافت، این کلمه به همه جنبههای مکتب شیخ اع ناظر است: چه فقه و اصول و چه عرفان و حکمت.
٢.کشفیه
مکتب، در زمان عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع به این لقب شهرت پیدا کرد. برخی گمان کردهاند «کشفیه» غیر از «شیخیه» است. برای نمونه در کتاب گزارش یک کشتار، درباره سید مرحوم اع آمده است:
«وی مؤسس مکتب کشفیه نیز میباشد.» (ص۴١۵)
همچنین در کتاب تاریخ العراق فی العصور المظلمة، در حادثه حمله نجیبپاشا، صریحاً میان شیخیه و کشفیه تفریق شده که کاملاً ناصحیح است:
«اللاجئین الی بیوت الشیخیة و بیت السید کاظم الرشتی رئیس الکشفیة.» (ج١، ص٣٠٧)
اگرچه عموماً بر شیخیه نیز اطلاق میشده است. مرحوم آقای کرمانی اع درباره این لقب بیاناتی دارند که در اوایل این نوشتار نقل گردید.
مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، نقل میگردد... .
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️تحلیلِ مضمونِ چهار لقبِ تابعانِ فکریِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔻بخش دوم
سید مرحوم اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، ترجمه آن نقل میگردد:
«پس مراد از شیخی و کشفی پیروان شیخ بزرگوار شیخ احمد بن زین الدین احسائی (اعلی الله مقامه و رفع فی الدارین اعلامه) و منسوبان به او میباشند.
ایشان کشفیه نامیده شدهاند، زیرا خداوند سبحانه پرده نادانی و بیبصیرتی در دین را از بینش و دیده ایشان برطرف کرده و تاریکی شک و تردید را از باطنشان زدوده. ایشان کسانی هستند که از چشمانشان پوششها و از دلهایشان کجی و جهل کنار رفته. به وسیله دلایل و برهانهای حکیمانه و آشکار، از قلبهای ایشان تاریکی شکوک و شبهات برطرف شده و نور حق در آن ظاهر شده و دلهایشان در حجاب نیست.
خداوند هر فتنهای در دین را برای ایشان روشن ساخته و قلبشان را به نور هدایت منور کرده. به برکت معرفت آنها به خدا و اعتقادشان به توحید و شناخت محمد و آلمحمد علیهمالسلام که ارکان توحیدند، خداوند گوش آنها و چشم دلشان و باطنشان را گشوده. ایشان کسانیاند که از چشم دلشان گرفتگی برطرف شده و حجاب کفر و ضلالت و دروغ زائل شده. پس بهاین واسطه اشیاء را به همانطوری که هست شناختند. و علمِ آنچه را که نمیشناختند به عالِمش تسلیم کردند و به عجز و کوتاهیشان اقرار کردند.
البته غیر پیروان شیخ بزرگوار اع چه قبل و چه بعد از او که اوصافِ گفتهشده را دارند، نام کشفیه برایشان مناسب است، ولی استعمال این نام برای منسوبین به شیخ در برابر دیگران غلبه پیدا کرده. مانند کلمه «امامیه» که برای شیعه اثناعشری بهکار میرود، اگرچه برای هر کس که امام و پیشوایی دارد صحیح است.
دشمنان و مخالفانِ این گروهِ گرامی اسم کشفیه را برای ایشان شهرت دادهاند؛ همانگونه که اسم «روافض» را سنیها برای شیعیان مشهور کردهاند با اینکه اسمی است که خدا در عالم ذر ایشان را به آن نامیده. همین کلمه روافض هم برای اهل سایر ادیان که باطل را رها کردهاند بهکار میرود. اسم کشفیه هم همینطور است و در حقیقت مناسب پیروان شیخ اع و افرادی شبیه و مانند آنها است، اگرچه که قبل یا بعد از ایشان باشند؛ اما دشمنان این اسم را به ایشان اختصاص دادهاند.»
