🔺کتاب تازه منتشر شده مقامات امامان (نقدی بر کتاب مکتب در فرایند تکامل)
🔸در معرفی کتاب آمده است:
اهلبیت علیهمالسلام، هم دارای مقامات بشری بودند و هم دارای مقامات باطنی (مقام قطبیت و مقام علیت) و بهخاطر تفاوت موقعیتها و زمانها و مکانها، گاهی براساس مقامات باطنی عمل میکردند و گاهی بر اساس مقامات بشری.
🔹این کتاب در چهار فصل فراهم شده است:
١. فهم شیعه از اصل امامت
٢. فهم شیعه از احادیث فضائل اهلبیت
٣. فهم شیعه از مقامات تکوینی اهلبیت
۴. فهم شیعه از مقامات علمی و تشریعی اهلبیت علیهمالسلام
🔸صرفاً برای آشنایی با این اثر معرفی گردید.
@AghayedNet
🔸در معرفی کتاب آمده است:
اهلبیت علیهمالسلام، هم دارای مقامات بشری بودند و هم دارای مقامات باطنی (مقام قطبیت و مقام علیت) و بهخاطر تفاوت موقعیتها و زمانها و مکانها، گاهی براساس مقامات باطنی عمل میکردند و گاهی بر اساس مقامات بشری.
🔹این کتاب در چهار فصل فراهم شده است:
١. فهم شیعه از اصل امامت
٢. فهم شیعه از احادیث فضائل اهلبیت
٣. فهم شیعه از مقامات تکوینی اهلبیت
۴. فهم شیعه از مقامات علمی و تشریعی اهلبیت علیهمالسلام
🔸صرفاً برای آشنایی با این اثر معرفی گردید.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
شیخ مرحوم أع در بخشی از رساله در جواب سید اسماعیل می فرمایند (مضمون فرمایش): هنگام نگارش کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة به کار دیگری (تألیف و تصنیف دیگری) نپرداختم.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده (تجدید چاپ)
شرح الزیارة المطلقة للإمام الحسین علیهالسلام
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
ناشر: مکتبة فدك
@AghayedNet
شرح الزیارة المطلقة للإمام الحسین علیهالسلام
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
ناشر: مکتبة فدك
@AghayedNet
✔️شیخیه و شیخ حافظ رجب بُرسی
🔸بخش اول
🔹بخش دوم
🔻بخش سوم
به اصل مبحث بازگردیم. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در رسالههایی، از کتاب مشارق أنوار الیقین نقل فرمودهاند و نوعاً علماء شیخیه از این کتاب، به مشارقالانوار تعبیر آوردهاند.
در مجلد هشتم جوامعالکلم آمده است:
«و قول علی علیهالسلام... و انا النقطة تحت الباء کما رواه فی مشارقالانوار.» (جوامعالکلم، ج٨، ص۵٠)
همچنین این بزرگوار در جُنگ خود (معروف به الکشکول، مجلد دهم جوامعالکلم) از روایات کتاب مشارق نقل فرمودهاند.
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله درجته نیز از مشارقالانوار نقل کردهاند. از جمله در موضعی میفرمایند:
«منها ما رواه فی مشارقالانوار فی تفسیر قوله تعالی ما کان لی من علم بالملأ الاعلی اذ یختصمون و الحدیث طویل من اراده فلیطلب ثمه.» (جواهرالحکم، ج۴، ص۴٩۵)
غیر از نقل مرویاتِ شیخ رجب برسی، مطلب دیگر شرح این مرویات است. سید جلیل بهخصوص بعضی از این مرویات را شرح فرمودهاند.
از جمله در مجلد دوم جواهرالحکم در شرح حدیثی فرمودهاند:
«اقــول: اعلم ان هذا الحدیث الشریف رواه الشیخ رجب الحافظ البرسی فی کتابه مشارقالانوار و هو من غرائب الاخبار و معضلاتها قد تاهت فی حله طامحات العقول و الاحلام و حسرت عن ادراکه الاکابر من الحکماء و العلماء الاعلام و قد احببت ان اکلف لشرح هذا الحدیث الشریف فی حال اجتماع القلب و الحواس لازیل عنه بواضح البیان کل شبهه و اشکال و التباس... .» (جواهرالحکم، ج٢، ص٢٧٨)
یکی دیگر از مرویات شیخ رجب برسی که سید مرحوم اع متکفل شرح آن شدهاند، خطبه طتنجیه است. و این خطبه نیز از مشارق نقل شده است. در ابتداء این شرح فرمودهاند:
«و نحن نذكر الخطبة برواية الشيخ رجب الحافظ البرسی فی مشارقالانوار... .» (جواهرالحکم، ج۵، ص٢٠)
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع نیز از مرویات شیخ رجب برسی نقل فرمودهاند.
از جمله در کتاب علاجالأرواح از مشارق نقل فرمودهاند که امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از خطبه طُتُنجیه این عبارات مبارکه را خواندند و بعد فرمودند: کسی از شما هنگام پیشآمد مصائب و بلاها و گرفتاریهای شدید این عبارات را نمیخواند مگر آنکه خداوند آن را از او برطرف مینماید. بعد فرمودند من سیزده اسم بر آن میافزایم و ضمانت فرمودند. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه از «اللهم صل...» تا آخر را افزودهاند.
تَحَصَّنتُ بِذِی المُلکِ و المَلَکوت و اعتَصَمتُ بِذِی العِزَّةِ وَ الجَبَروت وَ امتَنَعتُ بِذِی القُدرةِ و اللّاهوت مِن کُلِّ ما اَخافُ و اَحذَر. اللهم صل علی محمدِ بن عبدِالله النبیِ المُرسَل و عَلیِ بنِ اَبیطالبٍ المُرتَضی وَ الحَسنِ بن علیٍ المُجتَبی وَ الحُسينِ بن علیٍّ الشَّهيدِ وَ عَلیِ بن الحُسينِ السَجاد وَ مُحمدِ بن علیٍ الباقِر وَ جعفرِ بن محمدٍّ الصادِق وَ مُوسَی بن جعفرٍ الكاظِم وَ عَلی بن موسی الرضا و محمدِ بن علیٍّ الجواد وَ عَلیِ بن محمدٍ الهادی وَ الحَسَن بن علیٍّ العَسكَری و مُحمد بن الحَسَن المَهدی و فاطمةَ الصديقةِ الزهراء. (مکارمالابرار، ج٢٣، ص٢٣۴)
همچنین در رسالهها (مکارمالابرار، ج١٠، ص٢٨٩) و کتب روایت (فصلالخطاب، ج٢، ص۴١) از احادیث مشارق نقل کردهاند.
اشاره شد آنچه در کتب شیخیه است، «روایاتی» است که شیخ رجب برسی نقل کرده است؛ اما دو موضع بهدست آمد که از نگاشتههای شخصِ شیخ رجب نقل فرمودهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔸بخش اول
🔹بخش دوم
🔻بخش سوم
به اصل مبحث بازگردیم. عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در رسالههایی، از کتاب مشارق أنوار الیقین نقل فرمودهاند و نوعاً علماء شیخیه از این کتاب، به مشارقالانوار تعبیر آوردهاند.
در مجلد هشتم جوامعالکلم آمده است:
«و قول علی علیهالسلام... و انا النقطة تحت الباء کما رواه فی مشارقالانوار.» (جوامعالکلم، ج٨، ص۵٠)
همچنین این بزرگوار در جُنگ خود (معروف به الکشکول، مجلد دهم جوامعالکلم) از روایات کتاب مشارق نقل فرمودهاند.
عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله درجته نیز از مشارقالانوار نقل کردهاند. از جمله در موضعی میفرمایند:
«منها ما رواه فی مشارقالانوار فی تفسیر قوله تعالی ما کان لی من علم بالملأ الاعلی اذ یختصمون و الحدیث طویل من اراده فلیطلب ثمه.» (جواهرالحکم، ج۴، ص۴٩۵)
غیر از نقل مرویاتِ شیخ رجب برسی، مطلب دیگر شرح این مرویات است. سید جلیل بهخصوص بعضی از این مرویات را شرح فرمودهاند.
