#پرسش_و_پاسخ

🔸در بعضی از خانواده‌‏ها معمول گردیده است برای تأمین جهیزیه دختران خود، وجه نقد و یا اسباب و اثاثیه مورد لزوم کنار گذاشته می‌‏شود. آیا به این‌‏گونه موارد خمس تعلّق می‏‌گیرد یا خیر؟

پاسخ:

🔹در جاهایی که معمول گردیده که جهیزیه دختر بر عهده پدر باشد، به مقدار لازم و به حسب شؤون خانوادگی، هزینه آن و یا خود اثاث و وسایل، مشمول خمس نبوده و جزء مخارج سالیانه پدر محسوب می‏‌گردد. اگرچه در سال‌های پیش از ازدواج دختر فراهم کرده باشد.

🔸آیا به وجه سپرده برای حج یا عمره مفرده، خمس تعلق می‌گیرد‌ اگر در آن سال مشرف نشود؟

پاسخ:

🔹به سپرده حج خمس تعلق نمی‌گیرد.

🔸هزینه مسافرت های تفریحی و غیر زیارتی، آیا جزء خمس محسوب می‏‌شود یا خیر؟

پاسخ:

🔹اگر سفر مباح باشد یعنی سفر معصیت نباشد هزینه آن از مخارج سال محسوب می‏‌شود و خمس ندارد.


@AghayedNet
✔️معرفی و نقدِ کتاب طرائق الوجد

🔻به ضمیمه نکته‌‌‌ای برای منتقدان مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع

اندک‌بودن تحلیل‌های منصفانه، معضلی است که برخی پژوهشگرانِ مکتب شیخیه به آن اذعان کرده‌اند و همین معضل سبب شده است پژوهندگانی در پی پر کردن این خلأ برآیند و نوشته‌های آنها سفیر تحلیل‌های بی‌طرفانه، منصفانه و عالمانه باشد. اما اینکه در عمل چه مقدار موفق بوده‌اند، بحث دیگری است.

یکی از محققان عبداللطیف الحرز است. وی آثار متعددی نگاشته است از نقد اندیشه محمد صدر تا بررسی بعضی مسائل سیاسی و اندیشه‌های فکری معاصر و بالتبع بررسی اندیشه‌های عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی. (مؤلفات وی بیش از بیست و پنج کتاب و نوشته است.)

یکی از نوشته‌های الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی در ٣٨۶ صفحه (بیروت: مؤسسة الانتشار العربی، ٢٠١۴)

این کتاب در چهار حلقه تنظیم شده است و هر حلقه چند «فصّ» است. در فص دوم از حلقه اول متعرض اندیشه‌های مرحوم شیخ احمد احسائی شده است. به ظاهر، وی از نویسندگان بی‌طرف است (و لااقل این‌گونه وانمود می‌کند.)

در واقع نویسنده بی‌طرف به گونه‌ای قداست‌زدایی کرده و شخصیت‌ها را همسان می‌نگرد. در پندار او، در همه شخصیت‌های علمی جهاتی و نکاتی مثبت می‌توان یافت و هم جهاتی منفی. در بعضی جهات باید از دیدگاه این شخصیت‌ها دفاع کرد و در بعضی جهات باید نقد و جرح و رد کرد. و این نگاه، یکی از ویژگی‌های پژوهشگرانِ منصفِ برون‌گفتمانی است.

بجاست اشاره کنیم قداست شخصیت‌ها در مبانی یک گفتمان (به معنای خاص کلمه) و مبانی یک مکتب ریشه دارد. در یک مکتب به علت قبول یک شخصیت و قبول نظریات او، خواه ناخواه قداستی برای بزرگ آن مکتب نزد مکتبیان به وجود می‌آید که در نگاه برون‌مکتبی آن تقدس لحاظ نمی‌شود و نباید توقعی هم داشت که لحاظ گردد. در نگاه درون‌مکتبی به علت آنکه عظمت و استقامت و عدم انحراف مؤسس یا علماء مکتبی ثابت شده است، اگر موارد نادری هم باشد که وجهی برای گفتار آنان به دست نیاید، در سنبله امکان رها می‌شود تا روشن گردد. اما نگاه پژوهشگر برون‌مکتبی چنین نیست.