٣.پشتسریه
عنوان دیگری است برای شیخیه. صاحب روضاتالجنات مینویسد:
«و کان هو یصلی الجماعة بقومه خلف الحضرة المقدسة الحسینیة فی الحائر الشریف، بخلاف المنکرین علی طریقته من فقهاء تلک البقعة المبارکة، فانهم کانوا یصلونها من قبل رأس الامام علیهالسلام و لهذا یسمون عند اولئک بالبالاسریه.» (روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج٣، ص٣۴٢)
با این توضیح به خوبی روشن میشود که «عنوان شیخیه و یا پشتسریه» در آن زمان تا چه اندازه ارزنده و موجه بوده و در نزد شیعیان چقدر محبوبیت داشته است.
زیرا اولاً پاسداری از مقام عصمت و جلالت و عظمت امام معصوم آن هم امام حسین علیهالسلام محبوب همه مومنان در کار بوده و مرحوم شیخ احسائی مطابق فرمایش امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه که الامام لایقدم و لایساوی نه مقدم بر قبر امام و نه مساوی با قبر امام، جماعت اقامه نمیفرمود و در آن حرم مطهر پشت سر مبارک امام علیهالسلام نماز میگزارد و از این جهت طرفداران او را پشتسریه نامیده بودند و کسانی که با فتوای او مخالف بودند در بالای سر امام علیهالسلام جماعت برپا میکردند و روی این جهت هم آنها را و طرفداران آنان را «بالاسریه» مینامیدند. و معلوم است که عاشقان مقام عصمت و طهارت و امامت بهویژه دلباختگان ساحت مقدس حسینی و شیفتگان شکوه آن حرم قدس الهی، تا چه اندازه از عنوان «بالاسریه» متنفر بودهاند.
و ثانیاً محبوبیت خود مرحوم شیخ احسائی و عظمت شخصیت علمی و دینی آن مرحوم در نزد عوام و خواص از شیعیان، عنوان «شیخیه» و «پشتسریه» را به اوج محبوبیت و اعتماد و عظمت رسانیده بود. از این جهات بود که ناسید علیمحمد شیرازی (لعنهالله) و طرفداران آن ملعون خبیث، از این دو عنوان شریف و محبوب در نزد شیعیان سوء استفاده نموده و خود را شیخی و یا پشتسری نامیده و پیرو مرحوم شیخ احسائی و مرحوم رشتی قلمداد نمودند تا مردم را فریب داده و به مقاصد سوء خود برسند.
مصطلح «پشتسریه» و «بالاسریه» صرفاً ناظر به مباحث فقهی نیست؛ بلکه این نامگذاری و بهطور کلی این حرکت، در «اعتقادات» و «امامشناسی» ریشه دارد. آشنایی با مقامات «مَزور» و «آداب زیارت» آن هم در حدّ اعلای آن، در عمل خود را نشان داده که هنگام نماز بر امام علیهالسلام مقدم نمیشوند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻بخش دوم
سید مرحوم اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، ترجمه آن نقل میگردد:
«پس مراد از شیخی و کشفی پیروان شیخ بزرگوار شیخ احمد بن زین الدین احسائی (اعلی الله مقامه و رفع فی الدارین اعلامه) و منسوبان به او میباشند.
ایشان کشفیه نامیده شدهاند، زیرا خداوند سبحانه پرده نادانی و بیبصیرتی در دین را از بینش و دیده ایشان برطرف کرده و تاریکی شک و تردید را از باطنشان زدوده. ایشان کسانی هستند که از چشمانشان پوششها و از دلهایشان کجی و جهل کنار رفته. به وسیله دلایل و برهانهای حکیمانه و آشکار، از قلبهای ایشان تاریکی شکوک و شبهات برطرف شده و نور حق در آن ظاهر شده و دلهایشان در حجاب نیست.
خداوند هر فتنهای در دین را برای ایشان روشن ساخته و قلبشان را به نور هدایت منور کرده. به برکت معرفت آنها به خدا و اعتقادشان به توحید و شناخت محمد و آلمحمد علیهمالسلام که ارکان توحیدند، خداوند گوش آنها و چشم دلشان و باطنشان را گشوده. ایشان کسانیاند که از چشم دلشان گرفتگی برطرف شده و حجاب کفر و ضلالت و دروغ زائل شده. پس بهاین واسطه اشیاء را به همانطوری که هست شناختند. و علمِ آنچه را که نمیشناختند به عالِمش تسلیم کردند و به عجز و کوتاهیشان اقرار کردند.
