AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به‌ پایان رسیده است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_اسرار باطنی حج.pdf
582.8 KB
🔺حج و اسرار باطنیِ آن
گزیده‌ای از بیاناتِ مکتبی در زمینه اسرار باطنی مناسک حج
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ

🔸در شرایط فعلی و وجود بیماری مسری، درباره ثبت‌نام در کاروان حج و تشرف وظیفه چیست؟

پاسخ:

🔹در صورت استطاعت مالی و جسمی ثبت‌نام انجام شود و اعزام همه یا اعزام بعضی گروه‌های سنی منوط به‌نظر مسئولین است.

[٢۴ماه رمضان١۴۴١]

@AghayedNet
✔️کتاب سلطانیه؛ پیشکشیِ خزانه (برسم خزانه)

🔸در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/3878
✔️کتاب سلطانیه؛

🔻پیشکشیِ خزانه (بِرَسم خزانه)

علماء شیعه رضوان الله علیهم با شاهان دوره صفوی و قاجار مراوداتی داشتند و برخی نزد پاشاهای عثمانی نیز رفت‌وآمد می‌کردند. هر یک از آن‌ها طبق صلاحدیدها و معیارهایی این ارتباط‌ها را برقرار می‌کردند و لزوماً دلیل مُصافات و دوستی‌کامل با آن پادشاه نبوده است. از جمله این علماء هستند: مرحوم مجلسی، محمدعلی بهبهانی (فرزند ارشد آقا باقر بهبهانی)، شیخ جعفر بن خضر نجفی معروف به کاشف‌الغطاء، میرزا ابوالقاسم قمی معروف به میرزای قمی، ملا احمد نراقی، سید جعفر کشفی دارابی و… . در کتاب خاقان صاحب‌قران و علمای زمان گزارش‌هایی هرچند در مواضعی جانبدارانه، ارائه شده است.

هم‌عصری بزرگان شیخیه با پادشاهان قاجار نیز اقتضاء می‌کرد مراوداتی برقرار باشد؛ چراکه طبیعی است بی‌اعتنایی به شاه، موجب تبعات اجتماعی بوده و به‌زیان مسلمین و مؤمنین خواهد بود.

یکی از وقایع تاریخ شهر کربلاء، حمله نجیب‌پاشاست که به غدیر دم شهرت دارد. از حادثه حمله نجیب‌پاشا والی محلی حکومت عثمانی در عراق به کربلای معلی، به «غدیر دَم» تعبیر آورده می‌شود؛ به دو مناسبت: یکی تقارب رویداد و عید غدیر و دیگری شدت کشتار در عتبه عباسیه تا آنجا که از خون کشتگان حوضی پدیدار شد. در تاریخ آمده که پس از واقعه غدیر دم، نجیب‌پاشا در حین مراجعت به بغداد وقتی در ۲۲ذیحجه به شهر نجف رسید، اعلم علماء اصولی نجف، شیخ حسن فرزند شیخ جعفر کاشف‌الغطاء از وی در ورودی شهر استقبال کرد و از وی پذیرایی کرده و او را در منزل خود مأویٰ داد. نویسندگان این حرکتِ شیخ حسن آل کاشف الغطاء راچنین توجیه کرده‌اند:

«مرجعیت شیعی برای حفظِ دماء نفوس مسلمین، جنایتکاری چون نجیب‌پاشا را در منزل خود پذیرفت.»

مراودات محدودی که عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی با نجیب‌پاشا داشتند، همه برای حفظ دماء مسلمین بوده است و تفصیل این حقیقت را در کتاب «نویافته‌هایی از زندگی عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی» نگاشته‌ایم.

عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع نیز، هم به‌علت نسب ظاهری و هم موقعیت علمی، مراوداتی با ناصرالدین شاه داشتند و او نیز به‌ مرحوم آقای کرمانی مراجعه کرده و درخواست‌هایی داشت.

در این مختصر به فعالیت‌های ایشان در دوره ناصرالدین شاه اشاره نمی‌کنیم؛ چراکه مستلزم تک‌نگاری دیگری است. آنچه در این وجیزه در نظر است نکته‌ای است درباره کتاب «سلطانیه».