نکته مهم آن است که نگاه پژوهشگر منصف، باید واقعاً منصفانه باشد نه اینکه جرح و تعدیل او هم در امیال نفسانی و مادی ریشه داشته باشد. در بحث ما نیز نگاه عبدالطیف الحرز چنین است و یا لااقل چنین وانمود می کند.
مؤلف در کتاب طرائق الوجد وعده نگارش کتابی مستقل و مفصل درباره مرحوم احسائی داده است و ما امیدواریم این کتاب، با نگرشی منصفانه، به چاپ برسد.

کتاب طرائق الوجد را در یک مسیر و با یک موضوع ریز نمی‌بینیم. این کتاب کتابی است کشکو‌ل‌وار که در بعضی صفحات گریزهایی به مطالب متنوع دیده می شود و همین سبب شده است کتاب، نزدیک به چهارصد صفحه باشد.
اگر مطالب کتاب از نظر مؤلف محترم منسجم است و سبک و سیاق پی در پی و منظمی دارد، ما می‌پذیریم و عرض می‌کنیم اگر هم چنین است، مؤلف نتوانسته آن را به مخاطب نشان دهد... .

یکی از مهم‌ترین محورها در کتاب طرائق بررسی تطبیقی میان اندیشه‌های مختلف است. از حیدر آملی گرفته تا گیلانی و مرحوم احسائی و سید صدر و امام راحل. اگرچه پژوهش تطبیقی مسئله‌ای درخور توجه است ولی باید با تأمل و تدبر آن را ارائه کرد. به نمونه‌ای عجیب از همین کتاب اشاره می‌کنیم.

نویسنده کتاب طرائق الوجد، به علت آنکه مرحوم احسائی سفرهای پی‌درپی داشته‌اند، چنین نتیجه می‌گیرد که در اندیشه‌ها و عملکرد شیخ مرحوم، اثراتی از ریاضات صوفیه به چشم می‌خورد و همین سفرها، دلیل بر این است! عبارت نویسنده این است:

«لعل أول عناصر شخصیة أحمد الأحسائی التی جعلته عنصراً اختلافیاً من جهة و شخصیة عرفانیة من جهة ثانیه هو کونه التزم بعنصر صوفی قدیم و هو السیاحة و السفر… .»

و حال آنکه سفرهای ایشان به هر مقصدی، هر کدام، دلایل تاریخیِ روشنی دارد. از مهاجرت ایشان از مطیرفی احساء به عراق و از آنجا به بحرین و مراجعت به عراق و سفرهای متعدد در شهرهای ایران، هر کدام روشن است و اثری از مشیِ صوفیانه در آن دیده نمی‌شود.

با این حال بعضی دیگر از تطبیقات مؤلف طرائق الوجد در خور تأمل است.
وی بر این باور است که چنان اندیشه مرحوم احسائی تأثیر گذارد که اشخاصی همچون امام راحل نیز در مباحث عرفانی خود از تعالیم ایشان منتفع شده‌اند:

«و یکفی أهمیة الأحسائی غمطاً أن مشروعه فی تحویل التصوف و العرفان إلی إستراتیجیة إحیائیة للتشیع کهویة کفاحیة جامعة، هی من الأسس التی سوف یعتمدها الإمام الخمینی فی إستفادته من العرفان کخطاب تعبوی شیعی.» (ص۱۱۱)

🔸ادامه مطلب در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/معرفی-و-نقد-کتاب-طرائق-الوجدبه-ضمیمه
📹 «زیارتِ عُشِّ آل‌محمد علیهم‌السلام‌» | مستندِ سفر قم
🔺هم‌زمان با ایام منسوب به ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام
(این مستند به‌ دوستان تقدیم گردید.)
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ

🔸دختری که به حجاب اهمیت نمی‌دهد، وظیفه پدر و مادر او چیست؟ چند مرتبه نصیحت شده اما بی‌فایده است. والدین نگران هستند که آن عالم بازخواست شوند.

پاسخ:

🔹با خوش‌رفتاری و ملاطفت و توکل به خداوند و توسل به اولیاء او علیهم‌السلام، امید می‌رود نتیجه‌بخش باشد. باید او را با شخصیت خودش بیشتر آشنا کنید و احترامش نمایید.