البته غیر پیروان شیخ بزرگوار اع چه قبل و چه بعد از او که اوصافِ گفتهشده را دارند، نام کشفیه برایشان مناسب است، ولی استعمال این نام برای منسوبین به شیخ در برابر دیگران غلبه پیدا کرده. مانند کلمه «امامیه» که برای شیعه اثناعشری بهکار میرود، اگرچه برای هر کس که امام و پیشوایی دارد صحیح است.
دشمنان و مخالفانِ این گروهِ گرامی اسم کشفیه را برای ایشان شهرت دادهاند؛ همانگونه که اسم «روافض» را سنیها برای شیعیان مشهور کردهاند با اینکه اسمی است که خدا در عالم ذر ایشان را به آن نامیده. همین کلمه روافض هم برای اهل سایر ادیان که باطل را رها کردهاند بهکار میرود. اسم کشفیه هم همینطور است و در حقیقت مناسب پیروان شیخ اع و افرادی شبیه و مانند آنها است، اگرچه که قبل یا بعد از ایشان باشند؛ اما دشمنان این اسم را به ایشان اختصاص دادهاند.»
٣.پشتسریه
عنوان دیگری است برای شیخیه. صاحب روضاتالجنات مینویسد:
«و کان هو یصلی الجماعة بقومه خلف الحضرة المقدسة الحسینیة فی الحائر الشریف، بخلاف المنکرین علی طریقته من فقهاء تلک البقعة المبارکة، فانهم کانوا یصلونها من قبل رأس الامام علیهالسلام و لهذا یسمون عند اولئک بالبالاسریه.» (روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج٣، ص٣۴٢)
با این توضیح به خوبی روشن میشود که «عنوان شیخیه و یا پشتسریه» در آن زمان تا چه اندازه ارزنده و موجه بوده و در نزد شیعیان چقدر محبوبیت داشته است.
زیرا اولاً پاسداری از مقام عصمت و جلالت و عظمت امام معصوم آن هم امام حسین علیهالسلام محبوب همه مومنان در کار بوده و مرحوم شیخ احسائی مطابق فرمایش امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه که الامام لایقدم و لایساوی نه مقدم بر قبر امام و نه مساوی با قبر امام، جماعت اقامه نمیفرمود و در آن حرم مطهر پشت سر مبارک امام علیهالسلام نماز میگزارد و از این جهت طرفداران او را پشتسریه نامیده بودند و کسانی که با فتوای او مخالف بودند در بالای سر امام علیهالسلام جماعت برپا میکردند و روی این جهت هم آنها را و طرفداران آنان را «بالاسریه» مینامیدند. و معلوم است که عاشقان مقام عصمت و طهارت و امامت بهویژه دلباختگان ساحت مقدس حسینی و شیفتگان شکوه آن حرم قدس الهی، تا چه اندازه از عنوان «بالاسریه» متنفر بودهاند.
و ثانیاً محبوبیت خود مرحوم شیخ احسائی و عظمت شخصیت علمی و دینی آن مرحوم در نزد عوام و خواص از شیعیان، عنوان «شیخیه» و «پشتسریه» را به اوج محبوبیت و اعتماد و عظمت رسانیده بود. از این جهات بود که ناسید علیمحمد شیرازی (لعنهالله) و طرفداران آن ملعون خبیث، از این دو عنوان شریف و محبوب در نزد شیعیان سوء استفاده نموده و خود را شیخی و یا پشتسری نامیده و پیرو مرحوم شیخ احسائی و مرحوم رشتی قلمداد نمودند تا مردم را فریب داده و به مقاصد سوء خود برسند.
