▪️از آخرین درسهای مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اع در جندق، مورخ ٢جمادی الثانیه ١٣١٩ق.
رحلت ایشان در ٢٣شعبان ١٣١٩ق واقع شد.
@AghayedNet
رحلت ایشان در ٢٣شعبان ١٣١٩ق واقع شد.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️به مناسبت پنجم جمادی الآخرة
🔻سالروز موت مولوی
زمانى در تهران بودم. ملكالشعراء را ديدم كه شاعران گذشته را نام مىبرد. يادى کرد از پدرش كه شاعرترين شاعران و ملكالشعراء زمان خود بود و داناترين شاعران به بدايع و فصيحترين و بليغترين ايشان بود.
ملكالشعراء گفت: شاعرترين شاعران ايرانى، مولوى رومى است كه مثنوى مشهور را نوشته است.
از اين سخن شگفتزده شدم؛ چراکه در مثنوى شعرهاى غير فصيح كه واژههاى ناپسندى دارد ديده بودم و مىدانستم پدر وى در فن شاعرى استاد بوده. پس خود را ناآگاه به این مسئله پنداشتم تا اينکه خداوند مرا به راز گفته ملكالشعراء آگاه نمود.
آن سِرّ اين است كه هريك از شاعران چون حكمت و ذوق و معرفت مولوى را ندارند، هنگام سرودن شعر نمىتوانند آن مطالب عاليه و آن ذوق و معرفت را به كار گيرند، در نتیجه همانند مثنوى نمىتوانند بياورند. و كسى هم كه حكيم است ولى شاعر بليغى نيست، نمىتواند حكمتى را كه دارد در شعر بيان كند واز آوردن مثل كتاب مولوى عاجز مىشود. از این رو اقرار مىكردند كه او شاعرترين شاعران است و خود ملكالشعراء حكيم نبود و از آوردن مثل مثنوى عاجز بود.
با خود انديشيدم خداوند به تو حكمت و شعر را روزى فرموده بيشتر از آن چيزى كه به مولوى روزى فرموده. گذشته از آنكه در حكمت مولوى، مُنكَراتى است كه مخالف با كتاب خدا و سنت پيغمبرش صلی الله علیه و آله است. پس اگر من بعضى از مطالب حكمت را به شعر درآوردم، از رو در رويى با شعرهاى تو شاعران عاجز مىشوند همانگونه كه از رويارويى با مثنوى عاجز شدند. پس به شعر درآوردم در حالى كه هيچ نيرويى نيست مگر از خداوند، بهگونهاى كه اگر مولوى زنده بود، اظهار مىكرد كه من از او شاعرتر و فصيحتر و بليغتر و حكيمتر هستم.
- مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع (ترجمهای از ص٧٩ رساله الشهاب الثاقب)
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر عباراتِ مذکور از رساله «الشهاب الثاقب»
نظر به اينكه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه در مقام تحدّی با امثال مولوی میباشد و منظور شريفش ابطال مبانی و مسائل حكمتی است كه مولوی در مثنوی آورده و با كتاب خدا و سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله مخالفت دارد، از خود و مثنوی خود تمجيد و تكريم میفرمايد.
و ديگر از جهت آنكه چنين حكمت و اينگونه طبع و قريحه و ذوق را نعمت خدا میبيند و فضل او میداند، به مقتضای «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» در مقام تمجيد و تجليل خود و مثنوی خود برآمده است.