از جمله در مجلد دوم جواهرالحکم در شرح حدیثی فرمودهاند:
«اقــول: اعلم ان هذا الحدیث الشریف رواه الشیخ رجب الحافظ البرسی فی کتابه مشارقالانوار و هو من غرائب الاخبار و معضلاتها قد تاهت فی حله طامحات العقول و الاحلام و حسرت عن ادراکه الاکابر من الحکماء و العلماء الاعلام و قد احببت ان اکلف لشرح هذا الحدیث الشریف فی حال اجتماع القلب و الحواس لازیل عنه بواضح البیان کل شبهه و اشکال و التباس... .» (جواهرالحکم، ج٢، ص٢٧٨)
یکی دیگر از مرویات شیخ رجب برسی که سید مرحوم اع متکفل شرح آن شدهاند، خطبه طتنجیه است. و این خطبه نیز از مشارق نقل شده است. در ابتداء این شرح فرمودهاند:
«و نحن نذكر الخطبة برواية الشيخ رجب الحافظ البرسی فی مشارقالانوار... .» (جواهرالحکم، ج۵، ص٢٠)
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع نیز از مرویات شیخ رجب برسی نقل فرمودهاند.
از جمله در کتاب علاجالأرواح از مشارق نقل فرمودهاند که امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از خطبه طُتُنجیه این عبارات مبارکه را خواندند و بعد فرمودند: کسی از شما هنگام پیشآمد مصائب و بلاها و گرفتاریهای شدید این عبارات را نمیخواند مگر آنکه خداوند آن را از او برطرف مینماید. بعد فرمودند من سیزده اسم بر آن میافزایم و ضمانت فرمودند. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه از «اللهم صل...» تا آخر را افزودهاند.
تَحَصَّنتُ بِذِی المُلکِ و المَلَکوت و اعتَصَمتُ بِذِی العِزَّةِ وَ الجَبَروت وَ امتَنَعتُ بِذِی القُدرةِ و اللّاهوت مِن کُلِّ ما اَخافُ و اَحذَر. اللهم صل علی محمدِ بن عبدِالله النبیِ المُرسَل و عَلیِ بنِ اَبیطالبٍ المُرتَضی وَ الحَسنِ بن علیٍ المُجتَبی وَ الحُسينِ بن علیٍّ الشَّهيدِ وَ عَلیِ بن الحُسينِ السَجاد وَ مُحمدِ بن علیٍ الباقِر وَ جعفرِ بن محمدٍّ الصادِق وَ مُوسَی بن جعفرٍ الكاظِم وَ عَلی بن موسی الرضا و محمدِ بن علیٍّ الجواد وَ عَلیِ بن محمدٍ الهادی وَ الحَسَن بن علیٍّ العَسكَری و مُحمد بن الحَسَن المَهدی و فاطمةَ الصديقةِ الزهراء. (مکارمالابرار، ج٢٣، ص٢٣۴)
همچنین در رسالهها (مکارمالابرار، ج١٠، ص٢٨٩) و کتب روایت (فصلالخطاب، ج٢، ص۴١) از احادیث مشارق نقل کردهاند.
اشاره شد آنچه در کتب شیخیه است، «روایاتی» است که شیخ رجب برسی نقل کرده است؛ اما دو موضع بهدست آمد که از نگاشتههای شخصِ شیخ رجب نقل فرمودهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده لطائف الأفکار
مجموعه مقالات شیخ قيس بهجت عطار
🔸در نخستین مقاله، درباره جایگاه کتاب معیاراللغة مطالبی تنظیم شده است.
🔹ایشان، پیش از این، در نشستی درباره معیاراللغة مباحثی مطرح کرده و به امتیاز این کتاب در استفاده از فرمایشهای معصومین علیهمالسلام در توضیح لغات، اشاره کردهاند.
🔸عنوان زیر را لمس یا کلیک کنید:
🎙توصیفاتی درباره کتاب معیاراللغة
@AghayedNet
مجموعه مقالات شیخ قيس بهجت عطار
🔸در نخستین مقاله، درباره جایگاه کتاب معیاراللغة مطالبی تنظیم شده است.
🔹ایشان، پیش از این، در نشستی درباره معیاراللغة مباحثی مطرح کرده و به امتیاز این کتاب در استفاده از فرمایشهای معصومین علیهمالسلام در توضیح لغات، اشاره کردهاند.
🔸عنوان زیر را لمس یا کلیک کنید:
🎙توصیفاتی درباره کتاب معیاراللغة
@AghayedNet
✔️شیخیه و شیخ حافظ رجب بُرسی
🔸بخش اول
🔹بخش دوم
🔸بخش سوم
🔻بخش چهارم و پایانی
اشاره شد آنچه در کتب شیخیه است، «روایاتی» است که شیخ رجب برسی نقل کرده است؛ اما دو موضع بهدست آمد که از نگاشتههای شخصِ شیخ رجب نقل فرمودهاند.
مورد اول در بیانات عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع است که میفرمایند:
«و لذا قال الشیخ رجب البرسی فی کلامه فی مشارقالانوار: هم فی الاجسام اشباح و فی الاشباح ارواح و فی الارواح انوار و فی الانوار اسرار.» (جواهرالحکم، ج١١، ص٣٩۶)
مورد دوم و آخر که به اعتباری از میان آنچه اشاره شد جالبتر است، نقل فصل کاملی است از مشارق بدون نامبردنِ از شیخ رجب و کتاب او.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنَه، در کتاب سلطانیه بهمناسبت مباحث امامشناسی، فصلی را بهعنوان «مؤید» و نه «دلیل» تنظیم کردهاند. ایشان پس از اثبات دوازده بودنِ ائمه اطهار علیهمالسلام به دلیل قرآنی و روایی، این فصل مختصر را اینگونه آغاز کردهاند:
«از جمله عجايب آن است كه بسياری از امور شريفه عالم مبنی بر دوازده شده است و اين فصل را برای استدلال ننوشتم ولی برای تعجب نوشتم... .» (مکارمالابرار، فارسی، ج٧، ص٢٧٨)
سپس امور دوازدهگانهای را بیان کردهاند که در عالَم یا در کلمات ملاحظه میشود؛ از جمله تعبیراتِ مقدس دینی را که دوازده حرف است ذکر میکنند و در آخر فصل میفرمایند:
«و اينها را مِنباب استدلال عرض نكردم بلكه مِنباب حسن اتفاق و تعجب خاطر محبان به عرض رسانيدم كه لذتی ببرند.»
با مراجعه به کتاب مشارق مییابیم در آن کتاب نیز فصلی با همین موضوع مطرح شده و بهنظر میرسد این فصل سلطانیه، اقتباسی از آن فصل است:
«فصل: و هم ١٢سبطاً خیر أسباط المرسلین، و ١٢نقیباً و ١٢نجماً بعدد البروج و الشهور و الأیام و... . » (مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمؤمنین، بیروت: الأعلمی، چ١٠، ص١٠٨)
محتمل است مرحوم آقای کرمانی و شیخ رجب برسی، هر دو، این مبحث را از کتاب متقدمی استفاده کرده باشند. فرضاً نقل مستقیم از کتاب مشارق باشد، قطعاً روی جهاتی مرحوم آقای کرمانی اع نه از او نام بردهاند و نه از کتاب او. یکی از جهات، بیان عدم وابستگیِ فکری به اندیشههای وی بوده است. گذشته از آنکه در کتاب سلطانیه تأکید دارند که این موارد از باب «استدلال» نیست؛ بلکه از باب «حسن اتفاق» است؛ اما شیخ رجب برسی در مشارق به این قیدها اشاره نکرده است و شاید همین، یکی از تفاوتهای اندیشه شخصیِ شیخ رجب و شیخیه باشد.
شبیه این جریان درباره کتاب مفاتیحالجنان محدث قمّی نیز نقل شده است. آقای شبیری نقل کرده است که از آقای واله، از منبریهای مشهد شنیده است که او میگفت:
بعضی از کتابفروشها با حاج میرزا علی محدثزاده قرار گذاشته بودند که بعضی از نواقص مفاتیحالجنان را رفع کنند. برای مثال اگر شعری نوشته شده ولی اسم شاعرش ذکر نشده است، اسم شاعر ذکر شود یا اگر در جایی گفته: برای این مطلب به اقبال رجوع شود، همانجا دعا نقل شود تا نیازی به مراجعه نباشد؛ چون همه اشخاص به این کتابها دسترسی ندارند.