🔸بیماری داریم که پزشکان به درمان ایشان موفق نشده‌اند. اشکالی ندارد که سرکتاب باز کنیم؟

پاسخ:

🔹اعتماد و اطمینانی به این کارهای این اشخاص و تقوای آنان نیست. با توسل به اولیاء علیهم‌السلام شفاء از خداوند بخواهید و شاید لازم باشد که از دعاهای وارده از ائمه علیهم‌السلام استفاده نمایید.

@AghayedNet
✔️در باب زیارتِ انشائی درباره حضرت معصومه علیهاالسلام

🔸در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/qom/
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
ایضاح
ازالة‌الاوهام
نرم‌افزار اندرویدیِ کتاب دره نجفیه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده تلخيص شرح دعاء رجب
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
✔️تحلیل مضمون چهار لقب تابعان فکریِ
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3942

https://t.me/AghayedNet/3943
✔️تحلیلِ مضمونِ چهار لقبِ تابعانِ ‌فکریِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

🔻بخش اول

مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و منسوبانِ فکری ایشان، به‌ نام‌های متعددی معرفی شده‌اند. هر یک از این نام‌ها، «تعریفی» از مکتب شیخ اع ارائه می‌کند. در این نوشتار به چهار نام اشاره می‌کنیم که هر کدام وجهی از مکتب را بازگو می‌کنند: شیخیه، کشفیه، پشت‌سریه، مکتب استبصار.

پژوهشگران سه اسمِ نخست را برای همه طوایف شیخیه به‌کار برده‌اند و این یکی از معضلات است؛ چراکه امروزه با گفتن این تعابیر بعضی از طوایف شیخیه تبادر می‌کند.

این نام‌ها از طرف مخالفان فکریِ شیخ اع به منظور منفور و بدنام ساختن پیروان آن بزرگ‌اندیش تشیع ارائه شده یا از طرف پژوهندگانِ مقلد آن مخالفان.

تابعان فکری شیخ اع، هرگز نامی برای خود انتخاب نکرده‌اند. خود را «شیعه اثنی‌عشری» می‌دانند و به این لقب افتخار می‌کنند.

اما ارائه این نام‌ها توسط مخالفان را به فال نیک گرفته و آن را خوش‌نامی و سبب امیدواری به شفاعت آن بزرگوار اع دانسته و معنای صحیحی برای آن بیان کردند.

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع این نام‌ها را مصداقی از «تنابز بالالقاب» می‌دانند و در رساله جواب عباس میرزا ملک‌آرا می‌فرمایند:

«نحن لم‌نلقب انفسنا به (ای: الکشفیة) و انما انتم نابزتم بالالقاب و اردتم قدحنا بهذا اللقب فبعد ما لقبتمونا بذلک قلنا لیس فیه عیب و لا عیب فی ان‌یدخل الانسان تحت قوله «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» و اما نحن فلم‌نختر لانفسنا لقباً و هو محض افتراء.» (مکارم‌الابرار، ج٣١، ص۴١)

ما خود را به کشفیه ملقب نکرده‌ایم. این شما هستید که «تنابز بالالقاب» کرده‌اید و خواسته‌اید با این لقب به ما طعنه بزنید. بعد از اینکه ما را به آن ملقب کردید، گفتیم در این لقب عیب نیست و اشکالی ندارد که انسان تحت آیه «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» داخل شود. اما ما برای خود لقبی را انتخاب نکرده‌ایم و این افتراء محض است.

١.شیخیه

شیخیه یعنی منسوبانِ فکری به شیخ مطلق، شیخ احمد اَحسائی اع. نفس اطلاق کلمه شیخیه، نشان‌دهنده فضای فکری در اوساط علمی آن زمان است: شیخِ مطلق، بدون قیدی در فقه یا اصول یا حکمت. آنچه با گفتن کلمه شیخ تبادر می‌کرده، شیخ احمد احسائی بوده است و از این جهت نام «شیخیه» یعنی منسوبان فکریِ شیخِ مطلق؛ شیخ احسائی اع.