از اينها گذشته در كتابی اين بيان را میفرمايد كه در رد علیمحمد باب دروغگو و ملحد و تابعان آن ملعون مرقوم فرمودهاند و به مناسبت، اين جريان را يادآور میشوند و اين خود يك «تاكتيك» به حساب میآيد كه آن ملعونها به كتاب سراسر مزخرفات باب ملعون به نام «بيان» میبالند و اين بزرگوار تودهنی محكمی به دهان پليد آنان میکوبد كه ما با داشتن اين حكمت و معرفت و علم و با داشتن اين طبع و ذوق و قريحه سرشار و اين همه تصنيف، ادّعايی نداشته و خود را از نوكران محمّد و آل محمّد صلّی اللّه عليهم اجمعين میشماريم و آن ملعون ملحد با آن همه حماقت و سفاهت و جهالت و طبع منحرف، مدّعی چه مقاماتی گرديده و الحق كه بايد درباره تابعان آن ملعون و امثال او گفت:
چشم باز و گوش باز و اين عَمی
حيرتم از چشمبندی خدا
و مناسبتی كه اقتضا كرده اين مطلب را ذكر فرمايد آن است كه بعد از نقل اقوال و نظريّاتی كه درباره وجه و جهت معجزه بودن قرآن تا آن زمان اظهار شده، و خودْ وجه و جهت آن را بیان میکند، در نتيجه میفرمايد كه در عالم الفاظ قرآن معجز است در دو مقام:
اوّل آنكه قرآن از نظر مطالب در مقامی است كه فوق مدارك عرب است و آن چنان نبود كه بتوانند دست به اسرار آن بيابند و بشناسند آن اسرار را تا مانندش بياورند؛
و دوّم آنكه عرب مهارتی داشتند در آن زمان در صنعت فصاحت و بلاغت و بدايع و حسن تأليف و تركيب و... پس قرآن نازل شد بر نظمی و فصاحت و بلاغت و بدايعی كه عقلهای آنها حيران شد و در برابر آن مبهوت گرديدند.
@AghayedNet
🔻سالروز موت مولوی
زمانى در تهران بودم. ملكالشعراء را ديدم كه شاعران گذشته را نام مىبرد. يادى کرد از پدرش كه شاعرترين شاعران و ملكالشعراء زمان خود بود و داناترين شاعران به بدايع و فصيحترين و بليغترين ايشان بود.
ملكالشعراء گفت: شاعرترين شاعران ايرانى، مولوى رومى است كه مثنوى مشهور را نوشته است.
از اين سخن شگفتزده شدم؛ چراکه در مثنوى شعرهاى غير فصيح كه واژههاى ناپسندى دارد ديده بودم و مىدانستم پدر وى در فن شاعرى استاد بوده. پس خود را ناآگاه به این مسئله پنداشتم تا اينکه خداوند مرا به راز گفته ملكالشعراء آگاه نمود.
آن سِرّ اين است كه هريك از شاعران چون حكمت و ذوق و معرفت مولوى را ندارند، هنگام سرودن شعر نمىتوانند آن مطالب عاليه و آن ذوق و معرفت را به كار گيرند، در نتیجه همانند مثنوى نمىتوانند بياورند. و كسى هم كه حكيم است ولى شاعر بليغى نيست، نمىتواند حكمتى را كه دارد در شعر بيان كند واز آوردن مثل كتاب مولوى عاجز مىشود. از این رو اقرار مىكردند كه او شاعرترين شاعران است و خود ملكالشعراء حكيم نبود و از آوردن مثل مثنوى عاجز بود.
با خود انديشيدم خداوند به تو حكمت و شعر را روزى فرموده بيشتر از آن چيزى كه به مولوى روزى فرموده. گذشته از آنكه در حكمت مولوى، مُنكَراتى است كه مخالف با كتاب خدا و سنت پيغمبرش صلی الله علیه و آله است. پس اگر من بعضى از مطالب حكمت را به شعر درآوردم، از رو در رويى با شعرهاى تو شاعران عاجز مىشوند همانگونه كه از رويارويى با مثنوى عاجز شدند. پس به شعر درآوردم در حالى كه هيچ نيرويى نيست مگر از خداوند، بهگونهاى كه اگر مولوى زنده بود، اظهار مىكرد كه من از او شاعرتر و فصيحتر و بليغتر و حكيمتر هستم.
- مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع (ترجمهای از ص٧٩ رساله الشهاب الثاقب)
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر عباراتِ مذکور از رساله «الشهاب الثاقب»
نظر به اينكه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه در مقام تحدّی با امثال مولوی میباشد و منظور شريفش ابطال مبانی و مسائل حكمتی است كه مولوی در مثنوی آورده و با كتاب خدا و سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله مخالفت دارد، از خود و مثنوی خود تمجيد و تكريم میفرمايد.
و ديگر از جهت آنكه چنين حكمت و اينگونه طبع و قريحه و ذوق را نعمت خدا میبيند و فضل او میداند، به مقتضای «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» در مقام تمجيد و تجليل خود و مثنوی خود برآمده است.