از جمله درخواست‌های ناصرالدین‌شاه، نوشتن کتابی درباره مباحث اعتقادی شیعه بود. این درخواست، سبب شد تا مرحوم آقای کرمانی اع کتاب سلطانیه را (که مشتق از نام سلطان است) به‌زبان فارسی تصنیف بفرمایند.

در مقدمه کتاب تصریح فرموده‌اند که پادشاه امر کرد که «به‌طور اختصار و اقتصار کتابی تصنیف نمایم در اثبات نبوت خاصه سید انام و امامت ائمه اعلام علیهم الصلوة و السلام و اثبات بقای وجود مسعود امام زمان و حجة الله علی الانس و الجان حضرت بقیة الله عجل الله فرجه و سهل مخرجه، که مشتمل باشد بر ادله واضحه و براهین لایحه… .»

این عالم ربانی اگرچه تفصیل را در این مباحث خوب و شایسته می‌دانند؛ اما چون امر به اختصار شده، مختصراً مباحث را ارائه کرده‌اند و به‌ کتاب‌های تفصیلی دیگر ارجاع داده‌اند.

کتاب سلطانیه مشتمل بر مقدمه‌ای است و دو مبحث (در نبوت عامه و خاصه و امامت ائمه اثناعشر) و خاتمه (در اثبات وجود و بقای حضرت بقیت‌الله عجل الله فرجه).

معرفی شایسته این کتاب نیز نیازمند تک‌نگاری دیگر ی است. مرحوم آقای کرمانی اع در پایان کتاب تعبیری را به‌کار برده‌اند و همین تعبیر، محل ثقل این نوشتار است. مرقوم فرموده‌اند:

«و چون مأمور به اختصارم و امتثال واجب است به همین‌جا ختم می‌کنم… و چون مرا کتب قابلی نیست از تتبع زیاد در مذاهب و اقوال و اخبار و سِیَر و آثار عاجزم و تتبعی ندارم، لذا تصنیفات حقیر قابل پیشکش خزانه مبارکه نخواهد بود الا آنکه امتثال واجب بود، پس به‌قدر میسور اکتفا نمود… .»

تعبیر «پیشکش خزانه مبارکه» یا «برسم خزانه» تعبیری است که عقبه‌ای تاریخی دارد.

علماء کتب متعددی را نگاشته و برخی از آثار را «برای» یکی از کتابخانه‌ها، پادشاهان، وزراء، امراء، عالمان و رجال حکومتی، «برسم خزانه» تألیف، کتابت یا اهداء کرده‌اند یا «در» خزانه‌ای تألیف و کتابت شده‌اند.

اصطلاحاً به این نسخه‌ها «نسخه خزائنی» گفته می‌شود. نسخه خزائنی به دست‌نویسی اطلاق می‌گردد که برای کتابخانه پادشاهی، وزیر یا صاحب‌نامی تألیف یا کتابت شده است.

🔸برای مطالعه متن کامل،‌ لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://www.aghayednet.ir/berasmekhazane/
✔️تعبیرات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در جلد دومِ کتاب ارشادالعوام درباره مرحوم محمدباقر مجلسی ره:

ــ مرحوم مجلسی
ــ مرحوم مولانا آخوند مجلسی
ــ مرحوم ملا محمدباقر مجلسی
ــ مرحوم مجلسی علیه الرحمة

🔺بیست‌وهفتم ماه مبارک رمضانِ سال ١٠٣٧ق:
سال‌روز ولادت مرحوم محمدباقر مجلسی ره، مؤلف کتاب گرانسنگ بحارالأنوار.
(ماده تاریخ: جامع کتاب بحارالأنوار)

🔺بیست‌وهفتم ماه مبارک رمضانِ سال ١١١٠ق:
سال‌روز رحلت آن بزرگوار.
(وَمِن الغرائب أيضاً أنّ آخر يوم وعظه کان يفسّر سورة الرحمن و ختم علی هذه الآية: کلّ من عليها فان ویبقی وجه ربّك ذو الجلال والاکرام/ از گزارش کاتبِ نسخه‌ای از بحارالأنوار در حاشیه همان نسخه.)
@AghayedNet
احکام تفصيلي فطريه.pdf
53.8 KB
🔺احکام تفصیلی فطریه

بیانات عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع با توجه به روایات معصومین علیهم‌السلام و فتاوای علماء شیعه رضوان الله علیهم
@AghayedNet
بسمه‌تعالی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

از گزارش‌های منتشرشده درباره رؤیت هلال ماه شوال به عید بودن روز یکشنبه علم عادی حاصل می‌شود. تقبل الله اعمالکم.