تعبیر «شیخیه» گاهی مقابل «اصولیه» و «اخباریه» به‌کار می‌رود. در این بافت، این کلمه، به جنبه فقهیِ این مکتب اشاره دارد. از این رو در مقدمه فصل‌الخطاب الهادی الی طریق الصواب به این تقابل اشاره شده و توضیح فرموده‌اند.

گاهی شیخیه، قسیمِ اصولیه و اخباریه نیست و بدون توجه به این تقسیم استفاده می‌شود. در این بافت، این کلمه به همه جنبه‌های مکتب شیخ اع ناظر است: چه فقه و اصول و چه عرفان و حکمت.

٢.کشفیه

مکتب، در زمان عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع به این لقب شهرت پیدا کرد. برخی گمان کرده‌اند «کشفیه» غیر از «شیخیه» است. برای نمونه در کتاب گزارش یک کشتار، درباره سید مرحوم اع آمده است:
«وی مؤسس مکتب کشفیه نیز می‌باشد.» (ص۴١۵)
همچنین در کتاب تاریخ العراق فی العصور المظلمة، در حادثه حمله نجیب‌پاشا، صریحاً میان شیخیه و کشفیه تفریق شده که کاملاً ناصحیح است:
«اللاجئین الی بیوت الشیخیة و بیت السید کاظم الرشتی رئیس الکشفیة.» (ج١، ص٣٠٧)

اگرچه عموماً بر شیخیه نیز اطلاق می‌شده است. مرحوم آقای کرمانی اع درباره این لقب بیاناتی دارند که در اوایل این نوشتار نقل گردید.
مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در ابتداء کتاب دلیل‌المتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرموده‌اند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، نقل می‌گردد... .

ادامه دارد...

@AghayedNet
✔️تحلیلِ مضمونِ چهار لقبِ تابعانِ ‌فکریِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

🔻بخش دوم

سید مرحوم اع در ابتداء کتاب دلیل‌المتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرموده‌اند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، ترجمه آن نقل می‌گردد:

«پس مراد از شیخی و کشفی پیروان شیخ بزرگوار شیخ احمد بن زین الدین احسائی (اعلی الله مقامه و رفع فی الدارین اعلامه) و منسوبان به او می‌باشند.

ایشان کشفیه نامیده شده‌اند، زیرا خداوند سبحانه پرده نادانی و بی‌بصیرتی در دین را از بینش و دیده ایشان برطرف کرده و تاریکی شک و تردید را از باطنشان زدوده. ایشان کسانی هستند که از چشمانشان پوشش‌ها و از دل‌هایشان کجی و جهل کنار رفته. به وسیله دلایل و برهان‌های حکیمانه و آشکار، از قلب‌های ایشان تاریکی شکوک و شبهات برطرف شده و نور حق در آن‌ ظاهر شده و دل‌هایشان در حجاب نیست.

خداوند هر فتنه‌ای در دین را برای ایشان روشن ساخته و قلبشان را به نور هدایت منور کرده. به برکت معرفت آنها به خدا و اعتقادشان به توحید و شناخت محمد و آل‌محمد علیهم‌السلام که ارکان توحیدند، خداوند گوش آنها و چشم دلشان و باطنشان را گشوده. ایشان کسانی‌اند که از چشم دلشان گرفتگی برطرف شده و حجاب کفر و ضلالت و دروغ زائل شده. پس به‌این واسطه اشیاء را به همان‌طوری که هست شناختند. و علمِ آنچه را که نمی‌شناختند به عالِمش تسلیم کردند و به عجز و کوتاهی‌شان اقرار کردند.

البته غیر پیروان شیخ بزرگوار اع چه قبل و چه بعد از او که اوصافِ گفته‌شده را دارند، نام کشفیه برایشان مناسب است، ولی استعمال این نام برای منسوبین به شیخ در برابر دیگران غلبه پیدا کرده. مانند کلمه «امامیه» که برای شیعه اثناعشری به‌کار می‌رود، اگرچه برای هر کس که امام و پیشوایی دارد صحیح است.