از اينها گذشته در كتابی اين بيان را میفرمايد كه در رد علیمحمد باب دروغگو و ملحد و تابعان آن ملعون مرقوم فرمودهاند و به مناسبت، اين جريان را يادآور میشوند و اين خود يك «تاكتيك» به حساب میآيد كه آن ملعونها به كتاب سراسر مزخرفات باب ملعون به نام «بيان» میبالند و اين بزرگوار تودهنی محكمی به دهان پليد آنان میکوبد كه ما با داشتن اين حكمت و معرفت و علم و با داشتن اين طبع و ذوق و قريحه سرشار و اين همه تصنيف، ادّعايی نداشته و خود را از نوكران محمّد و آل محمّد صلّی اللّه عليهم اجمعين میشماريم و آن ملعون ملحد با آن همه حماقت و سفاهت و جهالت و طبع منحرف، مدّعی چه مقاماتی گرديده و الحق كه بايد درباره تابعان آن ملعون و امثال او گفت:
چشم باز و گوش باز و اين عَمی
حيرتم از چشمبندی خدا
و مناسبتی كه اقتضا كرده اين مطلب را ذكر فرمايد آن است كه بعد از نقل اقوال و نظريّاتی كه درباره وجه و جهت معجزه بودن قرآن تا آن زمان اظهار شده، و خودْ وجه و جهت آن را بیان میکند، در نتيجه میفرمايد كه در عالم الفاظ قرآن معجز است در دو مقام:
اوّل آنكه قرآن از نظر مطالب در مقامی است كه فوق مدارك عرب است و آن چنان نبود كه بتوانند دست به اسرار آن بيابند و بشناسند آن اسرار را تا مانندش بياورند؛
و دوّم آنكه عرب مهارتی داشتند در آن زمان در صنعت فصاحت و بلاغت و بدايع و حسن تأليف و تركيب و... پس قرآن نازل شد بر نظمی و فصاحت و بلاغت و بدايعی كه عقلهای آنها حيران شد و در برابر آن مبهوت گرديدند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️چرا مثبت نوشتن درباره شیخیه، شجاعت می خواهد؟
یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است.
متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و سیر تاریخی و بحثیِ کتاب را ناقص کرده است و با این حال به بررسی این اندیشه نپرداخته است. به راستی این خودسانسوری به چه علت است؟
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/mosbatneveshtan/
یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است.
متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و سیر تاریخی و بحثیِ کتاب را ناقص کرده است و با این حال به بررسی این اندیشه نپرداخته است. به راستی این خودسانسوری به چه علت است؟
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/mosbatneveshtan/
عقاید
چرا مثبت نوشتن درباره شیخیه ،شجاعت می خواهد؟
یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است. متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و...
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه جمادی الآخرة نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔸نسخه ای از شرح الفوائد، تصنیف عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی، در کتابخانه دانشگاه شهر ریاض
🔹شیخ مرحوم أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
🔸این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند.
🔹سپس کسی از ایشان تقاضا میکند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرمودهاند و نام آن را «شرح الفوائد» گذاردهاند.
@AghayedNet
🔹شیخ مرحوم أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
🔸این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند.