آقای حاج میرزا علی هم قبول کرد. حاج میرزا علی شب در رؤیا پدرش را میبیند که به او میگوید: این کار را نکن. من عمداً این کار را کردهام. اینکه من اسم فلان شاعر را ذکر نکردم و فقط به نقل شعر بسنده کردم، بدانجهت بود که شعرش خوب بود ولی شاعر درویش و صوفی یا منحرف بود. خوببودن شعر مصحِّحِ این نیست که از شاعر ترویج کنم؛ لذا عمداً نخواستم اسم شاعر ذکر شود.
علت عدم نقل کامل آن دعاها هم این است که صاحبان کتب دعا بر گردن ما حق دارند و باید حقوق آنها محفوظ بماند. من حس کردم اگر این کتاب منتشر شود، ممکن است آن کتب ادعیه کمکم منسوخ شوند. لذا عمداً این کار را کردم تا اگر کسی دسترسی داشت، به آن کتب مراجعه کند. (جرعهای از دریا، ج٢، ص۵١۶)
یکی دیگر از جهاتِ تمجید و مدحنکردن از شیخ برسی و در مواضعی یادنکردنِ از او، این است که بزرگان شیخیه نخواستهاند دشمنی بر دشمنان او افزوده شود! شیخ رجب موافقان و مخالفانی داشته و دارد. اگر شیخیه نیز منسوب به او بودند، بر مخالفان او افزوده میشد. بهتعبیر دیگر تمجید شیخیه و نسبتیافتنِ آنان به شیخ رجب، سبب آغالیدنِ مخالفان شیخیه علیه بُرسی میشده است (چنانکه تاریخ ثبت کرده است که بعضی به بهانه مخالفت با شیخیه، با اشخاص دشمنی کردهاند) و بزرگان شیخیه با عدم ستایش و تکریم، از او محافظت کردهاند؛ علاوه بر اینکه تابعِ فکری او هم نبودهاند و صرفاً مرویات او را نقل کردهاند.
به هر روی در این نوشتار آنچه در نظر بود، نفی پدر معنویبودنِ شیخ رجب برسی برای اندیشه شیخیه است و اینکه صرف نقلِ مرویاتِ وی این عنوان را سبب نمیشود. همچنین به گونههای نقل مرویاتش در کتب شیخیه اشاره کردیم.
٢١ شوالالمکرم ١۴۴١
@AghayedNet
🔸بخش اول
🔹بخش دوم
🔸بخش سوم
🔻بخش چهارم و پایانی
اشاره شد آنچه در کتب شیخیه است، «روایاتی» است که شیخ رجب برسی نقل کرده است؛ اما دو موضع بهدست آمد که از نگاشتههای شخصِ شیخ رجب نقل فرمودهاند.
مورد اول در بیانات عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع است که میفرمایند:
«و لذا قال الشیخ رجب البرسی فی کلامه فی مشارقالانوار: هم فی الاجسام اشباح و فی الاشباح ارواح و فی الارواح انوار و فی الانوار اسرار.» (جواهرالحکم، ج١١، ص٣٩۶)
مورد دوم و آخر که به اعتباری از میان آنچه اشاره شد جالبتر است، نقل فصل کاملی است از مشارق بدون نامبردنِ از شیخ رجب و کتاب او.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنَه، در کتاب سلطانیه بهمناسبت مباحث امامشناسی، فصلی را بهعنوان «مؤید» و نه «دلیل» تنظیم کردهاند. ایشان پس از اثبات دوازده بودنِ ائمه اطهار علیهمالسلام به دلیل قرآنی و روایی، این فصل مختصر را اینگونه آغاز کردهاند:
«از جمله عجايب آن است كه بسياری از امور شريفه عالم مبنی بر دوازده شده است و اين فصل را برای استدلال ننوشتم ولی برای تعجب نوشتم... .» (مکارمالابرار، فارسی، ج٧، ص٢٧٨)
سپس امور دوازدهگانهای را بیان کردهاند که در عالَم یا در کلمات ملاحظه میشود؛ از جمله تعبیراتِ مقدس دینی را که دوازده حرف است ذکر میکنند و در آخر فصل میفرمایند:
«و اينها را مِنباب استدلال عرض نكردم بلكه مِنباب حسن اتفاق و تعجب خاطر محبان به عرض رسانيدم كه لذتی ببرند.»
با مراجعه به کتاب مشارق مییابیم در آن کتاب نیز فصلی با همین موضوع مطرح شده و بهنظر میرسد این فصل سلطانیه، اقتباسی از آن فصل است:
«فصل: و هم ١٢سبطاً خیر أسباط المرسلین، و ١٢نقیباً و ١٢نجماً بعدد البروج و الشهور و الأیام و... . » (مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمؤمنین، بیروت: الأعلمی، چ١٠، ص١٠٨)
محتمل است مرحوم آقای کرمانی و شیخ رجب برسی، هر دو، این مبحث را از کتاب متقدمی استفاده کرده باشند. فرضاً نقل مستقیم از کتاب مشارق باشد، قطعاً روی جهاتی مرحوم آقای کرمانی اع نه از او نام بردهاند و نه از کتاب او. یکی از جهات، بیان عدم وابستگیِ فکری به اندیشههای وی بوده است. گذشته از آنکه در کتاب سلطانیه تأکید دارند که این موارد از باب «استدلال» نیست؛ بلکه از باب «حسن اتفاق» است؛ اما شیخ رجب برسی در مشارق به این قیدها اشاره نکرده است و شاید همین، یکی از تفاوتهای اندیشه شخصیِ شیخ رجب و شیخیه باشد.
شبیه این جریان درباره کتاب مفاتیحالجنان محدث قمّی نیز نقل شده است. آقای شبیری نقل کرده است که از آقای واله، از منبریهای مشهد شنیده است که او میگفت:
بعضی از کتابفروشها با حاج میرزا علی محدثزاده قرار گذاشته بودند که بعضی از نواقص مفاتیحالجنان را رفع کنند. برای مثال اگر شعری نوشته شده ولی اسم شاعرش ذکر نشده است، اسم شاعر ذکر شود یا اگر در جایی گفته: برای این مطلب به اقبال رجوع شود، همانجا دعا نقل شود تا نیازی به مراجعه نباشد؛ چون همه اشخاص به این کتابها دسترسی ندارند.
آقای حاج میرزا علی هم قبول کرد. حاج میرزا علی شب در رؤیا پدرش را میبیند که به او میگوید: این کار را نکن. من عمداً این کار را کردهام. اینکه من اسم فلان شاعر را ذکر نکردم و فقط به نقل شعر بسنده کردم، بدانجهت بود که شعرش خوب بود ولی شاعر درویش و صوفی یا منحرف بود. خوببودن شعر مصحِّحِ این نیست که از شاعر ترویج کنم؛ لذا عمداً نخواستم اسم شاعر ذکر شود.
علت عدم نقل کامل آن دعاها هم این است که صاحبان کتب دعا بر گردن ما حق دارند و باید حقوق آنها محفوظ بماند. من حس کردم اگر این کتاب منتشر شود، ممکن است آن کتب ادعیه کمکم منسوخ شوند. لذا عمداً این کار را کردم تا اگر کسی دسترسی داشت، به آن کتب مراجعه کند. (جرعهای از دریا، ج٢، ص۵١۶)
یکی دیگر از جهاتِ تمجید و مدحنکردن از شیخ برسی و در مواضعی یادنکردنِ از او، این است که بزرگان شیخیه نخواستهاند دشمنی بر دشمنان او افزوده شود! شیخ رجب موافقان و مخالفانی داشته و دارد. اگر شیخیه نیز منسوب به او بودند، بر مخالفان او افزوده میشد. بهتعبیر دیگر تمجید شیخیه و نسبتیافتنِ آنان به شیخ رجب، سبب آغالیدنِ مخالفان شیخیه علیه بُرسی میشده است (چنانکه تاریخ ثبت کرده است که بعضی به بهانه مخالفت با شیخیه، با اشخاص دشمنی کردهاند) و بزرگان شیخیه با عدم ستایش و تکریم، از او محافظت کردهاند؛ علاوه بر اینکه تابعِ فکری او هم نبودهاند و صرفاً مرویات او را نقل کردهاند.
به هر روی در این نوشتار آنچه در نظر بود، نفی پدر معنویبودنِ شیخ رجب برسی برای اندیشه شیخیه است و اینکه صرف نقلِ مرویاتِ وی این عنوان را سبب نمیشود. همچنین به گونههای نقل مرویاتش در کتب شیخیه اشاره کردیم.