[١ شوال‌المکرم ١۴۴١]
@AghayedNet
✔️بحث رؤیت و عدد

🔻آیا باید به عدد عمل کرد یا به رؤیت؟ آیا ماه رمضان کمتر از سی‌روز هم می‌شود؟

🔹يکی از مباحث فقهی درباره روزهای ماه‌ها که هر ماهی چند روز است، مربوط می‌شود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سی‌روز است يا اينکه بيست‌ونه روز هم می‌شود باشد.

🔸در روايات ما از ائمه هدی سلام الله عليهم اجمعين دو دسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات به‌ ظاهر با يکديگر اختلاف دارد.

🔹دسته‌ای از روايات است که ماه رمضان سی‌روز است نه کم می‌شود و نه زياد. دسته‌‌ای از روايات ما هم اين مطلب را بيان می‌کند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماه‌‌های سال است کم می‌شود و زياد می‌شود. معنی زياد شدنش يعنی تمام سی‌روز است، يا کم می‌شود بيست‌ونه روز هم می‌شود باشد. رواياتی است که رسول‌‌خدا صلی ‌الله ‌عليه‌ و آله روزه نگرفته‌اند برای ماه رمضان مگر سی‌روز و هيچ‌ وقت کمتر از سی‌روز روزه نگرفته‌اند. بعضی‌از روايات است که رسول‌خدا برای ماه مبارک رمضان بيست‌‌ونه روز هم روزه گرفته‌اند. روايات در اين مورد اختلاف دارد.

🔸بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا می‌‌شود ماه رمضان بيست‌ونه روز شود يا نه؟ عده‌‌ای از فقهاء که البته از متقدمين بوده‌اند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيست‌ونه روز نمی‌شود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سی‌روز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابن‌طاوس، صاحب مجمع‌‌البحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را می‌بَرَند و فتواهايشان را هم ذکر می‌فرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سی‌‌روز است کمتر نمی‌شود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعنی حتما سی‌روز روزه گرفت.

🔹دسته‌‌ای از علماء و فقهاء هستند که می‌گويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلی که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهی است، به شکل يک اصل است، يعنی از اصول کليه است و از قواعد کلی فقه است که ائمه عليهم‌السلام فرموده‌اند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع می‌کنی با رؤيت هلال شروع کن؛ يعنی تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمی‌توانی نيت ماه مبارک رمضان داشته باشی و همچنين افطر للرؤية تا نديدی و هلال ماه شوال را رؤيت نکردی، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشی. اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سی‌ام يا در شب سی‌ام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيست‌ونه روزه شود، می‌شود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.

🔸آنچه که بين اين دو دسته روايات را جمع می‌کند و هر دو دسته از روايات در جای خودش به آن عمل می‌شود که هيچ‌ کدام طَرح نشود، چون يکی از هنر‌ها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهای فقيه که نشان می‌دهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوی است اين است که به‌ طوری بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.

🔹آن‌گونه که در فرمایش‌های مکتبی بیان شده است، آن رواياتی که می‌فرمايد ماه مبارک رمضان از سی‌روز کمتر نیست، اين به‌حسب واقع است. به‌ حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتی که خلقش کرده سی‌روز خلقش کرده و هميشه هم سی‌روز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفی‌شدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کم‌شدن يک روز در دوران سال در هر چند‌سال است و ائمه عليهم‌السلام اين را در اثر تقيه مخفی فرمودند ــ در اثر مخفی‌شدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال‌ ها تفاوت می‌کند و حساب‌‌ها تفاوت می‌کند؛ از اين جهت به‌ حسب ظاهر، ائمه عليهم‌ السلام رؤيت را دستور فرموده‌‌اند که به رؤيت هلال عمل کنيد.