🔹سپس کسی از ایشان تقاضا میکند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرمودهاند و نام آن را «شرح الفوائد» گذاردهاند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_رسالة_في_مخازي_اقوال_بعض_الفرق.pdf
255.6 KB
رسالةٌ فی مخازی أقوال بعض الفِرَق و مقابیح أفعالهم
رساله ای از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
به زبان عربی
در نقل عقاید باطله بعضی فرقه های صوفیه از جمله صوفیه نعمت اللهی
#کتاب
@AghayedNet
رساله ای از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
به زبان عربی
در نقل عقاید باطله بعضی فرقه های صوفیه از جمله صوفیه نعمت اللهی
#کتاب
@AghayedNet
✔️دیدگاه شیخیه درباره «ما لیس بحدیث»
🔹متنِ منسجمِ این نشست در لینک زیر در دسترس است:
https://t.me/AghayedNet/3632
🔸با تشکر از دوستانی که فیلم این نشست را تنظیم و در لینک زیر آپلود کردهاند:
https://b2n.ir/hadith
🔹متنِ منسجمِ این نشست در لینک زیر در دسترس است:
https://t.me/AghayedNet/3632
🔸با تشکر از دوستانی که فیلم این نشست را تنظیم و در لینک زیر آپلود کردهاند:
https://b2n.ir/hadith
AghayedNet
✔️دیدگاه شیخیه درباره «ما لیس بحدیث» 🔹متنِ منسجمِ این نشست در لینک زیر در دسترس است: https://t.me/AghayedNet/3632 🔸با تشکر از دوستانی که فیلم این نشست را تنظیم و در لینک زیر آپلود کردهاند: https://b2n.ir/hadith
✔️دیدگاه شیخیه درباره «مَا لَیسَ بِحَدیث»
🔻«ما لیس بحدیث»؛ مفهوم، ریشه و موضعگیریها
«ما لیس بحدیث» عباراتی هستند که به عنوان حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله یا دیگر معصومان علیهمالسلام نقل میشوند؛ ولی در اصل سخن فردی غیر معصوم است. دکتر احمد پاکتچی برای عنوانِ «ما لیس بحدیث»، معادلِ «حدیثنما» یا «حدیثانگاری کلام غیر معصوم» را پیشنهاد کرده است.
حدیثنماها یا «حدیثگونه»ها، طیفی از ضربالمثلها و محاورات تا سخنان حکیمان و فرزانگان را در بر میگیرد که به خطا، حدیث انگاشته شده است. عامل ورود این عبارات به منابع حدیثی، نَه تعمد در دروغ، بلکه خطا یا تسامح است.
در تاریخ شیعه و اهل سنت، مطالعات محدودی با تمرکز بر پدیده حدیثگونهها یا حدیثنماها دیده میشود. یکی از مهمترین این آثار در مطالعات اهل سنت، کتاب «الجد الحثیث فیما لیس بحدیث» تألیف احمد بن عبدالکریم غَزّی (د۱۱۴۳ق) است.
بزرگان مکتب استبصار (شیخیه راستین) به مثابه یک اندیشه با منظومه فکری کامل، درباره این پدیده بیاناتی فرمودهاند. این بیانات به طور منسجم و تحت عنوان خاصی ارائه نشده است؛ بلکه با در نظر گرفتن مجموع فرمایشها دیدگاه این بزرگواران به دست می آید.
برخورد شیخیه با روایات معصومین علیهمالسلام و نقدهای ایشان بر علم رجال، سبب شده است برخی گمان کنند نگاه شیخیه به روایات، یک نگاه به اصطلاح «بی در و پیکر» است و هیچ ضابطهای در میان نیست. این خطا، همچون دیگر خطاهایی است که پژوهشگران مرتکب شدهاند و به شنیدهها اکتفا کرده و منابع اصیل را، خود بررسینکرده، حُکمی صادر کردهاند.
قطعاً شیخیه در برخورد با روایات ضابطهمند عمل کرده و میکنند. تأمل بر همین حدیثنماها، نشان میدهد که شیخیه خطکشیهای مهمی در منظومه فکری خود انجام دادهاند.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در بعضی عبارات خود، یکی از ریشههای پدیده «ما لیس بحدیث» را توضیح فرمودهاند. ایشان میفرمایند برخی از «متفکهین» که شامل اهالی ادبیات و شعر و گعدههای شاعرانه میشود، نزد علماء میرفتند و بعضی عبارات مسجّع و مقفّی یا بعضی کلمات قِصار را نقل کرده و به ائمه نسبت میدادند و شرح آن جملات و کلمات را از آن عالم درخواست میکردند. به تدریج این جملات و کلمات را میان مردم منتشر میکردند و به عنوان مرویّات از ائمه در کتب نقل میشد.
فرآیندی که اشاره شد، همان است که امروزه در تعریف «ما لیس بحدیث» اشاره کردهاند و مرحوم آقای کرمانی اع بیش از یک قرن قبل تذکر فرموده است.