مصطلح «پشتسریه» و «بالاسریه» صرفاً ناظر به مباحث فقهی نیست؛ بلکه این نامگذاری و بهطور کلی این حرکت، در «اعتقادات» و «امامشناسی» ریشه دارد. آشنایی با مقامات «مَزور» و «آداب زیارت» آن هم در حدّ اعلای آن، در عمل خود را نشان داده که هنگام نماز بر امام علیهالسلام مقدم نمیشوند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️رساله ذهبیه یا طب الرضا علیهالسلام
🔻به ضمیمه دیدگاه مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع درباره روایات طبّی و طبِ رضوی
🔹بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که این بیان برخورد منحصر به فردی با روایات طبی است. ایشان میفرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرموده اند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرمودهاند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء مینویسند باب استحباب اكل الرمان. شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمیشود حمل كرد. مثلاً فرمودهاند العطسة من الرحمن برداشتهاند نوشتهاند باب استحباب العطاس.
همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه نمیآيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسهاش نمی آيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.
و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم میكند چطور مكروه است زيادتر از سه؟ از اين قبيل چيزها نوشته اند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .
🔸...پس از این معرفی اجمالی از این رساله، نظر مرحوم آقای کرمانی اع را درباره این رساله بررسی میکنیم. ایشان در حقایق الطب این تعبیر را به کار بردهاند:
ورد فی الخبر عن الرضا علیهالسلام فی رسالته الی المأمون.
و در جای دیگری از حقایق الطب میفرمایند:
و من الذهبیة عن الرضا علیهالسلام... .
اما در بعضی رسائل، به گونه دیگری تعبیر آوردهاند. از جمله در رساله در متعلقات به صنعت دلاکی،معروف به رساله دلاکیه میفرمایند:
و در ذهبیه منسوب به حضرت رضاست علیهالسلام.
در موضع دیگر از این رساله میفرمایند:
در کتب طبیِ منسوب به حضرت رضا علیه السلام است... .
در اینجا تعبیر آوردهاند که به حضرت رضا «منسوب» است؛ اما در رسائل دیگری همچون حقایق الطب، تعبیر «رسالته علیهالسلام الی المأمون» را به کار بردهاند یا در در رساله دیگر میفرمایند: «ففی طب الرضا علیهالسلام اعلم یا امیرالمؤمنین...»
نکته مهم دیگر در ادامه این بحث اینکه این بزرگوار اعلی الله مقامه این رساله را به طور کامل در رسائل خود ذکر نکردهاند (لااقل در استقصائی که نگارنده داشت به دست نیاورد) و حتی در کتاب فصل الخطاب،در مباحث طبی اگرچه روایات متعددی از حضرت رضا صلوات الله علیه به طور متفرق نقل شده است، اما این رساله نقل نشده است.
بنابراین ما نیز به تبعیت از این بزرگوار عرض میکنیم این رساله منسوب به حضرت است و البته مطالب آن با توجه به قراین و تجربیات صحیح است و به آن عمل میشود و طبق نظر مرحوم مجلسی ره از مشهورات بین اصحاب است.
🔸متن کامل نوشتار، در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/teberazavi/
🔻به ضمیمه دیدگاه مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع درباره روایات طبّی و طبِ رضوی
🔹بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که این بیان برخورد منحصر به فردی با روایات طبی است. ایشان میفرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرموده اند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرمودهاند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء مینویسند باب استحباب اكل الرمان. شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمیشود حمل كرد. مثلاً فرمودهاند العطسة من الرحمن برداشتهاند نوشتهاند باب استحباب العطاس.
همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه نمیآيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسهاش نمی آيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.
و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم میكند چطور مكروه است زيادتر از سه؟ از اين قبيل چيزها نوشته اند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .
🔸...پس از این معرفی اجمالی از این رساله، نظر مرحوم آقای کرمانی اع را درباره این رساله بررسی میکنیم. ایشان در حقایق الطب این تعبیر را به کار بردهاند:
ورد فی الخبر عن الرضا علیهالسلام فی رسالته الی المأمون.
و در جای دیگری از حقایق الطب میفرمایند:
و من الذهبیة عن الرضا علیهالسلام... .