🔸ولی کسانی که متوجه اين نکته هستند، اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيست‌‌ونه روزه شد و در شب سی‌ام، هلال ماه شوال رؤيت شود يک روز را احتياطاً قضاء می‌گيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان برای آنها حساب می‌کند. به اين طور اين دو دسته روايات حل می‌شود.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ

🔸مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علی عليهما‌السلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابو‌عبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليه‌السلام.»

پاسخ:

🔹در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لاضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است. ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذی‌الحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم می‌شوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است؛ لعنة الله علی الظالمين.

@AghayedNet
عيدٌ بأيّةِ حالٍ عُدتَ يا عيدُ...
@AghayedNet
✔️سال‌روز واقعه همدان

🔻عیدِ فطرِ ١٣١۵ق


⚡️دشمنی‌ها با شیخیه همدان روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال ١٣١۵ق، مصادف با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینه‌ها و حِقدها و حسدها شعله‌ور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخی‌های ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربه‌ای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع و دوستان ایشان به کار می‌بردند.



🔻در لینک‌های زیر، دراین‌باره بیشتر بخوانید:

▪️ گزارش روز اول واقعه همدان (حمله و غارت)

▪️ گزارش روز دوم واقعه (کشتار، با اشاره‌ای به شهداء شیخیه)

▪️ گزارش روز سوم واقعه (اذیت و آزار جسمی و روحی)

▪️ تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان و نقدی بر نوشته دکتر جعفریان(١)

▪️ تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان و نقدی بر نوشته دکتر جعفریان(٢)

▪️ کتاب عبرة لِمَن اعتَبر، با موضوع بررسی واقعه همدان

▪️ الذکری السنویة لواقعة همدان (عیدالفطر سنة ١٣١۵هـ.ق)
@AghayedNet
@AghayedNet_تأثیر_شرح‌الزیارة_بر_دیگر_شروح.pdf
385.1 KB
🔺شرح زیارت جامعه کبیره شیخ احمد اَحسائی و تأثیر آن بر دیگر شروح

🔸نگاشته محمدباقر ملکیان (مؤلف کتاب الغلو فی مصطلح الملل و النحل و الرجال و محقق کتاب‌الرجال ابی‌محمد حسن‌ بن علی حلی و...)
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «إجازات الحدیث» با محوریت اجازات شیخ حسین آل‌عصفور
مشتمل بر مقدمه‌ای درباره مشایخ اجازه وی و مجازین ازو، به‌همراه متن اجازات که برخی به‌دست‌خط مرحوم شیخ حسین آل‌عصفور است.

میان خاندان آل‌عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباری‌ها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود می‌فرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع به مباحثی در این باره اشاره کرده‌ایم.
@AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سنی و مفقود در فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام

@AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سُنی و مفقود

🔻 در فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام

مناقب‌نویسی و مثالب‌نویسی، موضوعی فراخ‌دامنه در تاریخ فریقَین است. به‌ویژه کتاب‌هایی که اهل‌سنت‌وجماعت در مناقب و فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام تألیف کرده‌اند، از جهات متعددی نزد شیعه اهمیت به‌سزایی دارد.

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در کتاب سلطانیه، مباحثی در زمینه اثبات امامت ائمه اطهار علیهم‌السلام مطرح کرده‌اند. ایشان فصل مفصلی را به روایات از اهل‌سنت اختصاص داده‌اند و از کتب عامه این موضوع را اثبات فرموده‌اند. در این فصل از شخصیت‌های مشهور اهل‌سنت همچون ابراهیم بن محمد حموینی و ابن‌المؤید موفق بن احمد خوارزمی و... روایاتی نقل کرده‌اند.

نخستین نقل ایشان، از «آمِدی سُنی» است. بررسی شخصیت آمدی و کتاب او، مرکزیتِ این یادداشت است.