دشمنان و مخالفانِ این گروهِ گرامی اسم کشفیه را برای ایشان شهرت داده‌اند؛ همان‌گونه که اسم «روافض» را سنی‌ها برای شیعیان مشهور کرده‌اند با اینکه اسمی است که خدا در عالم ذر ایشان را به آن نامیده. همین کلمه روافض هم برای اهل سایر ادیان که باطل را رها کرده‌اند به‌کار می‌رود. اسم کشفیه هم ‌همین‌طور است و در حقیقت مناسب پیروان شیخ اع و افرادی شبیه و مانند آن‌ها است، اگرچه که قبل یا بعد از ایشان باشند؛ اما دشمنان این اسم را به ایشان اختصاص داده‌اند.»

٣.پشت‌سریه

عنوان دیگری است برای شیخیه. صاحب روضات‌الجنات می‌نویسد:

«و کان هو یصلی الجماعة بقومه خلف الحضرة المقدسة الحسینیة فی الحائر الشریف، بخلاف المنکرین علی طریقته من فقهاء تلک البقعة المبارکة، فانهم کانوا یصلونها من قبل رأس الامام علیه‌السلام و لهذا یسمون عند اولئک بالبالاسریه.» (روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج٣، ص٣۴٢)

با این توضیح به خوبی روشن می‏‌شود که «عنوان شیخیه و یا پشت‌سریه» در آن زمان تا چه اندازه ارزنده و موجه بوده و در نزد شیعیان چقدر محبوبیت داشته است.

زیرا اولاً پاسداری از مقام عصمت و جلالت و عظمت امام معصوم آن هم امام حسین علیه‌السلام محبوب همه مومنان در کار بوده و مرحوم شیخ احسائی مطابق فرمایش امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه که الامام لایقدم و لایساوی نه مقدم بر قبر امام و نه مساوی با قبر امام، جماعت اقامه نمی‌‏فرمود و در آن حرم مطهر پشت سر مبارک امام علیه‌السلام نماز می‌‏گزارد و از این جهت طرفداران او را پشت‌سریه نامیده بودند و کسانی که با فتوای او مخالف بودند در بالای سر امام علیه‌السلام جماعت برپا می‌‏کردند و روی این جهت هم آنها را و طرفداران آنان را «بالاسریه» می‌‏نامیدند. و معلوم است که عاشقان مقام عصمت و طهارت و امامت به‌ویژه دل‌باختگان ساحت مقدس حسینی و شیفتگان شکوه آن حرم قدس الهی، تا چه اندازه از عنوان «بالاسریه» متنفر بوده‌‏اند.

و ثانیاً محبوبیت خود مرحوم شیخ احسائی و عظمت شخصیت علمی و دینی آن مرحوم در نزد عوام و خواص از شیعیان، عنوان «شیخیه» و «پشت‌‏سریه» را به اوج محبوبیت و اعتماد و عظمت رسانیده بود. از این جهات بود که ناسید علی‌‏محمد شیرازی (لعنه‌‏الله) و طرفداران آن ملعون خبیث، از این دو عنوان شریف و محبوب در نزد شیعیان سوء استفاده نموده و خود را شیخی و یا پشت‌‏سری نامیده و پیرو مرحوم شیخ احسائی و مرحوم رشتی قلمداد نمودند تا مردم را فریب داده و به مقاصد سوء خود برسند.

مصطلح «پشت‌سریه» و «بالاسریه» صرفاً ناظر به مباحث فقهی نیست؛ بلکه این نام‌گذاری و به‌طور کلی این حرکت، در «اعتقادات» و «امام‌شناسی» ریشه دارد. آشنایی با مقامات «مَزور» و «آداب زیارت» آن هم در حدّ اعلای آن، در عمل خود را نشان داده که هنگام نماز بر امام علیه‌السلام مقدم نمی‌شوند.

ادامه دارد...

@AghayedNet
✔️رساله ذهبیه یا طب الرضا علیه‌السلام

🔻به ضمیمه دیدگاه مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع درباره روایات طبّی و طبِ رضوی

🔹بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که این بیان برخورد منحصر به فردی با روایات طبی است. ایشان می‌‌فرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمود‌ه‌ اند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرموده‌‏اند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء می‌‌نویسند باب استحباب اكل الرمان. شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمی‌‏شود حمل كرد. مثلاً فرموده‌‌اند العطسة من الرحمن برداشته‌‏اند نوشته‌اند باب استحباب العطاس.

همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه‏ نمی‌‏‌آيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسه‏‌اش نمی ‏آيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.