اما در بعضی رسائل، به گونه دیگری تعبیر آوردهاند. از جمله در رساله در متعلقات به صنعت دلاکی،معروف به رساله دلاکیه میفرمایند:
و در ذهبیه منسوب به حضرت رضاست علیهالسلام.
در موضع دیگر از این رساله میفرمایند:
در کتب طبیِ منسوب به حضرت رضا علیه السلام است... .
در اینجا تعبیر آوردهاند که به حضرت رضا «منسوب» است؛ اما در رسائل دیگری همچون حقایق الطب، تعبیر «رسالته علیهالسلام الی المأمون» را به کار بردهاند یا در در رساله دیگر میفرمایند: «ففی طب الرضا علیهالسلام اعلم یا امیرالمؤمنین...»
نکته مهم دیگر در ادامه این بحث اینکه این بزرگوار اعلی الله مقامه این رساله را به طور کامل در رسائل خود ذکر نکردهاند (لااقل در استقصائی که نگارنده داشت به دست نیاورد) و حتی در کتاب فصل الخطاب،در مباحث طبی اگرچه روایات متعددی از حضرت رضا صلوات الله علیه به طور متفرق نقل شده است، اما این رساله نقل نشده است.
بنابراین ما نیز به تبعیت از این بزرگوار عرض میکنیم این رساله منسوب به حضرت است و البته مطالب آن با توجه به قراین و تجربیات صحیح است و به آن عمل میشود و طبق نظر مرحوم مجلسی ره از مشهورات بین اصحاب است.
🔸متن کامل نوشتار، در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/teberazavi/
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. ایضاح ازالةالاوهام نرمافزار اندرویدیِ کتاب دره نجفیه @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸شخصی قبل از وفات خود بخش زیادی از مال خود را وقف میکند یا در وجوه برّ خرج میکند و نیت او از این کار این است که ورثهاش پس از مرگ وی به مال زیادی نرسند که در راه اسراف و گناه صرف کنند و اندکی بهاندازه گذران امور خودش نگاه میدارد. آیا این کار (وقفکردن یا خرجکردن) با این نیت، از مصادیق «اضرار به ورثه» محسوب میشود؟
پاسخ:
🔹اگر مطمئن است که ورثه او اهل اسراف و گناه میباشند این کار بر او جایز است و چون در حال حیات انجام میدهد و در اضرار به ورثه تعمد ندارد و از مسئله هم اطلاع دارد، اشکالی ندارد.
🔸شخصی اموال خود را در حال حیات تقسیم کرده و هماکنون میخواهد سهم خود را به یکی از نوهها بدهد. آیا شرعاً میتواند چنین کند و آیا کسی حق اعتراض دارد یا خیر؟
پاسخ:
🔹از نظر شرعی اشکالی ندارد و دیگران هم حق اعتراض ندارند زیرا تا انسان زنده است میتواند در مال خود هرطور بخواهد (البته خلاف شرع نباشد) تصرف کند.
[ذوالقعدة الحرام ١۴۴١]
@AghayedNet
🔸شخصی قبل از وفات خود بخش زیادی از مال خود را وقف میکند یا در وجوه برّ خرج میکند و نیت او از این کار این است که ورثهاش پس از مرگ وی به مال زیادی نرسند که در راه اسراف و گناه صرف کنند و اندکی بهاندازه گذران امور خودش نگاه میدارد. آیا این کار (وقفکردن یا خرجکردن) با این نیت، از مصادیق «اضرار به ورثه» محسوب میشود؟
پاسخ:
🔹اگر مطمئن است که ورثه او اهل اسراف و گناه میباشند این کار بر او جایز است و چون در حال حیات انجام میدهد و در اضرار به ورثه تعمد ندارد و از مسئله هم اطلاع دارد، اشکالی ندارد.
🔸شخصی اموال خود را در حال حیات تقسیم کرده و هماکنون میخواهد سهم خود را به یکی از نوهها بدهد. آیا شرعاً میتواند چنین کند و آیا کسی حق اعتراض دارد یا خیر؟
پاسخ:
🔹از نظر شرعی اشکالی ندارد و دیگران هم حق اعتراض ندارند زیرا تا انسان زنده است میتواند در مال خود هرطور بخواهد (البته خلاف شرع نباشد) تصرف کند.