ابتداءً عبارات کتاب سلطانیه دراین‌باره را نقل می‌کنیم:

«فصـل
در بيان بعضی از احاديث كه از طرق عامه رسيده است كه بايد ائمه دوازده باشند به جهت اتمام حجت ذكر می‌‏شود.
در كتاب
مناقب آمدی سنی از صحيحين روايت كرده از جابر بن سمرة كه گفت شنيدم كه رسول خدا می‌فرمود كه بعد از من دوازده امير باشند پس كلمه‌‏ای فرمود كه نشنيدم آن‌ را. از پدرم پرسيدم چه فرمود گفت فرمود همه آنها از قريشند و اين حديث در ميان عامه كالمتواتر است.
و باز در همان‌جا از كتاب اعلام الوری روايت كرده است از حضرت امام زين‌‏العابدين علیه‌السلام از آباء كرام خود كه پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود يا علی دوازده نفر از اهل‌‏بيت من باشند كه خدا علم مرا و فهم مرا به ايشان داده اولشان توئی ای علی و آخرشان قائم است كه خدا بر دست او فتح می‏‌كند مشارق و مغارب زمين را.»

درباره این فقرات از کتاب سلطانیه تأملاتی را ضمن چند بخش ارائه می‌کنیم:

١. حدیث اول درباره امامت ائمه اطهار به‌نقل از جابر بن سمرة است. جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدب سُوائی، از صحابه رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنی‌عشر خلیفه است. در منابع حدیثی اهل سنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن از جابر نقل شده است که به حدیث اثنی‌عشر خلیفه مشهور است. بنا بر آن رسول‌خدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت، به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند، در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است.

٢. حدیث دوم حدیثی است منقول در کتب شیعه. متن حدیث،‌ با اندکی اختلاف چنین است:
وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا. (إعلام الورى بأعلام الهدى، ج‏٢، ص١٧٣، الفصل الثانی فی ذكر بعض الأخبار التی جاءت من طرق الشيعة الإمامية فی النص على إمامة الاثنی عشر من آل محمد عليهم السلام)

٣. شخصیت‌هایی که با لقب آمِدی شناخته‌شده‌ و شهرت دارند، دو نفرند: نخستین نفر ابوالفتح آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی است که صاحب غررالحکم و درر الکلم است. وی طبق قرائنی شیعه بوده است و اگر هم درباره حضرت امیر علیه‌السلام «کرّم الله وجهه» به‌کار برده،‌ یا تقیتاً بوده یا این عبارت دعائی توسط نساخ اضافه شده است. در کتاب غررالحکم،‌ روایتی که مرحوم آقای کرمانی اع نقل کرده‌اند (روایت جابر بن سمرة) نیامده است.
شخص دیگر سیف‌الدین آمدی صاحب غایة‌المرام است. وفات او را ۶٣١ق گزارش کرده‌اند. برخی میان او و ابوالحسن آمدی تفاوت قائل شده‌اند و برخی این دو شخصیت را یکی دانسته‌اند.

۴. طبق متن کتاب سلطانیه، در کتاب مناقبِ آمدیِ سنی، از کتاب إعلام‌الوری نقل شده است. بنابراین آمدی‌ِ سنی، باید معاصر یا متأخرتر از فضل بن حسن طَبرِسی، صاحب إعلام‌الوری باشد. وفات طبرسی در سال ۵۴٨ق در سبزوار واقع شد و نعش او را به مشهد مقدس حمل کرده و در نزدیک حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام دفن کردند؛ امروز در خیابانی واقع شده است که به‌نام هموست،‌ رحمة الله علیه.

🔸برای مطالعه متن کامل لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://aghayednet.ir/managheb/
Forwarded from AghayedNet
▪️هشتم شوال؛ سالروز واقعه اسفناک تخریب بقیع و مظلومیت امامان شیعه علیهم السلام
@AghayedNet
✔️🔻شیخیه و ضدیت صددرصد با وهابیه

🔸وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.

🔹در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری می‌کرد. هر روز که می‌گذشت، سایه تفکر وهابی‌گری بر مناطق مختلف حجاز سایه می‌افکند. تاریخ آن بُرهه از جنایت‌های خاندان وهابی‌ها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثت‌ها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.

🔸آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.

🔹حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیت های آن سامان اقدام کرد. آنها را می‌کشت و برخی را زجر و طرد می‌کرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.

🔸وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حمله‌های وهابی‌ها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.

🔹اندیشه وهابی‌گری، جای خود را باز کرده و ریشه‌های حکومت سیاسی‌اش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابی‌گری جلوه‌ای تازه داشت.