موضع شیخیه درباره این حدیثگونهها چیست؟
برای خواندن متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/hadith/
🔻«ما لیس بحدیث»؛ مفهوم، ریشه و موضعگیریها
«ما لیس بحدیث» عباراتی هستند که به عنوان حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله یا دیگر معصومان علیهمالسلام نقل میشوند؛ ولی در اصل سخن فردی غیر معصوم است. دکتر احمد پاکتچی برای عنوانِ «ما لیس بحدیث»، معادلِ «حدیثنما» یا «حدیثانگاری کلام غیر معصوم» را پیشنهاد کرده است.
حدیثنماها یا «حدیثگونه»ها، طیفی از ضربالمثلها و محاورات تا سخنان حکیمان و فرزانگان را در بر میگیرد که به خطا، حدیث انگاشته شده است. عامل ورود این عبارات به منابع حدیثی، نَه تعمد در دروغ، بلکه خطا یا تسامح است.
در تاریخ شیعه و اهل سنت، مطالعات محدودی با تمرکز بر پدیده حدیثگونهها یا حدیثنماها دیده میشود. یکی از مهمترین این آثار در مطالعات اهل سنت، کتاب «الجد الحثیث فیما لیس بحدیث» تألیف احمد بن عبدالکریم غَزّی (د۱۱۴۳ق) است.
بزرگان مکتب استبصار (شیخیه راستین) به مثابه یک اندیشه با منظومه فکری کامل، درباره این پدیده بیاناتی فرمودهاند. این بیانات به طور منسجم و تحت عنوان خاصی ارائه نشده است؛ بلکه با در نظر گرفتن مجموع فرمایشها دیدگاه این بزرگواران به دست می آید.
برخورد شیخیه با روایات معصومین علیهمالسلام و نقدهای ایشان بر علم رجال، سبب شده است برخی گمان کنند نگاه شیخیه به روایات، یک نگاه به اصطلاح «بی در و پیکر» است و هیچ ضابطهای در میان نیست. این خطا، همچون دیگر خطاهایی است که پژوهشگران مرتکب شدهاند و به شنیدهها اکتفا کرده و منابع اصیل را، خود بررسینکرده، حُکمی صادر کردهاند.
قطعاً شیخیه در برخورد با روایات ضابطهمند عمل کرده و میکنند. تأمل بر همین حدیثنماها، نشان میدهد که شیخیه خطکشیهای مهمی در منظومه فکری خود انجام دادهاند.
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در بعضی عبارات خود، یکی از ریشههای پدیده «ما لیس بحدیث» را توضیح فرمودهاند. ایشان میفرمایند برخی از «متفکهین» که شامل اهالی ادبیات و شعر و گعدههای شاعرانه میشود، نزد علماء میرفتند و بعضی عبارات مسجّع و مقفّی یا بعضی کلمات قِصار را نقل کرده و به ائمه نسبت میدادند و شرح آن جملات و کلمات را از آن عالم درخواست میکردند. به تدریج این جملات و کلمات را میان مردم منتشر میکردند و به عنوان مرویّات از ائمه در کتب نقل میشد.
فرآیندی که اشاره شد، همان است که امروزه در تعریف «ما لیس بحدیث» اشاره کردهاند و مرحوم آقای کرمانی اع بیش از یک قرن قبل تذکر فرموده است.
موضع شیخیه درباره این حدیثگونهها چیست؟
برای خواندن متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/hadith/
🔺اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع به مرحوم شیخ محمدحسن صاحبجواهر؛ به خط شیخ مرحوم اع.
اگرچه صاحبجواهر از شیخ مرحوم اع اجازه دارد؛ ولی در قصصالعلماء جریانی درباره ارتباط وی با شیخ اع نقل شده است. در بخشِ پایانیِ مقاله «دیدگاه شیخیه درباره ما لیس بحدیث» این جریان را بررسیده و نقد کردهایم.