٢١ شوالالمکرم ١۴۴١
@AghayedNet
✔️کنیه ابوعبدالله، هم برای سیدالشهداء و هم برای حضرت صادق علیهماالسلام
[سیدالشهداء] ابوعبداللّه شد و پدر همه بندگان خدا شد و چون اصل روح عبادت به واسطه آن بزرگوار برپا شد او ابوعبداللّه شد از ميان ائمه علیهم السلام.
و اما حضرت صادق علیهالسلام هم ابوعبداللّه شد چرا كه ظاهر عبادات و شرايع همه از او فاش شد و در دولت بنیاميه احدی از ائمه علیهم السلام جرأت ابراز دين نكردند و چون دولت ايشان منقرض شد و بنیعباس بالا آمدند هنوز قوتی نگرفته بودند كه حضرت باقر بنای بيان را گذاردند در عهد سفاح. بعد حضرت صادق بيان شرايع و احكام را فرمودند به طوری كه دين حق مشهور به دين جعفری شد و جميع شرايع و احكام را در عالم پهن فرمود و از فرمايشات آن بزرگوار چهارصد كتاب اصحاب در مسائل دينی نوشتند و در ميان شيعه پهن شد و بنای ظاهر شرع از ايشان شد.
پس ايشان هم به اين واسطه ابوعبداللّه شدند و ديگر احدی از ائمه به اين كنيت نام برده نشدند.
پس حضرت سيدشهدا صلوات اللّه عليه ابوعبداللّه باطن بود كه باطن عبادت را كه خضوع و خشوع باشد در عالم پهن كرد و همه خلق جزو اويند در باطن عبادت.
و حضرت صادق ابوعبداللّه ظاهری است كه ظاهر عبادت از او پهن شد و شريعت در عالم از او منتشر شد و همه كس جزو اويند در عبادت ظاهر.
📘مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، ارشادالعوام، ج٣
@AghayedNet
[سیدالشهداء] ابوعبداللّه شد و پدر همه بندگان خدا شد و چون اصل روح عبادت به واسطه آن بزرگوار برپا شد او ابوعبداللّه شد از ميان ائمه علیهم السلام.
و اما حضرت صادق علیهالسلام هم ابوعبداللّه شد چرا كه ظاهر عبادات و شرايع همه از او فاش شد و در دولت بنیاميه احدی از ائمه علیهم السلام جرأت ابراز دين نكردند و چون دولت ايشان منقرض شد و بنیعباس بالا آمدند هنوز قوتی نگرفته بودند كه حضرت باقر بنای بيان را گذاردند در عهد سفاح. بعد حضرت صادق بيان شرايع و احكام را فرمودند به طوری كه دين حق مشهور به دين جعفری شد و جميع شرايع و احكام را در عالم پهن فرمود و از فرمايشات آن بزرگوار چهارصد كتاب اصحاب در مسائل دينی نوشتند و در ميان شيعه پهن شد و بنای ظاهر شرع از ايشان شد.
پس ايشان هم به اين واسطه ابوعبداللّه شدند و ديگر احدی از ائمه به اين كنيت نام برده نشدند.
پس حضرت سيدشهدا صلوات اللّه عليه ابوعبداللّه باطن بود كه باطن عبادت را كه خضوع و خشوع باشد در عالم پهن كرد و همه خلق جزو اويند در باطن عبادت.
و حضرت صادق ابوعبداللّه ظاهری است كه ظاهر عبادت از او پهن شد و شريعت در عالم از او منتشر شد و همه كس جزو اويند در عبادت ظاهر.
📘مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، ارشادالعوام، ج٣
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸در بعضی از خانوادهها معمول گردیده است برای تأمین جهیزیه دختران خود، وجه نقد و یا اسباب و اثاثیه مورد لزوم کنار گذاشته میشود. آیا به اینگونه موارد خمس تعلّق میگیرد یا خیر؟
پاسخ:
🔹در جاهایی که معمول گردیده که جهیزیه دختر بر عهده پدر باشد، به مقدار لازم و به حسب شؤون خانوادگی، هزینه آن و یا خود اثاث و وسایل، مشمول خمس نبوده و جزء مخارج سالیانه پدر محسوب میگردد. اگرچه در سالهای پیش از ازدواج دختر فراهم کرده باشد.
🔸آیا به وجه سپرده برای حج یا عمره مفرده، خمس تعلق میگیرد اگر در آن سال مشرف نشود؟
پاسخ:
🔹به سپرده حج خمس تعلق نمیگیرد.
🔸هزینه مسافرت های تفریحی و غیر زیارتی، آیا جزء خمس محسوب میشود یا خیر؟
پاسخ:
🔹اگر سفر مباح باشد یعنی سفر معصیت نباشد هزینه آن از مخارج سال محسوب میشود و خمس ندارد.
@AghayedNet
🔸در بعضی از خانوادهها معمول گردیده است برای تأمین جهیزیه دختران خود، وجه نقد و یا اسباب و اثاثیه مورد لزوم کنار گذاشته میشود. آیا به اینگونه موارد خمس تعلّق میگیرد یا خیر؟
پاسخ:
🔹در جاهایی که معمول گردیده که جهیزیه دختر بر عهده پدر باشد، به مقدار لازم و به حسب شؤون خانوادگی، هزینه آن و یا خود اثاث و وسایل، مشمول خمس نبوده و جزء مخارج سالیانه پدر محسوب میگردد. اگرچه در سالهای پیش از ازدواج دختر فراهم کرده باشد.
🔸آیا به وجه سپرده برای حج یا عمره مفرده، خمس تعلق میگیرد اگر در آن سال مشرف نشود؟
پاسخ:
🔹به سپرده حج خمس تعلق نمیگیرد.
🔸هزینه مسافرت های تفریحی و غیر زیارتی، آیا جزء خمس محسوب میشود یا خیر؟
پاسخ:
🔹اگر سفر مباح باشد یعنی سفر معصیت نباشد هزینه آن از مخارج سال محسوب میشود و خمس ندارد.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه شوال المکرم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. رساله رکن رابع (نسخه صوتی) رساله نصرة الدین رساله در پاسخ به تهمتهای حسینعلی تویسرکانی شرح حدیث معرفت نورانیت @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه شوال المکرم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️معرفی و نقدِ کتاب طرائق الوجد
🔻به ضمیمه نکتهای برای منتقدان مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
اندکبودن تحلیلهای منصفانه، معضلی است که برخی پژوهشگرانِ مکتب شیخیه به آن اذعان کردهاند و همین معضل سبب شده است پژوهندگانی در پی پر کردن این خلأ برآیند و نوشتههای آنها سفیر تحلیلهای بیطرفانه، منصفانه و عالمانه باشد. اما اینکه در عمل چه مقدار موفق بودهاند، بحث دیگری است.
یکی از محققان عبداللطیف الحرز است. وی آثار متعددی نگاشته است از نقد اندیشه محمد صدر تا بررسی بعضی مسائل سیاسی و اندیشههای فکری معاصر و بالتبع بررسی اندیشههای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی. (مؤلفات وی بیش از بیست و پنج کتاب و نوشته است.)
یکی از نوشتههای الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی در ٣٨۶ صفحه (بیروت: مؤسسة الانتشار العربی، ٢٠١۴)
این کتاب در چهار حلقه تنظیم شده است و هر حلقه چند «فصّ» است. در فص دوم از حلقه اول متعرض اندیشههای مرحوم شیخ احمد احسائی شده است. به ظاهر، وی از نویسندگان بیطرف است (و لااقل اینگونه وانمود میکند.)
در واقع نویسنده بیطرف به گونهای قداستزدایی کرده و شخصیتها را همسان مینگرد. در پندار او، در همه شخصیتهای علمی جهاتی و نکاتی مثبت میتوان یافت و هم جهاتی منفی. در بعضی جهات باید از دیدگاه این شخصیتها دفاع کرد و در بعضی جهات باید نقد و جرح و رد کرد. و این نگاه، یکی از ویژگیهای پژوهشگرانِ منصفِ برونگفتمانی است.