🔸فرقه وهابیت، ابتداء اظهار كردند که: ما مسلمانيم، ما مذهب توحيد داريم. اما در مقام مخالفت و معاندت برآمدند و به اسم توحيد اولياء خدا را مورد استخفاف و توهين قرار دادند. در نوشته‏‌هايشان نوشتند و گفتند و می‌گويند كه اول طايفه‌‏ای كه شرک را داخل اسلام كرده شيعه است؛ زيرا به عصمت علی بن ابی‏طالب صلوات اللّه عليه معتقد است. وهابیان، این چنین اندیشه و با چنین تفکری پیشروی می‌کردند.

🔹و از آن سو، تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صددرصد ضدیت کامل با گزاره‌های مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد می‌کند و شرک می‌پندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت می‌کند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان می‌شد.

🔸هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب می‌دانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، می‌یابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزاره‌های دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.

🔹رویارویی و ضدیتِ شیخ اع و اندیشه او با وهابی‌گری، در تمام زندگیِ شیخ اع موج می‌زند. از انزجارش از وهابیگری گرفته تا مهاجرت‌های اجباری و فرار از کشتار وهابی‌ها و از مباحثات و مناظراتش با بعضی وهابی‌ها گرفته تا بیان اندیشه «امام شناسی» در منظومه فکریش.

🔸بجاست که اشاره کنیم شیخ مرحوم اع در احساء، با طرفداران محمد بن عبدالوهاب مباحثات و مناظراتی داشتند. گزارشی اجمالی از این مباحثات در بعضی آثارِ این بزرگوار اع ثبت شده است. همان مناظرات سبب شد که از ناحیه این اشرار به قتل تهدید شود و سبب شد به بحرین مهاجرت بفرماید.

🔹و اما اندیشه امام شناسی... به نظر می‌رسد بهترین تحلیلِ قضیه هم‌زمانیِ مکتب شیخیه و انتشار مکتب وهابیت، این‌گونه است که: مکتب شیخیه در صدد نفی و تخریب چهره وهابیت برآمده است. هم‌زمانی این دو مکتب را باید این‌گونه تحلیل کرد که با ارائه منظومه فکری مرحوم اَحسائی و ارائه «امام شناسیِ» کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و بیان فضائل معصومین علیهم‌السلام و توضیح معرفت نورانیت آن بزرگواران، قولاً و عملاً آموزه‌های مکتب وهابیت نفی شد.

🔸وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزار‌‌ه‌های دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر.
و شیخیه اندیشه‌ای ژَرف و نورانی که پرچم‌دار تفصیل مباحث باطن دین و نظام‌دهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است.
@AghayedNet
🔺معرفی مزارات و مقابر بقیع غرقد پیش از تخریب، از جمله مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

📗در فصل اول از کتاب در دست چاپِ بهشت بقیع، نگاشته احمد خامه‌یار (نگارنده کتیبه‌های اسلامی در سوریه و مقاله روایتی از نحوه تعامل شیعیان و بقیع شریف و...)
@AghayedNet
✔️🔻رابعة‌النهار

به‌طور مکرر در کتاب‌ها و رساله‌های مکتبی تعبیر «رابعة‌النهار» به‌کار رفته است. به‌چند نمونه اشاره می‌کنیم:

شرح‌الزیارة‌الجامعة‌الکبیرة: و من فتّش عن ذلک فی القرآن و السنة وجد ذلک أظهر من الشمس فی رابعة‌النهار. (ج۲، ص۲۹)
شرح‌القصیدة: …و ان کان المعنی ظاهراً عندی کالشمس فی رابعة النهار. (چ‌جدید، ص۳۱۸)
رساله سلطانیه: ایشان‌آل‌عبا و اصحاب کسایند و این مسئله از ضروری‌ها است و اسم آل‌عبا اظهر من الشمس فی رابعة‌النهار است. (مکارم‌الابرار، فارسی، ج۷، ص۲۶۵)
رساله اجتناب: به مردم نرسیده از کتاب فضائل ما (=اهل‌بیت) مگر یک الف نیمه‌تمامی… اما به‌قدر طاقت بشر از اسرار و بواطن ائمه اطهار سلام الله علیهم که مانند چراغ تابان در شب تار بر اهل روزگار در بالای منار آشکار است و مانند آفتاب تابان در رابعة‌النهار هویدا است… . (چ‌جدید،‌ص۴۳۲)
و… .