و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم می‌كند چطور مكروه است زيادتر از سه؟ از اين قبيل چيزها نوشته ‏اند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .

🔸...پس از این معرفی اجمالی از این رساله، نظر مرحوم آقای کرمانی اع را درباره این رساله بررسی می‌کنیم. ایشان در حقایق الطب این تعبیر را به کار برده‌اند:

ورد فی الخبر عن الرضا علیه‌السلام فی رسالته الی المأمون.

و در جای دیگری از حقایق الطب می‌فرمایند:

و من الذهبیة عن الرضا علیه‌السلام... .

اما در بعضی رسائل، به گونه دیگری تعبیر آورده‌اند. از جمله در رساله در متعلقات به صنعت دلاکی،‌معروف به رساله دلاکیه می‌فرمایند:

و در ذهبیه منسوب به حضرت رضاست علیه‌السلام.

در موضع دیگر از این رساله می‌فرمایند:

در کتب طبیِ منسوب به حضرت رضا علیه السلام است... .

در اینجا تعبیر آورده‌اند که به حضرت رضا «منسوب» است؛ اما در رسائل دیگری همچون حقایق الطب، تعبیر «رسالته علیه‌السلام الی المأمون» را به کار برده‌اند یا در در رساله دیگر می‌فرمایند: «ففی طب الرضا علیه‌السلام اعلم یا امیرالمؤمنین...»

نکته مهم دیگر در ادامه این بحث اینکه این بزرگوار اعلی الله مقامه این رساله را به طور کامل در رسائل خود ذکر نکرده‌اند (لااقل در استقصائی که نگارنده داشت به دست نیاورد) و حتی در کتاب فصل الخطاب،‌در مباحث طبی اگرچه روایات متعددی از حضرت رضا صلوات الله علیه به طور متفرق نقل شده است، اما این رساله نقل نشده است.

بنابراین ما نیز به تبعیت از این بزرگوار عرض می‌کنیم این رساله منسوب به حضرت است و البته مطالب آن با توجه به قراین و تجربیات صحیح است و به آن عمل می‌شود و طبق نظر مرحوم مجلسی ره از مشهورات بین اصحاب است.


🔸متن کامل نوشتار، در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/teberazavi/
#پرسش_و_پاسخ

🔸شخصی قبل از وفات خود بخش زیادی از مال خود را وقف می‌کند یا در وجوه برّ خرج می‌کند و نیت او از این کار این است که ورثه‌اش پس از مرگ وی به مال زیادی نرسند که در راه اسراف و گناه صرف کنند و اندکی به‌اندازه‌ گذران امور خودش نگاه می‌دارد. آیا این کار (وقف‌کردن یا خرج‌کردن) با این نیت، از مصادیق «اضرار به ورثه» محسوب می‌شود؟

پاسخ:

🔹اگر مطمئن است که ورثه او اهل اسراف و گناه می‌باشند این کار بر او جایز است و چون در حال حیات انجام می‌دهد و در اضرار به ورثه تعمد ندارد و از مسئله هم اطلاع دارد، اشکالی ندارد.

🔸شخصی اموال خود را در حال حیات تقسیم کرده و هم‌اکنون می‌خواهد سهم خود را به یکی از نوه‌ها بدهد. آیا شرعاً می‌تواند چنین کند و آیا کسی حق اعتراض دارد یا خیر؟

پاسخ:

🔹از نظر شرعی اشکالی ندارد و دیگران هم حق اعتراض ندارند زیرا تا انسان زنده است می‌تواند در مال خود هرطور بخواهد (البته خلاف شرع نباشد) تصرف کند.

[ذوالقعدة الحرام ١۴۴١]

@AghayedNet
✔️تحلیل مضمون چهار لقب تابعان فکری
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

🔹(شیخیه، کشفیه، پشت‌سریه، مکتب استبصار)

🔸برای مطالعه متن کاملِ این نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/alghaab/
✔️شیخیه و شیخ حافظ رجب بُرسی

🔹(معرفی شیخ حافظ رجب برسی؛ گونه‌های نقل مرویاتِ بُرسی در کتب شیخیه؛ بُرسی پدر معنوی شیخیه نیست)

🔸برای مطالعه متن کاملِ این نوشتار، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/h-rajab/