بجاست اشاره کنیم قداست شخصیتها در مبانی یک گفتمان (به معنای خاص کلمه) و مبانی یک مکتب ریشه دارد. در یک مکتب به علت قبول یک شخصیت و قبول نظریات او، خواه ناخواه قداستی برای بزرگ آن مکتب نزد مکتبیان به وجود میآید که در نگاه برونمکتبی آن تقدس لحاظ نمیشود و نباید توقعی هم داشت که لحاظ گردد. در نگاه درونمکتبی به علت آنکه عظمت و استقامت و عدم انحراف مؤسس یا علماء مکتبی ثابت شده است، اگر موارد نادری هم باشد که وجهی برای گفتار آنان به دست نیاید، در سنبله امکان رها میشود تا روشن گردد. اما نگاه پژوهشگر برونمکتبی چنین نیست.
نکته مهم آن است که نگاه پژوهشگر منصف، باید واقعاً منصفانه باشد نه اینکه جرح و تعدیل او هم در امیال نفسانی و مادی ریشه داشته باشد. در بحث ما نیز نگاه عبدالطیف الحرز چنین است و یا لااقل چنین وانمود می کند.
مؤلف در کتاب طرائق الوجد وعده نگارش کتابی مستقل و مفصل درباره مرحوم احسائی داده است و ما امیدواریم این کتاب، با نگرشی منصفانه، به چاپ برسد.
کتاب طرائق الوجد را در یک مسیر و با یک موضوع ریز نمیبینیم. این کتاب کتابی است کشکولوار که در بعضی صفحات گریزهایی به مطالب متنوع دیده می شود و همین سبب شده است کتاب، نزدیک به چهارصد صفحه باشد.
اگر مطالب کتاب از نظر مؤلف محترم منسجم است و سبک و سیاق پی در پی و منظمی دارد، ما میپذیریم و عرض میکنیم اگر هم چنین است، مؤلف نتوانسته آن را به مخاطب نشان دهد... .
یکی از مهمترین محورها در کتاب طرائق بررسی تطبیقی میان اندیشههای مختلف است. از حیدر آملی گرفته تا گیلانی و مرحوم احسائی و سید صدر و امام راحل. اگرچه پژوهش تطبیقی مسئلهای درخور توجه است ولی باید با تأمل و تدبر آن را ارائه کرد. به نمونهای عجیب از همین کتاب اشاره میکنیم.
نویسنده کتاب طرائق الوجد، به علت آنکه مرحوم احسائی سفرهای پیدرپی داشتهاند، چنین نتیجه میگیرد که در اندیشهها و عملکرد شیخ مرحوم، اثراتی از ریاضات صوفیه به چشم میخورد و همین سفرها، دلیل بر این است! عبارت نویسنده این است:
«لعل أول عناصر شخصیة أحمد الأحسائی التی جعلته عنصراً اختلافیاً من جهة و شخصیة عرفانیة من جهة ثانیه هو کونه التزم بعنصر صوفی قدیم و هو السیاحة و السفر… .»
و حال آنکه سفرهای ایشان به هر مقصدی، هر کدام، دلایل تاریخیِ روشنی دارد. از مهاجرت ایشان از مطیرفی احساء به عراق و از آنجا به بحرین و مراجعت به عراق و سفرهای متعدد در شهرهای ایران، هر کدام روشن است و اثری از مشیِ صوفیانه در آن دیده نمیشود.
با این حال بعضی دیگر از تطبیقات مؤلف طرائق الوجد در خور تأمل است.
وی بر این باور است که چنان اندیشه مرحوم احسائی تأثیر گذارد که اشخاصی همچون امام راحل نیز در مباحث عرفانی خود از تعالیم ایشان منتفع شدهاند:
«و یکفی أهمیة الأحسائی غمطاً أن مشروعه فی تحویل التصوف و العرفان إلی إستراتیجیة إحیائیة للتشیع کهویة کفاحیة جامعة، هی من الأسس التی سوف یعتمدها الإمام الخمینی فی إستفادته من العرفان کخطاب تعبوی شیعی.» (ص۱۱۱)
🔸ادامه مطلب در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/معرفی-و-نقد-کتاب-طرائق-الوجدبه-ضمیمه
🔻به ضمیمه نکتهای برای منتقدان مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
اندکبودن تحلیلهای منصفانه، معضلی است که برخی پژوهشگرانِ مکتب شیخیه به آن اذعان کردهاند و همین معضل سبب شده است پژوهندگانی در پی پر کردن این خلأ برآیند و نوشتههای آنها سفیر تحلیلهای بیطرفانه، منصفانه و عالمانه باشد. اما اینکه در عمل چه مقدار موفق بودهاند، بحث دیگری است.
یکی از محققان عبداللطیف الحرز است. وی آثار متعددی نگاشته است از نقد اندیشه محمد صدر تا بررسی بعضی مسائل سیاسی و اندیشههای فکری معاصر و بالتبع بررسی اندیشههای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی. (مؤلفات وی بیش از بیست و پنج کتاب و نوشته است.)
یکی از نوشتههای الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی در ٣٨۶ صفحه (بیروت: مؤسسة الانتشار العربی، ٢٠١۴)
این کتاب در چهار حلقه تنظیم شده است و هر حلقه چند «فصّ» است. در فص دوم از حلقه اول متعرض اندیشههای مرحوم شیخ احمد احسائی شده است. به ظاهر، وی از نویسندگان بیطرف است (و لااقل اینگونه وانمود میکند.)
در واقع نویسنده بیطرف به گونهای قداستزدایی کرده و شخصیتها را همسان مینگرد. در پندار او، در همه شخصیتهای علمی جهاتی و نکاتی مثبت میتوان یافت و هم جهاتی منفی. در بعضی جهات باید از دیدگاه این شخصیتها دفاع کرد و در بعضی جهات باید نقد و جرح و رد کرد. و این نگاه، یکی از ویژگیهای پژوهشگرانِ منصفِ برونگفتمانی است.
بجاست اشاره کنیم قداست شخصیتها در مبانی یک گفتمان (به معنای خاص کلمه) و مبانی یک مکتب ریشه دارد. در یک مکتب به علت قبول یک شخصیت و قبول نظریات او، خواه ناخواه قداستی برای بزرگ آن مکتب نزد مکتبیان به وجود میآید که در نگاه برونمکتبی آن تقدس لحاظ نمیشود و نباید توقعی هم داشت که لحاظ گردد. در نگاه درونمکتبی به علت آنکه عظمت و استقامت و عدم انحراف مؤسس یا علماء مکتبی ثابت شده است، اگر موارد نادری هم باشد که وجهی برای گفتار آنان به دست نیاید، در سنبله امکان رها میشود تا روشن گردد. اما نگاه پژوهشگر برونمکتبی چنین نیست.
نکته مهم آن است که نگاه پژوهشگر منصف، باید واقعاً منصفانه باشد نه اینکه جرح و تعدیل او هم در امیال نفسانی و مادی ریشه داشته باشد. در بحث ما نیز نگاه عبدالطیف الحرز چنین است و یا لااقل چنین وانمود می کند.
مؤلف در کتاب طرائق الوجد وعده نگارش کتابی مستقل و مفصل درباره مرحوم احسائی داده است و ما امیدواریم این کتاب، با نگرشی منصفانه، به چاپ برسد.
کتاب طرائق الوجد را در یک مسیر و با یک موضوع ریز نمیبینیم. این کتاب کتابی است کشکولوار که در بعضی صفحات گریزهایی به مطالب متنوع دیده می شود و همین سبب شده است کتاب، نزدیک به چهارصد صفحه باشد.
اگر مطالب کتاب از نظر مؤلف محترم منسجم است و سبک و سیاق پی در پی و منظمی دارد، ما میپذیریم و عرض میکنیم اگر هم چنین است، مؤلف نتوانسته آن را به مخاطب نشان دهد... .
یکی از مهمترین محورها در کتاب طرائق بررسی تطبیقی میان اندیشههای مختلف است. از حیدر آملی گرفته تا گیلانی و مرحوم احسائی و سید صدر و امام راحل. اگرچه پژوهش تطبیقی مسئلهای درخور توجه است ولی باید با تأمل و تدبر آن را ارائه کرد. به نمونهای عجیب از همین کتاب اشاره میکنیم.