کلمه «النهار» در مصطلح «رابعة‌النهار» روشن است. روز و شب، عُرفاً به بودن یا نبودنِ نور خورشید اطلاق می‌شود. در معیاراللغة آمده است: النَهار بالفتح نقیض اللیل و هو من طلوع الفجر الی غروب الشمس او مِن طلوع الشمس الی غروبها. و درباره لیل آمده است: اللیلة من غروب الشمس الی طلوع الفجر الصادق و زاد بعضهم الی طلوع الشمس.

اما «رابعة‌النهار» با توجه به مواضع استعمال، تبادر می‌کند که خورشید را در نهایت تلألؤ و تابندگی معرفی می‌کند؛ خورشیدِ وسط آسمان.

در بعضی کتاب‌های لغت و ادب، این تعبیر با ریخت دیگری به‌کار رفته است که در مکتوبات بزرگان دین به چشم نمی خورد: رائعة النهار.

غیر از کتاب‌های لغت، در کتاب‌ها و مقاله‌های دیگر نیز به‌جای «رابعة‌ النهار»، «رائعة‌النهار» ثبت شده است.

دو تعبیرِ «رابعة‌النهار» و «رائعة‌النهار»، هر دو، صحیح است. با این توضیح که «رائعة‌النهار» وجهه لُغوی دارد و «رابعة‌النهار» وجهه عُرفی و بالاتر وجهه شرعی.

«رائعة‌النهار» از نظر لغت اشاره به نهایتِ روشنایی روز دارد و صحیح است.

«رابعة‌النهار» نیز صحیح است؛ اما نه از منظر لغت؛ بلکه از منظر عُرفِ عرب و شریعت. عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در الرسالة الیومیة تقسیم عرب درباره ساعات روز را مطرح کرده‌اند. این ساعات با توجه به خصوصیات تشکیل سایه تعیین می‌شده‌ است. طبق بیان سید مرحوم اع، این ساعات غیر از ساعت شصت‌دقیقه‌ای متداول در امروز است. زمان ساعت‌های روز را مطابق اندازه «سایه» تعیین می‌کرده‌اند. به این ساعت‌ها «ساعات معوجه» یا «ساعات زمانیه» می‌گفته‌اند. ملاک در تعیین این ساعت‌ها، «قدم» بوده است. اصطلاح قدم اصطلاحی شرعی است که یک‌هفتم سایه شاخص است. ایشان مقدار هر ساعت را هم مرقوم فرموده‌اند. هر یک از این دوازده ساعت، نامی نزد عرب داشته است. سید مرحوم اع در ادامه نام این ساعات را بیان فرموده‌اند. سپس به دوازده ساعتِ شب اشاره کرده‌اند و به نام هر یک اشاره کرده‌اند که مورد بحث ما نیست. (رک: جواهرالحکم، ج۱۱، ص۵۵۳ به‌بعد.)

در عرف عرب، چنانکه در رساله سید مرحوم اع آمده است، از ساعت چهارم تا ساعت ششم نهایت روشنی آفتاب بیان شده و مقدار سایه، به‌کمترین حد آن رسیده است. از این رو تعبیر «الضحی» هم برای ساعت چهارم به‌کار رفته و هم برای ساعت پنجم و ششم(=الظهیرة). در لغت‌نامه دهخدا آمده است: «رابعة: یک‌چهارم: کالشمس فی رابعة‌النهار؛ چون آفتاب در نیم‌روزان.»

با مراجعه به کتب دینی می‌یابیم علماء شیعه رضوان الله علیهم ساعات روز را به دوازده ساعت تقسیم کرده‌اند. شیخ طوسی و سید بن باقی و شیخ کفعمی گذشته از اینکه روز را به دوازده ساعت تقسیم کرده‌اند، هر ساعتی را به امامی از ائمه اثنی‌عشر صلوات الله علیهم اجمعین نسبت داده‌اند و برای هر ساعتی دعائی که مشتمل بر توسل به آن امام است ذکر کرده‌اند. مرحوم مجلسی درباره این ادعیه نوشته است... .

🔸برای مطالعه متن کامل،‌ لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/raabeah/