[ذوالقعدة الحرام ١۴۴١]
@AghayedNet
✔️تحلیل مضمون چهار لقب تابعان فکری
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔹(شیخیه، کشفیه، پشتسریه، مکتب استبصار)
🔸برای مطالعه متن کاملِ این نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/alghaab/
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔹(شیخیه، کشفیه، پشتسریه، مکتب استبصار)
🔸برای مطالعه متن کاملِ این نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/alghaab/
✔️شیخیه و شیخ حافظ رجب بُرسی
🔹(معرفی شیخ حافظ رجب برسی؛ گونههای نقل مرویاتِ بُرسی در کتب شیخیه؛ بُرسی پدر معنوی شیخیه نیست)
🔸برای مطالعه متن کاملِ این نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/h-rajab/
🔹(معرفی شیخ حافظ رجب برسی؛ گونههای نقل مرویاتِ بُرسی در کتب شیخیه؛ بُرسی پدر معنوی شیخیه نیست)
🔸برای مطالعه متن کاملِ این نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/h-rajab/
🔺اشعاری از مرحوم علینقی اَحسائی در رثاء پدر بزرگوارش مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع (برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علینقی احسائی)
▪️٢١ ذوالقعده (و طبق نقلی ٢٢ ذوالقعده) رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع
@AghayedNet
▪️٢١ ذوالقعده (و طبق نقلی ٢٢ ذوالقعده) رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع
@AghayedNet
AghayedNet
🔺اشعاری از مرحوم علینقی اَحسائی در رثاء پدر بزرگوارش مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع (برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علینقی احسائی) ▪️٢١ ذوالقعده (و طبق نقلی ٢٢ ذوالقعده) رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع @AghayedNet
✔️اشعار مرحوم شیخ علینقی احسائی در رثاء پدر
🔻برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علینقی احسائی
١. لله محتد مجد حلّ فی جدث
طهر بطیبة مذ طابت سجایاه
٢. مطهر قد اطاب الله مغرسه
من الرذایل برّاه و صفّاه
٣. و خصّه بجوار خیر مختبر
و شاهد الصدق فیه حین اواه
۴. لو یعلم الواصف المطری مدائحه
لضاق ذرعاً بما اولاه مولاه
۵. و کفّ منحسراً عن وصف من عجزت
رؤس المنابر ان تحصی مزایاه
۶. لو یعرف الناس منه بعض ما جهلوا
ضلّوا بوصف الذی فی نعته تاهوا
〰️〰️〰️〰️〰️
حاصل معنی:
١. به خدا قسم چقدر بزرگ است آن کسی که بزرگواریها، پی در پی، بدن مطهر او را فرا گرفته است. آنچنان بدنی که پاک و پاکیزه بود و در سرزمین پاک (طیبه نام مدینه به معنای پاک و پاکیزه) جای گرفت و از این جهت شایسته دفن در آن دیار پاک شد که اخلاق و سرشت او از هرگونه آلودگی پاک بود .
٢. او چنان پاکیزه بود که خداوند عالم نهالگاهِ وجود او را از ناپاکیها و فرومایگیها و پستیها پیراسته و صاف گردانیده بود.
٣. و مخصوص گردانیده بود او را برای آرمیدن در جوار بهترین آزموده (اشاره است به مقام اصطفاء و اجتباء رسول الله صلی الله علیه و آله) و بهترین گواه برای راستی این سخنم درباره آن بزرگوار، همان فضیلتی است که در هنگام دفن او ظاهر شد (شاید اشاره باشد به خواب والی مدینه و استقبال از جنازه شیخ اعلی الله مقامه.)
۴. آن وصفکنندهای که به نیکی او را ستوده، اگر مدایحش را میدانست قطعاً خود را ناتوان مییافت در مقابل آنچه که مولایِ شیخ اع او را به آن مدایح مخصوص گردانیده است.