نویسنده کتاب طرائق الوجد، به علت آنکه مرحوم احسائی سفرهای پیدرپی داشتهاند، چنین نتیجه میگیرد که در اندیشهها و عملکرد شیخ مرحوم، اثراتی از ریاضات صوفیه به چشم میخورد و همین سفرها، دلیل بر این است! عبارت نویسنده این است:
«لعل أول عناصر شخصیة أحمد الأحسائی التی جعلته عنصراً اختلافیاً من جهة و شخصیة عرفانیة من جهة ثانیه هو کونه التزم بعنصر صوفی قدیم و هو السیاحة و السفر… .»
و حال آنکه سفرهای ایشان به هر مقصدی، هر کدام، دلایل تاریخیِ روشنی دارد. از مهاجرت ایشان از مطیرفی احساء به عراق و از آنجا به بحرین و مراجعت به عراق و سفرهای متعدد در شهرهای ایران، هر کدام روشن است و اثری از مشیِ صوفیانه در آن دیده نمیشود.
با این حال بعضی دیگر از تطبیقات مؤلف طرائق الوجد در خور تأمل است.
وی بر این باور است که چنان اندیشه مرحوم احسائی تأثیر گذارد که اشخاصی همچون امام راحل نیز در مباحث عرفانی خود از تعالیم ایشان منتفع شدهاند:
«و یکفی أهمیة الأحسائی غمطاً أن مشروعه فی تحویل التصوف و العرفان إلی إستراتیجیة إحیائیة للتشیع کهویة کفاحیة جامعة، هی من الأسس التی سوف یعتمدها الإمام الخمینی فی إستفادته من العرفان کخطاب تعبوی شیعی.» (ص۱۱۱)
🔸ادامه مطلب در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/معرفی-و-نقد-کتاب-طرائق-الوجدبه-ضمیمه
عقاید
معرفی و نقد کتاب «طرائق الوجد»/به ضمیمه نکتهای برای منتقدان مکتب شیخ مرحوم أع
جدیدترین نوشته الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی...
📹 «زیارتِ عُشِّ آلمحمد علیهمالسلام» | مستندِ سفر قم
🔺همزمان با ایام منسوب به ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام
(این مستند به دوستان تقدیم گردید.)
@AghayedNet
🔺همزمان با ایام منسوب به ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام
(این مستند به دوستان تقدیم گردید.)
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸دختری که به حجاب اهمیت نمیدهد، وظیفه پدر و مادر او چیست؟ چند مرتبه نصیحت شده اما بیفایده است. والدین نگران هستند که آن عالم بازخواست شوند.
پاسخ:
🔹با خوشرفتاری و ملاطفت و توکل به خداوند و توسل به اولیاء او علیهمالسلام، امید میرود نتیجهبخش باشد. باید او را با شخصیت خودش بیشتر آشنا کنید و احترامش نمایید.
🔸بیماری داریم که پزشکان به درمان ایشان موفق نشدهاند. اشکالی ندارد که سرکتاب باز کنیم؟
پاسخ:
🔹اعتماد و اطمینانی به این کارهای این اشخاص و تقوای آنان نیست. با توسل به اولیاء علیهمالسلام شفاء از خداوند بخواهید و شاید لازم باشد که از دعاهای وارده از ائمه علیهمالسلام استفاده نمایید.
@AghayedNet
🔸دختری که به حجاب اهمیت نمیدهد، وظیفه پدر و مادر او چیست؟ چند مرتبه نصیحت شده اما بیفایده است. والدین نگران هستند که آن عالم بازخواست شوند.
پاسخ:
🔹با خوشرفتاری و ملاطفت و توکل به خداوند و توسل به اولیاء او علیهمالسلام، امید میرود نتیجهبخش باشد. باید او را با شخصیت خودش بیشتر آشنا کنید و احترامش نمایید.
🔸بیماری داریم که پزشکان به درمان ایشان موفق نشدهاند. اشکالی ندارد که سرکتاب باز کنیم؟
پاسخ:
🔹اعتماد و اطمینانی به این کارهای این اشخاص و تقوای آنان نیست. با توسل به اولیاء علیهمالسلام شفاء از خداوند بخواهید و شاید لازم باشد که از دعاهای وارده از ائمه علیهمالسلام استفاده نمایید.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
ایضاح
ازالةالاوهام
نرمافزار اندرویدیِ کتاب دره نجفیه
@AghayedNet
ایضاح
ازالةالاوهام
نرمافزار اندرویدیِ کتاب دره نجفیه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده تلخيص شرح دعاء رجب
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده تلخيص شرح دعاء رجب از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع @AghayedNet
@AghayedNet_تلخيص شرح دعاء رجب.pdf
6.9 MB
🔺فایل کتاب تلخيص شرح دعاء رجب
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اع
#کتاب
@AghayedNet
از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اع
#کتاب
@AghayedNet
✔️تحلیل مضمون چهار لقب تابعان فکریِ
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3942
https://t.me/AghayedNet/3943
مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3942
https://t.me/AghayedNet/3943
✔️تحلیلِ مضمونِ چهار لقبِ تابعانِ فکریِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔻بخش اول
مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و منسوبانِ فکری ایشان، به نامهای متعددی معرفی شدهاند. هر یک از این نامها، «تعریفی» از مکتب شیخ اع ارائه میکند. در این نوشتار به چهار نام اشاره میکنیم که هر کدام وجهی از مکتب را بازگو میکنند: شیخیه، کشفیه، پشتسریه، مکتب استبصار.
پژوهشگران سه اسمِ نخست را برای همه طوایف شیخیه بهکار بردهاند و این یکی از معضلات است؛ چراکه امروزه با گفتن این تعابیر بعضی از طوایف شیخیه تبادر میکند.
این نامها از طرف مخالفان فکریِ شیخ اع به منظور منفور و بدنام ساختن پیروان آن بزرگاندیش تشیع ارائه شده یا از طرف پژوهندگانِ مقلد آن مخالفان.
تابعان فکری شیخ اع، هرگز نامی برای خود انتخاب نکردهاند. خود را «شیعه اثنیعشری» میدانند و به این لقب افتخار میکنند.
اما ارائه این نامها توسط مخالفان را به فال نیک گرفته و آن را خوشنامی و سبب امیدواری به شفاعت آن بزرگوار اع دانسته و معنای صحیحی برای آن بیان کردند.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع این نامها را مصداقی از «تنابز بالالقاب» میدانند و در رساله جواب عباس میرزا ملکآرا میفرمایند:
«نحن لمنلقب انفسنا به (ای: الکشفیة) و انما انتم نابزتم بالالقاب و اردتم قدحنا بهذا اللقب فبعد ما لقبتمونا بذلک قلنا لیس فیه عیب و لا عیب فی انیدخل الانسان تحت قوله «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» و اما نحن فلمنختر لانفسنا لقباً و هو محض افتراء.» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۴١)
ما خود را به کشفیه ملقب نکردهایم. این شما هستید که «تنابز بالالقاب» کردهاید و خواستهاید با این لقب به ما طعنه بزنید. بعد از اینکه ما را به آن ملقب کردید، گفتیم در این لقب عیب نیست و اشکالی ندارد که انسان تحت آیه «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» داخل شود. اما ما برای خود لقبی را انتخاب نکردهایم و این افتراء محض است.
١.شیخیه
شیخیه یعنی منسوبانِ فکری به شیخ مطلق، شیخ احمد اَحسائی اع. نفس اطلاق کلمه شیخیه، نشاندهنده فضای فکری در اوساط علمی آن زمان است: شیخِ مطلق، بدون قیدی در فقه یا اصول یا حکمت. آنچه با گفتن کلمه شیخ تبادر میکرده، شیخ احمد احسائی بوده است و از این جهت نام «شیخیه» یعنی منسوبان فکریِ شیخِ مطلق؛ شیخ احسائی اع.
تعبیر «شیخیه» گاهی مقابل «اصولیه» و «اخباریه» بهکار میرود. در این بافت، این کلمه، به جنبه فقهیِ این مکتب اشاره دارد. از این رو در مقدمه فصلالخطاب الهادی الی طریق الصواب به این تقابل اشاره شده و توضیح فرمودهاند.
گاهی شیخیه، قسیمِ اصولیه و اخباریه نیست و بدون توجه به این تقسیم استفاده میشود. در این بافت، این کلمه به همه جنبههای مکتب شیخ اع ناظر است: چه فقه و اصول و چه عرفان و حکمت.