@AghayedNet
اگرچه صاحبجواهر از شیخ مرحوم اع اجازه دارد؛ ولی در قصصالعلماء جریانی درباره ارتباط وی با شیخ اع نقل شده است. در بخشِ پایانیِ مقاله «دیدگاه شیخیه درباره ما لیس بحدیث» این جریان را بررسیده و نقد کردهایم.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه جمادی الآخرة نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی رفع الله شأنه که در ماه جمادی الآخرة نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️دیدگاه شیخیه درباره «مَا لَیسَ بِحَدیث» 🔻«ما لیس بحدیث»؛ مفهوم، ریشه و موضعگیریها «ما لیس بحدیث» عباراتی هستند که به عنوان حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله یا دیگر معصومان علیهمالسلام نقل میشوند؛ ولی در اصل سخن فردی غیر معصوم است. دکتر احمد پاکتچی…»
✔️معرفی نسخهای خطی و جالب توجه از جلد اول و دوم کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة
🔹امتیاز: نسخه در زمان حیات مصنف بزرگوار و نزدیک به زمان تألیف کتابت شده است.
یادداشتی به خط مرحوم شیخ علی بن احمد، فرزند شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه در ابتداء نسخه دیده میشود.
🔹کاتب، ابوالقاسم بن عباس موسوی است. وی این نسخه را هنگام بازگشت از کربلا به سمت گیلان، در کرمانشاه نوشته است.
🔸تحریر جزء اول آن روز شنبه سوم جمادی الآخرة سال ۱۲۳۰ق، در حدود بیست و پنج روز به پایان رسیده است.
🔸جزء دوم در پایان جمادی الآخرة یا اول رجب ۱۲۳۰ ق، در حدود بیست و چهار روز تحریر شده است. براساس نوشته کاتب، روز پایان کتابت این جزء، هم زمان با روز سفر شیخ مرحوم اع از کرمانشاه به سمت عتبات عالیات است.
▪️کاتب در انجامه جلد دوم چنین مینگارد:
«و قد فرغ من کتابته یوم الجمعة سلخ شهر جمادی الآخر او غرة رجب المرجب من سنه ۱۲۳۰ و العبد الجانی الآثم ابن العباس الموسوی ابوالقاسم و مدة کتابته اربع و عشرون یوما تقریبا و کان یوم الفراغ منه یوم ارتحال شیخنا مصنف الکتاب من قصبة کرمانشاهان الی صوب العتبات العالیات سلمه تعالی و اطال بقائه و بلغه اقصی مرامه بمحمد و آله الطاهرین و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. تم.»
🔻به پیوست:
_ تصویر صفحه نخست و صفحه پایانی جلد اول
_ تصویر صفحه نخست و پایانی جلد دوم
_ تصویر نوشته فرزند شیخ مرحوم اع در ابتداء نسخه
@AghayedNet
🔹امتیاز: نسخه در زمان حیات مصنف بزرگوار و نزدیک به زمان تألیف کتابت شده است.
یادداشتی به خط مرحوم شیخ علی بن احمد، فرزند شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه در ابتداء نسخه دیده میشود.
🔹کاتب، ابوالقاسم بن عباس موسوی است. وی این نسخه را هنگام بازگشت از کربلا به سمت گیلان، در کرمانشاه نوشته است.
🔸تحریر جزء اول آن روز شنبه سوم جمادی الآخرة سال ۱۲۳۰ق، در حدود بیست و پنج روز به پایان رسیده است.
🔸جزء دوم در پایان جمادی الآخرة یا اول رجب ۱۲۳۰ ق، در حدود بیست و چهار روز تحریر شده است. براساس نوشته کاتب، روز پایان کتابت این جزء، هم زمان با روز سفر شیخ مرحوم اع از کرمانشاه به سمت عتبات عالیات است.
▪️کاتب در انجامه جلد دوم چنین مینگارد:
«و قد فرغ من کتابته یوم الجمعة سلخ شهر جمادی الآخر او غرة رجب المرجب من سنه ۱۲۳۰ و العبد الجانی الآثم ابن العباس الموسوی ابوالقاسم و مدة کتابته اربع و عشرون یوما تقریبا و کان یوم الفراغ منه یوم ارتحال شیخنا مصنف الکتاب من قصبة کرمانشاهان الی صوب العتبات العالیات سلمه تعالی و اطال بقائه و بلغه اقصی مرامه بمحمد و آله الطاهرین و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. تم.»
🔻به پیوست:
_ تصویر صفحه نخست و صفحه پایانی جلد اول
_ تصویر صفحه نخست و پایانی جلد دوم
_ تصویر نوشته فرزند شیخ مرحوم اع در ابتداء نسخه
@AghayedNet