۵. و قطعاً از مدح او خودداری میکرد؛ چرا که هیچگونه مدحی را که لایق او باشد نمییافت. و چگونه یک مدحکننده میتواند وصف کند کسی را که تمامی مداحان بر بالای منبرها از شمارش برتریهای او عاجز و ناتوانند.
۶. اگر مردم از بعضی فضایل آن جناب که نمیدانند آگاه میشدند، قطعاً برای توصیفِ کسی که در ستودنش همگان سرگردانند، حیران میشدند؛ زیرا مدحی که شایسته او باشد نمییافتند.
@AghayedNet
🔻برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علینقی احسائی
١. لله محتد مجد حلّ فی جدث
طهر بطیبة مذ طابت سجایاه
٢. مطهر قد اطاب الله مغرسه
من الرذایل برّاه و صفّاه
٣. و خصّه بجوار خیر مختبر
و شاهد الصدق فیه حین اواه
۴. لو یعلم الواصف المطری مدائحه
لضاق ذرعاً بما اولاه مولاه
۵. و کفّ منحسراً عن وصف من عجزت
رؤس المنابر ان تحصی مزایاه
۶. لو یعرف الناس منه بعض ما جهلوا
ضلّوا بوصف الذی فی نعته تاهوا
〰️〰️〰️〰️〰️
حاصل معنی:
١. به خدا قسم چقدر بزرگ است آن کسی که بزرگواریها، پی در پی، بدن مطهر او را فرا گرفته است. آنچنان بدنی که پاک و پاکیزه بود و در سرزمین پاک (طیبه نام مدینه به معنای پاک و پاکیزه) جای گرفت و از این جهت شایسته دفن در آن دیار پاک شد که اخلاق و سرشت او از هرگونه آلودگی پاک بود .
٢. او چنان پاکیزه بود که خداوند عالم نهالگاهِ وجود او را از ناپاکیها و فرومایگیها و پستیها پیراسته و صاف گردانیده بود.
٣. و مخصوص گردانیده بود او را برای آرمیدن در جوار بهترین آزموده (اشاره است به مقام اصطفاء و اجتباء رسول الله صلی الله علیه و آله) و بهترین گواه برای راستی این سخنم درباره آن بزرگوار، همان فضیلتی است که در هنگام دفن او ظاهر شد (شاید اشاره باشد به خواب والی مدینه و استقبال از جنازه شیخ اعلی الله مقامه.)
۴. آن وصفکنندهای که به نیکی او را ستوده، اگر مدایحش را میدانست قطعاً خود را ناتوان مییافت در مقابل آنچه که مولایِ شیخ اع او را به آن مدایح مخصوص گردانیده است.
۵. و قطعاً از مدح او خودداری میکرد؛ چرا که هیچگونه مدحی را که لایق او باشد نمییافت. و چگونه یک مدحکننده میتواند وصف کند کسی را که تمامی مداحان بر بالای منبرها از شمارش برتریهای او عاجز و ناتوانند.
۶. اگر مردم از بعضی فضایل آن جناب که نمیدانند آگاه میشدند، قطعاً برای توصیفِ کسی که در ستودنش همگان سرگردانند، حیران میشدند؛ زیرا مدحی که شایسته او باشد نمییافتند.
@AghayedNet
AghayedNet
Photo
✔️فرازی از رساله مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
🔻در پاسخ علیمحمد نراقی
سؤال: بفرمائید اینکه مکرّر در درس فرمایش شده که علم شیخ مرحوم از سمّ بیش بدتر است اگر عمل همراه او نباشد، مراد از عمل چیست در این مقام؟
جواب:
[الف]
علم شیخ مرحوم اعلی الله مقامه علم آلمحمد علیهمالسلام است که به طور حکمت بیان شده و علوم سایرین از علم مجادله غالباً تجاوز نکرده و علم حکمت علم کشف و عیانی است بالاترین کشفها و عیانها و اتمام حجت بر مستمعین میکند به طوری که شبههای از برای ایشان باقی نماند. پس اگر کسی بعد از دانستن این علم عمل به مقتضای آن نکرد، بدتر خواهد بود از کسی که عمل به مقتضای علم مجادله نکرده؛ چراکه کشف امر واقع از برای او شده و از برای او نشده.