٢.کشفیه
مکتب، در زمان عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع به این لقب شهرت پیدا کرد. برخی گمان کردهاند «کشفیه» غیر از «شیخیه» است. برای نمونه در کتاب گزارش یک کشتار، درباره سید مرحوم اع آمده است:
«وی مؤسس مکتب کشفیه نیز میباشد.» (ص۴١۵)
همچنین در کتاب تاریخ العراق فی العصور المظلمة، در حادثه حمله نجیبپاشا، صریحاً میان شیخیه و کشفیه تفریق شده که کاملاً ناصحیح است:
«اللاجئین الی بیوت الشیخیة و بیت السید کاظم الرشتی رئیس الکشفیة.» (ج١، ص٣٠٧)
اگرچه عموماً بر شیخیه نیز اطلاق میشده است. مرحوم آقای کرمانی اع درباره این لقب بیاناتی دارند که در اوایل این نوشتار نقل گردید.
مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، نقل میگردد... .
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻بخش اول
مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و منسوبانِ فکری ایشان، به نامهای متعددی معرفی شدهاند. هر یک از این نامها، «تعریفی» از مکتب شیخ اع ارائه میکند. در این نوشتار به چهار نام اشاره میکنیم که هر کدام وجهی از مکتب را بازگو میکنند: شیخیه، کشفیه، پشتسریه، مکتب استبصار.
پژوهشگران سه اسمِ نخست را برای همه طوایف شیخیه بهکار بردهاند و این یکی از معضلات است؛ چراکه امروزه با گفتن این تعابیر بعضی از طوایف شیخیه تبادر میکند.
این نامها از طرف مخالفان فکریِ شیخ اع به منظور منفور و بدنام ساختن پیروان آن بزرگاندیش تشیع ارائه شده یا از طرف پژوهندگانِ مقلد آن مخالفان.
تابعان فکری شیخ اع، هرگز نامی برای خود انتخاب نکردهاند. خود را «شیعه اثنیعشری» میدانند و به این لقب افتخار میکنند.
اما ارائه این نامها توسط مخالفان را به فال نیک گرفته و آن را خوشنامی و سبب امیدواری به شفاعت آن بزرگوار اع دانسته و معنای صحیحی برای آن بیان کردند.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع این نامها را مصداقی از «تنابز بالالقاب» میدانند و در رساله جواب عباس میرزا ملکآرا میفرمایند:
«نحن لمنلقب انفسنا به (ای: الکشفیة) و انما انتم نابزتم بالالقاب و اردتم قدحنا بهذا اللقب فبعد ما لقبتمونا بذلک قلنا لیس فیه عیب و لا عیب فی انیدخل الانسان تحت قوله «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» و اما نحن فلمنختر لانفسنا لقباً و هو محض افتراء.» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۴١)
ما خود را به کشفیه ملقب نکردهایم. این شما هستید که «تنابز بالالقاب» کردهاید و خواستهاید با این لقب به ما طعنه بزنید. بعد از اینکه ما را به آن ملقب کردید، گفتیم در این لقب عیب نیست و اشکالی ندارد که انسان تحت آیه «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» داخل شود. اما ما برای خود لقبی را انتخاب نکردهایم و این افتراء محض است.
١.شیخیه
شیخیه یعنی منسوبانِ فکری به شیخ مطلق، شیخ احمد اَحسائی اع. نفس اطلاق کلمه شیخیه، نشاندهنده فضای فکری در اوساط علمی آن زمان است: شیخِ مطلق، بدون قیدی در فقه یا اصول یا حکمت. آنچه با گفتن کلمه شیخ تبادر میکرده، شیخ احمد احسائی بوده است و از این جهت نام «شیخیه» یعنی منسوبان فکریِ شیخِ مطلق؛ شیخ احسائی اع.
تعبیر «شیخیه» گاهی مقابل «اصولیه» و «اخباریه» بهکار میرود. در این بافت، این کلمه، به جنبه فقهیِ این مکتب اشاره دارد. از این رو در مقدمه فصلالخطاب الهادی الی طریق الصواب به این تقابل اشاره شده و توضیح فرمودهاند.
گاهی شیخیه، قسیمِ اصولیه و اخباریه نیست و بدون توجه به این تقسیم استفاده میشود. در این بافت، این کلمه به همه جنبههای مکتب شیخ اع ناظر است: چه فقه و اصول و چه عرفان و حکمت.
٢.کشفیه
مکتب، در زمان عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع به این لقب شهرت پیدا کرد. برخی گمان کردهاند «کشفیه» غیر از «شیخیه» است. برای نمونه در کتاب گزارش یک کشتار، درباره سید مرحوم اع آمده است:
«وی مؤسس مکتب کشفیه نیز میباشد.» (ص۴١۵)
همچنین در کتاب تاریخ العراق فی العصور المظلمة، در حادثه حمله نجیبپاشا، صریحاً میان شیخیه و کشفیه تفریق شده که کاملاً ناصحیح است:
«اللاجئین الی بیوت الشیخیة و بیت السید کاظم الرشتی رئیس الکشفیة.» (ج١، ص٣٠٧)
اگرچه عموماً بر شیخیه نیز اطلاق میشده است. مرحوم آقای کرمانی اع درباره این لقب بیاناتی دارند که در اوایل این نوشتار نقل گردید.
مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، نقل میگردد... .
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️تحلیلِ مضمونِ چهار لقبِ تابعانِ فکریِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔻بخش دوم
سید مرحوم اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، ترجمه آن نقل میگردد:
«پس مراد از شیخی و کشفی پیروان شیخ بزرگوار شیخ احمد بن زین الدین احسائی (اعلی الله مقامه و رفع فی الدارین اعلامه) و منسوبان به او میباشند.
ایشان کشفیه نامیده شدهاند، زیرا خداوند سبحانه پرده نادانی و بیبصیرتی در دین را از بینش و دیده ایشان برطرف کرده و تاریکی شک و تردید را از باطنشان زدوده. ایشان کسانی هستند که از چشمانشان پوششها و از دلهایشان کجی و جهل کنار رفته. به وسیله دلایل و برهانهای حکیمانه و آشکار، از قلبهای ایشان تاریکی شکوک و شبهات برطرف شده و نور حق در آن ظاهر شده و دلهایشان در حجاب نیست.
خداوند هر فتنهای در دین را برای ایشان روشن ساخته و قلبشان را به نور هدایت منور کرده. به برکت معرفت آنها به خدا و اعتقادشان به توحید و شناخت محمد و آلمحمد علیهمالسلام که ارکان توحیدند، خداوند گوش آنها و چشم دلشان و باطنشان را گشوده. ایشان کسانیاند که از چشم دلشان گرفتگی برطرف شده و حجاب کفر و ضلالت و دروغ زائل شده. پس بهاین واسطه اشیاء را به همانطوری که هست شناختند. و علمِ آنچه را که نمیشناختند به عالِمش تسلیم کردند و به عجز و کوتاهیشان اقرار کردند.
البته غیر پیروان شیخ بزرگوار اع چه قبل و چه بعد از او که اوصافِ گفتهشده را دارند، نام کشفیه برایشان مناسب است، ولی استعمال این نام برای منسوبین به شیخ در برابر دیگران غلبه پیدا کرده. مانند کلمه «امامیه» که برای شیعه اثناعشری بهکار میرود، اگرچه برای هر کس که امام و پیشوایی دارد صحیح است.
دشمنان و مخالفانِ این گروهِ گرامی اسم کشفیه را برای ایشان شهرت دادهاند؛ همانگونه که اسم «روافض» را سنیها برای شیعیان مشهور کردهاند با اینکه اسمی است که خدا در عالم ذر ایشان را به آن نامیده. همین کلمه روافض هم برای اهل سایر ادیان که باطل را رها کردهاند بهکار میرود. اسم کشفیه هم همینطور است و در حقیقت مناسب پیروان شیخ اع و افرادی شبیه و مانند آنها است، اگرچه که قبل یا بعد از ایشان باشند؛ اما دشمنان این اسم را به ایشان اختصاص دادهاند.»