پس اگر به علم حکمت دانستی که خدا شاهد است بر حال تو و مخالفت کردی در حضور چنین خدائی جلّ جلاله به عذابی گرفتار شوی که صاحب علم مجادله نشود؛ چراکه او مشاهده انوار جلال را نکرده و مانند کسی است که در غیاب کسی بی ادبی کرده به خلاف شخص اول که در حضور کرده.
[ب]
و علاوه بر این مطلب، در علم شیخ مرحوم اعلی الله مقامه تأویل به دست میآید و تأویل در غیر موضع، هر حقی را باطل و هر باطلی را حق میکند نعوذ بالله و به نستعین.
@AghayedNet
🔻در پاسخ علیمحمد نراقی
سؤال: بفرمائید اینکه مکرّر در درس فرمایش شده که علم شیخ مرحوم از سمّ بیش بدتر است اگر عمل همراه او نباشد، مراد از عمل چیست در این مقام؟
جواب:
[الف]
علم شیخ مرحوم اعلی الله مقامه علم آلمحمد علیهمالسلام است که به طور حکمت بیان شده و علوم سایرین از علم مجادله غالباً تجاوز نکرده و علم حکمت علم کشف و عیانی است بالاترین کشفها و عیانها و اتمام حجت بر مستمعین میکند به طوری که شبههای از برای ایشان باقی نماند. پس اگر کسی بعد از دانستن این علم عمل به مقتضای آن نکرد، بدتر خواهد بود از کسی که عمل به مقتضای علم مجادله نکرده؛ چراکه کشف امر واقع از برای او شده و از برای او نشده.
پس اگر به علم حکمت دانستی که خدا شاهد است بر حال تو و مخالفت کردی در حضور چنین خدائی جلّ جلاله به عذابی گرفتار شوی که صاحب علم مجادله نشود؛ چراکه او مشاهده انوار جلال را نکرده و مانند کسی است که در غیاب کسی بی ادبی کرده به خلاف شخص اول که در حضور کرده.
[ب]
و علاوه بر این مطلب، در علم شیخ مرحوم اعلی الله مقامه تأویل به دست میآید و تأویل در غیر موضع، هر حقی را باطل و هر باطلی را حق میکند نعوذ بالله و به نستعین.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_پاسخ به نقدی مغرضانه.pdf
1.6 MB
🔺پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی
▪️بررسی و رد عباراتی از سيد محمّدحسين حسينی طهرانی در کتاب امامشناسی، ج۵،صص١۴٢و١٧٧
@AghayedNet
▪️بررسی و رد عباراتی از سيد محمّدحسين حسينی طهرانی در کتاب امامشناسی، ج۵،صص١۴٢و١٧٧
@AghayedNet
🔺چند استفتاء از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه و پاسخهای ایشان.
🔹در آغاز چنین آمده است: «صورت مسائل مستفتاة از شیخنا الاعظم شیخ احمد سلمه الله عن جمیع الآلام سیما عن الرمد فی غرة شهر صفر المظفر که کمترین در سفر سیم کربلای معلی استفتاء نموده سنه ۱۲٢۶.»
🔸در ذیل هر یک از استفتائات مهری به سجع «احمد بن زینالدین» حک و ثبت شده است.
این صورت استفتاء، یک صفحه است و در میان نسخهای خطی در کتابخانه مجلس نگهداری میشود.
@AghayedNet
🔹در آغاز چنین آمده است: «صورت مسائل مستفتاة از شیخنا الاعظم شیخ احمد سلمه الله عن جمیع الآلام سیما عن الرمد فی غرة شهر صفر المظفر که کمترین در سفر سیم کربلای معلی استفتاء نموده سنه ۱۲٢۶.»
🔸در ذیل هر یک از استفتائات مهری به سجع «احمد بن زینالدین» حک و ثبت شده است.
این صورت استفتاء، یک صفحه است و در میان نسخهای خطی در کتابخانه مجلس نگهداری میشود.
@AghayedNet