٣.پشتسریه
عنوان دیگری است برای شیخیه. صاحب روضاتالجنات مینویسد:
«و کان هو یصلی الجماعة بقومه خلف الحضرة المقدسة الحسینیة فی الحائر الشریف، بخلاف المنکرین علی طریقته من فقهاء تلک البقعة المبارکة، فانهم کانوا یصلونها من قبل رأس الامام علیهالسلام و لهذا یسمون عند اولئک بالبالاسریه.» (روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج٣، ص٣۴٢)
با این توضیح به خوبی روشن میشود که «عنوان شیخیه و یا پشتسریه» در آن زمان تا چه اندازه ارزنده و موجه بوده و در نزد شیعیان چقدر محبوبیت داشته است.
زیرا اولاً پاسداری از مقام عصمت و جلالت و عظمت امام معصوم آن هم امام حسین علیهالسلام محبوب همه مومنان در کار بوده و مرحوم شیخ احسائی مطابق فرمایش امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه که الامام لایقدم و لایساوی نه مقدم بر قبر امام و نه مساوی با قبر امام، جماعت اقامه نمیفرمود و در آن حرم مطهر پشت سر مبارک امام علیهالسلام نماز میگزارد و از این جهت طرفداران او را پشتسریه نامیده بودند و کسانی که با فتوای او مخالف بودند در بالای سر امام علیهالسلام جماعت برپا میکردند و روی این جهت هم آنها را و طرفداران آنان را «بالاسریه» مینامیدند. و معلوم است که عاشقان مقام عصمت و طهارت و امامت بهویژه دلباختگان ساحت مقدس حسینی و شیفتگان شکوه آن حرم قدس الهی، تا چه اندازه از عنوان «بالاسریه» متنفر بودهاند.
و ثانیاً محبوبیت خود مرحوم شیخ احسائی و عظمت شخصیت علمی و دینی آن مرحوم در نزد عوام و خواص از شیعیان، عنوان «شیخیه» و «پشتسریه» را به اوج محبوبیت و اعتماد و عظمت رسانیده بود. از این جهات بود که ناسید علیمحمد شیرازی (لعنهالله) و طرفداران آن ملعون خبیث، از این دو عنوان شریف و محبوب در نزد شیعیان سوء استفاده نموده و خود را شیخی و یا پشتسری نامیده و پیرو مرحوم شیخ احسائی و مرحوم رشتی قلمداد نمودند تا مردم را فریب داده و به مقاصد سوء خود برسند.
مصطلح «پشتسریه» و «بالاسریه» صرفاً ناظر به مباحث فقهی نیست؛ بلکه این نامگذاری و بهطور کلی این حرکت، در «اعتقادات» و «امامشناسی» ریشه دارد. آشنایی با مقامات «مَزور» و «آداب زیارت» آن هم در حدّ اعلای آن، در عمل خود را نشان داده که هنگام نماز بر امام علیهالسلام مقدم نمیشوند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻بخش دوم
سید مرحوم اع در ابتداء کتاب دلیلالمتحیرین درباره این لقب توضیحات مفصلی فرمودهاند و چون منبعی برای تعریف این مصطلح است، ترجمه آن نقل میگردد:
«پس مراد از شیخی و کشفی پیروان شیخ بزرگوار شیخ احمد بن زین الدین احسائی (اعلی الله مقامه و رفع فی الدارین اعلامه) و منسوبان به او میباشند.
ایشان کشفیه نامیده شدهاند، زیرا خداوند سبحانه پرده نادانی و بیبصیرتی در دین را از بینش و دیده ایشان برطرف کرده و تاریکی شک و تردید را از باطنشان زدوده. ایشان کسانی هستند که از چشمانشان پوششها و از دلهایشان کجی و جهل کنار رفته. به وسیله دلایل و برهانهای حکیمانه و آشکار، از قلبهای ایشان تاریکی شکوک و شبهات برطرف شده و نور حق در آن ظاهر شده و دلهایشان در حجاب نیست.
خداوند هر فتنهای در دین را برای ایشان روشن ساخته و قلبشان را به نور هدایت منور کرده. به برکت معرفت آنها به خدا و اعتقادشان به توحید و شناخت محمد و آلمحمد علیهمالسلام که ارکان توحیدند، خداوند گوش آنها و چشم دلشان و باطنشان را گشوده. ایشان کسانیاند که از چشم دلشان گرفتگی برطرف شده و حجاب کفر و ضلالت و دروغ زائل شده. پس بهاین واسطه اشیاء را به همانطوری که هست شناختند. و علمِ آنچه را که نمیشناختند به عالِمش تسلیم کردند و به عجز و کوتاهیشان اقرار کردند.
البته غیر پیروان شیخ بزرگوار اع چه قبل و چه بعد از او که اوصافِ گفتهشده را دارند، نام کشفیه برایشان مناسب است، ولی استعمال این نام برای منسوبین به شیخ در برابر دیگران غلبه پیدا کرده. مانند کلمه «امامیه» که برای شیعه اثناعشری بهکار میرود، اگرچه برای هر کس که امام و پیشوایی دارد صحیح است.
دشمنان و مخالفانِ این گروهِ گرامی اسم کشفیه را برای ایشان شهرت دادهاند؛ همانگونه که اسم «روافض» را سنیها برای شیعیان مشهور کردهاند با اینکه اسمی است که خدا در عالم ذر ایشان را به آن نامیده. همین کلمه روافض هم برای اهل سایر ادیان که باطل را رها کردهاند بهکار میرود. اسم کشفیه هم همینطور است و در حقیقت مناسب پیروان شیخ اع و افرادی شبیه و مانند آنها است، اگرچه که قبل یا بعد از ایشان باشند؛ اما دشمنان این اسم را به ایشان اختصاص دادهاند.»
٣.پشتسریه
عنوان دیگری است برای شیخیه. صاحب روضاتالجنات مینویسد:
«و کان هو یصلی الجماعة بقومه خلف الحضرة المقدسة الحسینیة فی الحائر الشریف، بخلاف المنکرین علی طریقته من فقهاء تلک البقعة المبارکة، فانهم کانوا یصلونها من قبل رأس الامام علیهالسلام و لهذا یسمون عند اولئک بالبالاسریه.» (روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج٣، ص٣۴٢)
با این توضیح به خوبی روشن میشود که «عنوان شیخیه و یا پشتسریه» در آن زمان تا چه اندازه ارزنده و موجه بوده و در نزد شیعیان چقدر محبوبیت داشته است.
زیرا اولاً پاسداری از مقام عصمت و جلالت و عظمت امام معصوم آن هم امام حسین علیهالسلام محبوب همه مومنان در کار بوده و مرحوم شیخ احسائی مطابق فرمایش امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه که الامام لایقدم و لایساوی نه مقدم بر قبر امام و نه مساوی با قبر امام، جماعت اقامه نمیفرمود و در آن حرم مطهر پشت سر مبارک امام علیهالسلام نماز میگزارد و از این جهت طرفداران او را پشتسریه نامیده بودند و کسانی که با فتوای او مخالف بودند در بالای سر امام علیهالسلام جماعت برپا میکردند و روی این جهت هم آنها را و طرفداران آنان را «بالاسریه» مینامیدند. و معلوم است که عاشقان مقام عصمت و طهارت و امامت بهویژه دلباختگان ساحت مقدس حسینی و شیفتگان شکوه آن حرم قدس الهی، تا چه اندازه از عنوان «بالاسریه» متنفر بودهاند.
و ثانیاً محبوبیت خود مرحوم شیخ احسائی و عظمت شخصیت علمی و دینی آن مرحوم در نزد عوام و خواص از شیعیان، عنوان «شیخیه» و «پشتسریه» را به اوج محبوبیت و اعتماد و عظمت رسانیده بود. از این جهات بود که ناسید علیمحمد شیرازی (لعنهالله) و طرفداران آن ملعون خبیث، از این دو عنوان شریف و محبوب در نزد شیعیان سوء استفاده نموده و خود را شیخی و یا پشتسری نامیده و پیرو مرحوم شیخ احسائی و مرحوم رشتی قلمداد نمودند تا مردم را فریب داده و به مقاصد سوء خود برسند.
مصطلح «پشتسریه» و «بالاسریه» صرفاً ناظر به مباحث فقهی نیست؛ بلکه این نامگذاری و بهطور کلی این حرکت، در «اعتقادات» و «امامشناسی» ریشه دارد. آشنایی با مقامات «مَزور» و «آداب زیارت» آن هم در حدّ اعلای آن، در عمل خود را نشان داده که هنگام نماز بر امام علیهالسلام مقدم نمیشوند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet